السلام عليكم ورحمة الله وبركاته أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. والصلاة والسلام على رسولنا محمد سيد الأولين والآخرين. مدد يا رسول الله، مدد يا سادتي أصحاب رسول الله، مدد يا مشايخنا، دستور مولانا الشيخ عبد الله الفايز الداغستاني، الشيخ محمد ناظم الحقاني. مدد. طريقتنا الصحبة والخير في الجمعية.
پیامبر مقدس ما، صلوات و برکات خدا بر او، یک بار گفت
"خیرکم من طال عمره و حسن عمله."
محترمترین بین شما کسی است
که عمری طولانی
در انجام کارهای خوب سپری کرده است.
البته، آنها خوب هستند.
از مقابل، کمفضیلتترین بین شما کسی است
که عمر طولانی خود را در آسیب زدن به دیگران مصرف میکند.
این افراد مخرب به ناپسندی خداوند همهپرور دیده میشوند.
ارزش یاد کردن است که خداوند بلند مرتبه،
برای همه عمری را تعیین کرده است.
و تنها او میداند که چقدر طول میکشد.
مدت وجود آنها،
تعداد نفسهایی که میکشند تماماً توسط خدا مقرر شده است.
هیچ چیز خارج از طرح الهی او نیست.
نوزادان و کودکان ممکن است
یک روز یا حتی ده روز زنده بمانند.
مردم میتوانند به مدت دههها یا حتی یک قرن زنده باشند.
این خواست خدا هست.
اما این یکی ابلهی بزرگ است
که این زندگی را تلف کند و آن را نادیده بگیرد.
خردمندان این زندگی را
یک هدیه میپندارند و آن را
همانطور که خدا خواسته زندگی میکنند. در غیر این صورت،
همهی ما سرانجام از این دنیا خواهیم رفت و همه چیز پشت سر خواهم گذاشت.
آنها بدون چیزی به آخرت میروند.
کسانی که به دیگران آسیب میرسانند، در آخرت
هیچ چیزی پیدا نخواهند کرد. از طرف دیگر، افراد فضیلتمند
به سطوح بالایی خواهند رسید.
آرمان بیشتر مردم برای این است تا
در بهشت قرار گیرند. آنها به این خواهند رسید
به شرطی که رضایت خدا را جلب کنند
و خوبی خود را حفظ کنند. در غیر این صورت،
آنها به هیچ چیز نمیانجامند. امروزه، مردم
فقط این را نمیدانند، بلکه آنها اغلب به آن اعتقاد ندارند.
آنها سادهدلانه نمیخواهند باور کنند.
باور کنید یا نکنید،
خداوند بلند مرتبه و جلیل، به شما
نیازی ندارد و از کردارهای بد شما مصون است.
شما فقط خودتان را تحت تأثیر قرار میدهید.
کارهای شما، منفی یا مثبت،
فقط بر شما تأثیر میگذارد.
دیگران ممکن است تا حد ممکن سعی کنند به شما کمک کنند.
اما مگر اینکه تلاش کنید و سخت کار کنید،
هیچ کس واقعاً نمیتواند به شما کمک کند.
تلاش شما کلید است.
خداوند جلیل و قدرتمند، مردم را با تنوعی که دارند آفریده است.
ما همه ویژگیهای منحصر به فرد خود را داریم.
بنابراین، دیدگاههای ما متفاوت است،
و توانمندیها و ظرفیتهای ما یکسان نیست.
برخی از مردمی که،
هر چیزی به آنها بگویید،
همیشه بهانهای دارند—
اتهامی، دلیلی که نمیتوانند مسئولیت بپذیرند. هر کس دیگری اشتباه کرده است،
اما نه آنها— آنها خود را بیگناه میبینند.
آنها بیکمک هستند. پیشنهادی بدهید و جواب آنها این است: "من نمیتوانم." اگر به آنها شغلی پیشنهاد کنید، میگویند: [[58]] "خیر، شرایط خوب نیست." [[59]] "کار دیگری برایتان داریم." [[60]] "خیر، مناسب من نیست." [[61]] "این را امتحان کنید." – "خیر، مناسب من نیست." [[62]] "یک پیشنهاد شغلی دیگر وجود دارد." "خیر، آنجا با من بد رفتار کردند." [[63]] بله، افرادی همچون این وجود دارند. [[64]] آنها با حداقل امکانات در زندگی برخورد میکنند، [[65]] زندگی میکنند، همانطور که خود دوست داشتهاند. [[66]] اما یک نژاد متفاوت وجود دارد، [[67]] که همه چیز را رد و ناپسند میکند. [[68]] آنها بر اساس دستورات خدا برای زندگی پس از مرگ رعایت نمیکنند. [[69]] آنها از پیروی کردن از قوانین اسلام امتناع میورزند. [[70]] وضعیت آنها هم حتی سختتر است، [[71]] زیرا مکان نهایی آنها [[72]] جایی نیست که کسی بخواهد. [[73]] آنها فکر میکنند که، پس از مرگ، مردم به یاد آنها خواهند آمد با این فرض که، [[74]] "کشور ما با وجود چنین شخصی متبارک بود." [[75]] آنها میگویند: "مرا دفن کنید و من را پشت سر بگذارید. پس از مرگ من، به قبر من نیایید." [[76]] آنها فکر میکنند که مرگ آنها را آزاد میکند. [[77]] اما سفر واقعی پس از آن شروع میشود. [[78]] شما سپس عواقب رفتار خود را متوجه خواهید شد. [[79]] در آن زمان، شما متوجه میشوید که آیا [[80]] حقیقت خداوند بزرگوار [[81]] واقعاً واقعی است یا نه. البته، حقیقت، حقیقت است، [[82]] بدست مجوز خدا. [[83]] ما همه در حال حرکت به سوی این حقیقت غیرقابل انکار هستیم. [[84]] همه با چشمان خود خواهند دید: هم مؤمنین و هم کافرین. [[85]] خدا ما را محافظت کند.
"خیر، شرایط خوب نیست."
"کار دیگری برایتان داریم."
"خیر، مناسب من نیست."
"این را امتحان کنید." – "خیر، مناسب من نیست."
"یک پیشنهاد شغلی دیگر وجود دارد." "خیر، آنجا با من بد رفتار کردند."
بله، افرادی همچون این وجود دارند.
آنها با حداقل امکانات در زندگی برخورد میکنند،
زندگی میکنند، همانطور که خود دوست داشتهاند.
اما یک نژاد متفاوت وجود دارد،
که همه چیز را رد و ناپسند میکند.
آنها بر اساس دستورات خدا برای زندگی پس از مرگ رعایت نمیکنند.
آنها از پیروی کردن از قوانین اسلام امتناع میورزند.
وضعیت آنها هم حتی سختتر است،
زیرا مکان نهایی آنها
جایی نیست که کسی بخواهد.
آنها فکر میکنند که، پس از مرگ، مردم به یاد آنها خواهند آمد با این فرض که،
"کشور ما با وجود چنین شخصی متبارک بود."
آنها میگویند: "مرا دفن کنید و من را پشت سر بگذارید. پس از مرگ من، به قبر من نیایید."
آنها فکر میکنند که مرگ آنها را آزاد میکند.
اما سفر واقعی پس از آن شروع میشود.
شما سپس عواقب رفتار خود را متوجه خواهید شد.
در آن زمان، شما متوجه میشوید که آیا
حقیقت خداوند بزرگوار
واقعاً واقعی است یا نه. البته، حقیقت، حقیقت است،
بدست مجوز خدا.
ما همه در حال حرکت به سوی این حقیقت غیرقابل انکار هستیم.
همه با چشمان خود خواهند دید: هم مؤمنین و هم کافرین.
خدا ما را محافظت کند.
2024-02-02 - Lefke
همانطور که خدا میخواهد، در هفته آخر ماه مقدس رجب قرار داریم.
در این هفته نهایی، سفر زیبای پیامبر خدا، بر او سلام اتفاق افتاد.
این سفر بیمانند در قرآن کریم جایگاه مهمی دارد.
بسم الله الرحمن الرحيم
سُبْحَـٰنَ ٱلَّذِىٓ أَسْرَىٰ بِعَبْدِهِۦ لَيْلًۭا مِّنَ ٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ إِلَى ٱلْمَسْجِدِ ٱلْأَقْصَا ٱلَّذِى بَـٰرَكْنَا حَوْلَهُۥ لِنُرِيَهُۥ مِنْ ءَايَـٰتِنَآ ۚ
(17:1)
صدق الله العظيم
خدا "سبحان" را میخواند.
"سبحان" معادل بینظیری برای تحسین است که فقط برای خدا است.
این شکل فوق العاده از تحسین فرای فهم انسانی است.
برای نشان دادن فراوانی خود، خدای توانا به پیامبر، علیه السلام، اجازه داد تا در یک سفر شبانه از مکه به اورشلیم، سپس به آسمانها، حضور ایزدی، و بازگشت: الاسراء والمعراج.
پیامبر، علیه السلام، روی اسب سماوی بوراق خود سوار شد، در ابتدا به چندین مکان در زمین سفر کرد.
او در حالیکه اولین توقف را در مدینه داشت.
سپس در مادیان، نزدیک به عمان در اردن.
او همچنین در مکانی که عیسی، علیه السلام، یک بار در آن زندگی کرده است، توقف کرد.
او در مکانهای مختلف دیگری توقف کرد، از جمله غزه، که در آنجا دو رکعت نماز خواند.
در مجموع، او در هفت مکان توقف کرد و سرانجام از مسجد اقصی به آسمان برخاست که در آنجا با انبیاء نماز خواند.
کلمه "اسرا" به سفر شبانه پیامبر در این دنیا مربوط میشود.
پس از "اسرا" یک شگفتی بزرگتر رخ داد: معراج! سفر به آسمان - یک سفر خارج از فهم انسانی.
مردم از معنای "چگونه این مورد امکانپذیر است؟" این توانایی وجود ندارد!" و کافران به صورت ناخواسته قادر به حفظ خود ترشحات شادی شدند.
"از اکنون، هیچ کس به این مرد اعتقاد نخواهد داشت"، آنها پیامبر محبوب را تحقیر کردند، علیه السلام و برکات.
آنها به او احترام نگذاشتند.
شادی آنها از فرضیه برداشت که دیگر کسی او را معتبر نمیدانست.
این موضوع باعث شد آنها بسیار خوشحال شوند.
با این حال، آنها کافر بودند، پس رفتار آنها غیرمنتظره نبود.
آنها پیامبر، علیه السلام، را عنوان دشمن میدیدند.
پیامبر، علیه السلام، در مقابل خواستهها و اهداف آنها ایستاد.
بنابراین، طبیعی است که آنها او را با احترام نمیدیدند.
به طور مشابه، انتظار میرفت که آنها به او اعتقاد نداشته باشند.
هیچ چیز خارج از حد معمول نبود بر اساس ذهنیت اجتماعی آن زمان.
حتی اگر کسی فاصله آن شب را با سریع ترین اسب طی کند، به این مکانها رسیدن حداقل یک هفته زمان میبرد.
این یک درک از تردید به وجود میآورد.
بر اساس استانداردها و محاسباتی که مردم در آن زمان داشتند، تمام این مسائل غیرممکن به نظر میرسد.
اما چگونه در مورد کسانی که ادعا میکنند که مسلمانان امروزی هستند، یا بدتر از آن، ادعا میکنند که عالم اسلامی هستند، اما این رویدادها را فقط یک رویا میدانند؟
وضعیت آنها از تردید کافران فراتر است.
با وجود اینکه ما از ادعای چنین کلماتی امتناع میکنیم، ضروری است که آنها بیان شوند.
اگر یک نفر از قبیل این افراد باشد، اهمیت چندانی ندارد.
اما این افراد فرد مؤثری هستند که توسط صدها، اگر نه هزاران، به عنوان عالم شناخته شدهاند، زمانی که بسیاری به اعلامیههای آنها عمل میکنند.
مردم فکر میکنند: "او یک عالم است. اگر او اصرار داشته باشد که فقط یک رویا بود، باید یک حقیقتی در آن باشد."
چه گزینه ای برای مردم باقی مانده است، اگر چنین دانشمندان معتبری، چنین افکاری را بیان میکنند.
منطق و درک کجا است؟
شاید مردم آن زمان نمیتوانستند چنین مسائلی را درک کنند، باردیگی چند؟
افراد در رویا چه میبینند؟
آیا همه چیزی که در رویا میبینیم واقعی است؟
این دانشمندان دست و پا زده، به شیطان کمک میکنند تا در ذهن همایش مردم و تحت کنترل تفکر آنها شود.
این عالمان بد هستند که پیامبرمان هشدار داد: "العلم السین".
"Ulama Su‘" عالمان خسران و برده، نه صالح هستند.
آنها فقط خسارت را افزایش میدهند، چیز مفیدی افزایش نمییابد.
حتی در نور دوران مدرن ما، این احتمال زیاد است.
در اوقات فعلی، سفری که پیامبر، علیه السلام، در این دنیا در یک شب انجام داد، میتواند انجام شود.
سفر بعدی به آسمانها به حدی شگفت انگیز است که خیال خود را تسخیر میکند.
این موضوعی است که کسانی که خود را متفکر میدانند باید روی آن تمرکز کنند.
امروزه، آنها دستگاههایی را ساختهاند که قادر به سفر به فاصلههای بزرگ هستند، این باعث هیجان زیادی در میان عموم مردم میشود که کسی به آسمانها پرواز میکند، به ماه سفر میکند، و غیره.
سفر شروع میشود و در سه سال به پایان میرسد.
سفرهای بعدی حدوداً 20 سال طول میکشد.
فاصلهای که آنها پوشش میدهند نسبت به فاصلهای که پیامبر در طول سفر سماوی خود طی کرد، تقریباً صفر است یا حتی کمتر: یک میلیارد منفی.
فواصلی که آنها از آن میپرسند، جزئیاتی هستند.
پیامبر ما فاصلههای بسیار بزرگتری را در لحظهای طی کرد، همه چیز را تماشا کرد، همه چیز را طی کرد، و بازگشت.
تمام این چیزها بدون نیاز به موشک، شاتل یا تجهیزات مدرنی که افراد امروز خود را به آنها تعلق میدهند.
این نشانههای خدا هستند.
یک نشانه خدا چیزی است که با قدرت دیگران قابل رسیدگی نیست.
این امتیاز برای پیامبر و جامعه ما اهدا شد.
این یک رویداد عظیم است.
میتوان به مغز یک پرنده اشاره کرد، اما حتی یک پرنده هوشمندتر از انسانهایی هست که خود را عالم مینامند و این را مورد سوال قرار میدهند.
خدا پیامبر، علیه السلام، را به حضور خود برد و بر او هدایای فراوانی ریخت.
اتفاقاتی که در آنجا افتادند فراتر از فهم انسانی است.
روشی که خدا پیامبر ما را در آنجا میپذیرد، همه فهم انسانی را پشت سر میگذارد و فراتر از هر چیزی که توسط چشمان ما تا کنون دیده یا تصور شده است.
این یک رویداد عظیم بود.
فراتر از فهم انسان.
تمام این چیزها به افتخار پیامبر، علیه السلام، اتفاق افتاد.
هیچ کس دیگری این وضعیت را به دست نیاورد، نه تنها به دست خواهد آورد.
این افتخار صرفاً برای پیامبر، علیه السلام، محفوظ است.
از طریق این افتخار بزرگ، ما نیز با افتخاراتی مواجه شدیم.
این واقعیت که ما جزئی از کنگره بزرگترین پیامبر، خدمتگزار محبوبترین خدا، هستیم، خود برای ما افتخار بزرگی ایجاد میکند.
ما به دنبال چیز دیگری نیستیم.
ما کی هستیم، شما کی هستید، همه اینها بیاهم
2024-02-01 - Lefke
بسم الله الرحمن الرحيم
وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِىٓ ءَادَمَ وَحَمَلْنَـٰهُمْ فِى ٱلْبَرِّ وَٱلْبَحْرِ
(17:70)
خداوند متعال و همهپرورده بشریت، یعنی فرزندان آدم را بالاترین موجودات آفرید.
او آنها را بر فرشتگان و جن برتر ساخت.
وقتی مردم دربرابر اراده خداوند مطیع میشوند، وقتی آنها راهی را که خدا تعیین کرده است دنبال کنند، آنها بالاخره بر همه برتر خواهند شد.
و حقیقت زیبا این است که به دست آوردن این افتخار اصلاً سخت نیست.
اما شیطان از حسادت ما را فریب میدهد.
او این فکر را که پیروی از راه خدا خیلی سخت است، در ما تقویت میکند.
برخلاف زمزمههای فریبنده او، پیروی از راه خداوند سخت نیست.
اگر خداوند قادر و بزرگ، تو را برای راه پیمودن راه خود انتخاب کرده است، آن آسان خواهد بود.
اگر خداوند تو را برای این سفر قسمت کرده است، خود را خوشبخت بدان.
راه پیمودن در راه خداوند در نهایت برای تو کار طبیعی و واضح خواهد شد.
اما برای کسانی که ایمان ندارند، کسانی که خداوند این مسیر را برای انها تعیین نکرده، سخت است.
انها میتوانند همه روزه سخت کار کنند، ولی وقتی میخواهند ببتند، دچار مشکل میشوند - حتی مسلمانها.
غیر مسلمانها، افرادی که با اسلام ارتباطی ندارند، حتی نمیتوانند برای شروع این مسیر به این نزدیکی برسند.
انها توسط ترس مصرف شدهاند، با فرض اینکه این برای آنها به معنی مرگ است.
آیرونیه که سادهترین چیز، پیروی از راه خدا است.
راه خداوند یک سفر زیباست.
او وعده میدهد که زندگی شما را در این دنیا و آخرت، که استقرار حقیقی ما در آنجا است، با زیبایی پر کند.
اگر شما در راه خدا قدم بردارید و در آن پیشرفت کنید، او در نهایت شما را به رستگاری میبرد، برایتان فضل میرساند و یک دارایی از همه انواع نیکی برای شما باز میکند.
افراد، با این حال، ترجیح میدهند از راه خود پیروی کنند، زیر سر شیطان.
در اواخر عصر، این وضعیت بسیار بدتر شده است.
در گذشته، شر و گناه به این اندازه شایع نبودند.
افراد کمی که از راه درست سرکشی میکردند، اعمال خود را از حیا اخفا میکردند.
امروز، مردم حتی نمیدانند حیا چیست.
مردم خود را متقاعد میکنند که خیر میکنند.
حتی اگر از آسیب متوجه باشند، آنها شر را کاهش میدهند تا اینکه سرانجام از راه سرکشی کنند.
آنها انتقاد میکنند: "چرا این و آن اتفاق افتاد؟"
اما به چه کسی میپردازند؟
آنها خداوند را مسئول میدانند و علیه او شورش میکنند.
این بالاترین درجه احمقی است.
عبور از مرزها ویرانگر است.
خداوند به ما همگی کمک کند تا حدود خود را شناسایی کنیم.
ما در اواخر زمان هستیم، درست در وسط.
ما دقیقاً در روزهایی زندگی میکنیم که پیامبر خدا، صلی الله علیه و آله، پیشبینی کرده بود.
در این روزها، حقیقت گفتن باعث میشود نگاههای تحقیرآمیز به شما بیفتد، در حالی که شرکت در شرطبیانی مورد تحسین است.
کسی که شرطبیانی میگوید یا انجام میدهد، یک شخص مهم محسوب میشود که همه انها از او پیروی میکنند.
این روزها، مردم فقط راضیاند شما اگر بد باشید.
خداوند ما را هدایت کند و ما را از امتحانات این اوقات وحشتناک حفظ کند.
2024-01-31 - Dergah, Akbaba, İstanbul
بسم الله الرحمن الرحيم
وَٱلضَّرَّآءِ وَٱلْكَـٰظِمِينَ ٱلْغَيْظَ وَٱلْعَافِينَ عَنِ ٱلنَّاسِ ۗ وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلْمُحْسِنِينَ
صدق الله العظيم
(3:134)
الله عاشق کسانیست که حتی وقتی به آنها ظلم میشود، همچنان خشم خود را کنترل می کنند، میبخشند و همیشه برای بهترین تلاش میکنند.
این افرادی هستند که محبت الله را به دست میآورند.
گفتن ساده است، اما چالش واقعی اغلب در عمل کردن به این ارزشها است.
کنترل خشم و نشان دادن خودداری در مواجهه با بیعدالتی کاری است که بسیاری از مردم با آن مشکل دارند.
الله عاشق کسانی است که علیرغم داشتن قدرت برای اصرار بر حقوق خود و ادعای آنها، به جای این کار ترجیح میدهند نیروی خود را کنار بگذارند، حقوق خود را از دست بدهند و به ظالمان خود ببخشند.
آسانتر از این گفته شود اما انجامش سخت است.
اما چون این کار بسیار دشوار است، همین امر آن را ارزشمندتر و محترمتر در نظر الله میکند.
در حالیکه مردم عادتهایی دارند که به دنبال آنها هستند، یک مسلمان واقعی باید یک لحظه توقف کند و به طور عمد این راه را انتخاب کند.
اگر دیگران به شما ظلم میکنند، ببخشید و به خودتان بگوید: "دقیقاً همین است که نیروی من لایق آن است."
ولی بیشتر بروید و بگوید: «حتی نیروی من شایسته این رفتار نیست.» ببخشید و حقوق خود را منتقل کنید.
تحمل ظلم برتر از این است که ظالم باشیم.
بهتر است حقی را واگذار کنید تا حق کسی دیگری را انکار کنید.
مسئله حقوق در روز قیامت مسأله پیچیدهای خواهد بود.
اگر کسی به حقوق شما در این دنیا تجاوز کند، بهتر است آن حق را رها کرده و ببخشید. این امر در نظر الله ارزشمندتر است.
تصمیم گرفتن درباره اینکه کی درست است، سخت است. شما ممکن است فکر کنید درست هستید و در نهایت اشتباه کنید. پس چه کنیم؟
بنابراین، بهتر است حق را ترک کرده و ببخشید، حتی اگر معتقد باشید که شما درست هستید. این رویکرد از احساس گناه و پشیمانی بعداً جلوگیری میکند.
این ممکن است به نیروهای ما ضربه بزند، اما برای خوبی خودمان است.
امیدواریم الله ما را در این راهها یاری و پشتیبانی کند.
این راهها، قطعاً ، دشوار برای قدم زدن هستند.
به خصوص وقتی مطمئن هستیم که به ما ظلم شده است ، ترک حق مشروع خود آسان نیست.
داشتن قدرت اخلاقی برای ترک حقوق خود و بخشش به دیگران، حتی وقتی اطمینان دارید که شما درست هستید و دیگری غلط، یک فضیلت ستایشبرانگیز است.
امیدواریم الله ما را در این راه کمک کند.
امیدواریم که الله ما را یاری کند.
امیدواریم الله ما را از برده شدن به ظالمان یا ظلم به دیگران محافظت کند.
2024-01-30 - Dergah, Akbaba, İstanbul
بسم الله الرحمن الرحيم
اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ
(24:35)
هر چیز توسط نور خدا وجود دارد. با نور خدا، همه چیز خوب میشود.
بدون نور خدا، وجود در تاریکی پنهان خواهد شد.
در عدم نور خدا، بافت خلقت دیگر وجود نخواهد داشت.
سراسر جهان هستی فقط یک اتم است در برابر بزرگی و عظمت خدا.
خدا همه موجودات را از خالی بوجود آورده است.
امروز ما مردمی را میشنویم که میگویند: "ما به فضا میرویم، ما نوآوری میکنیم، ما کاوش میکنیم."
"ما رازها را برملا میکنیم."
در قرآن کریم، خداوند با عظمت و توان، همه چیز را نوشته است.
او همه اعلامیهها را صادر کرده است.
خداوند این دانش بزرگ را به بشریت واگذار کرده است.
انسانها باور دارند که امور را با اقتدار مستقل انجام میدهند.
با این حال، هر چیزی یک حد دارد.
حوزه و گستره تواناییهای انسانی حدود دارند.
افراد اعلانات مغرورانه میکنند: "ما قصد داریم این کار را انجام دهیم و آن کار را."
"ما در حال انجام این کار هستیم، ما در حال اجرای آن کار هستیم."
مردم جرات نمرود را که میگفت، "خدا در آسمانها است" به خود اختصاص دادهاند. با این باور که میتواند با آفریننده چالش کند، برجهایی را که به آسمان میرسد ساخت.
از این ارتفاعات، تیرهایی به آسمان پرتاب میکرد، با باوری که در حال جنگیدن با خدا است.
با این حال، در نهایت، خدا او را با یک پشه نابود کرد.
با یک پشه، خدا او و تمام ارتش او را از روی زمین پاک کرد.
افراد باید عظمت خدا را به رسمیت بشناسند.
وقتی افراد اقداماتی را انجام میدهند، این شگفتیها را اشتباهاً به عنوان خودشان میبینند، غافل از اینکه خدا برای آنها راه را فراهم کرده بود.
با این حال، هر چیزی حدی دارد که نمیتوان فراتر از آن رفت.
افراد میتوانند در محیط و اطراف این سیاره به سفر بروند.
با این حال، بدن انسان برای تحمل گستره زمین دایره نیست.
بدنی که خدا به ما داده است، هنگام ورود به فضا محدودیتهایی دارد، که باعث بازگشت مجدد به زمین میشود.
مردم باید از اظهار نظر بیادبانه و بزرگواری: "ما قصد داریم این کار را انجام دهیم و آن کار را بکنیم" پرهیز کنند.
افراد نمیتوانند طوفانها، بادها، سرما یا گرما را که این سیاره را مسلط میکنند، تصرف کنند.
با این حال، آنها درباره سفرهایی به ماه، خورشید یا مکانهای دیگر صحبت میکنند.
آیا این صدای علم است یا صدای تکبر؟
انسانها باید یاد بگیرند که حدود خود را بشناسند.
این مرزها ثابت هستند.
افراد به طور مداوم در تلاش برای نقض محدودیتها، با خالق خود مخالفت کردهاند.
آنها در شورش علیه خدا اصرار دارند.
با این حال، آنها انتظار دارند که زندگیشان پر از برکت باشد.
آنها مورد برکت قرار نخواهند گرفت.
موجودی که به محدودیتها احترام نمیگذارد، نه رضایت مییابد و نه آرامش.
مردم به طور مداوم در تلاشهای بیهدف مشغول هستند، سپس به دیگران اعلام میکنند که دستاوردهای فتوحی کسب کردهاند.
خدا نیروی همهگیر در پشت همه چیز است.
حتی دستاوردهای انسانی هم از طریق اراده خدا ممکن شدهاند.
در واقع، هر چیزی حدود خود را دارد.
آنهایی که از دستاوردها و پیروزیهای خود صحبت میکنند باید تشکر کنند که خدا همه چیز را ممکن میکند و آن را به اتمام میرساند.
"ما این دنیا را زیبا کردهایم"، میگویند.
"ما همه چیز را تحت کنترل خود داریم."
مردم منکر وجود خدا شدهاند، از رفتارشان بیان میکنند که آنها منشأ و پایان همه چیز را تعیین میکنند.
با این حال، هر چیزی زمان معینی دارد.
خدای توانا آدم را، صلح بر او، هزاران سال پیش آفرید.
خدا دانش را به آدم عطا کرد.
این دانش به مرور زمان پیشرفت کرده است.
و در دهههای اخیر، خدا با دانش، بشر را غنی کرده است - به میزان هزار برابر، ده هزار برابر و بیشتر.
آنها این دانش گسترده را برای خود شادی بردن استفاده کردهاند.
مردم معمولاً دانش را به عنوان دستاوردی میبینند که کاملاً متعلق به آنهاست.
مانند فرعون و نمرود که خود را خارقالعاده میپنداشتند، امروزه مردم همان تصور بلند از خود را دارند.
آنها علیه خالق خود شورش میکنند.
آنها ادعای عدم وجود خدا میکنند.
در واقع، آنها خواهند بود که وجود خود را از دست خواهند داد.
قدرت پایان دادن به وجود در دست خداست؛
و ایجاد وجود از عدم وجود.
قطعاً آنها مورد محاسبه قرار خواهند گرفت.
برخداوند ما میبایست ما را از خطرات هوای خود محافظت کند و مارا از تجاوز به حدود باز دارد.
امیدواریم خداوند ما را حفظ کند.
2024-01-29 - Dergah, Akbaba, İstanbul
أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
وَتِلْكَ الأيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ
(3:140)
صدق الله العظيم
خداوند جبروت، زندگی روزمره ما را به صورت روزهای پشت سر هم تعریف می کند.
بنابراین خداوند تقسیم این روزها بین مردم را فرمان می دهد: "ما روزها را بین مردم توزیع می کنیم."
گاهی اوقات، ممکن است دوره هایی از صعود را ببینیم.
در زمان های دیگر، آنها ممکن است دوره های سقوط باشند.
زندگی فردی پر از بالا و پایین است.
زندگی دنیوی ما یک سری روزهای چرخشی است.
قرآن مقدس به طور گسترده ای زندگی بر زمین را توضیح می دهد.
توصیف زندگی به عنوان "یک پشت سر هم عبور کردن از روزها" توصیفی اجمالی اما عمیق است.
پشت سر هم بودن به زودگذر بودن اشاره دارد، این نشان می دهد که زندگی در این زمین ابدی نیست.
نسل های میلیون ها، شاید حتی میلیاردها، قبل از ما زندگی کردند.
بعضی از آنها سلطنت کردند، در حالی که بعضی دیگران تحت حکومت بودند.
اما هیچکدام باقی نمانده اند.
مردم آمده و رفته اند، همانطور که خدا توصیف کرده است.
انسان با خودپسندی ادعا می کند که هوشمند است.
هوشمندی در واقع در درک طبیعت فانی این دنیا است.
کسی که فرض می کند که این دنیا را در دست دارد، هوش واقعی ندارد.
برخی بنابراین اعلام می کنند: "همه چیز مال من است."
"من حکومت می کنم."
به زودی او متوجه می شود که همه چیز از دستش فرار کرده است.
و می بیند که خود را زیر زمین است.
یکی دیگر جای او را می گیرد.
اما حتی جانشین فرض می کند که این زندگی بی نهایت است.
سپس البته وقت او نیز می رسد و او باید برود.
این آیه قرآنی به زیبایی از خصوصیت زودگذر زندگی به عنوان یک توالی از روزها یاد می کند.
اقامت انسان در این دنیا موقت است، همانطور که خداوند فرموده است.
روزها می گذرند، و با آن انسان نیز می گذرد.
روزهای جدید سپیده می شوند، و مردم جدیدی برمی خیزند.
بعضی می روند؛ بعضی دیگران می آیند.
فقط تا وقتی که روز قیامت می رسد و حساب بساط شود؛ بعد از آن، دیگر روز یا سالی باقی نمی ماند.
یک زندگی ابدی ما را انتظار می کشد.
مرد حکیم وجود موقت خود را در این دنیا متوجه می شود.
کسانی که به دانش فراوان خود بغرور می روند و فرض می کنند که دنیا در نوک انگشتان آنهاست، فقط خود را فریب می دهند.
آنها به شدت اشتباه کرده اند.
آنها توسط شیطان و خودخواهی خود گمراه شده اند.
امیدواریم که خداوند ما را از این حفظ کند.
خداوند روزهای ما را مبارک کند؛ هر روز خود را یک برکت کند!
اگر کسی در راه خدا قدم بردارد، در پیروی و نماز، در این صورت همه روزها برکت دارند.
سپس آنها تلف نمی شوند.
روزهای تلف شده برکت و منفعتی ندارند.
امیدواریم که خداوند ما را حمایت کند و از چنین روزهایی برای ما برگرداند.
امیدواریم خداوند به ما کمک کند.
امیدوارم او تعهد استحکام یافته ما به راه خدا را پشتیبانی کند.
2024-01-28 - Dergah, Akbaba, İstanbul
وَّيُحِبُّونَ أَن يُحْمَدُوا بِمَا لَمْ يَفْعَلُوا
(3:188)
صدق الله العظيم
در قرآن مقدس، الله طبیعت و خصوصیات تمام موجودات را آشکار می کند.
لَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِى كِتَـٰبٍ مُّبِينٍ
(6:59)
طبیعت و قابلیت های انسان نیز توسط الله در قرآن توصیف شده اند.
بنابراین، اغلب، یکی از خصوصیات مشخص کننده انسان تمایل به شادی و سپاسگذاری برای دستاوردهایی است که او به دست نیاورده است.
بسیاری از افراد برای وقایعی که مسئولیتی در آن ندارند، ستایش می طلبند.
آنها تقدیر و تشکر را می طلبند، انگار خود آنها کسانی بودند که این کارها را انجام داده اند.
متأسفانه این یکی از خصوصیات انسان است.
این یک عیب از خودخواهی است.
کسانی که خدارا می ترسند، حکمت درک کردن اعمال خود به عنوان برکات الله را دارند: "ما واقعا هیچ کاری نکردیم!"
آنها با فروتنی و بزرگواری می گویند: "الله ما را قادر ساخت تا همه اینها را از رحمت و لطف خویش بگذرانیم."
وقتی مردم چیزی را به دست می آورند، اغلب در مورد آن سر و صدای زیادی می کنند.
آنها با خودپسندی می گویند: "من این کار را انجام دادم، من آن کار را به دست آوردم."
این رفتار قابل ستایش نیست.
کسی نباید بر کارهای خود خودپسندی کند، و قطعاً نباید برای کارهایی که واقعا انجام نداده، منسوب کند.
این یک حالت است که الله آن را دوست ندارد.
ادعای انجام کارهای دیگران هیچ منفعتی ندارد، فقط زیان دارد.
اگر به جای آن، کسی به طور صادقانه اعتراف می کرد که چیزی را انجام نداده، اما می خواست انجام دهد، الله او را برای این نیت می پاداشت.
الله ناراحت می شود وقتی کسی به طور دروغین ادعا می کند که برای منافع و سود شخصی، چیزی را انجام داده که اینگونه نیست.
و چیزی که الله را ناراحت می کند، هیچ منفعتی نمی تواند داشته باشد.
علاوه بر این، کسانی که خود را با ظاهری دروغین پوشانده اند، توسط مردم مورد تحقیر قرار می گیرند.
توجه داشتن به اعتبار دروغین هیچ خیری ندارد.
به خاطر ساخت دروغ و فریب دیگران، شما غضب الله را بر علیه خود تحریک می کنید.
شما با غضب الله مواجه خواهید شد، زیرا او چنین تحریف حقایق را می خواهد.
با این حال، رحمت الله بی کران است.
تمام اعمال انسان توسط الله می تواند مورد بخشش قرار گیرد.
کسی که بخشش می طلبد همیشه نجات را خواهد یافت.
تا زمانی که فردی نفس می کشد، هنوز فرصت هایی برای توبه کردن از اشتباهات و گناهان خود دارد. الله می بخشد!
اما کسانی که از عیوب و خصوصیات خود چشم پوشی می کنند، در نهایت با پیامدهای آن روبرو خواهند شد.
امیدواریم الله ما را از خودخواهی ما حفظ کند.
خودخواهی از ستایش لذت می برد، حتی وقتی آن غیر مستحق است.
فردی که به طور بی وقفه ستایش می طلبد، قربانی خودخواهی خود شده است، در نتیجه آن را بیشتر می کند.
دستاوردها وقتی ارزش بیشتری دارند که پنهان بمانند.
امیدواریم الله ما را از خودخواهی و بدی های آن حفظ کند.
امیدواریم الله ما را در دور کردن از این خصوصیات منفی هدایت کند.
2024-01-27 - Dergah, Akbaba, İstanbul
بسم الله الرحمن الرحيم
فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًۭا يَرَهُۥ
وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍۢ شَرًّۭا يَرَهُۥ
(99:7-8)
صدق الله العظيم
خداوند توانا اعلام میکند که هر کار خوبی پاداش دارد.
هیچگونه کرامتی هرگز فراموش نخواهد شد.
هر کسی که بدی کند، عواقب آن را تجربه خواهد کرد.
این یک قانون جهانی است، توسط خداوند قوی و بلندمرتبه تصویب شده است.
این قانون هرگز تغییر نمیکند.
هر بدی که در این زندگی انجام شود، عواقبی به همراه خواهد داشت.
چه افراد، چه جوامع، چه کشورها، کسانی که خیر میپاشند با همان خیر پاداش داده خواهند شد.
هر کسی که دانههای شر را بکارد، برداشت خود شر خواهد بود.
بنابراین، هیچ کس نباید هم فکر کند که پخش کردن شر منفعتی دارد.
برخی به دیگران آسیب میرسانند، به اشتباه فکر میکنند که به نوعی سود میبرند.
اما این منفعت نیست، بلکه زیان بزرگی است.
فرق نمیکند چه افراد، چه کشورها، یا چه جوامعی، کسانی که بدی میکنند برای همیشه باقی نمیمانند.
استبداد همیشه حاکم نخواهد بود.
ستم همیشه خاتمه مییابد، در حالی که خوبی پایدار است.
از زمان پیامبرمان تا کنون: تمامی شروران، تمام کسانی که بدی کردهاند - افراد، دولتها، جوامع - همگی ناپدید شدهاند، هیچ اثری پشت سر نمیگذارند.
با این حال، راه خیر و حقیقت به پیش میرود.
مردمی که به خیر پایبند هستند و مهربانی را دوست دارند، همیشه در دنیا پاداش مییابند.
حتی اگر آنها به ظلم دچار شده باشند، راه حق هرگز خاموش نمیشود و همیشه پایدار است.
و در روز حساب، پارسا و عادلانه پیروز خواهند بود.
حتی اگر کسانی که بدی میکنند فکر کنند که در این زندگی پیروز شدهاند، باید بدانند که خوبی همیشه باقی خواهد ماند.
فرق نمیکند چه برای ده سال، بیست سال، پنجاه سال، صد سال یا حتی دویست سال باشد - در نهایت آنها زوال خواهند یافت.
اما راه نیکوکاری و راستگویی هرگز نخواهد شکست.
راه خدا هرگز شکست نمیخورد. هیچ کس نمیتواند آن را ویران کند.
بنابراین، هیچ کس نباید خود را به وسوسه شیطان اجازه دهد، فکر کند که میتواند از شرورت سودی ببرد.
خدا به کسانی که بدی میکنند کمک نمیکند.
خدا با کسانی که برای حقیقت ایستادگی میکنند، همراه است.
حقیقت هرگز نابود نخواهد شد.
باید خداوند همیشه ما را در بین عادلان که به حقیقت پایبند هستند شمار کند.
باید ما با فضل خدا همیشه در کنار راستگویان حقیقت را پیروز کنیم.
2024-01-26 - Dergah, Akbaba, İstanbul
يهدي الله من يشاء ويضل من يشاء
صدق الله العظيم
خدای توانا کسانی را که او را دوست دارد، به سوی راه درست هدایت میکند.
کسانی که برای گمراهی مقدر شدهاند، او آنها را گمراه میکند، به این گفت خدای توانا و بزرگ.
کسانی که راه راستی را پیدا میکنند، بندگان خوشبخت خدایند.
کسانی که در راه راستی گام برمیدارند باید به خدا سپاس بگویند و در دعا، از او هدایت بخواهند.
باید از خدا ثبات خواست تا بتوانید بدون گمراهی در راه او قدم بردارید.
حتی مردان واقعاً مقدس نیز میترسیدند که در آخرین نفس خود ایمان خود را از دست بدهند.
فقط خدا، در حکمت خود، عملکرد وقایع رخ داده و چیزهایی که باقی میماند را میداند.
بنابراین اگر شما برای خدا دعا کنید، او درخواست شما را دریافت خواهد کرد.
قطعاً او به دعاهایی که برای ثبات در این سفر هستند گوش خواهد داد.
اگر اما، شما از خودی خود پیروی کنید، ادعای عالم، شیخ یا خوب بودن میکنید و فقط به خودتان اعتماد دارید، این مشکلات را ایجاد خواهد کرد.
بسیار حیاتی است که به خدا اعتماد کنید و هدایت او را بجویید.
خدای بزرگ میگوید: به من دعا کن، من به تو توجه میکنم، من به دعاهایت پاسخ میدهم.
مهمترین دعا ، درخواست ثبات ایمان است.
دعا برای ایمان و پایبندی به راه الهی خدا، بزرگترین سود است.
هیچ سودی از این بیشتر نیست.
حتی اگر شما تمام دنیا را داشته باشید، بدون قدم زدن در راه خدا، شما بدبخت هستید.
شما شخصی بدشانس هستید.
ما بسیاری از این افراد را دیدهایم.
داشتن ثروتِ جهانی، اما فاقد راه خدا در زندگیشان.
بدون داشتن مسیر استوار به سوی خدا، ثروت هیچ ارزشی ندارد.
خدای بزرگ در قرآن کریم گفته است: تمام دنیا ارزش بال پشه را ندارد.
چه ارزشی پشه دارد؟
آیا بالش میتواند اهمیتی داشته باشد؟
بله، کسانی که با ایمان در این راه قدم میزنند، موجودات خوشبختی هستند.
خدا آنها را انتخاب کرده؛ به آنها این افتخار را میدهد.
کسانی که ایمان ندارند، ناامید هستند.
ما را خدا محافظت کند.
با فضل و حمایت او، امیدواریم خداوند ما را در راه زیبای خود ثابت قدم کند.
2024-01-25 - Dergah, Akbaba, İstanbul
پیامبر اعظم، درود خدا بر او، آرزو کرد که مردم از خشم خود فرسوده نشوند.
در پاسخ به سؤالی که به جویای مشورت خود پرسید، پیامبر میگفت: "از خشم خودداری کنید."
اجازه ندهید منافع شخصی شما خشم شما را تحریک و سوق دهد.
اطمینان حاصل کنید که ناراحتی ریشه دریافته در منافع خود خواهانه، مخصوصا با نیت ستمگرانه را برپا نکنید.
لا تغضب
"از خشم خودداری کنید!"، پیامبر می گفت، درود خدا بر او.
با این حال، خشم مقدس در راه خدا و در پی یافتن حقیقت استحقاق دارد.
همواره، حداقل، با خشم مشابهی به چیزهایی که برای خدا ناپسند هستند واکنش نشان دهید.
باید این اعمال را مخالفت کنید و از تأیید آنها خودداری کنید.
تمام تلاش خود را برای کنترل این عملیات انجام دهید.
اگر قدرت پیشگیری از آنها را ندارید, نارضایتی خود را ابراز کنید و اگر نتوانید این کار را انجام دهید, در دل خود به طور خاموش از آنها انتقاد کنید.
هرگز در هیچ حالتی این اعمال را قبول نکنید و حتی اگر فقط در قلب شما باشد، این اختلاف را ابراز کنید.
این عملیات خدا را توهین میکنند و در نتیجه، به پیامبر توهین میکنند.
از این تجاوزات فقط با گفتن: "آه، این همان قدر بد نیست. خوب است." سرپیچی نکنید.
موقعیتهای بسیاری وجود دارد که ممکن است احساس بیقدرتی کنید.
در این عصر، اظهار حقیقت ممکن است وضعیت را بدتر کند.
بنابراین، حداقل، در قلب خود از قبول دروغ و شرارت امتناع کنید.
شرارت فقط از دیدگاه اسلامی محکوم نیست، بلکه به طور جهانی برای بشریت تخریبی است.
شما هرگز نباید به سادگی شرارت را رد کنید یا به طور غیرفعال آن را کنار بزنید.
به اجازه ندهید نفس شما به شرارتها بهانه بدهید.
بگویید: "آنچه مشاهده میکنیم خدا را نگران میکند."
"آنچه خدا را به توهین میکشد ما را نیز توهین میکشد!"
در حالی که ممکن است بیقدرت باشیم, باید هنوز مقاومتی در قلبمان تولید کنیم.
ممکن است قدرت خارجی برای شورش را نداشته باشیم, ولی درون ما باید به مخالفت خود پایبند باشیم.
زیرا بیتوجهی به این اعمال ممکن است شما را به همان راه ببرد - برای این سرنوشت از خدا محافظت کنیم.
بنابراین، ما باید هرجا که با این اعمال نادرست مواجه میشویم، مشخص کنیم: "ما این را قبول نمیکنیم."
"ما قبول نمیکنیم یا این را تأیید نمیکنیم!"
چرا ما این را محکوم میکنیم؟
زیرا این خداوند تعالی را و پیامبر، صلی الله علیه و آله را ناراحت میکند.
ما آنچه را که خدا میتواند ارجمند کند میپسندیم.
و نفرت داریم از آنچه خدا نفرت دارد.
اگرچه ممکن است از بیرون عملهای ما را مشخص کنند, فقط خداوند بر داخل ما حکمرانی میکند.
ما در عصری زندگی میکنیم که ایمان در حال فروپاشی است, زیرا محکوم کردن شر درونی به یک مبارزه درونی تبدیل شده است.
اگر راههای دیگری در دسترس نباشد, باید حداقل وظیفه خود ما باشد که در قلبمان از شرارت گریزیم.
ما باید مقاومت کنیم, حتی اگر فقط داخلی باشد.
خداوند این کمترین کار صداقت را جبران خواهد کرد.
قبول کردن و تحمل کردن شرارت یک فاجعه نزدیک است.
نادیده گرفتن مقاومت در برابر شرارت, حتی اگر فقط داخلی باشد, راه را برای تخریب و سایش ایمانتان فراهم میکند.
ایمان از قبل به شدت شکننده است.
اگر شرارت را تحمل کنید, در نهایت, هیچ اثری از ایمان باقی نخواهد ماند.
از خدا میخواهیم ما را از این سرنوشت محافظت کند.
شرارت این زمان در تمام جهان نفوذ کرده است.
هیچ مرزی نمیشناسد.
ما در عمق عصری از بیدانایی عمیق زندگی میکنیم.
با اینکه باور داریم که در عصری از فراوانی شدید عقل و علم زندگی میکنیم.
اما وقتی با دانش بزرگ خدا مقایسه میکنیم, دانش و علم ما بیاهمیت است.
ما زندگی میکنیم در عصری که از بیدانایی وحشتناکی مبتلا شده است.
بیدانان, پس از همه, اغلب فرض میکنند که دانش کاملی دارند.
امروزه, همه میخواهند باور کنند که همه چیز را میدانند.
اما حقیقت دردناک این است که ما در عصر بیسابقه ای از جهل غرق شدهایم.
از خدا میخواهیم ما را از این وضعیت محافظت کند.
ما شرارت و فریب را قبول نمیکنیم.
از خدا میخواهیم عزم ما را تقویت کند.
از خدا میخواهیم همه ما را به راه راست هدایت کند.