السلام عليكم ورحمة الله وبركاته أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. والصلاة والسلام على رسولنا محمد سيد الأولين والآخرين. مدد يا رسول الله، مدد يا سادتي أصحاب رسول الله، مدد يا مشايخنا، دستور مولانا الشيخ عبد الله الفايز الداغستاني، الشيخ محمد ناظم الحقاني. مدد. طريقتنا الصحبة والخير في الجمعية.

Mawlana Sheikh Mehmed Adil. Translations.

Translations

2026-01-22 - Other

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «الدین النصیحة.» هر کسی درخواست نصیحت می‌کند – که به معنای «پند و اندرز» است. اگر کسی از تو بپرسد ... «المستشار مؤتمن.» پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چنین می‌فرمایند. کسی که از او مشورت خواسته می‌شود، باید امین و قابل اعتماد باشد. به همین دلیل است که نصیحت در دین بسیار مهم است: برای نشان دادن خیر، نشان دادن راه – راه درست – و هر آنچه که در زندگی برای شما خوب است، برای دنیا و آخرت. کسانی که درخواست نصیحت می‌کنند – مردم برای کارهای خوب راهنمایی می‌خواهند. نصیحت این نیست که: «چگونه می‌توانم از این مردم دزدی کنم؟» «چگونه می‌توانم این مردم را بکشم؟» «چگونه می‌توانم این مردم را فریب دهم؟» این نصیحت نیست. و برای این کار نیازی به پرس و جوی زیاد ندارند. آن‌ها این کار را خودشان به تنهایی انجام می‌دهند. شیطان به این افراد آموزش می‌دهد. برای چنین افرادی نیازی به نصیحت نیست. نصیحت برای این است که از ارتکاب اعمال بد جلوگیری شود. درهای ما – درِ طریقت، درِ الله عز و جل – به روی کسانی که جویای خیر هستند، باز است. نیکی، نیکی به بار می‌آورد. بدی، بدی را به دنبال می‌کشد؛ و هرگز خیر به همراه ندارد. یک عمل بد هرگز به نتایج خوب منجر نمی‌شود. بنابراین باید بسیار مراقب کسانی باشیم که ادعا می‌کنند: «من در طریقت هستم»، اما مردم را فریب می‌دهند و چیزهایی می‌گویند که به طریقت تعلق ندارد، در دین غیرقابل قبول است و حتی در زمان‌های عادی هم پذیرفته نمی‌شد – کاملاً متفاوت با این زمانه که همه چیز وارونه شده است. درباره «الان» به سختی می‌توانیم صحبت کنیم. اما در زمان‌های عادی، هر کار خوبی، نیکی به همراه می‌آورد. و بدی همیشه بدی می‌آورد. شاید برای یک دقیقه، دو دقیقه از آن لذت ببری. بعد از آن تمام می‌شود. سپس می‌خواهی دوباره آن کار بد را انجام دهی. فکر می‌کنی که داری خوش‌گذرانی می‌کنی. اما این مانند آتش است؛ هر بار که هیزم یا چیز قابل اشتعالی مثل بنزین در آن می‌ریزی، شدیدتر علیه تو شعله‌ور می‌شود. تو با این کار خوشبخت نخواهی شد. این مسئله در تمام دنیا رایج شده است. این شرارت از شرق تا غرب در حال گسترش است، نه فقط در کشورهای غربی. این پلیدی در همه جا رشد می‌کند. چرا؟ زیرا الله عز و جل نعمت‌های بسیاری به آن‌ها داده است: پول، ماشین، جواهرات، کار – همه چیز. حالا ادعا می‌کنند که در دنیا فقر وجود دارد. این حقیقت ندارد. وقتی قدیم‌ترها به حج می‌رفتم، به ندرت مرد یا زن چاقی پیدا می‌شد – فقط می‌دیدم که مصری‌ها و عراقی‌ها کمی درشت‌هیکل‌تر بودند. بقیه فقط پوست و استخوان بودند؛ هیچ گوشتی نداشتند. حالا که می‌روید، ماشاءالله، مثل گله گاو شده است؛ همه ماشاءالله عظیم‌الجثه هستند. این از کجا می‌آید؟ چون آن‌ها در ناز و نعمت و فراوانی زندگی می‌کنند. می‌خورند و می‌گذارند هوس‌هایشان رشد کند، می‌گذارند نفسشان بزرگ شود. حتی کسانی که ظاهراً از شریعت پیروی می‌کنند، حالا برای خودشان فتوایی درست کرده‌اند تا هر کار حرامی را انجام دهند. «ما طبق این مذهب، شاید طبق مذهب شیعه دوازده امامی یا مذهبی دیگر – نمی‌دانم کدام – فتوا صادر می‌کنیم که می‌توان با بیست زن ازدواج کرد، یا زنی را به عنوان جاریه (کنیز) گرفت.» سبحان‌الله، حالا تمام فکر و ذکرشان همین است: از شکم به پایین؛ و دیگر هیچ. متاسفانه این چیزی است که می‌بینیم و می‌شنویم. البته از بالا هم همین‌طور: کشیدن پودر یا چیزهای دیگر از راه بینی. آن‌ها تمام این کارها را انجام می‌دهند. حتی مسلمانان هم این کار را می‌کنند! این بسیار غم‌انگیز است! الله عز و جل همه این‌ها را به شما داد، و شما این‌گونه رفتار می‌کنید! «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا قوا أَنفُسَکُم وَأهلیکُم نارًا وَقودُهَا النّاسُ وَالحِجارَةُ» (قرآن ۶۶:۶). این یعنی: ای مردم، ای انسان‌ها! خود را از آتش دوزخ حفظ کنید! آتش دوزخ با چه چیزی افروخته می‌شود؟ با سنگ‌ها و انسان‌ها. زیرا وقتی در جهنم انداخته می‌شوند، مانند کوهی عظیم خواهند بود. هر کسی که در جهنم انداخته شود، مانند کوهی بر روی دیگری قرار خواهد گرفت. نه مثل کوه‌های انگلستان که کوچک هستند. بلکه مانند هیمالیا. بنابراین سوخت آن سنگ‌ها و انسان‌ها خواهند بود. چرا این‌گونه است؟ چون آن‌ها تمام این کارها را انجام می‌دهند. حتی با آنچه که الله عز و جل به آن‌ها داده است، مرتکب این حرام می‌شوند، این کارهای بد را انجام می‌دهند. بعد از آن چه اتفاقی می‌افتد؟ اول ایمانشان از آن‌ها می‌رود. سپس اسلام نیز از آن‌ها دور می‌شود. آن‌ها کافر واقعی، آتئیست می‌شوند. دیگر حقیقت را نمی‌پذیرند. به همین دلیل، ما با قاطعیت به کسانی که فریب چنین افرادی را می‌خورند می‌گوییم: مراقب باشید! طریقت، طریقت نقشبندی ما، محتاط‌ترین راه در مورد شریعت است. شریعت برای ما حیاتی است. تو نمی‌توانی هر کاری که دلت می‌خواهد انجام دهی. تو نمی‌توانی طبق میل خودت فتوا صادر کنی. تو باید بسیار مراقب باشی. این به نفع تک‌تک افراد و به صلاح جامعه‌ای است که در آن زندگی می‌کنید. اگر یک سیب – ما هر بار این مثال را می‌زنیم – اگر تنها یک سیب در یک جعبه گندیده باشد، همه سیب‌ها خراب می‌شوند. معمولاً وقتی برای کار در باغ می‌رویم، شاید ده نفر را می‌بریم، و ماشاءالله، آن‌ها خیلی خوب کار می‌کنند. اما اگر یکی از آن‌ها کار نکند، روی همه تأثیر می‌گذارد. به همین دلیل من آن‌ها را جدا می‌کنم: «تو اینجا بمان. فقط در درگاه خدمت (خدمتگزاری) کن. اگر می‌خواهی بخوابی، بخواب. اگر می‌خواهی بروی، برو. اما با ما نیا.» این مهم است. اگر فرد بدی در خانواده باشد – او تمام مدت به همسرش خیانت می‌کند. من این را زیاد شنیده‌ام. من همین هفته این داستان را بارها شنیده‌ام. او ادعا می‌کند که پنج وقت نماز می‌خواند، ماشاءالله. الله عز و جل این نمازها را به صورتش خواهد زد. تازه ادعا می‌کند که «مرید» هم هست. شیخ به صورت او تف خواهد انداخت. متأسفانه آن‌ها به طریقت می‌آیند و می‌گویند «ما پیروی می‌کنیم»، و بعد از آن ... شما به اینجا می‌آیید تا برای زندگی‌تان نصیحت بشنوید. خوب باشید! مرتکب حرام نشوید! از هوای نفس خود پیروی نکنید! زیرا این حرام هرگز تو را سیراب نخواهد کرد. حتی اگر تمام دنیا پر از زن باشد، باز هم برای تو کافی نخواهد بود. همان‌طور که مولانا شیخ می‌فرمودند: مردی که با همسرش خوش‌رفتار باشد، الله عز و جل او را از زنان دیگر حفظ می‌کند؛ او به جای دیگری نگاه نمی‌کند. اما اگر نگاه کند، مانند نفرینی بر او خواهد بود؛ او هرگز راضی نخواهد شد. و زنا او را فقیر خواهد کرد! اولین و بزرگترین پیامد آن این است – اگر دست برندارد و از الله عز و جل طلب بخشش نکند – که سرانجام فقیر می‌شود و دیگر پولی نخواهد داشت. و وقتی پولی نداشته باشد، هیچ‌یک از این زنان بد دیگر به او نگاه نخواهند کرد. در آنجا هیچ وفاداری‌ای وجود ندارد. وفاداری آن‌ها فقط به پول است. و اگر این مرد زنا کند، فقیر خواهد شد و هیچ‌کس را نخواهد داشت، حتی همسرش را. او همسرش را از دست خواهد داد و در دنیا فقط رنج خواهد برد. و در آخرت نیز در جهنم خواهد بود. باشد که الله عز و جل ما را حفظ کند. بنابراین بسیار مراقب باشید. فریب کسی را نخورید که عمامه و جبه می‌پوشد و می‌گوید: «باشه، ما فتوایی از مولانا، از شیخ یا دیگران داریم.» حرفشان را باور نکنید. ما هرگز حرام را نمی‌پذیریم. ما حرام را قبول نمی‌کنیم. این خانواده‌ها را نابود می‌کند، فرزندان را نابود می‌کند، زیرا فرزندان نیز مانند او می‌شوند. من از این بابت بسیار غمگینم. تمام روز، هر روز، من همین داستان را می‌شنوم. آن‌ها پیام‌هایی با این محتوا می‌فرستند. و مردم هنوز حرف این آدم‌ها را باور می‌کنند. آن‌ها می‌گویند: «بله، اسلام این اجازه را به آن‌ها می‌دهد.» بیشتر این افراد «لا مذهب» این کار را می‌کنند. آن‌ها می‌گویند: «ما به اروپا می‌رویم، آنجا جاریه (کنیز) هست، آنجا نمی‌دانم چه هست... این برای ما حلال است.» این هرگز نمی‌تواند حلال باشد. آن‌ها نمی‌دانند حلال یا حرام چیست. و وقتی صحبت از این است که نماز بخوانی و بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم صلوات بفرستی، می‌گویند: «این بدعت است، این حرام است، این شرک است.» اما وقتی هر نوع کثافت‌کاری را با زنان – یا غیر زنان – انجام می‌دهند، ناگهان برایشان حلال می‌شود. پس ما باید بسیار مراقب باشیم و به آن نگاه نکنیم. به چیزهای بد نگاه نکنید، نه فیلم‌های بد و نه هیچ چیز دیگر. شیطان این چیزها را همه‌جا در تلفن‌ها قرار داده است. گاهی اوقات وقتی تلفن را باز می‌کنید، آن‌ها به سرعت یک تصویر بد و کثیف را بالا می‌آورند. شیطان همه‌جا هست. پس مراقب باشید! قوی باشید! اراده‌ای قوی داشته باشید! به آن نگاه نکنید. الله عز و جل از شما راضی خواهد بود و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از شما راضی خواهند بود. و شما از خانواده‌تان، جامعه‌تان و جماعتتان محافظت می‌کنید. ان‌شاءالله همه به این وسیله محافظت خواهند شد. باشد که الله عز و جل ما را حفظ کند. این سخت‌ترین فتنه است. واقعاً این زمانه حتی بدتر از زمان سیدنا لوط است. این بدتر از سدوم و عموره است. در آن زمان فقط در دو شهر اتفاق می‌افتاد. اکنون در تمام دنیاست. و اگر کسی حرفی بزند، گفتن اینکه این کار بد است، ممنوع است. به همین دلیل، باشد که الله عز و جل ما را حفظ کند. ما باید از خودمان محافظت کنیم، زیرا شیطان با تمام قدرت به انسان‌ها حمله می‌کند – نه فقط مسلمانان، بلکه همه انسان‌ها. باشد که الله عز و جل سیدنا المهدی علیه السلام را برای نجات ما بفرستد. واقعاً ما داریم غرق می‌شویم. فکر کردن (Thinking) نه – بلکه غرق شدن (Sinking). همان‌طور که آن مصری می‌گوید: «درباره چه چیزی داری غرق می‌شوی؟» تمام دنیا دارد غرق می‌شود. مانند قارون با ثروتش. اکنون که پول زیادی دارند، همه در فاضلاب فرو می‌روند؛ نه در زمین، بلکه در چاه مستراح – ما همه با هم داریم غرق می‌شویم. باشد که الله عز و جل ما را از دست آن‌ها نجات دهد.

2026-01-21 - Other

الحمدلله، ما به سلامت وارد لندن شدیم. این اولین بار است، الحمدلله، که ما از این مسجد خاص بازدید می‌کنیم. ماشاالله، مسلمانان مساجد بسیاری بنا می‌کنند. سابقاً، تقریباً پنجاه سال پیش، زمانی که مولانا شیخ برای اولین بار به اینجا آمدند، هیچ چیز وجود نداشت؛ اصلاً مسجدی وجود نداشت. حتی در محل مسجد مرکزی هم در آن زمان فقط یک چادر برپا بود. الحمدلله، بعد از آن هزاران نفر شروع به آمدن کردند. الحمدلله، این نور است. این خانه الله عزوجل است. خانه الله نور می‌افشاند و برکات و خیرات پخش می‌کند. الحمدلله، الله به کسانی که مسجد می‌سازند، از مساجد حمایت می‌کنند یا به هر نحوی به اسلام خدمت می‌کنند، پاداش می‌دهد. به‌طور خاص درباره مساجد، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: هر کس مسجدی بسازد یا در ساخت آن کمک کند، الله برای او قصری در جنت، در بهشت، بنا خواهد کرد. وقتی شما چنین چیزی را بنا می‌کنید، خیری که از آن حاصل می‌شود مانند سرمایه‌گذاری است که سود می‌دهد – اما این سودی است که جاودانه باقی می‌ماند. الحمدلله، این فوق‌العاده است. ماشاالله، الله به همه شما برکت دهد. الحمدلله، فکر می‌کنم هر کس سهم خود را ادا کرده است؛ چه کم و چه زیاد، همه کمک کرده‌اند. ان‌شاءالله که الله به ما پاداش دهد. همانطور که گفتیم، اینجا خانه الله عزوجل است. الله بخشنده و مهربان است – الله عزوجل. ما نیز باید نسبت به مردم، نسبت به مخلوقات الله مهربان باشیم. این راه و روش پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است. علما، صالحین، اولیاءالله و مشایخ همگی پیرو این راه هستند. آن‌ها برای مخلوقات الله خیر می‌خواهند؛ چه انسان و چه حیوان، ما باید رحمتی برای همه چیز باشیم. ما نباید سنگدل باشیم. الله عزوجل درباره پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: رئوفٌ رحیم. این بدان معناست که پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) بسیار رئوف و بسیار مهربان است. ما مسلمان هستیم، پس باید تا حد امکان از ایشان پیروی کنیم. ما باید برای همه و همه چیز خیر بخواهیم. دشمنی نکنید و حسود نباشید. زیرا الله عزوجل همه چیز را کنترل می‌کند؛ همه چیز تحت کنترل اوست. یک ولیّ بزرگ از ترکیه به نام «مرکز افندی» بود. شیخِ او یک عالم بزرگ بود – فکر می‌کنم قاضی بود – که از مقام خود کناره‌گیری کرده بود. شیخ او را تحت آزمایش‌های بسیاری قرار داد و سرانجام او را به عنوان خلیفه (جانشین) خود منصوب کرد. چون او به شیخ بسیار نزدیک بود، بسیاری از مریدان – مریدان قدیمی که سی یا چهل سال آنجا بودند – کمی به او حسادت می‌کردند. آن‌ها فکر می‌کردند: «چطور ممکن است؟ او تازه وارد است و با این حال شیخ از او بسیار راضی است.» بنابراین شیخ خواست به همه آن‌ها درسی بدهد. او گفت: «من از تک تک شما می‌پرسم: اگر الله به شما قدرت می‌داد، چه می‌کردید؟» یکی از آن‌ها پاسخ داد: «من تمام دنیا را مسلمان می‌کردم.» دیگری گفت: «من همه کافران را نابود می‌کردم.» دیگری گفت: «من کاری می‌کردم که دیگر هیچ‌کس فقیر نباشد.» پاسخ‌های متفاوت بسیاری داده شد. سپس از مرکز افندی پرسید: «تو، تو چه می‌کردی؟» او پاسخ داد: «من هیچ کاری نمی‌کردم.» «چرا؟» «من همه چیز را در مرکز (مرکز) باقی می‌گذاشتم.» «مرکز» یعنی بدون تغییر، در تعادل. شیخ پرسید: «چرا؟» او گفت: «زیرا الله عزوجل اینگونه می‌خواهد. من نمی‌توانم در اراده الله عزوجل دخالت کنم.» بنابراین همه ما باید به اراده الله راضی باشیم. ما باید تا آنجا که می‌توانیم به خوبی کمک کنیم و آنچه در توان داریم انجام دهیم. اما نه با زور و نه با خشونت. اگر الله هدایت را برای کسی مقدر کند، الله برای او هدایت می‌فرستد. اگر سعی کنید آن را تحمیل کنید، موفق نخواهید شد. اما با ملایمت، مهربانی و اعمال نیک برای مردم، آن‌ها از شما راضی‌تر خواهند بود و الله عزوجل از شما خشنود خواهد شد. ما باید نیتی خالص داشته باشیم. نیت ما این است: خیر برای مردم، برای بشریت. امروزه البته همه رنج می‌برند. ما در آخرالزمانِ بنی‌آدم (بشریت) هستیم؛ این دوران پایان است و همه چیز بسیار سخت و فلاکت‌بار است. مردم خوشحال نیستند. الله همه چیز به آن‌ها داده، اما آن‌ها خوشبختی را نمی‌یابند. چرا؟ به خاطر حسادتشان، نیت‌های بدشان و اخلاق بدشان – همه چیزهای بد. آن‌ها فقط برای خودشان می‌خواهند، نه برای دیگران. الله به ما توانایی تفکر نیک داده است. باید درک کنید: اگر همه خوب باشند، شما هم خوب خواهید بود؛ همه چیز خوب خواهد شد. اما اگر شما خوشحال نباشید، دیگران هم خوشحال نیستند. مردم به یکدیگر حسادت می‌ورزند و سعی می‌کنند برای همدیگر مشکل ایجاد کنند. و این منجر به بدبختی و فقر برای همه می‌شود. اکنون ماه رمضان، شهر رمضان، در پیش است. معمولاً می‌توان زکات را هر زمانی داد، اما در ماه رمضان بهترین زمان است تا فراموش نشود. حالا وقتی مردم درخواست پول می‌کنند، دیگران می‌گویند: «ما پول نداریم.» چرا؟ چون ثروتمندان چیزی نمی‌دهند. آن‌ها زکات خود را نمی‌پردازند؛ آن‌ها به فکر دیگران نیستند. اگر می‌دادند، برای همه فقرا کافی بود. اما چون نمی‌دهند، لعنتی از جانب الله بر کسانی که امساک می‌کنند فرود می‌آید. این باعث می‌شود که فقرا نیز خشن‌تر و ناراضی‌تر شوند. و آن‌ها علیه کسانی که چیزی نمی‌دهند، علیه کسانی که به فکرشان نیستند، نفرین می‌کنند. کل سیستم فاسد می‌شود. اسلام به ما نشان می‌دهد که چه چیزی برای بشریت، برای تمام جهان بهترین است. اکنون صد سال است که دیگر نظم اسلامی حقیقی وجود ندارد. هیچ‌کس نمی‌گوید: «ما مسلمانیم.» حتی جایی که دو میلیارد مسلمان داریم، هیچ فایده‌ای ندارد. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «شما بسیار خواهید بود – مسلمانان بسیار – اما هیچ وزنی نخواهید داشت.» «ارزش شما مانند کف روی دریا خواهد بود – بدون فایده، هیچ.» شاید کسی از حباب‌ها لذت ببرد، اما آن‌ها هیچ جوهری ندارند. این به آن دلیل است که آن‌ها اسلام واقعی را که با خلافت، آخرین دولت امپراتوری عثمانی وجود داشت، ترک کردند. این فقط برای ترک‌ها نبود؛ هفتاد ملت در آن وجود داشتند – مسلمانان، مسیحیان، کاتولیک‌ها، ارتدوکس‌ها، ارمنی‌ها، اتیوپیایی‌ها، زرتشتی‌ها – هر آنچه تصور کنید بخشی از این امپراتوری عثمانی بود. امپراتوری اسلامی عثمانی در همه جا عدالت را برقرار می‌کرد و از مردم فقیر و ستمدیده در هر کجا که بودند دفاع می‌کرد. آن‌ها به آن پایان دادند و تمام دنیا رو به نابودی رفت. آن‌ها فکر کردند: «اگر ما این امپراتوری را تمام کنیم، خوشبخت خواهیم شد؛ خوب خواهد شد.» خیر. آن‌ها آن را تمام کردند، اما اوضاع بدتر و بدتر شد، پر از رنج. و هنوز هم نمی‌خواهند این را قبول کنند. آن‌ها همه را در این دنیا، هم از نظر روحی و هم جسمی مسموم می‌کنند. حتی دریا پر از سم است. این سم سیاه – هر جا که یافت می‌شود، بدبختی حاکم است، اتفاقات بد می‌افتد، بیچارگی حاکم است. منظورم این مایع سیاه، نفت است. هر جا نفت هست، لعنتی نازل می‌شود. همه به سمت آن هجوم می‌برند، یکدیگر را می‌کشند، از آن می‌برند و چیزی پس نمی‌دهند. اما در زمان عثمانی‌ها، خیر. می‌گفتند عثمانی‌ها از مردم می‌گرفتند. اما آن زمان در عربستان سعودی یا خلیج یا هر جای دیگر چه بود؟ فقط بیابان. سلطان کمک می‌فرستاد تا آن‌ها را سیر کند، تا همه چیز برایشان فراهم کند. و آن‌ها قدردان نبودند. وقتی نفت آمد – این مایع سیاه و ملعون – آن‌ها عثمانی‌ها را نابود کردند، و تمام دنیا را نابود کردند. تا امروز می‌بینید: هر جا نفت هست، آنجا لعنتی وجود دارد. آن‌ها همچنان به دنبالش می‌دوند. سبحان‌الله، از همان ابتدا چیز خوبی نبود. زمانی بود که در برخی جاها بیرون می‌زد و مردم می‌گفتند: «این مایع سیاه چیست؟ خیلی کثیف است. این از کجا می‌آید؟» این شاید دویست سال پیش بود؛ آن‌ها چیزی از بنزین یا امثال آن نمی‌دانستند. بعداً، وقتی فهمیدند چیست، شروع کردند به کشتن یکدیگر و کشتن همه آن مردم فقیر به خاطر آن. و ادعا می‌کنند: «ما آن‌ها را نجات می‌دهیم.» این سیستم عدالت نیست. آنها تنها سیستم عدالت را پایان دادند؛ آنها آن را نابود کردند. بعد از آن دیگر چیزی وجود نداشت. اما ما، الحمدلله، مسلمان هستیم و خوشحالیم، زیرا به الله توکل می‌کنیم. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند که زمانی فرا خواهد رسید، زمانی بسیار بد، زمانی بسیار تاریک. ظالمان، ظلم و همه چیزهای بد وجود خواهند داشت؛ آن زمان مانند شب سیاه خواهد بود. اما پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: هنگامی که این اتفاق بیفتد، الله یکی از نوادگان مرا خواهد فرستاد. او تمام این تاریکی‌ها را از بین می‌برد و تمام دنیا را پر از عدالت و صلح خواهد کرد، ان‌شاءالله. سبحان‌الله، این یک بشارت است. چون ما این را می‌دانیم، به الله اعتماد می‌کنیم. ما هیچ ترسی نداریم. چه کسی می‌ترسد؟ مردم دیگر - «چه اتفاقی خواهد افتاد؟ این یکی آن کشور را می‌گیرد، آن یکی کشوری دیگر را می‌گیرد، بمب اینجا، بمب آنجا.» همه این‌ها برای یک مسلمان اهمیتی ندارد. الله به هر مظلومی پاداش خواهد داد؛ الله آنان را اجر می‌دهد. اما برای ظالم هیچ رحمتی نخواهد بود. الله ما را حفظ کند و الله این مهدی (علیه السلام) را برای ما بفرستد تا روزهای خوبی را که الله و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) وعده داده‌اند، تجربه کنیم. تمام دنیا در صلح خواهد بود، بدون رنج. این اتفاق در آخرالزمان رخ خواهد داد، ان‌شاءالله. اکنون آخرالزمان است. ما، ان‌شاءالله، منتظر سیدنا مهدی (علیه السلام) هستیم. الله او را بفرستد تا این امت و تمام بشریت را نجات دهد، ان‌شاءالله.

2026-01-21 - Other

الحمدلله، ما دوباره دور هم جمع شده‌ایم. سال گذشته ما اینجا بودیم، و اکنون بازگشته‌ایم. آکسفورد مکان مهمی است که تمام دنیا آن را می‌شناسند. اینجا مکانِ دانش است که انواع مختلف علم و دانش را در خود جای داده است. دانش خوب وجود دارد و دانش بد وجود دارد - و هر دو در اینجا یافت می‌شوند. ما باید دانش خوب را انتخاب کنیم و از دانش بد دوری کنیم. دانش بد از شیطان سرچشمه می‌گیرد، در حالی که دانش خوب از جانب الله عزوجل می‌آید. هیچ‌یک از این دانش‌ها از خود انسان سرچشمه نمی‌گیرد؛ همه این‌ها از طریق پیامبران، به‌ویژه سیدنا ادریس علیه‌السلام می‌آید. تمام این دانش، از جمله تکنولوژی، شاید از ۱۰,۰۰۰ سال پیش از این طریق به ما رسیده است. البته، دانش به آرامی و تکه تکه توسط سیدنا ادریس علیه‌السلام آشکار می‌شود. همه زبان‌ها، همه نوشته‌ها و هر نوع دانشی از طریق سیدنا ادریس علیه‌السلام می‌آید. هرگاه زمانش فرا رسد، خواهید دید که چگونه دانش جدید ظاهر می‌شود. برخی در حال حاضر دانشی دارند، اما ناقص است؛ آن‌ها فقط در مورد روندها و ارتباطات حدس و گمان می‌زنند. در یک سال دانش کمتر بود، سال بعد بهتر شد، ده سال بعد پیشرفته‌تر، و پس از صد سال پالایش‌یافته‌تر گردید. ما به آخرالزمان نزدیک می‌شویم. شاید به همین دلیل است که گسترش دانش در قرن اخیر چنین شتابی گرفته است. اکنون مردم از این ماشین که ظاهراً می‌تواند بهتر از شما فکر کند، شگفت‌زده شده‌اند. برخی می‌ترسند که این ماشین بتواند همه چیز را کنترل کند، بر انسان‌ها چیره شود و در نهایت آن‌ها را نابود کند. این ترسِ کسانی است که به الله عزوجل ایمان ندارند و فکر می‌کنند دانش به جای اینکه به اراده الله باشد، از خودِ انسان ناشی می‌شود. وقتی زمانش برسد، اوضاع متفاوت خواهد بود. در پایان، ما به آنچه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در مورد روزهای آخر پیش از قیامت به ما خبر داده است، خواهیم رسید. نشانه‌های بزرگی وجود دارد: سیدنا مهدی علیه‌السلام، سیدنا عیسی علیه‌السلام، یأجوج و مأجوج و ناپدید شدن قرآن. بسیاری از این نشانه‌ها پیش از قیامت ظاهر خواهند شد. آنچه رخ می‌دهد، به اراده الله عزوجل است. دانش نیز به اراده او و توسط پیامبرانش می‌آید. به همین دلیل، سیدنا ادریس علیه‌السلام راه را برای آشکار شدن دانش هموار می‌کند. مردم ادعا می‌کنند که این یا آن را کشف کرده‌اند. ممکن است چنین باشد، اما همه این‌ها همچنان از طریق سیدنا ادریس علیه‌السلام می‌آید. دانش برای الله عزوجل اهمیت زیادی دارد، زیرا دانایان ماهیت واقعی چیزها را درک می‌کنند. جاهلان به چیزها می‌نگرند و فکر می‌کنند، اما بدون درک واقعی؛ بنابراین آن‌ها چیزی نمی‌دانند. همه این دانش باید به انسان‌ها خدمت کند، آن‌ها را به سوی خالقشان هدایت نماید و او را به آنان نشان دهد. بسیاری از مخلوقات در ۱۰,۰۰۰ سال تغییری نکرده‌اند، اما انسان باید بیندیشد که قبلاً چگونه بوده و امروز چگونه است. تمام این پیشرفت از طریق دانش سیدنا ادریس علیه‌السلام و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم حاصل می‌شود. دانا بودن به معنای نجات انسان‌ها از جهل و مورد محبت الله عزوجل قرار گرفتن است. الله عزوجل کسانی را که دارای دانش هستند دوست دارد. اولین فرمان «اقرأ» (بخوان) بود. این برای اطمینان از آن بود که امت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دانش کسب کنند و نیکی را بیاموزند. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دانشِ آغاز و دانشِ پایان را در اختیار دارد. هر کس زندگی پیامبر را از آغاز تا پایان بنگرد، گنجینه‌هایی را خواهد دید که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به بشریت اعطا کرده است. او خاتم پیامبران بود و تمام دانش به او عطا شد. ذهن‌های هوشمند بسیاری وجود دارند که الله عزوجل آن‌ها را هدایت کرده تا او را بشناسند و از او پیروی کنند، و کسانی که برای تحصیل به این شهر آمده‌اند. آن‌ها اغلب انسان‌های باهوشی هستند، غالباً از خانواده‌های خوب. ما امیدواریم که آن‌ها به واسطه الله عزوجل، راهی به سوی او بیابند. با وجود تأثیرات بیرونی، بسیاری علاقه‌مند و جستجوگر هستند؛ آن‌ها بهترین آنچه اسلام هست را از طریق پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خواهند یافت. امیدواریم الله عزوجل به ما کمک کند تا در این راه استوار بمانیم و فرزندان مسلمان را از پیروی از نفس و هوس‌هایشان که آن‌ها را از راه الله منحرف می‌کند، حفظ نماید.

2026-01-20 - Other

Innallaha yuhibbul mu'minin. Innallaha 'aduwwun lil kafirin. Allah مؤمن، یعنی کسی که ایمان آورده را دوست دارد. و Allah، آن قادر متعال، در قرآن کریم فرموده است که او دشمن کافران، یعنی بی‌ایمان‌هاست. کافر به چه معناست؟ بدین معناست که آن‌ها به Allah ایمان ندارند؛ شخص بی‌ایمان است. بی‌ایمان یعنی چه؟ او Allah را بابت آنچه به او عطا کرده است، شکر نمی‌گوید. از این رو، او دشمن Allah است و Allah نیز دشمن اوست. مثلاً مورچه‌ای را در نظر بگیرید. اگر یک مورچهٔ تنها دشمن یک کشور باشد – چه رسد به کل دنیا – این یک مورچه چه اهمیتی خواهد داشت؟ اگرچه زدن چنین مثالی شاید بی‌ادبانه به نظر برسد، اما ضروری است تا نشان دهیم کسانی که در برابر Allah عز و جل می‌ایستند، در حقیقت چقدر بی‌مقدارند. Allah عز و جل تمام هستی را آفرید. حتی تمام کره زمین ما – بلکه کل کهکشان – حتی به اندازه یک ذره غبار هم نیست. پس این مردمی که علیه Allah عز و جل هستند، چقدر نادانند؟ آن‌ها در برابر او می‌ایستند و می‌خواهند با Allah عز و جل بجنگند. و واقعاً گمان می‌کنند که پیروز خواهند شد. آن‌ها هرگز پیروز نخواهند شد. زیرا Allah با ماست. ما سلاحی نداریم؛ ما قدرتی نداریم. قدرت ما نزد Allah عز و جل است. او پیروز است؛ هیچ‌کس نمی‌تواند بر Allah عز و جل غلبه کند. این بدان معناست: هرگز به خاطر کسی که یاری‌اش می‌کنید احساس ضعف نکنید و اگر دشمن او هستید، هرگز احساس برتری نکنید. بنابراین، الحمدلله، هر کس که اینجاست مؤمنی است که Allah عز و جل دوستش دارد. ما کنار هم ایستاده‌ایم و دوست داریم که این افراد نیز به سوی ما بیایند تا محبوبان Allah عز و جل شوند. به جای آنکه علیه او باشند. اگر علیه او باشید، هیچ چیز به دست نخواهید آورد؛ اما اگر با Allah باشید، همه چیز را به دست خواهید آورد. مهم‌ترین چیز عاقبت کار است؛ زندگی ابدی است که اهمیت دارد. نه این زندگی دنیوی. این زندگی شاید صد سال طول بکشد. افراد زیادی نیستند که بیش از صد سال عمر کنند. صد سال به سرعت می‌گذرد. و بعد از آن چه می‌شود؟ زندگی دوم؛ زندگی دوم ابدی است. نه صد، هزار، میلیون یا میلیارد سال. هرگز پایان نمی‌یابد. کسانی که علیه Allah هستند، تمام مدت در رنج و بدبختی خواهند بود. آن‌ها گمان می‌کردند که در این دنیا برنده شده‌اند، اما در آخرت با مجازات روبرو خواهند شد. آن‌ها دربارهٔ همه‌چیز، دربارهٔ تک‌تک لحظات و هر آنچه انجام داده‌اند، بازخواست خواهند شد. پس اگر طلب بخشش نکنند، برای همیشه در رنج خواهند بود. نه برای ده هزار یا میلیون‌ها سال؛ بلکه برای همیشه چنین خواهد بود. زندگی بعدی ما ابدی است. شاید بی‌ایمان‌ها به آن باور نداشته باشند. اما حتی بی‌ایمان‌ها هم وقتی در این دنیا زندگی می‌کنند، هرگز به این فکر نمی‌کنند که چگونه خواهند مُرد. آن‌ها فکر می‌کنند جاودانه‌اند. اکثر مردم چنین فکری می‌کنند. اما البته، تنها زمانی که پایان نزدیک می‌شود، مردم فکر می‌کنند: «شاید من بمیرم.» ما حتی افراد پیر بسیاری را دیده‌ایم که هنوز به مرگ فکر نمی‌کنند. آدم می‌تواند صد سال سن داشته باشد و هنوز باور نکند که خواهد مُرد. این تدبیری از سوی Allah برای انسان‌ها در رابطه با زندگی بعدی است. بعد از آن دیگر مرگی نیست. مرگ دومی در کار نیست؛ برای ابدیت است. زیرا پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند که پس از پایان روز قیامت – که البته ممکن است میلیون‌ها سال طول بکشد، زیرا برخی مردم در صف انتظار برای قضاوتشان هستند، یکی پس از دیگری. برخی از آن‌ها هزار سال صبر می‌کنند، برخی ده هزار، شاید صد هزار سال؛ کسانی هستند که مدتی طولانی منتظر می‌مانند. پس از آنکه این مرحله تمام شد، Allah عز و جل به جبرئیل علیه السلام فرمان می‌دهد تا مرگ را حاضر کند. او میان جنت و جهنم، یعنی بهشت و دوزخ قرار داده می‌شود. او را در آن میان قرار می‌دهند و Allah به جبرئیل فرمان می‌دهد که آن را ذبح کند. او آن را مانند یک گوسفند ذبح می‌کند. و گفته می‌شود: «این مرگ است؛ پس از این دیگر مرگی وجود ندارد.» این برای شما همیشگی است: یا برای همیشه در بهشت یا برای همیشه در دوزخ. پس این شوخی نیست. مردم قمار می‌کنند، اما این قمار ممکن است بدترین قماری باشد که تا به حال کرده‌اند. زیرا پس از آن دیگر شانسی برای بازی مجدد ندارند. تمام شد؛ آن‌ها یا در بهشت خواهند بود یا در دوزخ. بنابراین، هر کس که عقل دارد نباید به حرف این افراد گوش دهد. امروزه آدم‌های شیطانی زیادی وجود دارند که مردم را از راه بهشت به سوی دوزخ می‌کشانند. آن‌ها مردم را به سفری از بهشت به دوزخ می‌برند. برخی از آن‌ها باعث می‌شوند آن‌ها ده سال، صد سال، یا هزار سال در دوزخ بمانند. این در صورتی است که مرتکب کفر نشده باشند. وقتی مجازاتشان را کشیدند، می‌توانند وارد بهشت شوند. اما اگر کفر در دل داشته باشند – والعیاذ بالله – امروزه بسیاری مردم را آتئیست می‌کنند و کاری می‌کنند که به Allah باور نداشته باشند. این ریسک بزرگی است. و آن افراد شیطانی که آن‌ها را به سفر جهنم می‌برند، ممکن است در نهایت آن‌ها را برای همیشه به آنجا ببرند. برای همیشه در دوزخ. اما اگر طلب بخشش کنند و به درگاه Allah توبه نمایند، Allah آن‌ها را می‌بخشد. بسیاری از مردم می‌گویند: «ما از دست Allah عصبانی هستیم.» تو کی هستی که از دست Allah عصبانی باشی؟ ما یک ضرب‌المثل ترکی داریم: «خرگوش با کوه قهر کرد، اما کوه اصلاً خبردار نشد.» این خنده‌دار است؛ هیچ اتفاقی برای کوه نمی‌افتد. هر چه بشود بر سر خرگوش می‌آید؛ یعنی او دیگر برای خوردن و آشامیدن به آنجا نخواهد رفت. پس اگر کسی بگوید: «ما از دست Allah عصبانی هستیم چون آنچه را می‌خواستیم به ما نداد»، تو چه می‌خواهی؟ تو اینجا در رستوران یا هتل نیستی که هر چه دلت خواست سفارش دهی. اگر Allah به تو داد، باید خوشحال باشی. Allah همه چیز به تو داده است. تو مثل اسبی هستی که از جایی به جای دیگر می‌دود و هر کار بدی انجام می‌دهد، و بعد از آن Allah را مقصر می‌دانی، یا اولیاء و مشایخ را سرزنش می‌کنی و می‌گویی: «آن‌ها از ما محافظت نمی‌کنند.» آن‌ها چطور می‌توانند از تو محافظت کنند؟ تو خودت باید از خودت محافظت کنی. این را باید بدانی. تو بابت آنچه انجام داده‌ای و آنچه می‌کنی، بازخواست خواهی شد. تو یک انسان هستی. Allah به تو عقلی برای تفکر داد تا خوب و بد را تشخیص دهی. چه کسی مسئول نیست؟ بسیاری که مشکلات روانی دارند، مسئول نیستند. حتی دولت هم به آن‌ها مدرک می‌دهد. دربارهٔ بسیاری از آن‌ها صدق می‌کند: اگر کاری کنند، مسئول نیستند چون عقل ندارند و بدون آگاهی عمل می‌کنند. این‌ها تنها کسانی هستند که می‌توانند از مجازات یا قضاوت در امان باشند. بنابراین هر کس که عقل دارد، باید بیاندیشد و بداند که Allah به همه رزق و روزی می‌دهد. همه آن را دریافت می‌کنند. هیچ دلیلی وجود ندارد که خود را به دردسر بیندازید و دچار رنج ابدی کنید. این بسیار خطرناک است، خطرناک‌ترین چیز ممکن. هیچ چیز در این زندگی خطرناک‌تر از این نیست. زیرا تو این زندگی را تنها یک بار داری. اگر کارهای نیک انجام ندهی، فرصت دومی وجود نخواهد داشت. در سوره‌ای از قرآن، اهل دوزخ می‌گویند: «ای پروردگار ما، بگذار به دنیا بازگردیم تا اطاعت کنیم، عبادت کنیم و فقط کار نیک انجام دهیم.» او می‌فرماید: «نه، آن تمام شده است.» دنیا فقط یک بار است. بسیاری از مردم به شما می‌آموزند، به شما می‌گویند که مراقب باشید، خوب باشید تا محبوب الله شوید. قبلاً به آن‌ها می‌خندیدید. می‌گفتید: «این‌ها آدم‌های باهوشی نیستند؛ این‌ها نادان هستند.» آن‌ها این را درباره کسانی گفتند که نماز می‌خوانند یا به الله ایمان دارند. این الان مُد شده است. و آن‌ها به ویژه کودکان خردسال را در مدارس یا خیابان جذب می‌کنند. آن‌ها فکر می‌کنند خانواده‌هایشان، پدران، مادران یا هر کس دیگری به اندازه آن‌ها باهوش نیستند. در حالی که آن‌ها صد برابر باهوش‌تر از شما هستند. زیرا با آن، آن‌ها در اینجا و در آخرت سعادتمند هستند. وقتی فرزندان یا بستگان خود را در راه الله می‌بینند، خوشحال‌ترین افراد هستند. بسیاری از مردم می‌آیند و برای فرزندانشان، برای شوهرشان یا برای یک برادر یا خواهر طلب هدایت می‌کنند. بسیاری می‌آیند و درخواست می‌کنند، و ما البته دعا می‌کنیم. همیشه این یک موضوع بزرگ در این مکان، و همچنین در مکان‌هایی در انگلستان یا اروپا است. در کشورهای اسلامی کمی بهتر از اینجاست. مردان مرتکب حرام می‌شوند. این در آخرت مجازات خواهد شد. در دنیا بدترین چیز این است که یک مرد متأهل بدون نکاح، بدون ازدواج، سراغ زن دیگری برود. این بزرگترین گناه است. گناهان صغیره وجود دارد و گناهان کبیره. این بزرگترین گناه است. و وانمود می‌کنند که عادی است؛ همین‌طور ادامه می‌دهند. و می‌گویند: «ما می‌دانیم که حرام است، اما نمی‌توانیم خودمان را کنترل کنیم.» اما اگر خودتان را کنترل نمی‌کنید، به این دلیل است که نمی‌دانید چه مجازاتی برای آن دریافت خواهید کرد. برای آن مجازاتی در دنیا، پیش از آخرت، وجود دارد. گفته‌ای وجود دارد - نمی‌دانم حدیث است یا چیز دیگر: بَشِّرِ الْقَاتِلَ بِالْقَتْلِ وَلَوْ بَعْدَ حِينٍ می‌گوید: به قاتل بشارت بده که کشته خواهد شد، حتی اگر بعد از مدتی باشد. وَبَشِّرِ الزَّانِيَ بِالْفَقْرِ و به زناکار بشارت بده که فقر به سراغش خواهد آمد. برکت از بین خواهد رفت. او دیگر چیزی نخواهد داشت. حتی اگر صاحب میلیون‌ها باشد، برایش نخواهد ماند. ناگهان همه چیز از دست خواهد رفت. این بسیار مهم است. زیرا مردم از آخرت خبر دارند و می‌گویند: «باشه، شاید الله ما را ببخشد.» اما در دنیا نیز مجازاتی هست. اگر مرتکب حرام یا گناهی شوی، باید اتفاقی برایت بیفتد. هرگاه کار نیکی انجام دهی، چیزهای خوبی در دنیا، پیش از آخرت خواهی یافت. حتی اگر فقیر باشی، اگر کار نیک کنی، الله به تو خوشبختی می‌دهد. اگر میلیون‌ها داشته باشی، شاید این خوشبختی را نداشته باشی. اگر کارهای بد انجام دهی، الله تو را همین‌جا نیز مجازات می‌کند. چه نوع مجازاتی؟ هر نوع مجازاتی. و بزرگترین مجازات این است که الله عز و جل با خشم به تو بنگرد. او با رحمت به تو نگاه نمی‌کند. با خشم نگاه می‌کند. اما اگر یک مرد فقیر، یا هر کس دیگری - مردم عادی، کوچک، بزرگ، دختر، زن - اگر کار نیک انجام دهند، الله از آن‌ها راضی است. الله به آن‌ها برکت می‌دهد. در حدیث شریفی آمده است که وقتی الله از کسی راضی باشد، به جبرئیل علیه السلام می‌فرماید که از او راضی است. و جبرئیل به همه فرشتگان می‌گوید که از او راضی باشند. و همه فرشتگان راضی می‌شوند، و بدین ترتیب الله مردم را نیز از آن مرد راضی می‌گرداند. بنابراین برای مردم بسیار مهم است که در راه الله باشند، و از گناه و حرام دوری کنند. به‌ویژه از ارتکاب آن بزرگترین حرام. پس مراقب باشید. خود را به هلاکت نیندازید. خانواده خود را بدبخت نکنید. بستگان، پدر یا مادر خود را با رفتار خود ناراحت نکنید. ان‌شاءالله خوب باشید. نیکی از یکی به دیگری، به کل جامعه و به همه مردم گسترش می‌یابد؛ الله با رحمت و محبت به آن‌ها می‌نگرد. این بسیار مهم است. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «الدین النصیحة» (دین، خیرخواهی است). شما باید در این مورد به مردم بگویید؛ چه کاری که انجام می‌دهند خوب باشد یا بد، باید به آن‌ها بگویید. و اگر کار بدی دیدید: اگر خودتان می‌توانید جلوی آن را بگیرید، انجام دهید. اگر نه، حداقل بگویید: «این کار را نکنید.» اگر آن هم فایده‌ای نداشت، پس فقط با قلبتان بگویید: «این قابل قبول نیست؛ الله این را دوست ندارد، نمی‌پذیرد و من هم این را دوست ندارم و نمی‌پذیرم.» «این خوب نیست؛ این بد است، از طرف شیطان است و ما آن را قبول نمی‌کنیم.» بدین ترتیب شما مسئولیت خود را انجام می‌دهید. اما اگر بگویید: «خب، آن‌ها این کار را می‌کنند، ولشان کن، ما چه کار می‌توانیم بکنیم؟ این عادی است.» کارهای بد را عادی نپندارید. کار بد، بد است. شما باید بدانید که آن بد است و به خود بگویید: «من کاری نمی‌توانم بکنم، اما این را نمی‌پذیرم؛ این عادی نیست.» اکنون مردم سعی می‌کنند بسیاری از چیزها را عادی جلوه دهند، اما آن‌ها عادی نیستند. نمی‌دانم علت چیست - از غذاست، از هواست، این سم از کجا می‌آید - که باعث می‌شود همه چیزهای غیرعادی را عادی تلقی کنند. الله دل‌های ما را بگشاید. الله جامعه ما را از این بیماری دور نگه دارد. این یک بیماری بسیار بد است. الله به کسانی که این کار را می‌کنند هدایت دهد و ان‌شاءالله ما را ببخشد.

2026-01-19 - Other

الحمدلله، امروز آخرین روز ماه رجب است، نخستین ماه از ماه‌های مقدس الله. طبق برخی تقویم‌ها فردا اول شعبان است؛ برای دیگران ممکن است کمی دیرتر آغاز شود. اما الحمدلله، در این سی روز ماه رجب، الله به ما برکت داد. ما از آنچه الله به ما ارزانی داشته خوشحالیم. اینکه اجازه داریم در این زندگی، در حالی که ماه‌ها و سال‌ها می‌گذرند، در راه او قدم برداریم. اگر با الله باشی، برنده‌ای؛ تو زندگی حقیقی این ماه‌ها را به دست می‌آوری. الحمدلله، یک ماه پربرکت می‌رود و یک ماه پربرکت می‌آید. ماه پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم. «رجب شهر الله، شعبان شهری، رمضان شهر امتی.» رجب به معنای «ماه الله» است. البته همه چیز متعلق به الله است. اما الله برای امت، به این ماه برکت ویژه‌ای بخشیده است. و به افتخار پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، ماه شعبان فرا رسیده است. شعبان ماه پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم است. و رمضان برای امت است. الله آن را پربرکت‌ترین ماه برای امت قرار داده است؛ اتفاقات بسیاری در آن رخ می‌دهد. اما اکنون ان‌شاءالله در ماه شعبان هستیم، ماهی که پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، توجه ویژه‌ای به آن داشتند و عبادت خود را در آن افزایش می‌دادند. برخی افراد امروزه ادعا می‌کنند که این ماه ارزشی ندارد. نه، آن‌ها صرفاً نمی‌دانند. این ماه پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم است؛ ایشان تقریباً تمام شعبان را روزه می‌گرفتند. حتی صحابه تصور می‌کردند که این کار واجب (فرض) می‌شود، چرا که ایشان تقریباً تمام ماه را روزه می‌گرفتند. و در مورد رمضان، ایشان بسیار مشتاق آن نیز بودند. پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، همه این‌ها را به ما نشان داده‌اند. الحمدلله، اهل طریقت به همه چیز احترام می‌گذارند؛ آن‌ها مدام نمی‌پرسند: «این چیست، آن چیست؟» الحمدلله، به ویژه در طریقت نقشبندی ما، ما تلاش می‌کنیم تا از هر سنتی در ورد و وظیفه روزانه خود پیروی کنیم. ما هیچ کاری خارج از سنت پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، انجام نمی‌دهیم. الله ما را در راه خود ثابت‌قدم بدارد. ما باید آنچه را که پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، گرامی داشته‌اند، گرامی بداریم. تو می‌توانی حتی کوچک‌ترین چیز را ارج بنهی، اما هرگز در مقابل آن نایست. اگر مخالف باشی... خب، از دارایی الله چیزی کم نمی‌شود، اما سهم خودت کمتر خواهد بود. جواهری به تو می‌دهند و تو می‌گویی: «من این را نمی‌خواهم.» بسیار خب، تو اختیار داری. الله ما را به ارزش زمانی که در آن هستیم آگاه گرداند. این ارزش گرانبهاست؛ ما باید نسبت به آن آگاه باشیم. الحمدلله، الله به ما اجازه داد تا وارد این زمان ارزشمند شویم، ان‌شاءالله.

2026-01-19 - Other

Innamal mu'minuna ikhwatun fa-aslihu bayna akhawaykum. (49:10) الله، عز و جل، مؤمنان را برادر می‌خواند. در بسیاری از احادیث نیز آمده است: "La yu'minu ahadukum hatta yuhibba li akhihi ma yuhibbu li nafsihi." رسول الله حقیقت را بیان فرمود. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند، ایمان کامل نیست مگر آنکه انسان آنچه را برای خود می‌خواهد، برای برادرش نیز بخواهد. این امر اهمیت و فایده‌ی بزرگی برای مسلمانان و تمام بشریت دارد. زیرا اگر تو برای برادر مسلمانت خیر بخواهی، همان‌طور که برای خودت می‌خواهی، او نیز برای تو خیر خواهد خواست. مسئله بر سر انجام کار نیک، گسترش نیکی، و آوردن شادی و برکت است. این همان چیزی است که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) تبیین فرمود، و الله متعال در قرآن می‌فرماید که مؤمنان برادرند. ما زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را عصر سعادت می‌نامیم – یعنی دوران خوشبختی. اما این چه نوع خوشبختی‌ای بود؟ آن‌ها اغلب حتی چیزی برای خوردن نداشتند. گاهی دو یا سه روز گرسنگی می‌کشیدند و چیزی نمی‌خوردند، زیرا غذایی یافت نمی‌شد. اما همه می‌دانستند که این دورانی خوش بود – خوش‌ترین دورانِ ممکن. برای تمام بشریت و در کل تاریخ، دوران پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) شادترین دوران بود. البته، تنها ۲۳ سال بود. این سال‌ها سرشار از برکت بود. اندکی بعد، برخی از کسانی که حضور داشتند دشمن شدند؛ و برخی گرفتار فتنه گشتند. آرام‌آرام اوضاع بدتر شد. به همین دلیل پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در حدیثی فرمودند: «زمانه من بهترین زمانه است.» بعد از من زمان خلفای راشدین (جانشینان هدایت‌یافته) می‌آید. چهار خلیفه: سیدنا ابوبکر، عمر، عثمان و سیدنا علی (رضی الله عنهم). آن دوران نیز خوب بود. ایشان فرمودند که قرن بعدی و قرن دوم نیز خوب بودند. پس از آن، مردم هرچه بیشتر از آنچه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره محبت متقابل آموخته بود، فاصله گرفتند. چیزهای بسیاری میان آن‌ها جدایی انداخت. برخی از آن‌ها درست بود و برخی نادرست. اما آن دوران دیگر به اندازه دوران پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) شاد و سعادتمند نبود. سال‌به‌سال و قرن‌به‌قرن، مردم از کلام پیامبر دورتر شدند و هر دورانی بدتر از دوران پیشین بود. و الحمدلله، ما اکنون به پایین‌ترین نقطه رسیده‌ایم، الحمدلله. چه می‌توانیم بکنیم؟ الله ما را در این زمانه آفریده است. اما با وجود همه این‌ها، فرمان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) همچنان پابرجاست؛ و باطل نشده است. مؤمنان برادرند. یک مؤمن باید برادرانش، جماعتش و مسلمانان را دوست بدارد. او باید آن‌ها را دوست بدارد، نباید تفرقه‌افکنی کند و نباید با آن‌ها دشمنی ورزد. هر چه بیشتر از برادر مسلمانت خشنود باشی، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز بیشتر از تو خشنود می‌شود. اولیاءالله نیز با تو شاد می‌شوند. اگر با برادرانت در هماهنگی و صلح زندگی کنی، الله از تو راضی خواهد بود. در مقابل، شیطان خوشحال نیست. شیطان چه زمانی خوشحال است؟ وقتی مسلمانان یا برادران با یکدیگر نزاع می‌کنند، او خوشحال می‌شود. اما شادی شیطان مانند شادی ما نیست. چرا که او سرشار از حسد و کینه است. او هرگز حقیقتاً خوشحال نخواهد بود. هرچه ما بیشتر رنج بکشیم، حال او بهتر می‌شود – و راضی به نظر می‌رسد – اما الله به او خوشبختیِ حقیقی نمی‌دهد. اما الله به مؤمنان سعادت عطا می‌کند. البته، کسانی را که فتنه‌انگیزی می‌کنند و به مسلمانان آسیب می‌رسانند، می‌بینید که در بدبختی دائم زندگی می‌کنند. آن‌ها گرفتار افکار پلیدند و قلب‌هایشان از تاریکی پر شده است. مملو از وسوسه‌های شیطانی. آن‌ها نمی‌توانند خوشحال باشند. حتی اگر تمام دنیا را فتح کنند، سعادتی نخواهند یافت. اما مؤمنان به هر چه از جانب الله می‌رسد، شادمانند. آن‌ها سرشار از سعادتند. وقتی در کنار خانواده‌شان هستند، وقتی در کنار کسانی هستند که دوستشان دارند، خوشحالند. مثلاً وقتی به حج یا عمره می‌روند یا مکانی مقدس را زیارت می‌کنند، غرق در شادی می‌شوند. اما اگر به کازینو یا مکانی ناشایست بروند، هرگز آرامش نخواهند یافت. وقتی چنین مکان‌هایی را ترک می‌کنند، احساس بدبختی بیشتری می‌کنند. حالشان بهتر نمی‌شود – بلکه همواره بدتر می‌شود. الحمدلله، طریقت ما دقیقاً برای همین است: کمک به انسان‌ها برای رسیدن به شادمانی. کسانی هستند که ادعای مسلمانی دارند، اما کارهایی می‌کنند که باعث ناراحتی دیگر مسلمانان از آن‌ها می‌شود. آن‌ها از کودکی به خود و فرزندانشان می‌آموزند که غمگین باشند. آن‌ها انسان‌های خوب را لعن می‌کنند، آن‌ها صحابه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را لعن می‌کنند. و در این حال گریه می‌کنند، ناله می‌زنند و شکوه می‌کنند. این راه ما نیست. الحمدلله، ما می‌خندیم. دلیلی برای آن وجود ندارد. زیرا الله به ما امر فرموده است: "Wa bi dhalika fal-yafrahou." (10:58) الله می‌فرماید شما باید شادی کنید اگر در راه او هستید و مسلمانید. "باید به آن شادمان باشند." این یک فرمان است؛ شما باید خوشحال باشید، نه اینکه گریه کنید. خود را آزار ندهید. و بعد ادعا می‌کنید: «ما مسلمانیم، ما این را دوست داریم»، در حالی که همه جا فتنه به پا می‌کنید. خیر، مسلمانان – اهل طریقت – کسانی بودند که قلب‌ها را گشودند. سیدنا احمد یسوی، سلطان ترکستان – که مزار مبارکش در قزاقستان است و ما به زیارتش رفتیم – او صدهزار مرید (شاگرد) داشت. او آن‌ها را تعلیم داد و به چهار گوشه جهان، حتی به سرزمین‌های غیرمسلمان فرستاد. آن‌ها سفر کردند، نه برای جنگ، بلکه تنها برای آموزش مردم. و بعدها، هنگامی که سپاه اسلام رسید، آن مردم از استقبال آن‌ها خوشحال بودند. زیرا آن‌ها خوشبختی، نیکی و عدالت را به ایشان آموخته بودند – تمام چیزهای خوبی که نمی‌شناختند. این افراد رفتند و آن‌ها را تعلیم دادند. صدهزار درویش و عالم. «درویش» یعنی کسی که می‌داند چگونه نماز بخواند، سنت چیست، فرض چیست، و پیرو طریقت است. آن‌ها پیش از آنکه قلعه‌ها یا دژها را فتح کنند، قلب‌ها را فتح کردند. طریقت این است: عشق ورزیدن به مردم، و ارمغان آوردن خوشبختی برای بشریت. به همین دلیل امروز می‌بینیم که بسیاری از غیرمسلمانان از طریق طریقت به اسلام روی می‌آورند. آن‌ها می‌گویند «صوفی، صوفی»، اما اگر نام «اسلام» را بیاوری فرار می‌کنند، چون فکر می‌کنند اسلام همان چیزی است که آن افراد دیگر تبلیغ می‌کنند: کشتار، بدبختی، سنگدلی، و هیچ چیز خوب. اما اگر بگویی «صوفی»، می‌آیند. مثلاً به قونیه نزد سیدنا جلال‌الدین رومی. غیرمسلمانان برای او احترام بسیاری قائلند. شاید حتی ندانند که او مسلمان است یا نه، اما او را به عنوان استاد تصوف می‌شناسند. صدها هزار نفر پیرو او هستند؛ وقتی کتابی از او منتشر می‌شود، پرفروش می‌شود. مردم باید این را درک کنند و قدر بدانند. این دقیقاً همان چیزی است که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آموخت. صوفیان، اهل طریقت، با عمل خود این را نشان می‌دهند. و از این طریق هزاران، و شاید میلیون‌ها نفر به اسلام روی می‌آورند. از سوی دیگر، وقتی مردم برخلاف این آموزه‌ی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رفتار می‌کنند، بسیاری از اسلام روی‌گردان می‌شوند. آن‌ها فرار می‌کنند و می‌گویند: «ما این را نمی‌خواهیم، این خوب نیست.» اما آن‌ها اسلام حقیقی را نمی‌شناسند. اسلام حقیقی این است: برادری، نوع‌دوستی، ظلم نکردن به کسی و مجبور نکردن کسی به ایمان. اسلام از راه قلب به انسان‌ها می‌رسد. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) هرگز کسی را مجبور به مسلمان شدن نکرد. در قرآن، در سوره توبه، آمده است: اگر کسی بخواهد به کعبه بیاید، باید مسلمان باشد. کسی که مسلمان نیست، اجازه ورود ندارد. اما با آن‌ها جنگیده نمی‌شود تا مسلمان شوند. نه، اگر نمی‌خواهند مسلمان باشند، می‌توانند در دین خود بمانند، تا زمانی که از حکومت اطاعت کنند و مالیات خود را بپردازند. این مالیات زیاد نبود. امروز مالیات‌ها در اروپا شاید ۸۰٪ یا ۹۰٪ باشند. و جزیه شبیه زکات بود، شاید دو و نیم درصد. تقریباً هیچ چیز نبود. اگر امروز مالیات بر ارزش افزوده می‌پردازید، شاید ۲۰٪ یا ۳۰٪ باشد، دقیقاً نمی‌دانم. به آن مالیات بر درآمد هم اضافه می‌شود. پس، الحمدلله، شما تمام سود خود را به دولت می‌دهید. و با این وجود، آن‌ها اسلام را بد جلوه می‌دهند. اما اسلام بهترین است، الحمدلله، زیرا دین الله است. همه چیز در تعادل است. هیچ چیزی در اسلام خشن یا بی‌دلیل دشوار نیست. همه چیز برای خیر است. حتی در مورد مسواک، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «اگر بر امتم سخت نمی‌گرفتم، مسواک را پیش از هر نماز واجب می‌کردم.» که هنگام نماز از آن استفاده شود. مسواک صد فایده دارد. نه تنها به عنوان سنت، بلکه برای سلامتی‌تان، برای دندان‌هایتان، برای همه چیز – فواید بی‌شمار. اما حتی در اینجا، برای اینکه سخت نشود، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «من این را دستور نمی‌دهم.» این‌گونه همه چیز در اسلام متوازن است. و این تعادل را کجا می‌توان یافت؟ آن را در طریقت می‌یابید، الحمدلله. طریقت و شریعت یکی هستند. هسته شریعت، طریقت است. شاید برخی بپرسند: «طریقت؟ طریقت به چه درد ما می‌خورد؟» اگر آن را نمی‌خواهید، می‌توانید صرفاً از شریعت پیروی کنید. اما در نهایت ممکن است کسی بیاید و شما را از شریعت نیز دور کند. فریبتان دهد، وادارتان کند به اهل بیت یا صحابه لعنت بفرستید. چنین افرادی خارج از طریقت هستند. بیشتر آن‌ها این‌گونه‌اند. و اگر از این طرف یا آن طرف نباشند، حتی کسانی که در میانه هستند نیز ممکن است به این تفکر آلوده شوند. آن‌ها با لعنت فرستادن بر این انسان‌های مبارک، شروع به ارتکاب حرام می‌کنند. انسان‌های مبارک. بنابراین مردم باید از طریقت پیروی کنند یا به اهل طریقت گوش فرا دهند. این برای زندگی ما و زندگی فرزندانمان بسیار مهم است. ضروری است که محبت پیامبر، صحابه و اهل بیت را به آن‌ها بیاموزیم. الحمدلله، همان‌طور که گفتیم، اکنون در این ماه قرار داریم، ماه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم). در تقویم ما، امشب آغاز می‌شود. شاید در تقویم‌های دیگر فردا باشد. اما احترام و تکریم این ماه مهم است، زیرا این ماه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است. ایشان برای این ماه ارزش زیادی قائل بودند. تمام کتب حدیث و سیره نقل می‌کنند که ایشان پس از رمضان، در هیچ ماهی به اندازه شعبان روزه نمی‌گرفتند. شهر شعبان المکرم المعظم. احترام ما به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در این است که به آنچه ایشان انجام می‌دادند، احترام بگذاریم. ما ماه‌ها، روزها و شب‌های مبارک را گرامی می‌داریم. همه این‌ها از آموزه‌های پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) سرچشمه می‌گیرد. و اگر از آموزه‌های پیامبر پیروی کنی، الله ده برابر، هفتصد برابر و بیشتر به تو پاداش می‌دهد. الحمدلله، این روزی مبارک در مکانی مبارک است؛ ما برای اولین بار اینجا هستیم. الله شما را برکت دهد. الله ما را در راه خود ثابت‌قدم بدارد. تا توسط شیطان و پیروانش فریب نخوریم. الله به ما سعادت عطا فرماید. ما ناله و شکایت نمی‌کنیم. گریه نمی‌کنیم و برای چیزهایی که در گذشته بوده، آشوب به پا نمی‌کنیم. الله درباره آنچه اتفاق افتاده است سؤال خواهد کرد. هیچ پاداشی برای لعنت کردن انسان‌های خوب یا بدگویی از آن‌ها وجود ندارد. این کار فقط قلبتان را تاریک‌تر و ناخشنودتر می‌کند و فتنه به سویتان می‌آورد. الله ما را از آن محفوظ بدارد. الله آن‌ها را برکت دهد. الله ما را از برکت آن‌ها بهره‌مند سازد. دوران عصر سعادت، دوران خوشبختی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم). ما در دوران سختی زندگی می‌کنیم، اما ان‌شاءالله الله بخشی از این خوشبختی را در دل‌هایمان قرار دهد. اوضاع خوب نیست، اما ان‌شاءالله، الله بر هر چیزی قادر است. اگر ایمان قوی داشته باشیم، داشتن خوشبختی در دل‌هایمان آسان خواهد بود، ان‌شاءالله.

2026-01-18 - Other

«وَخُلِقَ الْإِنسَانُ ضَعِيفًا» (4:28) الله متعال و قدرتمند در قرآن مجید می‌فرماید: «انسان ضعیف آفریده شده است.» به نظر من، انسان ضعیف‌ترین مخلوقی است که الله آفریده است. زیرا دیگر موجودات زنده، حتی موجودات ریزی که می‌بینید... مثلاً یک مورچه می‌تواند سه برابر وزن خود بار حمل کند. دیگر حیوانات نیز همین‌طور هستند؛ آن‌ها قوی‌اند، بسیار نیرومندتر از انسان. حتی به ظاهر ضعیف‌ترین آن‌ها، الله توانایی‌های بسیاری بخشیده است که انسان فاقد آن‌هاست. خلاصه کلام: ناتوان‌ترین موجود، انسان است. اما می‌بینید که الله به او عقل داده، او را زنده نگه می‌دارد و بر مخلوقات مسلط گردانیده است. چرا که الله آفرینش را در خدمت انسان قرار داده است. اما به محض اینکه انسان اندکی قدرت می‌یابد، گمان می‌کند که هیچ‌کس قوی‌تر از او نیست. او اصل و منشأ خود را فراموش می‌کند، ضعفش را از یاد می‌برد و رسماً به یک طغیانگر تبدیل می‌شود. چه در برابر دیگران، چه خانواده‌اش یا هر کسی که او را ضعیف‌تر می‌پندارد... او دچار تکبر می‌شود و با خود می‌گوید: «من از آن‌ها برترم.» این نشانه خوبی نیست. شما باید قدرت را تنها نزد الله متعال و قدرتمند بجویید. شما باید آنچه را که الله به شما داده است قدر بدانید و او را به خاطر آن شکر گزارید. همان‌طور که سیدنا عمر (رضی الله عنه) فرمود: «ضعیف‌ترین شما نزد من قوی‌ترین است تا زمانی که حقش را بگیرد.» «و قوی‌ترین شما که به دیگران ستم می‌کند، نزد من ضعیف‌ترین است تا زمانی که حق را از او بستانم و به صاحبش بازگردانم.» مسئله حق و عدالت است... در اسلام، عدالت والاترین اصل است. امروزه همه از عدالت سخن می‌گویند، اما عدالت واقعی به‌ندرت یافت می‌شود. در حالی که بدون عدالت، نه صلحی وجود دارد و نه برکتی. عادل بودن، بزرگ‌ترین قدرت انسان است. کسی که بر اساس حق و عدالت عمل کند، حقیقتاً قوی است. اما اگر از حق منحرف شود، ضعیف‌ترین است. حتی اگر بر تمام بشریت حکومت کند، ارزشی نخواهد داشت. زیرا اگر فردا فرشته مرگ بیاید، او هیچ کاری نمی‌تواند بکند. الله ما را از کسانی قرار دهد که حد و مرز خود را می‌شناسند و به ضعف خود آگاهند، ان‌شاءالله. ما، ان‌شاءالله، تنها با یاری الله قوی هستیم. این مهم‌ترین چیز است. الله ما را همواره در این راه ثابت‌قدم بدارد، ان‌شاءالله.

2026-01-18 - Other

الله تبارک و تعالی برکات خود را نازل می‌فرماید؛ باران رحمتی مبارک وجود دارد که از آسمان برای انسان‌ها و تمام مخلوقات فرود می‌آید. مکان‌های کسب این برکت، همین مجالس مبارک هستند که در آن‌ها ما فیض و خیر طلب می‌کنیم. الحمدلله، بسیاری از شما، یا پدران یا پدربزرگانتان، از کشورهایی مانند پاکستان مهاجرت کرده‌اید؛ اما الله تبارک و تعالی مقدر فرموده است که شما در این کشور ساکن شوید. الله تبارک و تعالی قدم‌هایتان را در اسلام ثابت بدارد. حال که اینجا هستید، اینجا اکنون جایگاه شماست. بنابراین نگویید: «من این کار را خواهم کرد، من آن خواهم بود»؛ برای در امان بودن، باید از انسان‌های صالح پیروی کنید. وگرنه ناخشنود خواهید شد و راهتان را گم خواهید کرد. دچار غفلت نشوید؛ هویت و دین خود را ضایع نکنید. زیرا این باارزش‌ترین گنج است. یک یا دو ماه پیش در آمریکای جنوبی بودم. در آنجا مسلمانان بسیاری بودند که در زمان عثمانی‌ها مهاجرت کرده بودند. اکثریت آن‌ها مسلمان بودند، اما با گذشت زمان این وضعیت شروع به تغییر کرد. الحمدلله؛ اگرچه شیطان و یارانش تلاش می‌کنند به این امر پایان دهند، اما من حضور شیوخ، طریقت‌ها و مدارسی را می‌بینم که این ادب را زنده نگه می‌دارند. اما الحمدلله، ان‌شاءالله این نور خاموش نخواهد شد. زیرا حتی در سرزمین‌های کفر، آن‌ها چنین درگاه‌هایی دارند که ایمان و عقیده مردم را حفظ می‌کنند. نباید بر نگرانی‌ها تمرکز کنید؛ نگرانی اصلی، دور ماندن از این مجالس صحبت است. این مکان‌ها به شما قدرت معنوی و آرامش می‌بخشند. هنگامی که در راه طریقت گام برمی‌دارید، وجود این مکان‌ها ضروری است. طریقت به معنای داشتن ایمان حقیقی است. کسانی که در دایره اسلام هستند اما طریقت را نمی‌‌پذیرند، مسلمان هستند، اما به عنوان مؤمن (کامل) محسوب نمی‌شوند. مؤمن بودن یعنی ایمان به کرامات، ایمان به اینکه پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) زنده است، ایمان به صحابه، اهل بیت، اولیاءالله و تأثیر و یاری آنان. در آمریکای جنوبی پیش‌تر طریقتی وجود نداشت، تنها مسلمانان بودند. اما هنگامی که شروع به گرد هم آمدن کردند، طریقت آنان را متحد ساخت و دل‌هایشان را به هم نزدیک کرد. این گردهمایی و اجتماع هرگز نمی‌تواند بد باشد؛ بلکه برعکس، با حضور افراد جدید رشد می‌کند. این امر باعث خوشبختی مردم از طریق اسلام می‌شود و وسیله‌ای برای هدایت آنان می‌گردد. این راه ماست؛ راه شیوخ بزرگوار، راه اولیاءالله. نباید مجالی برای نگرانی گذاشت و نباید فکر کرد: «زندگی ما سخت است». به این کشورهای اسلامی نگاه کنید: پاکستان، ترکیه، مصر، همه... الله تبارک و تعالی زیباترین مکان‌های جهان را به ما عطا فرموده، اما ما از دستورات او پیروی نمی‌کنیم. دقیقاً به همین دلیل است که اکنون مردم از کشوری به کشور دیگر می‌گریزند. به فرمان الله تبارک و تعالی، شما به عنوان اهل طریقت باید همچنان همواره گرد هم آیید. آنگاه این تاریکی نمی‌تواند به شما گزندی برساند و امور شما آسان خواهد گشت. سیدنا یوسف (علیه السلام) در زندان بود، اما سرشار از آرامش بود؛ این برای او مایه نگرانی نبود، زیرا او با الله تبارک و تعالی بود. دیگران در کاخ‌ها و مکان‌های بهتری بودند، اما ناخشنود بودند. خوشبختی حقیقی یعنی با الله تبارک و تعالی بودن؛ همراه بودن با صالحان و بندگانی که حضرت حق دوستشان دارد. الله تبارک و تعالی به این درگاه برکت بیشتری عطا فرماید. مسلماً شاید هر کسی توان آمدن به اینجا را نداشته باشد. هنگامی که از مولانا شیخ درباره گشایش مکانی پرسیده شد، ایشان می‌فرمودند: «هر مکانی که بتوانید در آن گرد هم آیید، پربرکت است.» نیازی نیست بگویید: «من از راه دور می‌آیم»؛ همچنان به مکانی در نزدیکی خود که می‌توانید به آنجا بروید، مراجعه کنید. این به صلاح شماست و برایتان سودمند خواهد بود. یکدیگر را دوست بدارید و از هم خشنود باشید؛ و به هیچ وجه حسادت نورزید. این در ادب طریقت جایی ندارد؛ زیرا حسادت از شیطان است. آنچه باعث رانده شدن او از بهشت شد، حسادت است. هر جا را که می‌بینید، چه درگاه قادری باشد و چه درگاه چشتی؛ ما تنها از این خرسندیم که مردم در طریقت و در راهی حق قرار دارند. هیچ بدی در آن نیست. اگر گمان می‌کنید که این برای شما بد است، این اندیشه طریقت نیست؛ هر کس چنین بیاندیشد، اهل طریقت نیست و با حقیقت طریقت در تضاد است. ما الله تبارک و تعالی را حمد و سپاس می‌گوییم؛ ان‌شاءالله که او به انسان‌های بسیاری توفیق دهد تا در راه طریقت گام بردارند.

2026-01-18 - Other

Allah shoma ra barkat dahad. Shoma be ma ehteram migozarid, ba inke ma layegh-e an nistim. Amma Alhamdulillah, be wasile-ye ma shoma Maschayekh va Payambar (sallallahu alaihi wasallam) ra ekram mikonid. Tashakor mikonam; Allah be shoma eshgh va nur-e bishtar va bishtari ata konad. Allah shoma ra dar in rah sabet-ghadam gardanad – rah-e Payambar (sallallahu alaihi wasallam), rah-e Ahlus Sunnah wal Jamaah va rah-e Tariqat. Hame-ye inha yek rah hastand; hich tafavoti vojud nadarad. Alhamdulillah, ma dar rah-e dorost hastim, Tariqat al-Mustaqim, haman rah-e rast. "Tariqat" be ma'nay-e rah ast va "Mustaqim" be ma'nay-e rast – rahi ke az hadaf monharef nemishavad. Alhamdulillah, ma az rah-e Payambar (sallallahu alaihi wasallam) peyravi mikonim va in ra edame khahim dad, na faghat ta Qiyamah, balke ta abad. Kasani ke az ebteda be an chang bezanand, ba barkat-tarand va dar Jannah be Payambar (sallallahu alaihi wasallam) nazdiktar khahand bud. Dar Dunya niz anha nazd-e Payambar (sallallahu alaihi wasallam) mahbub-tarand. Zira Payambar (sallallahu alaihi wasallam) farmudand: "Har kas bar man Salawat befrestad, man be u javab midaham." Banabar-in, har bar ke ahl-e Tariqat baraye ishan Salawat ya Durood mifrestand, Payambar (sallallahu alaihi wasallam) javab midahand. In aghide-ye mast, aghide-ye Eslami. Hata agar barkhi mardom an ra ghabul nakonand, anha ahamiyati nadarand. Mohemtarin chiz in ast ke dar rah-e Payambar (sallallahu alaihi wasallam) bashid, rah-e pedaran, ajdad va niakan-e shoma, az zaman-e Payambar ta emruz. In rah edame darad. Basiari talash kardand an ra nabud konand, amma natavanestand. Anha rafte-and va digar hich-kas chizi az anha nemidanad. Albate faghat yek ya do ya sad nafar nabudand, balke hezaran nafar dar hame ja budand; amma hame shekast khordand va ba Fitna-ye khod dafn shodand. Anha aknun dar zir-e khak az anche karde-and pashimanand, amma digar sudi baraye anha nadarad. Sud dar in ast ke hamishe az in rah peyravi konid va be Sheitan gush nadahid. Mardom miguyand: "Man Waswasa (vasvase) daram". In az taraf-e Sheitan normal ast, amma an mardom az vasvase-haye Sheitan badtarand. Alhamdulillah, Sheikh-e ma ke Qasida ra khand, darbare-ye Masjid al-Aqsa va Isra va Mi'raj sohbat kard. Motasefane, dar hal-e hazer baraye basiari az mardom emkan-e bazdid az in makan vojud nadarad. Emruz yeki az baradaraneman az man porsid: "To be hame ja safar mikoni; az kodam keshvar bishtar khoshat miayad?" Shayad u fekr mikard man miguyam Makkah ya Madinah, amma man goftam Filistin. Alhamdulillah, zira an sarzamin-e Payambaran va sarzamin-e in Masjid al-Aqsa-ye moghaddas ast. Subhanallah, Allah mohabbat-e in sarzamin ra dar ghalb-e man gharar dade ast. Man ghablan ba Mawlana Sheikh anja budam; dar an zaman Arab-ha an ra kontrol mikardand. Mawlana Sheikh har sal Haji-ha ra az Ghobros miavard, anha ra be Hajj mibord va anha az Masjid al-Aqsa bazdid mikardand. Pas az inke Esra'il anja ra gereft, anha digar nemitavanestand beravand. Amma bad az shast sal man az anja bazdid kardam va vaghean makan-e fogholade-i bud. Vaghti be Nablus raftam, ke shahri besyar ziba ba basiari az ahl-e Tariqat ast, anha ma ra be sham davat kardand. Ma dar hame-ye masajid namaz khandim va Nablus vaghean por az peyrovan-e Tariqat ast. Amma mardom, hame-ye in Arab-ha – anha az haman ebteda tavasot-e Gharb farib khordand ta aleyhe Khalife va Osmani-ha enghelab konand. Be Sultan Abdul Hamid milyard-ha pishnehad dadand ta bedehi-haye u ra pardakht konand, agar faghat tekeh-ye kouchaki az an zamin ra be anha bedahad. Sultan Abdul Hamid an mard ra birun andakht va goft: "Man nemitavanam hata yek mosht khak az in sarzamin-e moghaddas ra be to bedaham; in Amanah (amanat) man ast." "Chegone mitavanam dar moghabel-e Allah be-istam va beguyam ke man in mas'uliyat ra raha kardam?" Sultan Abdul Hamid va hame-ye Sultan-ha ahl-e Tariqat budand; Sheikh-e Sultan Abdul Hamid az Tariqat-e Shadhili bud. U an ra nadad, amma anha Fitna be pa kardand, u ra sarnegun kardand va be Arab-ha khianat kardand. Anha be Arab-ha goftand: "Shoma padeshahan-e hame-ye mosalmanan va Arab-ha khahid shod va in sarzamin mal-e shoma khahad bud." Mawlana Sheikh Abdullah Daghestani dar an zaman dar artesh-e Osmani bud. U chehel ruz Khalwa (cheleh-neshini) dar Masjid al-Sakhrah, nazdik-e Masjid al-Aqsa anjam dad. U hodudan yek sal anja bud va az Filistin va Masjid al-Aqsa defa' mikard. Pas az bazgasht-e anha, kar-e Osmani-ha tamam shode bud. Ghodrat-haye gharbi be sor'at tamame sarzamin-haye Osmani ra gereftand va Khalife ra tab'id kardand. Anha ghader be in kar hastand. Ma nemitavanim chizi beguyim, zira "Jang farib ast". Dar jang momken ast doshmanat to ra farib dahad. Amma kas-i ke farib midahad budan, vahshatnak ast. Istadan dar kenar-e doshman aleyhe Eslam va aleyhe Khalife, gonah-e bozorgi ast. In ghabel-e ghabul nist. Albate in dowran be payan resid, va bad az inke anha Filistin ra gereftand, mardom shoru be shekayat va gerye az zolm kardand. Chera in ettefagh mioftad? Hata aknun niz anha be zolmi ke mortakeb shode-and e'teraf nemikonand. Hanuz ham anha aleyhe Osmani-ha va aleyhe Khalife hastand – tamame jahan-e Arab. Fekr nakonid ke anha ba Khalife ya Osmani-ha khoshhal mishodand. Ta emruz, Gharb in zahr ra be keshvar-haye anha avarde ast va in zahr ta ostokhan-haye Arab-ha nofuz karde ast. Agar kasi hata kami dar in bare sohbat konad, doshmani va nefrat ra aleyhe Osmani-ha va Khalife mibinad. Be hamin dalil ast ke hame-ye inha aknun ettefagh mioftad. Anha faryad mizanand "Ghazzeh, Ghazzeh", amma in taghsir-e khod-e shomast. Doshman har kari bakhahad mikonad; az doshman entezar-e mehrabani nadashte bashid. Amma agar be dargah-e Allah tobeh nakonid va ba Tariqat nabashid, vazi'at-e shoma khub nist. Aya kasi mitavanad beguyad ke in eshtebah ast? Man dar Damishq motaveled shodam va anja zendegi kardam. Dar doran-e madrese be ma yad midadand ke Osmani-ha doshman hastand. Anha yad midadand ke anha ma ra aghab negah dashte-and va keshvar-e ma ra eshghal karde-and. Agar Osmani-ha mikhastand, mitavanestand Filistin ra be in mardom bedahand va pul ra begirand, va emruz ham bar sarzamin-e khod hokumat mikardand. Amma in mardom aghl nadarand; aghl-e anha nabud va sukhte shode ast. Hame-ye mosalmanan... zehn-e anha tar ast. Na fekri, na andishe-ye dorosti. Anha faghat be zaher negah mikonand, bedun inke bebinand che chizi dar posht ya darun-e an ast. Anha be donbal-e Iran midavand, be donbal-e Wahhabi-ha – nemitavan goft ke kasi dar in halat vaghean mosalmanane amal mikonad. Vaghti dar Nablus budam in ettefagh oftad. Sultan Abdul Hamid in shahr ra dust dasht; anja baraye u makan-e khassi bud. Dar yek sham bud... mardom Masha'Allah, besyar khub budand. Anha Sultan Abdul Hamid ra dust dashtand chon u anha ra dust dasht; u hata rah-ahan ra ta Nablus sakht. Amma pir-mardi anja neshaste bud, va vaghti be u salam kardam, kheili khoshhal nashod. U goft "Tatbi'", va man ebteda nafahmidam "Tatbi'" yani che. Bad tar fahmidam ke "Tatbi'" yani "addisazi-ye ravabet", ke anha an ra rad mikonand. Ma miayim ta yek makan-e moghaddas ra ziarat konim, va Allah in rah ra baraye ma baz karde ast, pas ma amadim. Chera chenin chizi miguyi? In faghat baraye shoma nist; sarzamin-e moghaddas baraye hame-ye mosalmanan ast. Agar edde'a konid ke faghat baraye shoma ast, anha albate be shoma zolm mikonand va har kari ke shoma ra narahat konad anjam midahand. Pas in vazi'at-e Eslam va mosalmanan ast. Anha bayad az Ulama va Maschayekh-e haghighi biamuzand. Alhamdulillah, albate basiari az anha vojud darand, amma motasefane mibinam ke hata Sufi-haye Arab in zahr ra dar hame jay-e badan-e khod darand. Vaghti ensan bish az had ba chizi mashghul shavad, an chiz aram aram nemayan mishavad. Banabar-in anha bayad az Allah Azza wa Jalla talab-e maghferat konand. Allah Ghafur va Rahim ast. Allah mipazirad va mibakhshad. Insha'Allah Allah ma ra bebakhshad va baraye ma yari beferestad. Alhamdulillah, basharat-haye khubi az Payambar (sallallahu alaihi wasallam) dar mored-e Mahdi (alaihissalam) vojud darad. Bedun-e in, kar moshkel bud. Dar hame-ye zaman-ha, hame ja, moshkelati dar donya vojud darad; hich jayi bedun-e moshkel nist. Va albate bishtar-e moshkelat dar makan-haye mosalmanan va keshvar-haye eslami yaft mishavad. Chera? Zira Sheitan bazneshaste nashode ast. Haman-tor ke Mawlana Sheikh yek bar tozih dad, vaghti yek osghof az u porsid key in badbakhti tamam mishavad. Mawlana Sheikh goft: "Vaghti Sheitan bazneshaste shavad, tamam mishavad." U be in mard besyar khandid. Vaghiyat in ast: Vaghti Mahdi (alaihissalam) biayad, tamam khahad shod. Amma Sheitan hanuz karash tamam nashode ast. Vaghti ma az Kashmir, Myanmar, Filistin, Aragh, Iran, Afrigha, Sudan, Libi mishenavim... har keshvar-e mosalmani moshkelati darad. Man besyar narahat mishavam. Amma sepas motavajje mishavam ke agar anha bakhahand khodeshan an ra hal konand, hezaran sal tul mikeshad. Man be yad miavaram ke vaghti Sayyidina Mahdi (alaihissalam) biayad, solh bargharar khahad shod. Digar moshkeli nist, visa nist, digar niazi be ejaze baraye mandan, raftan ya amadan nist. Hame-ye inha payan khahad yaft. Albate Sheitan hanuz dar bazneshastegi nist. Amma vaghti Mahdi (alaihissalam) biayad, in donya an-tor ke Payambar (sallallahu alaihi wasallam) farmudand khahad shod: Tamame zamin be Eslam ta'alogh khahad dasht. دین دیگری وجود نخواهد داشت؛ همه انسان‌ها از اسلام پیروی خواهند کرد. اسلام به معنای صلح است؛ صلحی برای تمام جهان خواهد بود. پس مهدی (علیه‌السلام) خواهد آمد و بعد از او عیسی (علیه‌السلام) خواهد آمد. پس از مهدی، عیسی (علیه‌السلام) حکومت خواهد کرد؛ چهل سال صلح خواهد بود. و هنگامی که عیسی (علیه‌السلام) وفات یابد، در نزدیکی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) به خاک سپرده خواهد شد. نه آن‌طور که آن افراد دیوانه ادعا می‌کنند که او پسر الله است، استغفرالله. این مضحک‌ترین ایده از جانب کسانی است که فکر می‌کردند باهوش‌ترین انسان‌های جهان هستند. حتی آن‌ها اکنون می‌توانند از این ماشین هوشمند بپرسند؛ چرا که آن‌ها ماشین‌های هوشمند دارند. اگر از آن بپرسند: «عیسی (علیه‌السلام) کیست؟»، خواهد گفت او یک پیامبر است. حتی آن ماشین بهتر از آن‌ها می‌داند. پس هنگامی که عیسی (علیه‌السلام) وفات یابد و در مدینه در نزدیکی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) دفن شود - جایگاه او آنجاست، همانطور که اهل سنت و جماعت می‌دانند. پس از آن، همه چیز دوباره بد خواهد شد. شیطان با تمام قدرت بازخواهد گشت و در میان مردم عمل خواهد کرد. افراد بسیار زیادی دوباره کافر و بی‌ایمان خواهند شد. تنها تعداد کمی از مسلمانان باقی خواهند ماند و در آن زمان دود (دخان) خواهد آمد. و مسلمان هنگامی که این دود را استنشاق کند، خواهد مرد (و وارد جنت خواهد شد). تنها کافران در اینجا باقی خواهند ماند. بنابراین تنها برای چهل سال آرامش از شر شیطان وجود خواهد داشت و پس از آن او بازخواهد گشت. دنیا این‌گونه است؛ باید چنین باشد. زیرا قیامت بر این افراد، یعنی کافران، فرا می‌رسد؛ همه در آن زمان نابود خواهند شد. اکنون گاهی اخباری می‌آورند که سنگی از فضا می‌آید و به زمین برخورد می‌کند و باعث قیامت می‌شود. الحمدلله، مسلمانان و مؤمنان می‌دانند که این حقیقت ندارد. شاید دیگر مردم ترس زیادی داشته باشند، نگران و غمگین باشند که پایان جهان با این سنگ فرا می‌رسد. اما هر سنگ و هر چیز کوچکی به فرمان الله عز و جل اتفاق می‌افتد. چگونه قیامت می‌تواند بدون فرمان او رخ دهد؟ کافران عقاید بی‌معنایی دارند. آن‌ها خودشان را می‌ترسانند؛ ترسی از الله ندارند، بلکه ترس از هیچ. الله به ما کمک کند، ان‌شاءالله، تا ما را در راه اهل سنت و جماعت حفظ نماید. آن‌ها چه کسانی هستند؟ آن‌ها کسانی هستند که از شریعت پیروی می‌کنند. الحمدلله، شریعت و چهار مذهب مهم هستند. کسانی که این را قبول ندارند، جزو اهل سنت و جماعت نیستند. هر مذهب راه آسانی ارائه می‌دهد؛ هیچ سختی وجود ندارد. هر کشوری می‌تواند از آنچه برایش مناسب است پیروی کند. اما اکنون مد جدید این افراد این است که می‌گویند: «ما نیازی به مذهب نداریم.» آن‌ها به مذاهب لعنت می‌فرستند و به کسانی که از یک مذهب پیروی می‌کنند دشنام می‌دهند. می‌گویند: «نیازی به مذهب نیست، تو فقط از قرآن پیروی کن.» اما وقتی قرآن می‌خوانند، افراد زیادی را می‌شنوم که حتی نمی‌توانند آن را درست بخوانند. پس چگونه می‌توانید آن را بفهمید و از آن پیروی کنید؟ پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) فرمودند: «یسروا ولا تعسروا» (آسان بگیرید و سخت نگیرید). پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) به ما آموختند که کارها را آسان کنیم. وقتی راهت را به تو نشان می‌دهند، راه مذهب را، پیروی از آن برایت آسان است. اگر راه را ندانی، قرآن را از اول تا آخر باز می‌کنی و سعی می‌کنی چیزی پیدا کنی. تا زمانی که آن را پیدا کنی، مورد دیگر را فراموش می‌کنی؛ مدام جستجو کردن - این خوب نیست. این باعث فتنه بزرگی می‌شود. علما این را می‌دانند؛ افراد زیادی هستند که کارهایی خلاف شریعت انجام می‌دهند. اما ادعا می‌کنند: «ما این را از قرآن می‌دانیم.» قرآن عظیم‌الشأن... برای یادگیری آن، انسان باید حداقل ده سال تحصیل کند تا بتواند آن را درست بخواند و بفهمد. وقتی آن را فهمید، باید به حدیث هم نگاه کند. این افراد احادیث را قبول ندارند؛ آن‌ها گمراه شده‌اند. هر چه می‌خوانند بی‌فایده خواهد بود؛ حتی به آن‌ها ضرر می‌رساند. زیرا آن‌ها فتنه می‌کارند و مردم را وا می‌دارند که به دنبال چیزهای دیگری بگردند. پس، ای اهل سنت و جماعت، از مذهب دور نشوید و از طریقت فاصله نگیرید. این‌ها دو بال هستند، چنان‌که می‌گویند. شیخ خالد بغدادی «ذوالجناحین» نامیده می‌شد، یعنی صاحب دو بال. یک بال برای شریعت، یکی برای طریقت. بدون این نمی‌توان پرواز کرد. هر دو باید باشند و این راه ماست. الله به شما برکت دهد، الله شما را در این راه حفظ کند، ان‌شاءالله. شما می‌توانید از هر طریقتی پیروی کنید؛ این مهم نیست، همانطور که امروز هم گفتم. طریقت‌های بسیاری وجود دارد؛ شما می‌توانید از هر طریقتی که برایتان مناسب است پیروی کنید، درست مانند هر مذهبی که برایتان مناسب است. الله به شما برکت دهد، الله ما را در این راه ثابت‌قدم بدارد.

2026-01-17 - Other

«بی‌گمان الله با کسانی است که تقوا پیشه کردند و کسانی که نیکوکارند.» (النحل، ۱۶:۱۲۸) کسانی که از بدی دوری می‌جویند و همواره می‌کوشند تا برای مردم نیکی به ارمغان آورند. الحمدلله، این بزرگترین نعمت برای ماست: دانستن اینکه چه کسی پشت و پناه شماست. تکیه‌گاه شما نه پلیس است، نه سیاستمدار و نه یک انسان ثروتمند. تکیه‌گاه شما الله است، پروردگار و مالک تمام هستی. الله عزوجل شما را یاری می‌کند؛ این را باید در وجود خود نهادینه کنید. خوش‌دل باشید؛ غمگین نباشید و نگذارید دلتنگی بر شما غلبه کند. یقیناً وقتی انسان‌ها دور از وطن اسلامی در محیطی دیگر هستند، گاهی هوا و فضای معنوی بیگانه به نظر می‌رسد. دچار ترس می‌شوند؛ نگرانی و اندوه بر آن‌ها چیره می‌شود. این حالتی درست نیست؛ باید موارد زیر را به یاد داشته باشید. بگویید: «حسبنا الله – الله ما را بس است، او با ماست.» الله بر هر کاری تواناست؛ هیچ چیز برای او دشوار نیست. او القادر و المقتدر است (آن توانای مطلق، آن تعیین‌کننده تمام قدرت‌ها). این آگاهی برای یک مؤمن، برای یک مسلمان، بزرگترین موهبت است. زیرا مسلمان همواره هدف و زیر رگبار ستمگران است. یا اینکه شیطان لشکریان خود را علیه مؤمن می‌فرستد تا او را ناخشنود سازد و از یاد الله عزوجل بازدارد. تنها هدف آن‌ها این است که ما را منحرف کنند و از توجه به مهربان‌ترین، الله عزوجل، که ما را آفرید و زنده نگه می‌دارد، دور سازند. او روزیِ هر کس را، چه مسلمان و چه غیرمسلمان، می‌دهد؛ اما وقتی مسلمانان این را درک کنند، دل‌هایشان آرامش می‌یابد. آن‌ها خوشبخت می‌شوند و هرگز در بدبختی غرق نخواهند شد. این دقیقاً راه پیامبر ما، صلی الله علیه و آله و سلم، است. هنگامی که او دعوت را آغاز کرد و مردم را به سوی حق فراخواند، همه در برابر او ایستادند. آن‌ها هر نوع آزار و خباثتی را علیه پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، مجاز می‌دانستند. و آن‌ها دنیاها را به او پیشنهاد دادند تا از هدفش دست بردارد. او نپذیرفت، زیرا پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، پروردگارش را می‌شناخت. اگر پولی در جیب نداشته باشید و کسی بیاید و بگوید: «به تو پنج سکه می‌دهم، دنبالم بیا»، آیا همراهش می‌روید؟ حاشا (پناه بر الله) – شاید این مثال کاملی نباشد – اما این غافلان نادان فکر می‌کردند پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) حقیقت را رها کرده و از آن‌ها پیروی می‌کند. آن‌ها مردمی جاهل بودند. آن دوران را حتی «عصر جاهلیت» (Jahiliyya) می‌نامند. دو نوع جاهلیت وجود دارد. یکی در زمان پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، بود که ایشان (صلی الله علیه و آله و سلم) آن را پایان دادند، الحمدلله. دومی جاهلیت آخرالزمان است، یعنی همین دوران امروزی. این بسیار سنگین‌تر از آن دوران نخست جاهلیت است. در آن زمان دست‌کم به بت‌ها یا هرچند به غلط، به نوعی معبود باور داشتند. اما در این جاهلیت آخرالزمان، مردم دیگر به هیچ چیز باور ندارند. این عمیق‌ترین تاریکی جهل است. این نادانی حقیقی است؛ زیرا الله هر امکانی برای دانستن، دیدن، اندیشیدن و شنیدن به آن‌ها داد، اما با این حال ایمان نمی‌آورند. در گذشته مردم به آسمان نگاه می‌کردند و می‌پنداشتند ستارگان تنها چراغ‌های کوچکی هستند. اما اکنون می‌دانند که جهان هستی چقدر عظیم است، با این حال نمی‌توانند هیچ پایان و مرزی برای این جهان بیابند. آن‌ها نگاه می‌کنند و جهان‌هایی را می‌بینند که میلیاردها بار بزرگترند، اما مرزی نمی‌یابند که بتوانند بگویند: «اینجا نقطه پایان است.» پس اگر ذره‌ای عقل می‌داشتند، باید به خالقی ایمان می‌آوردند. اما ایمان نیاوردنشان گواهی بر نادانی آن‌هاست. نادانی یعنی: یا ندانستن، یا نخواستنِ دانستن. ننگ نیست که انسان نادانی باشد که چیزی نمی‌داند اما می‌خواهد بیاموزد؛ هیچ ایرادی در آن نیست. اما اگر بر نادان ماندن اصرار ورزید و در جهل باقی بمانید، این وحشتناک است. به همین دلیل الله عزوجل همه پیامبران را فرستاده است. همان‌طور که پیامبر ما، صلی الله علیه و آله و سلم، درباره یارانش فرمود: «اصحاب من مانند ستارگان آسمانند؛ به هر کدام اقتدا کنید، هدایت می‌شوید.» به این ترتیب به نادانی خود پایان می‌دهید. هر حقیقتی که از پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، می‌رسد، ماهیت این زندگی و معنای زندگی آخرت را به انسان‌ها می‌آموزد. بیان می‌کند که الله چگونه انسان را آفرید و این جهان چطور آغاز شد. نیازی نیست نظریه‌پردازی شود که «این‌طور شد، آن‌طور اتفاق افتاد». کوتاه بگویید «الله آفرید»؛ این برای خردمندان ساده‌ترین و روشن‌ترین راه است. اما بی‌خردان هنوز بیهوده می‌کاوند: «چگونه شد؟ چطور پیش رفت؟» در حالی که همه چیز در قرآن، کلام الله، موجود است. او همه چیز را از آغاز تا پایان توضیح می‌دهد. او حتی آنچه را که بعداً رخ خواهد داد، یعنی احوال روز قیامت را بیان می‌کند. آن‌ها نظریه‌هایی دارند و در واقع می‌دانند که همان‌طور که قرآن خبر داده خواهد شد، اما باز هم ایمان نمی‌آورند. حتی توصیف روز قیامت در قرآن را امروزه با علم خود تأیید می‌کنند. «پس آنگاه که آسمان شکافته شود و چون چرم سرخ (یا گل سرخ) گردد.» (الرحمن، ۵۵:۳۷) وقتی آسمان باز می‌شود و شکل یک گل رز را به خود می‌گیرد... در علم دقیقاً همین‌طور توصیفش می‌کنند؛ شبیه یک گل رز عظیم در حال باز شدن خواهد بود. الله این را آشکارا بیان می‌کند، با این حال آن‌ها ایمان نمی‌آورند. آن‌ها همچنان آن را به تعویق می‌اندازند و می‌گویند: «این تازه میلیاردها سال دیگر اتفاق می‌افتد.» اگر الله بخواهد، هنگامی که آن ساعت فرا رسد، همه چیز در یک چشم بر هم زدن رخ می‌دهد، ان‌شاءالله. مهم این است که انسان‌های صالح را بیابیم و از آن راه پربرکت پیامبران پیروی کنیم. و خردمندان از این راه پیروی می‌کنند. بسیاری از اولیاءالله راه الله را نشان می‌دهند. حضرت مولانا شیخ ناظم، قدس سرّه. الحمدلله، او از خانواده‌ای روشن‌ضمیر و تحصیل‌کرده بود. در آن زمان او را برای تحصیل به استانبول فرستادند. در آن زمان در قبرس کسی با توان مالی یا دانش کافی وجود نداشت که بتواند تحصیلات عالی را در آنجا ارائه دهد. به همین دلیل او در استانبول تحصیل کرد. او بسیار باهوش بود و برادرانش نیز همین‌طور. وقتی زمانش فرا رسید و برادر بزرگترش درگذشت، او تحصیلاتش را رها کرد. زیرا قلبش شروع به روی آوردن به آخرت و معنویت کرد. این حال باعث شد تا او علوم دنیوی را رها کند، با اینکه تحصیلاتش را به پایان رسانده بود و بسیار بااستعداد بود. مولانا شیخ به واسطه همت (حمایت معنوی) اولیاءالله فردی برگزیده بود. او ترکیه را ترک کرد و هجرت نمود. زیرا در آن زمان در ترکیه اذان گفتن یا پوشیدن لباس مطابق سنت پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، ممنوع بود. او قصد داشت به مدینه منوره برود. ابتدا به سوریه، به شهر حمص رفت. در آنجا مدرسه‌ای از دوران عثمانی با علمای بزرگ، عالمانی حقیقتاً برجسته وجود داشت. او یک سال در آنجا تحصیل کرد. او در مقام سیف‌الله خالد بن ولید اقامت گزید. او آنجا بود و دانش ده سال را در همین یک سال فرا گرفت. فقه، حدیث، تفسیر، عربی؛ خلاصه همه چیز... آسان نبود؛ من هم درس خوانده‌ام، اما یادگیری دانش ده سال در یک سال فوق‌العاده دشوار است. اما آنچه ما در ده سال آموختیم، او در یک سال به پایان رساند. این برای آن بود که او را برای وظیفه اصلی‌اش آماده کند. پس از اینکه دانش شریعت را تکمیل کرد، شیخِ او وی را به دمشق فرستاد. در آنجا با مولانا شیخ عبدالله داغستانی آشنا شد و به او پیوست. او تمام عمرش به ایشان خدمت کرد. تا پایان عمرش، مولانا شیخ عبدالله از مولانا شیخ ناظم محافظت و مراقبت کرد. وقتی از دنیا کناره گرفت، به مدت هفت سال حتی یک سکه در جیبش نداشت. او گفت: «من دنیا را نمی‌خواهم.» او به این سو و آن سو سفر می‌کرد، حتی بدون پول با قایقی کوچک از سوریه به قبرس سفر کرد؛ این کرامت او بود. هفت سال بعد مولانا شیخ عبدالله به او گفت: «حالا خوب است. کافی است، تو باید خرج کنی، باید بگیری؛ دیگر مشکلی نیست.» پس از آن سال‌های بسیاری را با مولانا سپری کرد. در این سال‌ها مولانا شیخ عبدالله داغستانی او را تربیت کرد و توجه خاص (توجه) خود را به او معطوف داشت. مریدان دیگری هم بودند، اما مولانا شیخ نگاه و علاقه ویژه‌ای به مولانا شیخ ناظم داشت. او را به خلوت در مدینه فرستاد. شش ماه در مدینه... و پس از آن نیز در بغداد... مولانا عبدالقادر گیلانی نیز او را به صورت روحانی همراهی می‌کرد؛ آنها در یک درگاه بودند. یکی از نوادگان مولانا شیخ عبدالقادر گیلانی خوابی دید. در خواب به او گفته شد: «ببین، یکی از پسران ما به اینجا خواهد آمد؛ تو باید او را بجویی، پیدایش کنی و تا زمانی که خلوتش را به پایان می‌رساند، به او خدمت کنی.» به او اطلاع داده شد که او در چه روز و چه ساعتی وارد خواهد شد. وقتی مولانا شیخ با اتوبوس از دمشق به بغداد آمد، در همان اولین قدم در بغداد دید که آن مرد آنجا منتظر است. او انتظارش را می‌کشید و او را به اتاقی که برای خلوت آماده شده بود، در خانه خودش برد. در تمام این مدت او از وی مراقبت می‌کرد. مولانا شیخ نقل می‌کرد: «من شش ماه آنجا بودم.» «هر روز، پس از اینکه مردم می‌رفتند، من به مقام سیدنا عبدالقادر گیلانی می‌رفتم و مراقبه می‌کردم.» «به مدت سه، چهار ساعت... سپس به اتاق باز می‌گشتم.» حال و هوای شیخ افندی اینگونه بود. پس از آنکه خلوت‌های بسیاری را به پایان رساند و مولانا شیخ عبدالله به ابدیت پیوست، او امانت را بر عهده گرفت. افراد زیادی پیدا شدند که ادعا می‌کردند خلیفه یا چیز دیگری هستند، اما هیچ‌کس به آنها توجهی نکرد. یک سال پیش از وفاتش، مولانا شیخ عبدالله به او گفت: «برای تو گشایشی در کشورهای غربی خواهد بود؛ تو باید بروی و آن را بیابی.» در پی آن، وقتی مولانا شیخ عبدالله در سال ۱۹۷۳ وفات یافت، مولانا شیخ در سال ۱۹۷۴ برای اولین بار به انگلستان آمد. از آن زمان، الحمدلله، او آن دانه را کاشت و آن نهال در حال رشد است. و ان‌شاءالله، با سیدنا مهدی علیه‌السلام و تمام جهان اسلام به کمال خواهد رسید، ان‌شاءالله. از این رو می‌گوییم: نگران نباشید، غمگین نباشید. آنچه قرار است بشود، می‌شود؛ این از جانب الله عزوجل مقدر شده است. مولانا شیخ همیشه این ابیات را می‌خواند: «لا تُکثِر لِهَمِّک، ما قُدِّرَ یَکون.» (غمت را زیاد مکن، آنچه مقدر است می‌شود.) «وَ اللهُ المُقَدِّر، وَ العالَمُ شُؤون.» (الله مقدر کننده است و دنیا پر از دگرگونی است.) نگران آنچه پیش می‌آید نباش؛ چه بخواهی و چه نخواهی، تقدیر محقق می‌شود. همه چیز توسط الله انجام می‌شود و انسان‌ها مخلوقات او هستند، پس غصه نخورید. گاهی مردم می‌گویند: «من حملات هراس (پانیک) دارم.» این ناشی از ایمان ضعیف است. اگر آنها مؤمنان کامل بودند، هیچ حمله هراسی وجود نداشت. اکثر آنها می‌گویند که ترس از مرگ دارند. چرا از مرگ می‌ترسید؟ نیاکان ما چه زیبا گفته‌اند: «ترس هیچ فایده‌ای برای اجل ندارد.» ترس کمکی به جلوگیری از مرگ نمی‌کند. چه بترسی و چه نترسی، وقتی مهلت به سر آید، امانتی (جان) را بازپس خواهی داد. بنابراین نگران نباشید. برای مرگ آماده باشید؛ نمازهای پنج‌گانه خود را به جا آورید. و هر زمان که مرگ بیاید، برای شما خیر خواهد بود؛ غمی نداشته باشید. اگر این آمادگی را ندارید، آنگاه وقت ترسیدن است. اگر مؤمن و مسلمان هستید، نماز بخوانید، روزه بگیرید و با پیروی از مشایخ و اولیاءالله، از دستورات الله اطاعت کنید... در آن صورت دلیلی برای ترس وجود ندارد. دلتان باید شاد باشد. بیشتر صحابه مانند سیدنا بلال حبشی سخن می‌گفتند. هنگامی که او بسیار بیمار بود و می‌دانست که مرگش نزدیک است، چنین گفت. او گفت: «فردا دوستان را ملاقات می‌کنم، محمد مصطفی، صلی الله علیه و آله و سلم، و یارانش را.» بنابراین ای مردم، بی‌ایمان نباشید. اعتماد داشته باشید: اگر الله بخواهد به شما رزق بدهد، خواهید خورد. او روزیِ هر کس را می‌دهد؛ او الرزاق است. نترسید و فکر نکنید: «چیزی برای خوردن پیدا نخواهم کرد، از گرسنگی خواهم مرد.» حتی اگر تمام دنیا از آنِ شما باشد، اما یک لقمه در تقدیر شما نباشد، نمی‌توانید چیزی از آن بخورید. اگر چیزی ندارید، الله عزوجل روزیِ شما را می‌فرستد. بسیاری از مردم این مشکل را دارند، مشکل در ایمان، مشکل در توکل. شما باید به معنای کامل به الله ایمان داشته باشید. آیا تو مؤمن هستی؟ بله، من مؤمن هستم. پس نترس، وحشت نکن، غمگین نباش. الله عزوجل می‌فرماید: «مؤمنان باید تنها به آن شادمان باشند» (یونس، ۱۰:۵۸). اگر از حق پیروی می‌کنید، نماز می‌خوانید، روزه می‌گیرید و کارهای نیک انجام می‌دهید، پس خوشحال باشید. «باید به آن شادمان باشند.» (۱۰:۵۸) فرمان این است: شما باید خوشحال و سعادتمند باشید. غصه نخورید. یقیناً چیزهای زیادی در دنیا رخ می‌دهد. اما این از جانب الله است. هر آنچه می‌بینید، خواست الله است. البته چیزهایی هست که ما با آنها موافق نیستیم، که ما را ناخشنود می‌کند، مانند ظلم یا بی‌عدالتی. اما ما به عدالت الله عزوجل ایمان داریم. ما می‌دانیم که او چگونه مظلومان، کشته‌شدگان یا شکنجه‌شدگان را جبران خواهد کرد. برای همه این‌ها، الله آن‌ها را به پاداششان خواهد رساند. و آن‌ها تا ابد خوشبخت خواهند بود. دنیا در مقایسه با آخرت زمان بسیار کوتاهی است؛ حتی نمی‌توان این دو را مقایسه کرد. الحمدلله، مولانا شیخ خستگی‌ناپذیر و بدون ملال از اقیانوس فیض الهی می‌بخشید. از آن روز و حتی پیش از آن، او از مکانی به مکان دیگر سفر می‌کرد و صحبت برگزار می‌کرد. او مردم را هدایت می‌کرد. او به آن‌ها حمایت معنوی می‌داد. حمایت معنوی و همت مهم‌ترین چیزها هستند. اگر این همت معنوی نبود، دیگر نشانی از مسلمانان باقی نمی‌ماند. زیرا از همان روز اول پس از پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، آن‌ها حمله را آغاز کردند تا اسلام و مسلمانان واقعی را نابود کنند. اما با حمایت نیروی معنوی که از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، صحابه، اهل بیت و اولیاءالله می‌رسد، ما هنوز استوار ایستاده‌ایم. ما هیچ ترسی نداریم. ان‌شاءالله خداوند به ما، شما و تمام مسلمانان یاری زیبا و نصرت عطا فرماید. خداوند ما را در راه ایشان ثابت‌قدم بدارد. و ان‌شاءالله ما را به احوالات ایشان آراسته گرداند. همان‌طور که گفته شد، ما نمی‌توانیم دقیقاً مانند آن‌ها باشیم. شاید اگر بتوانیم یک‌هزارم آن را انجام دهیم، این خود دستاورد بسیار بزرگی است. اگر بتوانیم حتی ذره‌ای از هزاران حال مولانا را کسب کنیم، بسیار خوب است. ان‌شاءالله خداوند ما را در رسیدن به این امر یاری فرماید. خداوند از شما راضی باشد. الحمدلله، ما برای دومین بار در این مسجد هستیم، ان‌شاءالله؛ اینجا نیز مکانی پربرکت است. شهر نیز شهر زیبایی است، افراد صالح بسیاری وجود دارند، الحمدلله. الله شما را در اینجا گرد هم آورده و جمع کرده است. ان‌شاءالله خداوند میان شما محبت زیبا و سعادت عطا فرماید. هیچ جدایی بین طریقت‌ها وجود ندارد. مهم‌ترین چیز، بودن در یک طریقت و در یک راه حق است. مولانا شیخ می‌فرمود که هر انسانی قسمتی در طریقت خاصی دارد. مهم نیست کدام باشد؛ مادامی که ان‌شاءالله خارج از آن دایره معنوی نمانید. خداوند از شما راضی باشد.