السلام عليكم ورحمة الله وبركاته أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. والصلاة والسلام على رسولنا محمد سيد الأولين والآخرين. مدد يا رسول الله، مدد يا سادتي أصحاب رسول الله، مدد يا مشايخنا، دستور مولانا الشيخ عبد الله الفايز الداغستاني، الشيخ محمد ناظم الحقاني. مدد. طريقتنا الصحبة والخير في الجمعية.

Mawlana Sheikh Mehmed Adil. Translations.

Translations

2026-03-09 - Lefke

قُلۡ سِيرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَٱنظُرُواْ (29:20) فَٱنظُرۡ إِلَىٰٓ ءَاثَٰرِ رَحۡمَتِ ٱللَّهِ (30:50) الله (عز و جل) می‌فرماید: «در زمین بگردید، به آفرینش الله بنگرید و از آن پند بگیرید.» این فرمان الله است. پیاده‌روی کردن کار خوبی است. این سنت پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) است. یکی از ویژگی‌های پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) این بود که در هنگام راه رفتن هرگز تحت فشار و خسته به نظر نمی‌رسید. او چنان راه می‌رفت که گویی به نرمی از سراشیبی پایین می‌رود؛ او شتاب نمی‌کرد. در واقع، شتاب و عجله مداوم خوب نیست. دویدن و عجله کردن برای انسان نیست؛ سایر مخلوقات می‌دوند. انسان در آرامش راه می‌رود. با این حال، امروزه دویدن مد شده است. هر روز مردم یک یا دو ساعت می‌دوند. چرا می‌دوند؟ کاملاً بیهوده... فقط برای ورزش کردن و اینکه به ظاهر کار مفیدی برای بدنشان انجام دهند. در حالی که دقیقاً برعکس آن اتفاق می‌افتد. این کار هیچ چیزی جز آسیب جسمی و خستگی به همراه ندارد. این اصلاً هیچ فایده‌ای ندارد. وقتی انسان آرام راه می‌رود، می‌تواند چیزی بخواند، محفوظات خود را مرور کند یا ذکر بگوید. دقیقاً همین نوع راه رفتن مفید است، این یک شفاست. الحمدلله که ما نیز قصد داریم سنت پیامبرمان (صلی الله علیه و سلم) را در همه جا عملی کنیم. ما همین کار را می‌کنیم؛ ما در همه جا، در مکان‌های زیبایی که الله آفریده است، قدم می‌زنیم. الحمدلله امروز صبح نیز دوباره این توفیق نصیب ما شد. اما اتفاق شگفت‌انگیزی رخ داد. ما معمولاً هر روز از یک مسیر می‌رویم. امروز با خودم فکر کردم: «از همان مسیر برنمی‌گردم، بلکه مسیر دیگری را انتخاب می‌کنم.» هنگامی که از میان یک باغ عبور می‌کردم، لحظه‌ای با خودم فکر کردم: «آیا صاحبان آن مشکلی با این کار دارند؟» وقتی از آنجا می‌گذشتم، به خودم گفتم: «احتمالاً چیزی نمی‌گویند، ما فقط از راه عبور می‌کنیم و مزرعه‌شان را که نمی‌خوریم!» دیدم که در داخل، یک کارگر فقیر آفریقایی مشغول کار است. کمی جلوتر رفتم و در آنجا ماشینی قرار داشت. وقتی مرا دید، توقف کرد. او از ماشین پیاده شد و به من سلام کرد. او مرد جوان و محترمی بود. او پرسید: «آیا شما پسر شیخ ناظم هستید؟» من پاسخ دادم: «بله.» او گفت: «من شیخ ناظم را بسیار دوست دارم و احترام زیادی برای ایشان قائلم... این مزرعه متعلق به من است.» یک مزرعه بسیار بزرگ؛ من در حین عبور دیده بودم که در آنجا اسفناج کاشته شده است. در حالی که این‌گونه در فکر بودم، او گفت: «من نتوانستم این اسفناج‌ها را بفروشم. حالا که شما اینجا هستید، آن‌ها را برداشت کنید تا کار نیکی از جانب ما باشد.» او گفت: «به این ترتیب ما نیز می‌توانیم کار نیکی انجام دهیم.» «وگرنه مزرعه را به سادگی شخم می‌زدم.» یعنی او با تراکتور از روی آن‌ها رد می‌شد و آن‌ها را با خاک مخلوط می‌کرد. او گفت: «اگر مایل باشید، می‌توانید آن‌ها را برای خود بردارید.» من گفتم: «الله از تو خشنود باشد.» «این هم برای شما و هم برای ما برکت بزرگی خواهد بود.» این بدان معناست که الله (عز و جل) دقیقاً همین مسیر را برای ما مقدر کرده بود. او ما را قدم به قدم به آنجا هدایت کرد. با وجود اینکه می‌توانستم مسیرهای بسیار دیگری را انتخاب کنم، او مرا دقیقاً به همین جا راهنمایی کرد. اینکه ما با این مرد جوان برخورد کردیم، قطعاً حکمت‌های پنهان بسیاری دارد. زیرا ما فکر می‌کردیم – الله ما را ببخشد – که در اینجا، در قبرس، دیگر به ندرت انسان‌های باایمانی یافت می‌شوند که چنین کارهای نیکی انجام دهند. اما الله این مرد جوان را در مسیر ما قرار داد. این نشان می‌دهد که نیکی از بین نرفته است. با اذن الله، این کارهای نیک هرگز پایان نخواهند یافت. از این سرزمینی که الله به آن ایمان بخشیده است، از این میهن اسلامی، همیشه انسان‌های خوب و نیکوکار ظهور خواهند کرد. با اسفناجی که او به ما داد، نه‌تنها توانستیم نیاز درگاه را تأمین کنیم... و حتی برای درگاه بسیار زیاد هم بود. الحمدلله برادران ما آن را در ماشین‌ها بار زدند و به عنوان صدقه توزیع کردند. در این روزهای ماه رمضان، این یک احسان بزرگ و یک برکت بود. ان‌شاءالله که برای مردم نیز شفا به همراه خواهد داشت. بنابراین در هر چیزی زیبایی وجود دارد. این تقدیر الله است... که چگونه کارها پیش می‌روند! اگر ما از آنجا عبور نمی‌کردیم، او اسفناج‌ها را از بین می‌برد تا مزرعه را دوباره بکارَد. او نمی‌توانست خودش آن‌ها را برداشت و توزیع کند. الحمدلله ما برادران زیادی داریم که در برداشت محصول کمک می‌کنند. آن‌ها به آنجا رفتند، اما ما هنوز حتی نیمی از آن را هم برداشت نکرده‌ایم. ان‌شاءالله در یک یا دو روز، مزرعه را کاملاً برداشت خواهیم کرد. به این ترتیب، این کار هم برای او و هم برای برادران کارگر ما، تبدیل به یک عمل نیک می‌شود. ان‌شاءالله برای کسانی که آن را می‌خورند شفا به ارمغان می‌آورد و ایمانشان را پر از نور می‌کند. وقتی نیت این‌قدر پاک باشد، الله از خزانه‌های خود به فراوانی به ما می‌بخشد. از فضل، پاداش و برکات خود، ان‌شاءالله... الله تعداد کسانی را که کار نیک انجام می‌دهند، بیفزاید. و ان‌شاءالله برای کسانی که از آن می‌خورند، شفا و نور ایمان باشد.

2026-03-08 - Lefke

یکی از عبادات در ماه مبارک رمضان برای کسانی که توانایی آن را دارند، اعتکاف است. اعتکاف در ده روز آخر ماه رمضان انجام می‌شود. پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) هرگز این سنت را ترک نکردند. به هر حال، خانه مبارک ایشان مستقیماً به مسجد متصل بود. اما وقتی به اعتکاف می‌رفتند، وسایل خواب خود را به مسجد می‌آوردند. در خانه پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) به هر حال وسایل و دارایی زیادی وجود نداشت. یک زیرانداز ساده بود که روی آن می‌خوابیدند و چیزی که با آن خود را می‌پوشاندند. علاوه بر این‌ها، ظرف‌هایی بود که برای وضو گرفتن از آن‌ها استفاده می‌کردند. پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) این‌ها را به مسجد النبی می‌آوردند و در گوشه‌ای از آن به مدت ده روز اعتکاف می‌کردند. برای ایشان این یک فریضه بود؛ تکالیف پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) با تکالیف ما متفاوت بود. آنچه به ایشان فرمان داده شده بود، لزوماً فرمانی برای ما نیست. فرایض به روشنی تعریف شده‌اند، و سایر اعمال ایشان برای ما سنت است. هر چیز دیگری سنت است؛ بنابراین، ورود به اعتکاف نیز یک سنت است. اعتکاف معمولاً ده روز طول می‌کشد؛ انسان برای ده روز آخر ماه رمضان نیت می‌کند. به عنوان مثال، می‌توان از همین امشب شروع کرد، زیرا طبق تقویم، ماه رمضان امسال ۲۹ روز است. اگر کسی بخواهد ده روز اعتکاف کند، باید امروز، یعنی از همین امشب، وارد اعتکاف شود. پس از نماز مغرب، انسان نیت می‌کند و می‌گوید: «نیت می‌کنم که وارد اعتکاف شوم.» برای این منظور، باید مسجدی باشد که در آن نمازهای پنج‌گانه به جماعت خوانده می‌شود. از سوی دیگر، زنان اتاق خاصی را در خانه برای خود آماده می‌کنند و عبادات خود را در آنجا انجام می‌دهند. اما البته آنها می‌توانند همچنان کارهای روزمره خانه را نیز انجام دهند. با این حال، آنها باید فقط در حد ضرورت صحبت کنند. در ماه رمضان همه باید از چیزهایی مانند دروغ دوری کنند، اما کسی که در اعتکاف است باید خیلی بیشتر به این موضوع توجه کند. غذا خوردن نیز به صورت کاملاً عادی انجام می‌شود. برخی اعتکاف را با خلوت‌نشینی سخت معنوی (خلوت) اشتباه می‌گیرند و فکر می‌کنند فقط باید عدس خورد و نه چیز دیگری. در حالی که این یک روند عادی است؛ آنچه در خانه پخته می‌شود، فرد معتکف نیز می‌تواند بخورد. اما چه در مسجد، حیاط، یا سالن غذاخوری مسجد باشید، حالت اعتکاف را در همان جایی که هستید ادامه می‌دهید. این بدان معناست که انسان حتماً باید افطار و سحر بخورد. زیرا در سحری و افطاری برکت بزرگی نهفته است. اگر کسی آنها را ترک کند، پاداش آنها را از دست می‌دهد. البته با این کار گناهی مرتکب نمی‌شود، اما از این پاداش بزرگ محروم می‌شود. برخی از افراد سحری را ترک می‌کنند. با این حال، پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) صراحتاً فرمودند: «سحری بخورید.» حتی اگر بیدار شوید و فقط یک جرعه آب بنوشید، این به عنوان سحری به حساب می‌آید. این بسیار مهم است؛ نیازی نیست که بیدار شوید و برای خود یک ضیافت بزرگ آماده کنید تا فقط سحری خورده باشید. اگر می‌خواهید می‌توانید یک ضیافت داشته باشید، یا فقط یک لقمه غذا یا یک جرعه آب بخورید؛ همین هم به عنوان سحری حساب می‌شود. همان‌طور که گفته شد، اعتکاف معمولاً ده روز طول می‌کشد، اما می‌توان آن را کوتاه‌تر نیز انجام داد. انسان می‌تواند تا هر زمانی که بخواهد آن را انجام دهد؛ چه سه روز باشد چه پنج روز. در طریقت حتی این‌گونه است: کسی که نمی‌تواند برای مدت طولانی به اعتکاف برود، هنگام ورود به مسجد نیت می‌کند: «نیت اعتکاف می‌کنم تا زمانی که در این مسجد هستم.» این نیز به عنوان اعتکاف محسوب می‌شود. به همین دلیل، هر کسی باید این نیت را داشته باشد. چه برای نماز و چه در زمان‌های دیگر، هنگام ورود به هر مسجدی نیت کنید: «نیت اعتکاف می‌کنم.» این کار فواید زیادی به همراه دارد و رحمت بیکران الله است. بدین ترتیب نصیب این شخص نیز می‌شود و او پاداش سنت پیامبر ما را به دست می‌آورد. الله آن را مبارک گرداند. ان‌شاءالله الله آن را مستدام بدارد. الله عبادات همه کسانی را که در اعتکاف هستند بپذیرد. به هر حال مهم است که در هر شهری تعدادی از مسلمانان وارد اعتکاف شوند. ان‌شاءالله این امر محقق خواهد شد؛ بسیاری از مردم اعتکاف را دوست دارند و به آن عمل می‌کنند. برخی آن را هر سال انجام می‌دهند، برخی یک بار در زندگی و برخی دیگر هر چند سال یک بار. اما همان‌طور که پیش‌تر ذکر شد: هنگام ورود به هر مسجد، نیت اعتکاف کردن یک عمل فوق‌العاده است، ان‌شاءالله. به این ترتیب، ان‌شاءالله ما پاداش سنت را به دست می‌آوریم.

2026-03-07 - Lefke

تِلۡكَ ٱلرُّسُلُ فَضَّلۡنَا بَعۡضَهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖۘ (2:253) در میان تمام چیزهایی که الله عزوجل آفریده است، چیزی وجود دارد که برترین است. انسان‌ها و پیامبران درجات مختلفی دارند... نبوت... نبی (پیامبر) و رسول (فرستاده) وجود دارد. بالاترین درجه به آن‌ها تعلق دارد. در میان آن‌ها نیز دوباره درجات مختلفی وجود دارد. کسی که بالاترین مقام را در تمام آفرینش دارد، پیامبر ما، صلی الله علیه و سلم است. در میان فرشتگان، جنیان و انسان‌هایی که الله عزوجل آفریده است، پیامبر ما در بالاترین درجه قرار دارد. او محبوب‌ترین بنده نزد الله است. الله این‌گونه خواسته است. او پیامبر ما، صلی الله علیه و سلم را از نور خودش آفریده است. و نور او سبب هدایت انسان‌ها شد. هر نعمت و هر خیری به خاطر شرافت پیامبر ما، صلی الله علیه و سلم، به ما می‌رسد. بنابراین بزرگترین عبادت ما، احترام و گرامی‌داشت اوست. این چیزی است که بیشترین سود را برای ما دارد. آنچه ما را نجات خواهد داد، عشق به پیامبرمان، صلی الله علیه و سلم، پیروی از راه او، تعلق به او و دوست داشتن اوست. دوست داشتن پیامبرمان، صلی الله علیه و سلم... پیامبر ما، صلی الله علیه و سلم، می‌فرماید: «تو باید مرا بیشتر از مادر، پدر، فرزندان و حتی خودت دوست داشته باشی.» آیا پیامبر ما، صلی الله علیه و سلم، به عشق تو نیازی دارد؟ خیر، نیازی ندارد. او تنها از روی رحمت به ما دستور می‌دهد که او را دوست بداریم تا نیکی به ما برسد و به الله نزدیک‌تر شویم. زیرا الله عزوجل قبلاً همه چیز را به پیامبرمان، صلی الله علیه و سلم، عطا کرده است؛ او به هیچ چیزی نیاز ندارد. اما اینکه او از بدو تولد می‌گوید: «امت من، امت من»، تنها به این منظور است که در روز قیامت به یاد امت خود باشد و آن‌ها را نجات دهد. دقیقاً به همین دلیل است که پیامبر ما، صلی الله علیه و سلم، این عشق را می‌خواهد. انسان‌ها تنها از طریق او می‌توانند رستگار شوند. آن‌ها با شفاعت او نجات خواهند یافت. اما کسی که می‌گوید: «ما شفاعت نمی‌خواهیم»، نابود می‌شود. کسانی که دیگران را باز می‌دارند و می‌گویند: «من حافظ هستم، من عالم هستم، من این هستم، من آن هستم؛ مسائل را با هم قاطی نکنید، شما در عشق به پیامبر زیاده‌روی می‌کنید و مرتکب شرک می‌شوید» – آن‌ها قبلاً هلاک شده‌اند. برای آن‌ها هیچ نجاتی وجود ندارد. زیرا انسان به تنهایی با اعمال خود نمی‌تواند به چیزی برسد. او حتی نمی‌تواند دو قدم از اینجا به آنجا برود. باشد که الله به انسان‌ها عقل و بصیرت عطا کند. تا آن‌ها به فیض پیامبر ما، صلی الله علیه و سلم، دست یابند. و شفاعت او را به دست آورند. در غیر این صورت غیرممکن است؛ هیچ‌کس نمی‌تواند نجات یابد. تعلق داشتن به امت پیامبرمان، صلی الله علیه و سلم، بزرگترین افتخار است. همه پیامبران آرزو کرده‌اند: «ای کاش ما هم جزو امت او بودیم.» اما تنها برای تعداد معدودی... الله این دعا را مستجاب کرده است. این‌ها پیامبر عیسی، خضر علیه السلام، الیاس علیه السلام و ادریس علیه السلام هستند. آن‌ها پیامبران خوشبختی هستند که افتخار تعلق به امت پیامبر ما نصیبشان شده است. زیرا آن‌ها هنوز زنده‌اند. آن‌ها نیز به این نعمت دست خواهند یافت. بنابراین همان‌طور که گفته شد، پیامبران نیز درجات خود را دارند... انسان‌ها به درجاتی تقسیم شده‌اند و بالاترین مقام به پیامبر ما، صلی الله علیه و سلم، تعلق دارد. پس از آن، رسولان (فرستادگان) و انبیا (پیامبران) قرار دارند... به کسانی که نبوت و رسالتی دریافت کردند، الله کتاب‌هایی نازل کرد تا آن‌ها را به مردم ابلاغ کنند. پس از آن پیامبران دیگر می‌آیند... صد و بیست و چهار هزار پیامبر وجود دارد. و پس از آن‌ها، البته صحابه (یاران پیامبر) قرار دارند. صحابه نیز در میان خود درجاتی دارند که البته شناخته شده هستند. بر این اساس، درجات بالا می‌روند؛ درجات بالاتر و پایین‌تری وجود دارد. به همین دلیل باید قدر همه چیز را دانست. ما باید قدر هر نعمتی که به ما داده شده است را بدانیم. این‌ها هدایای الله عزوجل هستند. همه آن‌ها نعمت‌هایی سخاوتمندانه هستند. دوست داشتن آن‌ها، همراه بودن با آن‌ها، دیدار آن‌ها... همه این‌ها به نفع خودمان است. از این طریق، درجات عالی به دست می‌آوریم و به خواست الله پاداش فراوانی دریافت خواهیم کرد. الله ما را از شفاعت همه آن‌ها بهره‌مند سازد. الله ما را از کسانی قرار دهد که قدر آن‌ها را می‌دانند. و الله ما را از اینکه در زمره فریب‌خوردگان باشیم، حفظ کند. انسان‌ها بسیار فریب می‌خورند. کافران از همان ابتدا فریب خورده‌اند و شیطان از آن‌ها راضی است. اما این بار، شیطان مسلمانان را نیز فریب می‌دهد. زیرا بزرگترین دشمن پیامبر ما، صلی الله علیه و سلم، شیطان است؛ هیچ‌کس بیشتر از او از پیامبر متنفر نیست. هنگامی که کسی پیامبر را دوست دارد، شیطان وسوسه می‌کند: «هیچ‌کس به اندازه تو عبادت نمی‌کند، تو حافظ هستی، تو عالم هستی، مراقب باش که مرتکب شرک نشوی.» به این ترتیب او آن‌ها را فریب می‌دهد و انسان‌ها را به گمراهی می‌کشاند. الله ما را از هر شری حفظ کند.

2026-03-06 - Lefke

رمضان ماه مبارک و بسیار زیبایی است. این ماه روزها و شب‌های بسیار زیبایی را در خود جای داده است. شکر الله که در این ماه برای پیامبر ما اتفاقات بسیار زیبایی رخ داده است. یکی از این اتفاقات زیبا، ولادت حضرت سیدنا حسن در ۱۵ رمضان است. ایشان یکی از کسانی بود که پیامبر ما بیش از همه دوستشان داشت و برایشان ارزش قائل بود. هنگامی که حضرت حسن و حسین می‌آمدند، پیامبر ما، که درود و سلام بر او باد، از منبر پایین می‌آمدند، با آن‌ها شوخی می‌کردند، آن‌ها را بر پشت خود سوار می‌کردند و دوباره بالا می‌رفتند. بنابراین در این ماه زیبا چنین انسان‌های شگفت‌انگیزی به دنیا آمده‌اند. همزمان، این ماهی است که در آن پیامبر ما، که درود و سلام بر او باد، به جنگ رفتند و لشکرکشی‌هایی انجام دادند. مهم‌ترین آن‌ها غزوه بزرگ بدر است. در واقع پیامبر ما برای یک جنگ بزرگ از مدینه خارج نشدند. ایشان تنها قصد داشتند کاروان‌های قریش را متوقف کنند. زیرا بت‌پرستان اموال مسلمانان را در مکه مصادره کرده بودند؛ به همین دلیل باید پاسخ مناسبی به آن‌ها داده می‌شد. اما تقدیر و اراده الله بر این بود که این رویداد به یک جنگ و لشکرکشی تبدیل شود. فکر بازگشت به میان آمد و مشورت کردند: «آیا برگردیم؟»، اما پیامبر ما نمی‌خواستند برگردند. مهاجرین نیز که با پیامبر از مکه هجرت کرده بودند نمی‌خواستند برگردند و ساکنان مدینه، انصار گرامی، نیز گفتند: «ما با شما می‌آییم.» در نهایت جنگ رخ داد؛ و با اذن، فضل و یاری الله، کافران که بزرگ‌ترین دشمنان اسلام بودند، یکی پس از دیگری از بین رفتند. امروزه به این می‌گویند «خنثی‌سازی شده». چه خنثی‌سازی‌ای؛ همه آن‌ها به جسد تبدیل شدند و در وضعیتی قرار گرفتند که دیگر نمی‌توانستند به کسی آسیب برسانند. دقیقاً همین سرنوشت آن‌ها بود. ۷۰ نفر از بزرگ‌ترین کافران قریش در این جنگ نابود شدند. آن‌ها به معنای واقعی کلمه از روی زمین محو شدند. زیرا ادامه حیات آن‌ها تنها به دیگران و به کفر قدرت بیشتری می‌بخشید. کفر انسان را بی‌حد و مرز می‌کند؛ و هنگامی که آن‌ها از بین رفتند، قدرت کفر نیز در هم شکست. بدین ترتیب، مسلمانان به تدریج شروع به گسترش در مناطق دیگر کردند. زیرا زمانی که پیامبر ما هنوز در مکه بودند، مسلمانان به حبشه و مکان‌های دیگر هجرت کرده بودند، اما هیچ گشایش واقعی نیافته بودند. این بدان معناست که تنها پس از این جنگ بود که راه آن‌ها هموار شد. چنین لشکرکشی‌ای تنها برای خشنودی الله انجام می‌شود. و برای نجات انسان‌ها از ظلم و ستم. نه مانند کسانی که امروز ادعا می‌کنند: «ما مردم را نجات خواهیم داد و دموکراسی خواهیم آورد.» زیرا در حالی که وانمود می‌کردند دموکراسی می‌آورند، وضعیت مردم را تنها وخیم‌تر کردند. اما سربازان پیامبر ما، که درود و سلام بر او باد، به هر کجا که وارد می‌شدند، روشنایی، نور، ایمان، زیبایی و انسانیت به ارمغان می‌آوردند. آن‌ها هر نوع نیکی و فضیلتی را با خود به همراه داشتند. اما سربازان شیطان این را دقیقاً برعکس جلوه می‌دهند. در حالی که این خود آن‌ها هستند که کاملاً بر باطل‌اند. آن‌ها ظالمان واقعی هستند. آن‌ها همچنین کسانی هستند که باعث ناآرامی می‌شوند و مرتکب هر نوع بدی می‌گردند. به همین دلیل اسلام به هر کجا که می‌رسد، رحمت به همراه می‌آورد؛ در آنجا ظلم نمی‌تواند وجود داشته باشد. جایی که اسلام واقعی حاکم است، هرگز ظلمی وجود ندارد. امروز کشورهای مسلمانی وجود دارند که رنج بزرگی را تجربه می‌کنند؛ دلیل آن این است که در آنجا به اسلام واقعی عمل نمی‌شود. در مقابل، در اسلام واقعی که پیامبر ما ابلاغ کردند و در دوره تا آخرین خلفا، هر اقدام حاکمان متأثر از احکام اسلامی، فرامین، روش‌ها و سنت پیامبر ما، که درود و سلام بر او باد، بود. به همین دلیل، با هر مسلمان واقعی، برکت، صلح و زیبایی به همه جا وارد می‌شود. الله از آنان خشنود باد. ان‌شاءالله، هنگامی که مهدی، که سلام بر او باد، بیاید، این روزهای زیبا با اذن الله بازخواهند گشت. در غیر این صورت، در جهان نه صلحی باقی خواهد ماند و نه زیبایی. روز به روز همه چیز بدتر می‌شود؛ تباهی‌ها و پلیدی‌های ظاهری و باطنی در همه جا ویرانی به بار می‌آورند. الله ما را نجات دهد و ان‌شاءالله مهدی، که سلام بر او باد، را برای ما بفرستد.

2026-03-05 - Lefke

هَلۡ يَسۡتَوِي ٱلَّذِينَ يَعۡلَمُونَ وَٱلَّذِينَ لَا يَعۡلَمُونَۗ (39:9) الله می‌فرماید: «آیا کسانی که می‌دانند با کسانی که نمی‌دانند برابرند؟» الله در این آیه به طور ضمنی می‌فرماید که البته چنین نیست. دانش به معنای شناخت الله است. هر چیز دیگری دانش حقیقی نیست. در واقع هر چیزی که هر کس از ابتدا تا انتها می‌آموزد، دانش الله است. این دانش تنها در صورتی مفید است که باعث شود انسان الله را بشناسد. اگر چنین نکند، نه ارزشی دارد و نه فایده‌ای. در آن صورت، دانش به جهل و نادانی تبدیل می‌شود، به چیزی کاملاً بی‌فایده. افرادی هستند که به آن می‌بالند و فکر می‌کنند شخص خاصی هستند، زیرا می‌گویند: «چقدر چیزها یاد گرفته‌ام.» فقط به این دلیل که استاد شده‌اند، به مقام‌های بالا رسیده‌اند یا از چندین دانشگاه فارغ‌التحصیل شده‌اند... اما این شخص نه الله را می‌پذیرد و نه آنچه را که او نازل کرده است. آن‌ها می‌گویند: «این چیزها خود به خود به وجود آمده‌اند.» این بدان معناست که آن‌ها نادان هستند؛ آن‌ها عمیقاً در جهل فرو رفته‌اند. یک عالم می‌داند: دانش هیچ پایانی ندارد. دانش بی‌کران است. پیامبر ما - که درود و سلام الله بر او باد - فرمود: «طلب دانش بر هر مسلمانی، بر همه، واجب است.» انسان باید از زمان تولد تا زمان مرگش دانش کسب کند. چگونه باید آن را بیاموزد؟ او باید نیت کند که در راه الله باشد و هر روز با تمام توانش قدم به قدم بیاموزد. اگر انسان با این نیت برای کسب دانش قدم در راه بگذارد، در پیشگاه الله به انسانی ارزشمند تبدیل می‌شود. بر اساس آنچه الله نازل کرده است، حتی فرشتگان بال‌های خود را زیر پاهای او می‌گسترانند. این یعنی جهل چیز خوبی نیست. البته دانش درجاتی دارد؛ الله برای هر کس سطح مشخصی در نظر گرفته است. باید این‌طور به آن نگاه کرد: یک مسلمان عادی به یک موعظه گوش می‌دهد، از کسی نصیحت می‌پذیرد؛ دقیقاً همین به معنای کسب دانش است. این به معنای فراگیری دانش است. حتی اگر کسی بگوید «من این‌قدر می‌دانم»، هر روز با چیزهای جدیدی روبه‌رو می‌شود که قبلاً نمی‌شناخت. انسان هر روز چیز جدیدی یاد می‌گیرد. و این کار را باید به خاطر رضای الله انجام داد. انسان باید بگوید: «من این چیزها را به فرمان الله، به عنوان یک جوینده دانش یاد می‌گیرم.» البته دانش حقیقی، زیبایی و نیکی را می‌آموزد. هر آنچه را که خوب است می‌آموزد؛ چیزهایی که بدی را می‌آموزند، دانش نیستند. آن‌ها فقط برای این وجود دارند که انسان را به تباهی بکشانند و او را نابود کنند. اگر کسی بگوید: «من همه این‌ها را یاد گرفته‌ام تا مردم را فریب دهم، حقه بزنم و به ناحق سود ببرم»، پس این دانش نیست. یا اگر کسی تحصیل کند و سپس وجود الله را انکار کند، آن نیز دانش بدی است. عالمان خوبی وجود دارند. در پیشگاه الله، عالمان بالاترین مقام را دارند. آن‌ها عالمان خوب و صالحی هستند. اما عالمانی که از نفس خود پیروی می‌کنند، عالمان بدی هستند. اگر یک انسان عادی گناهی مرتکب شود، یک عالم بد برای آن دو گناه دارد؛ برای او دو برابر حساب می‌شود. زیرا در حالی که یک انسان عادی از روی نادانی اشتباه می‌کند، عالم آگاهانه بر خلاف آن عمل می‌کند. بنابراین گناه او بزرگ‌تر است. الله ما را از آن محفوظ بدارد. الله ذهن ما را باز کند و آنچه می‌آموزیم دانشی پربرکت باشد، ان‌شاءالله.

2026-03-04 - Lefke

يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱجۡتَنِبُواْ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلظَّنِّ إِنَّ بَعۡضَ ٱلظَّنِّ إِثۡمٞۖ (49:12) الله عز و جل می‌فرماید که ما باید از گمان‌های بد (سوءظن) برحذر باشیم. «سوءظن» به معنای بدگمانی نسبت به کسی است. این کار تنها انسان را بی‌جهت به خود مشغول می‌کند. وقتی انسان بدگمان باشد، مسائل را اشتباه می‌فهمد و خوبی را به عنوان بدی می‌بیند. به همین دلیل الله عز و جل می‌فرماید: از آن دوری کنید. تمام فرمان‌های الله عز و جل برای خیر و صلاح ماست. آن‌ها هم برای خیر ما در این دنیا و هم در آخرت هستند. انسان نباید نسبت به برادرانش بدگمان باشد. همچنین نباید نسبت به برادران خود در طریقت بدگمان باشد. الله کسانی را که نیت‌های خالصانه‌ای دارند، حفظ می‌کند. از آنجا که امروزه بسیاری از مردم تفاوت بین حلال و حرام را نمی‌دانند، اغلب مرتکب اشتباه می‌شوند. آنها اغلب سعی می‌کنند افراد خوش‌باور را فریب دهند. حتی اگر بگوییم «بدگمان نباشید»، پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) در حدیثی فرمودند: «لست بخب، ولا الخب یخدعنی.» در حدیث دیگری فرمودند: «لا یلدغ المؤمن من جحر مرتین.» در حدیث اول پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) می‌فرمایند: «من کسی نیستم که فریب دهم، اما هیچ‌کس هم نمی‌تواند مرا فریب دهد.» در حدیث دیگر آمده است: «مؤمن از یک سوراخ دو بار گزیده نمی‌شود.» منظور سوراخ مار است. اگر یک بار در آن افتادی و آسیب دیدی، پس از آن مراقب هستی. به سادگی جلو نرو و نگو: «من فقط خوش‌بین هستم، هیچ گمان بدی ندارم. این فقط یک بار بود، بار دوم اتفاق نمی‌افتد»، تا بعد دوباره دستت را در همان سوراخ فرو کنی. هوشیار باش! وقتی کسی می‌آید تا تو را فریب دهد، اجازه نده با این فکر که «من نباید درباره او بد فکر کنم» گول بخوری. در عوض بگو: «برادر، خدانگهدار. مرا به گناه نینداز و باعث نشو که بدگمان شوم. آنچه تو پیشنهاد می‌دهی، به درد من نمی‌خورد.» بگو: «الحمدلله به برکت پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم)، من راه راست را انتخاب کرده‌ام و با انسان‌های خوب همراه هستم. من معاملات صادقانه انجام می‌دهم.» بر همین اساس عمل کن. اگر می‌خواهی کالایی بخری یا معامله‌ای انجام دهی و کسی چیزی به تو پیشنهاد می‌دهد: اگر به نفعت است آن را می‌پذیری، وگرنه رد می‌کنی. شاید کسی بگوید: «من تو را نزد شیخی می‌برم.» اگر قلبت با این شیخ آرامش یافت، می‌روی، در غیر این صورت نمی‌روی. از ترسِ اینکه مبادا گمانِ بد ببری، فریب خوردن یک مسئله است. اما حماقت - با عرض پوزش - چیز کاملاً دیگری است. احمق نباش. الله به تو عقل داده است، باید از آن استفاده کنی. به هیچ‌کس اجازه نده تو را فریب دهد، درست همان‌طور که پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) دستور داده‌اند. امروزه بسیاری از مسلمانان فریب خورده‌اند. آنها راه حق و راه زیبای پیامبرمان را ترک کرده‌اند و از تصورات خود پیروی می‌کنند. آنها می‌گویند «ما مسلمان هستیم»، اما هر کاری می‌کنند که در سنت نیست. چیزهایی را که پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) هرگز نگفته‌اند، به عنوان بخشی از دین می‌پذیرند و سنت حقیقی را بدعت می‌نامند. پیروی نکردن از چنین افرادی به این معنا نیست که انسان گمان بد می‌برد. کاملاً برعکس: این نشان‌دهنده هوشیاری و خردمندی است. پیروی از آنها تنها به معنای آسیب رساندن به خود است. انسان باید بتواند این چیزها را به وضوح از هم تشخیص دهد. یاد بگیر که حکمت، خوبی و بدی را از هم تشخیص دهی. الله به تو هم عقل و هم نور ایمان داده است. اگر با این نور عمل کنی، ان‌شاءالله فریب نخواهی خورد. مراقب این باش. الله ما را حفظ کند. در زمانه امروز همه چیز پیدا می‌شود. همان‌طور که گفته شد، گاهی انسان‌های خوب هم مورد سوءظن قرار می‌گیرند. اما اگر با دقت نگاه کنی که چه کسی خوب و چه کسی بد است، خودش را نشان خواهد داد. نگران نباش و فکر نکن: «من به اشتباه خوب را بد و بد را خوب پنداشتم.» چنین چیزی ممکن است پیش بیاید. وقتی بعداً حقیقت را می‌فهمی، پشیمان می‌شوی. یا اگر در حق کسی ظلم کرده‌ای، عذرخواهی می‌کنی و از او می‌خواهی که حقش را بر تو حلال کند. الله ما را حفظ کند. الله هیچ‌کس را به سمتی نکشاند که درباره انسان‌های خوب بدگمان شود. اگر دانسته یا ندانسته خطایی در قبال آنها مرتکب شده‌ایم، به حرمت این روزهای مبارک، الله ما را ببخشد، ان‌شاءالله.

2026-03-03 - Lefke

شکرلله - شکر الله را! - در این روزهای زیبا دوباره در یک مکان متبرک، در مقام مولانا شیخ ناظم، گردهم آمده‌ایم. ماه رمضان ماه زیبایی است، این روزها روزهای زیبایی هستند. البته وضعیت دنیا مشخص است، دنیا جای راحتی و آسایش نیست. برای مسلمان، اینجا محل سود بردن است. باید از این به خوبی استفاده کرد. هرچه در دنیا رخ دهد، هیچ چیز خارج از اراده الله عز و جل اتفاق نمی‌افتد. همه چیز در دایره اراده الله عز و جل اتفاق می‌افتد، همان‌طور که او می‌خواهد. بنابراین ذهن خود را درگیر آن نکن، به امور خودت بپرداز. وظیفه تو چیست؟ بنده الله بودن، عبادت الله، هزاران بار شکرگزاری برای نعمت‌های الله و گرامی داشتن آنها. به عنوان یک مسلمان و همچنین به عنوان یک انسان، باید به یک اندازه در راه الله قدم برداری. اینکه در دنیا می‌گویند «این یکی این کار را کرد، آن یکی آن کار را کرد، این یکی زد، آن یکی ویران کرد»؛ اینها همگی چیزهایی هستند که با اراده الله رخ می‌دهند، و اتفاق می‌افتند. به همین دلیل لازم نیست بیش از حد به آن فکر کنید. انسان باید به وضعیت خودش نگاه کند، نه به چیزهای دیگر. وضعیتت هرچه که هست، شکرگزار باش. اگر در راه الله هستی، شکرگزار باش. ای انسان، الله تو را با این خوشبختی مورد لطف قرار داده است؛ قدر خوشبختی خود را بدان! در مقابل، میلیون‌ها و میلیاردها نفر از مردم این خوشبختی را ندارند. آنها این روزهای زیبا را نمی‌شناسند، این زیبایی را درک نمی‌کنند و نمی‌توانند از آن لذت ببرند. آنها در راه‌های دیگری می‌دوند، به دنبال لذت‌های خود می‌روند و فکر می‌کنند که این کار آنها را خوشبخت خواهد کرد. در حقیقت کسی خوشبخت است که در راه الله باشد. همه افراد دیگر از خوشبختی بی‌نصیب‌اند، آنها هیچ خوشبختی ندارند. به این معنا که، فرقی نمی‌کند چقدر نزدیک باشی، تا زمانی که در این راه نباشی، هیچ سودی برایت نخواهد داشت. تو باید قدم در این راه بگذاری، راه الله. از دیگران تقلید نکن و از دین فرار نکن، از اسلام فرار نکن، از طریقت فرار نکن. اگر فرار کنی، چیزهای بسیار زیادی را از دست خواهی داد. چیزهای زیادی وجود خواهد داشت که از آنها پشیمان خواهی شد. خواهی گفت: «چگونه توانستم از راه منحرف شوم؟ من که در این راه بودم، من مسلمان بودم...» در آخرت پشیمان خواهی شد و خواهی گفت: «در حالی که در راه اسلام بودم، از کافران، بی‌ایمانان، بی‌دینان و افراد فاقد اعتقاد تقلید می‌کردم.» آنها هیچ چیزی ندارند که بخواهی به آن غبطه بخوری. الله همه را یکسان آفریده است؛ کسی که در واقع باید به او غبطه خورد، انسان مؤمن است. هرگز به کسی که از دین فرار می‌کند غبطه نخورید. نباید آنها را با چنین افکاری تحسین کنی: «چقدر زیبا لباس پوشیده است، چگونه حرکت می‌کند، چگونه می‌رقصد، چگونه می‌نوشد، یا هر کاری که می‌کند.» اینها چیزهای گذرا هستند، آنها تا آخر عمر دوام نمی‌آورند. حتی اگر یک عمر هم ادامه داشته باشد، در نهایت هیچ چیزی از آنها باقی نخواهد ماند. در آخرت بسیار پشیمان خواهی شد و خواهی گفت: «آه، چرا این فرصت‌ها را از دست دادم، چطور چنین چیزی اتفاق افتاد؟» وقتی انسان به جهنم برود پشیمان خواهد شد، زیرا از فرصت‌ها زمانی که وجود داشتند استفاده نکرده است. کسانی که بیشترین پشیمانی را خواهند داشت، مشرکان زمان پیامبر ما - صلی الله علیه و سلم - هستند. آنها ارزش او را ندانستند، او را آزار دادند، مسخره کردند، هر بدی در حق او کردند، اما در نهایت پشیمان شدند. امروزه نیز مردم دقیقاً به همین شکل به شیوخ و اولیا نگاه می‌کنند؛ آنها به این افراد احترامی نمی‌گذارند، بلکه در عوض به افراد بدحجاب و بی‌بندوبار احترام می‌گذارند و ارزش می‌دهند. این افراد هیچ ارزشی ندارند و حتی برای خودشان نیز ارزشی قائل نیستند. به همین دلیل الله عز و جل به بشریت عقل داده است؛ انسان باید از این عقل برای رسیدن به رستگاری استفاده کند. رستگاری چیست؟ در این دنیا رستگاری این است که با الله باشی، و در آخرت نیز همین‌طور است. با الله بودن، به‌ویژه برای آخرت از اهمیت بیشتری برخوردار است. زندگی دنیوی در هر حال می‌گذرد، اما آخرت پایدار است و از بین نمی‌رود. اکنون مردم در دنیا فکر می‌کنند: «چه بر سر ما خواهد آمد، چه چیزی باقی خواهد ماند؟»؛ کافران چقدر از ترس آب می‌شوند. زیرا آنها ایمانی ندارند؛ آنها نمی‌دانند که همه چیز با اراده الله عز و جل اتفاق می‌افتد. به همین دلیل آنها در دنیا آرامش نمی‌یابند، زیرا می‌گویند: «الان دیگر پول ندارم، آن شخص چه خواهد کرد، این چگونه خواهد شد»؛ در آخرت وضعیت آنها بسیار بدتر خواهد بود. الله ما را حفظ کند. الله ما را از این راه منحرف نکند، برکت و رحمت این روزهای زیبا بر ما باد. ما همچنین دعا می‌کنیم که الله کافران را هدایت کند. زیرا ما مؤمنان، اهل طریقت، چیزی جز خیر و خوبی نمی‌خواهیم. ان‌شاءالله که الله آنها را هدایت کند تا آنها نیز در راه راست قدم بردارند و از بندگانی باشند که الله آنها را دوست دارد.

2026-03-02 - Dergah, Akbaba, İstanbul

شَهۡرُ رَمَضَانَ ٱلَّذِيٓ أُنزِلَ فِيهِ ٱلۡقُرۡءَانُ هُدٗى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَٰتٖ مِّنَ ٱلۡهُدَىٰ وَٱلۡفُرۡقَانِۚ (2:185) الله می‌فرماید: این ماه مبارک، ماهی است که قرآن در آن نازل شده است. تمام این تجلیات در این ماه نازل شده‌اند. سپس در طول ۲۳ سال کامل شد و به عنوان یک معجزه تا روز قیامت پابرجا می‌ماند. قرآن مجید یک معجزه بزرگ است. این یکی از بزرگترین معجزات پیامبر ما (درود و سلام الله بر او باد) است که کلام الله (عز و جل) در میان مردم است، در دستان ما قرار دارد و می‌توانیم آن را در همه جا بخوانیم. اما در مورد خواندن آن؛ در ماه رمضان به هر حال جلسات جمعی قرآن‌خوانی برگزار می‌شود و به طور کامل خوانده می‌شود (ختم). در حالت عادی نیز باید آن را خواند. البته افراد زیادی هم هستند که نمی‌توانند آن را بخوانند. هیچ چیزی نمی‌تواند جای آن را بگیرد. برخی از مردم می‌گویند: «ما این را می‌خوانیم، کتاب فلانی و کتاب بیساری وجود دارد»؛ اما اینها هرگز نمی‌توانند جای قرآن مجید را بگیرند. حتماً باید از قرآن خواند. برای کسانی که نمی‌توانند، باید گفت: وظیفه روزانه ما این است که یک جزء از قرآن را بخوانیم. کسی که نمی‌تواند این کار را انجام دهد، صد بار سوره اخلاص را بخواند. اخلاص همچنین عصاره قرآن مجید است. سه بار خواندن سوره اخلاص به اندازه یک ختم (قرائت کامل) به حساب می‌آید. با این نیت، یعنی با گفتن اینکه: «ما نتوانستیم یک جزء بخوانیم، حداقل بیایید این را بخوانیم»، باید ادامه داد. در غیر این صورت، برخی افراد با گفتن اینکه: «این را نخوانید، شما آن را نمی‌فهمید؛ به جای آن کتاب فلان مرد یا بهمان مرد را بخوانید»، مردم را از قرآن دور نگه می‌دارند و آن‌ها را منحرف می‌کنند. چنین حرف‌هایی بی‌معنی هستند. آن‌ها هیچ ارزشی ندارند. بنابراین، این نیز بزرگترین ویژگی این ماه مبارک است. قرآن در شب قدر (لیلة القدر) نازل شده است، هیچ چیزی نمی‌تواند جای آن را بگیرد. برای بهره‌مندی از فضایل آن، با این نیت، ان‌شاءالله، همانطور که گفتیم؛ هر کس که می‌تواند، هر روز یک جزء بخواند، و کسی که نمی‌تواند بخواند، حتماً روزی صد بار سوره اخلاص را با نیت یک جزء بخواند. الله ذهن روشنی عطا کند. این حکمت الله است، این نیز یکی از معجزات بزرگ است؛ مردی حتی یک کلمه عربی نمی‌داند، نمی‌تواند به آن صحبت کند، اما قرآن را زیباتر از عرب‌ها می‌خواند و آن را به طور کامل حفظ کرده است. حتی برخی انواع قرائت‌ها و قواعد تجوید را یاد گرفته و به کار بسته‌اند. این دقیقاً به این دلیل است که قرآن کلام الله است. از آنجایی که در درون، در قلب‌های انسان‌ها نفوذ می‌کند، آسان می‌شود. از هر زاویه‌ای که به آن نگاه کنید، همه چیز در قرآن مجید گنجانده شده است. سلامتی وجود دارد، ایمان وجود دارد، برکت وجود دارد. همه علوم در آن موجود است؛ علوم ظاهری و باطنی در قرآن مجید قرار دارند. اگر به جای آن بگویید: «من این را می‌خوانم، این مرد کتاب‌های زیادی نوشته است، من کتاب‌های او را می‌خوانم»، نه از آن برکتی دریافت خواهید کرد و نه می‌توانید از قرآن بهره‌مند شوید؛ شما از آن محروم خواهید ماند. الله ما را حفظ کند. با انسان‌های خوب همراه باشید. در راه راست بمانید. راه طریقت همان راه راست است. کسانی که علیه طریقت که راه راست را نشان می‌دهد، حرف می‌زنند و آن را نمی‌پذیرند، مردم را گمراه می‌کنند. الله ما را حفظ کند. ان‌شاءالله، الله به همه ما هدایت عطا کند.

2026-03-01 - Dergah, Akbaba, İstanbul

پیامبر ما (درود و سلام الله بر او باد) می‌فرماید: «کسی که ایمان دارد، باید یا سخن نیک بگوید یا سکوت کند.» اگر کسی حرف نیکی برای گفتن ندارد، بهتر است سکوت کند. زیرا اغلب افراد زیادی هستند که بدون آگاهی سخن می‌گویند. وقتی این اتفاق می‌افتد، به جای نیکی، فقط بدی و مصیبت به بار می‌آید. به همین دلیل، در برخی مواقع بهتر است سکوت کرد. انسان باید همواره آگاه باشد که چه می‌گوید. او باید از خود بپرسد: «آیا من سخن نیک می‌گویم یا بد؟ آیا کلمات من خوب هستند یا بد؟» درباره زمانه امروز ما، سرورمان علی احتمالاً زمانی فرمودند: «Hādhā zamānu's-sukūt wa mulāzamati'l-buyūt.» او با این سخن، حتی در ۱۴۰۰ سال پیش فرمود: «این زمانی برای سکوت و در خانه ماندن است.» امروز ما بسیار بیشتر از آن زمان به این امر نیاز داریم. هیچ دلیلی برای زیاد حرف زدن وجود ندارد. انسان باید فقط چیزی را بگوید که خوب و مفید است. زیرا اگر حرف بدی بزنی، در هر صورت فقط به خودت آسیب می‌رسانی. اما اگر سخن نیکی بگویی، برکت و منفعت به همراه دارد. اما همان‌طور که پیش‌تر ذکر شد، راه پیامبر ما (درود و سلام الله بر او باد) راهی بسیار زیباست. آنچه او آموزش داده است، در خدمت خیر و صلاح تمام بشریت است. بنابراین این نه تنها برای مسلمانان، بلکه برای همه انسان‌ها خوب است. مردم باید از پیامبر ما (درود و سلام الله بر او باد) بیاموزند که چه باید بکنند. هر کس در این دنیا به دنبال خوبی و زیبایی است، باید این راه را دنبال کند. همه راه‌های دیگر به ناامیدی ختم می‌شوند؛ آنها هرگز به پایان خوشی منجر نمی‌گردند. باشد که الله ما را در این راه استوار بدارد. باشد که در مصیبت گرفتار نشویم، ان‌شاءالله. هر چه انسان می‌بیند واقعی نیست، و هر چه گفته می‌شود درست نیست. بنابراین بی‌دلیل ذهن خود را درگیر آن نکن. هر کاری که می‌کنی، خود را با سخنان پیامبر ما (درود و سلام الله بر او باد) هماهنگ کن. باشد که الله ما را از این راه منحرف نسازد. باشد که الله از اسلام و مسلمانان محافظت کند. باشد که او محافظی برای ما بفرستد. ما در آخرالزمان زندگی می‌کنیم. قطعاً برای تمام این مشکلات و سختی‌ها تنها یک راه‌حل وجود دارد: همان‌طور که پیامبر ما (درود و سلام الله بر او باد) بشارت دادند، ان‌شاءالله با ظهور مهدی دیگر هیچ مشکلی وجود نخواهد داشت. ان‌شاءالله که الله به ما کمک کند و ظهور او را زودتر محقق سازد.

2026-02-28 - Dergah, Akbaba, İstanbul

پیامبر ما (درود و سلام الله بر او باد) فرمود: «کسی که به یک روزه‌دار افطاری بدهد، پاداشی همانند روزه‌دار دریافت می‌کند.» در این میان، چیزی از پاداش خود روزه‌دار کم نمی‌شود. یکی از صفات مبارک الله، بخشندگی اوست. او از یکی نمی‌گیرد تا به دیگری بدهد؛ الله از فضل و فراوانی خود می‌بخشد. این فرصت‌ها نیز از جمله نعمت‌هایی هستند که الله به مؤمنان عطا می‌کند و در واقع می‌فرماید: «بگیرید» و «از آن بهره‌مند شوید». در مورد افطاری دادن نیز چنین است؛ هر کار نیکی با پاداشی چند برابری جبران می‌شود. امروز دهمین روز ماه رمضان است. تمام ستایش‌ها سزاوار الله است. روزه گرفتن سخت نیست، حتی اگر مردم گاهی چنین فکر کنند. این زیبایی در هیچ چیز دیگری یافت نمی‌شود. زیبایی روزه را کسانی که روزه نمی‌گیرند، نه می‌توانند درک کنند و نه بچشند. همان‌طور که پیامبر ما (درود و سلام الله بر او باد) فرمود، روزه‌دار نزد الله دو شادی دارد. در هنگام افطار، هر کسی که روزه است، شادی، آرامش درونی و زیبایی بزرگی را احساس می‌کند. شادی دیگر، پاداشی است که در آخرت برای آن عطا می‌شود - و این شادی اصلی است. اما حداقل بخش کوچکی از این شادی، در هنگام افطار نصیب مسلمانان روزه‌دار می‌شود. به همین دلیل، انسان روزه‌دار واقعاً سعادت‌مند است. او فریب شیطان را نخورده و از نفس خود پیروی نکرده است. هرچه انسان بیشتر در برابر شیطان و نفس خود بایستد، برای او بهتر است. اگر تسلیم آن‌ها شود، برده آن‌ها شده و بی‌هدف سرگردان می‌شود. در آن صورت فقط دائماً در تلاش است تا خواسته‌های آن‌ها را برآورده کند. در حالی که آن‌ها باید تابع تو باشند؛ نفس تو باید در برابر تو سر خم کند و شیطان باید از تو دور بماند. دقیقاً باید همین‌طور باشد. اگر این کار را انجام دهی، هم در این دنیا و هم در آخرت به خوشبختی و آرامش دست می‌یابی. عبادات و کارهای نیکی که در این دنیا انجام می‌شوند، فواید بزرگ، قدرت و هر خیری را برای انسان به ارمغان می‌آورند. بنابراین بیایید نعمت‌هایی را که الله به ما عطا کرده است، با شکرگزاری بپذیریم. بیایید عبادات خود را با شادی انجام دهیم، ان‌شاءالله. الله ما را در این راه موفق بگرداند. الله به کسانی که عبادات خود را انجام نمی‌دهند نیز هدایت عنایت فرماید تا این زیبایی‌ها نصیب آن‌ها هم بشود، ان‌شاءالله.