السلام عليكم ورحمة الله وبركاته أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. والصلاة والسلام على رسولنا محمد سيد الأولين والآخرين. مدد يا رسول الله، مدد يا سادتي أصحاب رسول الله، مدد يا مشايخنا، دستور مولانا الشيخ عبد الله الفايز الداغستاني، الشيخ محمد ناظم الحقاني. مدد. طريقتنا الصحبة والخير في الجمعية.
حضرت علی فرمود:
رأس الحکمة مخافة الله
«ترس از خدا، آغاز حکمت است.»
این منبع همه دانشهاست.
زیرا انسانی که از خداوند ترس و احترام دارد و از او شرم میکند، هیچ کار بدی انجام نمیدهد.
او از هر نوع بدی مصون است.
او هرگز خدا را از نظر خود دور نمیکند.
متأسفانه مردم امروزه هر گونه حیا و شرمی را از دست دادهاند.
آنها دیگر از خداوند نمیترسند.
گفته شده: «از کسانی که از خداوند نمیترسند، برحذر باش.»
امید که خدا ما را از این امر حفظ کند و مردم را به راه راست هدایت نماید.
ترس از خداوند، شرم نیست.
اما برای مردم امروز به نظر میرسد که اینگونه باشد.
آنها فکر میکنند که اطاعت از خدا با خواستههایشان همخوانی ندارد.
این امر آنها را از پیروی از تمایلاتشان باز میدارد.
آنها را از انجام کارهای بد باز میدارد.
آنها را از آسیب رساندن به دیگران منع میکند.
بنابراین، آنها نمیخواهند چیزی درباره ترس از خداوند بدانند.
در عوض، از خواستههای نفس خود پیروی میکنند و تمام جهان موعظه میکند: «از تمایلات خود پیروی کنید.» بنابراین، آنها خود را به انواع رذایل و بدیهای نفس میسپارند.
حتی به این کار تشویق هم میشود.
این امر از کارهای خوب بازمیدارد.
مردم دیگر هیچ نوع رازداری نمیشناسند.
قبلاً شرم میکردند و در خفا عمل میکردند.
اکنون آشکارا اعلام میکنند: «از خواستههای نفس خود پیروی کنید، هر چه میخواهید انجام دهید.»
به هیچ چیز دیگر گوش ندهید.
میگویند آزادی وجود دارد.
هر چه میخواهی انجام بده.
آزادی – به تو آزادی انجام بدی را میدهند.
و سپس تعجب میکنند که چرا دنیا اینگونه شده است.
البته که چنین خواهد شد.
وقتی انسان از نفس خود پیروی میکند، چیزی جز بدی نمییابد.
تمام بشریت از تمایلات خود پیروی میکند.
از بزرگ تا کوچک، دنیا وارونه شده است.
به کسی که همراهی نمیکند، میگویند: «ما به تو کمک نمیکنیم.»
«تو این بدی را اجازه نمیدهی، پس ما تو را حمایت نمیکنیم.»
کمک خود را برای خودت نگه دار.
امید است که خدا به همه ما کمک کند، انشاءالله.
کمک خدا تعیینکننده است.
دیگران ممکن است کمک کنند یا نکنند، انسان آنچه را که حق اوست مییابد.
اگر خدا به تو کمک کند، هیچکس نمیتواند تو را متوقف کند.
آنچه او میدهد، هیچکس نمیتواند منع کند.
بنابراین، بیایید از خدا بترسیم و دستورات او را بهترین شکل ممکن پیروی کنیم.
برای ضعفهای خود از خداوند طلب آمرزش کنیم، خدا توبه ما را میپذیرد و به ما کمک میکند.
در برابر خداوند نافرمانی نکنید.
نافرمانی از او حماقت است.
امید است که خدا ما را از این امر حفظ کند.
امید است که او به مردم عقل و بصیرت ببخشد.
مردم حتی پول میپردازند تا عقل خود را از دست بدهند.
دیگر چه میتوان گفت؟
2024-10-05 - Dergah, Akbaba, İstanbul
وَكُلُواْ وَٱشۡرَبُواْ وَلَا تُسۡرِفُوٓاْۚ
(7:31)
الله، بلندمرتبه و باشکوه، میفرماید:
"بخورید و بنوشید، اما اسراف نکنید."
الله برای هر انسان از پیش تعیین کرده است که چه مقدار غذا و نوشیدنی در زندگی خود مصرف خواهد کرد.
وقتی این مقدار پیشتعیینشده تمام شود، انسان میمیرد.
این حالت عادی است.
استثنائاتی وجود دارد که در آن انسانها با استعدادهای ویژه میتوانند بدون غذا زنده بمانند.
اما به طور معمول، وقتی انسان نمیخورد و نمینوشد و مقدار پیشتعیینشدهاش تمام میشود، میمیرد.
راه دیگری وجود ندارد.
بنابراین در هر صورت غذایی را که برای تو تعیین شده است دریافت خواهی کرد.
وقتی غذای خود را دریافت میکنی، باید شکرگزار الله باشی.
به خاطر اینکه او این روزی را به تو داده است.
روزی الله چیزی شگفتانگیز است.
برای هر لقمه تعیین شده است که چه کسی آن را خواهد خورد.
هیچکس دیگر نمیتواند آن لقمه را بخورد.
کسی که برای او تعیین شده است، حتماً آن را خواهد خورد.
این ایمان یک مسلمان است.
بنابراین انسان، هر کجا که باشد، لقمهای را که برای او تعیین شده است خواهد خورد.
به همین دلیل علمای ما بر اساس حدیثی از پیامبر میگویند که وقتی مهمانی میآید، روزی او از قبل آمده است.
زیرا آنچه که او در آنجا خواهد خورد، آماده میشود.
این فرد در اینجا خواهد خورد.
بنابراین کسی که مهمان را پذیرایی میکند نیز بهرهمند میشود.
روزی او نیز آمده است.
مولانا شیخ ناظم مهمانان را دوست داشت و میگفت: "به لطف شما ما نیز روزی خود را دریافت میکنیم."
او عادت داشت بگوید: "چون غذای شما اینجاست، به ما هم غذا داده میشود تا به شما عرضه کنیم."
اینگونهاند علمای بزرگ.
هر آنچه که الله داده است، هر کس که روزی اوست، خواهد آمد.
در آنجا، در آن مکان خواهد بود.
و دیگران از آن بهرهمند خواهند شد.
بنابراین اکنون مردم دچار وحشت میشوند و میگویند: "ما این کار را خواهیم کرد، ما آن کار را خواهیم کرد."
دلیلی برای وحشت نیست.
الله، بلندمرتبه و باشکوه، روزی میدهد.
هر چه که این روزی باشد، آن را دریافت خواهی کرد.
و کسی که میخورد، شکرگزار خواهد بود و برمیخیزد.
او نخواهد گفت: "از آن لذت نبردم."
کسی که میگوید "از آن لذت نبردم"، رفتار ناشایستی دارد.
این رفتار به معنای رد نعمات الله است.
و کسی که نعمت را نمیپذیرد، از نعمت محروم خواهد شد.
بنابراین هر چه شکرگزارتر باشید، بیشتر خواهد شد.
هر کجا که میروید، نعماتی را که کسی به شما عرضه میکند، از جانب آن شخص ندانید.
آنها را از جانب الله بدانید، تا اینکه شکرگزار الله باشید.
این نعمت، نعمتی بزرگ است.
کسی که ارزش این نعمت را درک نکند، زیان میکند.
و حتی آنچه را که نپذیرفته، نخواهد یافت.
بنابراین شکر بر الله برای نعمتهایی که میدهد. انشاءالله، هر لقمهای نور و ایمان در بدن ما میشود.
به قدرت تبدیل میشود.
به قدرتی تبدیل میشود برای پیمودن راه راست.
وقتی میخورید با بسمالله شروع کنید و با بسمالله و فاتحه به پایان برسانید.
سپس به قدرت و ایمان تبدیل میشود، با اجازه الله.
2024-10-04 - Dergah, Akbaba, İstanbul
2024-10-03 - Dergah, Akbaba, İstanbul
بیماریهای نفس طبیعتاً بسیارند.
یکی از آنها پذیرش ستایش است.
هر چه نفس بیشتر ستایش شود، راضیتر میشود.
چاپلوسی آن را حتی خشنودتر میکند.
نفس از این بسیار لذت میبرد.
اما حکما گفتهاند: نباید ناراحت شد وقتی کسی نفس را نقد میکند،
و نه باید خوشحال شد وقتی مورد ستایش قرار میگیرد.
باید هر دو را به یک اندازه مورد توجه قرار داد.
یعنی کسی که از ستایش خوشحال میشود و از انتقاد ناراحت، تحت فرمان نفس خویش است.
بعد از آن، دیگر نفس قابل کنترل نیست.
باید نسبت به همه چیز بیطرف بود.
نباید به سخنان دیگران توجه کرد، بلکه باید نفس خود را مهار کرد.
نباید به آن اهمیت زیادی داد و آن را نازپرورده کرد.
زیرا نفسی که بیش از حد بزرگ شده باشد، دیگر قابل کنترل نیست.
باید آن را همیشه کوچک نگه داشت.
با فروتنی باید گفت: «نفس من سزاوار ستایش نیست»، و وقتی با مشکلاتی مواجه میشویم، باید بگوییم: «این هنوز هم بیضرر است، آنچه میگویند حقیقت دارد.
نفس من حتی از آن هم بدتر است.»
کسی که از طریقت پیروی میکند، باید بهویژه این را در نظر داشته باشد تا تحت سلطه نفس خویش قرار نگیرد.
در غیر این صورت، انسان توسط نفسی بیش از حد بزرگ تسخیر میشود.
فقط نفس کوچک را میتوان مغلوب کرد.
خداوند ما را در این راه یاری کند.
همچنین این مورد وجود دارد: برخی افراد برای دستیابی به چیزی چاپلوسی میکنند. این موضوعی است که همه میدانند. آنها هر کاری میکنند تا دیگران را فریب دهند.
میگویند: «تو خیلی خوبی، تو فوقالعادهای» و چاپلوسی میکنند.
سپس انسان احساس تعهد میکند و تسلیم میشود.
چرا تسلیم میشود؟ زیرا نفس او مورد چاپلوسی قرار گرفته است، انسان راحتتر میتواند manipuliert شود.
در غیر این صورت این امکانپذیر نخواهد بود.
کسی که نفس خود را کنترل میکند، با کمک خداوند اجازه سوءاستفاده یا توافقهای نادرست را نمیدهد.
خداوند همه ما را از خطرات نفسمان محافظت کند و ما را در پیروزی بر نفس یاری رساند.
2024-10-02 - Dergah, Akbaba, İstanbul
وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍ
(68:4)
خداوند بلندمرتبه و باشکوه میفرماید:
مهمترین ویژگی، بزرگترین صفت پیامبر ما اخلاق نیکو است.
او انسانی با بهترین رفتار است.
کسی که میخواهد به یک طریقت بپیوندد، باید از راه پیامبر پیروی کند.
کسی که آماده نیست راه اخلاق نیکو را برود، نباید اصلاً بپیوندد.
بگذارید دوباره روشن کنیم که مخالف طریقت چیست: آن وهابیگری و سلفیگری هستند.
برجستهترین ویژگی آنها بیادبی است.
بنابراین، کسی که میگوید «من به یک طریقت تعلق دارم»، اما رفتار شایستهای ندارد، بیهوده تلاش میکند.
زیرا اولین قانون در طریقت، اخلاق نیکو است.
شیخ بزرگ افندی، شیخ عبدالله، از شیخ ناظم افندی خواست که چنین بنویسد:
او میگوید: «الطریقة کلها أدب».
یعنی: «تمام طریقت بر اساس رفتار خوب است.»
بدون رفتار خوب، پیوستن به طریقت معنایی ندارد.
چیز دیگری برای خودت پیدا کن.
اینجا به تو نیازی نیست.
بدون رفتار خوب، هیچ چیز نداری.
در آن صورت طریقت به تو نفعی نخواهد رساند.
رفتار خوب چیست؟ همه چیز را در بر میگیرد.
رفتار خوب یعنی اجازه خواستن.
در قرآن نوشته شده است:
وقتی به جایی وارد میشوید، از پنجرهها یا روی دیوارها نپرید.
از درها داخل شوید.
به در بیایید.
مودبانه اجازه بخواهید.
اگر به شما اجازه دادند، وارد شوید.
اگر نه، با صاحبخانه بحث نکنید و نگویید: «چرا مرا راه نمیدهی؟»
با دیگران مشاجره نکنید.
اگر به شما اجازه ندهند، باید بروید، حتی اگر دلیلی نیاورند.
نمیتوان با زور وارد شد.
این با رفتار خوب سازگار نیست.
در هر چیزی که میگیرید، باید اجازه بخواهید.
هر چه که باشد، اگر به کس دیگری تعلق دارد، باید اجازه بخواهید.
اگر آنها اجازه ندهند، نمیتوانید کاری انجام دهید.
اگر با زور آن را انجام دهید، به عنوان گناه برای شما نوشته میشود.
در آن صورت، از فرمان قرآن کریم سرپیچی کردهاید.
رفتار خوب طریقت، زیباترین راه در دنیاست.
این نوری برای بشریت است.
کسی که به آن پایبند نباشد، از آن سودی نخواهد برد.
برعکس، او زیان خواهد دید.
باشد که خداوند به همه ما کمک کند.
بیایید رفتار خوب نشان دهیم.
رفتار خوب یکی از ویژگیهای پیامبر ماست.
باشد که ما نیز این ویژگی را به دست آوریم.
2024-10-01 - Dergah, Akbaba, İstanbul
2024-09-30 - Other
باشد که الله از برادران و مسلمانان ما در اینجا راضی باشد. به واسطهٔ آنها الله این دیدار را برای ما ممکن ساخت.
وقتی یک مؤمن به نزد مؤمن دیگری میآید، پیامبر ما، صلح بر او باد، میفرماید: با هر قدم، یک کار نیک دریافت میکند، یک گناه بخشیده میشود و یک درجه بالاتر میرود.
ما سفرهای خود را برای رضای الله انجام میدهیم.
باشد که الله نیت خالصانهٔ ما را بپذیرد.
باشد که او به ما و شما برای این پاداش دهد، انشاءالله.
إلهي أنت مقصودي ورضاك مطلوبي
ای الله، تو مقصود من هستی.
رضای تو خواستهٔ ماست.
این باید هدف یک مسلمان در زندگی باشد.
ممکن است این ساده به نظر برسد.
برای کسی که آن را ساده میبیند، ساده خواهد بود؛ برای کسی که آن را دشوار میبیند، دشوار خواهد بود.
إلهي أنت حاضر أنت ناظر أنت معي
ای الله، تو حاضری، تو مرا میبینی، و تو با من هستی.
نباید هرگز فراموش کرد که الله، قادر مطلق و متعال، همیشه با ماست، ما را میبیند و از همهٔ اعمال ما آگاه است.
کسی که به این ایمان دارد، امیدواریم که از راه راست منحرف نشود.
در هنگام عبادت، مشکلات، شیطان، هوسها و نفس در مقابل میایستند.
مقاومت میتواند گاهی برای افرادی که عبادت نمیکنند و به الله ایمان ندارند، قویتر باشد.
آنها از نفس و هوسهای خود پیروی میکنند.
مؤمن راه درست را میپیماید.
ما از الله طلب یاری میکنیم.
باید پیوسته دعا کنیم که الله ما را از راه راست منحرف نکند.
باشد که الله ما را حفظ کند.
قبلاً میگفتند، صرفنظر از گناه، در اروپا همهچیز مجاز است.
آنها گناهان بیشتری مرتکب میشدند.
اکنون در سراسر جهان همینطور است.
گناه کردن بسیار گسترده شده است.
باشد که الله به ما کمک کند و مهدی علیهالسلام را بفرستد.
2024-09-28 - Other
حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلٰوةِ الْوُسْطٰى وَقُومُوا لِلّٰهِ قَانِت۪ينَ
(2:238)
خداوند، بلندمرتبه و قادر مطلق، فرمان میدهد: نمازها را بهجا آورید. آنها را حفظ کنید.
همه نمازهای واجب خود را اقامه کنید.
بهویژه نماز میانه بسیار مهم است.
دربارهٔ نماز میانه، «صلوة الوسطی»، اختلاف نظر وجود دارد.
بحث میشود که آیا منظور نماز فجر است یا نماز عصر.
اما با احتمال زیاد منظور نماز فجر است.
نماز فجر باارزشترینِ همهٔ نمازهاست.
زیرا برخاستن در صبح زود و بهجا آوردن این نماز در پایان شب برای بسیاری از مؤمنان دشوار است.
از آنجا که نمازهای شب بهویژه پرفضیلت هستند، این نماز در پایان شب نیز جایگاه والایی دارد.
هر عملی برترین صورت خود را دارد.
در میان نمازهای واجب، نماز فجر برترین است.
پیامبر ما، درود و سلام خدا بر او باد، میفرماید: «هرکس نماز عشاء را بهجا آورد و برای نماز فجر برخیزد، برای او محسوب میشود، گویی تمام شب را در نماز گذرانده است.»
اگر روز خود را با نماز فجر آغاز کنید و همهٔ اعمالتان را با نیت رضای خداوند انجام دهید، همهٔ اینها برای شما بهعنوان عبادت محسوب میشود.
بدینسان ما هدف آفرینش خود را محقق میسازیم.
خداوند ما را آفرید تا او را عبادت کنیم.
به این ترتیب از فرمان او پیروی میکنیم.
بدین وسیله هر نعمتی به انسان عطا میشود.
برای کسانی که نمیتوانند نماز فجر را در زمان مقرر بهجا آورند:
امکان دارد آن را بعد از طلوع آفتاب تا زمان ظهر همراه با سنت قضا کنند.
البته به ارزش نمازی که بهموقع ادا شده نمیرسد، اما خداوند آن را میپذیرد.
بنابراین روز با نشانهٔ عبادت آغاز میشود.
خداوند عبادات ما را قبول فرماید.
2024-09-28 - Other
ما شکرگزار الله هستیم که او به ما پیامبر را بخشیده است. هر چقدر هم که پیامبر را تکریم و دوست بداریم، هرگز کافی نیست.
ستایش پیامبر برای ما فایده دارد.
ابتدا الله او را ستایش کرد و سپس به ما دستور داد که ما نیز چنین کنیم.
بالاترین و زیباترین صفات در پیامبر یافت میشود.
نه در میان جن، نه انسانها و نه فرشتگان کسی با مقام بالاتر یا صفات بهتر وجود ندارد.
او در بالاترین جایگاه قرار دارد.
مقام او آنقدر بالاست که الله او را در معراج به حضور الهی خود پذیرفت و با او سخن گفت - مرحلهای که هیچکس دیگر نمیتوانست به آن برسد.
به خاطر او، الله به بشریت نعمتهای فراوانی بخشیده است.
این نعمتهای الله نشانهای از تکریم پیامبر است.
برخی از آنها آشکار است.
پیامبر فرمود: "زمین برای من پاک گردیده است."
در میان پیامبران پیشین چنین نبود که زمین پاک محسوب شود.
آنها حتماً باید مکانی پاک ایجاد میکردند.
برای نماز خواندن نیاز به خانهی عبادت یا مکان مشخصی برای نماز بود.
به احترام پیامبر، تیمم با خاک به عنوان جایگزینی برای وضو در صورت عدم وجود آب محسوب میشود.
میتوان در هر مکانی نماز خواند، تا زمانی که محل نماز از نجاست شرعی پاک باشد.
چه در خیابان، چه در مزرعه، چه در ساختمان، کلیسا یا کنیسه.
هر جا که باشد، تا زمانی که از نجاست شرعی پاک باشد، میتوان نماز خواند.
در نهایت، به امت پیامبر چیزهای زیادی داده شده یا امکانپذیر شده که امتهای پیشین نداشتند.
یکی از آنها مربوط به روزه است.
روزه در شریعت الهی که عیسی بر اساس آن عمل میکرد وجود داشت.
قوانین الهی در طول زمان تفاوتهای جزئی پیدا کردند، اما دین یکی ماند: اسلام.
همهی پیامبران اسلام را اعلام کردند.
قانونگذاری از پیامبری به پیامبر دیگر بهروزرسانی شد.
"بهراستی دین نزد الله اسلام است." (3:19)
دین الله فقط یکی است: اسلام. همهی پیامبران به آن تعلق داشتند.
هیچ چیز دیگری.
آدم، موسی، نوح - همهی آنها از اسلام پیروی کردند.
قوانین الهی از پیامبری به پیامبر دیگر بهروزرسانی شد، اما همهی پیامبران اسلام را زندگی کردند.
برخی چیزها ممنوع شد، برخی دیگر مجاز شد.
برخی موارد اضافه شد، برخی دیگر حذف شد.
اینگونه ادامه یافت تا به پیامبر ما رسید.
در شریعت الهی پیشین نیز روزه وجود داشت.
در آن زمان، آنها شش ماه روزه میگرفتند.
افطار فقط یک بار در روز بود.
هنگام غروب خورشید افطار میکردند.
پس از آن، 24 ساعت چیزی نمیخوردند.
شکر خدا که یک ماه روزه بر ما واجب شده است و ما میتوانیم از شب تا اذان صبح غذا بخوریم.
مثالهای زیادی از این دست وجود دارد.
الله به خاطر پیامبر به ما تسهیلاتی داده است.
دین ما به خاطر پیامبر آسان است.
مهم این است که مردم این دین را زندگی کنند.
این بسیار ساده است.
برخی میگویند که سخت است و قابل انجام نیست.
آنها دروغ میگویند.
مردم در زندگی روزمرهی خود حداقل ده برابر بیشتر از زمان عبادت را با چیزها و فعالیتهای دیگر میگذرانند.
این مشکلی نیست، اما وقتی نوبت به عبادت میرسد، بهانههایی مثل "نمیتوانم، خیلی سخت است" پیدا میکنند.
اما اگر کسی وظایف دینی خود را انجام ندهد، انواع مشکلات به وجود میآید.
بدون عبادت، بدون ارتباط با الله، با شیطان مرتبط میشود.
و با شیطان، البته انواع مشکلات میآید.
بنابراین بزرگترین افتخار این است که با پیامبر مرتبط باشیم.
اگر الله به کسی این را عطا کرده باشد، باید شکرگزار باشد.
ارتباط با پیامبر، انسان را به یک انسان خوب تبدیل میکند.
برای تو همه چیز خوب خواهد شد.
رابطهی تو با همنوعانت خوب خواهد بود.
با خانوادهات خوب کنار میآیی.
با محیط خود خوب خواهد بود.
تو به یک بندهی محبوب الله تبدیل میشوی.
شیطان این را اصلاً نمیخواهد.
او مسلمانان را پیوسته با توهمات فریب میدهد.
او میگوید: "پیامبر هم مثل ما یک انسان بود."
"تفاوت در چیست؟ او هم مثل همهی ما یک انسان بود."
البته او یک انسان بود، یکی از ما. انسانی خلقشده توسط الله از نسل آدم.
اما در مورد ذات و روحش، پیامبر میگوید:
"من به عنوان آخرین پیامبر به این دنیا فرستاده شدم، اما به عنوان نخستین همهی پیامبران خلق شدم."
از نظر فیزیکی، پیامبر به عنوان آخرین پیامبر به این دنیا آمد.
اما الله پیامبر را در آغاز به عنوان اولین همهی پیامبران خلق کرد.
نخستین چیزی که الله خلق کرد، نور پیامبر بود.
بنابراین روی عرش، کرسی، همهجا نوشته شده است: "خدایی جز الله نیست و محمد پیامبر اوست."
کسانی که پیامبر را به عنوان یک انسان معمولی میبینند، دارای فهم محدودی هستند.
حتی از نظر فیزیکی، پیامبر شبیه ما نبود.
او زیباترین همهی انسانها بود.
او هرگز خیلی بلند یا خیلی کوتاه به نظر نمیرسید، حتی در کنار کسی که به نظر میرسید بلندتر باشد.
صفات و ظاهر او مانند انسانهای عادی نبود.
حتی از لحاظ ظاهری، او در سن شصت سالگی مانند یک سیساله به نظر میرسید.
در موی سر و ریشش تنها 6-7 موی سفید وجود داشت.
او قدرت داشت که وحی، قرآن بزرگوار و بار انسانیت را تحمل کند.
الله به او قدرت داد.
هیچکس نمیتوانست پیامبر را شکست دهد.
در مکه، یک بار یک کافر او را به چالش کشید. او یک کشتیگیر بود.
هیچکس نمیتوانست این مرد را شکست دهد.
او گفت: "خوب، اگر مرا شکست دهی، من مسلمان میشوم."
"اگر من برنده شوم، تو از کارت دست میکشی"، او به پیامبر گفت.
آنها شروع به کشتی کردند و پیامبر او را با یک حرکت فوراً به زمین انداخت.
مرد تعجب کرد و پرسید: "چه اتفاقی افتاد؟"
"من بیتوجه بودم."
"بیا از نو شروع کنیم." آنها دوباره کشتی گرفتند.
باز هم پیامبر او را به زمین انداخت.
"حالا مسلمان شو"، سپس پیامبر گفت.
"نه، تو با من سحر کردی، هیچکس نمیتواند مرا شکست دهد"، آن کافر امتناع کرد.
پیامبر یک انسان عادی نبود.
جبرئیل دستور گرفت که پیامبر را وزن کند.
او یک نفر را روی ترازو گذاشت، پیامبر سنگینتر بود.
او نفر دوم را اضافه کرد، باز هم پیامبر سنگینتر بود.
حتی اگر 10 یا 1000 نفر را قرار دهند، پیامبر سنگینتر خواهد بود.
حتی اگر همهی مردم را قرار دهند، او سنگینتر خواهد بود.
گاهی پیامبر هنگام راه رفتن روی سنگ، ردپایی باقی میگذاشت.
این ردپاهای مقدس پیامبر امروز هم میتوانند شهادت داده شوند.
هنگامی که او روی شن راه میرفت، اثری به جا نمیگذاشت.
صفات پیامبر بیشمار است.
او سایه نداشت، زیرا از نور تشکیل شده بود.
متأسفانه جوانانی هستند که توسط شیطان فریب خوردهاند و پیامبر را تکریم نمیکنند.
دیروز در اینباره صحبت میکردند.
اینترنت هم بزرگترین سلاح و هم بزرگترین دام شیطان است.
این مهمترین ابزار شیطان است.
گاهی اوقات نیز مفید است. نه خیلی اوقات، اما چه کنیم، باید با آن کنار بیاییم.
شیطان جوانان را فریب میدهد.
آنها میگویند: "پیامبر یک انسان مثل ما بود."
"او مرد و رفت، زیادهروی نکنید"، میگویند.
اینگونه حرف میزنند و دشمن کسانی میشوند که او را تکریم میکنند.
آنها فکر میکنند که اعمالشان معنی دارد.
در ترکی میگویند، "به پای خود شلیک کردن."
اینجا آنها نه به پا، بلکه مستقیماً به قلب خود شلیک میکنند.
اینگونه به نابودی میروند.
آنها الگوی بدی برای دیگران هستند.
به جای اینکه به راه راست بیایند، مردم را از آن دور میکنند.
جوانان ایمان خود را از دست میدهند. خدا آنها را حفظ کند.
اسلام اولین مرحله است. ایمان واقعی، ایمان، باید تازه به دست آید.
مسلمانان زیادی وجود دارند، اما تعداد کمی ایمان واقعی دارند.
وقتی شهادتین را بگویی، مسلمان میشوی.
اما ایمان چیز دیگری است.
ایمان شرایطی دارد و از جمله آن اعتقاد به غیب است، یعنی باور به همهی آنچه پیامبر گفته است.
کلمات پیامبر واضح است.
اما آنها به پیامبر توجهی نمیکنند و میگویند: "او مرد و رفت."
در حالی که پیامبر زنده است، او در قبر خود به زندگی ادامه میدهد.
زیرا حدیثی وجود دارد:
"هر کس به من سلام کند، من سلام را به او میرسانم و پاسخ میدهم."
آنها به این باور ندارند.
آنها میگویند: "او مرد، رفت، نمیتواند کاری انجام دهد."
برای ما سخت است حتی تکرار کنیم آنچه آنها میگویند.
ما حتی یک هزارم آنچه آنها میگویند را نمیگوییم.
ما فقط ملایمترین را ذکر میکنیم.
آنچه دیگر میگویند را نمیتوانیم مستقیماً بازگو کنیم.
آنها از ایمان واقعی منحرف شدهاند. این حتی میتواند منجر به خروج آنها از اسلام شود.
هر چه بیشتر ما پیامبر را ذکر کنیم، بیشتر با او مرتبط هستیم.
برخی میگویند: "میخواهم پیامبر را ببینم، به من کمک کن."
مسئله دیدن در خواب نیست، مسئله ایمان است.
وقتی به او سلام میفرستی، در هر حال با او در تماس هستی.
هر بار که به او سلام میکنی، او به تو پاسخ میدهد.
این یک نعمت بزرگ است.
شیطان مردم را فریب میدهد تا این فضیلت را از دست بدهند و صلوات را نخوانند.
وقتی تجمعاتی مثل این برگزار میشود، مردم میآیند، اما در جماعتهایی که توسط شیطان فریب خوردهاند، صد برابر بیشتر جمع میشوند.
بیشتر آنها لایق آن نیستند.
چون زمان آخر است، فساد و بدی زیاد است.
آنها شبیه مسلمانان به نظر میرسند، اما در عین حال کسانی هستند که بیشترین ضرر را به مسلمانان میرسانند.
تجمعاتی مثل این مانند واحهای در بیابان است.
تشنگان میآیند و از آن بهرهمند میشوند.
کسانی که دنبال سراب میروند، به نابودی میروند.
بیایید، اینجا یک واحه با آب است!
بیایید، خود را نجات دهید، از این آب بنوشید.
"نه، ما نمیآییم، ببین، آنجا دریاها جاری است و چشمهها فوران میکنند."
اما آنچه آنها میبینند، فقط یک سراب است.
آنها به آنجا میروند و از تشنگی خود را نابود میکنند.
آنها فکر میکنند آنچه میبینند چیز ویژهای است، اما فقط یک توهم است.
خداوند ما را از کسانی قرار دهد که حقیقت را میبینند.
ما از راه راست منحرف نشویم.
2024-09-27 - Other
به دستور شیخ ناظم، بیایید بعد از نماز صبح چند کلمه سخن بگوییم، چون اینجا یک درگاه است، انشاءالله برای همه ما سودمند خواهد بود.
امروزه مردم سراسر جهان سنت پیامبر ما و چیزهایی که برای بشریت مفید است را نادیده میگیرند.
همه واضحترین چیز را انجام میدهند، بدون اینکه حتی متوجه آن شوند.
آنها هیچ ایدهای ندارند که این مضر است. برای آنها کاملاً طبیعی است.
آنها ایستاده میخورند و مینوشند، گویی که این طبیعیترین چیز دنیاست.
این نه مطابق سنت است و نه برای انسان مفید. برعکس، زیان دارد.
باید نشسته بنوشی، نشسته بخوری.
اگر حداقل به عنوان سنت پیامبر ما آن را انجام دهی، نه تنها برکت صد شهید را به دست میآوری، بلکه برای سلامتیات نیز مفید است.
چه جوان و چه پیر، همه همین کار را میکنند. با بطری در دست، در حال راه رفتن مینوشند. حتی اگر لیوان هم داشته باشند، در حال دویدن مینوشند.
تنها چیزی که باید ایستاده نوشیده شود، زمزم است. زمزم ایستاده نوشیده میشود.
و دوم، پس از وضو، یک جرعه آب را ایستاده، رو به قبله و با بسمالله بنوشند.
غیر از این، همه چیز در حالت نشسته خورده و نوشیده میشود.
هر جا که نگاه کنی، در رستوران، در کافه، همه جا مردم ایستاده میخورند و مینوشند.
مردم فکر میکنند: «مهم نیست».
آنها باور دارند که فرقی ندارد ایستاده یا نشسته غذا بخورند. میگویند: «هیچ فرقی نمیکند». اما این درست نیست، اصلاً یکسان نیست.
برای یک مسلمان، کلام پیامبر ما مهم است و پیروی از دستورات او اهمیت زیادی دارد.
خداوند به خاطر این کار پاداش فراوانی میدهد و در عین حال سلامتی مردم را حفظ میکند.
خداوند راضی باشد.