السلام عليكم ورحمة الله وبركاته أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. والصلاة والسلام على رسولنا محمد سيد الأولين والآخرين. مدد يا رسول الله، مدد يا سادتي أصحاب رسول الله، مدد يا مشايخنا، دستور مولانا الشيخ عبد الله الفايز الداغستاني، الشيخ محمد ناظم الحقاني. مدد. طريقتنا الصحبة والخير في الجمعية.
حدیثی وجود دارد که ما در خطبه جمعه گذشته آن را تلاوت کردیم.
در آن، ویژگیهای یک منافق بسیار دقیق توصیف شده است.
بر این اساس، یک منافق چهار ویژگی خاص دارد.
پیامبر ما، صلی الله علیه و سلم، میفرمایند: اگر این چهار ویژگی در یک انسان جمع شود، او یک منافق مطلق است.
اگر کسی تنها یکی از آنها را داشته باشد، بخشی از نفاق را در درون خود دارد. اما اگر توبه کند، این ویژگی دوباره از بین میرود.
شکر الله که در واقع رهایی از آن اصلاً کار سختی نیست.
اول اینکه میفرمایند: وقتی سخن میگوید، دروغ میگوید.
دوم: وقتی وعدهای میدهد، خلف وعده میکند.
سوم: وقتی چیزی به او امانت داده میشود، در آن خیانت میکند و ادعا میکند: «من آن را ندارم.»
چهارم: وقتی اختلاف نظر یا دعوایی پیش میآید، جنجال بزرگی به پا میکند.
او با صدای بلند فریاد میزند و داد و بیداد میکند.
بنابراین در واقع خلاص شدن از این ویژگیها سخت نیست.
گاهی اوقات انسان با خود عهد میکند: «من با نفس خود مبارزه خواهم کرد، من از شر آن خلاص خواهم شد» – اما موفق نمیشود.
اما از این عادات و رفتارهای خاص میتوان به راحتی رها شد.
کافی است انسان دروغ نگوید، به عهد خود وفا کند، خیانت نکند، از پشت به کسی خنجر نزند و با اطرافیان خود به خوبی سازگار باشد.
علاوه بر این، جنجال به پا نکند. وقتی دعوا میکند، داد و بیداد نکند و به دیگران حملهور نشود.
این چهار نشانه یک منافق واقعاً ویژگیهای بدی هستند.
پیامبر ما، صلی الله علیه و سلم، فرمودند: اگر تمام این ویژگیها وجود داشته باشد – الله ما را حفظ کند – آنگاه آن شخص یک منافق مطلق است.
و اگر کسی هنوز نشانههایی از نفاق را در درون خود داشته باشد، میتواند به راحتی از شر آنها نیز خلاص شود.
شکر الله، ما اهل طریقت، با اذن الله بیشتر این موارد را در خود نداریم.
و اگر باز هم اندکی از آن وجود داشته باشد، رهایی از آن نیز دشوار نیست.
الله یاریمان کند.
انشاءالله بتوانیم این عادات بد و این ویژگیهای ناپسند و زشت را کنار بگذاریم.
الله ما را از آن حفظ کند و انشاءالله اجازه ندهد که مغلوب نفس خود شویم.
2026-08-08 - Dergah, Akbaba, İstanbul
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ (9:119)
او میفرماید: «ای کسانی که ایمان آوردهاید! از الله پروا کنید و با راستگویان باشید.»
الله متعال میفرماید: «راستگو باشید تا زندگی شما خوب و زیبا شود.»
اما مردم با راستگویان همراه نمیشوند، زیرا نفسشان به آنها اجازه نمیدهد؛ آنها یا به بدیها میپردازند یا به امور بیاهمیت.
آنها با تمام وجود خود را وقف چیزهای کاملاً بیاهمیت میکنند.
مردم با چنان اشتیاقی به کارهای بد، یا بهتر است بگویم به کارهای حاشیهای، چنگ میزنند که...
به کارهای بد هم البته، اما من روزهاست که به این موضوع فکر میکنم: غیرضروریترین چیزی که بیش از همه به آن دلبسته میشوند، فوتبال است.
فوتبال به خودی خود یک مسئله حاشیهای است. خب، آدم کمی بازی میکند، میدود، تفریح میکند – این قابل درک است. اما بعد پای باشگاههای فوتبال به میان میآید.
مردم با چنان فداکاری و ارادتی به این باشگاهها وابسته میشوند که متقاعد کردنشان به تغییر باشگاه تقریباً غیرممکن است.
حتی اگر میلیونها به آنها پیشنهاد دهید، باشگاه خود را تغییر نمیدهند.
اما وقتی پای راه حق در میان باشد، به شدت متزلزل و بیثبات هستند.
آنها سر قول خود نمیمانند.
نمیتوان به آنها اعتماد کرد.
اما وقتی پای باشگاهشان در میان باشد، هیچ تزلزل، هیچ پیمانشکنی و هیچ عقبنشینیای در کار نیست.
آنها تا آخر عمر به این اشتیاق وفادار میمانند.
همه اینها امور پوچ و بیارزشی هستند. آنچه واقعاً اهمیت دارد، استوار ماندن در راه الله است.
وقتی انسان یک راهنمای معنوی واقعی (مرشد) پیدا کرد، باید از او پیروی کند.
این راه بازیچه کودکان نیست.
زندگی ارزشمند است.
زمان ارزشمند است.
به خاطر یک مسئله کاملاً پوچ و بیارزش عصبانی میشوی، دعوا میکنی و به دیگران توهین میکنی.
بسیار خب، تو فوتبال را دوست داری، این را میفهمیم. اما چرا باید به خاطر چنین چیزهای بیارزشی اینقدر عصبانی شد؟ انسان باید کمی فکر کند.
خب، تو این را دوست داری، این قابل درک است. اما اگر فداکاری، وفاداری و اعتمادی را که به یک باشگاه نشان میدهی در راه الله نشان میدادی، به یکی از دوستان بزرگ الله تبدیل میشدی.
به همین دلیل، همانطور که گفته شد، شیطان انسان را یا با امور پوچ سرگرم میکند یا با گناهان.
الله ما را از این امر حفظ کند.
این یک بیماری عجیب و یکی از بزرگترین مشکلات آخرالزمان است.
همانطور که گفته شد: انسان میتواند چیزها را دوست داشته باشد، اما سرسپردگی و ارادت واقعی باید به سوی الله باشد.
الله یار و یاور ما باشد.
انشاءالله که او ما را از مشغول شدن بیش از حد به امور پوچ دنیوی در امان بدارد.
2026-08-07 - Dergah, Akbaba, İstanbul
"آسان بگیرید و سخت نگیرید." (یسّروا و لا تعسّروا)
الله، قادر متعال و بلندمرتبه، میخواهد که آسان باشد.
او میفرماید: آن را بیدلیل سخت نکنید.
دین راحتی میآورد، دین به معنای آسانی است.
الله اسلام را هماهنگ با فطرت طبیعی بشریت نازل کرده است.
بنابراین این دین باید آسان باشد تا مردم بتوانند در راه الله پیش بروند.
گاهی مردم میترسند و از خود میپرسند که طریقت واقعاً چیست.
وقتی کلمه طریقت را میشنوند، فکر میکنند باید سنگهایی را بر پشت خود بار کنند و بکشند.
اما اینطور نیست.
ما دقیقاً همان کاری را انجام میدهیم که هر مسلمان دیگری نیز انجام میدهد.
تنها کار اضافهای که ما انجام میدهیم، این است که خود را به یک مرشد (معلم معنوی) میسپاریم.
زیرا طریقت راهی است که به زمان پیامبر ما (درود و سلام بر او باد) بازمیگردد.
«طریق» در ترجمه لغوی صرفاً به معنای «راه» است.
انسانی که این راه را بهدرستی طی کند، با اذن الله به بهشت میرسد - بدون هیچگونه اجبار و بدون انجام کار بد.
با اذن الله، این راه چیزی بسیار زیباست و یک بار اضافی نیست.
هر مسلمانی نمازهایش را میخواند و روزه میگیرد.
کسی که عضو یک طریقت است نیز این کارها را انجام میدهد، اما توجه بسیار بیشتری به سنت دارد.
علاوه بر این، او در راهی که الله، قادر متعال و بلندمرتبه، برای ما تعیین کرده است، خالصانه به دیگران کمک میکند.
او بر اساس صلاحدید خود عمل نمیکند، بلکه راه را طبق قوانین و آداب اسلام دنبال میکند.
دقیقاً همین است. طریقت یعنی این.
برخی از مردم وقتی کلمه طریقت را میشنوند، آن را چیز وحشتناکی میدانند و میخواهند از آن دوری کنند.
در حالی که طریقت در حقیقت مایه محافظت است.
تفاوت بین یک طریقت و یک جماعت (گروه) بسیار زیاد است.
در یک جماعت، اغلب فقط الله میداند که چگونه به وجود آمده است، در آنجا چه کارهایی انجام میشود و آیا نیت آنها غیرصادقانه است یا بد.
از آنجا که در آنجا بسیاری از کارها توسط نفس کنترل میشود، چنین جوامعی ناگزیر دچار کاستیهایی هستند.
دقیقاً به همین دلیل است که طریقت اینقدر مهم است.
انسانی که در راه طریقت قدم میگذارد، با اذن الله در مسیر حق قرار دارد و از آن منحرف نمیشود.
و راه حق، همان راه الله است.
انشاءالله، الله به همه شما برکت دهد.
و همچنین به همه افراد دیگر، زیرا این راه یک هدیه بزرگ و یک موهبت واقعی است.
انشاءالله، الله این را نصیب همه بگرداند.
2026-08-06 - Dergah, Akbaba, İstanbul
پیامبر ما، که درود و سلام الله بر او باد، فرمود: «الدال علی الخیر کفاعله.»
کسی که دیگران را به کار نیکی راهنمایی کند یا راه رسیدن به آن را نشان دهد، مانند کسی است که خود آن کار نیک را انجام داده است.
پیامبر ما، که درود و سلام الله بر او باد، میفرماید: کسی که به همنوعان خود نیکی کند، باعث خیر و احسان شود، به آنها کمک کند یا دیگران را به کمک کردن وادارد، همان پاداشی را دریافت میکند که خودِ انجامدهنده آن کار میگیرد.
زیرا بزرگترین هدف یک مسلمان این است که برای همنوعان خود مفید باشد.
هدف اصلی اسلام این است که به تمام بشریت نیکی کند و رحمت و مهربانی نشان دهد.
الله بلندمرتبه و توانا، اسلام را نازل کرد تا نه تنها برای انسانها، بلکه برای حیوانات، محیط زیست و تمام آفرینش خیر و نیکی به همراه داشته باشد.
در اسلام هیچ بدی وجود ندارد، در اسلام فقط نیکی و زیبایی است.
به همین دلیل در اسلام، کسی که راه نیکی را نشان میدهد، همان پاداشی را میگیرد که یادگیرنده و انجامدهنده آن کار نیک دریافت میکند، همانطور که پیامبر ما، درود و سلام الله بر او باد، میفرماید.
کلمات او سرشار از برکت است.
البته وقتی انسانها میخواهند این کارهای نیک را انجام دهند، شیطان آرام نمینشیند، زیرا این به مذاق او خوش نمیآید. او نه میخواهد نیکی نشان داده شود و نه اینکه نیکی انجام شود.
شیطان میخواهد که همیشه فقط بدی اتفاق بیفتد، درگیری و هرجومرج حاکم باشد و مطلقاً هیچ صلحی وجود نداشته باشد.
به همین دلیل، او کسانی را که نیکی میکنند تحت فشار قرار میدهد و به آنها حمله میکند.
اما انسانی که در مسیر الله قرار دارد، به این موضوع توجهی نمیکند و به راه خود ادامه میدهد.
او از هیچکس انتظار تشکر ندارد.
او از هیچکس انتظار کلمات ستایشآمیز نیز ندارد.
هر کاری که انجام میدهد، فقط برای رضایت الله انجام میدهد.
او با خود میگوید: «ما این کار را برای رضایت الله انجام میدهیم. هر کس خوشش آمد که آمد، و هر کس خوشش نیامد هم نیامد.»
اگر الله بلندمرتبه و توانا از ما راضی باشد، هر چیز دیگری بیاهمیت است.
باشد که خشنودی و رضایت الله همیشه همراه ما باشد.
انشاءالله که همیشه هموارکننده راه نیکی باشیم.
2026-08-05 - Dergah, Akbaba, İstanbul
پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) میفرمایند:
مَنْ أَحْيَا سُنَّتِي عِنْدَ فَسَادِ أُمَّتِي فَلَهُ أَجْرُ مِائَةِ شَهِيدٍ
أو كما قال - اگر در بیان واژگان دقیق اشتباه کرده باشم، دستکم معنای سخنان ایشان چنین بود.
پیامبر ما میفرمایند: «کسی که سنت مرا زنده کند، زمانی که امت من از راه راست منحرف شده باشند، پاداش صد شهید را دریافت خواهد کرد.»
سنت پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) شامل تمام کارهایی است که خود ایشان انجام داده و الگوی آن بودهاند.
این را نباید فراموش کنیم.
پیروان طریقت با تمام توان از این سنت پیروی میکنند.
با این حال، افرادی نیز هستند که سنت را رد میکنند.
آنها خود را مسلمان مینامند، اما درباره پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) میگویند: «پیامبر هم فقط انسانی مانند ما بود، نیازی نیست از سنت او پیروی کنیم.»
از روی لباسشان ممکن است آنها را مسلمان فرض کنید، اما رفتار آنها هیچ ربطی به ظاهر و منش مسلمانان ندارد.
آنها چیزهایی را بهعنوان سنت معرفی میکنند که اصلاً سنت نیستند.
و دیگران نیز با این باور که آن کارها سنت است، از آنها تقلید میکنند و سعی میکنند مانند آنها رفتار کنند.
بارزترین مثال برای این موضوع این است: وقتی این افراد برای نماز میایستند، پاهای خود را بیش از حد باز میکنند - به این بهانه که باید پایشان به پای نفر کناری برخورد کند.
این کار مطلقاً هیچ ربطی به سنت ندارد.
سنت در نماز این است که شانه به شانه بایستید، نه پا به پا.
بر اساس مذهب حنفی، فاصله بین پاها باید حداکثر پنج تا ده سانتیمتر باشد.
در مذهب شافعی این فاصله میتواند کمی بیشتر باشد، اما - پناه بر الله - پاها را آنقدر کامل باز نمیکنند که انگار میخواهند قضای حاجت کنند.
اینطور نیست. این کار سنت نیست و حتی از دور هم هیچ ارتباطی با آن ندارد.
از همین جا میتوان افرادی را که سنت را رد میکنند، بهوضوح شناخت.
معرفی این کار بهعنوان سنت و فریب دادن مردم به این شکل، یک گناه است.
زیرا پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) نه خودشان این کار را انجام دادهاند و نه به آن دستور دادهاند.
بلکه ایشان دستور دادهاند که در نماز جماعت، شانهها در صف باید به هم متصل باشند.
البته وقتی فرد بهتنهایی نماز میخواند، این کار ضروری نیست. در آن حالت، هر کس بهسادگی در جای خود میایستد.
اما در نماز واجب (فرض)، هدف تشکیل یک صف بههمپیوسته با شانههاست، نه اینکه پا به پا بایستند.
آنها این کار را «سنت» مینامند و مردم را گمراه میکنند.
پوشاندن سر نیز بخشی از سنت است. زنان که در هر صورت باید روسری سر کنند، اما مردان هم باید عرقچین (کلاه) بر سر بگذارند - این سنت است.
سنتی که بسیار بیشتر روی آن تأکید شده، عمامه است، اما چنین افرادی در عمرشان عمامه نمیگذارند.
نهایتاً برخی از آنها مانند زنان پارچهای روی سر خود میاندازند و سپس آن را بهعنوان سنت معرفی میکنند.
سنت این است که عرقچین پوشیده شود. پیامبر ما آن را «قلنسوه» نامیدند که به معنای عرقچین است. بستن عمامه شکلی از سنت است که حتی پاداش بیشتری به همراه دارد.
کسی که از سنت پیروی میکند، به این موارد توجه دارد.
اما باز کردن پاها تا حد امکان به نام سنت و ایجاد یک منظره عجیب در این حین، قطعاً سنت نیست.
سر برهنه، ریش به بلندی یک وجب، بدون سبیل، شلوارهای تا روی زانو ... این سنت نیست؛ ظاهر سنت اینگونه نیست.
سنت همان راه زیبایی است که پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) به ما نشان دادهاند.
کسی که از ایشان پیروی کند، دیگر به هیچ چیز نیازی ندارد.
ایستادن و حلال را حرام اعلام کردن نیز گناه بزرگی است.
بنابراین، متأسفانه گاهی میبینم که حتی برخی از برادران ما پاهای خود را اینگونه باز میکنند.
آنها شاید به عمره یا حج رفتهاند، آن را در آنجا دیدهاند و با خود فکر کردهاند: «پس اسلام این است، باید پاها را اینگونه باز کرد.»
اما اصلاً اینطور نیست. مراقب باشید.
دقیقاً به این توجه کنید که چه چیزی واقعاً سنت است و چه چیزی نیست.
این رفتار از ویژگیهای کسانی است که سنت را رد میکنند و هیچ احترامی برای پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) قائل نیستند.
از آنها پیروی نکنید و از آنها دور بمانید.
از آنها تقلید نکنید، بلکه سعی کنید شبیه پیامبر ما باشید.
پیامبر ما در این باره میفرمایند:
مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ فَهُوَ مِنْهُمْ
«کسی که از قومی (گروهی) تقلید کند، از آنهاست.»
الله ما را حفظ کند و از شر آنها در امان بدارد.
شر شیطان بزرگ است؛ او نیکی را بد و بدی را خوب جلوه میدهد.
الله ما را حفظ کند و به همه ما هوشیاری عطا فرماید.
2026-08-04 - Dergah, Akbaba, İstanbul
„Ismau wa'u... fantaffiu.“
بشنوید و درک کنید.
اگر آن را درک کنید، از آن بهرهمند خواهید شد.
این یک حدیث نیست، بلکه احتمالاً سخنی از سیدنا ابوبکر یا سیدنا عثمان است.
زیرا مردم گوش میدهند، اما درک نمیکنند.
آنها فقط حرف میزنند، بدون اینکه از آنچه گفته میشود سودی ببرند.
به همین دلیل این کلمات مبارک میگویند: «بشنوید و درک کنید.»
بدون درک کردن عمل نکنید.
اگر درک کنید، از آنچه شنیدهاید بهره واقعی خواهید برد.
بیشتر مردم فقط میآیند تا آنچه را که از قبل در سر دارند بگویند.
در عین حال، نه میفهمند که طرف مقابل چه میگوید و نه از آن بهرهای میبرند.
بنابراین، وقتی از دیگران راهنمایی، دانش یا نظری میخواهید، به دقت گوش دهید و سعی کنید آن را بفهمید.
درک کردن، کارها را بسیار آسانتر میکند.
نباید به این نگاه کنید که چه چیزی را میخواهید بشنوید، بلکه باید به این توجه کنید که چه چیزی لازم است.
امروزه مردم در الگوهای فکری ثابتی گرفتار شدهاند و انتظار دارند طرف مقابلشان دقیقاً همان حرف را بزند.
اگر دیگری موافقت کند، برای آنها همهچیز مرتب است.
با این حال، خودشان اغلب اصلاً نمیفهمند که چه میگویند، چه میخواهند، چه میپرسند یا چه پاسخی دریافت میکنند.
حتی اگر ایده خودشان باشد، غالباً حتی نمیدانند که معنی آن اصلاً چیست.
به همین دلیل باید دقت کرد.
باید آنچه را که گفته میشود واقعاً درک کرد.
فقط در صورتی که آن را درک کنید، از آن بهرهمند میشوید؛ اگر آن را درک نکنید، کاملاً بیفایده است.
به همین دلیل این درسها وجود دارند. الله عزوجل، قرآن مجید را نازل کرده است؛ این کلامی مبارک و مقدس است، کلام الله عزوجل.
برای درک صحیح آن، حتماً به یک شیخ یا عالم نیاز است.
شما نمیتوانید آن را به سادگی بر اساس تصورات خود تفسیر کنید.
امروزه برخی افراد مدعی دانایی پیدا میشوند و میگویند: «ما خودمان میخوانیم و میفهمیم، نیازی به مذهب و طریقت نیست، ما خودمان به تنهایی آن را درک میکنیم.»
اما شما نمیتوانید این کار را بکنید.
همانطور که قبلاً گفته شد: شما نه میفهمید که چه میپرسید و نه پاسخی را که دریافت میکنید درک میکنید.
شما چیزهایی را سر هم میکنید و ادعا میکنید: «من آن را فهمیدم»، اما اینها فقط وسوسههای شیطان هستند.
الله ما را از آن حفظ کند.
الله ما را از کسانی قرار دهد که به راستی درک میکنند.
باشد که ذهن و قلب ما باز شود.
نباید فقط با عقل، هوش و سر درک کرد، بلکه با قلب نیز باید فهمید.
الله قلبهای همه ما را بگشاید تا انشاءالله حقیقت را بشناسیم.
2026-08-04 - Dergah, Akbaba, İstanbul
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ۔ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «فِي كُلِّ ذَاتِ كَبِدٍ حَرَّى أَجْرٌ۔»
پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) فرمودند: آب دادن به هر موجود زنده تشنهای – در زبان عربی برای تشنگی شدید از عبارت «کسی که جگرش میسوزد» استفاده میشود – دقیقاً آب دادن به چنین موجودی، صدقه محسوب میشود.
و این یک صدقه عظیم است.
بزرگترین صدقه، آب دادن است.
این فقط در مورد انسانها صدق نمیکند: آب دادن به حیوانات، حشرات – به هر چیزی که وجود دارد، چه خوب و چه بد – یک صدقه است.
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «كُلُّ سُلَامَى مِنَ النَّاسِ عَلَيْهِ صَدَقَةٌ، كُلَّ يَوْمٍ تَطْلُعُ فِيهِ الشَّمْسُ تَعْدِلُ بَيْنَ الِاثْنَيْنِ صَدَقَةٌ، وَتُعِينُ الرَّجُلَ عَلَى دَابَّتِهِ فَتَحْمِلُهُ عَلَيْهَا أَوْ تَرْفَعُ لَهُ عَلَيْهَا مَتَاعَهُ صَدَقَةٌ، وَالْكَلِمَةُ الطَّيِّبَةُ صَدَقَةٌ، وَكُلُّ خُطْوَةٍ تَخْطُوهَا إِلَى الصَّلَاةِ صَدَقَةٌ، وَتُمِيطُ الْأَذَى عَنِ الطَّرِيقِ صَدَقَةٌ۔»
پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) میفرمایند: برای هر یک از مفاصل انسان، در هر روزی که خورشید طلوع میکند، باید صدقهای داده شود.
امروزه وقتی به مردم میگوییم: «صدقه بدهید»، اغلب پاسخ میدهند: «من که هر ماه یا هفتهای یک بار، هزار یا پنج هزار لیر صدقه میدهم.»
در حالی که لازم است برای تکتک روزها صدقه داده شود.
البته نیازی نیست پنج هزار لیر بدهید، شاید روزی صد لیر هم کافی باشد.
اگر کسی از نظر مالی توانایی این کار را ندارد، در این صورت – به فرموده پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) – باید این صدقه را به روشهای دیگری پرداخت کند.
میانجیگری عادلانه بین دو نفر، یک صدقه است.
به این معنا که اگر دو نفر شما را به عنوان میانجی و داور انتخاب کنند: قضاوت عادلانه درباره اینکه چه کسی بر حق است و چه کسی مقصر، و گفتن حقیقت، یک صدقه است.
بنابراین، صدقه فقط به معنای بخشش پول نیست. حتی همین کار نیز یک صدقه است.
کمک کردن به کسی برای سوار شدن بر اسبش... در گذشته سوار شدن بر اسب اغلب کار دشواری بود. کمک کردن به او در این کار، و نگه داشتن زین یا افسار، برای شما به عنوان یک صدقه به حساب میآید.
یا کمک کردن به او برای بار زدن بارش نیز یک صدقه است.
بار زدن یک حیوان بارکش به تنهایی دشوار است. وقتی بار را از یک طرف بلند میکنید، شخص دیگری باید در طرف دیگر آن را نگه دارد.
پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) میفرمایند کمک کردن در همین کار نیز یک صدقه است.
یک سخن نیک یک صدقه است.
این بدان معناست که: سلام کردن به کسی، زدن حرفهای خوب، احوالپرسی کردن – همه اینها صدقه است.
این نیز برای شما به عنوان صدقهای که باید برای مفاصل بدنتان بپردازید، محاسبه میشود.
هر قدمی که به سوی نماز برمیدارید، یک صدقه است.
فرقی نمیکند که مسجد صد یا دویست قدم دورتر باشد، همه این قدمها به عنوان صدقه محسوب میشوند.
از آنجا که تکتک قدمها به حساب میآیند، این سیصد، چهارصد یا پانصد قدمی که تا آنجا برمیدارید، یک صدقه بزرگ و واحد است.
نشان دادن راه به کسی یک صدقه است.
کسی از شما آدرسی میپرسد و شما راه را به او نشان میدهید. اگر این را با مهربانی برای او توضیح دهید، این یک صدقه است.
برداشتن موانع یا خطرات از سر راه، یک صدقه است.
برای مثال چه چیزی؟ یک سنگ، یک تپه خاک، خارها یا چیزهای مشابه... پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) میفرمایند دور کردن اینها از مسیر، به عنوان یک صدقه شمرده میشود.
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «كُلُّ قَرْضٍ صَدَقَةٌ۔»
پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) میفرمایند: هر قرض دادنی یک صدقه است.
به این کار «قرضالحسنه» نیز میگویند – وامی نیکو که به خاطر الله داده میشود.
حتی اگر پول خود را پس بگیرید، به این معنی که بخشش خالصی بدون بازگشت نیست، صرفِ همین قرض دادن به عنوان یک صدقه به حساب میآید.
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «كُلُّ مَعْرُوفٍ صَدَقَةٌ۔»
پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) میفرمایند: هر کار نیکی یک صدقه است.
کارهای نیک زیادی وجود دارد. هر نوع خوبی – نیکی کردن به والدین، فرزندان، همسایگان و همنوعان – به عنوان صدقه محسوب میشود.
بنابراین هیچ چیزی وجود ندارد که بیهوده باشد.
برای یک مسلمان، برای یک مؤمن، هیچ چیزی از بین نمیرود. تمام اینها نزد الله به عنوان صدقه، برکت، کار نیک و پاداش ثبت میشود.
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «كُلُّ مَعْرُوفٍ صَنَعْتَهُ إِلَى غَنِيٍّ أَوْ فَقِيرٍ فَهُوَ صَدَقَةٌ۔»
پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) میفرمایند: هر کار نیکی که در قبال مردم انجام میدهید – چه ثروتمند باشند و چه فقیر – یک صدقه است.
بنابراین نباید فکر کرد: «او ثروتمند است. اگر به او نیکی کنم، این به عنوان صدقه به حساب نمیآید.» چرا، این هم محسوب میشود.
هر کار نیکی به عنوان صدقه پذیرفته میشود.
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «كُلُّ مَعْرُوفٍ صَدَقَةٌ، وَالدَّالُّ عَلَى الْخَيْرِ كَفَاعِلِهِ، وَاللَّهُ يُحِبُّ إِغَاثَةَ اللَّهْفَانِ۔»
پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) میفرمایند: هر کار نیکی یک صدقه است.
صدها و هزاران نوع کار نیک وجود دارد.
پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) میفرمایند هر یک از آنها یک صدقه است.
کسی که راهنمای نیکی است، مانند کسی است که آن را انجام میدهد.
به این معنا که اگر شخص دیگری را به انجام یک کار نیک تشویق کنید – خواه یک نماز به خاطر الله، یک دعا یا یک کمکرسانی باشد – همان پاداشی را دریافت میکنید که انجامدهنده آن دریافت میکند.
الله دوست دارد که به کسی که درمانده شده است، کمک شود.
پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) میفرمایند کسی که به فردی در شرایط سخت یاری میرساند، کسی که ناامید است و دوران سختی را میگذراند، الله او را دوست دارد.
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «مَنْ مَنَحَ مَنِيحَةَ وَرِقٍ، أَوْ مَنِيحَةَ لَبَنٍ، أَوْ أَهْدَى زُقَاقًا، فَهُوَ كَعِتْقِ نَسَمَةٍ۔»
پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) میفرمایند: کسی که حیوان خود را عاریه میدهد تا کسی از شیر آن استفاده کند، کسی که به فرد نیازمندی پول قرض میدهد یا به فرد گمگشتهای راه را نشان میدهد، چنان پاداشی دریافت میکند که گویی یک برده را آزاد کرده است.
در آن زمان مردم حیوانات را عاریه میدادند – البته امروز دیگر کمتر کسی خودش شیر میدوشد، بلکه شیر را در پاکت میخرند. به خاطر الله، یک فرد فقیر از حیوان مراقبت میکرد، از شیر آن استفاده میکرد و وقتی شیر آن خشک میشد، آن را به صاحبش برمیگرداند.
پاداش کسی که چنین عمل میکند، به کسی پول قرض میدهد یا به فرد گمگشتهای راه را نشان میدهد، بسیار عظیم است. این کار مانند آن است که او یک برده را آزاد کرده باشد.
آزاد کردن یک برده یکی از بزرگترین کارهای نیک به شمار میرود.
البته امروزه مردم باید همانگونه عمل کنند که پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) در ابتدای این مبحث صدقه دستور دادهاند. پیش از هر چیز، انسان باید به معاش خود و خانوادهاش توجه کند و تنها آنچه را که باقی میماند صدقه دهد – بدون اینکه از دیگران پول قرض بگیرد و خود را به دردسر بیندازد.
اگر پس از آن چیزی باقی ماند و شخص مقابل نیز واقعاً نیازمند بود، در این صورت آن را میبخشد.
نباید اینگونه فکر کرد: «من پول قرض میگیرم، سود زیادی به دست میآورم، بیشتر قرض میگیرم تا به او بدهم و او سپس یک «مزرعه» راهاندازی میکند.»
اما منظور من از این مزرعه، یک مزرعه دامپروری با گوسفندان چهارپا نیست. من درباره مزارع استخراج بیتکوین و ارزهای دیجیتال صحبت میکنم. این دوپاهایی که به این کار میپردازند، خانوادههای خود را به ویرانی میکشانند.
آنها میروند و از دیگران پول قرض میگیرند. به چنین افرادی اصلاً نباید پول قرض داد.
به کسی که قمار میکند، در بورس سفتهبازی میکند یا با چیزهای بیهودهای مانند ارزهای دیجیتال سروکار دارد، نباید پولی داد. من مخالف بزهای واقعی نیستم، شما میتوانید بروید و بز بخرید. اما به هیچ وجه به کسی که به مواد مخدر و قرص اعتیاد دارد، پول قرض ندهید.
اغلب مردم میآیند و میپرسند: «ما باید چه کار کنیم؟»
من پاسخ میدهم: «به آنها پول ندهید.»
اگر به او پولی ندهند، چه کار خواهد کرد؟ او به سادگی نمیتواند این چیزهای شیطانی را بخرد.
سپس میگویند: «اما در این صورت از دست ما عصبانی میشود.» بگذار عصبانی شود!
آنها میگویند: «او خواهد مرد.» پس بگذار بمیرد، این برای او بهتر است. حداقل در این صورت بدون انباشتن گناهان بیشتر، پاک از این دنیا میرود.
بیایید این موضوع را در اینجا کاملاً صریح بیان کنیم. نه تنها ترکیه ما، بلکه تمام جهان از این مشکل رنج میبرد.
هر چه بیشتر تسلیم خواستههای نفسانی چنین فردی شوید، وضعیت را بدتر میکنید.
او در حال حاضر هم نابود شده است. برادر من، اجازه نده خودت هم با او به تباهی کشیده شوی.
موضوع صدقه باید دقیقاً همانطور فهمیده شود که پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) از ابتدا توضیح دادهاند: هر چیزی که شما در ابتدا برای خود و خانوادهتان خرج میکنید، خودش یک صدقه است.
ابتدا آنها را تأمین کنید، پس از آن میتوانید به دیگران رسیدگی کنید.
وقتی خانواده خودتان نیازمند است، نباید بگویید: «آن کودک آنجا گریه میکند، میخواهم به او کمک کنم»، و با این کار اگرچه به دیگری کمک میکنید، اما خود را به پرتگاه میاندازید.
بیایید به این موضوع توجه کنیم.
ما در دوران وحشتناکی زندگی میکنیم، دیگر مثل گذشته نیست.
در گذشته مردم به قول خود پایبند بودند، همدلی و شفقت داشتند. هنوز احساس شرم و حیا وجود داشت – امروزه چیزی از آن باقی نمانده است.
جوانان بیشرمانه مادران، پدران و خانوادههای خود را با این کلمات آزار میدهند: «من میخواهم پول دربیاورم، شما به من پول بدهید!»
الله آنها را هدایت کند.
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «مَنْ مَنَحَ مَنِيحَةً غَدَتْ بِصَدَقَةٍ وَرَاحَتْ بِصَدَقَةٍ صَبُوحُهَا وَغَبُوقُهَا۔»
پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) میفرمایند: حیوانی که فردی عاریه میدهد تا از شیرش استفاده کنند، صبح و عصر پاداش یک صدقه را برای او به همراه دارد.
همانطور که پیشتر ذکر شد، فرقی نمیکند گوسفند باشد یا بز: کسی که آن را عاریه میدهد تا از شیرش استفاده شود، تا زمانی که حیوان دوشیده میشود، صبح و عصر پاداش یک صدقه را دریافت میکند.
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «خَيْرُ الصَّدَقَةِ الْمَنِيحَةُ، تَغْدُو بِأَجْرٍ وَتَرُوحُ بِأَجْرٍ۔»
پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) میفرمایند: بهترین صدقه، حیوان شیرده عاریه داده شده است.
پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) میفرمایند: «آن با پاداش بیرون میرود و با پاداش (برکت) بازمیگردد.»
همانطور که گفته شد، صحبت از یک حیوان عاریه داده شده است – که میتواند یک گوسفند، یک بز یا یک گاو باشد.
فقرا و نیازمندان از حیوان مراقبت میکردند، از شیر آن استفاده میکردند، و این تمام نیازهای آنها را برطرف میکرد.
در گذشته، کسی که یک یا دو گاو داشت، ثروتمند محسوب میشد.
اما امروزه، کسی که دویست گاو دارد فقط در میان کودها زحمت میکشد و تقریباً هیچ چیزی به دست نمیآورد.
آنها جهان را ویران کردهاند. آنها هیچ برکتی باقی نگذاشتهاند، هیچ چیزی باقی نمانده است.
الله صاحب حقیقی آن را بفرستد.
تا آن برکت قدیمی دوباره بازگردد.
انشاءالله روزهای بهتری فرا برسد.
2026-08-03 - Dergah, Akbaba, İstanbul
وَقِهِمُ ٱلسَّيِّـَٔاتِۚ وَمَن تَقِ ٱلسَّيِّـَٔاتِ يَوۡمَئِذٖ فَقَدۡ رَحِمۡتَهُ (40:9)
الله، بلندمرتبه و توانا، در قرآن کریم به ما میآموزد که دعا کنیم:
ما را از گناهان محفوظ بدار.
کسی که از گناهان محفوظ بماند، به رحمت او دست یافته است.
او در محاصره رحمت الله است.
زیرا هر انسانی مستعد ارتکاب گناه است.
گناهان کوچک و بزرگ وجود دارند.
پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) فرمودند: «کل بنی آدم خطاء».
این بدان معناست که هر انسانی اشتباه میکند و مرتکب گناه میشود.
اما بهترینِ آنها کسانی هستند که توبه میکنند و آمرزش میطلبند.
وقتی به خیابان میروید، در همهجا انسانهایی را میبینید که گناه میکنند.
اما نسبت به آنها احساس برتری نکنید.
بالاخره شما فرشته نیستید.
این الله است که اگر بخواهد از شما محافظت میکند. به همین دلیل ما همیشه خواستار پناه او هستیم.
باشد که الله ما را ببخشد، زیرا ما نیز گناهکاریم.
باشد که او ما را از کسانی قرار دهد که گناهان خود را میشناسند، توبه میکنند و آمرزش میطلبند.
به اعمال دیگران نگاه نکنید و فکر نکنید: «من از آنها بهترم.»
الله ما را از این امر محفوظ بدارد.
تا زمانی که انسان زنده است، ممکن است هر اتفاقی برایش بیفتد.
نیاکان ما از پیش گفتهاند: «حرفهای بزرگتر از دهانت نزن و نگو: 'من این هستم، من آن هستم.'»
کسی که اینگونه متکبرانه سخن میگوید، اصلاً متوجه نمیشود که چگونه بلایی بر سرش میآید و در غفلت خود نابود میشود.
الله ما را از این امر محفوظ بدارد. بیایید در غفلت گرفتار نشویم.
ما باید ضعفهای خود را بشناسیم تا قربانی نفس خود نشویم.
هرگز نگویید: «من اینقدر نماز میخوانم، شبها برای نماز بیدار میشوم – اما به این آدمها نگاه کن، آنها فقط تفریح میکنند. من از آنها بهترم.»
زیرا تمام اینها تنها نعمتی است که الله به شما عطا کرده است.
الله، بلندمرتبه و توانا، میتواند به همان خوبی این نعمت را به آنها نیز عطا کند.
او میتواند هر زمان جایگاههای شما را عوض کند.
الله ما را از این امر محفوظ بدارد.
بنابراین هر کس باید پیوسته از اشتباهات خود توبه کند و آمرزش بطلبد.
هر کس باید به خودش نگاه کند و بیش از حد در زندگی دیگران دخالت نکند.
الله همه ما را ببخشد.
نسبت به هیچکس احساس برتری نکنید و با هیچکس با تکبر رفتار نکنید.
الله ما را محفوظ بدارد.
الله ما را از گناهان حفظ کند.
کسی که از گناهان محفوظ بماند، به رستگاری واقعی دست یافته است.
الله به امت پیامبر (صلی الله علیه و سلم) یاری رساند.
باشد که او نجاتدهندهای برای ما بفرستد تا انشاءالله بتوانیم خود را از این وضعیت رها کنیم.
2026-08-02 - Dergah, Akbaba, İstanbul
امید است که گردهمایی ما پربرکت باشد.
این یک جمع پربرکت است.
ما آنگونه که الله دوست دارد گرد هم میآییم، تا خشنودی او را به دست آوریم.
و خشنودی او شامل حال ماست.
اینها مجالس علم هستند.
ما اینجاییم تا برای کسب رضایت الله تلاش کنیم.
کسی که به دنبال نصیحت باشد، در اینجا نصیحت خواهد یافت.
این نصیحت تنها به خاطر الله داده میشود.
پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) فرمودند: «الدین النصیحة»؛ دین نصیحتِ صادقانه است.
هدف آن، نشان دادن راه راست و نیکی است.
بنابراین، شرکت در چنین مجالسی و تلاش برای کسب علم واجب (فرض) است.
این فریضهای برای هر مسلمان است.
بر ما واجب است که ز گهواره تا گور دانش بجوییم.
چه در حلقههای علم شرکت کنید و چه نصیحت دیگران را بپذیرید: همه اینها انسان را به یک جوینده علم تبدیل میکند.
جوینده علم بودن، فضیلت بزرگی است.
اما برای این کار باید نیت درستی داشت.
بدون نیت درست، هیچ چیز محقق نمیشود.
نیت ما باید این باشد که به خاطر الله، نیکیها و دین خود را بیاموزیم.
دوست داشتن پیامبرمان (صلی الله علیه و سلم)، یارانش و خانوادهاش – همه اینها علم است.
شناخت آنچه بد و حرام است نیز بخشی از علم است.
ما باید نصیحتهای خوب را به بهترین شکل ممکن بپذیریم.
یک نصیحت واقعی همیشه به خاطر الله داده میشود.
اما انسانهای زیادی هستند که دوست ندارند مورد پند و اندرز قرار گیرند.
چرا اینگونه است؟
زیرا نَفْس از پند و اندرز و نیکیها چندان خوشش نمیآید.
نفس سرکش است. اگر تربیت نشود، دائماً از نصیحت خوب میگریزد.
مهم نیست چه به آن بگویید، در برابر آن مقاومت میکند.
اما نفس نیز قابل تربیت است.
تربیت نفس امکانپذیر است.
در حالی که شیطان قابل تربیت نیست، این امر در مورد نفس کاملاً ممکن است.
در هر انسانی، شیطان، نفس، امیال دنیوی و هوا و هوس (هوی) عمل میکنند.
نباید تسلیم این تأثیرات شد.
شیطان چیزهای بدی به ما وسوسه میکند – ما هرگز نباید به او گوش دهیم.
هر چقدر هم که تلاش کنید: نمیتوان شیطان را تربیت کرد.
اما میتوان نفس خود را تربیت کرد.
این چگونه ممکن است؟
با دوری از چیزهای بد، نفس رفته رفته رام میشود.
اما حتی وقتی که تربیت شده باشد، نفس همچنان در کمین یک فرصت میماند.
انسان باید همیشه مراقب باشد، زیرا نفس دوباره سعی خواهد کرد طغیان کند و کار بدی انجام دهد.
اگر انسان احساس امنیت کاذب کند و بگوید: «نفس من اکنون شکست خورده است»، در یک چشم به هم زدن او را زمین خواهد زد.
الله ما را از این امر حفظ کند.
الله به همه ما توفیق دهد که نصیحتها را بپذیریم و انشاءالله به آنها عمل کنیم.
برای غلبه بر نفس خود، پذیرفتن نصیحت خوب ضروری است.
انشاءالله که الله یاور ما باشد.
انشاءالله همه ما در این راه استوار خواهیم ماند و بدین ترتیب به هدایت دیگران نیز کمک خواهیم کرد.
2026-08-01 - Dergah, Akbaba, İstanbul
فَأَمَّا مَن طَغَىٰ (٣٧) وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا (٣٨) فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَىٰ (٣٩) (79:37-39)
الله عز و جل میفرماید: کسی که دنیا را بر آخرت ترجیح دهد، جایگاه نهایی او جهنم است.
دنیا فانی است.
اما آخرت جاودانه است؛ هیچ پایانی ندارد.
بنابراین کسی که دنیا را بر آخرت ترجیح میدهد، تنها از هوای نفس خود پیروی میکند.
این نفس، انسان را به سوی تباهی میکشاند.
زیرا مهم نیست که انسان در این دنیا چقدر رنج میکشد: همه چیز در اینجا پایانی دارد.
اما آخرت بینهایت است.
کسی که وارد بهشت شود، برای همیشه در آنجا خواهد ماند.
و کسی که وارد جهنم شود – پناه بر الله – او نیز برای همیشه در آنجا خواهد ماند.
زندگی در آخرت ابدی است.
اما برخی از مردم نمیخواهند این حقیقت را بپذیرند.
آنها در تصورات خود میگویند: «هیچ جاودانگی وجود ندارد» و در عوض چیزهای دنیوی را جاودانه میپندارند.
آنها چشمان خود را بر حقیقتی که الله عز و جل نازل و آشکار کرده است، میبندند.
اما جاودانگی واقعاً وجود دارد.
این نکته بسیار مهمی است.
این دنیا تعیینکننده نیست، بلکه آخرت است که اهمیت دارد.
به همین دلیل پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) میفرماید: «دنیا مانند یک چشم بر هم زدن میگذرد.»
و واقعاً هم همینطور است. سالها میگذرند و انسان با تعجب از خود میپرسد: «آیا زندگی من واقعاً اینقدر کوتاه بود؟»
او از خود میپرسد: «این زمان کجا رفت؟ چقدر زود سپری شد!»
دقیقاً به همین دلیل پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) میفرماید: «دنیا حتی به اندازه یک چشم بر هم زدن طول نمیکشد.»
این بدان معناست که: این دنیا در مقایسه با آخرت مطلقاً هیچ است.
هر آنچه انسان تجربه میکند، میآید و میگذرد.
تنها چیزی که واقعاً اهمیت دارد، آخرت است.
البته انسانهای نادان بسیاری وجود دارند.
برخی با خود فکر میکنند: «زندگی در هر صورت میگذرد. بیایید از این زمان استفاده کنیم، تا حد امکان به هوای نفس خود تسلیم شویم و هر کاری که دوست داریم انجام دهیم.»
زندگی در یک چشم بر هم زدن تمام میشود.
به همین دلیل آنها باور دارند: هرچه بیشتر تفریح کنند و هرچه بیشتر در خدمت هوای نفس خود باشند، برایشان بهتر است.
به این ترتیب آنها خود را متقاعد میکنند که وقت خود را «تلف نکردهاند».
در حالی که چنین زندگیای کاملاً پوچ است. بهتر است بگوییم: آنها زندگی خود را نه تنها با پوچی، بلکه با بدی پر میکنند.
اگر آنها فقط با دستان خالی به آخرت میرفتند باز هم خوب بود – اما حتی اینگونه هم نیست.
زیرا به خاطر گناهانشان، کارهای حرام و تمام اعمالشان در آخرت مورد بازخواست قرار خواهند گرفت.
اگر آنها این دنیا را در حال کفر ترک کنند – پناه بر الله – عذابی ابدی در انتظارشان خواهد بود.
اگر این دنیا را به عنوان مؤمن ترک کنند، مجازات خود را خواهند کشید و در نهایت وارد بهشت خواهند شد؛ اما حتی یک لحظه کوچک از عذاب در آنجا مانند یک عمر کامل به نظر میرسد.
زمانی که در اینجا هدر میرود، در مقایسه با آخرت به سنگینی از دست دادن یک عمر کامل است.
بنابراین انسان باید بسیار مراقب باشد و دقیقاً همان کاری را انجام دهد که برای نفسش دشوار است.
نباید تسلیم هوای نفس خود شد.
باید از راه اشتباه بازگشت.
باید از کارهای بد دوری کرد.
امروزه بسیاری از مردم گرفتار عادتهای بد میشوند و به دنبال معاشرتهای نامناسب میروند، تنها برای اینکه نفس خود را راضی و خوشحال کنند.
آنها کارهای بد انجام میدهند، فقط و فقط برای اینکه نفس خود را آرام کنند.
اما این کار هیچ فایدهای ندارد.
برعکس، این کار فقط آسیب بیپایان به همراه دارد.
پناه بر الله. باشد که الله همه ما را از پیروی هوای نفس و انجام کارهای بد محافظت کند.
باشد که الله همه ما را محافظت کند، انشاءالله.