السلام عليكم ورحمة الله وبركاته أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. والصلاة والسلام على رسولنا محمد سيد الأولين والآخرين. مدد يا رسول الله، مدد يا سادتي أصحاب رسول الله، مدد يا مشايخنا، دستور مولانا الشيخ عبد الله الفايز الداغستاني، الشيخ محمد ناظم الحقاني. مدد. طريقتنا الصحبة والخير في الجمعية.

Mawlana Sheikh Mehmed Adil. Translations.

Translations

2024-02-26 - Other

پدر یکی از مریدان ما، که خدا روحش را بیامرزد، همیشه می گفت، آنچه قرار بود بیفتد، افتاد. این عبارت چه معنی می‌دهد؟ همه چیز طبق اراده خدا می‌افتد. بسیاری از مردم غالباً درباره خود یا دیگران می‌گویند: اگر من 20 سال پیش در این موقعیت بودم، خوشحال‌تر بودم. موفق‌تر، بهتر، زندگی من متفاوت بود. اگر با آن مرد یا زن آشنا نمی‌شدم، خوشحال‌تر بودم. اما حالا ناامید هستم. من خوشحال نیستم؛ کارم خوب پیش نمی‌رود. آنچه قرار بود باشد، افتاد. روی گذشته تمرکز نکنید. نمی‌توانید آن را تغییر دهید. این اراده خداست. خدا نوشته و به همین ترتیب می‌شود. زندگی دارد می‌گذرد. سال ها، روزها، ماه ها در حال سپری شدن هستند. تمام این لحظات می‌گذرند. نمی‌توان گذشته را تغییر داد. تنها چیزی که می‌توانیم انجام دهیم، تمرکز بر حال است. فردا همچنان ناشناخته است. شما نمی‌دانید در ساعت بعد چه خواهد افتاد. از عقل خود استفاده کنید و بهترین استفاده را از لحظه حال ببرید. خودتان را با پشیمانی های گذشته به اذیت نبرید. البته، باید برای اشتباهات خود پشیمانی حس کنیم. می‌توانید متأسف باشید. اگر از خدا آمرزش بخواهید، او می‌آمرزد. اگر به دیگران بی‌اخلاقی کرده‌اید و آنها هنوز زنده هستند، شانس آمرزش خواهی از آنها را دارید. می‌توانید اشتباهات خود را جبران کنید. اگر به کسی بی‌انصافی کرده‌اید، عذرخواهی کنید. اگر آنها شما را ببخشند، خوب است. اما اگر آنها شما را نبخشند، یا نمی‌توانید آنها را پیدا کنید تا عذرخواهی کنید، وضعیت بسیار بدی است. مردم غالباً از گذشته نوحه می‌گویند: "اگر فقط این افراد این کار را انجام می‌دادند، اوضاع اینطور نمی‌شد." همه چیز به اراده خدا افتاده است. این بدان معنی نیست که ما هر بی‌اخلاقی که انجام شده است را قبول داریم. روز دیوان خدا نزدیک شده و کسانی که این بی‌عدالتی‌ها را اعمال کرده‌اند، مسئول خواهند بود. دنیا باید همین طور باشد تا نور خدا برای پاک کردن همه این‌ها ظاهر شود. آنچه ما منتظر آن هستیم، سیدنا مهدی است، علیه السلام. چقدر زیبا است که اهل صلاح همچون مولانا رومی درباره زندگی صحبت می‌کردند: دیروز دیروز بود. ما نمی‌دانیم فردا چه می‌آورد. زندگی فقط این لحظه است. درک این موضوع برای همه از اهمیت بالایی برخوردار است. اگر ما می‌توانستیم با این آگاهی عمل کنیم، چه زیبا برای ما می‌شد. امیدواریم تا آخر عمرمان بتوانیم به این شکل زندگی کنیم.

2024-02-25 - Other

به نام خداوند بخشنده مهربان. 'همانا کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند - برای آنها بهشت های فردوس، به عنوان مکانی برای اقامت است' (18:107) ستایش مخصوص خداست، این خبر خوبی برای مؤمنان است، برای شما، ان شاء الله. خدا به کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند وعده داده است که به آنها بهشت فردوس را پاداش خواهد داد. فردوس عالی ترین بهشت است. ما برای هرکسی که به آن ایمان آورده است خوشحالیم. ما به آن ایمان داریم، نه به چیز دیگری. بعضی افراد به خدا به روش های مختلف ایمان دارند. خدا آنگونه که در خدا ایمان دارید با شما برخورد خواهد کرد. ما ایمان داریم که خدا ما را وارد بهشت خود خواهد کرد. ما هستیم، ان شاء الله، تا حد توان مؤمن هستیم. کارهای ما تنها رسمیت هستند. اما خدا مهربان است. خدا اعمال ما را می پذیرد، حتی اگر او به کارهای ما یا هرچیز دیگری از ما نیازی نداشته باشد. ما ناتوان هستیم، با این حال خدا به خاطر رحمت خود به ما پاداش می دهد. این کاری است که ما به آن ایمان داریم. خدا وعده داده است که به ما در زیادی از آیات قرآن مجید، رحمت و مهربانی عرضه خواهد کرد. ما باید به آن ایمان داریم. شاد باشید. خبر خوبی برای مومنان در این دنیا و آخرت! خدا حق می گوید. خدا در بسیاری از آیات درباره رحمت خود و خبر خوبی برای مؤمنان صحبت می کند. خبرهای خوبی برای مؤمنان در این دنیا و دنیای بعد هست. خبر خوب برای ما. شاد باشید، ستایش بر خدا، برای بزرگترین هدیه از همه هدایا: ایمان. اعتقاد برترین چیز است. ستایش بر خدا، خدا دعاها و روزه گیری شما را می پذیرد. انچه ما انجام می دهیم واقعاً هیچ است. ما می دانیم که این چیزی نیست، با این حال: در حضور الهی، این بزرگ است! حتی اگر اعمال ما فراتر از شکل خارجی پیش نرود، خدا آنها را به شدت ارزشمند می داند. ما باید با فروتنی رفتار کنیم، نه برانکاری. به اینکه یک شب را بی خوابی گذراندید و دعا کردید، می خواهمان افتخار نکنید. نه. این چیزی نیست. خدا به آن نیازی ندارد، اما از خدمت بندگانش لذت می برد. اما فکر نکنید که انجامی که شما می دهید بزرگ است. ان شاء الله، خدا ما را می پذیرد و با بهشت برای ما پاداش می دهد. ما به آن ایمان داریم؛ در آن هیچ شکی نیست. وعده خدا حق است. خدا وعده داده است. خدا وعده داده است و ما به آن ایمان داریم. ما باید به آن ایمان داریم. کسانی را که شک در دل شما می برند، باور نکنید. افرادی وجود دارند که لذت می برند، اگر امکان داشت، همه را در جهنم حبس کنند. دوستان خدا، یعنی اولیاء الله، متفاوت هستند؛ آنها می گویند: "ای خدا، مرا بسیار بزرگ کن، مرا در جهنم حبس کن، بنابراین هیچ کس دیگری جایی برای قرار گرفتن نداشته باشد." این رحمت تفاوت میان کسانی است که خدا را دوست دارند، و کسانی که با تکبر از اعمال خود مطمئن هستند. کاری که انسان انجام می دهد ناکافی است، و هیچ چیز بدتر از یلتمس کردن به آن نیست. کارهای انسان حتی کافی نیست تا برای یک نعمت از خدا جبران کند. برای ما همگی جمع شوید، ان شاء الله، و همچنین دیگران را هدایت کنید. افراد را از بهشت دور نکنید. فکر نکنید که در بهشت جای کافی برای همه وجود ندارد. بهشت به اندازه هزار برابر، میلیون برابر، میلیارد برابر بزرگتر است. شما باید به آن ایمان دارید. بهشت خدا گسترده است؛ پادشاهی او بی نهایت است.

2024-02-24 - Other

گفته می‌شود که چیزی که انسان را محافظت می‌کند این است که زبان خود را کنترل کند. من مطمئن نیستم که این سخن از پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، می‌آید یا نه، اما این حکم ما را یاد می‌دهد که چگونه می‌توانیم بی‌خطر باشیم. چگونه می‌توان انسان بی‌خطر بود؟ با کنترل کردن زبان خود. اگر زبان خود را کنترل کنید، شما بی‌خطر خواهید بود. پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، گفت: "من بهشت را برای کسی که زبان و چیزی که بین ران های او از چیزهای بد محافظت می‌کند، تضمین خواهم کرد." این بسیار مهم است. اما این روزها، شیطان مردم را به سمت این می‌برد که همیشه باید همه چیز را بگویند، نظر خود را در مورد همه چیز بیان کنند و فکر خود را آشکار کنند. آن‌ها مردم را به گفتن مجبور می‌کنند. اما وقتی شما چیزی می‌گویید، برای شما خطرناک می‌شود و برای شما خوب نیست. بدتر از این، برای زندگی پس از مرگ شما خطرناک می‌شود. اگر از خدا بخواهید که ببخشد، او می‌بخشد. در این دنیا، مردم گفت و گوی متقابل را نمی‌دانند. مردم یکدیگر را نمی‌بخشند. وقتی شما چیزی می‌گویید، حتی اگر درست است و شما درست هستید، خود را در مواجهه با خطر قرار می‌دهید. بهتر است بی‌خطر بمانید. همه چیزهایی که می‌دانید، فکر می‌کنید یا می‌بینید را نگویید. نیازی به این نیست. شما هیچ چیزی از آن به دست نمی‌آورید. حتی اگر 100٪ یا حتی 1000٪ حق با شما باشد و چنین چیزی را بگوید، به نفع شما نخواهد بود، فقط آسیب می‌رساند. ما در دورانی زندگی می‌کنیم که شیطان همه چیز را کنترل می‌کند. بنابراین شما نمی‌توانید هر چیزی را بگویید. ما در میان قلمرو شیطان قرار داریم. پس ساکت باشید و خود را از زحمت بی‌نیاز کنید. زیرا آنچه آنها می‌خواهند دقیقاً همین است: شما در مشکلات بیفتید. شیطان به دنبال ایجاد مشکل برای شما است. شیطان می‌خواهد شما در مشکلات بیفتید و نابود شوید. بهتر است یک مکث کنید و فقط منتظر بمانید. زیرا هر پادشاهی پایانی دارد. هیچ چیزی در این جهان ابدی نیست. هر چیزی زمان خود را دارد. این می‌آید، می‌رود، دوباره می‌آید، دوباره می‌رود. همه چیز به ترتیب اتفاق می‌افتد، مثل تصاویر متوالی که یک فیلم می‌شوند. بهار می‌آید، تابستان، پاییز، زمستان. همه چیز به سرعت و به ترتیب اتفاق می‌افتد، دویدن است. و این موضوع فقط برای یک سال نبوده، بلکه از زمان آدم، علیه السلام، بوده است. گفته می‌شود که از آن زمان 7000 سال گذشته است، شاید بیشتر. تنها خدا، خداوند متعال، دقیقاً می‌داند. از آنجا که انسان توسط خدا، خداوند متعال، خلق شده است، همیشه ملت‌هایی وجود داشته‌اند که آمده‌اند و رفته‌اند، که حکومت کرده‌اند و نابود شده‌اند. سپس ملت‌های جدیدی، حتی قوی‌تر آمدند، اما آن‌ها نیز ضعیف شدند و رفتند. سپس یکی دیگر آمد، و آن‌ها نیز برخاستند و دوباره افتادند. بنابراین این تا روز قیامت ادامه خواهد داشت. ما هم اکنون در زمانی زندگی می‌کنیم که مناسب نیست صدای خود را بلند کنیم، اعتراض کنیم یا هر چیزی بکنیم. هیچ مزیتی وجود ندارد، هیچ فایده‌ای نیست. در حال حاضر، ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که توسط شیطان کنترل می‌شود. اگر مجبور باشیم، در این صورت می‌توانیم وانمود مرده باشیم. وقتی مغول‌ها حمله کردند و همه را کشتند، برخی از مردم با وانمود کردن مردگی زنده ماندند. آن‌ها بیدار شدند و زنده مانده بودند. حالا ما هم باید مثل آن باشیم، اگر به آن برسد. حالا زمان برای گفتن چیزی نیست. آن‌ها مردم را می‌کشند و آن‌ها نیز شما را اگر چیزی بگویید می‌کشند. پس شما نیازی به انجام هیچ کاری ندارید، فقط وانمود کنید که مرده هستید. بعد از آن، ان شاء الله، پادشاهی بهشت می‌آید و سپس شما می‌توانید بیدار شوید و زمان بهشتی را تجربه کنید. این یک زمان خوشبختی است، اگر تا آن زمان زنده بمانید. و اگر زنده نمانید، پس شما در زندگی پس از مرگ بی‌خطر خواهید بود. مهم‌ترین چیز این است که در زندگی پس از مرگ بی‌خطر باشیم. در این دنیا، همه مردم می‌میرند. بدون توجه به اینکه شما به عنوان شهید می‌میرید، به طور معمول می‌میرید یا به هر نحوی دیگر می‌میرید، هیچ کس برای همیشه زنده نمی‌ماند. ما باید صبور باشیم. البته، ما پادشاهی شیطان را تایید نمی‌کنیم، اما نمی‌توانیم چیزی در مورد آن بکنیم چون حالا زمان او است. هیچ استفاده‌ای وجود ندارد، هیچ فایده‌ای نیست در ایجاد مشکلات برای خود یا دیگران. فقط ساکت بمانید. زیرا زمان خواهد آمد، ان شاء الله، زمان پادشاهی آسمانی، زمان پادشاهی عدل و فضل، جایی که همه چیز خوب خواهد بود. این روزها، شما نمی‌توانید حتی یک قطره آب را در سراسر دنیا توزیع کنید. نه. پس تا زمانی که زمان برسد مکث کنید. ما می‌بینیم که مردم سعی می‌کنند چیزی بکنند. ایستادن آسان نیست، زیرا تمام مسلمانان در سراسر دنیا مورد حمله قرار می‌گیرند. اما ما فقط می‌توانیم صبور باشیم. تمام چیزی که ما می‌توانیم بکنیم این است که از خداوند متعال بخواهیم آن‌ها را نجات دهد. وقتی پیامبر ابراهیم، علیه السلام، در آتش انداخته شد، آتش او را نسوخت. چون وقتی خدا شما را محافظت می‌کند، حتی آتش نمی‌تواند شما را بسوزاند. تمام چیزی که ما می‌توانیم بکنیم این است که دعا کنیم. البته، سخت است شنیدن و دیدن که مردم کشته می‌شوند. اما تمام چیزی که ما می‌توانیم بکنیم این است که از خداوند متعال بخواهیم این آتش را دور کند و آن را سرد و خوب کند، ان شاء الله. بر خداوند متعال کمک کند به بشریت، چون ستم برای بشر خوب نیست. اما ستم از زمان آدم، علیه السلام، وجود داشته است. مردم این ضعف را دارند که می‌کشند. از زمان حابیل و قابیل، کشتار انجام می‌شود و تا روز قیامت ادامه خواهد داشت. مهم این است که ما قابیل نباشیم بلکه حابیل باشیم. حتی اگر حابیل کسی بود که کشته شد، او برنده بود. قابیل و کسانی که بعد از او آمدند و مثال او را دنبال کردند همیشه بازنده بودند و هستند. این چرخه زندگی است. تا روز قیامت، همیشه جنگ‌ها وجود خواهد داشت. اما در زندگی پس از مرگ، یکی مسئول خواهد بود و برخی به جهنم می‌روند در حالی که دیگران به بهشت می‌رسند. خداوند متعال ما را در میان کسانی بداند که به بهش

2024-02-23 - Other

تریقت ما تریقت نقشبندی محترم است. راه ما شامل پیگیری راه پیامبر، صل الله علیه و آله و سلم، در پذیرش ادب یا رفتار خوب، و تقلید از پیامبر، صل الله علیه و آله و سلم، است. او انسانی بی نظیر است، صل الله علیه و آله و سلم. هدف تریقت تقلید از پیامبر، صل الله علیه و آله و سلم، و اجرای همه چیزی که او گفته است هست. الان ما در زمانی بسیار سخت زندگی می کنیم، اما حتی در این سختی نیز برکتی وجود دارد، چون پیامبر، صل الله علیه و آله و سلم، درباره زمان حال گفته است که کسانی که فقط یک درصد می دهند، از جهنم و پایان بدی ایمن خواهند بود. به خداوند قادرمتلک، این رحمت را تشکر می کنیم، که حتی اگر موفق به اجرای یک درصد شویم، کفایت می کند. در زمان پیامبر، صل الله علیه و آله و سلم، می بایست همه چیز را 100 درصد اجرا کنید. حتی 99 درصد نیز کافی نبود، نه، باید 100 درصد باشد. شما باید همه چیز را 100 درصد اجرا کنید، همانطور که پیامبر، صل الله علیه و آله و سلم، انجام داده است. الان ما در زمانی سخت زندگی می کنیم و با خودمان رحم می کنیم که برای ما کافی است که فقط یک درصد اجرا کنیم. ما به خداوند قادرمتلک، برای این رحمتی که او بر ما از طریق نمونه پیامبر ما، صل الله علیه و آله و سلم، قرار داده است تشکر می کنیم. پیامبر، صل الله علیه و آله و سلم، گفت که افراد مؤمنی که در آخر الزمان زندگی می کنند، یاران دوست داشتنی او هستند. یاران پیامبر، صحابه، از این بی نهایت تعجب کردند. پیامبر به آن ها گفت: "شما یاران من هستید، اما افراد با ایمان در آخر الزمان، دوست داشتنی های من هستند." شما صحابه من هستید، من را می بینید، با من زندگی می کنید. تصور کنید چه چیزی باید باشد که مثل یک صحابه، با پیامبر، صل الله علیه و آله و سلم، زندگی کردن. تصور کنید، اذان داده می شود، شما برای نماز به مسجد پیامبر، صل الله علیه و آله و سلم، می روید.، و کسی که نماز را سر و سامان می دهد، خود پیامبر است، صل الله علیه و آله و سلم. سپس شما به یک صف با سیدنا ابو بکر، سیدنا عمر، سیدنا عثمان، سیدنا علی، سیدینه طلحة، و همه این صحابه بزرگ پیوستید. بله، آن وقت باید همه چیز را 100 درصد اجرا کنید. صحابه برکت و رحمتی را شاهد بودند که خداوند قادرمتلک بر پیامبر و جامعه حاضر در لحظه ای پایین آورد. پیروی از پیامبر، صل الله علیه و آله و سلم، در زمان زندگی او چیزی طبیعی بود. درباره افراد با ایمان در آخر الزمان پیامبر، صل الله علیه و آله و سلم، گفت: "این باورمندان، آنها هزار سال از من دور زندگی می کنند، و من را دنبال می کنند و من را دوست می دارند بدون اینکه من را ببینند." بنابراین، آنها دوست داشتنی های من هستند، گفت پیامبر، صل الله علیه و آله و سلم. تریقه می آموخت که این راه را دنبال کنید و رفتار خوب و رفتار خوبی را در مردم تدریج کنید. رفتار خوب نیاز به فضیلت تحمل چیزهایی دارد که علیه شما است. این بخش سخت تر است. باید تحمل کنید، حتی وقتی با یک فرد یا موقعیت راضی نیستید. تریقت شما را ملزم به تحمل می کند، طبق تعلیمات پیامبر، صل الله علیه و آله و سلم، که چیزی علیه شما است. باید چیزی را که علیه شماست، قبول کنید و تحمل کنید. و حتی اگر آن را قبول نکنید، نباید با آن مبارزه کنید. امروزه، اما، به مردم آموخته می شود که اگر چیزی را قبول نکنند، باید به خیابان بروند، فریاد بزنند، چیزها را خراب کنند و چیزهایی را بسوزانند. اما کسانی که در جلوی چنین تماشایی هستند، چیزها را خراب می کنند، انسان واقعی نیستند. آنها مردمی هستند که توسط شیطان دستکاری شده اند و عمداً به این نقش کشیده شده اند. انسان عادی چیزی را نمی خراب کند. یک فرد عادی می تواند در خیابان قدم بزند، بله، اما هرگز چیزی را خراب نمی کند. این تعلیمات شیطان است که مردم را به خراب کردن چیزها می برد، و دستیاران شیطانند که جمعیت را به انجام کارهای زیان آور و ایجاد خسارت تحریک می کنند. شیطان هرگز نمی خواهد انسان پایان خوبی داشته باشد. شیطان نمی خواهد انسان خوشبخت باشد و زندگی پر برکتی داشته باشد. شیطان می خواهد انسان همیشه عصبانی باشد و همیشه شرارت را تجربه کند. اما تریقت فقط برعکس آموخت. در تریقت، ما باید قبول کنیم چیزی را که ما داریم. اما چگونه باید آموخت که خشم خود را کنترل کنیم، عصبانیت ما چگونه است؟ پیامبر، صل الله علیه و آله و سلم، آن را به عنوان یک فرآیند توصیف کرد که باید آن را گام به گام یاد بگیریم، و که باید یک آگاهی از خشم و عصبانیت خود گام به گام توسعه دهیم تا خشم خود را غلبه کنیم. نمی توانید به طور یکجا خشم خود را غلبه کنید، بلکه باید آن را گام به گام یاد بگیرید و آگاهی از آن را ایجاد کنید. و وقتی که عصبانی شدید، باید عذرخواهی کنید. و وقتی عذرخواهی کنید، بعدی دیگر یاد خواهید کرد. دفعه بعد، به طور آگاهانه به یاد خواهید آورد که خشم به کجا می رود و فقط موقعیت هایی را ایجاد می کند که باید برای آن عذرخواهی کنید: "آخرین بار هم من همان کار را کردم و ناراحتی برایم ایجاد کرد، مجبور شدم عذرخواهی کنم." با این آگاهی پیشروی، خشم شما گام به گام کاهش خواهد یافت. خشم یک کیفیت خوب نیست. در تریقت، فقط برای دفاع از نفس خود نمی توان عصبانی شد. البته، باید عدم رضایتی از چیزی که علیه خدا، چیزی که علیه پیامبر، صل الله علیه و آله و سلم، باشد. چنین چیزی نمی توان تحمل یا فقط قبول کرد. البته، نمی توان فقط پذیرفت و تحمل کرد که پیامبر، صل الله علیه و آله و سلم، احترام نشود. اما اگر نفس شما مورد انتقاد قرار گیرد، از برادر خود بگویید، سپاسگزارم برای آنچه در مورد من گفتید. نفس من بیشتر از آنچه شما گفتید نیاز به انتقاد دارد. اما وقتی مسئله مربوط به الله یا پیامبر می شود، صل الله علیه و آله و سلم، نباید چیزهای غلط را قبول کنید. و حتی اگر نتوانید علیه آن صحبت کنید، که گاهی اوقات می تواند سخت باشد، شما باید حداقل آن را در قلب خود محکوم کنید. اما زمانی که مسئله از نفس شما می گذرد، فقط آن را قبول کنید. اما زمانی که به الله یا پیامبر مربوط می شود، نمی توانید فقط چیزهای غلط را قبول کنید و تحمل کنید. و حتی اگر نتوانید به طور آشکار در مورد چیزها صحبت کنید، باید حداقل آنها را در قلب خود محکوم کنید. گاهی اوقات بهتر است ساکت بمانید. اما زمانی که به نفس شما برخورد می شود، بگویید، آنچه در مورد من گفتید برای نفس من کافی نیست - نفس من بسیار بدتر است. اما، افراد به نقد در مورد خودشان را و در شب امیدوار بودم که او در صبح ظاهر شود. من هرگز از انتظار خسته نشدم یا اینکه تعجب کردم چرا او در تمام این سالها نیامد. هرگز نگفتم: امروز من دیگر منتظر نیستم. من منتظر بودم که او در شب بیاید و اگر او در شب نیامد، پس من منتظر بودم که او در صبح بیاید. اگر او در صبح نیامد، من منتظر بودم که او در شب بیاید، شیخ ناظم گفت. من هر روز منتظر او بودم. حالا در زمانی زندگی می کنیم که روزها نسبت به آن زمان بسیار بدتر شده اند. نگاهی به زمان قبل بیندازید، حتی 10 سال پیش، زمان مولانا شیخ ناظم. حالا زمان بسیار بدتر شده است. زیرا حالا تمام دنیا در حالتی غمگین قرار دارد که امیدی برای آن باقی نمانده است. بنابراین سیدینا مهدی بزودی ظاهر خواهد شد. بگذارید الله ما را در این روزهای زیبا و مبارک با سیدینا مهدی زندگی کنیم. امیدواریم که اجازه ی دست تجربه این روزهای نور و خوشبختی خداوند را حاصل کنیم.

2024-02-22 - Other

سیدنا ابو بکر این دعا را خوانده است: "ای خداوندا، تو مرا بهتر از هر کسی می شناسی و من خودم را بهتر از هر کسی می شناسم. من را بهتر از آنچه فکر می کنند، کن و اشتباهاتی که از آنها بی خبرند را مرا ببخش. و مرا برای آنچه درباره من می گویند مسئول نگردان." کار ما این است که مراقب افرادی باشیم که راه خود را به سوی خدا پیدا کرده اند، به لطف شیخ ها. شیخ ما مقدس عظیمی است. مولانا شیخ نظام آنها را "پادشاه اولیاء" خوانده است. مولانا شیخ نظام یکی از والی عظیم الشأن بود. چنین والی هر 100 یا 200 سال یک بار وجود ندارد. و کار او هنوز ادامه دارد. ما همه شاهد کار او هستیم. ما همه بخاطر کار او در اینجا جمع شده ایم. مولانا شیخ نظام درباره اولیاء گفت که پس از مرگشان هفت برابر، حتی هفتاد برابر قوی تر از زمان زندگی شان هستند. مولانا شیخ نظام، ولی معمولی نیست. او در نزد خداوند عز وجل یک رده بسیار خاصی دارد. بسیاری از شما او را به طور شخصی ملاقات نکرده اید، اما در رویاها او را دیده اید. بسیاری از شما او را شاید ملاقات نکرده باشید، اما او در رویاهای شما ظاهر شده است. از طریق برک او شما وارد این مسیر شده اید و در این گردهمایی مشارکت می کنید. این گردهمایی در اینجا مال ما نیست، این متعلق به اولیاء است. و من لایق نیستم. ما تلاش می کنیم، اما در حقیقت ما همانها هستیم که به اولیاء نیاز داریم. آنها به ما آنچه را که به عنوان عاشقان خدا نیاز داریم می دهند. از طریق اولیاء ما در اینجا با هم جمع شده ایم و از طریق آنها فضل، برکت و برکا از خداوند را دریافت می کنیم. بنابراین، این گردهمایی در اینجا ارزشی خاص دارد. در مجامع مانند این یکی می توانید آب حیات را پیدا کنید. پیامبر موسی یک بار به دنبال آب حیات بود، آبی که بی مرگی را می بخشد. این آب حیات، که پیامبر موسی یک بار به دنبال آن بود، آبی است که در مکان هایی مانند اینها می توانید پیدا کنید. این آبی است که قلب می نوشد و بنابراین قلب هرگز نمی میرد. وقتی از این آب می نوشید، زندگی واقعی را دریافت می کنید. این است آب حیات. مردم به دنبال آب بی مرگی هستند. آب بی مرگی با اولیاء یافت می شود. قلب آنها نمی میرد. و ما نمونه آنها را دنبال می کنیم. قلب اقدسین هرگز نمی میرد، بلکه در ذکر خدا می تپد. عشق به پیامبر، صلوات الله علیه، است که قلب های آنها را با زندگی ابدی پر می کند. این چیزی است که می جوییم و این دلیل حضور ما در مجامعی مانند این است. و در چنین مجامعی ما این آب حیات را دریافت می کنیم. ما در حال حاضر در اتاق انتظار مهدی علیه السلام زندگی می کنیم. این یک زمان است که خشکی و خشکسالی به مدت سالیان سال خواهد بود و آبی یافت نمی شود. و جهان اکنون در این وضع است. همه جا خشکی هست و آبی یافت نمی شود. آب واقعی حیات یافت نمی شود. در سراسر جهان فقط چند مکان کوچک وجود دارد که این آب هنوز در آن وجود دارد. اما مردم به دنبال این آب نمی گردند. آنها به جایی که این آب وجود دارد نمی روند. آنها از این آب فرار می کنند. آنها به صحرا می گریزند، آنها به مکان های دیگر می روند. آنها فکر می کنند که می توانند چیزی را در صحرا، در خشکی پیدا کنند. و حتی اگر نزدیک آنها باشد، آنها نمی توانند آن را پیدا کنند. ما در فلسطین بودیم. خداوند عز وجل مردم آنجا را نجات دهد. در حال اقامت آنجا ما به نابلس برده شدیم. نابلس یک شهر مقدس بسیار است. در انجا درویش های زیادی و مکان های مقدس های زیادی وجود دارد و مردم آنجا عشق تریقه را دارند. در این سفر ما یک راهنمای تور داشتیم که این را گفت: "من از مجامع صوفی متعجب هستم. جایی که شاید حداکثر 300، 500 یا حتی 1000 نفر جمع می شوند. وقتی ما جمع می شویم،" می گوید راهنمای تور، "30,000، 40,000 نفر جمع می شوند." بله، مردم از چیزی که واقعی است فرار می کنند. آنها به دنبال چیزهای دیگری هستند. اما خدا کسانی را که صادق هستند یاری می کند. خداوند آنها را خالص کند و خداوند آنها را واقعیت را جستجو کند. ما بسیاری را می بینیم که به ظاهر خود را مسلمان می نامند. ولی ایدئولوژی ای را دنبال می کنند. من نمی دانم کدام. آنها ایده را دنبال می کنند که عشق به پیامبر ممنوع است و عشق به ایمانداران نیکوکار ممنوع است. این وضعیت آنها است. فقط چند نفر واقعاً راه خدا را دنبال می کنند. بسیاری از آنها سرگردان هستند. و چرا بیشتری ها به نسبت سرگردان هستند؟ زیرا شیطان آنها را به حال خود رها می کند. زیرا آنها تهدیدی برای شیطان نیستند. این افرادی هستند که بدون اینکه بدانند، به شیطان خدمت می کنند و به او کمک می کنند. اما کسانی که صادق هستند و راه پیامبر، صلوات الله علیه، را دنبال می کنند، تحت حفاظت هستند. راه ما راه الله است. تحت حمایت خدا، هیچکس نمی تواند ما را شکست دهد. ما برای همه باورمندان دعا می کنیم. ما برای همه مسلمانان دعا می کنیم. آنها فکر می کنند که می توانند اسلام و مسلمانان را شکست دهند. اما خدا آب حیات را وارد قلب ایمانداران، مسلمانان، می کند و آنها نجات می یابند. برای آنها ترسی نیست. برای کسی که با خدا است ترسی نیست. این اغلب اتفاق افتاده است. اغلب در تاریخ بشریت شاهد تلاش ها برای حذف اسلام و مسلمانان، و حذف مسلمانان از این دنیا بودیم. اما آنها هرگز موفق نبودند. این حتی در زمان پیامبر، صلوات الله علیه، اتفاق افتاد و پس از او ادامه پیدا کرد. آنها با ارتش های بزرگ و با قدرت مادی زیاد حمله کردند. اما مسلمانان توانستند نگه دارند. خداوند عز وجل ارتش های آنان را شکست داد. بنابراین ما هیچ ترسی نداریم. ما امیدواریم. در نهایت همه چیز به نفع ما خواهد بود. آنچه که مسلمانان اکنون در حال شهود آن هستند، یک آزمایش از خداست. مسلمانان باید از پیامبر، صلوات الله علیه، کمک بگیرند. نگویید او مرده است، نمی تواند چیزی انجام دهد، صلوات الله علیه. نخیر، او مرده نیست، او زنده است. شهداء زنده هستند. ادعا کردن که پیامبر مرده است، صلوات الله علیه، خنده دار است. آنها آن را درک نمی کنند، فقط به خودشان آسیب می رسانند. اما آنها فقط به خودشان آسیب نمی رسانند، بلکه به دیگران نیز آسیب می رسانند. در بسیاری از اماکن در قرآن مجید، خداوند عزوجل ذکر می کند که لحظاتی وجود داشت که مسلمانان راهی برای خروج ندیدند، امیدی بیشتر نداشتند، اما خداوند عزوجل کمک خود را فرستاد و مسلمانان باورمند پیروز شدند. امروزه ما در سراسر جهان می بینیم که چگونه سعی دارند مسلمانان را نابود کنند. ما آن را در فلسطین می بین نه، این درست نیست. اگر یک بار کار بدی انجام دهی، سپس تاریکی فرا می‌گیرد. اگر دوباره کار بدی انجام دهی، سپس تاریکی بیشتری فرا می‌گیرد. و سپس تو به طور کامل تاریک و کاملاً کثیف می‌شوی. تو در حالتی کثیف و تاریک خواهی بود. تو قادر به تمیز کردن خود نخواهی بود. اما می‌توانی خودت را با خواهان آمرزش از خدای tout-puissant تمیز کنی. و بگو: ای خداوند، مرا ببخش. من نمی‌دانستم چه کاری انجام می‌دهم. ای خدا، مرا ببخش. خداوند تو را می‌آمرزد. خداوند تو را می‌آمرزد. اگر از خداوند آمرزش بخواهی، خداوند تو را می‌آمرزد و گناهانت را به اعمال خوب تبدیل می‌کند. این قول خداست. گناهان بار سنگینی هستند. و وزن گناهان است که مردم را ناخوشایند می‌کند. بار گناهان بسیار، بسیار سنگین است. اگر خودت را از بار گناهان آزاد کنی، اگر از خدا آمرزش بخواهی و خداوند تو را با کرم خود پاداش دهد، تو خوشحال خواهی بود و خودت را خوب حس می‌کنی. تو خوب حس خواهی کرد چون سپس تو به برندگان تعلق داری. چون تو موفق شده‌ای در شناختن معنای زندگی. خدای زورآور تو را برای آوردنت به بهشت آفرید. چون ما از بهشت آمدیم. جد ما آدم و جدیدار ما حوا از بهشت آمدند. و این که ما همه از بهشت آمدیم. از بهشت دور نشو و مثال شیطان را که می‌خواهد تو را فریب دهد و از بهشت بیرون براند، دنبال نکن. خودت را فریب دادن نده، خودت را خیانت نده، و جایگاهت را در بهشت امن کن. خدا کمکمان کند. ما در یک دوره بسیار سخت زندگی می‌کنیم. اما هیچ دلیلی برای از دست دادن امید وجود ندارد. چون پیامبر علیه السلام، خبر خوشی در مورد زمانی که شر به اوج خود می‌رسد در اخر الزمان کرده است. هنگامی که شر به اوج خود می‌رسد، امام زمان خواهد آمد و ظلم را به عدالت تبدیل می‌کند. عدالت بهترین چیز برای مردم است. عدالت در جهان اسلامی به بهترین شکل زندگی می‌کرد. حتی در پایان خلافت، عدالت حاکم بود. سپس ظالمان آمدند. ما شاهد آن ظالمان بودیم: موسولینی، هیتلر، استالین، لنین. ما شاهد این ظالمان بودیم. این ظالمان ادامه دارند. در گذشته ظالمان آشکاری وجود داشتند. اکنون این ظالمان حتی به صورت خارجی نمی‌توانند شناخته شوند. در همه جا ظالمان پنهانی وجود دارند. اکنون اوضاع بدتر از قبل است. دیگر نمی‌توانی آزادانه نفس بکشی. آنها نفس‌ت را سخت می‌کنند. ما اکنون در زمان ظالمان زندگی می‌کنیم، همانطور که پیامبر علیه السلام آن را توصیف کرده است. اما در پایان این دوره، مهدی می‌آید و همه چیز را تمیز می‌کند. هیچ چیزی از بی‌عدالتی و شر باقی نخواهد ماند. ما دعا می‌کنیم که این حالت خیلی زود رخ دهد. بگذار خدای توانا ما را با مهدی ببیند. بگذار خداوند این روز زیبا را به ما نشان دهد. بگذار خداوند ما را از همه سختی‌های این دوران حاضر حفظ کند. چیزها در دست ما نیستند. هیچ چیزی طبق میل ما اتفاق نمی‌افتد. همه چیز بر اساس خواسته خدا اتفاق می‌افتد. این آنچه ما می‌پنداریم است. ما اعتقاد داریم که آنچه پیامبر علیه السلام گفته حتماً اتفاق خواهد افتاد. همه چیزی که پیامبر علیه السلام به ما گفته، اتفاق خواهد افتاد. بگذار خداوند ما را حفظ کند و نگاه دارد تا به این روزهای زیبا برسیم و جهانی بدون ظلم، یک جهان عدالت را تجربه کنیم.

2024-02-20 - Other

بر تو فیض کند حق تعالی. حق از همگی ما نیکوخواهی کناد. ما در اینجا برای رسیدن به خشنودی خداوند قادر مطلق، تقویت عشق به فرزند گرامی خویش، رسول مکرم، صلوات الله علیه، و به خاطر عشق به پیر و مرشدان خویش گرد آمده‌ایم. ما به دلیل عشقمان به برادران و خواهران ایماندارمان در اینجا هستیم. حق قادر مطلق خود رحمت و برکت‌اش را بر جلسه‌ای که برای خشنودیِ او و با نام او به وجود آمده است، رها می‌کند. حق تعالی سخاوتمند است و سخاوت او حد و مرز ندارد. رحمت او نیز بی‌مرز واکنش است. این زیبایی خداوند قادر است. خداوند قادر مطلق نگران تمام شدن هیچ چیز نیست. ما بسیار سپاسگزار هستیم که این جلسه در اینجا برگزار می‌شود. ما به صورت گروهی در اینجا گرد آمده‌ایم تا خشنودی خداوند قادر مطلق را جستجو کنیم و انتظار داریم که هیچ چیز جز خشنودی، پاداش و لذت حق تعالی نداشته باشیم. مردمی که به اینجا آمده‌اند، نیامده‌اند چون آخر هفته است یا چیز دیگری ندارند برای انجام دادن. آنها تنها برای اینکه به نام خداوند قادر مطلق گردایید و خداوند قادر مطلق را خرسند کنند، آمده‌اند. با این هدف، آنها خانه‌های خود را ترک کرده و به اینجا آمده‌اند. قطعاً خداوند قادر مطلق این هدف و این کار را پاداش خواهد داد. ما به تلاش برای بودن ایمانداران مشغول هستیم و هنوز نتوانسته‌ایم ایمانداران واقعی شویم، بلکه فقط تقلید می‌کنیم. ما راه ایمانداران را طی می‌کنیم و راه ایمانداران این است که راه خدا را دنبال کنیم. دنبال کردن راه خدا دلیلی است که ما برای آن آفریده شده‌ایم. خداوند قادر مطلق ما را به منظور بردن راه خویش آفریده است. برخی افراد خود را فیلسوف می‌نامند و همه چیز را سؤال می‌کنند و درک نمی‌کنند چرا اشیا به گونه‌ای حالت خود را دارند و تعجب می‌کنند چرا آنها در اینجا هستند و چرا اتفاقات می‌افتند و به دنبال معنا و هدف وجود چیزها هستند. معنی و هدف وجود ما از روشن‌تر هیچ چیزی نیست. خداوند قادر مطلق ما را آفریده است و ما را به عنوان بندگانش به این دنیا فرستاده است. ما باید از این واقعیت آگاه شویم و به عنوان افراد با ایمان خرسند و راضنی و تشکر کنیم که ما به عنوان بندگان حق آفریده شده‌ایم. این معنی و هدف وجود ماست و آگاهی از این موضوع پایه واسط انجام زندگی کامل و خوشبخت است. برخلاف معنی و هدف در زندگی، شادی و رضایتی برنمی‌یابید. به عنوان افراد با ایمان، ما همگی دلیلی برای خرسندی داریم. متأسفانه اینگونه است که افراد با ایمان این روزها به سبک زندگی کافران نگاه می‌کنند. کافرانی که از بی‌خبری خود رنج می‌برند. پس می‌بینیم که افراد با ایمان افراد بی‌ایمان را تقلید می‌کنند، کاری را که آنها انجام می‌دهند را انجام می‌دهند و همان روش فکری را به خود می‌گیرند. این موضوع باعث می‌شود افراد با ایمان استرس داشته باشند، ناخوشایند باشند، راضی نباشند و به دنبال معنا و هدف در زندگی خود باشند و ندانند چرا وجود دارند و چه وظیفه‌ای در این زندگی دارند. متأسفانه، افراد با ایمان به این روش رفتار می‌کنند. اما این راهی نیست که فرد با ایمان باید طی کند. راهی که فرد با ایمان باید طی در این است که فرد با ایمان برای او راه نشان می‌دهد. فرد با ایمان با آنچه خدا به او داده است، خوشحال است و راضی است. به عنوان افراد با ایمان، می‌توانیم تنها شاد و راضی و با تشکر از هر نفسی که حق تعالی به ما داده است و ما را در این وجود، در این زندگی، به اینجا برده است، باشیم. متأسفانه، بسیاری از افرادی وجود دارند که نه تنها نمی‌دانند چرا آنها آفریده شده‌اند بلکه همچنین می‌خواهند خود را به قتل برسانند. این یک چیز تنیاست. این مسئله قابل قبول نیست. یک نفس که در اینجا بر روی زمین گرفته شود، ارزش بیشتری نسبت به هزار سال زیر زمین دارد. در زمان رسول مکرم ما، صلوات الله علیه، دو همراه وجود داشت که از یک قبیله آمده بودند و هر دو همزمان به اسلام پیوستند. و در طول عمرشان آنها به بهترین شکل ممکن اسلام را تمرین کردند و به روال رسول پیروی کردند و همه نمازهای خود را، حتی نماز اضافی، تمرین کردند، نماز تهجد را انجام دادند و هر چیزی که سنت و فرض است را انجام دادند. آنها 100 درصد زندگی کردند که حق تعالی، آنها را فرمان داده بود. سپس یک نبرد رخ داد و در طی این نبرد، یکی از این دو به شهادت رسید و مرد. دیگری زنده ماند. پس از یک سال، او نیز درگذشت. او به دلیل بیماری مرد. سپس، یکی دیگر از همراهان رسول، صلوات الله علیه، این دو را در خوابش دید. و در این خواب، صحابه این را دید که کسی که زنده مانده و سپس به دلیل بیماری درگذشت، درجه بالاتری نسبت به کسی که به عنوان شهید درگذشت داشته است. مقام او در دنیای پس از مرگ بیشتر از شهید بود. صحابه‌ای که این رویا را دیده بود، گیج بود و پس از آن به رسول، صلوات الله علیه، پرسید که چگونه می‌توان بود که کسی که شهید نیست، درجه بالاتری در آخرت نسبت به کسی که به عنوان شهید سقوط کرده است، داشته باشد. رسول، صلوات الله علیه، توضیح داد که کسی که به دلیل بیماری درگذشته از کسی که به عنوان شهید سقوط کرده است، یک سال بیشتر زنده بوده و از این رو، توانسته بیشتر ببتد، تمرین بیشتری انجام دهد، عبادت بیشتری انجام دهد و بدین ترتیب، درجه بالاتری برسد. این یک مثال است که به ما نشان می‌دهد هر نفس در زندگی ما چقدر مهم است. ما باید از این واقعیت آگاه شویم و به حق تعالی برای آن تشکر کنیم. با هر نفس ، لازم است به حق خداوند و تقدیر بخش کردن او تشکر کنیم و او را به یاد آوریم. به یاد آوردن حق یا ذکر به معنای آن است که شما به حق فکر می‌کنید و از حق آگاه می‌شوید. و حق تعالی مرتبه ما را بیشتر و بیشتر می‌برد هرچه بیشتر از او آگاه شویم و او را به یاد آوریم و او را به یاد آوریم، چه از طریق فکرهایمان یا آنچه با زبانمان می‌گوییم یا از طریق اعمال. برای یک فرد با ایمان مهم است تا زمان خود را تلف نکند. همیشه کار زیادی برای انجام دادن وجود دارد. اما مهم‌ترین چیز به یاد آوری حق و در همه اوقات از او آگاه بودن است. اکنون مردم خسته هدایتی پیدا می‌کنند که سپس برای مبارزه با خستگی خویش، تلویزیون می‌بینند، این را انجام می‌دهند و آن را انجام می‌دهند و خود را با هر چیزی سرگرم می‌کنند و در حالیکه خود را سرگرم می‌کنند، از عبادت خود می‌گذرند. همه زمان را در نظر می‌گیرند و وقتی وقت نماز می‌رسد، آنها می‌خوابند. نه، آنها حتی منتظر نیستند، آنها برای این دستگاه نگاه می‌کنند. حالا عدل مهم‌ترین چیز برای مردم است. زیرا هنگامی که عدل ظهور می‌کند، همه چیز خوب خواهد شد. با عدل، دیگر فشاری وجود نخواهد داشت. در حالی که دیگر فشاری وجود ندارد، بی‌عدالتی هم نمی‌بینیم، مردم خوشحال خواهند بود و نبرد میان یکدیگر را متوقف خواهند کرد. به جای آن، برکت و شادی ظهور خواهد کرد. همه این ها هنوز قبل از روز حساب خواهد اتفاق افتاد. در طول این دوران، زمان مشخصی وجود خواهد داشت، شاید 40 سال. اما سپس همین دوره زیبا نیز به پایان خواهد رسید. زیرا انسان از خودخواهی برخوردار است و میل دارد به شیطان پیروی کند. سپس پایان خواهد آمد، روز حساب. پس فقط زمان خوبی خواهد بود، شاید 40 سال. پس از این 40 سال، فساد باز هم شروع خواهد شد. سپس الله، خداوند قادر مطلق، نفسی را به این دنیا خواهد فرستاد. و با این نفس زیبا، ایمان‌آوران این دنیا را ترک خواهند کرد. پس آخرالزمان خواهد رخ داد و آخرالزمان بر کافران خواهد تاخت. سپس ما برای روز حساب جمع‌آوری خواهیم شد. و ان‌شاءالله، ما اجازه ورود به بهشت را خواهیم داشت. 40 سال از زمان های خوب در حال آمدن است.

2024-02-18 - Other

برای طریقت، وظیفه ی ضروری در جمع آوری افراد فضیلتمند و انتقال خرد است. در چشمان طریقت ، شریعت معادل است؛ هیچ اختلافی نیست. برای ظهور هر دو برکت معنوی و عیانی در زندگی افراد، نیاز به تأثیر طریقت است. آن‌را مثل یک پرنده در نظر بگیرید. یک پرنده نمی‌تواند با یک بال تنها پرواز کند؛ نیاز به یک زوج است. بسیاری از افراد، تعلیمات طریقت را می‌پذیرند. آن‌ها فقط نصف را دارند و در کنش ناتوان هستند. آن‌ها ممکن است توسط جمع زیادی احاطه شوند، اما وقتی انتظار می‌رود که مشارکت کنند، چیزی ارائه نمی‌دهند؛ جان‌های آن‌ها خشک و بی‌بار هستند. طریقت به عنوان کانالی برای آب‌های زندگی عمل می‌کند، ما را به زندگی واقعی و فهم الهی می‌رساند. طریقت تفسیرات مختلفی را بر اساس درک مردم دارد. شریعت و طریقت مترادف هستند؛ هیچ تفاوتی وجود ندارد. طریقت برای برقراری ارتباط با پیامبر، دعایی بر او، از طریق رهبران معنوی متوالی ما، است. این تمایز طریقت را نشان می‌دهد. با قسم به وفاداری Bay'ah، دست شما به سوی پیامبر، دعایی بر او، می‌رسد و ارتباط برقرار می‌کند. در نتیجه، همه چیز فراتر از تعالیم فاسد خشک می‌شود. شما با جویبار یکی می‌شوید، زندگی را با آب‌های تازه کننده خود تغذیه می‌کنید. این آب‌ها باعث می‌شود زمین بی‌بار به گل بروید، آن را سبز می‌کند، میوه‌ها بر می‌دارد و نیکوکاری را بین بشر پخش می‌کند. از راه طریقت نترسید. طریقت مسیر پیامبران نجیب را تکرار می‌کند. پیامبران برای بخشش بی‌پایان شان، چیزی را در مقابل نمی‌خواستند. ما نیازی به بازگشت از دیگران نداریم و هیچ انتظاری برای هر گونه شناخت نداریم. ماموریت ما برای برتری مردم از جایگاه‌های پایین‌ترین زندگی به ارتفاعات آسمانی است. این هدف نهایی ما است. کسانی که با استقامت دنبال لذت‌های دنیوی هستند، دنیا را ناممکن می‌یابند. با این وجود، مردم هنوز هم دنبال تعقیبات دنیوی هستند. در بسیاری از حدیث‌ها، پیامبر، دعا بر او، اعلام کرد که کسی نمی‌تواند با دنبال کردن دنیا به خوشبختی برسد. اگر دنبال دنیا بروید، از دست شما فرار می‌کند. معکوس، دنیا را ترک کنید و آن شما را دنبال می‌کند. این اصل کلی است که همه 41 طریقت به دنبال کشتن بین مردم هستند. سیدینا بنده ل قادر جیلانی برای 25 سال تمرین تکفیر کرد. او در میان بیابان خشک‌زمین، از همه چیز خالی بود. وقتی او از تنهایی خارج شد، دنیا در پای او جمع شد. با وجود هیبت برجسته او، قلب او از شکوه دنیوی جدا کم نزدیک شده بود. بازگشت او آغاز حکومت بزرگ او بود. شهرت او افزایش یافت. به مدت 25 سال، او زندگی یک تنها را در میان خرابات بیابان انجام داد. با بازگشت به تمدن در بغداد، شرایط او به طور قابل توجهی بهبود یافت اما ثروت افزایش یافته موفق به تأثیرگذاری بر قلب استحکام یافته او نشد. خود واقعی او برابر با معیارهای دنیوی فقر یا توانگری بی‌تفاوت بود. "من هیچ چیز ندارم و هیچ چیز ندارم." "لباس خوبی که من می‌پوشم یا این سبک زندگی باشکوهی که من رهبری می‌کنم هیچ معنایی ندارد." تعالیم طریقت بر تأکید بر ناچیز بودن فقر و ثروت است. قلب شما باید در میان ثروت بی‌تفاوت باقی بماند. به طور مشابه، فقر نباید در قلب شما به وجود آورد. اگر حتی یک اثر از خواسته‌های دنیوی قلب شما را ابری کند یا هویت شخصی شما به دارایی‌های مادی وابسته باشد، شما از حضور الهی الله محروم خواهید شد. برای تمام توانایی‌های الهی شکرگزاری کنید. شکرگزاری و عبادت واقعی نیز شامل حفظ تعادل هنگام از دست رفتن چیزی از زندگی شما است. این الگویی است که توسط مقدسین ما، علمای روشنفکر، و یاران پیامبر Sahabah تنظیم شده است. آن‌ها امور دنیوی را نادیده می‌گیرند. عالم محترم Abū Ḥanīfah برای یک مقام قاضی جذب شد. اما وقتی او امتناع کرد، به حبس گرفتار شد. او به طور مداوم هدایا را رد کرد. شخصیت او با ترس عمیق از خدا نشان داده شد. هرچند ما در تقلید او می‌لغزیم. این عالم‌های برجسته، که دارای دانش پیچیده‌ای هستند، به جزئیات ریز و عواقب آن‌ها توجه دقیق نشان می‌دهند. نقش آن‌ها عنوان مشاعل را بر عهده دارد، مسئولیت ارائه حکم دینی حکیمانه را بر عهده دارند. عالمان مانند بو هنیفه به طور آگاه از همه خطرات دوری نگه می‌داشت. بو هنیفه درک کرد که به عنوان یک قاضی تحت فرمان سلطان، این به معنی مطیع بودن سلطان، وزیر یا هر مقام بالاتری خواهد بود. بنابراین، او از موافقت خودداری کرد. سلطان از درخشش Abū Ḥanīfah ستایش کرد، اما نتوانست خرد پشت پیشنهاد او را بفهمد. مردان سلطان حتی تعیین قضایی Abū Ḥanīfah را اجرا کردند. علیرغم سن بالاش، آن‌ها بی‌ملاحظه او را به شکنجه می‌انداختند. آن‌ها او را کتک زدند تا او به مرگ برسد، به او عنوان شهید را اهدا کردند. ابو حنیفه با استقامت از خدمت به عنوان قاضی در دادگاه سلطان خودداری کرد. اگر او قبول کرده بود، دنیا در دستور خود خواهد بود. اما این ثروت برای او چه کاربردی خواهد داشت؟ او همه چیزی را که ارزش واقعی داشت، در اختیار داشت. بیش از همه، او ترس از خدا را داشت. او زندگی‌ای را رهبری کرد، همیشه از حضور الهی آگاه بود. این به معنی دانش خدا: Ma'rifatu Llāh است. چگونه Abū Ḥanīfah به این مقام رسید؟ بو هنیفه باور داشت که اگر برای دو سال یافت نمی‌شد Jāfar as-Sadiq را به یاری فرا می‌خواند، نابود شده بود. به زبان بو هنیفه، بدون راهنمایی استادش، او به خرابه می‌رسید و چیزی در دست نمی‌آورد. دو سال شاگردی وی زیر نظر Jāfar as-Sadiq زندگی او را نجات داد. Jāfar as-Sadiq به عنوان یکی از ربانی‌های مهم در زنجیره طلای طرقت Naqshbandi ایستاده است. Jāfar as-Sadiq نقش استاد معنوی خود را به Abū Ḥanīfah داد. Jāfar as-Sadiq بر Abū Ḥanīfah آب زندگی را عطا کرد. این آب الهی، زندگی بخش Abū Ḥanīfah را به مقام یک عالم برجسته، imām āẓam تبدیل کرد. اکثریت مسلمانان امروز به فقه او پایبند هستند. حتی Imam Shāfi'ī هم از خرد او بهره مند شد. آن‌ها بندگان واقعی الله هستند. ما آن را امتیاز می‌دانیم که راه آن‌ها را بریم. ما از کسانی استقبال می‌کنیم که زندگی آن‌ها بازتاب برکت‌های پیامبر، صلوات بر او را نشان می‌دهد. پیامبر، صلوات بر او، در بسیاری از موارد این شخصیت‌های الگویی را ستایش کرد. پیامبر، صلوات بر او، Abū Ḥanīfah را هم ستایش کرد. پیامبر، صلوات بر او، اعتراض ک پیامبر اکرم، علیه الصلوة و السلام، که هر کسی که بر دیگران ناظر باشد و یا آنها را به راه صحیح هدایت کند، از طرف خدا برای هر فرد مجازات خواهد شد. اگر شامل یک نفر باشد، پاداش برای یک نفر است. اگر شامل دو نفر باشد، پاداش دو برابر می شود. اگر ده نفر باشند، پاداش ده برابر می شود. چه صد نفر باشند، پاداش صد برابر و یا حتی میلیون ها، میلیارد ها برابر می شود. خداوند بخشنده است. پاداش های او بی نهایت است و هر فرد برای هر کار خوبی که انجام می دهد، شناخته خواهد شد. بنابراین، علمای بزرگ پاداش های بی شماری تا روز قیامت خواهند داشت. آنها افراد روشنگری هستند که از آموزه های پیامبر پیروی می کنند و دیگران را همینطور راهنمایی می کنند، و پاداش خدا را برای هر فردی که راهنمایی می کنند دریافت می کنند. علاوه بر این، پیامبر علیه الصلوة و السلام، در مورد گمراه کردن فردی اخطار کرد، زیرا مجازات ها به ترتیب اعمال شده اند. برای دو نفر، دو مجازات وجود دارد. برای میلیاردها، مجازات های بی شماری در انتظار است. کسانی که دیگران را از راه صحیح از بین می برند، گمراه هستند. آنها فکر می کنند با شهرت چیزی به دست آورده اند اما در عوض، اصل و جوهر خود، ارزش واقعی آنها را از دست می دهند. عظیم ترین احترام و محبت ما به علمای بزرگ، مقدسین، صحابه، و اهل بیت - به طور کامل - افتخار می کنیم. ما آنها را دوست داریم. ما آموزه های آنها را تأیید می کنیم. راه اهل سنت و جماعت، این راهی است که ما طی می کنیم. راه تریقه همه صحابه و اهل بیت را تأیید می کند. آنها بین آنها تمایز قائل نمی شوند. هر کسی که به تقسیم و ناراحتی تحریک می کند، در رضایت پیامبر نیست. پیامبر علیه الصلوة و السلام، آنها را به عنوان یاران خود شناخت. او آنها را به ستاره های آسمانی تشبیه کرد، باارزش و گران قیمت. هر کسی که دشمن آنهاست، دشمن من است، پیامبر اعلام کرد. این احساس در حدیث های متعددی تکرار شده است. بنابراین، ما، با اراده خدا، در راه پیامبر، راه یاران صالح خدا هستیم. ما به آموزه های کسانی که شاید فقط چهار یا پنج دهه پیش ظهور کردند، پایبند نیستیم. آنها در این زمان های پایانی به وجود آمدند، مانند سرطان با قصد نابودی اسلام، به طور خرابکارانه پخش شدند. آنها شبهات و خرابی ها را در کشورهای مختلف پخش کردند، ایمان را نابود کردند. پس از این، آنها اسلام را به زباله دان می اندازند. بنابراین، ما برای آمدن مهدی علیه السلام دعا می کنیم. ما اکنون در یک زمانی هستیم که از آن بازگشتی نیست، با وقت کافی برای نجات افراد از این امور فاجعه بار. هر روز، شک های بیشتری در ذهن افراد توسط تعداد رو به افزایش شیاطین و دجال ها می ریزند. نجات ما فقط در مهدی علیه السلام است. او، با اراده خدا، این مشکل بزرگ را حل خواهد کرد. مولانا شیخ ناظم بر کمینگ پیش بینی آمدن یک جاروی بزرگ. با اراده خدا، ما خوشبخت خواهیم بود که به این روزهای زیبا شاهد باشیم که کفر، پگانیسم، شک، پیروان شیطان، و دجال وجود ندارد. ما امیدوار هستیم که به این زمان ها بپیوندیم، ان شاء الله. این یک زمان پر از برکات در سراسر جهان خواهد بود. مولانا شیخ پیش بینی می کند که هنگامی که مهدی علیه السلام می آید، همه این ساختمان های بی روح بتنی در یک شب حذف خواهند شد و توسط جن ها در دریا ریخته خواهند شد. این ساختمان ها بیماری ها، انرژی مضر، موجودات منفی را تولید می کنند و نماد سیستم کمونیستی هستند. اگر به اوزبکستان و یا روسیه و یا مناطق اطراف سفر کنید، علاقه آنها به بتن را می بینید. آن قلب ها را سخت می کند. تمام این ساختمان های بتنی نابود خواهند شد و زمین و آسمان با برکات خدا دوباره پر رونق خواهد بود. باران های سرشار از آب در یک شب خواهند بارید، منجر به روزهای سبز شاداب، غذای فراوان، و گوسفندانی که دو بار در سال تکثیر می کنند. این یک عصر از برکات بزرگ خواهد بود که از کفر خالی است. آرامش، رفاه، و شادی در اطراف خواهد بود، و فقر کاملاً از بین خواهد رفت. همانطور که پیامبر علیه الصلوة و السلام اعلام کرد، یکی سعی خواهد کرد که زکات را برگزار کند تنها برای متوجه شدن که کسی نیست که به آن نیاز داشته باشد. مجبور به بازگرداندن آن و سپردن آن به بیت المال برای انجام وظیفه خود. طلا فروان خواهد بود، مانند یک کوه. هیچ کسی نیاز و یا خواستاری ندارد. این، با اراده خدا، زمانی است که در انتظار ماست. ما امیدواریم که آمدن آن نزدیک باشد و به خدا توسل می کنیم تا مهدی علیه السلام را برای نجات همه انسانها بفرستد. انسان ها در حال حاضر در خطر بزرگی هستند، در حال تکان خوردن. خدا ما را نگه دارد.

2024-02-18 - Other

مولانا شیخ بسیاری از کلمات خوب و زیبا گفته است. آنچه همیشه دوست داشت بگوید: یومن جدید، رزقن جدید. یک روز جدید، رزق جدید، پیش فرستاده الهی. هر روز، یک روز جدید می آورد. کهنه می‌رود، تازه می‌آید. با این روز جدید، رزق جدیدی نیز برای هر فرد می‌آید. الله به هر کس رزقش را می‌دهد. بنابراین، نیازی به نگرانی از رزق نیست. وقتی رزق شما تمام شود، حتی اگر کل دنیا متعلق به شما باشد، نمی‌توانید لقمه دیگری بخورید. سپس دیگر نمی‌توانید نفس بکشید؛ نمی‌توانید دیگر یک قطره آب بنوشید. اما اگر هنوز حق رزق شما باقی است، آن را دریافت خواهید کرد. ما باید به الله اعتماد کنیم و شکی در اینکه الله برای شما رزق می‌رساند نداشته باشیم. یک مومن باید باور داشته باشد که همه چیز از الله می‌آید. رزق شما به شما خواهد رسید، هر کجا که هستید. اگر الله چیزی را برای شما تعیین کند، هیچ کس نمی‌تواند آن را از شما بگیرد. باید الله رزق حلالی را به ما بدهد، ان شاالله. همه افراد رزق دارند. بعضی خوب است، بعضی دیگر نیست. باید الله رزق خوبی به ما بدهد، تا بدن و ایمان ما را قوی کند. ان شاالله باید الله به ما به شکل فراوان رزق واسیع بدهد.

2024-02-17 - Other

با اجازه خداوند ، می خواهیم نصیحت خوبی ارائه دهیم ، توصیه ای برای دو دقیقه. این راهی است که توسط مشایخ به ما نشان داده شد. شیخ نظام به ما پیشنهاد کرده است که پس از نماز صُبح ، روز را با یک نصیحت خوب، با کلمات خوب، آغاز کنیم. ان شاء الله، دو کلمه را برای برکت و بارکت خواهیم گفت ، ان شاء الله. ما در زمان های سخت زندگی می کنیم. پیامبر، بر او صلوات و سلام، مؤمنی را که ایمان خود را در این زمان ها حفظ می کند، ستود. صحابه از پیامبر، بر او صلوات و سلام، پرسیدند ، "کسانی که شما محبوب خود می نامیدید کی هستند؟ واژه ما نه شما محبوب نیستیم؟" پیامبر، بر او صلوات و سلام، پاسخ داد ، شما همراهان من، صحابه من هستید. محبوبان من، مؤمنان در انتهای زمان هستند. آنها من را ندیده اند، ولی من را دوست دارند. من هم آنها را دوست دارم. این حرف ها از سوی پیامبر، بر او صلوات و سلام، گفته شد. همچنین، پیامبر ، بر او صلوات و سلام، به صحابه گفت که دقیقاً همان چیزی را انجام دهند که از او دیده اند. "اگر فقط ۹۹ درصد آن را اجرا کنید، من راضی نخواهم بود،" پیامبر، بر او صلوات و سلام، گفت. "ولی این مؤمنان در انتهای زمان، محبوب من، حتی اگر فقط یکی از صد را انجام دهند، خوب است و برای آنها کافی است و به آنها صدمه ای نمی زند." اگر به دنیای اسلامی در کل نگاه کنید، ممکن است فقط به حداکثر یک درصد از آنچه صحابه انجام داده اند، عمل کنند. کاری که ما انجام می دهیم ممکن است فقط یکی از صد چیز باشد. یکی از صد، برای ما دستاورد بزرگی است. باید خدا به ما کمک کند. ما خوشبختیم که جزئی از امت پیامبر، بر او صلوات و سلام، هستیم. این برای ما بزرگترین افتخار است و ما باید در آن شادی کنیم. ما باید هر چه ممکن است بیشتر، پیامبر، بر او صلوات و سلام، را ستایش کنیم. به کسانی که از زمان پیامبر، بر او صلوات و سلام، تا حالا و تا روز قیامت حسادت کرده اند، گوش ندهید. هر کسی که از ستایش پیامبر، بر او صلوات و سلام، و بیان برکت جلوگیر می کند، ساده در حقیقت حسود پیامبر، بر او صلوات و سلام، است. حسادت صفت پستی است. این نخستین ویژگی است که شیطان را تشکیل می دهد. باید خدا ما را از شیطان حفظ کند.

2024-02-17 - Other

ما در حال حاضر در ماهی هستیم که به پیامبر، علیه السلام، اختصاص داده شده است که به نام شعبان شناخته می شود. این ماه اهمیت خاصی بین مؤمنان دارد. به افتخار پیامبر عزیز، علیه السلام، این ماه و شب های مقدس زیادی در این دوره را جشن می گیریم. به خصوص، شب تغییر از 14 به 15 شعبان. در این شب، رویدادهای سال آینده برای همه، حتی برای دنیا کل مشخص می شوند. ما بخشی از این جهان هستیم و هر چه در آن اتفاق می افتد، با اعمال و حالات ما در ارتباط است. این ماه مبارک کادوی خداوند است که به پیامبر محبوب، علیه السلام، اختصاص داده شده است. پیامبر، علیه السلام، نوری است نه تنها برای مسلمانان، بلکه برای تمام بشر. در روزهای اول در مکه، پیامبر، علیه السلام، به سختی های بی سابقه مواجه شد. آنها به هر روشی که ممکن بود رنج و عذاب بی شماری به پیامبر، علیه السلام، تحمیل کردند. اما در شب معراج، زمانی که پیامبر سفر به آسمان ها کرد، خداوند پیامبر را به ارتفاعاتی بلند کرد که غیر قابل دسترس بود. شب آن روز رویدادهای فوق العاده زیادی رخ داد. جزئیات کجا، چگونه و دقیقاً چه اتفاقی افتاد، برای ما ناشناخته است. ما به سادگی نمی دانیم. این فراتر از فهم ما است. رویدادهای آن شب مختص پیامبر، علیه السلام، بودند. در سفر شبانه خود، پیامبر، علیه السلام، همه چیز را دید: بهشت، جهنم، صراط، محشر. خدا همه اینها را در شب آن به او آشکار ساخت. برای خدا محدودیت زمانی یا مکانی وجود ندارد. همه آنها فراتر از فهم ما است. دو یا سه سال بعد از شب معراج، پیامبر، علیه السلام، دستور یافت تا به مدینه مهاجرت کرده و مکه، شهر زادگاه خود را ترک کند - که البته کار آسانی نیست. مکه محل تولد او بود، جایی که در آن بزرگ شد. ترک همه آن چیزها تصمیم مشکلی بود. با این حال، پیامبر، علیه السلام، از دستور خدا پیروی کرد و همراه با سیدنا ابو بکر از مکه رفت. برخی ممکن است بپرسند چرا خدا فوراً پیامبر، علیه السلام، را به مدینه منتقل نکرد. با این حال، خرد در همه چیزی که اتفاق می افتد وجود دارد. پیامبر، علیه السلام، قبلاً در یک ثانیه میلیاردها سال نور را سفر کرده بود. اما، او چگونه به مدینه مهاجرت کرد؟ با شتر. او در طول سفرش با حملات و شکنجه روبرو شد. حکمت عمیقی پشت این وجود دارد. از طریق این سفر سخت، پیامبر، علیه السلام، مثالی ستودنی برای تمام مسلمانان برجا گذاشت. با این حال، بسیاری از مسلمانان امروزه از رنجی که پیامبر مجبور به تحمل آن شد، بی خبر هستند. آنها معمولاً فکر می کنند که تنها خودشان در رنج هستند. اما هیچ کس رنجی به شدیدت پیامبر، علیه السلام، تجربه نکرده است. پیامبر رنج و شکنجه های غیر قابل تصوری را تحمل کرد. او با سنگ ها مورد حمله قرار گرفت، با خاکی پوشیده شد، تحقیر و توهین شد. علیرغم همه اینها، پیامبر، علیه السلام، صبور بود. اگر می خواست، یک فرشته می توانست به تمامی این سوء استفاده ها پایان دهد. پیامبر، علیه السلام، به بشریت توصیه کرد که صبر کنند و زندگی را همانطور که خدا داده است، بپذیرند. در سفر او از مکه به مدینه، حوادث فوق العاده زیادی رخ داد، به خصوص در غار غار الثور. الحمد لله، خداوند به ما فرصت داد تا آن غار را ببینیم. آن غار به اندازه کافی بزرگ برای یک بازدید معمولی نیست. بسیار تنگ است، دشوار است که وارد شویم یا حتی در آن بگنجیم. پیامبر، علیه السلام، در آن غار بود و چیز مهمی هم در آنجا اتفاق افتاد. در آن غار چه اتفاقی افتاد؟ همه 7700 شیخ نقشبندی، در روحانیت خود، به پیامبر، علیه السلام، بیعت کردند. این گردهمایی در غار اهمیت خاصی برای طریقه نقشبندی، و البته، همه طریقه دارد. طریقه راه حقیقت است و 41 طریقه وجود دارد. نقشبندی ها رابطه ویژه ای با پیامبر، علیه السلام، دارند. در آن غار، سیدنا ابو بکر، همراه با تمام شیخ های نقشبندی آینده تا روز قیامت، به پیامبر، علیه السلام، بیعت کردند. تا روز قیامت، در کل 7700 شیخ نقشبندی وجود خواهد داشت. این راه طریقه است - منبع قدرت آنها. طریقه و اسلام، شریعت، جدا ناپذیر هستند. آنها با هم تنیده شده اند و نمی توانند جداگانه وجود داشته باشند. هر زمان که تفرقه شدیدی بین مسلمانان بود و مردم راه خود را گم کرده بودند، شیخ های نقشبندی مسلمانان را متحد کردند و آنها را به راه درست هدایت کردند. شما ممکن است با احمد سیرهند، مجدد-i-الف-i-ثانی آشنا باشید، اما شما باید همچنین در مورد یوسف همدانی بدانید. یوسف همدانی یک ولی بزرگ بود. او مربی احمد یاساوی بود. یوسف همدانی و شاگردش احمد یاساوی در زمانی زندگی کردند که کل منطقه آسیای مرکزی علیه اهل سنت و جماعت بود. آنها از نشان دادن احترام به سیدنا ابوبکر، عمر یا عثمان خودداری کردند. آنها رفقای پیامبر را رد کردند. کل منطقه این احساس را داشت. اعتقاد فاطمیان از مصر در آن زمان برجسته بود. آنها با خلفاء' r-Rashidin مخالفت کردند. کل منطقه علیه یاران پیامبر بود تا زمانی که یوسف همدانی و شاگردش احمد یاساوی وارد شدند. این افراد ولیان بزرگی بودند. بدون هیچ جنگی، تنها آنها توانستند میلیون ها نفر را دوباره به راه اسلام برگردانند و زمینه ایمان را در آناتولی قبل از امپراطوری عثمانی آماده کنند. آنها این منطقه را آماده کردند و وقتی عثمانی ها رسیدند، اهل سنت و جماعت گسترده بود. بدون آنها، این میلیون ها نفر به راه بر نمی گشتند. اگر این شیخ ها نبودند، اهل سنت و جماعت در آنجا وجود نداشت. این چقدر غرورآمیز است که برخی افراد جرئت می کنند چنین شیخان بزرگی را مشرک نامیده اند. بدون کار آنها، اهل سنت و جماعت وجود نداشت. بدون کار آنها، اهل سنت و جماعت دوباره زنده نمی شد. بدون آنها، اسلام تا قلب اروپا نمی رسید. بدون آنها، مسلمانان نمی توانستند ظلم و استبداد رژیم شوروی را تحمل کنند. به لطف کار این شیخ ها، خداوند با آنها راضی باشد، مردم از شیطان و کمک های او در امان بودند. برای مثال، به احمد الفاروقی as-Sirhindi نگاه کنید، که همچنین به عنوان Mujaddid-i-Alf-i-Sani شناخته می شود که اهل سنت و جماعت را دفاع کرد- بدون هیچ جنگی، بدون شمشیر، بدون سلاح، بدون بمب. او با موفقیت اهل سنت و جماعت را در هند و مناطق اطراف آن مستقر کرد. ما امتیاز همراهی با آنها را داریم. علاوه بر این، 40 Tariqah دیگر وجود دارد؛ همه آنها اهل سنت و جماعت هستند. به خصوص در آفریقا، آنها اهل سنت و جما غرور یا خودبزرگی جایی در تریقه ندارد. تریقه فقط برای افراد فروتن محفوظ است. هر چه فروتن‌تر باشید، بالاتر صعود می‌کنید. پیامبر، دعای سلامتی بر او باد، گفته است: من توادع لله رفعه هر کسی که خود را برای عشق خدا تواضع وا می‌دهد، خدا او را می‌رفعاند. وقتی افراد به شما به طرزی سخت‌گیرانه خودبزرگی می‌کنند، گاهی مناسب است که با قاطعیت پاسخ دهید. اما کاملاً غیر قابل قبول است که جلوی افراد فروتن و محترمی از خود بپرایید. متأسفانه، افراد فروتن اغلب ناظر تحقیر و خودبزرگی می‌شوند. طرز فکر هر کسی که غرور یا خودبزرگی نشان می‌دهد، از بنیاد نقیض است. با توجه به اینکه همه چیز از سوی خدا اتفاق می‌افتد و هیچ چیز به دستاوردهای خودمان نیست، جایی برای خودبزرگی وجود ندارد. همه چیز را خدا به شما می‌دهد. شما باید این هدایا را با فروتنی و شکرانه پذیرفته، نه اینکه آن‌ها را به‌عنوان وسیله‌ای برای نگریستن با چشمان تحقیرکننده به دیگران استفاده کنید. چنین رفتاری باعث تحقیر شما از سوی خدا خواهد شد. شیخ های محترم گذشته حواسشان به توجیه علیه شیخ دیگری نبود. رفتار آن‌ها با افرادی که خود را محقق، شیخ، امام و غیره می‌نامند متفاوت بود. این افراد فاقد لیاقت و احترام بزرگیان ما هستند. آن‌ها از تریقه پیروی نمی‌کنند، بلکه توسط غرور و خودبزرگی خود هدایت می‌شوند. آن‌ها به دنبال شناخت شدن با لقب‌های با عظمت هستند. آن عالمان قدیم را تقلید کنید، در یک مورد آن‌ها از یک عالم در مورد یک مسئله مشورت کردند. آن عالم در مورد این مسئله گفت، «این قابل قبول نیست!» سپس آن‌ها نظر دیگر کسی را جویا شدند، که در مورد این مسئله گفت: «این مشکلی ندارد!» در تلاش برای ایجاد اختلاف با این دو دیدگاه مخالف، آن‌ها سعی کردند بین عالمان اختلاف ایجاد کنند. آن‌ها به سمت عالم اول حرکت کردند و گفتند: «شما این را غیرقابل قبول اعلام کردید، ولی شیخ دیگری آن را مشکلی نمی‌بیند!» آن عالم پاسخ داد: «آن عالم مثل اقیانوس است. کمی خاک نمی‌تواند اقیانوس را کثیف کند؛ خودش را پاک می‌کند.» این پاسخ عالم اول بود. سپس آن‌ها به سمت عالم دیگر حرکت کردند و گفتند: «شما این را مشکلی ندیدید، اما عالم دیگری آن را غیرقابل قبول می‌داند!» عالم دوم پاسخ داد: «آن عالم مثل یک تکه پارچه سفید، لکه‌های کم رنگ آن را کثیف نمی‌کنند.» هر دو عالم با هم با بالاترین احترام برخورد کردند و هیچکدام ادعا نکردند که دیگری اشتباه است. عالمان نگاهی روی مسئله داشتند و یکدیگر را عذر می‌ورزیدند. چنین بوده است طبیعت عالم حسابی گذشتگان. بیشتر آن‌ها شاگرد یک شیخ بودند، پیروان تریقه بودند و با ادب خود را می‌پرداختند. این بسیار مهم است. خداوند ما را هدایت کند. ما در دورانی زندگی می‌کنیم که شاهد برهم زدن نرمال‌ها هستیم. پیامبر، علیه السلام، زمانی را پیش‌بینی کرد که پاها به موقعیت سر صعود می‌کنند. صحابه متحیر شدند و پرسیدند: «چگونه این امکان پذیر است؟» در حقیقت، الان ناتوانی در کنترل است؛ پاها سر شده‌اند. سر، با درک و کنترل خود، باید رهبری کند، نه پاها. در سر درک، دید، شناخت و شنوایی وجود دارد. با این حال، خود را در یک دنیای وارونه پیدا می‌کنیم که در آن 'پاها' کنترل را ادعا می‌کنند. خداوند ما را کمک کند. ما در اوقات پایانی قرار داریم. این دوران بحرانی است. با توجه به سختی‌های دنیای امروز، الان زمان برداشت بزرگترین پاداش روحانی است. علی‌رغم سختی‌ها و رنج‌های مدرن، پیروی از راه خدا و اطاعت از اوامر او به شما پاداش‌های بی‌همتا از خدا را تضمین می‌کند. خدا کمک همه مسلمانان را کند. هر روز مشاهده می‌کنیم که مردم در سرگردانی غوطه ور می‌شوند. به تأثیرات ناپسندی مسلم نشوید و یا به کلام‌های وسوسه‌کننده افراد نااخلاقی که تشویق می‌کنند: "یک بار امتحان کن، خوشحالت می‌کند"، دل نبندید. مقاومت کنید تا درگیر نشوید. گذاشتن یک پا در دام به شما امکان فرار را می‌گیرد. این نصیحت نه فقط برای حال است، بلکه برای شنوندگان دور نیز است. از افراد با شهرت بد و مرافقت غیرمناسب دوری کنید. معاشرت با چنین افرادی مانند بازدید از آهنگر است، همانطور که پیامبر، علیه السلام، احتیاط می‌کند. شما یا خطر سوختگی را می‌پذیرید یا یک بوی ناخوشایند را به خود می‌گیرید. سپری کردن وقت با افرادی که انرژی منفی را در خود دارند به طور مشابه بر شما تأثیر می‌گذارد و شما را به سمت ناراحتی می‌کشد. بنابراین، بهتر است از ابتدا از چنین شرکتی دوری کنید. ما در عصر آخر زندگی می‌کنیم. ان‌شا‌آلله، ظهور مهدی علیه السلام یک نفوذ فوری و مورد نیاز را به همراه خواهد داشت. ما این رویداد را در انتظار داریم، همانطور که توسط پیامبر، علیه السلام، صادق و امین، پیشبینی شده است! پیش‌بینی‌های او حتماً عملی خواهند شد. فقط چند رویداد باقی‌مانده است که نامکشوف باقی می‌ماند، تا اینکه مهدی علیه السلام برای نجات این دنیا از همه شرارت‌ها، ناپاکی‌ها و افراد فاسد می‌آید. پس از آن دنیا پاک خواهد بود، انشا الله. همانطور که مولانا شیخ ناظم انتقال داده است، ما باید در هر نماز خدای خود را بخوانیم تا ظهور سریع مهدی علیه السلام را به جلو بیاوریم. انشا الله، خدا او را به سرعت خواهد فرستاد.