السلام عليكم ورحمة الله وبركاته أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. والصلاة والسلام على رسولنا محمد سيد الأولين والآخرين. مدد يا رسول الله، مدد يا سادتي أصحاب رسول الله، مدد يا مشايخنا، دستور مولانا الشيخ عبد الله الفايز الداغستاني، الشيخ محمد ناظم الحقاني. مدد. طريقتنا الصحبة والخير في الجمعية.
وَفَوۡقَ كُلِّ ذِي عِلۡمٍ عَلِيمٞ (12:76)
بالاتر از هر دانایی، کسی هست که بیشتر میداند.
و البته که برتر از همه آنها الله عزوجل قرار دارد. علم الله متعال بیپایان است.
امروزه انسان ادعا میکند: «ما به دستاوردی رسیدهایم.»
آنها خیال میکنند که بزرگترین دانش این دوران – و حتی کل تاریخ – را در اختیار دارند.
اما این یک اشتباه است.
دانش حد و مرزی ندارد.
دانشی که آنها کسب کردهاند، حتی به اندازه یک نقطه هم نیست. در مقایسه با علم الله، این اصلاً هیچ است.
چه هوش مصنوعی باشد یا هر چیز دیگر... آنها حتی به ماشینها هوش دادهاند.
مردم از آن شگفتزده میشوند و میگویند: «چطور ممکن است؟ چقدر عالی!»
در حالی که این موضوع ناچیز است.
در کنار علم الله عزوجل، این کمتر از یک ذره غبار است.
اگر حتی یک ذره غبار هم بود، باز هم زیاد بود.
اما در مقایسه با علم الله، هر آنچه که آنها تولید میکنند، حتی یک نقطه هم نیست.
عظمت الله هیچ حد و مرزی نمیشناسد.
انسانها گمان میکنند با اختراعات دنیوی خود کار بزرگی انجام دادهاند.
آنها آن را مهم میپندارند.
اما در حقیقت هیچ ارزشی ندارد.
به هر حال نمیتوان هیچ مقایسهای با الله انجام داد.
غیرممکن است بگوییم: «الله اینقدر بزرگتر است و ما اینقدر کوچکتریم.» چنین مقایسهای وجود ندارد.
زیرا وجود او تنها وجود حقیقی است.
وجود ما برابر با صفر است؛ در واقع اصلاً وجود ندارد.
تنها کسی که حقیقتاً وجود دارد، الله عزوجل است.
باید در برابر عظمت و قدرت او سر تعظیم فرود آورد.
باید با تواضع تسلیم شد.
گفته میشود «اسلم تسلم»: «تسلیم شو تا رستگار شوی.»
وگرنه بیفایده است که انسان با تکبر فخرفروشی کند: «من دانشمند بزرگی هستم، من دانش دارم، ما خیلی پیشرفتهایم.»
همه اینها تنها زمانی فایده دارد که انسان تسلیم علم، قدرت و عظمت الله شود.
وگرنه همه اینها هیچ ارزشی ندارد.
نباید گذاشت که این علوم دنیوی انسان را فریب دهند.
دانش حقیقی یعنی شناخت الله.
اگر انسان او را نشناسد، همه چیزهای دیگر بیمعنی هستند.
هر کس در آخرین نفس رحمت الله را به دست آورد، او برنده شده است.
اما این به اصطلاح فوقهوشمندها، این دانشمندان...
در پایان اغلب نه عقلی برایشان میماند و نه چیز دیگری؛ الله ما را محفوظ بدارد.
این هوش چه سودی برایشان داشت؟ هیچ.
آنچه واقعاً سودمند است، تسلیم شدن در برابر عظمت الله و ورود به اسلام است، انشاءالله.
انشاءالله که الله این زیبایی را نصیب انسانها بگرداند.
2026-01-09 - Dergah, Akbaba, İstanbul
وَلَقَدۡ أَضَلَّ مِنكُمۡ جِبِلّٗا كَثِيرً (36:62)
الله در این آیه به ما خبر میدهد که شیطان انسانها را به راه غلط کشانده است. «ضلالت» به معنی گمراهی و اعمال بد است.
شیطان به بدی امر میکند و راه رسیدن به آن را نشان میدهد.
او با حیلهها و انواع بازیها انسانها را فریب میدهد و آنها را از راه راست منحرف میکند.
و آنها راهی را که در پیش گرفتهاند، راه درست میپندارند.
آنها حتی دیگران را مجبور میکنند که مانند آنان عمل کنند.
با اینکه عملشان بد است، آن را کاری خوب میدانند.
قضیه از چه قرار است؟
این همان فریب شیطان و نیرنگ او با انسان است.
او آنها را از راه به در میکند، در حالی که آنها گمان میکنند کار مهمی انجام میدهند.
در حالی که سرانجامی شوم در انتظار کسانی است که این راه را میروند: زندگی بد، مرگی بد و آخرتی بد.
البته این گمراهی – یا همان ضلالت – درجات مختلفی دارد.
برخی کاملاً گمراه شدهاند؛ آنها کافر (بیایمان) هستند. کافر به کسانی گفته میشود که به الله ایمان ندارند و او را به رسمیت نمیشناسند.
یا کسانی غیر از «اهل کتاب» که بتها یا موجودات دیگر را میپرستند؛ آنها نیز جزو کافران محسوب میشوند.
سپس در میان «اهل کتاب» کسانی هستند که از راه پیامبران راستین پیروی نمیکنند.
شیطان آنها را نیز فریب داده و به آنها القا میکند که: «شما در راه درست هستید»، و آنها را به انجام کارهای مختلف وا میدارد.
و سپس کسانی هستند که با اینکه مسلمانند و دین را ترک نکردهاند، اما در میان مسلمانان فتنه و فساد برپا میکنند.
اینها کسانی هستند که مسلمانان را میکشند، قتلعام میکنند یا شکنجه میدهند.
این افراد نیز ادعا میکنند: «ما مسلمان هستیم»، اما به مسلمانان آسیب میرسانند.
آنها نیز در مسیر گمراهی هستند.
در آخرت نیز عذابی در انتظار آنهاست.
تمام اعمال آنها نزد الله محفوظ و ثبت شده است.
هیچ چیز پنهان نمیماند؛ در آخرت آنها نیز باید تاوان اعمال خود را پس بدهند.
الله به انسانها عقل و خرد داده است تا فریب شیطان را نخورند.
اگر اجازه دهید فریب بخورید، قطعاً مجازات خود را دریافت خواهید کرد.
راه روشن است؛ راه الله آشکار است.
دو راه وجود دارد: راه شیطان یا راه الله.
انسانها باید راه الله را انتخاب کنند، زیرا او به آنها عقل داده است.
برخی از مسلمانانی که در این گمراهی هستند، حتی مفهوم «عقل» را به غلط تفسیر میکنند.
پایه و اساس ایمان چیست؟ آنها میگویند: «قرآن و عقل».
قرآن صحیح است؛ اما منظور از «عقل» در اینجا، معیارهایی است که پیامبر ما (درود و سلام الله بر او باد) نشان داده و تبیین کرده است.
قرآن به تنهایی کافی نیست... قرآن هست، اما عقل حقیقی همان سنت است، یعنی عقل پیامبر ما.
آن عقل خود ما نیست.
عقل ما برای آن کافی نیست.
اگر هر کس تنها به میل خود عمل کند، هرجومرج محض به وجود میآید.
کلمه «أَضَلَّ» که در آیه ذکر شده، از «ضلالت» میآید؛ به این معنی که شیطان آنها را گمراه کرده است.
و با اینکه فریب خوردهاند، خود را عالم جا میزنند.
شیطان با آنها مانند یک اسباببازی بازی میکند.
الله ما را از شر شیطان و از قدم گذاشتن در این راه گمراهی حفظ فرماید.
انشاءالله که او نگذارد ما از راه راست منحرف شویم.
2026-01-08 - Dergah, Akbaba, İstanbul
وَقُلِ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكُمۡۖ فَمَن شَآءَ فَلۡيُؤۡمِن وَمَن شَآءَ فَلۡيَكۡفُرۡۚ (18:29)
الله عزوجل به ما فرمان میدهد که حقیقت را بیان کنیم.
او میفرماید: «هر که میخواهد، ایمان بیاورد و هر که میخواهد، کفر ورزد.»
این حکمتی از جانب الله عزوجل برای مردم است.
حکمت او نباید زیر سوال برود.
دانش ما با دانش او قابل مقایسه نیست.
حد و مرز دانش ما مشخص است، اما ما به دانش الله نمیرسیم.
حتی پیامبر ما – که درود و سلام بر او باد – که دارای بالاترین مقام است:
برای ما غیرممکن است که به حکمت و دانش او دست یابیم.
از این رو الله عزوجل به پیامبر ما – که درود و سلام بر او باد – فرمود:
«این را ابلاغ کن؛ حقیقت را بگو.»
«هر که میخواهد ایمان بیاورد، بیاورد؛ و هر که نمیخواهد، خودش تصمیم میگیرد.»
اما حسابرسیِ کسانی که ایمان نمیآورند، بسیار سنگین خواهد بود.
ایمان نعمتی بزرگ است؛ همانطور که همیشه میگوییم، افتخاری بزرگ است.
این یک برد است؛ بله، بزرگترین برد.
زیرا در این دنیا انسان یا میبرد یا میبازد و به هر طریقی روزگار میگذراند.
تا زمانی که بمیرد... اما وقتی مرد، دیگر بازگشتی وجود ندارد.
بازگشت محال است.
به محض اینکه روح بدن را ترک کند، جایگاهش تغییر میکند و جایگاه بدن نیز چیز دیگری میشود.
این دو دیگر با هم متحد نیستند.
و هنگامی که چنین شود، دیگر هیچ چیزی سود نمیبخشد.
بنابراین باید حقیقت را بگویی، اما نباید کسی را مجبور کنی.
هر که میخواهد، ایمان بیاورد.
به هر حال تو حق اعمال زور را نداری.
ما در دورانی زندگی میکنیم که ایمان بسیار ضعیف است.
پس نگو: «من باید این کار یا آن کار را به زور انجام دهم»، بلکه به سادگی حقیقت را بگو.
کسی که حقیقت را میگوید، نیاز نیست از کسی واهمه داشته باشد.
این کلام حقیقت است.
چون اجباری در کار نیست، میگویم: هر که آن را میپذیرد، بپذیرد؛ و هر که نه، خودش تصمیم میگیرد.
با خشونت یا کتک نمیتوان ایمان را تحمیل کرد، این روش کارساز نیست.
این کار تنها به خودت آسیب میرساند.
از این رو، این کلام الله عزوجل بسیار شگفتانگیز است؛ درست همین است.
حقیقت را بگو: هر که میخواهد آن را بپذیرد؛ و هر که نمیخواهد، رهایش کند.
چه بگویی «ایمان دارم» یا «ایمان ندارم»: اگر ایمان داشته باشی، برنده تویی.
اگر ایمان نیاوری، زیانی عظیم برای تو خواهد بود.
زیانی که جبرانناپذیر است.
وقتی انسان آخرین نفس را میکشد و بدون ایمان میرود – پناه بر الله – دیگر راه نجاتی نیست.
در این دنیا بازگشت هنوز ممکن است؛ میتوانی توبه کنی و آمرزش بخواهی و الله میبخشد.
اما همین که آخرین نفس برآید، دیگر دیر شده است.
بنابراین انسان باید پای حقیقت بایستد، آن را بیان کند و بپذیرد، انشاءالله.
امید که الله ما را در زمره کسانی قرار دهد که حقیقت را میپذیرند.
2026-01-07 - Dergah, Akbaba, İstanbul
مِّنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ رِجَالٞ صَدَقُواْ مَا عَٰهَدُواْ ٱللَّهَ عَلَيۡهِۖ فَمِنۡهُم مَّن قَضَىٰ نَحۡبَهُۥ وَمِنۡهُم مَّن يَنتَظِرُۖ (33:23)
الله، قدرتمند و بلندمرتبه، میفرماید: «اینان انسانهایی هستند که به عهد خود با الله وفادار ماندند و از قول خود برنگشتند.»
الله آنها را «مردان» (رجال) خطاب میکند.
«مرد» بودن تنها به معنای مذکر بودن نیست؛ اگر زنی هم این ویژگی را داشته باشد، او نیز به مقام مردانگی میرسد.
اما کسی که خود را مرد میپندارد ولی سر حرفش نمیماند، نه مرد است و نه زن؛ اینگونه باید آن را فهمید.
اینجا بحث تفاوت میان زن و مرد نیست؛ الله کسانی را که بر سر پیمان خود میمانند، به خاطر این صفت میستاید.
او چه میفرماید؟ کسانی که در راه الله هستند و استقامت میورزند، انسانهای ارزشمندی هستند؛ آنان رستگارانند.
آنان کسانی هستند که از قول خود برنمیگردند و نزد الله مقبولاند.
هنگامی که اجلشان فرا رسد، در همین راه جان میسپارند.
و تا زمانی که زندهاند، بر همان راه و وفادار به عهدی که بستهاند، ادامه میدهند.
دقیقاً با همین ویژگی... برادری آلمانیتبار که در زمان مولانا شیخ ناظم به اسلام مشرف شده بود – الله او را رحمت کند – دیروز وفات یافت. او بیش از چهل سال پیش در حضور مولانا شیخ ناظم مسلمان شد.
او استاد فلسفه بود.
فلسفه چیزی است که بر شک و تردید بنا شده است.
با این حال، به لطف کرامت مولانا شیخ ناظم، الحمدلله، او مسلمان شد. بیش از چهل سال در این راه، هم به خود و هم به اطرافیانش خدمت کرد.
افراد بسیاری به وسیله او هدایت یافتند.
نه تنها غیرمسلمانان... گاهی مسلمانان نیز ممکن است از راه منحرف شوند.
او آنان را نیز به این راه راست بازمیگرداند.
سرانجام، او به عنوان بنده محبوب الله از این دنیا رفت.
مهم همین است: ما برای چه در این دنیا خلق شدیم و چه کردیم؟
الله به تو میگوید چرا خلق شدهای؛ اما تو مانند مرغ سرکنده به هر سو میدوی و آن را درک نمیکنی.
کسانی که میفهمند، میدانند: وقتی انسان حقیقت را یافت، باید به آن چنگ بزند.
با همین حقیقت به جهان دیگر خواهی رفت و با همین حقیقت، به اذن الله، در پیشگاهِ حق، یعنی الله، حاضر خواهی شد.
الله همه ما را در این راه ثابتقدم بگرداند.
کسانی هستند که در میانه راه میلغزند. در حالی که از این سو به آن سو میدوند و میگویند: «از این خوشم میآید، از آن خوشم نمیآید»، ناگهان میبینند که از دنیا رفتهاند بدون اینکه چیزی یافته باشند.
الله ما را از آنان قرار ندهد و ثابتقدممان دارد.
تا زمانی که پروردگارمان را بیابیم؛ تا وقتی که در آنجا پیامبرمان و مشایخمان را ملاقات کنیم، الله همه ما را ثابتقدم بدارد، انشاءالله.
2026-01-06 - Dergah, Akbaba, İstanbul
پیامبر ما (درود و سلام الله بر او باد) میفرماید: هر کس که به دنبال رضایت مردم باشد و در این راه از دستورات الله سرپیچی کند، باخته است.
یعنی: اگر سخن باطل بگویی، تنها برای اینکه مردم تو را دوست داشته باشند یا چون آنها اینگونه میخواهند، هیچ سودی نخواهی برد.
این کار مطلقاً هیچ فایدهای برایت ندارد.
چرا که انسان ذاتاً ناسپاس است.
شاید خوشحال شوی و گمان کنی کار خوبی انجام دادهای. اما حتی اگر نیکی کنی، مردم اغلب آن را فراموش میکنند.
با کوچکترین بهانهای، علیه تو میشوند.
بنابراین، رضایت الله باید بالاتر از رضایت مردم قرار گیرد.
پیروی از او در آنچه میخواهد، دوست دارد و فرمان میدهد؛ این همان سود واقعی برای توست.
اما اگر تنها برای اینکه مردم تو را بپسندند یا این و آن تو را دوست داشته باشند عمل کنی، آنها تو را به یک میمون دستآموز تبدیل میکنند.
به این سو و آن سو میپری تا آنها را سرگرم کنی، بالا و پایین میجهی، اما این هیچ سودی برایت ندارد.
بنابراین هدف اصلی تو باید کسب رضایت الله باشد. این همان چیزی است که در این دنیا ارزش دارد و سود حقیقی میآورد.
تنها در این صورت است که ارزشمند خواهی بود.
وگرنه به موجودی بیارزش و زائد تبدیل میشوی؛ تنها یک انسان معمولی، یا موجودی مانند دیگران.
اگر سعی کنی همه را راضی نگه داری، ارزش خود را از دست میدهی.
تو ارزش خود را بر باد دادهای.
ارزش واقعی در این است که نزد الله ارزشمند باشی. مهم همین است.
چنین انسانی برای دیگران نیز ارزشمند خواهد بود.
حتی اگر فقیر و نیازمند باشد؛ کسی که در راه الله است، ارزشمند است.
الله همه ما را از زمره چنین انسانهایی قرار دهد، انشاءالله.
بیایید بازیچه دست دیگران نشویم، انشاءالله.
2026-01-06 - Bedevi Tekkesi, Beylerbeyi, İstanbul
کتاب اول را به پایان رساندیم، انشاءالله.
و کتاب دوم را آغاز کردیم.
بیایید اگر الله بخواهد، دوباره سخنان و احادیث زیبای پیامبرمان (صلی الله علیه و آله و سلم) را بخوانیم.
إِذَا أَدَّيْتَ زَكَاةَ مَالِكَ فَقَدْ قَضَيْتَ مَا عَلَيْكَ
پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید:
«هرگاه زکات مالت را بپردازی، همانا وظیفهات را انجام دادهای و حق آن مال را ادا کردهای.»
این مال تنها امانتی نزد توست.
باید حق این امانت ادا شود.
در امانت نباید خیانت شود.
زکات یک واجب (فرض) است.
و از ارکان اسلام محسوب میشود.
پس وقتی آن را محاسبه و پرداخت کردی، دیگر مسئولیتی بر گردنت نیست.
پاداش و برکت آن برایت باقی میماند.
إِذَا أَدَّيْتَ زَكَاةَ مَالِكَ فَقَدْ أَذْهَبْتَ عَنْكَ شَرَّهُ
پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) باز میفرماید:
«هرگاه با پرداخت زکات مالت وظیفهات را انجام دهی، شر آن مال را از خود دور کردهای.»
اما اگر نپردازی، این مال برایت مایه شر خواهد شد.
سودی نخواهد داشت؛ زکات پرداختنشده به صورت شر در تو باقی میماند.
اینکه چنین شری بر دوش انسان باشد، خوب نیست.
برای رفع این شر، باید مال را پاک کرد؛ باید زکات بدهی.
بدین ترتیب خود را از شر رها میکنی و همزمان پاداش و خشنودی الله را به دست میآوری.
إِنَّ الصَّدَقَةَ لَا تَزِيدُ الْمَالَ إِلَّا كَثْرَةً
پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید:
«همانا صدقه تنها باعث افزونی مال میشود.»
یعنی: نترسید که مال با انفاق کم شود؛ برعکس، زیاد میشود.
إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَمْ يَفْرِضِ الزَّكَاةَ إِلاَّ لِيُطَيِّبَ بِهَا مَا بَقِيَ مِنْ أَمْوَالِكُمْ وَإِنَّمَا فَرَضَ الْمَوَارِيثَ لِتَكُونَ لِمَنْ بَعْدَكُمْ أَلاَ أُخْبِرُكَ بِخَيْرِ مَا يَكْنِزُ الْمَرْءُ؟ الْمَرْأَةُ الصَّالِحَةُ إِذَا نَظَرَ إِلَيْهَا سَرَّتْهُ، وَإِذَا أَمَرَهَا أَطَاعَتْهُ، وَإِذَا غَابَ عَنْهَا حَفِظَتْهُ
پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید:
«همانا الله متعال زکات را واجب نکرد مگر برای اینکه باقیمانده اموالتان را با آن پاکیزه گرداند.»
این بدان معناست که: وقتی زکات میدهی، اموالت پاک میشود و آن مال کاملاً پاک و حلال میگردد.
وقتی میخوری و مینوشی، لقمه حلال مصرف میکنی.
آنگاه خوراک فرزندان و خانوادهات حلال است.
اگر چنین نکنی، آن مال به صورت شر وارد وجود انسان میشود.
گویی به فرزندان و خانوادهات زهر خوراندهای.
به همین دلیل، زکات برای پاکسازی مال است.
همچنین میفرماید: نترسید که با پرداخت زکات، مالتان کم شود.
او همچنین اموال شما را میراث قرار داد تا پس از مرگتان برای بازماندگان باقی بماند.
میراث نیز یک حق است.
مرگ قطعی است و میراث حلال است.
مالی که زکاتش پرداخت شده باشد، برای بازماندگان نیز رزق و روزی پربرکتی خواهد شد.
«آیا تو را از بهترین گنجی که انسان میتواند ذخیره کند باخبر سازم؟»
زیباترین چیزی که انسان میتواند داشته باشد چیست؟
آن زن صالح (شایسته) است.
یعنی همسر صالح.
پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره میفرماید: «هرگاه مرد به او بنگرد، شادمانش کند؛ هرگاه به او فرمانی دهد، اطاعتش کند؛ و هرگاه از او غایب باشد، آبرو (و امانت) او را حفظ نماید.»
أَقِمِ الصَّلَاةَ، وَآتِ الزَّكَاةَ، وَصُمْ رَمَضَانَ، وَحُجَّ الْبَيْتَ وَاعْتَمِرْ، وَبِرَّ وَالِدَيْكَ، وَصِلْ رَحِمَكَ، وَأَقْرِ الضَّيْفَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ، وَانْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ، وَزُلْ مَعَ الْحَقِّ حَيْثُ زَالَ
پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید:
«نماز را به پا دار.»
یعنی: نمازت را کامل، سروقت و در مکان مناسب به جای آور.
«زکات بده.»
پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید که این نیز فرمان الله است.
«در ماه رمضان روزه بگیر.»
«حج و عمره را به جای آور.»
هر کس توانایی دارد، باید حج و عمره را انجام دهد.
«به والدینت نیکی کن.»
یعنی با مادر و پدرت به نیکی (احسان) رفتار کن.
«صله رحم را به جا آور.»
«مهمان را اکرام کن.»
«امر به معروف و نهی از منکر کن.»
پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: «با حق باش هر جا که حق به آن سو رود.»
این پندها و دستورات فوقالعادهاند. یک مؤمن و مسلمان باید برای عمل به آنها تلاش کند و از آنها پیروی نماید.
إِنَّ فِي الْمَالِ لَحَقًّا سِوَى الزَّكَاةِ
پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم): «همانا در مال، حقی غیر از زکات نیز وجود دارد.»
یعنی حتی پس از پرداخت زکات، حقوق دیگری نیز باید ادا شود.
لَيْسَ فِي الْمَالِ حَقٌّ سِوَى الزَّكَاةِ
پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید:
«در مال حقی جز زکات وجود ندارد که واجب باشد.»
این بدان معناست که: اگر زکاتت را پرداختهای، مال کسی را ندزدیدهای و آن مال شرعاً متعلق به توست، آنگاه وظیفه انجام شده است. وقتی زکات پرداخت شد، آن مال برایت پاک و حلال است؛ به پاکی شیر مادر.
الْإِسْلَامُ أَنْ تَشْهَدَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ وَتُقِيمَ الصَّلَاةَ، وَتُؤْتِيَ الزَّكَاةَ، وَتَصُومَ رَمَضَانَ، وَتَحُجَّ الْبَيْتَ إِنِ اسْتَطَعْتَ إِلَيْهِ سَبِيلًا
پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید:
ارکان اسلام به شرح زیر است:
اینکه گواهی دهی هیچ معبودی جز الله نیست و محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) فرستاده الله است.
این اولین شرط است.
دوم، اینکه نماز را برپا داری.
اینکه زکات را بپردازی.
اینکه ماه رمضان را روزه بگیری.
و اگر توانایی آن را داری، خانه خدا (کعبه) را زیارت کنی و حج را به جا آوری.
اینها ارکان اسلام هستند، اموری که پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) به آنها فرمان داده است.
همه اینها جواهرند، اینها گنجینههای حقیقی هستند.
گنجینههایی برای آخرت.
الله همه اینها را به انسانها ارزانی دارد، انشاءالله.
رسول الله راست گفت در آنچه فرمود، یا بدان گونه که فرمود.
2026-01-05 - Dergah, Akbaba, İstanbul
ذَٰلِكَ هُدَى ٱللَّهِ يَهۡدِي بِهِۦ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦۚ وَلَوۡ أَشۡرَكُواْ لَحَبِطَ عَنۡهُم مَّا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ
الله، آن قادر متعال و بلندمرتبه، میفرماید:
الله هر که را بخواهد هدایت میکند.
او هدایت را به هر کس که اراده کند، عطا میفرماید.
این نعمت به هر کسی داده نمیشود.
هر کس به آن دست یابد، سودی عظیم برده است، سودی ابدی.
اما اگر دیگران الله را انکار کنند یا برای او شریک قائل شوند، تمام اعمالشان تباه میشود.
حتی اگر مالک تمام دنیا باشند، حتی اگر همه چیز را در دستان خود داشته باشند: مال دنیا در آخرت سودی ندارد. تنها با ایمان میتوان به آنجا رسید.
کسانی که ایمان ندارند، مجازات آن را خواهند کشید.
به همین دلیل، این هدایت فضل و بخششی خالص از جانب الله، آن قادر و متعال است.
شکر الله، کسانی که وسیلهای برای این هدایت هستند نیز این پاداش را دریافت میکنند.
مولانا شیخ ناظم وسیلهای برای هدایت انسانهای بسیاری شدند.
همچنین تمام نسلهای آنان از طریق وساطت مولانا شیخ ناظم به این سعادت نائل شدهاند.
و پاداش آن بیوقفه به ایشان میرسد.
شکر الله که ما در راه ایشان قرار داریم.
راه ایشان، راه راستین پیامبر ماست.
این راهی بسیار زیباست که کاملاً بدون انحراف طی میشود.
زیرا بسیاری هستند که سعی دارند این راه را تحریف کنند؛ چه آگاهانه و چه ناآگاهانه.
اما این راهِ حق است، راهِ پاک.
طریقتی که مولانا شیخ ناظم ما را در آن رهبری کردند، طریقت نقشبندیه، دقیقاً همانگونه که از پیامبر ما (درود و سلام الله بر او باد) نقل شده است، باقی مانده است، شکر الله.
و تا ابد پایدار خواهد ماند.
الله آن را پربرکت گرداند.
الله کسانی را که در این راه قدم برمیدارند، ثابتقدم بدارد.
انشاءالله، او ایشان را از آزمایشهای سخت محفوظ بدارد.
2026-01-04 - Dergah, Akbaba, İstanbul
پیامبر ما – که درود و سلام الله بر او باد – میفرماید: «لیس بعد الکفر ذنب».
«پس از کفر، هیچ گناهی (بزرگتر) وجود ندارد.» این بدین معناست که کافر بودن، بزرگترینِ تمام گناهان است.
این سنگینترین گناه است؛ هیچ گناهی بزرگتر از آن وجود ندارد.
نمیتوان گناهان دیگری را به گردن یک کافر انداخت و گفت: «تو شراب نوشیدی، زنا مرتکب شدی یا گوشت خوک خوردی.»
زیرا عظیمترینِ همه گناهان پیش از این صورت گرفته است.
ماهیت کفر اینگونه است: به محض اینکه کفر پایان یابد، سایر گناهان نیز دیگر بقایی ندارند.
به همین دلیل، کسانی که اسلام میآورند، مانند نوزاد هستند – صرفنظر از اینکه در گذشته چه کردهاند.
آنگاه الله همه چیز را بر آنان بخشیده است.
زندگی آنان از این ساعت از نو آغاز میشود و از این پس در راه الله پیش میرود.
ما در زندگی دنیوی میبینیم: کسی این کار را کرده، آن کس را کشته، این یکی را زده است...
یک کافر ممکن است این کارها را انجام دهد، اما آنها به صورت جداگانه محاسبه نمیشوند.
او قبلاً در کفر افتاده است. او هر کاری بخواهد میتواند بکند – در نزد الله، انکارِ او بزرگترین جرم است.
هنگامی که او به نعمت اسلام مشرف میشود، پیامبر ما – که درود و سلام الله بر او باد – میفرماید: «الإسلام یَجُبُّ ما قبله».
یعنی: «اسلام هر آنچه را که پیش از آن بوده است، پاک میکند و میبخشد.»
البته نظم امروزی، یعنی قوانین دنیوی انسانها، حکمی برای این اعمال میطلبد.
اما به محض اینکه این شخص در نزد الله به اسلام بازگردد، همه چیز پاک میشود؛ او مانند نوزاد است.
بنابراین حکم الله معیار همه چیز است؛ حقیقت این است.
حکم انسانها ارزشی ندارد، و تنها مشکلات به همراه میآورد.
اما تا زمانی که انسان در این دنیا زندگی میکند، ناگزیر است که از نظم موجود پیروی کند.
نمیتوان خودسرانه حکم داد، زیرا حکم مطلق بر عهده الله است.
حکم الله یک چیز است، و حکم دنیا چیز دیگر.
پس از اینکه کسی اسلام آورد، در نزد الله پاداش یک نوزاد را دریافت میکند.
مثالی برای این موضوع در زمان پیامبر ما – که درود و سلام الله بر او باد – در طول غزوه خیبر رخ داد. در آنجا چوپانی بود.
این چوپان اسلام آورد و پیش از آنکه بتواند حتی یک نماز بخواند، شهید شد و به شهادت رسید.
پیامبر ما – که درود و سلام الله بر او باد – لبخند زد و این مژده را داد که این شخص بدون آنکه حتی یک نماز خوانده باشد، به بهشت دست یافته است.
احکام الهی اینگونهاند.
به همین دلیل اسلام برای انسانها مایه نجات و سعادت است؛ سپاس الله را!
کسانی که توفیق پذیرش آن را مییابند، به برکت و رحمت الله دست یافتهاند.
الله ما را در این راه استوار بدارد و از راه خود منحرف نگرداند، انشاءالله.
2026-01-03 - Dergah, Akbaba, İstanbul
پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: «همواره کار نیک انجام دهید.»
«اگر دچار لغزشی شدید، توبه کنید.»
کار نیک انجام دهید، اعمال شایسته به جای آورید. چه با کمکهای مادی یا معنوی باشد، یا با توبه و طلب بخشش...
آنگاه الله آن گناه را پاک میکند.
الله عزوجل، بینهایت مهربان است.
او توبه توبهکننده را میپذیرد.
شاید برخی بگویند: «ما چنین و چنان کردهایم، ما گناهان بسیاری مرتکب شدهایم.»
اما قرآن مجید و احادیث این را بشارت میدهند. الله عزوجل و پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرمایند:
«اگر گناهی کردی، به دنبال آن کار نیکی انجام ده تا الله آن گناه را ببخشاید و پاک کند.»
او میفرماید «یمحوها»، که به این معناست: «او آن را پاک میکند.»
یعنی آن گناه کاملاً محو میشود.
زیرا فرشتگان همه چیز را مینویسند.
آنها هم اعمال خوب و هم اعمال بد را ثبت میکنند.
اما گناه را فوراً نمینویسند.
کار نیک را بلافاصله مینویسند، اما برای گناه صبر میکنند: «شاید همین الان توبه کند.»
اگر سرانجام توبه نکرد، گفته میشود: «بسیار خب، آن را بنویس.»
آنها مینویسند... اما اگر انسان بعداً از آن گناه توبه کند، الله آن را نیز میبخشد.
بنابراین گناه در همان لحظهای که انجام میشود، نوشته نمیشود.
از این رو پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: «او آن را پاک میکند.»
و وقتی پاک شد، شکر الله، هیچ گناهی باقی نمیماند.
چرا که گناه بزرگترین بلا برای انسان است.
رفتن به آخرت با این بار، بدبختی سنگینی است.
در حالی که الله عزوجل فرصتهای بسیاری داده است تا گناهانت بخشیده شود و پاک بیرون آیی...
اما اگر بگویی: «نه، من بر این گناه اصرار میورزم»، آنگاه مجازات خود را خواهی چشید.
الله ما را از آن محفوظ بدارد.
باشد که او توبه ما را بپذیرد.
انشاءالله که الله اعمال ما را بر ما ببخشاید.
2026-01-02 - Dergah, Akbaba, İstanbul
إِنَّا نَحۡنُ نَزَّلۡنَا ٱلذِّكۡرَ وَإِنَّا لَهُۥ لَحَٰفِظُونَ (15:9)
الله، آن قدرتمند و بلندمرتبه، میفرماید:
«ما قرآن مجید را نازل کردیم و ما حافظ آن هستیم.»
آن تحت حفاظت است – بدون تغییر و تحریف.
زیرا سایر کتابهای آسمانی که از زمان آدم نازل شدهاند – تورات معروف، انجیل، زبور و تمام صحیفههای پیش از قرآن – تحریف و تغییر یافتهاند.
به همین دلیل قرآن مجید همانگونه که نازل شد، باقی مانده است؛ زیرا الله فرموده است: «ما آن را حفظ کردهایم.»
آخرین پیامبر، پیامبر ماست، صلی الله علیه و آله و سلم. همانطور که الله دین خود، اسلام را حفظ میکند، درباره قرآن فرموده است: «ما آن را حفظ کردهایم» تا تغییر نیابد؛ و هیچکس توانایی تغییر آن را نداشته است.
قرآن مجید از طریق زبان مبارک پیامبر ما، صلی الله علیه و آله و سلم، به دوران ما رسیده است.
اما پیش از آنکه روز قیامت فرا رسد، آن نیز از روی زمین برداشته خواهد شد.
این یکی از نشانههای بزرگ روز قیامت است.
دیگر نه مسلمانی و نه حافظ قرآنی روی زمین باقی نخواهد ماند.
هنگامی که قرآن کریم را باز کنید، خواهید دید که نوشتهها پاک شدهاند؛ و دیگر چیزی دیده نخواهد شد.
این بدان معناست که تا آن زمان محفوظ خواهد ماند.
پیش از آن زمان، قطعاً هیچ تغییری رخ نخواهد داد.
اما با حکمت الله، آن قدرتمند و بلندمرتبه، هنگامی که روز قیامت نزدیک شود، قرآن به عنوان یکی از نشانههای بزرگ از روی زمین برداشته میشود.
در آن زمان دیگر هیچ مسلمانی وجود ندارد، تنها کافران باقی میمانند؛ و الله روز قیامت را بر آنان جاری میسازد.
این قرآن مجید کلام الله، آن قدرتمند و بلندمرتبه است.
او هر چه بخواهد انجام میدهد؛ و هم اوست که آن را حفظ میکند.
قرآن بر زبان پیامبر ما، صلی الله علیه و آله و سلم، جاری شد.
پیامبر ما، صلی الله علیه و آله و سلم، در زمان خود اجازه ندادند احادیث شریف نوشته شوند تا سردرگمی ایجاد نشود.
تا حدیث و قرآن با یکدیگر آمیخته نشوند.
بدینسان قرآن به تقدیر الله محفوظ ماند.
اما پس از پیامبر ما، صلی الله علیه و آله و سلم، صحابه شروع به نوشتن و انتقال احادیث روایتشده کردند.
نحوه زندگی بر اساس قرآن مجید و اسلام، توسط احادیث شریف برای ما تبیین شده است.
این احادیث تا به امروز به دست ما رسیدهاند.
هر کس این را بپذیرد، مسلمان واقعی است.
اما کسی که به احادیث ایراد بگیرد، یا منافق است یا مسلمان نیست.
زیرا کسی که به پیامبر ما احترام نگذارد، یا منافق است یا بویی از ایمان نبرده است.
حتی اگر در ظاهر مسلمان به نظر برسد، در حقیقت فردی بیایمان است.
باید به این موضوع بسیار توجه داشت.
کسانی که از راه پیامبر ما پیروی میکنند باید بدانند: این راه متشکل از حدیث و قرآن است.
پیامبر ما، صلی الله علیه و آله و سلم، خود فرمودند: «من دو چیز را در میان شما به یادگار گذاشتم: قرآن و سنت خود را.»
باید از این راه پیروی کرد.
اهل بیت و تمام صحابه در این احادیث و سنت گنجانده شدهاند.
برخی تنها به «اهل بیت» استناد میکنند. اما در احادیث پیامبر ما، صلی الله علیه و آله و سلم، نیز بیانات بسیاری وجود دارد که میفرماید: «به آنان احترام بگذارید، مراقب حق آنان باشید.»
اما بنیاد و اساس، قرآن و سنت است.
و آنچه ما سنت مینامیم، اعمال و گفتار پیامبر ماست – یعنی همان احادیث.
در آخرالزمان فتنه بسیاری حاکم میشود و افراد زیادی هستند که ایجاد سردرگمی میکنند.
افرادی پیدا میشوند که ادعا میکنند: «نه، این درست است، آن غلط است؛ نه، اینطور بود، نه، آنطور بود.»
اما این احادیث توسط علمای بزرگ آن زمان گردآوری شدهاند.
در صداقت و اعتبار آنان هیچ شکی نیست.
علمای حدیثی مانند بخاری، مسلم، ترمذی و ابن ماجه در آن زمان این کار را انجام دادند.
تمام علوم حدیثی بعدی نیز بر پایه کار آنان بنا شده است.
باید به آنان احترام گذاشت.
کوچکترین تردیدی در ایمان و مورد اعتماد بودن آنان وجود ندارد.
الله از آنان راضی باد.
الله به همه ما توفیق دهد که در راه او ثابتقدم بمانیم.