السلام عليكم ورحمة الله وبركاته أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. والصلاة والسلام على رسولنا محمد سيد الأولين والآخرين. مدد يا رسول الله، مدد يا سادتي أصحاب رسول الله، مدد يا مشايخنا، دستور مولانا الشيخ عبد الله الفايز الداغستاني، الشيخ محمد ناظم الحقاني. مدد. طريقتنا الصحبة والخير في الجمعية.

Mawlana Sheikh Mehmed Adil. Translations.

Translations

2025-11-24 - Dergah, Akbaba, İstanbul

«و رحمتم همه چیز را فرا گرفته است.» (۷:۱۵۶) الله عز و جل می‌فرماید: رحمت الله همه چیز را در بر می‌گیرد؛ همه چیز را شامل می‌شود. درِ رحمت، درِ آمرزش، کاملاً باز است. الله این در را آنچنان وسیع قرار داده تا انسان‌ها بتوانند از آن عبور کنند و به رحمت او نائل شوند. بزرگترین نعمت برای انسان‌ها، رحمت الله است. برای اینکه انسان‌ها بتوانند از آن بهره‌مند شوند، الله این در را باز گذاشته است. تا آخرین لحظه، یعنی تا اندکی پیش از روز قیامت، این درِ رحمت و آمرزش باز می‌ماند. هر چقدر هم که کسی گناهکار باشد یا هر چقدر ظلم کرده باشد: او می‌تواند به سوی الله بازگردد و از این در بگذرد. این صفت الله هدیه‌ای به انسان‌هاست؛ این در به روی انسان‌ها و امت محمد باز است. او به آن‌ها فرصت می‌دهد تا توبه کنند. اما انسان‌ها این را رد می‌کنند و به انجام کار بد ادامه می‌دهند. آن‌ها بر نافرمانی پافشاری می‌کنند. آن‌ها همچنان بر لجاجت خود اصرار می‌ورزند. و به همین دلیل عاقبت آن‌ها بد خواهد بود. چنین انسان‌هایی در این دنیا نیز هیچ خیری نخواهند دید. انسان‌هایی هستند که حتی از شیطان هم بدترند. شیطان در کنار آن‌ها تقریباً بی‌خطر به نظر می‌رسد؛ این انسان‌ها آنقدر پلیدند، واقعاً چنین کسانی وجود دارند. آن‌ها نمی‌خواهند چیزی از الله یا پیامبر، نه از دین و نه از ایمان بدانند. پس چه می‌خواهند؟ آن‌ها فقط لذت و خوشگذرانی خود را می‌خواهند؛ آن‌ها فقط از هوای نفس خود پیروی می‌کنند. اما این هیچ سودی برایشان ندارد. آن‌ها تا ابد در این شر خواهند سوخت. آن‌ها خودشان راه را برای این هلاکت و عاقبت بد هموار می‌کنند. بنابراین: از رحمت الله فرار نکنید. از رحمت الله نگریزید، بلکه به سوی الله بگریزید. به سوی رحمت الله بشتابید. این درها باز هستند، از آن‌ها استفاده کنید. این موضوع را بی‌اهمیت یا ناچیز نشمارید. برخی از مردم به زرق و برق این دنیا می‌نگرند و فریب می‌خورند. این مانند یک سراب در بیابان است. آن‌ها فکر می‌کنند آب است، به دنبالش می‌دوند، اما چیزی آنجا نمی‌یابند و به طرز فجیعی هلاک می‌شوند. الله ما را از آن محفوظ بدارد. اینکه انسانی به خاطر یک فریب در بیابان بمیرد، در مقایسه با فاجعه واقعی هیچ است: اینکه فریب دنیا را بخورد و آخرت خود را ببازد. این بلا و مصیبت واقعی است. پناه بر الله، چنین انسانی دیگر تا ابد راه نجاتی نخواهد داشت. الله ما را حفظ فرماید. بیایید همه شامل رحمت الله شویم، بیایید از آن فرار نکنیم. ان‌شاءالله رحمت الله بر ما باد.

2025-11-23 - Dergah, Akbaba, İstanbul

أَلَا لِلَّهِ ٱلدِّينُ ٱلۡخَالِصُۚ (۳۹:۳) اخلاص به معنای صداقت در برابر الله است... وقتی این صداقت وجود داشته باشد، دیگر هیچ چیز دیگری برای انسان اهمیتی ندارد. هر کاری که انجام می‌دهی باید محض رضای الله باشد. عبادات تو برای خشنودی اوست؛ کارهای نیک تو برای اوست؛ و حتی نیکی کردن به مردم نیز باید برای خشنودی الله باشد. به کسی نیکی می‌کنی، اما بعداً دلسرد می‌شوی و می‌گویی: «این آدم از من تشکر نکرد.» خوبی می‌کنی، اما وقتی طرف مقابل ناسپاسی می‌کند، این تو را بسیار آزرده‌خاطر می‌کند. این اندوه نشان می‌دهد که عمل تو کاملاً برای خشنودی الله نبوده است. روشن است که تو انتظار تشکر داشتی و می‌خواستی که قدردانت باشند. دقیقاً این اخلاص (صداقت) نیست. تو آن کار را خالص برای الله انجام نمی‌دهی، بلکه نیتت را با چیزهای دیگر می‌آمیزی. و به محض اینکه آمیخته شد، دیگر خوب نیست. فایده و پاداش عملت – اگر نه کاملاً، اما بخش بزرگی از آن – از بین می‌رود. زیرا اگر برای خشنودی الله بود، تو کاملاً آسوده‌خاطر بودی. می‌گفتی: «من این کار را برای الله انجام دادم، تنها و فقط برای خشنودی او.» چه تشکر کنند، چه خوششان بیاید و چه ناسپاسی کنند – هیچ فرقی نمی‌کند. مهم فقط این است که تو آن را خالصانه و صادقانه محض رضای الله انجام داده باشی. نباید به پشت سر نگاه کنی. «چه شد؟ نتیجه‌اش چه بود؟» «آیا این در آینده به کارم می‌آید؟ آیا این مرد به من کمک خواهد کرد؟» «آیا مردم از من تشکر خواهند کرد؟ آیا سپاسگزار من خواهند بود؟» نباید چشم‌انتظار این‌ها باشی. اگر این‌گونه فکر می‌کنی، آن را برای الله انجام نداده‌ای، بلکه برای کسب منفعتی بوده است. نیت آمیخته شده است؛ تو این عمل پاک را آلوده کرده‌ای. از این رو، کسی که کار را برای خشنودی الله انجام می‌دهد، از درون آرام است. او از هیچ‌کس انتظاری ندارد. تنها امیدش این است که عملش را پیشاپیش برای آخرت فرستاده باشد. دلیلی وجود ندارد که آن را خراب کند. چنان‌که معروف است: «تو نیکی می‌کُن و در دجله انداز.» «اگر ماهی نداند، خالق که می‌داند.» خالق، یعنی الله عزوجل، آن را می‌داند. ماهی را چه لازم است که بداند؟ انسان‌ها نیز مانند ماهی‌ها هستند. کدام ماهی را می‌خواهی بگیری تا از تو تشکر کند؟ نباید در این اندیشه باشی که: «چه کسی به قلاب افتاد و چه کسی نیفتاد؟» همین‌طور اعمال نیک تو باید همیشه برای خشنودی الله باشد، ان‌شاءالله. الله نگذارد که ما از نفسمان پیروی کنیم. انسان این را می‌خواهد، نفس در قبال کاری که انجام شده، چشم‌داشتِ جبران دارد. پاداش می‌خواهد، حتی اگر یک «تشکر» خشک و خالی باشد. حالا چه تشکر کنند و چه نکنند... اگر تشکر کنند، در حقیقت شکرگزار الله هستند، چرا که تو کار را برای خشنودی او انجام داده‌ای. اگر هم نکنند، فبها؛ اهمیتی ندارد. مهم این است که برای خشنودی الله باشد؛ خالص و صادقانه، ان‌شاءالله.

2025-11-22 - Dergah, Akbaba, İstanbul

همانا مؤمنان برادرند، پس بین برادرانتان صلح و آشتی برقرار کنید. (۴۹:۱۰) الله متعال و بلندمرتبه می‌فرماید: شیطان می‌خواهد میان انسان‌ها دشمنی، بدی و نفرت بکارد. این وظیفه شیطان است. هر کجا چیز زیبایی باشد، او تلاش می‌کند آن را تباه کند. او برای فرزندان آدم هیچ خیری نمی‌خواهد. متأسفانه انسان‌ها بازیچه‌ای در دست او شده‌اند؛ هر چه او می‌خواهد انجام می‌دهند. شیطان آن‌ها را طبق میل خود هدایت می‌کند و انسان‌ها دائماً از او پیروی می‌کنند. حتی در داخل خانواده نیز تبدیل به دشمن می‌شوند. زن با شوهر دشمن می‌شود، شوهر با زن، برادر با برادر... این دشمنی در میان خانواده چیزی است که الله متعال و بلندمرتبه اصلاً آن را دوست ندارد. الله متعال می‌فرماید: «مسلمانان برادرند». اگر اختلافاتی میان مسلمانان وجود دارد، پس میان آن‌ها صلح برقرار کنید تا دعوا پایان یابد. اگر مشکل یا درگیری وجود دارد، الله و پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) دوست دارند که آن را به نیکی برگردانید و صلح کنید. او می‌خواهد که مسلمانان متحد باشند و دچار تفرقه نشوند. دل‌هایشان نباید از هم جدا شود، بدین معنا که هیچ دشمنی‌ای نباید میان آن‌ها نفوذ کند. در زمانه امروز، دشمنی، بدی و نفرت میان مردم و در خانواده‌ها حاکم شده است. وقتی این‌گونه باشد، برکت از بین می‌رود. ایمانشان ضعیف می‌شود. زیرا آن‌ها از فرمان الله اطاعت نمی‌کنند. الله متعال و بلندمرتبه فرمان می‌دهد: «یکدیگر را دوست بدارید.» و پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «هیچ‌یک از شما حقیقتاً ایمان نیاورده است مگر آنکه برای برادر دینی‌اش همان چیزی را بخواهد که برای خود می‌خواهد و او را دوست بدارد.» تنها مسلمان بودن کافی نیست؛ ایمان، انسان و جامعه را به درجه‌ای بالاتر و زیباتر ارتقا می‌دهد. در نزد مؤمنان هر نوع خوبی را می‌یابید. هیچ بدی و شری از آن‌ها سر نمی‌زند. بنابراین باید در هر دعوایی گفت: «طرف مقابل من حتماً دلیل موجهی دارد، این قطعاً یک سوءتفاهم است.» نباید فوراً دیگری را قضاوت کرد. باید برای او عذری پیدا کرد. باید گذشت کرد و اندیشید: «او بدخلق بود، حرف بدی زد، اما حتماً پشیمان شده است.» نباید مسئله را بزرگ کرد و کینه به دل گرفت و گفت: «نه، او این و آن را به من گفت.» الله به انسان‌ها همزیستی نیکو عطا فرماید. خواهران و برادران، خانواده‌ها، خویشاوندان، آشنایان، همسایگان - به خواست الله همه آن‌ها زندگی با برکت و مسالمت‌آمیزی داشته باشند. باشد که دشمنی از بین برود. دشمنی چیز خوبی نیست. تنها شیطان دشمنی را دوست دارد؛ الله متعال آن را دوست ندارد. الله ما را حفظ فرماید.

2025-11-21 - Dergah, Akbaba, İstanbul

و هرگز نمیرید مگر آنکه مسلمان باشید. الله، عز و جل، می‌فرماید: «آرزوی مرگ نکنید.» وقتی انسان ناامید می‌شود... الله ما را حفظ کند. امروزه مردم نه تنها آرزوی مرگ می‌کنند، بلکه حتی جان خود را می‌گیرند. این یک اشتباه سنگین، یک خطای عظیم و یک گناه بزرگ است. عذاب آن تا روز قیامت ادامه دارد. الله ما را حفظ کند؛ هر کس که جان خود را بگیرد، این درد را بی‌وقفه تا روز قیامت تحمل خواهد کرد. به همین دلیل ما از شیخ بابا شنیده‌ایم – آیا این یک حدیث است؟ – که: یک بار در زندگی گفتن «لا اله الا الله محمد رسول الله»، بهتر از هزار سال در قبر ماندن است. بنابراین تو باید ارزش زندگی‌ای را که داری، بدانی. فقط به خاطر اینکه انسان دلتنگ است، بگوید: «کاش مرده بودم»، نه عاقلانه است و نه خوب. مؤمن باید بداند: اگر مشکلی وجود دارد، این یک آزمایش از جانب الله است. برای آن نیز پاداش و اجری وجود دارد. برای مؤمن هیچ چیز بیهوده نیست؛ کسی که به الله ایمان دارد، چیزی برایش از دست نمی‌رود. اما کسانی که به الله ایمان ندارند، او را نمی‌شناسند و قبول ندارند، بگذار هر چقدر می‌خواهند زندگی کنند. بگذار سعی کنند زندگی‌شان را هر چقدر می‌خواهند طولانی کنند؛ حتی اگر آن را با پلیدی و ظلم طولانی کنند، فایده‌ای ندارد. آنچه انجام می‌دهند چیزی نیست جز گناه روی گناه، و پیوسته گناه. مجازات آن‌ها – الله ما را حفظ کند – جهنم است، و آن جهنم ابدی خواهد بود. به همین دلیل باید ارزش این زندگی را بدانی و نباید آن را هدر دهی. همانطور که شیخ افندی ما فرمودند: یک بار گفتن «لا اله الا الله» بهتر از هزار سال زیر خاک خوابیدن است. الله انسان‌ها را از شر نفسشان حفظ کند. شر نفس و شیطان چنان عظیم است که انسان را به سمت خودکشی می‌کشاند. برخی با اینکه می‌دانند این کار گناه است، تسلیم آن می‌شوند. الله ما را حفظ کند. ان‌شاءالله که الله ما را از اقیانوس عقل جدا نکند.

2025-11-20 - Dergah, Akbaba, İstanbul

«همانا گرامی‌ترین شما نزد الله، با تقواترین شماست.» (۴۹:۱۳) نزدیک بودن به الله، آن قدرتمند و متعال، و آن‌گونه بودن که او می‌خواهد، باید بزرگ‌ترین هدف انسان باشد. اگر الله از تو راضی باشد، اگر او تو را دوست داشته باشد – این تمام چیزی است که اهمیت دارد. مردمِ امروزه عجیب هستند: الله همه را یکسان آفریده است، اما ما تبعیض قائل می‌شویم. یکی آن دیگری را دوست ندارد. آدم خود را بالاتر یا پایین‌تر از دیگران می‌بیند. این کارِ شیطان است. در حالی که الله، آن قدرتمند و متعال، همه ما را برابر آفریده است. حال، چه کسی ارزشمندترین است؟ کسی است که به الله نزدیک است، از او پروا دارد و شرم دارد که گناه مرتکب شود. کسی است که تلاش می‌کند کار بدی نکند و مرتکب خطایی نشود. دیگران، مردمِ امروز... به‌ویژه اینجا نزد ما، هر کسی می‌خواهد مثل اروپایی‌ها باشد. «اروپا در این باره چه می‌گوید؟ اروپا ما را چگونه می‌بیند؟» «ما مثل آن‌ها لباس می‌پوشیم و مثل آن‌ها رفتار می‌کنیم تا مورد پسندشان واقع شویم.» ای انسان، چه سودی برایت دارد اگر آن‌ها تو را بپسندند، و چه می‌شود اگر نپسندند؟ آن‌ها تو را به نمایش می‌گذارند و مثل یک میمون تو را می‌رقصانند. آن‌ها به تو لباس می‌پوشانند، تو را مجهز می‌کنند و آن‌طور که برایشان مناسب است تو را شکل می‌دهند. آنچه را بخواهند به تو می‌دهند و آنچه را نخواهند از تو دریغ می‌کنند. و بعد چه؟ حتی اگر روی سرت هم بایستی، باز هم تو را دوست نخواهند داشت. اما تو با این حال با تقلا تلاش می‌کنی شبیه آن‌ها باشی. تقلید کردن از آن‌ها برایت سودی ندارد. این نزد الله هیچ ارزشی ندارد. ارزش واقعی در این است که در راه الله باشی و از او بترسی. و منظور ما از ترس، پرهیز از ارتکابِ خطاست. این نگرانیِ با خطا حاضر شدن در پیشگاه الله است. بحث ترسِ خشک و خالی نیست؛ الله نمی‌خواهد ما را بترساند. الله بخشنده و مهربان است. مهم نیست چقدر گناه داری: اگر طلب بخشش کنی، الله می‌بخشد. در این شکی نیست. اما باید از الله حیا و پروا داشت، چرا که او تو را می‌بیند. او تمام لغزش‌های تو را می‌داند. تو باید بابت آن‌ها پاسخگو باشی. اما اگر از الله بترسی و طلب بخشش کنی، او تو را خواهد بخشید. او تو را می‌پوشاند و رسوایی‌ات را پنهان می‌کند. او گناهانِ مرتکب شده را می‌بخشد و تو را پیش هیچ‌کس رسوا نمی‌کند. این آن چیزی است که واقعاً اهمیت دارد. اما اگر بگویی: «اروپا این را گفت، آمریکا آن را خواست...» – آدم این چیزها را بیش از حد بزرگ می‌کند. در حالی که آن‌ها حتی نمی‌دانند تو کجایی؛ چه چیزی می‌خواهند از تو بدانند؟ این شخصِ شیطان و سربازانش هستند که این افکار را به تو القا می‌کنند. الله تو را گرامی داشته، او تو را با عظمت و با وقار آفریده است. نه تو از دیگران بهتری، و نه آن‌ها از تو بهترند. این‌گونه فکر کردن به معنای ایستادن در برابر الله است. خود را کمتر از دیگران دانستن – به‌ویژه در برابر یک کافر – سرکشی علیه الله است. الله ما را از این حفظ کند. الله همه را یکسان آفریده است. این افکار را رها کنید. مردم امروز می‌دوند و می‌گویند: «من به اروپا می‌روم، به آمریکا.» مگر چه می‌شود اگر بروی، و چه می‌شود اگر نروی؟ روزی‌ات را آنجایی دریافت می‌کنی که الله برایت مقدر کرده است. الله به انسان‌ها، به مسلمانان، عقل و بصیرت عطا فرماید. هر کسی باید در این باره خوب بیندیشد. ان‌شاءالله که الله همه ما را از بندگان محبوب خود قرار دهد.

2025-11-19 - Dergah, Akbaba, İstanbul

پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «مِن حُسنِ اِسلامِ المَرءِ تَرکُهُ ما لا یَعنِیه.» رسول الله در آنچه فرمود، یا به همان گونه که فرمود، راست گفت. پیامبر ما فرمود: «از زیبایی اسلامِ یک فرد این است که آنچه را به او مربوط نیست، رها کند.» اینکه از چیزهایی که به او ربطی ندارد، دوری گزیند. انسان باید راه خود را برود، مراقب خود باشد و روی وضعیت خویش کار کند. تنها زمانی که دیگران درخواست مشورت یا کمک کردند یا نظرش را پرسیدند، باید سخن بگوید. اما دخالت کردن بدون درخواست و گفتنِ اینکه: «تو باید این کار را چنین کنی، این را دوست ندارم، آن را جور دیگر انجام بده» – این شایسته نیست. پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) به ما می‌آموزد که این رفتار ناپسند است. مالایَعنِی – یعنی دخالت در امور غیرضروری و پرداختن به بیهودگی‌ها – این نیز درست نیست. کاری را انجام بده که سودمند است. به امور خودت رسیدگی کن، به خانواده‌ات برس. و در مورد دوستان یا آشنایان: اگر چیزی از تو پرسیدند یا درخواست کمک کردند، آنگاه به آن‌ها کمک کن. اما اگر امروز به اطرافمان بنگریم: هر کسی در هر کاری دخالت می‌کند. هر کسی در مورد همه چیز، چه کوچک و چه بزرگ، اظهار نظر می‌کند. به یکی دشنام می‌دهند، دیگری را نفرین می‌کنند؛ این جور نیست، آن را نمی‌پسندند. اول به خودت نگاه کن. وضعیت خودت چطور است؟ آیا تو از آن‌ها بهتری؟ تو باید روی خودت کار کنی، مهم همین است. اگر هر کسی ابتدا خود را اصلاح می‌کرد، همه چیز درست می‌شد. تا زمانی که خودت پر از عیب هستی، نباید به خطاهای دیگران نگاه کنی. ابتدا به عیوب خودت توجه کن، آن‌ها را برطرف ساز و انسان خوبی شو. هر چیزی فراتر از آن، به تو مربوط نیست. اگر هر کس به خود بپردازد و خود را اصلاح کند، جامعه‌ای خوب و اجتماعی سالم پدید می‌آید. از این رو سخنان پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) همچون جواهرند – آن‌ها بسیار ارزشمند هستند. این حدیثی کوتاه است، اما برای تغییر تمام جامعه به سمت نیکی کافی است. اما امروز اغلب عکس این صادق است؛ هر کسی سعی دارد عیوب و خطاهای دیگران را آشکار کند. باشد که الله همه‌ی ما را اصلاح گرداند و نگذارد از راه راست منحرف شویم.

2025-11-19 - Lefke

پیامبر ما، صلی الله علیه و آله و سلم، این جزیره‌ای را که در آن زندگی می‌کنیم، ستوده‌اند. الحمدلله، اینجا مکانی است که از اوایل اسلام مورد احترام مسلمانان بوده است. این مکان‌ها، مکان‌های مبارکی هستند که الله عز و جل آنها را برگزیده است. اسلام و به‌ویژه اکثر پیامبران از این منطقه برخاسته‌اند. از مناطقی مانند حجاز، شام و یمن. البته الله برای تمام نقاط جهان و برای همه اقوام پیامبرانی فرستاده است. اما از آنجا که اکثر پیامبران از این سرزمین‌ها برخاسته‌اند، اینها مکان‌های مبارکی هستند. چون مکان‌هایی هستند که پیامبران در آنها سفر کرده و رسالت خود را ابلاغ نموده‌اند، مبارک هستند. اینجا زادگاه اسلام و بشریت است. البته الله عز و جل، آدم علیه السلام را در بهشت آفرید. او در بهشت ساکن بود. و هنگامی که به زمین فرستاده شد، اکثر پیامبرانی که از نسل او بودند نیز در همین سرزمین‌ها زندگی می‌کردند. مکان‌های مبارک و قبور شریفشان در این سرزمین‌ها فراوان است. زیارت آنها برای زائر برکت به همراه دارد و وسیله‌ای برای کسب شفاعت پیامبران است. همچنین زیارت قبور صحابه، اهل بیت، اولیا و صالحین برای مسلمان برکت و رحمت به ارمغان می‌آورد. زیرا بر مکان‌هایی که آنها در آن آرمیده‌اند تا روز قیامت رحمت نازل می‌شود. به همین دلیل این زیارت برای مؤمن نیز سودمند است. به حرف این مردم نادان امروزی گوش ندهید. آنها چیزهایی می‌گویند مانند: «شما قبرها را می‌پرستید.» نه، چرا باید قبری را بپرستیم؟ وقتی ما عبادت می‌کنیم، خوب می‌دانیم که عبادتمان را باید برای چه کسی انجام دهیم. نه به دستور شما؛ ما الله عز و جل را عبادت می‌کنیم. ما به سوی قبله عبادت می‌کنیم. ما، الحمدلله، از راهی که پیامبرمان، صلی الله علیه و آله و سلم، نشان داده است پیروی می‌کنیم. در جزیره ما نیز صحابه و اولیای مبارکی وجود دارند. آرامگاه برخی از آنها مشخص است، در حالی که آرامگاه برخی دیگر نامشخص است. حتی قبر شریف برنابا، یکی از حواریون عیسی علیه السلام، که انجیل حقیقی را نوشت، در اینجا قرار دارد و زیارت می‌شود. یعنی او هیچ ارتباطی با مسیحیت امروزی که بت یا چوب می‌پرستد، ندارد. انجیل نوشتهٔ او، انجیل حقیقی است. آنها آن را پنهان نگه می‌دارند؛ اما این بحث دیگری است. برنابای بزرگوار در سفرهای عیسی علیه السلام در کنار او بود. آنچه او نوشت، انجیل حقیقی است. آن انجیل، کتابی است که نبوت حضرت عیسی را بیان می‌کند. مسیحیان نیز برنابا را می‌شناسند، اما فقط اسماً؛ چیز بیشتری درباره او نمی‌دانند. آنها نمی‌دانند که او انجیلی نوشته است. و اگر این انجیل آشکار شود، البته تمام فریبکاری این دروغگویان برملا خواهد شد. دینشان دیگر پابرجا نخواهد بود و همگی ناچار به مسلمان شدن خواهند بود. اما این دقیقاً همان چیزی است که آنها نمی‌خواهند. به خاطر منافع دنیوی، قدرت و امثال آن، آن را پنهان می‌کنند. فقط برای اینکه خواست شیطان محقق شود و در نهایت در کنار او باشند. به همین دلیل این زیارت‌ها مهم هستند. زیارت قبور برای پرستش نیست، بلکه برای بهره‌مند شدن از برکت و رحمت آنهاست. عبرت گرفتن از آن امری بسیار مهم و زیباست: اینکه ببینیم این انسان‌ها چگونه سرمشق‌وار زندگی کردند، چگونه به اسلام خدمت نمودند، از الله اطاعت کردند و راه را نشان دادند. زیارت قبور صالحین و پیامبران نیز به همین صورت است. در رأس همه اینها، زیارت قبر شریف پیامبر ما، صلی الله علیه و آله و سلم، قرار دارد که تاج سر ما و نور چشمان ماست. پس از آن، به زیارت بزرگان مانند صحابه و اهل بیت می‌رویم. به اذن الله، از برکاتشان بهره‌مند می‌شویم. افراد زیادی هستند که می‌خواهند مؤمنان را گمراه کنند. به آنها گوش ندهید. آنها نه می‌دانند چه می‌گویند، نه می‌فهمند چه می‌خوانند و نه از لجاجت خود دست برمی‌دارند. آنها مهم نیستند. مهم این است که الله ما را در این مکان‌های زیبا آفریده است و ما را به این راه زیبا هدایت کرده است. ان‌شاءالله، الله ما را در این راه ثابت قدم بدارد تا برای همیشه بر آن باقی بمانیم.

2025-11-17 - Lefke

پیامبر ما، صلی الله علیه و آله و سلم، این جزیره‌ای را که در آن زندگی می‌کنیم، ستوده‌اند. الحمدلله، اینجا مکانی است که از اوایل اسلام مورد احترام مسلمانان بوده است. این مکان‌ها، مکان‌های مبارکی هستند که الله عز و جل آنها را برگزیده است. اسلام و به‌ویژه اکثر پیامبران از این منطقه برخاسته‌اند. از مناطقی مانند حجاز، شام و یمن. البته الله برای تمام نقاط جهان و برای همه اقوام پیامبرانی فرستاده است. اما از آنجا که اکثر پیامبران از این سرزمین‌ها برخاسته‌اند، اینها مکان‌های مبارکی هستند. چون مکان‌هایی هستند که پیامبران در آنها سفر کرده و رسالت خود را ابلاغ نموده‌اند، مبارک هستند. اینجا زادگاه اسلام و بشریت است. البته الله عز و جل، آدم علیه السلام را در بهشت آفرید. او در بهشت ساکن بود. و هنگامی که به زمین فرستاده شد، اکثر پیامبرانی که از نسل او بودند نیز در همین سرزمین‌ها زندگی می‌کردند. مکان‌های مبارک و قبور شریفشان در این سرزمین‌ها فراوان است. زیارت آنها برای زائر برکت به همراه دارد و وسیله‌ای برای کسب شفاعت پیامبران است. همچنین زیارت قبور صحابه، اهل بیت، اولیا و صالحین برای مسلمان برکت و رحمت به ارمغان می‌آورد. زیرا بر مکان‌هایی که آنها در آن آرمیده‌اند تا روز قیامت رحمت نازل می‌شود. به همین دلیل این زیارت برای مؤمن نیز سودمند است. به حرف این مردم نادان امروزی گوش ندهید. آنها چیزهایی می‌گویند مانند: «شما قبرها را می‌پرستید.» نه، چرا باید قبری را بپرستیم؟ وقتی ما عبادت می‌کنیم، خوب می‌دانیم که عبادتمان را باید برای چه کسی انجام دهیم. نه به دستور شما؛ ما الله عز و جل را عبادت می‌کنیم. ما به سوی قبله عبادت می‌کنیم. ما، الحمدلله، از راهی که پیامبرمان، صلی الله علیه و آله و سلم، نشان داده است پیروی می‌کنیم. در جزیره ما نیز صحابه و اولیای مبارکی وجود دارند. آرامگاه برخی از آنها مشخص است، در حالی که آرامگاه برخی دیگر نامشخص است. حتی قبر شریف برنابا، یکی از حواریون عیسی علیه السلام، که انجیل حقیقی را نوشت، در اینجا قرار دارد و زیارت می‌شود. یعنی او هیچ ارتباطی با مسیحیت امروزی که بت یا چوب می‌پرستد، ندارد. انجیل نوشتهٔ او، انجیل حقیقی است. آنها آن را پنهان نگه می‌دارند؛ اما این بحث دیگری است. برنابای بزرگوار در سفرهای عیسی علیه السلام در کنار او بود. آنچه او نوشت، انجیل حقیقی است. آن انجیل، کتابی است که نبوت حضرت عیسی را بیان می‌کند. مسیحیان نیز برنابا را می‌شناسند، اما فقط اسماً؛ چیز بیشتری درباره او نمی‌دانند. آنها نمی‌دانند که او انجیلی نوشته است. و اگر این انجیل آشکار شود، البته تمام فریبکاری این دروغگویان برملا خواهد شد. دینشان دیگر پابرجا نخواهد بود و همگی ناچار به مسلمان شدن خواهند بود. اما این دقیقاً همان چیزی است که آنها نمی‌خواهند. به خاطر منافع دنیوی، قدرت و امثال آن، آن را پنهان می‌کنند. فقط برای اینکه خواست شیطان محقق شود و در نهایت در کنار او باشند. به همین دلیل این زیارت‌ها مهم هستند. زیارت قبور برای پرستش نیست، بلکه برای بهره‌مند شدن از برکت و رحمت آنهاست. عبرت گرفتن از آن امری بسیار مهم و زیباست: اینکه ببینیم این انسان‌ها چگونه سرمشق‌وار زندگی کردند، چگونه به اسلام خدمت نمودند، از الله اطاعت کردند و راه را نشان دادند. زیارت قبور صالحین و پیامبران نیز به همین صورت است. در رأس همه اینها، زیارت قبر شریف پیامبر ما، صلی الله علیه و آله و سلم، قرار دارد که تاج سر ما و نور چشمان ماست. پس از آن، به زیارت بزرگان مانند صحابه و اهل بیت می‌رویم. به اذن الله، از برکاتشان بهره‌مند می‌شویم. افراد زیادی هستند که می‌خواهند مؤمنان را گمراه کنند. به آنها گوش ندهید. آنها نه می‌دانند چه می‌گویند، نه می‌فهمند چه می‌خوانند و نه از لجاجت خود دست برمی‌دارند. آنها مهم نیستند. مهم این است که الله ما را در این مکان‌های زیبا آفریده است و ما را به این راه زیبا هدایت کرده است. ان‌شاءالله، الله ما را در این راه ثابت قدم بدارد تا برای همیشه بر آن باقی بمانیم.

2025-11-16 - Lefke

ما امانت (تعهد، تکلیف و ولایت الهیه) را بر آسمانها و زمین و کوه‌ها عرضه داشتیم، آنها از حمل آن سر برتافتند و از آن هراسیدند؛ اما انسان آن را بر دوش کشید؛ به راستی او بسیار ستمگر و نادان بود. (احزاب: ۷۲) الله، عزّوجلّ، می‌فرماید: ما آن امانت را بر آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه کردیم، اما آنها از حمل آن امتناع ورزیدند و از آن ترسیدند. این امانت، مسئولیت انسان برای بندگی الله است. این امانت را حتی کوه‌ها نیز نخواستند بپذیرند. کوه‌ها، صخره‌ها، هیچ‌کدام نتوانستند آن را حمل کنند؛ گفتند: «این امانت باری بیش از حد سنگین است». اما انسان گفت: «من آن را بر دوش می‌کشم». او این کار را کرد، اما الله درباره‌اش می‌فرماید: «همانا او بسیار نادان است». او ستمکار و نادان است، یک ستمگر. زیرا هر انسانی نمی‌تواند این امانت را حمل کند. فقط پیامبران می‌توانند این بار را به دوش بکشند و از طریق آنها، این بار برای مردم آسان می‌شود. تنها اینگونه مردم می‌توانند پایداری کنند. اما بیشترشان این کار را نمی‌کنند. انسان کاری را انجام می‌دهد که به راحتی و لذتش کمک کند. در راه الله بودن و انجام آنچه الله امر می‌کند، برای انسان دشوار است. بیشتر مردم برای فرار از آن، بهانه‌های مختلفی می‌تراشند. اگر هنگام خواندن قرآن اشتباه کنید، به اصل آن آسیبی نمی‌رسد. زیرا آن محفوظ است. از سوی الله محافظت می‌شود. یعنی حتی اگر آن را سهواً اشتباه بخوانید یا فراموش کنید، اصل قرآن تحریف نمی‌شود، زیرا الله از آن محافظت می‌کند. اما احادیث را باید به درستی نقل کنید. ما این آیه را خواندیم، که در خلقت الله نظمی، رازی وجود دارد. الله به کوه‌ها، آسمان، زمین، به همه چیز پیشنهاد کرد که این امانت را حمل کنند، اما آنها نپذیرفتند. آنها گفتند: «ما نمی‌توانیم این را حمل کنیم، بسیار سنگین است». «ما نمی‌توانیم این را حمل کنیم». فقط انسان آن را پذیرفت. چرا؟ زیرا او بسیار ستمگر و بسیار نادان است. این یکی از ویژگی‌های انسان است. البته پیامبران، صالحان و بندگان محبوب الله از این قاعده مستثنی هستند. اما اکثریت اینگونه‌اند. آنها می‌پذیرند، اما پس از قول دادن، به این تعهد عمل نمی‌کنند. الله، عزّوجلّ، ارواح را آفرید و پرسید: «آیا من پروردگار شما نیستم؟» آنها گفتند... برخی از آنها نپذیرفتند. اما در نهایت همه پذیرفتند. و در آن زمان همه این قول را در پیشگاه الله، عزّوجلّ، دادند، اما بعدها بیشترشان به آن عمل نکردند. آنها به قول خود عمل نمی‌کنند. به همین دلیل مهم است که تمام عمر در این راه بمانیم. و الله، عزّوجلّ، به ما فرمان می‌دهد که از او اطاعت کنیم. اگر اطاعت نکنید، از این دایره خارج می‌شوید، عهد خود را شکسته‌اید و در پیشگاه الله، عزّوجلّ، به عنوان بنده پذیرفته‌شده و خوب به حساب نمی‌آیید. زیرا الله، عزّوجلّ، تنها کسانی را دوست دارد که از او اطاعت می‌کنند. گاهی مردم می‌گویند: «الله ما را دوست ندارد». الله دوست دارد، اما در حقیقت شما خودتان را دوست ندارید. شما برای رستگاری خود چه کرده‌اید؟ الله همه چیز را به شما نشان داده، هر خیری را به شما داده، اما شما با آن مخالفت می‌کنید. این اشتباه خود شماست. شما مجازات می‌شوید زیرا خودتان را مجازات می‌کنید. اینکه انسان در راه ثابت‌قدم نمی‌ماند و به قولش عمل نمی‌کند، یکی از ویژگی‌های اوست. کل تاریخ بشر از دیرباز پر از چنین انسان‌هایی بوده است. و دیگر هیچ یک از آنها نیستند؛ آنها فقط عمر کوتاهی داشتند و سپس پایانشان فرا رسید. به زودی حقیقت را خواهند دید. حقیقت زندگی را که الله، عزّوجلّ، به آنها نشان داده است... و از آنچه کوتاهی کرده‌اند پشیمان خواهند شد. این برای همه انسان‌ها، چه مسلمان و چه غیرمسلمان، صدق می‌کند. اما انسان‌های متکبری نیز وجود دارند که خود را برتر از دیگران می‌دانند. برای مثال، چنین مسلمانان مؤمنی می‌گویند: «من اینم، من آنم، من یک شیخ هستم، من یک نماینده هستم». به همین دلیل الله، عزّوجلّ، فرموده است: «فقط کاری را انجام دهید که توانایی‌اش را دارید». بارهای سنگین بر دوش خود نگذارید. چیزی نخواهید که شما را به دردسر بیندازد. به همین دلیل بسیاری از مردم از وضعیت خود ناراضی هستند. آنها می‌خواهند بزرگتر، بالاتر یا مشهورتر باشند. این به خصوص ویژگی انسان‌های زمان ماست؛ آنها می‌خواهند به هر قیمتی مشهور شوند. فقط برای مشهور شدن، هر کاری می‌کنند، بدون اینکه بین خوب و بد تمایز قائل شوند. بنابراین سعی نکنید کاری را انجام دهید که نمی‌توانید. و مردم یکدیگر را کنار می‌زنند تا بالاتر بروند. اما این به شما سودی نمی‌رساند. شما این کار را فقط برای نفس خود انجام می‌دهید. الله، عزّوجلّ، از این کار خشنود نیست، و پیامبر (ص) نیز از آن خشنود نیست. فقط برای نفس خود می‌خواهید بالاتر بروید. مردم عادی شاید بخواهند نماینده مجلس، رئیس جمهور یا چیز دیگری شوند. همچنین بسیاری از اهالی طریقت می‌پرسند: «چگونه می‌توانم شیخ شوم؟ چگونه می‌توانم ولی شوم؟» در واقع، رسیدن به آن بسیار آسان است. فقط از آنچه الله، عزّوجلّ، فرمان داده پیروی کنید و به چیز دیگری فکر نکنید. اگر الله روزی شما را می‌دهد، با خانواده‌تان خوشبخت هستید و عبادات خود را به جا می‌آورید، این بزرگترین نعمت از جانب الله، عزّوجلّ، است. حفظ این حالت تا آخرین نفس، بزرگترین پاداش برای شماست. اگر می‌خواهید برای چیزی تلاش کنید، پس برای همین تلاش کنید. بدون اینکه به بالا، پایین یا اطراف نگاه کنید. فقط بر خودتان، برادرانتان و خانواده‌تان تمرکز کنید؛ کافی است که امور خودتان را سامان دهید. لازم نیست بخواهید برای بالاتر رفتن، جهش کنید. اگر در این راه ثابت‌قدم باشید، همانطور که بزرگان گفته‌اند: «أجلّ الکرامات، دوام التوفیق». بزرگترین کرامت، استقامت در یک راه بدون سستی است. نیازی هم به تلاش برای رسیدن به مراتب بالاتر نیست. همین به تنهایی تا پایان عمر برای شما کافی است. اگر این کار را بکنید، از برندگان خواهید بود. اگر الله بخواهد که شما بالا بروید، درها را به روی شما خواهد گشود. و اگر او نخواهد، اما شما تمام عمرتان را اینگونه ادامه دهید، باز هم بنده‌ای محبوب نزد الله هستید. باشد که الله ما را در این راه ثابت قدم بدارد و نگذارد از نفس خود پیروی کنیم. زیرا حق ستودن خویش، تنها از آن الله، عزّوجلّ، است. «من اینم، من آنم». «من یک ولی هستم، من قطب هستم، من یک شیخ هستم، من یک نماینده هستم». این هم درست نیست. حق ستودن خویش، تنها از آن الله، عزّوجلّ، است. الله، عزّوجلّ، همیشه خود را می‌ستاید. حتی پیامبر (ص) فرمود: «من سرور فرزندان آدم هستم و این از روی فخرفروشی نیست». او فرمود: «لا فَخْر». با اینکه مقام خود را اعلام می‌کند، اما اضافه می‌کند «لا فَخْر» (فخرفروشی نیست). «نه، در این برای من فخری نیست». تنها برای الله، عزّوجلّ، است: وَ لَهُ الْکِبْرِیاءُ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ (جاثیه: ۳۷) در آسمان‌ها و زمین و همه جا، کبریایی و بزرگی از آنِ الله، عزّوجلّ، است. به همین دلیل کسی که خود را می‌ستاید، هیچ جا پذیرفته نمی‌شود. چه در طریقت باشد یا نباشد، هیچ‌کس کسی را که خودستایی می‌کند دوست ندارد. ان‌شاءالله خداوند ما را از این صفت حفظ کند.

2025-11-15 - Lefke

وَأَلَّوِ ٱسۡتَقَٰمُواْ عَلَى ٱلطَّرِيقَةِ لَأَسۡقَيۡنَٰهُم مَّآءً غَدَقٗا (72:16) الله، عزّ و جلّ، می‌فرماید: «اگر بر راه راست بودند، برای بشریت از هر چیزی به اندازه کافی، حتی بیش از حد کافی، وجود می‌داشت.» تا زمانی که انسان بر راه راست، استقامت، باشد، الله روزی هر کسی را داده است. اما بشریت بر راه راست، استقامت، باقی نمی‌ماند. منظور از راه راست، استقامت، همان صداقت و درستی است. اگر هر کسی بر راه راست بود، کسی را فریب نمی‌داد، به کسی آزار نمی‌رساند و به کار خود می‌پرداخت، الله، عزّ و جلّ، به همه به اندازه کافی روزی داده بود. اما بشریت نمی‌تواند بر راه راست بماند، زیرا از این چهار دشمن پیروی می‌کند: نفس، هوی، شیطان و دنیا. نمی‌تواند در صداقت و درستی ثابت‌قدم بماند. نمی‌تواند در عدالت ثابت‌قدم بماند، عدالت را اجرا نمی‌کند. به همین دلیل دنیا برای همه به عذاب تبدیل می‌شود. و برای کسانی که بر راه راست باقی نمی‌مانند، این عذاب حتی بزرگتر است. هر چه بیشتر کارهای کج، باطل و نادرست انجام دهند، بیشتر از راه منحرف می‌شوند و این هیچ سودی برایشان ندارد. از نظر مادی، زندگی بی‌برکتی دارند. یعنی انسان زندگی بی‌برکتی را سپری می‌کند. وضعیت دنیای امروز همیشه همین‌گونه است. مکتب‌ها، مدرسه‌ها، دانشگاه‌ها وجود دارند. آنها چه چیزی آموزش می‌دهند؟ ظاهراً آنچه را که درست است آموزش می‌دهند. در حالی که چیز درست را آموزش می‌دهند، در نهایت چیزهای نادرست بیشتری را یاد می‌دهند. آنها مردم را به میل خود هدایت می‌کنند و می‌گویند: «اگر این کار را بکنی، اینقدر درآمد خواهی داشت، اگر آن کار را بکنی، بیشتر درآمد خواهی داشت.» و پس از آن، چیزی به دست نیاورده‌اند. جز ضرر و زیان چیزی عایدشان نشده است. و آنچه به دست می‌آورند، چیزی جز شر و بدی نیست. زیرا راه راست باید مطابق با فرمان الله، عزّ و جلّ، باشد. اگر مطابق با فرمان الله نباشد، این به اصطلاح راه راست، در نهایت ناگزیر به وسیله‌ای برای گمراهی تبدیل خواهد شد. به همین دلیل راه راست مهم است. اگر مردم از راه راست پیروی می‌کردند – جمعیت جهان اکنون ظاهراً ۸ میلیارد نفر است – این روزی برای ۸۰ میلیارد نفر هم کافی بود. اما در این حالت، حتی برای خودشان هم کافی نیست. به همین دلیل یکدیگر را می‌درند. آنها با این فکر که «من او را می‌خورم، قبل از اینکه او مرا بخورد»، یکدیگر را می‌درند، به هم اعتماد ندارند و از راه به در می‌شوند. و علاوه بر این، کاری را که می‌کنند طوری بازگو و نمایش می‌دهند که گویی هنر بزرگی است و با این کار دیگران را نیز گمراه می‌کنند. کسی که دیگران را گمراه می‌کند، گناه همه کسانی که توسط او گمراه شده‌اند نیز به گردن اوست. الله ما را از آن حفظ کند. الله، عزّ و جلّ، این موضوع راه راست، یعنی موضوع صداقت و درستی را، بارها در قرآن کریم توضیح می‌دهد. این کاری است که در وهله اول، مسلمان باید انجام دهد. و متأسفانه مسلمانان کسانی هستند که بیش از همه از راه راست دورند. الله همه آنها را هدایت کند. و الله ما را از شر نفس، شر هوی و شر شیطان حفظ کند.