السلام عليكم ورحمة الله وبركاته أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. والصلاة والسلام على رسولنا محمد سيد الأولين والآخرين. مدد يا رسول الله، مدد يا سادتي أصحاب رسول الله، مدد يا مشايخنا، دستور مولانا الشيخ عبد الله الفايز الداغستاني، الشيخ محمد ناظم الحقاني. مدد. طريقتنا الصحبة والخير في الجمعية.

Mawlana Sheikh Mehmed Adil. Translations.

Translations

2025-11-14 - Lefke

پیامبر ما، صلی الله علیه و آله و سلم، در حدیثی که در خطبه جمعه خواندیم به ما می‌آموزد: او رو به صحابه وفادارش، انس، کرد و فرمود: «اگر می‌توانی از صبح تا شب زندگی کنی، بدون آنکه در دلت نسبت به کسی کینه‌ای داشته باشی، پس چنین کن. زیرا این سنت من است.» این را پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، فرمود. پیامبر ادامه داد: «هر کس با سنت من زندگی کند، مرا دوست دارد.» «و هر کس مرا دوست بدارد، در بهشت با من خواهد بود.» جوهر اسلام در همین است. هر مسلمانی باید برای این امر تلاش کند. به هیچ‌کس خیانت نورزیدن. به هیچ‌کس آسیب نرساندن. چه نزدیک و چه دور، برای هر انسانی خیر خواستن. پیروی از سنت پیامبر، بدون داشتن افکار پلید از روی خودخواهی. سنت پیامبر ما، اساس و پایه طریقت است. دوست داشتن پیامبر، پیروی از راه او و زندگی بر اساس سنت او – این اساس ادب و رفتار نیکو است. طریقت مبتنی بر ادب و رفتار نیکو است. و ادب و رفتار نیکو به معنای اخلاق نیکو است. اخلاق نیکو یعنی: نیکی کردن و همواره مثبت اندیشیدن. اجازه ندادن به راه یافتن بدی در دل و دوری کردن از پلیدی. برای مردم خیر بخواه تا به تو نیز خیر برسد. این‌گونه می‌توانی با پیامبر ما، صلی الله علیه و آله و سلم، در بهشت باشی. این والاترین هدف ماست. انسان اغلب از خود می‌پرسد: «برای چه آفریده شده‌ام؟» دقیقاً برای همین آفریده شده‌ای. الله تو را به زمین فرستاد تا برای آخرت آماده شوی. او تو را به این دنیا فرستاد تا از راه او پیروی کنی. اگر برای هدف دیگری آفریده شده بودی، برای آن موجودات بی‌شمار دیگری وجود داشتند. حیوانات این‌گونه‌اند – آنها فقط می‌خورند و می‌آشامند. هستی آنها به خوردن، نوشیدن و مردن محدود می‌شود. آنها هدف والاتری ندارند. آنها فکر نمی‌کنند: «من باید کار نیکی انجام دهم.» اما انسان باید در این باره بیندیشد. زیرا پیامبر ما الگوی بشریت و شریف‌ترینِ همه مخلوقات است. ما باید او را الگوی خود قرار دهیم و از راه او پیروی کنیم. هر کس از راه او پیروی کند، رستگار می‌شود. اما کسی که از راه او پیروی نمی‌کند، بلکه از کسی پیروی می‌کند که در راه الله گام برنمی‌دارد، نمی‌تواند به خود خیری برساند. ممکن است آسیب ببیند، اما هرگز از آن سودی نخواهد برد. اگر از کسی پیروی کنی که در راه الله نیست، ممکن است در کوتاه‌مدت سودی ببینی، اما در نهایت زیان آن بیشتر است. به همین دلیل بسیار مهم است که در راه الله بمانیم. ما باید در راه پیامبرمان، صلی الله علیه و آله و سلم، بمانیم. ما باید به سنت پیامبرمان پایبند باشیم. مهم همین است. زیرا راه‌های شیطان بسیارند. امروزه جریان‌های جدید بسیاری وجود دارند که پیروانشان ادعا می‌کنند: «ما هم مسلمانیم.» بله، آنها مسلمانند، اما برکت این راه را درک نمی‌کنند. آنها حتی بهره‌مندی از این راه را «گناه» می‌نامند. آنها ادعا می‌کنند: «هر کس از سنت پیروی کند، از راه راست منحرف می‌شود.» آنها با این سخن که «پیامبر فقط بشری مانند ما بود» مردم را گمراه می‌کنند. اینان کسانی هستند که مقام پیامبر را پایین می‌آورند و مردم را فریب می‌دهند. وقتی او را این‌گونه کوچک می‌شمارند، در قلبشان نه محبتی و نه حرمتی برای پیامبر ما باقی می‌ماند. و این امر در آخرت مایه هلاکتشان خواهد شد. اما در همین دنیا هم روزگار سختی دارند. زیرا قلب‌هایشان سرشار از دورویی، دروغ و نفرت است. آنها خیرخواه مردم نیستند، بلکه در پی شرارت هستند. آنها می‌گویند: «الله می‌بخشد، ما نمی‌بخشیم.» این مردم چنین هستند. الله ما را از شرارتشان حفظ کند. زیرا شرارت آنها، شرارت شیطان است. الله بسیار بخشنده و بسیار مهربان است. پیامبر ما، صلی الله علیه و آله و سلم، می‌آموزد: «حتی قصد فریب دادن کسی را هم نداشته باش.» حتی این فکر را هم به خود راه نده که: «می‌خواهم به این شخص خیانت کنم.» ان‌شاءالله، الله ما را با پیامبرمان محشور کند. ان‌شاءالله ما نیز در راه او گام برخواهیم داشت و از سنت او پیروی خواهیم کرد. طریقت همین است. طریقت به معنای «راه» است. و این راه، راه پیامبر ما، صلی الله علیه و آله و سلم، است.

2025-11-13 - Lefke

مَّا يَفۡتَحِ ٱللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحۡمَةٖ فَلَا مُمۡسِكَ لَهَاۖ وَمَا يُمۡسِكۡ فَلَا مُرۡسِلَ لَهُ (35:2) الله، عز و جل، می‌فرماید: «هر رحمتی را که الله برای مردم بفرستد، هیچ‌کس نمی‌تواند آن را باز دارد، هیچ‌کس نمی‌تواند جلویش را بگیرد.» هر آنچه می‌بینیم، جلوه‌ای از رحمت اوست؛ باران نیز رحمت نامیده می‌شود. این رحمت الله برای انسان‌ها، برای زمین و برای همه چیز است. ماه‌هاست که باران نباریده است. نه فقط اینجا، بلکه همه جا باران نمی‌بارد. خب پس، این کار را بکنید! شما این همه تکنولوژی توسعه داده‌اید، می‌گویید: «ما خیلی می‌دانیم» – بسیار خوب، کاری کنید باران ببارد! نمی‌شود. و آنچه را که او باز دارد، هیچ‌کس پس از او نمی‌تواند آن را بفرستد. این را پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز در حدیثی می‌فرمایند. الله، عز و جل، این دنیا را آفریده و هر آنچه را که نیاز داشته، برایش فراهم کرده است. این از حکمت الله است؛ کار عقل کل‌ها نیست. الله آن را آفریده و نیازهایش را تأمین کرده است. هر آنچه این زمین نیاز داشته، او همه را به آن داده است. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند که در طول ۲۴ ساعت، همیشه در جایی از زمین باران می‌بارد. بارندگی وجود دارد. اما الله آنجا که مقدر کرده و آنجا که می‌خواهد، باران را نازل می‌کند. بعضی از مردم خود را خیلی باهوش می‌دانند؛ می‌گویند: «آب تبخیر می‌شود، به ابر تبدیل می‌شود و دوباره می‌بارد.» این درست است، تبخیر می‌شود، به ابر تبدیل می‌شود و می‌بارد، اما این اتفاق هر جا و هر طور که الله بخواهد، رخ می‌دهد. پس این دنیا سهم خود را دریافت می‌کند؛ در عرض ۲۴ ساعت حتماً در جایی بارندگی می‌شود. اما دقیقاً آنجایی که تو می‌خواهی، باران نمی‌بارد. برخی جاها خشک و بی‌آب و علف می‌مانند، در حالی که جاهای دیگر را با سیل و باران غرق می‌کند. این نیز قدرت الله، عز و جل، را نشان می‌دهد. کسانی که مؤمن هستند، به این باور دارند. اما کسانی که ایمان ندارند، به دنبال بهانه‌هایی مانند «علتش این بود، علتش آن بود» می‌گردند. در حالی که در حقیقت، همه این‌ها رحمت الله است. پس چه چیزی لازم است؟ باید از الله، عز و جل، اطاعت کرد و در دعا رحمت او را طلبید. باید دعا کرد تا الله رحمتش را بر انسان نازل کند. و چه چیزی باعث استجابت دعا می‌شود؟ هر دعایی فوراً مستجاب نمی‌شود، اما وقتی برای پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) صلوات می‌فرستید، آن صلوات‌ها مستجاب می‌شوند. وقتی در اول و آخر دعای خود برای پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) صلوات بفرستید، دعای میان آن نیز مستجاب می‌شود. زیرا صلوات همیشه از جانب الله، عز و جل، پذیرفته می‌شود. حالا می‌بینید که مردم برای نماز باران (استسقاء) بیرون می‌روند. برخی هستند که صلوات می‌فرستند، اما در بعضی جاها مقام والا و عزت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را نزد الله به رسمیت نمی‌شناسند. می‌گویند: «او هم انسانی مثل ما بود»، نماز باران می‌خوانند و بدون فرستادن صلوات، دعا می‌کنند. و بعد شکایت می‌کنند: «ما این همه دعا کرده‌ایم، اما باران نمی‌بارد.» تعجبی ندارد که باران نمی‌بارد. اگر نگویید «به حرمت پیامبر»، فایده‌ای نخواهد داشت. وقتی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) هنوز کودک بود، پسر بچه‌ای کوچک، و خشکسالی شده بود، به خاطر او دعا کردند و تمام بیابان سرسبز شد. اما اگر این کار را نکنید، اگر به آن اعتقاد نداشته باشید، نتیجه‌اش همین خشکسالی است. الله در وسط دریا باران می‌باراند، در حالی که تو منتظری و دست خالی می‌مانی؛ خبری از باران نیست. در یک جا باران می‌باراند و آن را غرق سیل می‌کند، و در جایی دیگر هیچ خبری نیست. این قدرت و عظمت الله، عز و جل، است. او هر چه بخواهد می‌کند. هیچ‌کس نمی‌تواند او را به کاری وادار کند. نه تکنولوژی می‌تواند باعث بارش باران شود، و نه هیچ چیز دیگر. بنابراین، وقتی رحمت، یعنی باران، می‌بارد، باید درک کرد که این فضل و لطف الله است و از آن شادمان شد. باید شکرگزار بود و گفت: «الله آن را پایدار گردان.» زیرا با شکرگزاری، نعمت‌ها افزون می‌شوند و باقی می‌مانند. اما وقتی شکرگزاری نباشد... امروزه بیشتر مردم شکرگزاری نمی‌کنند، فقط گله و شکایت دارند. آنها از نعمت‌هایی که دارند ناراضی‌اند، اما باز هم طلب رحمت می‌کنند. آیا می‌خواهی با الله، عز و جل، در بیفتی؟ هر چقدر می‌خواهی در بیفت، در آخر فقط خودت ضرر می‌کنی. الله ما را از آن حفظ کند. الله نعمت‌هایش را برای ما حفظ کند. به راستی، یکی دو سالی است که هم حال معنوی ما و هم اوضاع عمومی مردم بسیار بد است. به همین دلیل این رحمت بازداشته شده است. بنابراین باید توبه کنیم، طلب مغفرت نماییم و به درگاه الله، عز و جل، دعا کنیم تا او نعمت‌هایش را افزون کند و برای ما حفظ نماید، ان‌شاءالله. زیرا این مسئله آب، چیز کوچکی نیست. مِنَ ٱلۡمَآءِ كُلَّ شَيۡءٍ حَيٍّۚ (21:30) الله، عز و جل، می‌فرماید: «و هر چیز زنده‌ای را از آب پدید آوردیم.» همه این موجودات زنده بدون آب نمی‌توانند وجود داشته باشند. آب زندگی است، و زندگی نعمتی از جانب الله، عز و جل، است. پس بیایید از الله شکرگزاری کنیم، باشد که الله آن را افزون کند، ان‌شاءالله. باشد که او ما را ببخشد. همه ما گناهکاریم. باشد که الله توبه و استغفار ما را بپذیرد و از روی رحمت خویش، رحمتش را بر ما نازل فرماید، ان‌شاءالله.

2025-11-12 - Dergah, Akbaba, İstanbul

يَـٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِنَّا خَلَقۡنَٰكُم مِّن ذَكَرٖ وَأُنثَىٰ (۴۹:۱۳) الله عز و جل می‌فرماید: «ما شما را از یک مرد و یک زن تکثیر کردیم.» الله عز و جل انسان‌ها را بر دو نوع آفریده است. یا زن یا مرد. و هر یک از این دو ویژگی‌های خاص خود را دارد. الله آنها را این‌گونه آفریده است. بنابراین باید این آفرینش را همان‌طور که هست پذیرفت و زندگی خود را بر اساس آن تنظیم کرد. اما مردم امروز این را قبول نمی‌کنند. آنها می‌گویند: «من از او کم نیستم و او از من بیشتر نیست»، و با این کار کل نظم را به هم می‌ریزند. سپس از آن روی‌گردان شده و به کارهای ناشایست دیگری می‌پردازند. به همین دلیل، اعمالشان هیچ سودی برای مردم ندارد. برعکس، فقط ضرر می‌رساند. انسان باید به آنچه الله به او داده است، راضی باشد. اگر مرد هستی، پس مردی؛ اگر زن هستی، پس زنی. دلیلی ندارد که بخواهی طور دیگری باشی. اما شیطان انسان‌ها را وسوسه می‌کند. در گوششان زمزمه می‌کند: «اگر خودت را تغییر دهی، خوشبخت‌تر می‌شوی و وضعت بهتر می‌شود.» انسان از خودش راضی نیست. او از آن‌طور که الله خلقش کرده، ناراضی است. یک مشکل به هزار مشکل تبدیل می‌شود. اگر به آنچه الله عز و جل به تو داده است راضی نباشی، هرگز نمی‌توانی خوشبخت شوی. هرگز نمی‌توانی موفق شوی. ممکن است در ظاهر موفق به نظر برسی، اما در حقیقت نیستی. هر کاری که بکنی، مردم با دید خوبی به تو نگاه نخواهند کرد. بنابراین، انسان باید همان‌گونه که الله عز و جل او را آفریده است، باقی بماند. مهم‌ترین چیز، انجام وظایف عبادی است. زیرا الله انسان‌ها و جنیان را نیافرید تا مرد یا زن باشند، بلکه برای اینکه او را عبادت کنند. بنابراین نباید خود را درگیر چنین مسائل فرعی کرد. آنها تحت تأثیر افکار بیگانه قرار می‌گیرند، آفرینش الله را رد می‌کنند، فقط برای اینکه نفس خود را راضی کنند و بگویند: «من می‌خواهم متفاوت باشم، می‌خواهم این‌طور باشم، می‌خواهم آن‌طور باشم.» با این کار فقط بدبخت‌تر می‌شوند و وضعیتشان را بدتر می‌کنند. الله ما را از آن حفظ کند. اینها فتنه‌های آخرالزمان است. در گذشته به‌ندرت چنین چیزهایی شنیده می‌شد. امروز این چیزها همه‌جا شنیده و دیده می‌شود. الله همه ما را از شر شیطان و نفس خودمان حفظ کند.

2025-11-11 - Dergah, Akbaba, İstanbul

«همانا مؤمنان با یکدیگر برادرند، پس میان برادران خود صلح و آشتی برقرار کنید و از الله پروا نمایید، باشد که مورد رحمت قرار گیرید.» (حجرات: ۱۰) الله، بلندمرتبه و شکوهمند، می‌فرماید: «مؤمنان برادرند.» البته میان برادران نیز اختلاف نظر پیش می‌آید. الله می‌فرماید: «مداخله کنید و نزاعشان را فیصله دهید.» آنها را آشتی دهید. آنها را آشتی دهید تا رحمت الله بر شما نازل شود. در جماعت، رحمت است؛ در آن، لطف الله ساکن است. نزاع و کینه‌توزی، چیزهایی هستند که الله دوست ندارد. به همین دلیل او می‌فرماید: «صلح برقرار کنید.» فعالانه به دنبال راه‌هایی برای آشتی باشید. ببینید چه کسی بر حق و چه کسی بر ناحق است، به آنها پند و اندرز دهید. تا دوباره با هم آشتی کنند. زیرا پیامبر می‌فرماید که در حال نزاع ماندن جایز نیست. پیامبر، که درود و سلام الله بر او باد، می‌فرماید که یک مؤمن اجازه ندارد بیش از سه روز از دیگری خشمگین باشد. این دنیا پر از وسوسه‌های شیطانی و سوءظن است. به همین دلیل نزاع پیش می‌آید. این نزاع باید حل و فصل شود تا رحمت نازل گردد. رحمت، موهبتی عظیم و بی‌بهاست که الله، بلندمرتبه و شکوهمند، عطا می‌کند. اما مردم فقط به امور مادی نگاه می‌کنند. می‌گویند: «این یک مسئله روحانی است، به من چه ربطی دارد؟» یا اینکه انسان اصلاً به آن فکر هم نمی‌کند. در حالی که این همان چیزی است که واقعاً اهمیت دارد. این همان چیزی است که باقی می‌ماند. هر چیز دیگری فانی است. بنابراین، نباید به خاطر مسائل دنیوی، کینه و اختلاف وجود داشته باشد. این را پیامبر، که درود و سلام الله بر او باد، در حدیث شریف خود می‌فرماید. در حال اختلاف ماندن بیش از سه روز جایز نیست. الله ما را از آن حفظ کند. این نیز از بیماری‌ها و پلیدی‌های نفس است. انسان مسئله‌ای کوچک را بزرگ می‌کند و نزاعی به راه می‌اندازد. و جایی که نزاع حاکم است، نه آرامشی هست و نه برکتی. الله ما را از آن حفظ کند. ان‌شاءالله الله میان کسانی که در نزاع هستند، دوباره آشتی برقرار کند.

2025-11-11 - Bedevi Tekkesi, Beylerbeyi, İstanbul

پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، می‌فرماید: «هر کس با امام نماز بخواند تا زمانی که امام نماز را تمام کند، ثوابی برای او نوشته می‌شود که گویی تمام شب را نماز خوانده است.» یعنی کسی که نمازهای واجب و سنت را با امام به جا می‌آورد، چنان پاداشی دارد که گویی تمام شب را به نماز و عبادت الله گذرانده است. پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، می‌فرماید: «در شب ساعتی است که اگر مسلمانی از الله خیری برای دنیا یا آخرت بخواهد و دعایش با آن ساعت مصادف شود، الله حتماً آنچه را خواسته به او می‌دهد.» این ساعت در هر شب وجود دارد. یعنی کسی که برای نماز شب بیدار شود و نماز بخواند، ان‌شاءالله، حتماً با این ساعت مواجه خواهد شد. این ساعتی است که دعاها در آن مستجاب می‌شود. و این هر شب چنین است. نه فقط در یک روز، بلکه هر شب، کسی که برای نماز تهجد برخیزد و نماز بخواند، به اذن الله، ان‌شاءالله، با این ساعت استجابت (که دعا در آن مستجاب می‌شود) روبرو خواهد شد. پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، می‌فرماید که الله، عز و جل، سه کس را دوست دارد و از سه کس بیزار است. یعنی الله، عز و جل، از آن‌ها متنفر است و بر آن‌ها خشم می‌گیرد. آن سه کسی که الله دوستشان دارد، عبارتند از: اول؛ کسی که از گروهی به خاطر الله و نه به خاطر خویشاوندی چیزی می‌خواهد، و آن‌ها به او نمی‌دهند، اما یکی از آن‌ها او را پنهانی کنار می‌کشد و آنچه خواسته به او می‌دهد، به گونه‌ای که جز الله کسی از آن با خبر نمی‌شود. یعنی اگر کسی از گروهی به خاطر الله چیزی بخواهد و رد شود، و یکی از آن گروه پنهانی و باز هم به خاطر الله به او کمک کند، این کمک‌کننده یکی از بندگانی می‌شود که الله دوستش دارد. او کسی است که پنهانی کمک می‌کند و آن شخص را خوشحال می‌سازد. دوم؛ گروهی که شبانه سفر می‌کنند و در جایی استراحت می‌کنند که خواب از هر چیز دیگری شیرین‌تر است و دراز می‌کشند، اما یکی از میان آن‌ها نمی‌خوابد، بلکه نگهبانی می‌دهد، به درگاه الله نماز می‌خواند و آیات او را تلاوت می‌کند. البته در گذشته سفرها با کاروان انجام می‌شد. لازم بود که کسی مراقب آن‌ها باشد. پس آن شخص که به خاطر الله در حالی که آن‌ها خواب هستند مراقبشان است، هم نماز می‌خواند و هم عبادت خود را به جا می‌آورد. این نیز یکی از آن سه بنده‌ای است که الله دوستشان دارد. سوم؛ کسی است که وقتی لشکری با دشمن روبرو می‌شود و شکست می‌خورد، فرار نمی‌کند، بلکه می‌جنگد تا یا شهید شود یا پیروزی به دست آورد. اما کسانی که از جنگ فرار می‌کنند، انسان‌هایی هستند که الله دوستشان ندارد. شخصی که فرار نمی‌کند، در برابر دشمن می‌ایستد و یا پیروز می‌شود یا به شهادت می‌رسد، سومین شخصی است که الله دوستش دارد. سه شخصی که الله دوستشان ندارد، عبارتند از: پیرمردی که زنا می‌کند. او پیر است و با این حال زنا می‌کند. الله از این انسان بیزار است، او را دوست ندارد. فقیر متکبر. فقیر است و با این حال تکبر می‌ورزد. الله او را نیز دوست ندارد. و ثروتمند ظالم. ثروتمندی که به خاطر پولش به دیگران ظلم می‌کند نیز جزو کسانی است که الله دوستشان ندارد. پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، در حدیث دیگری می‌فرماید که الله، عز و جل، سه کس را دوست دارد و از سه کس بیزار است. یکی از آن سه که او دوستشان دارد، کسی است که وقتی با لشکر دشمن روبرو می‌شود، سینه به سینه با آن‌ها می‌جنگد تا یا به شهادت برسد یا برای یارانش پیروزی به ارمغان آورد. یعنی کسی که دشمن را می‌بیند و فرار نمی‌کند، بلکه شجاعانه با او می‌جنگد؛ کسی که می‌گوید: «یا پیروز می‌شوم یا به شهادت می‌رسم.» این اولین شخص از کسانی است که الله دوستشان دارد. دیگری؛ وقتی گروهی در یک سفر طولانی استراحت می‌کنند و همه از خستگی به خواب رفته‌اند، یکی از میان آنهاست که به گوشه‌ای می‌رود و نماز می‌خواند تا زمان حرکت فرا رسد و یارانش را بیدار کند. باید کسی مراقب آنها باشد. پس این شخص مراقب آنهاست و تا بیدار شدنشان به عبادت خود می‌پردازد. این دومین شخصی است که الله دوستش دارد. سومین شخص کسی است که در برابر همسایه‌ای که او را آزار می‌دهد، صبر می‌کند تا آن همسایه بمیرد یا از آنجا برود. یعنی کسی که آزار و اذیت همسایه‌اش را با صبر تحمل می‌کند نیز بنده‌ای است که الله دوستش دارد. انسانی که سختی‌های ناشی از همسایه‌اش را تحمل می‌کند و صبور است، یکی دیگر از سه بنده‌ای است که الله دوستشان دارد. یکی از کسانی که الله دوستش ندارد، بازرگان قسم‌خور است. بازرگانی که برای فروش یک کالا هزار بار قسم می‌خورد و می‌گوید: «به الله قسم، این‌طور و آن‌طور است، می‌ارزد، نمی‌ارزد، خیلی خوب است»، الله عز و جل او را دوست ندارد. اگر می‌خواهی چیزی بفروشی، کالا مشخص است، ارزشش هم همان است که هست. نیازی به قسم خوردن نیست. البته می‌توانی مزایای کالایت را توصیف کنی، اما نیازی به قسم خوردن نیست. دیگری فقیر متکبر است. فقیر است و با این حال تکبر می‌ورزد. این نیز از جمله کسانی است که الله دوستشان ندارد. تو فقیر هستی، الله تو را این‌گونه می‌آزماید، حداقل تو متکبر نباش. و دیگری بخیلی است که به آنچه داده منت می‌گذارد. او بخیل است، و وقتی کار خیری انجام می‌دهد، منت می‌گذارد و می‌گوید «من دادم، من کردم». الله این شخص را نیز دوست ندارد. پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، می‌فرماید: «سه کس هستند که الله متعال دوستشان دارد.» یکی کسی که در پاسی از شب برمی‌خیزد و کتاب الله را می‌خواند. یعنی شخصی که شب قرآن می‌خواند و برای نماز تهجد برمی‌خیزد. دیگری کسی که صدقه‌ای را که با دست راستش می‌دهد، از دست چپش پنهان می‌کند. یعنی صدقه را چنان پنهانی می‌دهد که به اصطلاح دست چپ از کار دست راست خبردار نمی‌شود. الله این شخص را نیز دوست دارد. دیگری مجاهدی است که در لشکری می‌جنگد و با وجود اینکه یارانش فرار می‌کنند، خود فرار نمی‌کند و با دشمن می‌جنگد. یعنی لشکر شکست خورده، سربازان فرار می‌کنند. اما او مجاهدی است که فرار نمی‌کند و همچنان در برابر دشمن ایستادگی می‌کند. پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، می‌فرماید: «الله از این سه کس خشنود است.» او به آنها رحم می‌کند. اینها عبارتند از: شخصی که برای نماز شب برمی‌خیزد، جماعتی که برای نماز صف می‌بندند، و مجاهدینی که برای جنگ صف می‌بندند. الله، عز و جل، از این حالت آنها بسیار خشنود و خوشحال است. پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، می‌فرماید: «رحمت الله بر مردی که در پاسی از شب برمی‌خیزد تا نماز بخواند، همسرش را برای نماز بیدار می‌کند و اگر نخواست برخیزد، به صورتش آب می‌پاشد.» «و رحمت الله بر زنی که شب برمی‌خیزد تا نماز بخواند، شوهرش را برای نماز بیدار می‌کند و اگر نخواست برخیزد، به صورتش آب می‌پاشد.» می‌فرماید که رحمت الله بر آنها باد. پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، می‌فرماید: «دو رکعت نمازی که در نیمه شب خوانده می‌شود، کفاره گناهان صغیره است.» الله گناهان صغیره‌ای را که در آن روز مرتکب شده، می‌بخشد. به واسطه این دو رکعت. رسول الله در آنچه فرمود یا چنانکه فرمود، راست گفت.

2025-11-10 - Dergah, Akbaba, İstanbul

پیامبر ما، صلی الله علیه و آله و سلم، می‌فرمایند: «در آخرالزمان علم از بین خواهد رفت.» چگونه این اتفاق خواهد افتاد؟ با درگذشت عالمان ربانی. به جای آنها، جاهلانی می‌آیند که زمام سخن را به دست می‌گیرند. آنها مردم را از دین منحرف می‌کنند. آنها را از راه راست گمراه می‌کنند. و ما اکنون دقیقاً در همان زمان زندگی می‌کنیم. افرادی پیدا می‌شوند که روسری سر می‌کنند یا ریش دارند و به علمای بزرگ و ائمهٔ عظام - همان کسانی که دین را تا به امروز به شکلی شگفت‌انگیز به ما رسانده‌اند - بدگویی می‌کنند. سخنان آنان را قبول ندارند. حرف‌هایشان پوچ و بی‌محتواست. آنها بدون علم صحبت می‌کنند. به جای هدایت مردم، آنها را گمراه می‌کنند. آنها جهل را آموزش می‌دهند. به همین دلیل، بهترین کار این است که اصلاً به چنین افرادی گوش ندهیم. اگر فقط برای اینکه ببینی چه می‌گویند به آنها گوش کنی، بیماری و شک در قلبت نفوذ می‌کند و ایمانت ضعیف می‌شود. و ضعیف شدن ایمان بدترین چیز است. زیرا ایمان یک گوهر است. این گوهر را نباید از دست داد. این افرادی که از آنها صحبت می‌کنیم، ایمان ندارند. اسلام هست، اما ایمان نیست. ایمان مرتبه‌ای والاست. باید مراقب آن بود. نباید با این افراد صحبت کرد، نه به آنها گوش داد و نه در نزدیکی‌شان بود. بگذارید هر چقدر می‌خواهند آنجا پارس کنند – با عرض پوزش. چون کار دیگری نمی‌کنند. زیرا کسی که به علما، ائمه مذاهب فقهی و عقیدتی بدگویی می‌کند، کاری جز پارس کردن انجام نمی‌دهد. اما اگر به آنها گوش کنی، تو هم شروع به پارس کردن می‌کنی. الله ما را از آن مصون بدارد. این زمانه، زمانهٔ فتنه است. اگر کنجکاو شوی و بپرسی: «این چه می‌گوید؟ شاید حقیقتی در حرفش باشد؟»، خود را به خطر می‌اندازی. حفظ ایمان کار آسانی نیست. مبادا آن را از دست بدهید. خود را به لبهٔ چنین پرتگاه‌هایی نزدیک نکنید. پیامبر ما، صلی الله علیه و آله و سلم، می‌فرمایند: «خود را در خطر نیندازید.» بزرگترین خطر، از دست دادن ایمان است. الله ما را از آن مصون بدارد. همه جا پر از فتنه و فساد است. افراد جاهل بسیار زیادند. افراد گستاخ بسیار زیادند. خوب نیست که با چنین افرادی معاشرت کرد، به آنها گوش داد یا حتی نگاهشان کرد. این افراد امروز تریبونی به دست آورده‌اند. در گذشته اگر سه، پنج نفر جایی صحبت می‌کردند، کسی متوجه نمی‌شد. اما امروز هر کسی یک میکروفون به دست می‌گیرد، جلوی دوربین می‌نشیند و این همه کثافت و پلیدی را همه جا پخش می‌کند. الله ما را از آن مصون بدارد. باید خود را از شر شیطان و این افراد حفظ کرد. آنها از شیطان بدترند. شیطان در کنار آنها معصوم به نظر می‌رسد. الله ما را از شر آنها مصون بدارد. الله متعال امت پیامبر محبوبش، حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، را در راه راست ثابت قدم بدارد.

2025-11-09 - Dergah, Akbaba, İstanbul

وَٱلصُّلْحُ خَيْرٌۭ (و صلح بهتر است) (نساء: ۱۲۸) الله، عز و جل، می‌فرماید: «و صلح بهتر است.» اگر مردم از این اصل پیروی می‌کردند، این همه پرونده‌های دادگاهی که امروزه سال‌ها، دهه‌ها یا حتی یک قرن به درازا می‌کشند، وجود نداشت. الله، عز و جل، می‌فرماید: «صلح بهتر است.» شاید کسی فکر کند که در این راه ضرر می‌کند. اما نه، این یک ضرر واقعی نیست. برعکس، تو زمان به دست می‌آوری. تو همچنین سلامتی خود را حفظ می‌کنی. زیرا نزاع و پافشاری سرسختانه بر حق خود، برای انسان فرساینده است. این کار او را از نظر روحی، روانی و همچنین جسمی تحلیل می‌برد. به همین دلیل، الله، حکیم‌ترین داوران و دانای مطلق، بهترین راه را به ما نشان می‌دهد. هر کس در تمام امورش از راه الله متعال پیروی کند، به آرامش درونی دست خواهد یافت. اما اگر کسی از نفس خود پیروی کند و بگوید: «حق با من است، من باید برنده شوم!»، طرف مقابل نیز دقیقاً همین را خواهد گفت. اما اگر هر دو طرف به توافق می‌رسیدند، برای هر دو بهترین بود. بنابراین، لجبازی در چنین اموری فایده‌ای ندارد. حتی اگر در نهایت برنده شوی، این یک پیروزی واقعی نیست. تو زمان را از دست می‌دهی و اعصاب خود را فرسوده می‌کنی. و این پیروزی ظاهری در نهایت چیزی برایت به ارمغان نمی‌آورد. از این رو، هر مشکلی که پیش می‌آید، به دنبال راه توافق باش. حتی اگر احساس می‌کنی که داری کوتاه می‌آیی، برای آن آماده باش. تو برکت آن را خواهی دید. اما اگر اصرار داشته باشی که به هر قیمتی «برنده» شوی، حتی در صورت پیروزی هم چیزی به دست نیاورده‌ای. باشد که الله متعال به انسان‌ها بصیرت عطا فرماید تا از راهی که او به آنها نشان می‌دهد پیروی کنند و به آرامش برسند. این‌گونه در این دنیا به آرامش می‌رسند و در آخرت به رستگاری دست می‌یابند. در غیر این صورت، انسان‌ها در این دنیا خود را با درگیری‌های بی‌پایان در دادگاه‌ها عذاب می‌دهند. در پایان، تنها برندگان وکلا هستند. جز آنها، هیچ برنده‌ی دیگری وجود ندارد. همه‌ی ما با چنین مواردی آشنا هستیم. چه بسیار انسان‌هایی که در دادگاه تمام دار و ندار خود را از دست داده‌اند. تنها کسانی که سود بردند، وکلا بودند. وکیل می‌گوید: «شما فقط شکایت کنید، ما حتماً این پرونده را می‌بریم.» پانزده سال می‌گذرد و ارزش پانزده خانه از بین می‌رود. در جیب چه کسی؟ در جیب وکلا. پس به فرمان الله، عز و جل، پایبند باشید. از راهی که او به شما نشان می‌دهد پیروی کنید تا به آرامش دست یابید. الله یار و یاور همه‌ی ما باشد. باشد که او ما را از شر نفس‌مان حفظ کند، ان‌شاءالله.

2025-11-08 - Dergah, Akbaba, İstanbul

باشد که این مجلس وسیلهٔ خیری باشد. این‌ها مجالسی هستند که الله دوستشان دارد. حال، یکی از برادران پرسید: «کدام مکان را ترجیح می‌دهی؟ آیا برایت فرقی می‌کند؟» الحمدلله – هر کجا که می‌رویم، حال و هوای درگاه آنجا از غوغای دنیا، چه خوب و چه بد آن، تأثیری نمی‌پذیرد. ما هیچ‌جا احساس غربت نمی‌کنیم. سفر ما به هر کجا که باشد – الحمدلله – این مجلس مبارک در همه جا یکسان است. زیرا این مجلسِ پیامبر ما، صلّى الله عليه وسلّم، است. این راه اوست. این‌ها اعمالی هستند که از اخلاص برمی‌خیزند. چون مردم با اخلاص گرد هم می‌آیند، هیچ فرقی بین درگاه‌های ما نیست – چه در ثروتمندترین کشور دنیا باشد و چه در فقیرترین. ما همه جا احساس می‌کنیم در خانه خود هستیم. راهمان به هر کجا که بیفتد – الحمدلله – این تجلی، این زیبایی، همیشه یکسان باقی می‌ماند. حتی اگر به آن سوی دنیا سفر کنیم و بازگردیم، احساس غربت نمی‌کنیم. چه بسیار مکان‌هایی را که برای رضای الله سفر کرده‌ایم! چه بسیار جاهایی را که دیده‌ایم، سفرهای بی‌شماری کرده‌ایم – چه بلند و چه کوتاه – اما الحمدلله، هرگز احساس غربت نکردیم. زیرا آنچه مهم است، با الله بودن و در راه او قدم برداشتن است. کسی که در راه الله نیست، بی‌هدف سرگردان است: «گه اینجا و گه آنجا.» ما برای کسب رضای الله راهی می‌شویم. به برکت قلب‌های مخلص برادران – ان‌شاءالله – نه غربتی هست و نه سختی‌ای. به همین دلیل، سفرِ کسی که با الله است، آسان است. همه ما مسافر هستیم. این راه به سوی آخرت است. ان‌شاءالله این راه مبارک باشد. باشد که از بدی‌ها به دور باشد. وقتی دیگران را می‌بینیم، باید دلسوزی کنیم، نه اینکه قضاوتشان کنیم. انسان نباید مغرور شود و فکر کند: «من در راه راست هستم و دیگران نیستند.» این هم تقدیر الله برای آنهاست. آنها انسان‌های بیچاره‌ای هستند. باشد که الله آنها را نیز هدایت کند. باشد که این راه مبارک را بیابند و گمراه نشوند. کسی که راه اشتباه را برود، به مقصدی نمی‌رسد. زندگی‌اش دشوار باقی می‌ماند. هر چقدر هم که تلاش کند، آرامش نمی‌یابد. الله ما را از آن حفظ کند. باشد که الله خانواده، فرزندان و امت محمد را از دسیسه‌های شیطان محافظت کند. وسوسه‌های شیطان امروز بسیار قوی است. او می‌تواند انسان را حتی در حالی که در صراط مستقیم قدم می‌زند، از راه به در کند. الله ما را حفظ کند.

2025-11-07 - Dergah, Akbaba, İstanbul

الحمدلله، ما به سلامت بازگشتیم. سفر طولانی‌ای بود. الله کمک کرد. ان‌شاءالله این کار فقط برای رضای الله انجام شد. باشد که الله آن را بپذیرد. این سفر طولانی‌ای بود که ما قبلاً هم یک بار رفته بودیم. از خود می‌پرسیدیم که آیا بار دومی هم در کار خواهد بود، اما الله مقدر کرد و ما به سفر رفتیم. ماشاءالله، اگر الله به مردم آنجا هدایت عطا کند، آنها نیز از این برکت سهمی خواهند داشت. آنجا به برکت مولانا شیخ ناظم، از طریق رهبری معنوی ایشان، هزاران نفر به اسلام گرویدند. آنها از این پس از طریقت پیروی می‌کنند. آنها به شیوه خودشان تمام تلاششان را می‌کنند. آنها تلاش می‌کنند تا ایمان، یعنی اسلام، را گسترش دهند و همزمان به مردم آنجا کمک کنند. الله از آنها راضی باشد. آنها از ما پذیرایی کردند و احترام زیادی به ما گذاشتند. آنها همه بستگان و نزدیکان خود را جمع کردند تا راه اسلام را برایشان هموار سازند. آنها التماس دعا داشتند تا وسیله‌ای برای هدایت خانواده‌هایشان باشند. یک مسلمان مؤمن، خیری را که به او می‌رسد، برای همنوعانش نیز می‌خواهد. پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «al-aqrabūna awlā bi-l-maʿrūf». این یعنی: «نزدیکان برای دریافت نیکی در اولویت هستند.» به همین دلیل، آنها بارها و بارها بستگان و دوستان خود را دعوت می‌کردند تا این پیام را به آنها برسانند و آنها را در این زیبایی سهیم کنند. و بسیاری دعوت آنها را پذیرفتند. الحمدلله، بسیاری از آنها پس از آن به این راه پیوستند. ان‌شاءالله، این راهی برای هدایت آنها باشد. در طول سال‌ها، مسلمانان زیادی به این مکان دورافتاده نقل مکان کرده‌اند. اما بزرگترین مشکلشان این بود که گرچه به عنوان مسلمان به آنجا رسیدند، اما هیچ جامعه‌ای، هیچ طریقتی، و هیچ چیزی نداشتند. و اینگونه متأسفانه از ایمانشان دور شدند. اما اکنون، ان‌شاءالله، طریقت در آنجا وجود دارد. زیرا طریقت چیزی است که شیطان بیش از همه از آن نفرت دارد. شیطان از طریقت و حقیقت (حقیقت) نفرت دارد؛ او از شریعت نیز متنفر است. او از مکاتب فقهی، یعنی مذاهب، نفرت دارد. او از شیوخ نفرت دارد، او از اهل بیت، یعنی خانواده پیامبر، نفرت دارد. و هر کس اینها را دوست نداشته باشد، تکیه‌گاه خود را از دست می‌دهد و از راه منحرف می‌شود. به واسطه آنها، به اذن الله، ان‌شاءالله، انسان‌های بسیاری هدایت خواهند شد. زیرا طریقت به معنای ایمان زنده‌ و استوار است. مسلمانان بسیاری بودند که به آنجا رفتند، اما ایمان خود را از دست دادند. پدربزرگ مسلمان است، پسر مسلمان است، اما نوه دیگر ارتباطی با اسلام ندارد. این یعنی، او یا دیگر دین خود را نمی‌شناسد یا خود را با محیط مسیحی وفق داده است. ان‌شاءالله، این بار متفاوت خواهد بود. مهدی (علیه السلام) به هر حال خواهد آمد، اما تا آن زمان، باشد که الله هدایت عطا کند. باشد که الله رحمت خود را شامل حال این مردم نیز بگرداند. ان‌شاءالله دوستان و بستگانشان نیز به اسلام و طریقت راه یابند. مردم بومی آنجا در ابتدا هیچ شناختی از اسلام ندارند. آنها از طریق طریقت و تصوف به هدایت می‌رسند و سپس شهادتین، یعنی اقرار به ایمان، را بر زبان می‌آورند. با به جا آوردن نمازهای پنج‌گانه و عباداتشان، آنها الگویی برای مردم آنجا نیز هستند. الله از آنها راضی باشد. آنها فوق‌العاده از ما مهمان‌نوازی کردند. ما تمام ۲۵ روز را با آنها گذراندیم. باشد که الله پاداش تلاش‌هایشان را به وفور عطا کند. ان‌شاءالله که الله به آنها و به ما خیر عطا فرماید.

2025-11-03 - Other

الحمدلله، ما الله سبحانه و تعالی را شکر می‌کنیم که می‌توانیم با این مردمی که دور از وطن ما زندگی می‌کنند، ملاقات کنیم. راه ما راه نور است، راه پیامبر، صلی الله علیه و سلم. همه پیامبران سفر کردند تا حقیقت را به مردم اعلام کنند و آنها را به بهشت رهنمون شوند. این ملاقات ما فقط و فقط به خاطر الله سبحانه و تعالی است. الله سبحانه و تعالی این مجالس را دوست دارد و به آنها برکت می‌دهد. احادیث شریف بسیاری از پیامبر، صلی الله علیه و سلم، و فرمان‌های بسیاری از الله سبحانه و تعالی، درباره چنین گردهمایی‌ها و ملاقات‌هایی وجود دارد که نیت در آنها صرفاً جلب رضایت الله سبحانه و تعالی است. پیامبر ما، صلی الله علیه و سلم، در حدیثی شریف می‌فرمایند که الله سبحانه و تعالی به فرشتگانش دستور می‌دهد بال‌های خود را زیر پای کسانی قرار دهند که به خاطر او گرد هم آمده‌اند. او، سبحانه و تعالی، رحمت خود را بر آنها نازل می‌کند. و پیامبر، صلی الله علیه و سلم، می‌فرمایند، وقتی دو برادر مسلمان به خاطر الله سبحانه و تعالی با هم ملاقات می‌کنند، الله سبحانه و تعالی به آنها پاداش می‌دهد. برای هر قدمی که برمی‌دارند، الله سبحانه و تعالی آنها را می‌بخشد، به آنها پاداش می‌دهد و درجاتشان را بالا می‌برد. الحمدلله، ما نیز از مکانی دور می‌آییم؛ ان‌شاءالله این برای همه ما پاداشی خواهد بود. این یک سود واقعی است. ما برندگان واقعی هستیم. زیرا این در پیشگاه الهی الله سبحانه و تعالی محفوظ می‌ماند و ما آن را در آخرت خواهیم یافت. این مانند مردمی است که پول در می‌آورند و آن را در بانک می‌گذارند، چه در کشور ما و چه در کشورهای دیگر. آنها پول خود را در بانک‌ها نگهداری می‌کنند. و اغلب بانک‌ها پولشان را پس نمی‌دهند. اما در پیشگاه الهی الله سبحانه و تعالی، آن نه فقط برای مدتی کوتاه، بلکه برای ابدیت برای شما حفظ می‌شود. این بخشی از سخاوت او، سبحانه و تعالی، نسبت به بشریت است. الله سبحانه و تعالی خالق است. همه چیز در دست او، سبحانه و تعالی، است. همه چیز متعلق به او، سبحانه و تعالی، است. کائنات و هر آنچه در آن است متعلق به او، سبحانه و تعالی، است. او، سبحانه و تعالی، نه به عبادت ما و نه به اعمال ما نیازی ندارد. وقتی شما این کار را انجام می‌دهید، آنگاه او، سبحانه و تعالی، خشنود می‌شود. او، سبحانه و تعالی، خوشحال می‌شود وقتی شما برنده می‌شوید. مردم نمی‌خواهند دیگران برنده شوند. حتی اگر میلیون‌ها داشته باشند، با اکراه چیزی می‌بخشند. حتی اگر ثروتشان برای هزار سال کافی باشد، باز هم چیزی نمی‌دهند. اما الله سبحانه و تعالی بی‌حساب می‌بخشد، «بِغَیرِ حِساب». «پاداششان بی‌حساب به آنها داده می‌شود.» (۳۹:۱۰). وقتی شما یک کار نیک انجام می‌دهید، الله سبحانه و تعالی ده تا هفتصد برابر به شما پاداش می‌دهد؛ و فراتر از آن، فقط او، الله سبحانه و تعالی، می‌داند که چگونه به شما پاداش خواهد داد. این برای انسان‌های سعادتمند است. بسیاری از مردم حقیقت را، این راه زیبا را، می‌شناسند، اما از آن پیروی نمی‌کنند. به همین دلیل است که الله سبحانه و تعالی از مردمی چون شما راضی است که از روی عشق به او، سبحانه و تعالی، و برای کسب رضایتش گرد هم می‌آیید. البته مردم هزاران سال است که در این قاره، در این منطقه زندگی می‌کنند. آنها می‌گویند این یک قاره جدید است. نه، همه اینها از زمان آدم، علیه السلام، وجود داشته است. آدم، علیه السلام، پدر بشریت است. الله سبحانه و تعالی تمام بشریت را از آدم، علیه السلام، آفرید. و در حکمت خود، الله سبحانه و تعالی برای هر فردی مقدر کرده است که چه چیزی خواهد خورد، کی آن را خواهد خورد، کجا آن را خواهد خورد و کجا خواهد مرد. الله سبحانه و تعالی این را برای همه مقدر کرده است. بنابراین این مردم برای الله سبحانه و تعالی ناشناخته نیستند. الله سبحانه و تعالی آنها را آفریده است. چه پنج هزار سال پیش و چه ده هزار سال پیش – الله سبحانه و تعالی می‌داند که این مردم چه زمانی به این مکان بر روی زمین رسیده‌اند. خب، الحمدلله، ما از مکان‌های بسیاری در این قاره بازدید کرده‌ایم. زیرا ما می‌دانیم که الله سبحانه و تعالی در قرآن کریم می‌فرماید: «وَ لِکُلِّ قَومٍ هاد». «و برای هر قومی هدایتگری است.» برای هر امتی کسی هست که آنها را به سوی حقیقت هدایت کند. این بدان معناست که الله سبحانه و تعالی به هر جا که مردم سکونت گزیده‌اند، پیامبری فرستاده است. در اینجا نیز، در این منطقه، پیامبری وجود داشته است. در همه جا پیامبری بوده است. اما البته مردم به سرعت تغییر کردند. شاید آنها حتی پس از پنج سال زندگی با پیامبر تغییر کردند. آنها به آرامی تغییر کردند. پس از آن آنها فکر کردند که در این منطقه پیامبری وجود نداشته است. در هر مکانی در این دنیا پیامبری بوده است. البته این پیامبران قبل از عیسی، علیه السلام، بودند. هزاران سال گذشت و مردم تغییر کردند. اما نوعی احترام برایشان باقی ماند. آنها احساس می‌کنند چیزی وجود دارد که باید از آن پیروی کنند و بنابراین به پرستش چیزی ادامه می‌دهند که برایشان سودی ندارد. پس از آن، آنها سال‌های زیادی به این روش زندگی کردند. من نمی‌دانم آنها چه می‌کردند. اما سرانجام آنها گفتند که مکان جدیدی پیدا کرده‌اند. بنابراین آنها آمدند و در اینجا ساکن شدند. برای به کمال رساندن تاریخ بشریت، الله سبحانه و تعالی به تدریج مردم را در سراسر جهان ساکن کرد. همانطور که قبلاً گفتیم، الله سبحانه و تعالی آنها را به اینجا آورد. آنها کارهای خوب انجام دادند – اما نه خیلی خوب؛ آنها بیشتر کارهای بد انجام دادند تا خوب. اما آنها به اینجا آمدند چون روزی‌شان اینجا بود؛ بنابراین باید آن را در این سرزمین می‌یافتند. اما متأسفانه این مردم ستمگر بودند. آنها به هیچ کس اجازه نمی‌دادند به الله سبحانه و تعالی یا به دین فکر کند. و البته آنها دینی را که قرار بود خوب باشد، تغییر دادند. آنها آن را طبق تصورات خودشان شکل دادند و فقط برای سرکوب مردم از آن استفاده کردند. سبحان الله، آن مسلمانانی که به این قاره آمدند، سعی کردند آنطور که الله سبحانه و تعالی فرمان داده بود زندگی کنند، اما به آنها فرصت داده نشد. الله سبحانه و تعالی همه چیز به آنها داد. ماشاءالله، همه این کشورها هزاران مایل امتداد دارند. ما با هواپیما، ماشین و پیاده سفر کرده‌ایم. این سرزمینی شگفت‌انگیز و بسیار ثروتمند است. الله سبحانه و تعالی همه چیز به آنها داد. سبحان الله، ما همیشه می‌شنویم که اینجا مشکلاتی وجود دارد. مردم خوشحال نیستند. مردم مشکل ایجاد می‌کنند. اینجا مثل کشورهای دیگر نیست؛ اینجا امن نیست. در این حکمتی نهفته است. حکمت چیست؟ زیرا بر مردم ستم و بدی‌های فراوانی رفته است. به همین دلیل این مانند یک میراث به مردم منتقل می‌شود. اعمال نیاکان در طول قرن‌ها تا به امروز تأثیر می‌گذارد. به همین دلیل است که می‌بینید میلیون‌ها نفر از کشورهای مسلمان به این قاره آمده‌اند، اما اثری از اسلام نیست؛ شاید فقط در ۲۴ یا ۳۰ سال اخیر. راه حل این چیست؟ راه حل این است که توبه کنیم، از الله سبحانه و تعالی طلب بخشش کنیم و به اسلام روی آوریم. «أَسلِم تَسلَم». «مسلمان شو تا در امان باشی.» تسلیم شو، و در امان خواهی بود. اسلام دین صلح است. اسلام ستم را تحمل نمی‌کند. در درجه اول عدالت قرار دارد. در اسلام این از بالاترین اهمیت برخوردار است. همه این مردم از «دموکراسی» و چیزهای دیگر صحبت می‌کنند؛ آنها همیشه چیز جدیدی ابداع می‌کنند، اما در میان آنها عدالتی وجود ندارد. در هیچ کشوری در این دنیا عدالت وجود ندارد. هر کس بگوید: «در این کشور یا آن کشور عدالت وجود دارد»، دروغگوست. فقط به نظر می‌رسد که عدالت وجود دارد، اما آنها منافق هستند. یک ضرب‌المثل وجود دارد: «العدل اساس الملک.» عدالت اساس حکومت، یک زندگی خوب است. و هر کس تاریخ را از زمان پیامبر، صلی الله علیه و سلم، تا آخرین سلطان عثمانی بررسی کند، هیچ بی‌عدالتی پیدا نخواهد کرد. در این کشورها نه تنها مسلمانان، بلکه یهودیان، مسیحیان، بودایی‌ها و هندوها نیز زندگی می‌کردند. ۷۰ دین مختلف وجود داشت. اما دشمن واقعی و اولین دشمن بشریت کیست؟ شیطان. شیطان نمی‌خواهد که به بشریت خیری برسد. آنها امپراتوری عثمانی، آخرین حکومت اسلامی، را نابود کردند. شیطان آن را نابود کرد. و پس از آن، بدترین قرن، قرن بیستم، آغاز شد. صد سال است که تمام دنیا در رنج به سر می‌برد. به آنها وعده‌هایی دادند: «ما به شما این را می‌دهیم، ما به شما آن را می‌دهیم»، اما چه کردند؟ آنها چیزی ندادند، برعکس، همه چیز را گرفتند. همانطور که تاریخ به ما می‌آموزد، هیچکس برای همیشه حکومت نمی‌کند. الله سبحانه و تعالی به ما وعده داده است که شخصی را از نوادگان پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، خواهد فرستاد – یکی از نوادگان ایشان، صلی الله علیه و آله و سلم – که ان‌شاءالله بشریت را نجات خواهد داد. ان‌شاءالله ما منتظر او هستیم، زیرا دنیا روز به روز بدتر می‌شود. ان‌شاءالله، وقتی سیدنا مهدی، علیه السلام، بیاید، تمام این اوضاع بد و مشکلات لاینحلی که آنها ایجاد می‌کنند، به پایان خواهد رسید. عدالت برقرار خواهد شد. برکت برای تمام دنیا خواهد بود. هیچکس به دیگری ستم نخواهد کرد. رازهای بسیار و چیزهای زیادی وجود دارد که مردم نمی‌دانند. شما آنچه را در گذشته رخ داده است می‌بینید و از خود می‌پرسید: «این یعنی چه؟ آن یعنی چه؟» مردم کنجکاو هستند. ببینید، همه چیز آشکار خواهد شد. هر آنچه از زمان سیدنا آدم، علیه السلام، تا به امروز رخ داده است. هر کسی که بر روی این زمین، بر آن کوه یا در آن دریا زندگی کرده باشد – هر آنچه ناشناخته است، آشکار خواهد شد. آنچه ما از تاریخ بشریت می‌دانیم، شاید حتی پنج درصد هم نباشد. آنگاه همه چیز معلوم خواهد شد، و برای کسانی که آن زمان را درک کنند – که ان‌شاءالله نزدیک است – فهمیدن آنچه رخ می‌دهد آسان خواهد بود. آن زمان بسیار مبارکی خواهد بود. پس از همه این اتفاقات بد، دوران بسیار زیبایی فرا خواهد رسید. اما البته، این فقط چهل سال به طول خواهد انجامید. پس از چهل سال، سیدنا مهدی خواهد آمد و سیدنا عیسی، علیه السلام، با او خواهد بود. سیدنا مهدی هفت سال و سیدنا عیسی چهل سال حکومت خواهند کرد. بسیاری از مردم در مورد سیدنا عیسی در اشتباه هستند. سیدنا عیسی معجزه‌ای از جانب الله سبحانه و تعالی است. او یک معجزه است. الله سبحانه و تعالی، سیدتنا مریم، علیها السلام، را بدون آنکه ازدواج کرده یا مردی او را لمس کرده باشد، باردار کرد. این گفته آنها که «او پسر خداست»، مزخرف است. چطور چنین چیزی ممکن است؟ استغفرالله، این فقط یک مثال است، اما مانند این است که بگوییم یک مورچه با یک فیل ازدواج کرده است. چطور چنین چیزی ممکن است! چطور می‌توانید بگویید که الله سبحانه و تعالی پسری دارد! هیچکس نمی‌تواند تصور کند که الله سبحانه و تعالی چگونه است، کجاست یا چیست! درک این موضوع برای ذهن ما غیرممکن است. سیدنا عیسی در آن زمان خواهد آمد. او اکنون در آسمان دوم است. آنها نتوانستند او را بکشند. الله سبحانه و تعالی او را نجات داد و او منتظر زمان بازگشتش است. آنگاه، ان‌شاءالله، او همراه با سیدنا مهدی خواهد بود و حکومت خواهد کرد. او صلیب را خواهد شکست. او اجازه نخواهد داد گوشت خوک خورده شود. او بر اساس شریعت پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، حکم خواهد کرد. و پس از چهل سال، او از دنیا خواهد رفت. آرامگاه او در مدینه، در کنار پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، است. روایت شده است که پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، از برادران پیامبر خود سخن می‌گفت و فرمود: «برادرم عیسی، علیه السلام». پس وقتی عیسی، علیه السلام، پس از چهل سال از دنیا برود، این نشانه‌ای بزرگ برای روز قیامت است. بدین ترتیب روز قیامت نزدیک‌تر می‌شود و مردم دوباره دین و نیکی را رها کرده و از امیال پست خود پیروی خواهند کرد. این در ذات انسان است، زیرا او شیطان و نفس خود را دارد. به محض اینکه با وسوسه‌ای روبرو شوند، بی‌درنگ از آن پیروی می‌کنند. آنگاه کار تمام است. به همین دلیل باید چنین اتفاقی بیفتد. الله سبحانه و تعالی دودی را می‌فرستد. و وقتی مؤمنان این دود را استشمام کنند، از دنیا خواهند رفت و فقط کافران باقی خواهند ماند. سپس الله سبحانه و تعالی چیزی را خواهد فرستاد تا همه این مردم را نابود کند و این پایان زندگی زمینی خواهد بود. آنگاه دیگر کسی زنده نخواهد ماند. همه منتظر روز قیامت خواهند بود. آنگاه، ان‌شاءالله، روز قیامت فرا خواهد رسید و هر کس پاداش آنچه را در این زندگی انجام داده است، دریافت خواهد کرد. و همانطور که در ابتدا گفتیم: پاداش‌هایی که سزاوار آن بودید و الله سبحانه و تعالی به شما عطا کرده است، آنگاه از آنِ شما خواهد بود. ان‌شاءالله، به برکت انسان‌های صالح، الله سبحانه و تعالی مردم را به راه الله، راه رحمت، هدایت خواهد کرد.