السلام عليكم ورحمة الله وبركاته أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. والصلاة والسلام على رسولنا محمد سيد الأولين والآخرين. مدد يا رسول الله، مدد يا سادتي أصحاب رسول الله، مدد يا مشايخنا، دستور مولانا الشيخ عبد الله الفايز الداغستاني، الشيخ محمد ناظم الحقاني. مدد. طريقتنا الصحبة والخير في الجمعية.
أَلَا بِذِكۡرِ ٱللَّهِ تَطۡمَئِنُّ ٱلۡقُلُوبُ
(13:28)
معنی این (آیه) این است که قلبها فقط با یاد الله آرامش مییابند.
الله را در قلبت حفظ کن.
و هیچ چیز دیگری را (نه).
این باعث آرامش میشود و تو را از تمام نگرانیهای دیگر رها میکند.
الله، او یگانه است.
او هیچ شریکی ندارد.
الله، قدرتمند و بلندمرتبه، هیچ شریکی را نمیپذیرد.
و از ویژگیهای او این است که غیرممکن است که الله، قدرتمند و بلندمرتبه، شریکی داشته باشد.
اگر الله، قدرتمند و بلندمرتبه، را در قلبت حفظ کنی، پس بدان: الله میفرماید که او نه در آسمانها، نه بر روی زمین و نه در هیچ جای دیگری یافت نمیشود، زیرا او به مکانی وابسته نیست.
الله میفرماید: «فقط در قلب مومن من، مومن من، میتوانم حاضر باشم.»
در هیچ جای دیگری.
به همین دلیل، نباید هیچ چیز دیگری غیر از عشق به الله را در قلبت راه دهی.
با عشق به الله، خوشبختی را در قلبت خواهی یافت.
قلبت را با چیزهای دنیوی، پول، زنان یا هر چیز دیگری پر نکن - فقط الله، قدرتمند و بلندمرتبه.
حُبًّا للهِ وَ بُغْضًا فی الله.
عشق برای الله و دوست داشتن آنچه الله دوست دارد.
این چیزی است که باید در قلبت باشد.
اما اگر چیزهای دیگری را در قلبت راه دهی، تمام زندگیات بدبخت و ناخوشایند خواهد بود.
این یک پیام ساده است، اما برای خوشبختی بشر کافی است.
زیرا مردم همه چیز را غیر از الله، قدرتمند و بلندمرتبه، در قلبهایشان قرار میدهند.
آنها قلبهایشان را با پول، زنان و بسیاری از چیزهای مضر پر میکنند، اما جایی برای الله در قلبهایشان باقی نمیگذارند.
به همین دلیل است که آنها ناراضی و بدبخت هستند.
الله قلبهای ما را فقط برای خودش باز کند، ان شاءالله.
2025-02-07 - Other
ان شاءالله، خداوند به مسلمانان یاری خود را عطا کند و همه ما را یاری فرماید.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در پیشگویی درباره آخرالزمان، از تعداد زیادی مسلمان سخن گفتند.
این مسلمانان در بسیاری از کشورها و شهرها پراکنده خواهند بود.
اما همانطور که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) توضیح دادند، با وجود تعداد قابل توجهشان، به سختی می توانند تاثیری داشته باشند.
آنها مانند کف روی امواج دریا خواهند بود که به ساحل می رسد و سپس بلافاصله ناپدید می شود.
نفوذ آنها بی معنی خواهد بود.
این پیشگویی نبوی برای زمان ما از طریق معجزه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به ما منتقل شده است.
ما در زمان سختی زندگی می کنیم.
و می دانید چرا؟
به این دلیل است که مردم نه از راه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پیروی می کنند و نه به ایشان احترامی که شایسته آن است، می گذارند.
یقیناً، ماشاءالله، آنها دانشمندانی با دانش هستند، اما شیطان مانع از آن می شود که آنها حضور مستمر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را از طریق برکت و مدد ایشان تصدیق کنند.
صرف وجود مسلمانان گواه بر حضور همیشگی پیامبر است.
بدون حضور ایشان از بین می رفتند، زیرا کسی که به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نه عشق می ورزد و نه احترام می گذارد، ایمانش تا زیر نقطه صفر کاهش می یابد.
بله، نه تنها تا نقطه صفر، بلکه حتی پایین تر.
دقیقاً به همین ترتیب پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) این آخرالزمان را توصیف کرده اند.
سخنان ایشان به ما مسلمانان اشاره دارد - کسانی که تعدادشان امروزه حدود دو میلیارد یا بیشتر تخمین زده می شود.
و با این حال: حتی یک کشور کوچک اروپایی نفوذ بیشتری بر رویدادهای جهان دارد تا کل این جامعه مسلمان.
یک کشور غیرمسلمان با تنها چهار تا پنج میلیون نفر جمعیت، وزن بیشتری در جهان دارد تا همه مسلمانان با هم.
دلیل آن کمبود ایمان، ایمان واقعی است.
آنها نام 'مسلمان' را یدک می کشند، اما ایمان ندارند.
ایمان برای مسلمانان ضروری است و بدون احترام و عشق به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ایمانی وجود ندارد.
آنها جایگاه ویژه ای را که الله به او داده است - برگزیدگی او به عنوان برترین موجودات - را درک نمی کنند.
پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) به راستی برترین در میان همه مخلوقات است.
اما آنها می گویند: "او فقط یک انسان مانند همه ماست."
"ما انسان هستیم و او هم چیزی جز یک انسان نیست."
آنها از مرگ او سخن می گویند، انگار که او از میان ما رفته است، و آنها کاملاً فاقد احترام و ادب - رفتار درست در برابر پیامبر - هستند.
این نگرش بی احتیاطی در حال گسترش است.
به ویژه در کشورهای خارج از جهان اسلام، مانند اروپا و جاهای دیگر، می توان این روند را مشاهده کرد.
نفوذ مخرب آنها در حال حاضر حتی به قلب ها در کشورهای مسلمان نیز رسیده است.
آنها مردم را از راه راست منحرف می کنند.
این روش حیله گرانه شیطان است.
برای او کافی نیست که مردم از اسلام دور بمانند.
او بی وقفه به دنبال راه هایی برای از بین بردن ایمان و باور در قلب ها است.
هدف او این است که آنها زیر نقطه صفر سقوط کنند.
این شناخت برای زندگی ما از اهمیت بالایی برخوردار است.
قرآن کریم در این مورد به ما می آموزد:
وَمَحۡيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ
(6:162)
لَا شَرِيكَ لَهُ
(6:163)
به راستی، زندگی و مرگ من تنها از آن الله است.
این سرنوشت الهی ماست - نه تلاش برای لذت های دنیوی و لذت های زودگذر.
مسلماً لذت و خوشی زندگی از ما دریغ نشده است.
اسلام بسیاری از انواع شادی را مجاز می داند، تا زمانی که ما از مثال پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پیروی کنیم.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) خوشحال می شوند وقتی ما از هدایای حلال الله به درستی لذت می بریم.
از تحمیل محدودیت های غیرضروری به خودتان بپرهیزید.
این امر با یک روایت مهم روشن می شود: روزی سه صحابه به مسجد پیامبر آمدند و نیات خود را اعلام کردند. اولی گفت: "از این پس شب ها نخواهم خوابید."
"در عوض شب ها را به نماز می گذرانم."
دومی اعلام کرد: "من برای همیشه از ازدواج دست می کشم."
"زندگی من باید منحصراً وقف اسلام شود."
و سومی اعلام کرد: "من به طور مداوم روزه می گیرم، بدون اینکه هرگز روزه ام را بشکنم."
وقتی این سخنان به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رسید، فرمودند: "اما من عادت دارم بخوابم و بیدار شوم."
"من هم روزه می گیرم، اما آن را در زمان مناسب می شکنم."
"و ببینید: من ازدواج کرده ام، زیرا ازدواج بخشی از سنت من است."
"بله، من یک زندگی زناشویی دارم و دلیلی وجود ندارد که از آن خودداری کنم."
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با این سخنان نشان دادند که سخت گیری بیش از حد نسبت به خود با راه ایشان مطابقت ندارد. بلکه باید از مثال متعادل ایشان پیروی کرد.
این یک تخلف جدی است که چیزی را که الله مجاز کرده است، ممنوع اعلام کنیم.
هیچ کس نباید اجازه داشته باشد که مجاز را ممنوع یا ممنوع را مجاز اعلام کند.
این یک تجاوز جدی به حدود الهی است.
درس اصلی این روایت که بسیاری از آن غافل هستند، ضرورت مطلق پیروی از سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در همه جنبه ها است.
این به معنای دوست داشتن با قلب خود چیزی است که او دوست داشت و اجتناب از چیزی است که او رد کرد.
در این است هسته راه ما.
به ویژه محبت عمیق پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به همه مردم، به ویژه نسل جوان، قابل توجه است.
وقتی از صحابه بزرگوار می شنویم، ممکن است به راحتی به این باور برسیم که آنها مردان مسن و با تجربه شصت ساله یا حداقل چهل ساله هستند.
اما شگفت آور است که فرماندهانی که در کنار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می جنگیدند، جوانانی بین چهارده، شانزده و هجده سال بودند.
آنها با وجود جوانی خود با موفقیت ارتش های بزرگی را رهبری کردند و پیروزی های مهمی به دست آوردند.
این حکمت خاص پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را به ما نشان می دهد: از طریق الهام الهی، او تشخیص داد که این جوانان هستند که سنت او و پیام اسلام را به جهان منتقل خواهند کرد.
او با دقت ویژه ای تعالیم خود را به این یاران جوان تلقین کرد تا آنها بتوانند این تعالیم را تا سنین پیری حفظ و منتقل کنند - اعمال او، ذات او، ترجیحات و بیزاری های او، کل سبک زندگی او.
چنین انتقال دقیقی در تاریخ پیامبران بی نظیر است. از سیدنا عیسی و سیدنا موسی (علیهما السلام) فقط رویدادهای خاصی به ما رسیده است.
در مورد پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) صحابه هر حرکت و هر لحظه از زندگی او را با نهایت دقت ثبت کرده اند.
این قدرت مشاهده فوق العاده به واسطه دعای پر برکت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نصیب آنها شد.
نمونه دیگر سیدنا دحیه کلبی است که در جوانی، حدود هفده سالگی، نزد پیامبر آمد.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) او را به وظیفه خاصی مأمور کرد: یادگیری زبان عبری.
یادگیری زبان عبری آسان نیست.
اما از طریق برکت پیامبر، او به این امر شگفت انگیز دست یافت: تنها در پانزده روز او زبان را در گفتار و نوشتار مانند یک زبان مادری مسلط شد.
این یک حقیقت جاودانه را روشن می کند: هر کس صادقانه از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پیروی کند، الله توانایی های خارق العاده ای به او می بخشد - در آن صورت هیچ چیز غیرممکن نیست.
امروز چقدر متفاوت است: جوانان ما، حتی افراد مسن تر، شب های خود را تا فجر بیدار می مانند، در حالی که به جای استراحت، نگاهشان به دستگاه های الکترونیکی خیره شده است.
آنها روز را تا شب می خوابند و وقتی از خواب بیدار می شوند، از فست فودهایی مانند همبرگر تغذیه می کنند و در نتیجه به طور فزاینده ای وزن اضافه می کنند.
آنها کاری و برنج را کاملاً تحقیر می کنند.
در حالی که مشایخ خردمند ما در مدرسه حقیقت مهمی را به ما آموختند: مصرف بیش از حد غذا ذهن را تیره می کند.
آنها می گفتند: "الفتنه تزمی الفتنه".
این آموزه خردمندانه می گوید: هر چه شکم بیشتر متورم شود، وضوح ذهنی و درک بیشتر کاهش می یابد.
الحمدلله، برای نسل رو به رشد ما بسیار مهم است که در همه چیز حد اعتدال را رعایت کنیم و با اطاعت صادقانه با والدین خود رفتار کنیم.
حتی فرزندان خودم نیز باید این درس را درونی کنند.
در استفاده از دستگاه های الکترونیکی، محدودیت های مشخصی برای آنها تعیین کردم: نیم ساعت، و نه هر روز، بلکه فقط یک بار در هفته.
آنها با چه اشتیاقی منتظر این زمانی بودند که به آنها اختصاص داده شده بود.
اما امروزه می بینیم که چگونه حتی به نوزادان یک ساله این دستگاه ها داده می شود.
خواه یک، دو یا سه ساله باشند - هیچ گروه سنی دیگر محافظت نمی شود.
بعداً همین والدین شکایت می کنند: "فرزند من نشانه های اوتیسم را نشان می دهد."
اما این تحول تصادفی نیست، بلکه نتیجه مستقیم اعمال خود آنهاست.
مسلماً راه آسانی در ابتدا وسوسه انگیز به نظر می رسد.
اما به دنبال آسانی ظاهری، ناگزیر سختی می آید.
در حالی که هر کس در ابتدا زحمت بکشد، الله بعداً به او آسانی عطا می کند.
این یک اصل اساسی است که الله متعال در قرآن کریم به ما آشکار کرده است.
فَإِنَّ مَعَ ٱلۡعُسۡرِ يُسۡرًا
(94:5)
إِنَّ مَعَ ٱلۡعُسۡرِ يُسۡرٗا
(94:6)
این تضمین الهی دو بار تأیید شده است!
این کلمات به ما اعلام می کنند: پس از هر آزمایشی، یقیناً آسایش الهی فرا می رسد.
ذکر دو بار این وعده الهی، قطعیت مطلق آن را تأکید می کند.
در حالی که مردم زمان ما فقط به دنبال لذت فوری هستند و نسبت به عواقب اعمال خود کور هستند.
در این مورد داستان های آموزنده زیادی نقل شده است.
فقط به جیرجیرک فکر کنید که تمام تابستان فقط آواز خواند و سپس در زمستان مرد.
اما مورچه با پشتکار کار کرد و با تلاش خود بقای خود را در طول زمستانهای بسیار تضمین کرد.
این حکمت بیزمان نسل به نسل منتقل شده است تا به مردم بیاموزد.
اما انسانهای زمان ما از هر تلاشی دوری میکنند و از مسئولیت شانه خالی میکنند.
آنها در گمراهی خود فکر میکنند که این راه رسیدن به موفقیت است.
در مقابل، به زمان پیامبر، درود خدا بر او باد، نگاه کنید: حتی جمعه هم در آن زمان روز تعطیلی نبود.
مردم میتوانستند، اگر میخواستند، در تمام هفت روز هفته به کار خود مشغول شوند.
فقط یک بازه زمانی کوتاه، حدود نیم ساعت تا یک ساعت، از این قاعده مستثنی بود.
و میدانید این چه زمانی بود؟
این زمان مبارک نماز جمعه بود.
در این ساعت مقدس، حضور در نماز واجب بود، اما پس از آن میتوانستند بلافاصله به کار خود بازگردند.
امروزه کشورهای مسلمان کل روز جمعه را به عنوان روز استراحت اعلام کردهاند که در آن همه مغازهها و مراکز تعطیل هستند.
در بسیاری از کشورهای دیگر، این استراحت فقط برای شنبه یا یکشنبه اعمال میشود.
در حالی که الله در حکمت خود به انسانها آزادی داده است تا بر اساس امکانات و نیازهای خود کار کنند.
اما در زمان ما، مردم به تنبلی تشویق میشوند و به جای آن از هوسهای پست خود پیروی میکنند و در نتیجه در دام شیطان میافتند.
همانطور که مولانا شیخ ما همیشه هشدار میداد: شیطان به ویژه کسانی را انتخاب میکند که در بطالت به سر میبرند.
انسانی که به طور هدفمند مشغول است، به شیطان اجازه نمیدهد وارد زندگیاش شود.
اما کسی که در بیکاری به سر میبرد، در و دروازه را برای انواع حواسپرتیها به روی نفس خود باز میکند.
بنابراین شیطان در نهایت بر تو قدرت مییابد.
بنابراین بسیار مهم است که خود را وقف خدمت به مردم کنید و از دام بطالت برحذر باشید.
خود را وقف تلاوت قرآن کریم کنید، در کتابهای مفید تعمق کنید، به دنبال حرکت در طبیعت باشید و به مردم کمک کنید.
اجازه ندهید زندگی شما بدون هدف عالیتر و هدف مورد رضایت الله سپری شود.
این هشدار به ویژه برای نسل جوان بسیار مهم است.
آنها نباید فقط دانش آکادمیک جمعآوری کنند، بلکه مهمتر از همه باید از طریق کار سخت، مراقبت عاشقانه از والدین خود، کمک به همنوعان و کسب مهارتهای عملی رشد کنند.
تحصیل به تنهایی، بدون پیگیری یک هدف بالاتر، بدون ارزش واقعی باقی میماند.
اما اگر وظیفهای پیدا کردید که قلب شما را با اشتیاق خالصانه پر میکند، این نه تنها برای خود شما، بلکه برای خانواده و کل جامعه شما نیز برکت خواهد بود و الله از آن خشنود خواهد شد.
اگر این هدف والاتر را نداشته باشید، ناگزیر روزهای خود را در دامهای شیطان سپری خواهید کرد.
گزارشهایی که در این مورد به ما میرسد، ما را با نگرانی عمیقی پر میکند.
مردم توانایی خدا داده خود را برای تفکر مستقل و تمایل طبیعی خود را برای کمک به دیگران از دست میدهند - ماهیت آنها در هسته خود فاسد میشود.
اما آنچه اکنون در افق ظاهر میشود، به مراتب تهدیدآمیزتر است.
آنها در تلاشند تا کل بشریت را تحت کنترل خود درآورند و آنها را به بردگان بیاراده تبدیل کنند.
به راستی، کسی که به این دستگاهها وابسته شود، نه تنها برده آنها میشود، بلکه تسلیم استبداد نفس خود نیز میشود.
آنها در ناتوانی خود در رهایی از این دستگاهها، خود و خانوادههای خود را به پرتگاه تباهی میکشانند.
الله بهتر میداند.
اما الحمدلله، ما به عنوان مسلمان این اطمینان را در قلب خود داریم که پس از هر تاریکی، نور میدرخشد.
نجاتدهندهای، به لطف الله، مطمئناً ظهور خواهد کرد.
زیرا رتبههای گوناگونی در میان اولیای الله، دوستان خدا، و سطوح مختلفی از افراد برگزیده توسط الله وجود دارد.
برخی از آنها در هیچ چیز دخالت نمیکنند.
حتی اگر ببینند که شما میسوزید یا سقوط کردهاید.
حتی اگر کسی بخواهد به شما آسیب برساند، آنها در خویشتنداری خود باقی میمانند.
چرا آنها اینگونه عمل میکنند؟
آنها در همه چیز، حاکمیت اراده الهی را میبینند.
آنها حتی انگشت خود را هم حرکت نمیدهند.
این یکی از انواع اولیا است، اما نوع دیگری هم وجود دارد.
دیگران از میان اولیا حاضر به کمک هستند، اما آنها نیز منتظر هدایت الهی هستند.
و این هدایت، ان شاء الله، با ظهور سیدنا مهدی، درود خدا بر او باد، آشکار خواهد شد.
بدون ظهور او، هیچ چشماندازی برای نجات این جهان وجود ندارد.
از طریق سیدنا مهدی، درود خدا بر او باد، الله، ان شاء الله، مخلوقات خود را از تاریکی بیرون خواهد آورد.
درست است که ما در زمان خطر بزرگی زندگی میکنیم، اما این در عین حال زمانی مبارک است که اعمال نیکو پاداش ویژهای دریافت میکنند.
پاداشی که الله در این زمان عطا میکند، هزاران برابر بیشتر از زمانهای عادی است.
این امر برای همه کسانی صدق میکند که از دستورات الله پیروی میکنند و اراده او را راهنمای زندگی خود قرار میدهند.
به همین دلیل ما به ویژه از نسل جوان میخواهیم که این راه مبارک را در پیش بگیرند، زیرا عبادت آنها نزد الله جایگاه ویژهای دارد.
این از طریق پیامبر، درود خدا بر او باد، به ما اطلاع داده شده است.
الله متعال آنها را در راهشان قوی گرداند و آنها را در همه جا تحت حمایت ویژه خود قرار دهد.
در زمان ما، مرزهای بین کشورهای مسلمان و غیرمسلمان به طور فزایندهای محو شده است. چالشها در همه جا یکسان شدهاند.
الله فرزندان و جوانان را از وسوسههای شیطان و گمراهیهای پیروانش حفظ کند.
در جوانی ما، فرصتها و امکانات متعددی را که در اختیار نسل امروز قرار دارد، نمیشناختیم.
بسیاری از چیزها برای آنها آسان شده است.
اگر آنها اکنون در این زمان وسوسهها از همه بدیها دوری کنند، الله پایداری آنها را با برکتی هزاران برابر بزرگتر از زمانهای گذشته پاداش خواهد داد.
الله متعال به همه شما برکت دهد و به زودی ما را با سیدنا مهدی، درود خدا بر او باد، گرد هم آورد، ان شاء الله.
2025-02-06 - Dergah, Akbaba, İstanbul
الحمدلله، چقدر سپاسگزار الله هستیم که اجازه داد بعد از یک سال دوباره همدیگر را ببینیم.
الحمدلله، الله به ما زندگی بخشیده است.
الحمدلله، اکنون اینجا هستیم.
الحمدلله، همه شما در راه الله قدم برمیدارید و از راه پیامبر، درود بر او، پیروی میکنید.
حقیقتاً این بزرگترین نعمت، نعمت، است که نصیب ما میشود - یک مؤمن، مؤمنان، کل بشریت - که در راه الله باشیم.
الله به ما زندگی بخشیده است.
و در این راه، راه الله، ثابت قدم بمانیم.
زیرا میلیاردها نفر از مردم از راه نفس خود، راه شیطان، راه گمراهی پیروی میکنند.
در این آخرالزمان، او انتخاب بین خوب و بد را برای مردم آسان کرده است.
بسیاری از مردم به دنبال خوبی نیستند، بلکه فقط به دنبال بدی هستند.
بنابراین شما باید، اگر در این راه هستید، روز به روز از الله (سبحانه و تعالی) سپاسگزاری کنید که ما را در این راه نگه داشته است - راه پیامبر، درود بر او، راه اولیاء الله، راه مشایخ.
در نماز از الله بخواهید که به شما قدرت دهد تا بر نفس خود غلبه کنید و برای نماز فجر بیدار شوید.
اگر میتوانید، به مسجد بروید، این بهتر هم خواهد بود.
حداقل نماز فجر را به موقع بخوانید.
تمام اوقات نماز را با دقت رعایت کنید.
در بعضی از کشورها این همیشه آسان نیست.
حتی در کشورهای مسلمان، برای بسیاری از مردم رعایت اوقات نماز دشوار است.
اما ان شاءالله، شما باید همواره سعی کنید نمازها را به تأخیر نیندازید.
این یک نعمت، نعمت، است که ما از صمیم قلب از الله سپاسگزاریم.
خداوند متعال همه ما را در راه راست نگه دارد و اجازه ندهد که خسته شویم یا فکر کنیم که نمیتوانیم آن را انجام دهیم و بعداً جبران کنیم.
نه، ان شاءالله، دقیقاً همانطور که او میخواهد، امیدوارم راه ما را با راه پیامبر، درود بر او، و عشق او متحد کند.
موضوع فقط عبادت نیست - به همان اندازه مهم است که پیامبر او، درود بر او، را به درستی بشناسیم.
اگر پیامبر از شما راضی باشد، شما نیز با او خوشحال خواهید بود، ان شاءالله.
خداوند شما را برکت دهد، ان شاءالله.
خداوند به زودی، ان شاءالله، دیدار با سیدنا مهدی، علیه السلام، را نصیب ما کند.
2025-02-06 - Other
این راه ماست.
الحمدلله، الله ما را از طریق عشق خودش و عشق به پیامبر، درود و سلام بر او باد، گرد هم آورد.
این برای بشریت از اهمیت بالایی برخوردار است.
بسیاری از مردم از خود می پرسند که چرا معنای وجود خود را درک نمی کنند...
الله آنها را آفریده است، و با این حال بسیاری حتی به خالق خود ایمان ندارند.
آنها خود را بسیار باهوش می دانند.
هرچه بیشتر انکار کنند، فکر می کنند در نظر مردم باهوش تر و مورد احترام تر می شوند.
و شیطان آنها را در این امر تقویت می کند.
ما به عنوان مؤمن، اغلب از خود می پرسیم که چگونه ممکن است مردم اینگونه باشند.
بدون ترس از الله، بدون هیچ شرمی از مردم، اینگونه رفتار می کنند.
الله به هر انسانی عقل داده است تا تفکر کند و حقیقت را بشناسد.
مثال سیدنا ابراهیم، درود بر او باد را در نظر بگیرید: وقتی الله او را واداشت تا در مورد خلقت تفکر کند، ابتدا ستاره ای را در آسمان شب دید و گفت: "این باید پروردگار من باشد، من او را عبادت خواهم کرد."
اما وقتی آن ناپدید شد، ماه کامل در تمام شکوه خود ظاهر شد و او فکر کرد که باید عبادت خود را به آن اختصاص دهد.
پس از اینکه آن نیز ناپدید شد، خورشید بیرون آمد، درخشان و قدرتمند، تمام جهان را روشن کرد، و او نیز آن را به عنوان خالق در نظر گرفت.
اما وقتی شب فرا رسید و آن نیز غروب کرد، از طریق تفکر خالص متوجه شد: "این نمی تواند خالق واقعی باشد، نمی تواند پروردگار من باشد."
سیدنا ابراهیم، درود بر او باد، به این شناخت رسید.
امروزه مردم همه چیز را در دسترس دارند.
اگر فقط درست فکر کنند، به حقیقت می رسند و از آن پیروی می کنند.
اما من نمی فهمم چگونه اجازه داده اند که اینقدر فریب بخورند.
آنها حقیقت را انکار می کنند و علیه الله، علیه مؤمنان، آری علیه بشریت می جنگند.
به هیچ وجه نمی توان چنین افرادی را باهوش نامید.
همانطور که پیامبر، درود و سلام بر او باد، فرمود: "یجعل حلیما حیرانا."
حتی نیکوکاران و صلح جویان را نیز شگفت زده می کند.
چگونه ممکن است مردم آنقدر سقوط کنند، حتی پایین تر از سطح حیوانات، پایین تر از هر چیز دیگری؟
چگونه چنین چیزی ممکن است؟
آنها می پرسند: "از کجا می خواهی دیگران را بشناسی؟"
"از خودت."
اگر خودت نتوانی کاری را انجام دهی، فرض می کنی که دیگران هم نمی توانند.
اما وقتی آنها این کار را انجام می دهند، تو حیرت زده می شوی.
به همین دلیل است که ما از مردم می خواهیم بدی هایی را که می بینند، به سادگی نپذیرند.
آن را نپذیرید.
حتی اگر نتوانید آن را تغییر دهید.
فقط نگویید: "این چیزی است که هست."
زیرا این وضعیت حداقل چهل سال است که ادامه دارد.
البته، بدی هایی که امروز تجربه می کنیم، بیش از صد سال است که در جریان است.
اما به ویژه در چهل سال گذشته آشکار شده است.
از کوچک شروع شد و به طور پیوسته رشد کرد تا اینکه سرانجام همه چیز را تحت کنترل خود درآوردند.
اکنون آنها مردم را مجبور می کنند.
قبلاً این کار را نمی کردند.
امروز آنها مردم را مجبور می کنند که مانند آنها شوند.
به همین دلیل است که پیامبر، درود و سلام بر او باد، به ما آموخت: اگر چیزی ناپسند دیدید، باید آن را تغییر دهید.
اگر نمی توانید آن را تغییر دهید، حداقل بگویید که اشتباه است.
حتی اگر فقط بتوانید آن را در قلب خود رد کنید.
این نیز معجزه ای از پیامبر، درود و سلام بر او باد است.
زیرا هر جا که بی عدالتی رخ دهد، همیشه امکان تغییر وجود دارد.
هیچ کس نمی تواند شر را برای همیشه حفظ کند.
مردم عصبانی می شوند و علیه آن قیام می کنند.
قبلاً مردم جرأت انجام چنین کارهای ناپسندی را که امروزه انجام می دهند، نداشتند.
آنها حتی جرأت نمی کردند آشکارا در مورد آن صحبت کنند.
اما امروزه، اگر از چنین افرادی انتقاد کنید، به شما حمله می کنند و زندگی را برای شما سخت می کنند.
پیامبر، درود و سلام بر او باد، حداقل به ما می گوید: این را نپذیرید.
آن را در قلب خود رد کنید.
اگر بی عدالتی دیدید، به وضوح بگویید: "این درست نیست."
این به همه مردم آسیب می رساند.
این برای کل جامعه مضر است.
ما باید این را به وضوح بیان کنیم.
بی تفاوت نشوید و فقط نگویید "اشکالی ندارد"، زیرا این فقط همه چیز را بدتر می کند.
بنابراین شما باید از پیامبر، درود و سلام بر او باد، پیروی کنید و به سخنان او در مورد این وضعیت گوش دهید، زیرا این افراد فقط می خواهند بشریت و افراد صالح را نابود کنند.
آنها می خواهند از پیروی هر کسی از راه پیامبر، درود و سلام بر او باد، جلوگیری کنند.
بزرگترین دشمن آنها پیامبر، درود و سلام بر او باد است، زیرا او بزرگترین محافظ و کامل ترین الگو برای بشریت است.
آنها گاهی از این و گاهی از آن پیروی می کنند.
آنها ادعا می کنند که فلان یا بهمان فرد 2000 یا 5000 سال پیش دارای حکمت بوده است.
در حالی که خودشان اصلاً چیزی ندارند.
مردم آنچه را که دوست دارند انتخاب می کنند و آنچه را که دوست ندارند نادیده می گیرند.
در زمان ما، تنها راه نجات برای بشریت پیروی از پیامبر، درود و سلام بر او باد است.
اما ما در آخرالزمان زندگی می کنیم.
چیزی که پیامبر، درود و سلام بر او باد، از طریق یک معجزه به ما اطلاع داده است.
امروزه پیروی از پیامبر، درود و سلام بر او باد، برای مردم غیرممکن شده است.
فقط از طریق یک معجزه، زمانی که سیدنا مهدی، درود بر او باد، ظاهر شود و مردم را به سعادت، عدالت و هر چیز خوبی هدایت کند.
او هر چیزی را که علیه بشریت و افراد صالح است، از بین خواهد برد.
زیرا افراد شرور نمی توانند در یک نظم عادلانه زندگی کنند.
آنها از عدالت متنفرند.
آنها فقط می خواهند اراده خود را تحمیل کنند.
آنها دیگران را مجبور می کنند از آنها پیروی کنند.
آنها گام به گام قدرت را به دست می گیرند.
اما آنها با شیطان پیمان بسته اند.
و شیطان ضعیف است.
الله قوی است.
و وقتی زمانش برسد، ان شاءالله همه چیز را به خوبی تغییر خواهد داد.
ما در کنار مولانا شیخ و پیام های شادی بخش او برای خودمان ایستاده ایم.
او گفت که این زمان دیگر دور نیست.
پس از این دوران سخت، روزهای بهتری فرا خواهد رسید.
پس از تاریکی، نور می آید.
پس از شب، روز با خورشیدش فرا می رسد.
همه چیز روشن خواهد شد.
ان شاءالله ما این زمان را تجربه خواهیم کرد.
این پیام های شادی بخش، ما را پر از شادی می کند.
ما باید امید را گسترش دهیم، همانطور که الله "بشروا" می گوید، همانطور که پیامبر، درود و سلام بر او باد، "بشروا" می گوید، همانطور که اولیاء الله تعلیم می دهند.
آنها افکار خوبی برای مردم و اسلام دارند، ان شاءالله.
غمگین نباشید و نترسید.
بسیاری از مردم شکایت می کنند که زندگی آنها پر از تاریکی است.
"ما ناامید، مضطرب و مشکلات زیادی داریم."
این را حتی از مسلمانان هم می شنوید.
در حالی که چنین ناامیدی برای مسلمانان ممنوع است، زیرا الله می فرماید: "لا تقنطوا من رحمة الله." (39:53)
هرگز از رحمت الله ناامید نشوید.
این دستور صریح الله است.
شما در بهشت زندگی نمی کنید.
ما در این دنیای خاکی زندگی می کنیم.
این دنیا محل آزمایش برای مردم است.
اینجا بهشت تعطیلات نیست.
شما با همه چیز روبرو خواهید شد.
شما آزمایش خواهید شد.
به مدت صد سال، از زمان پایان خلافت، آنها کنترل را به دست گرفتند و مردم را وادار کردند فقط به خودشان فکر کنند، نه به دیگران.
بهترین مثال برای این را یک یا دو ماه پیش در سوریه دیدیم.
به افرادی فکر کنید که در آنجا در زندان بودند.
برخی از آنها را الله نجات داد.
بعضیها احتمالاً مرگ را به نجاتشان ترجیح میدادند، بعد از ۴۰ سال اسارت.
آیا میتوانید این را تصور کنید؟
برخلاف زندانهای انگلیسی با کتابخانهها و تلویزیون - آنها حتی توالت هم نداشتند.
روز به روز آنها را کتک میزدند و شکنجه میکردند.
ما دوستان زیادی از دمشق میشناختیم، احتمالاً بیش از صد نفر، که هرگز از زندان برنگشتند.
فقط تعداد کمی زنده ماندند، همانطور که الله مقدر کرده بود، زیرا هر زندگی پایانی دارد.
بعضیها حتی روز اول هم زنده نماندند.
آنها کشته و نابود شدند.
گاهی اوقات از صد نفر فقط یک نفر زنده میماند.
زندانیان جدید میآمدند، و دوباره همه تا حد مرگ شکنجه میشدند.
به این افراد فکر کنید.
سرنوشت و شکنجههایی که تحمل کردند را در نظر بگیرید.
فقط به خودتان فکر نکنید.
نسبت به الله سپاسگزار باشید.
شما در امنیت زندگی میکنید، میتوانید هر طور که میخواهید بیایید و بروید، هر چیزی که نیاز دارید را دارید - و با این وجود میگویید: "من افسردهام، من خوشحال نیستم."
این درست نیست.
شما باید برای هر نفسی که میکشید سپاسگزار باشید.
اما دقیقاً همین کاری است که آنها در صد سال گذشته انجام دادهاند، به ویژه از زمانی که دیگر خلیفهای وجود ندارد.
الله از مسلمانان راضی نیست زیرا آنها خلیفه ندارند.
به همین دلیل این آزمایشها بر آنها وارد میشود، اما آنها نمیدانند که این خواست الله است.
اگر درک کنید که این خواست الله است، برای هر آزمایشی پاداش خواهید گرفت.
پاداش قطعی است؛ هیچ آزمایشی بدون پاداش نمیماند.
اما کسی که تسلیم نشود، پاداش را از دست میدهد و فقط در افسردگی عمیقتری فرو میرود.
الله ما را از این وسوسههای شیطان حفظ کند.
آنها به ویژه این طرز فکر را به مسلمانان تحمیل میکنند و برای آنها مشکل ایجاد میکنند.
این اتفاق در پایان خلافت عثمانی نیز افتاد.
سلطان افرادی را از ترکیه به اروپا فرستاد.
آنها باید یاد میگرفتند که چگونه ماشین بسازند تا امپراتوری عثمانی را پیش ببرند.
اما اروپاییها آنها را با زنان، مواد مخدر و الکل وسوسه کردند.
پس از بازگشت به ترکیه، آنها شروع به نوشتن چیزهای بد در روزنامهها کردند، ایدههای فاسد را گسترش دادند و گفتند: "فقط ببینید مردم در اروپا چقدر خوشحال هستند..."
بنابراین آنها همه چیز را نابود کردند.
آنها با این ایدهها خوشبختی مردم را نیز از بین بردند.
الله به این کار پایان خواهد داد.
همه چیز زمانی دارد.
و آن زمان دیگر دور نیست که مردم نجات یابند و سلطه شیطان به پایان برسد، ان شاءالله.
الله شما را برکت دهد.
2025-02-04 - Dergah, Akbaba, İstanbul
قُلۡ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحۡيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ
(6:162)
این آیه مبارک به مردم راه و رسم زندگی را نشان میدهد.
پیامبر ما، درود و سلام خدا بر او باد، میفرماید: "تمام وجود من، نماز من، عبادات من، همه چیز متعلق به الله است، برای رضایت الله مقدر شده است، زیرا او یگانه است و شریکی ندارد."
همینطور است.
مردم باید این را درک کنند، زیرا بسیاری از خود میپرسند: "الله ما را برای چه خلق کرده است؟"
دقیقاً برای همین منظور او انسانها را خلق کرده است.
تمام اعمال ما باید برای رضایت الله باشد، تا او از ما راضی باشد.
تا ما را به بهشت خود وارد کند و ما را به بالاترین درجات افتخار برساند.
اما کسی که زندگی خود را فقط برای بازی و سرگرمی بگذراند، ممکن است در این دنیا لذت ببرد، اما در آخرت هیچ لذتی نخواهد چشید.
بنابراین، راه پیامبر ما، درود و سلام خدا بر او باد، تنها راه راستین است.
او راه رستگاری است.
او راه رسیدن به همه خوبیهاست.
راه مبارک پیامبر ما، درود و سلام خدا بر او باد.
این راه را باید شناخت.
کسی که به او ایمان نیاورد، زندگیاش بدون معنای واقعی باقی میماند.
زندگی او بدون مفهوم میگذرد.
پشیمانی در آخرت بزرگ خواهد بود.
کسی که در این راه قدم میگذارد، باید هر لحظه و هر دقیقه را به یاد الله بگذراند و تلاش کند تا از اراده او پیروی کند.
هر راه دیگری بیهوده است.
به راستی، فقط این یک راه به رستگاری میرسد.
هر چیز دیگری بیمعنی است.
بله، حتی زیانآور است.
به هیچ خیری نمیرسد.
الله، قادر متعال و بلندمرتبه، این راه را به وضوح به مردم نشان داده است، اما بسیاری روی برمیگردانند و از راههای انحرافی پیروی میکنند.
خدا کند الله ما را در رحمت خود از این [گمراهی] حفظ کند.
انشاءالله، خدا کند هر آنچه انجام میدهیم، میخوریم، مینوشیم، میرویم، میآییم، تمام وجودمان، فقط و فقط برای رضایت او باشد.
خدا کند الله ما را بپذیرد.
خدا کند الله ما را از راه راست منحرف نکند.
2025-02-03 - Dergah, Akbaba, İstanbul
میگوید: «ای کاش برای زندگیام [چیزى] پیش فرستاده بودم.» (۸۹:۲۴)
«آه، ای کاش از زندگیام بیشتر بهره برده بودم.»
«ای کاش وقت را تلف نکرده بودم.»
و این شناخت چه زمانی میآید؟ در رویارویی با مرگ.
در آن لحظه، الله به انسان اجازه میدهد تا تمام اعمالش را ببیند.
سپس پشیمانی فرا میرسد: «چگونه توانستم زندگیام را اینگونه هدر دهم؟»
زندگی ما باید منحصراً و فقط به الله اختصاص داده شود.
تنها زمانی که ما برای رضایت الله تلاش میکنیم، زندگی ما ارزش واقعی پیدا میکند.
در غیر این صورت، همه چیز بیهوده بود.
در پایان، هیچ چیز باقی نمیماند.
بدتر از آن: نه تنها هیچ سودی از آن نمیبرد، بلکه خود را با گناهان سنگین میکند.
ارزش واقعی زندگی در چیست؟ در پیروی از راه الله.
هر کس که راه الله را دنبال کند، به راستی زندگی را برده است.
مردم زمان ما بیشتر در حرفهای پوچ گم میشوند.
آنها راه درست را از دست دادهاند.
آنها به خود میگویند: «فقط یک بار زندگی میکنیم، پس بیایید از زندگی به طور کامل لذت ببریم - وگرنه همه چیز بیهوده بوده است.»
«مرده، مرده است»، میگویند، «هر که رفت، رفت.»
«زندگی خیلی کوتاه است»، ادعا میکنند.
«بیایید هر لحظه را با لذتها پر کنیم»، فریاد میزنند.
در گمراهی خود، آنها باور دارند که این سود زندگی است.
اما در پایان، آنها حقیقت تلخ را درک میکنند که زندگی خود را تلف کردهاند.
آنها خودشان یک اصطلاح مناسب، هرچند دردناک، به کار میبرند: «او زندگیاش را باخته است.»
و چه قدر این کلمات واقعیت دارند!
این هدیه بینظیر زندگی - به طور جبران ناپذیر از دست رفته.
تلف شده در بیمعنایی.
بار گران گناهانش را به دوش کشیده، سفر به آخرت را آغاز میکند.
در آنجا، پشیمانی او را آزار میدهد: «ای کاش طور دیگری عمل کرده بودم.»
اما چنین پشیمانی دیرهنگام بیهوده است - زمان به پایان رسیده است.
به راستی زنده فقط کسی است که در راه الله گام برمیدارد.
تنها این زندگی است.
هر چیز دیگری زندگی واقعی نیست.
آن هیچ است.
اولین نفس زندگی واقعی در آن لحظه مبارک رخ میدهد، زمانی که یک انسان راه الله را در پیش میگیرد.
این حقیقت به ویژه برای کسانی که راه طریقت را انتخاب میکنند، صدق میکند.
راه طریقت مانند یک نردبان به سوی آسمان است - گام به گام به بالا میبرد.
هر چه مصممتر در برابر نفس خود مقاومت کنید و از وسوسههای آن جدا شوید، زودتر به زندگی واقعی بیدار میشوید.
این هسته اصلی زندگی واقعی است.
مطمئناً، عبادت به تنهایی نیز به زندگی ارزش میبخشد؛ اما هر کس که نفس خود را مهار کند، به سطح کاملاً جدیدی از وجود صعود میکند.
روزی، یک بازدید کننده به دیدار یک شیخ آمد.
با کنجکاوی پرسید: «بگو، مریدان شما چند ساله هستند؟»
شیخ پاسخ داد: «مریدان مرا در قبرستان خواهی یافت.»
«پس بیا به آنجا برویم»، گفت بازدید کننده، و آنها راه افتادند.
آنچه که آنها در آنجا دیدند، شگفت انگیز بود: سنگ قبرها دورههای زمانی مختلفی را نشان میدادند - شش ماه اینجا، یک سال آنجا، دو سال روی دیگری، پنج سال، هیچ کدام بیشتر از ده سال نبودند.
متعجب، بازدید کننده پرسید: «چطور ممکنه؟ آیا شاگردان شما همه بچه و نوزاد بودند؟»
«به هیچ وجه»، شیخ پاسخ داد.
«این اعداد»، او توضیح داد، «زمان از زمان وجود واقعی آنها را نشان میدهند - روزی که آنها بر نفس خود غلبه کردند.»
«بر اساس حساب دنیوی، آنها ممکن است ۵۰، ۶۰، ۷۰ یا ۸۰ سال داشته باشند. اما سن واقعی آنها فقط با پیروزی بر نفس شروع میشود.»
«این حساب زمان در راه طریقت است.»
مطمئناً، الله هر کسی را که از راه الله پیروی کند، میپذیرد؛
اما کسانی که در طریقت نفس خود را مهار میکنند، به سطح ویژهای میرسند.
پیمودن راه طریقت به معنای وارد کردن ضربه مرگبار به نفس خود است.
به طور کامل بر آن غلبه کردن.
هر کس که در این نبرد درونی پیروز شود، به مقام انسان واقعی ارتقا مییابد - تبدیل به انسان کامل، رجال میشود.
نوشتههای روی سنگها از آن لحظه مقدس غلبه آنها خبر میدهند.
زندگی یک چیز ضررده نیست - چیزی است که باید آن را به دست آورد.
بسیارند کسانی که زندگی را به هدر دادهاند.
میگویند: «او زندگیاش را باخته است.» - گاهی اوقات ناخودآگاه کلمهای راست میگویند.
اگرچه آنها از حقیقت دوری میکنند...
اما حتی وقتی که قصد بدی دارند، حقیقت از دهانشان در میرود: «او زندگیاش را باخته است.»
الله ما را از اینکه جزو کسانی باشیم که زندگی خود را تلف میکنند، حفظ کند.
الله ما را در زمره کسانی قرار دهد که زندگی را به دست میآورند، ان شاء الله.
امیدوارم که زندگی را تلف نکنیم.
2025-02-02 - Dergah, Akbaba, İstanbul
پیامبر ما، درود خدا بر او باد، به ما میآموزد:
جامعه مسلمانان مانند یک بدن است.
وقتی یک عضو بدن درد میگیرد، تمام بدن رنج میبرد.
این درد در همه جا احساس میشود، اینگونه پیامبر ما، درود خدا بر او باد، توضیح میدهد.
وضعیت مسلمانان نیز به همین شکل است.
مهم نیست در کجای دنیا باشند – وقتی اتفاقی میافتد، غم و اندوه آن را احساس میکنند.
و اگر دلیلی برای شادی وجود داشته باشد، در آن نیز شریک میشوند.
به لطف الله، مسلمانان در این روزها نوعی آسودگی را تجربه میکنند. کل جامعه از این که برخی مکانها از ظلم و ستم رها شدهاند خوشحال است.
زیرا سختی زیاد بود و ظلم سنگین.
این رهایی اکنون همه مسلمانان را غرق در شادی میکند.
یک مسلمان در این جنبه بینظیر است.
وقتی اتفاقی برای غیرمسلمانان میافتد، اغلب فکر میکنند: "این به ما مربوط نیست، خوشبختانه ما تحت تاثیر قرار نگرفتهایم."
در مقابل، مسلمانان – هر کجا که زندگی کنند – به طور مشترک شادی هر آسودگی را سهیم میشوند.
و وقتی در جایی بیعدالتی رخ میدهد، آنها نیز رنج میبرند.
این یکی از زیباترین نشانههایی است که اسلام به بشریت میدهد – گواهی بر این که دین حق است.
سایر ادیانی که حق نیستند یا تحریف شدهاند، حتی وقتی مصیبتی به بشریت وارد میشود، آن را یک مزیت میدانند.
آنها از این بابت احساس رضایت میکنند.
در حالی که هر بیعدالتی در نهایت به کل بشریت آسیب میرساند.
نه فقط به مسلمانان. اسلام مخالف این است.
اسلام طرفدار رحمت و مهربانی نسبت به همه مردم است.
به همین دلیل الله، بلندمرتبه و باشکوه، این دین را به انسانها عطا کرده است – تا آنها هم در دنیا و هم در آخرت به صلح و آرامش برسند.
اما شیطان میخواهد از این امر جلوگیری کند.
«همانا شیطان میخواهد میان شما دشمنی و کینه ایجاد کند.» (مائده: 91)
هدف او بذرپاشی نفاق، نفرت و بدی است.
پیروان او این راه را دنبال میکنند.
در مقابل، پیروان الله نیکی را گسترش میدهند.
برخی سعی میکنند با این ادعا که: "اسلام فقط بدبختی میآورد"، مردم را فریب دهند.
آنها میگویند: "اسلام فقط جنگ را میشناسد."
بله، اسلام جنگیده است – اما برای رهایی مردم از شر.
برای جلوگیری از بیعدالتی.
اسلام، پیامبر ما، درود خدا بر او باد، به فرمان الله جنگید تا مردم را از دست ظالمان رها کند و عدالت و نیکی را گسترش دهد.
و اسلامی که او گسترش داد، به نوری برای بشریت تبدیل شد.
او برای مردم برکت آورد.
او زندگی آنها را با هر چیز خوبی غنی کرد.
این را هرگز نباید فراموش کنیم.
به خاطر این باید از الله سپاسگزار باشیم.
سپاسگزار که ما را به این دین شگفتانگیز هدایت کرد.
سپاس و ستایش مخصوص الله است - هزاران و میلیونها بار!
2025-02-01 - Dergah, Akbaba, İstanbul
وای بر کمفروشان (83:1)
الله متعال و توانا رو به کسانی میکند که در معاملات تقلب میکنند:
در آتش جهنم درهای به نام ویل وجود دارد.
آنجا کسانی مجازات میشوند که در تجارت حیله میکنند و مردم را فریب میدهند.
هر کس در این دنیا رحم نکند و فقط به خاطر سود تقلب کند، هر کس دیگران را فریب دهد و در ترازو و پیمانه کم بگذارد، در آخرت جهنم در انتظارش است.
سود فریبکارانه آنها هیچ فایدهای برایشان ندارد.
ما این را ذکر میکنیم زیرا مردم در دو سه سال اخیر کاملاً منحرف شدهاند.
آنها فقط به پول فکر میکنند، بدون اینکه بپرسند حلال است یا حرام.
اینکه فقرا چیزی به دست میآورند یا نه، برایشان مهم نیست.
مهم این است که من سود ببرم.
دولت قیمتها را بالا میبرد، آنها بلافاصله قیمتها را به شدت افزایش میدهند.
دولت کنترل میکند و تقلب را بررسی میکند، اما میبینیم که همچنان ادامه دارد.
گوشت با هر چیزی مخلوط میشود، روغن با مواد خارجی رقیق میشود.
همه چیز برعکس میشود.
همه چیز از کنترل خارج میشود.
مردم کاملاً از راه به در شدهاند.
برایشان مهم نیست؛ نه از الله میترسند و نه از انسان یا دولت شرم میکنند.
آنها فقط به دنبال هوسهای خود میروند.
آنها فکر میکنند که در این کار سود میبرند.
الله متعال و توانا اما میفرماید: «نه!»
آنچه را که به ناحق به دست میآوری، برای تو مایه بدبختی میشود.
بهتر است کم به دست آوری، اما با برکت.
پول زیاد که حلال نیست، هیچ سودی برای تو نخواهد داشت.
فقط به تو ضرر میرساند.
چیزی به دست میآوری، اما بیمار میشوی.
حتی اگر صد یا هزار برابر آن را خرج کنی، نمیتوانی بهبود پیدا کنی و هیچ فایدهای از آن نمیبری.
بنابراین مراقب باشید.
از طمع خود پیروی نکنید.
آنها مردم را نابود کردهاند.
تمام دنیا نابود شده است.
این کار شیطان است.
هر کس اینگونه عمل کند، با او همدست میشود.
در سراسر جهان به نظر میرسد که وجدان به ندرت وجود دارد.
خداوند به فقرا و نیازمندان کمک کند.
ای کاش چیزهای درستکارانه بخورید که به ایمان و بدن شما نیرو ببخشد.
در غیر این صورت ایمان، سلامتی، برکت و آرامش درونی از بین میرود.
هر کس فکر میکند میتواند دیگران را فریب دهد و به این ترتیب به ظاهر سود زیادی ببرد، خودش احمق واقعی است.
یک احمق واقعی.
یک نادان.
باید اینقدر صریح گفت، زیرا در غیر این صورت نمیفهمند.
اینجا برای همان کالا سه برابر قیمت پرداخت میشود، جای دیگر حتی پنج برابر.
قبلاً کالا بدون مارک بود، امروز برای نام تجاری ده برابر قیمت پرداخت میشود.
این که کاملاً اغراقآمیز است!
خداوند کمک کند و به این افراد بینش عطا کند، تا بفهمند:
حتی اگر کم به دست بیاوری، اما پر برکت باشد، برای تو و خانوادهات کافی است.
در غیر این صورت سلامتی خود را نیز از دست میدهی، و فرزندانت علیه تو خواهند ایستاد.
فرزندانی که از سود حرام تغذیه میشوند، برکت ندارند.
به همین دلیل مواد مخدر، الکل، سیگار و سایر اعتیادها روز به روز بیشتر میشوند.
این از کجا میآید؟
دقیقاً از این غذای حرام و از بیبرکتی.
خداوند ما را حفظ کند.
خداوند به مسلمانان کمک کند.
و خداوند به ویژه به کودکان کمک کند، ان شاءالله.
2025-01-31 - Dergah, Akbaba, İstanbul
ماه شعبان امروز بر شما مبارک باد.
پیامبر ما درباره این ماه می فرماید: «این ماه من است.»
شعبان شریف ماه پیامبر ماست. چه ماه مبارکی!
ماهی پر از برکت.
الله، بلندمرتبه و باشکوه، تمام هستی را به افتخار پیامبر ما، درود بر او، آفرید.
به عنوان هدیه ای به او.
مقام پیامبر ما والاست.
هر کس به او احترام نگذارد، به خود آسیب می رساند.
او خود را دچار عذاب می کند.
هر چه بیشتر به پیامبر ما، درود بر او، احترام بگذارید، سود بیشتری به شما می رسد.
رحمت پیامبر ما شامل تمام امت می شود.
پیامبر ما، درود بر او، ابتدا خانواده خود را به اسلام دعوت کرد.
همه آنها در یک مکان جمع شدند.
او پیام را به آنها اعلام کرد.
تقریباً همه آن را پذیرفتند.
اما عمویش ابولهب برخاست و سخنان نفرت انگیزی گفت.
او همه را از ایمان آوردن به پیامبر ما، درود بر او، بازداشت.
اگرچه پس از آن بسیاری مسلمان شدند، اما ابولهب نشد.
الله، قادر مطلق، در قرآن کریم اعلام کرد که آتش جهنم برای او مقدر شده است.
این نشان می دهد: هر کس به پیامبر ما احترام نگذارد و ارج ننهد، پایانش بد خواهد بود.
خداوند ما را از آن حفظ کند.
الله با این کار نشانه روشنی برای مردم گذاشت.
حتی اگر عموی خود او باشد - هر کس از ارادت به پیامبر ما، درود بر او، امتناع ورزد، آتش جهنم برای او حتمی است.
برای اینکه مردم این حقیقت را درک کنند، الله، قادر مطلق، در کتاب ابدی خود، قرآن کریم، عاقبت شوم اعمال ابولهب را نشان می دهد.
ابولهب دائماً ضرر می رساند.
او مردم را از خوبی باز می داشت.
به دلیل اینکه او آنها را از انجام کارهای خوب باز می داشت و مانع از آن می شد که از پیامبر پیروی کنند و از این طریق برکت کسب کنند، تا روز قیامت و بعد از آن در این حالت باقی خواهد ماند.
امروزه نیز صادق است: خواه مسلمان باشد یا غیرمؤمن - هر کس به پیامبر ما، درود بر او، احترام نگذارد، ایمانش باطل است.
چنین شخصی بی ایمان است.
ممکن است با زبان اعتراف کند «من مسلمانم»، اما بدون ایمان واقعی در قلب.
در زمان ما، شیطان مردم را با همین وسوسه فریب می دهد.
او زمزمه می کند: «به پیامبر احترام نگذارید.»
او شک می کارد: «او فقط انسانی مانند شماست، الله شما را به خاطر آن مجازات خواهد کرد.»
او به دروغ هشدار می دهد: «شما بت پرست می شوید و از ایمان دست می کشید.»
این چیزی نیست جز حیله شیطان.
هدف او این است که مسلمانان را از ایمانشان محروم کند.
خداوند ما را از چنین گمراهی حفظ کند.
بیایید در این ماه مبارک هر چه در توان داریم برای احترام به پیامبر انجام دهیم.
بیایید فراوان درود بفرستیم، زیرا پیامبر ما، درود بر او، وعده داده است: «هر کس برای من درود بفرستد، من آن را پاسخ خواهم داد.»
«به هر کس که به من سلام کند، من سلامش را برمی گردانم.» این سخنان پیامبر ما، درود بر او، است.
چه برکت گرانبهایی با این به ما عطا می شود!
نباید این نعمت را بی استفاده رها کنیم.
بیایید تا جایی که می توانیم ثنا و درود بر پیامبر بفرستیم، ان شاءالله.
خداوند این ماه را مبارک گرداند.
خداوند این ماه را به سوی خوبی برای ما هدایت کند.
خداوند این ماه را ایمان ما را راسخ تر و عشق ما به پیامبر را عمیق تر کند.
هرچه این عشق قوی تر شود، برکت ما بیشتر خواهد بود.
خداوند در این ماه برکت ویژه ای به ما عطا کند.
2025-01-30 - Dergah, Akbaba, İstanbul
و انسان ناتوان آفریده شده است (۴:۲۸)
الله متعال می فرماید: انسان ناتوان آفریده شده است.
وقتی به تمام مخلوقات نگاه می کنیم، انسان از نظر جسمانی ضعیف ترینِ آنهاست.
او آنقدر ضعیف است که حتی در برابر حشرات و خزندگان هم درمانده است.
الله متعال او را عمداً اینگونه آفریده است.
با وجود ضعفش، در مقابل همه می ایستد و سعی می کند دیگران را تحت سلطه خود درآورد.
انسان زمانی خردمند می شود که محدودیت های خود را بشناسد.
از طریق بینش، قدرت به دست می آورد.
با یاری الله متعال، قوی می شود.
به تنهایی ضعیف است.
حتی اگر تمام دنیا به او تعلق داشته باشد، به محض اینکه آخرین نفسش را بکشد، دیگر نمی تواند کاری انجام دهد.
بنابراین انسان باید ضعف خود را بشناسد.
من یک دانشمند، یک شیخ، یک سلطان، یک وزیر، یک رئیس جمهور هستم - هر چه که باشد. اما هیچ یک از آنها قدرت واقعی ندارند.
قدرت واقعی فقط از جانب الله متعال می آید.
به همین دلیل، ضعف خود را می پذیریم و از الله طلب یاری می کنیم.
از او می خواهیم که به ما قدرت دهد تا نفس خود را شکست دهیم، زیرا آن بزرگترین دشمن ماست.
نفس انسان را وادار به انجام بدترین کارها می کند.
اگر آن را شکست ندهد، در اسارت ظلم آن باقی می ماند.
تاریخ به ما نشان می دهد که انسان هایی که ۶۰، ۷۰ سال یا حتی صدها سال ظالم بوده اند، در نهایت از بین رفته اند.
الان کجا هستند، بعد از هزاران سال؟
آنها به هیچ چیز نرسیده اند.
فقط کسانی که با الله متعال مرتبط بودند، موفق شده اند.
نام هایشان بلند شد، مقامشان نزد الله بالا رفت.
بسیاری خود را فراموش می کنند و گمان می کنند قوی هستند.
آنها بمب، توپ، اسلحه، پول و ثروت دارند.
آنها فکر می کنند که قدرتشان در اینهاست.
اما در اینها قدرت واقعی وجود ندارد.
همه اینها فقط به فرمان الله رخ می دهد.
در زمان مناسب، هیچ کدام از اینها دیگر کار نخواهد کرد.
بدون اجازه او هیچ چیز اتفاق نمی افتد.
بدون خواست الله هیچ چیز اتفاق نمی افتد.
بنابراین الله متعال می فرماید: انسان ناتوان آفریده شده است.
هر کس فکر می کند که قدرتش از چیز دیگری ناشی می شود، شاهد از هم پاشیدن ناگهانی آن خواهد بود.
او تنها رها می شود.
او در نهایت دست خالی می ماند.
الله ما را در پناه خود گیرد.
الهی با الله باشیم.
بیاییم به بینش درباره ضعف خود برسیم.
ما بندگان ضعیف الله هستیم.
الله به همه ما یاری کند، ان شاءالله.