السلام عليكم ورحمة الله وبركاته أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. والصلاة والسلام على رسولنا محمد سيد الأولين والآخرين. مدد يا رسول الله، مدد يا سادتي أصحاب رسول الله، مدد يا مشايخنا، دستور مولانا الشيخ عبد الله الفايز الداغستاني، الشيخ محمد ناظم الحقاني. مدد. طريقتنا الصحبة والخير في الجمعية.
اِنَّمَا الۡمُؤۡمِنُوۡنَ اِخۡوَةٌ فَاَصۡلِحُوۡا بَيۡنَ اَخَوَيۡكُمۡوَ
(49:10)
الله، خدای قادر و متعال، فرمان میدهد: مسلمانان، مؤمنان با یکدیگر برادرند.
هنگامی که بین برادران اختلافی پیش میآید، آنان را با هم آشتی دهید.
این کار فضیلتی بزرگ و عملی از روی رحمت است.
الله، خدای قادر و متعال، میفرماید: اگر این کار را انجام دهید، رحمت من بر شما نازل خواهد شد.
لَعَلَّكُمۡ تُرۡحَمُوۡنَ
(49:10)
این امر بسیار مهم است، زیرا شیطان همواره تلاش میکند بین مؤمنان تفرقه افکند و روابطشان را خراب کند.
اگر او در این کار موفق شود، انسان تحت تأثیر شیطان قرار میگیرد.
سپس او غیبت میکند و اعمال بدی انجام میدهد.
او کارهایی را انجام میدهد که الله آنها را حرام کرده است.
همانطور که پیامبر ما، صلح و برکات بر او باد، فرمود: همه چیز مؤمن برای مؤمن دیگر مقدس است.
خون او، داراییاش، زندگیاش، آبرویش - الله، خدای قادر و متعال، آنها را غیرقابل تعدی اعلام کرده است.
باید به این امر توجه کرد.
انسان، وقتی اختلافی پیش میآید، مستعد انواع اعمال شیطانی میشود.
بنابراین، اگر بین مردم ناسازگاری وجود داشته باشد، باید با مهربانی و حکمت آن را حل کرد. در این میان مهم است که بر نکات مثبت تمرکز کرده و کلمات آشتیجویانه بیابید، حتی اگر طرفین مستقیماً آنها را بیان نکرده باشند.
میتواند مفید باشد نیتهای خوب طرف مقابل را برجسته کنید، مثلاً: "من مطمئنم این شخص برای تو ارزش قائل است و نمیخواهد به تو آسیب برساند."
این کار مناسب است تا بین مردم صلح برقرار کنید، آنها را آشتی دهید، اختلافات را حل کنید.
امروزه اغلب اوضاع برعکس است.
وقتی اتفاقی میافتد، افراد را تحریک میکنند، یا وقتی زنی با شوهرش مشکل دارد، خانوادهها به جای توصیه به آشتی، فوراً میگویند "طلاق بگیر" و او را به خانه پدری بازمیگردانند.
به جای آرام کردن او، بیشتر به اختلاف دامن میزنند.
حتی هر کاری میکنند تا از بازگشت او جلوگیری کنند.
این گونه است که اکثر مردم امروزه رفتار میکنند.
در نتیجه، زن در تنگنا قرار میگیرد: نه میتواند ازدواج جدیدی داشته باشد و نه با شوهرش آشتی کند. در عوض، با انبوهی از مشکلات جدید روبرو میشود.
این مسائل نیاز به توجه دارند!
مردم امروزه پافشاری میکنند: "من حق دارم".
حتی اگر حق با تو باشد، گاهی برای یک زندگی خوب باید صبر پیشه کرد.
بنابراین وظیفه ماست که با حکمت و دلسوزی مشاوره دهیم.
اگر در خانواده یا بین افراد ناسازگاری یا اختلافی وجود دارد، باید همه راههای آشتی را بررسی کرد.
این چیزی است که الله را خشنود میکند.
بین برادران دینی، مسلمانان، همسران، در خانواده، بین فرزندان و والدین:
در همه این روابط باید تمام تلاش خود را برای ترویج صلح و همزیستی خوب به کار ببرید.
باشد که الله زندگی مشترک خوبی عطا کند.
دامن زدن به اختلاف آسان است.
آشتی راه دشوارتری است.
باشد که الله ما را در این راه یاری دهد.
باشد که در خانوادهها و بین مردم اختلافی پیش نیاید.
باشد که انسانهای نیکو در کنار هم گرد آیند.
پیامبر (صلی الله علیه و آله) میفرماید: «حتی کمی از چیزهای مستکننده گناه است، حرام».
لازم به ذکر است که او نه تنها از الکل صحبت میکند، بلکه از هر چیزی که موجب مستی میشود.
مواد مستکننده... امروزه یک مجموعه کامل از آنها وجود دارد.
از علف تا قرصها و حتی تزریقات.
همه آنها حرام هستند.
برخی فکر میکنند: «ما که الکل نمینوشیم، فقط علف میکشیم. علف که بیضرر است». چه حرفی!
نه، اینطور ساده نیست. این یک گناه است.
گناه است، زیرا مستی میآورد.
فرقی نمیکند چه باشد - هر چیزی که مستیآور باشد گناه است.
مستی چه معنایی دارد؟ ذهن را مهآلود میکند و انسان را به دیوانه تبدیل میکند.
انسان پول میدهد تا عقل خود را از دست بدهد.
خداوند ما را از تسلیم شدن به امیال نفسانی حفظ کند.
وقتی هوسهای نفس انسان را از راه راست منحرف میکند، او را به نادان تبدیل میکند.
اگر واقعاً میخواهی دیوانه باشی، خودت را به آسایشگاه روانی معرفی کن.
این که طبیعی نیست.
الحمدلله، در گذشته در دمشق اینگونه نبود.
ما همسایهای داشتیم که الکل مینوشید. خداوند بر روحش رحم کند.
او بعدها توبه کرد و ترک کرد.
وقتی او مست بود، ما تعجب میکردیم.
مادرمان حاجیه امینه همیشه میگفت: «آن مرد دوباره عقلش را از دست داده است».
ما پرسیدیم: «یعنی چه که عقلش را از دست داده؟ آیا دیوانه میشود؟»
او توضیح داد: «برای مدتی مثل بیهوش است.
سپس دوباره به خود میآید».
مردم میخواهند برای پول عقل خود را از دست بدهند.
انسان در هر حال فقط نصف عقل را دارد.
و وقتی که مینوشد، کاملاً عقلش را از دست میدهد.
او نمیداند چه میکند.
الخمر أم الخبائث
الکل مادر تمام بدیهاست.
یعنی مستی بستر تمام چیزهای بد است.
او را به انجام همه نوع کارهای زشت تحریک میکند.
بعداً میگوید: «من هیچ چیز به یاد ندارم. من اختیار حواسم را نداشتم، مست بودم».
عجب! حتی در اروپا، نزد بهاصطلاح «کافران»، اگر در حالت مستی رانندگی کنی، گواهینامهات را میگیرند.
اینجا ما ظاهراً در یک کشور مقدس مسلمان هستیم.
یک فرد مست اینهمه انسان را میکشد.
او هر کار ناشایستی را انجام میدهد.
اما مجازات آن بهسختی به اندازه عبور از چراغ قرمز است.
چه میتوان گفت؟ این مردم نیاز به مجازات دارند تا به هوسهای نفس خود تسلیم نشوند.
مجازاتها ضروری هستند.
خداوند ما را از شر نفسمان حفظ کند.
زیرا این مشکل در همه جا فراگیر شده است.
در دنیای اسلام شیوع یافته است.
چرا؟ چون ایمان از دست رفته است.
آنها دیگر ایمانی ندارند.
ادعا میکنند: «ما مسلمان هستیم».
برخی گروههای گمراه خود را بسیار پرهیزکار میدانند و دیگران را کافر اعلام میکنند، در حالی که خود این مواد را حلال میدانند و مصرف میکنند.
سپس مردم را میکشند، آنها را زیر میگیرند.
آنها هر نوع جنایتی را مرتکب میشوند.
خداوند ما را از این بدی و وسوسههای شیطان و امیال نفسمان حفظ کند. هیچ آزمایش یا تجربه بیضرری وجود ندارد.
به هیچ وجه!
وَلَا تَقۡرَبُوا الۡفَوَاحِشَ
(6:151)
خداوند متعال هشدار میدهد: «حتی نزدیک آن هم نشوید».
از آن دوری کنید، حتی به آن نزدیک نشوید.
هر چه که باشد، خود را دور نگه دارید، از این ناپاکی بپرهیزید.
خداوند همه ما را حفظ کند.
2024-10-06 - Dergah, Akbaba, İstanbul
حضرت علی فرمود:
رأس الحکمة مخافة الله
«ترس از خدا، آغاز حکمت است.»
این منبع همه دانشهاست.
زیرا انسانی که از خداوند ترس و احترام دارد و از او شرم میکند، هیچ کار بدی انجام نمیدهد.
او از هر نوع بدی مصون است.
او هرگز خدا را از نظر خود دور نمیکند.
متأسفانه مردم امروزه هر گونه حیا و شرمی را از دست دادهاند.
آنها دیگر از خداوند نمیترسند.
گفته شده: «از کسانی که از خداوند نمیترسند، برحذر باش.»
امید که خدا ما را از این امر حفظ کند و مردم را به راه راست هدایت نماید.
ترس از خداوند، شرم نیست.
اما برای مردم امروز به نظر میرسد که اینگونه باشد.
آنها فکر میکنند که اطاعت از خدا با خواستههایشان همخوانی ندارد.
این امر آنها را از پیروی از تمایلاتشان باز میدارد.
آنها را از انجام کارهای بد باز میدارد.
آنها را از آسیب رساندن به دیگران منع میکند.
بنابراین، آنها نمیخواهند چیزی درباره ترس از خداوند بدانند.
در عوض، از خواستههای نفس خود پیروی میکنند و تمام جهان موعظه میکند: «از تمایلات خود پیروی کنید.» بنابراین، آنها خود را به انواع رذایل و بدیهای نفس میسپارند.
حتی به این کار تشویق هم میشود.
این امر از کارهای خوب بازمیدارد.
مردم دیگر هیچ نوع رازداری نمیشناسند.
قبلاً شرم میکردند و در خفا عمل میکردند.
اکنون آشکارا اعلام میکنند: «از خواستههای نفس خود پیروی کنید، هر چه میخواهید انجام دهید.»
به هیچ چیز دیگر گوش ندهید.
میگویند آزادی وجود دارد.
هر چه میخواهی انجام بده.
آزادی – به تو آزادی انجام بدی را میدهند.
و سپس تعجب میکنند که چرا دنیا اینگونه شده است.
البته که چنین خواهد شد.
وقتی انسان از نفس خود پیروی میکند، چیزی جز بدی نمییابد.
تمام بشریت از تمایلات خود پیروی میکند.
از بزرگ تا کوچک، دنیا وارونه شده است.
به کسی که همراهی نمیکند، میگویند: «ما به تو کمک نمیکنیم.»
«تو این بدی را اجازه نمیدهی، پس ما تو را حمایت نمیکنیم.»
کمک خود را برای خودت نگه دار.
امید است که خدا به همه ما کمک کند، انشاءالله.
کمک خدا تعیینکننده است.
دیگران ممکن است کمک کنند یا نکنند، انسان آنچه را که حق اوست مییابد.
اگر خدا به تو کمک کند، هیچکس نمیتواند تو را متوقف کند.
آنچه او میدهد، هیچکس نمیتواند منع کند.
بنابراین، بیایید از خدا بترسیم و دستورات او را بهترین شکل ممکن پیروی کنیم.
برای ضعفهای خود از خداوند طلب آمرزش کنیم، خدا توبه ما را میپذیرد و به ما کمک میکند.
در برابر خداوند نافرمانی نکنید.
نافرمانی از او حماقت است.
امید است که خدا ما را از این امر حفظ کند.
امید است که او به مردم عقل و بصیرت ببخشد.
مردم حتی پول میپردازند تا عقل خود را از دست بدهند.
دیگر چه میتوان گفت؟
2024-10-05 - Dergah, Akbaba, İstanbul
وَكُلُواْ وَٱشۡرَبُواْ وَلَا تُسۡرِفُوٓاْۚ
(7:31)
الله، بلندمرتبه و باشکوه، میفرماید:
"بخورید و بنوشید، اما اسراف نکنید."
الله برای هر انسان از پیش تعیین کرده است که چه مقدار غذا و نوشیدنی در زندگی خود مصرف خواهد کرد.
وقتی این مقدار پیشتعیینشده تمام شود، انسان میمیرد.
این حالت عادی است.
استثنائاتی وجود دارد که در آن انسانها با استعدادهای ویژه میتوانند بدون غذا زنده بمانند.
اما به طور معمول، وقتی انسان نمیخورد و نمینوشد و مقدار پیشتعیینشدهاش تمام میشود، میمیرد.
راه دیگری وجود ندارد.
بنابراین در هر صورت غذایی را که برای تو تعیین شده است دریافت خواهی کرد.
وقتی غذای خود را دریافت میکنی، باید شکرگزار الله باشی.
به خاطر اینکه او این روزی را به تو داده است.
روزی الله چیزی شگفتانگیز است.
برای هر لقمه تعیین شده است که چه کسی آن را خواهد خورد.
هیچکس دیگر نمیتواند آن لقمه را بخورد.
کسی که برای او تعیین شده است، حتماً آن را خواهد خورد.
این ایمان یک مسلمان است.
بنابراین انسان، هر کجا که باشد، لقمهای را که برای او تعیین شده است خواهد خورد.
به همین دلیل علمای ما بر اساس حدیثی از پیامبر میگویند که وقتی مهمانی میآید، روزی او از قبل آمده است.
زیرا آنچه که او در آنجا خواهد خورد، آماده میشود.
این فرد در اینجا خواهد خورد.
بنابراین کسی که مهمان را پذیرایی میکند نیز بهرهمند میشود.
روزی او نیز آمده است.
مولانا شیخ ناظم مهمانان را دوست داشت و میگفت: "به لطف شما ما نیز روزی خود را دریافت میکنیم."
او عادت داشت بگوید: "چون غذای شما اینجاست، به ما هم غذا داده میشود تا به شما عرضه کنیم."
اینگونهاند علمای بزرگ.
هر آنچه که الله داده است، هر کس که روزی اوست، خواهد آمد.
در آنجا، در آن مکان خواهد بود.
و دیگران از آن بهرهمند خواهند شد.
بنابراین اکنون مردم دچار وحشت میشوند و میگویند: "ما این کار را خواهیم کرد، ما آن کار را خواهیم کرد."
دلیلی برای وحشت نیست.
الله، بلندمرتبه و باشکوه، روزی میدهد.
هر چه که این روزی باشد، آن را دریافت خواهی کرد.
و کسی که میخورد، شکرگزار خواهد بود و برمیخیزد.
او نخواهد گفت: "از آن لذت نبردم."
کسی که میگوید "از آن لذت نبردم"، رفتار ناشایستی دارد.
این رفتار به معنای رد نعمات الله است.
و کسی که نعمت را نمیپذیرد، از نعمت محروم خواهد شد.
بنابراین هر چه شکرگزارتر باشید، بیشتر خواهد شد.
هر کجا که میروید، نعماتی را که کسی به شما عرضه میکند، از جانب آن شخص ندانید.
آنها را از جانب الله بدانید، تا اینکه شکرگزار الله باشید.
این نعمت، نعمتی بزرگ است.
کسی که ارزش این نعمت را درک نکند، زیان میکند.
و حتی آنچه را که نپذیرفته، نخواهد یافت.
بنابراین شکر بر الله برای نعمتهایی که میدهد. انشاءالله، هر لقمهای نور و ایمان در بدن ما میشود.
به قدرت تبدیل میشود.
به قدرتی تبدیل میشود برای پیمودن راه راست.
وقتی میخورید با بسمالله شروع کنید و با بسمالله و فاتحه به پایان برسانید.
سپس به قدرت و ایمان تبدیل میشود، با اجازه الله.
2024-10-04 - Dergah, Akbaba, İstanbul
2024-10-03 - Dergah, Akbaba, İstanbul
بیماریهای نفس طبیعتاً بسیارند.
یکی از آنها پذیرش ستایش است.
هر چه نفس بیشتر ستایش شود، راضیتر میشود.
چاپلوسی آن را حتی خشنودتر میکند.
نفس از این بسیار لذت میبرد.
اما حکما گفتهاند: نباید ناراحت شد وقتی کسی نفس را نقد میکند،
و نه باید خوشحال شد وقتی مورد ستایش قرار میگیرد.
باید هر دو را به یک اندازه مورد توجه قرار داد.
یعنی کسی که از ستایش خوشحال میشود و از انتقاد ناراحت، تحت فرمان نفس خویش است.
بعد از آن، دیگر نفس قابل کنترل نیست.
باید نسبت به همه چیز بیطرف بود.
نباید به سخنان دیگران توجه کرد، بلکه باید نفس خود را مهار کرد.
نباید به آن اهمیت زیادی داد و آن را نازپرورده کرد.
زیرا نفسی که بیش از حد بزرگ شده باشد، دیگر قابل کنترل نیست.
باید آن را همیشه کوچک نگه داشت.
با فروتنی باید گفت: «نفس من سزاوار ستایش نیست»، و وقتی با مشکلاتی مواجه میشویم، باید بگوییم: «این هنوز هم بیضرر است، آنچه میگویند حقیقت دارد.
نفس من حتی از آن هم بدتر است.»
کسی که از طریقت پیروی میکند، باید بهویژه این را در نظر داشته باشد تا تحت سلطه نفس خویش قرار نگیرد.
در غیر این صورت، انسان توسط نفسی بیش از حد بزرگ تسخیر میشود.
فقط نفس کوچک را میتوان مغلوب کرد.
خداوند ما را در این راه یاری کند.
همچنین این مورد وجود دارد: برخی افراد برای دستیابی به چیزی چاپلوسی میکنند. این موضوعی است که همه میدانند. آنها هر کاری میکنند تا دیگران را فریب دهند.
میگویند: «تو خیلی خوبی، تو فوقالعادهای» و چاپلوسی میکنند.
سپس انسان احساس تعهد میکند و تسلیم میشود.
چرا تسلیم میشود؟ زیرا نفس او مورد چاپلوسی قرار گرفته است، انسان راحتتر میتواند manipuliert شود.
در غیر این صورت این امکانپذیر نخواهد بود.
کسی که نفس خود را کنترل میکند، با کمک خداوند اجازه سوءاستفاده یا توافقهای نادرست را نمیدهد.
خداوند همه ما را از خطرات نفسمان محافظت کند و ما را در پیروزی بر نفس یاری رساند.
2024-10-02 - Dergah, Akbaba, İstanbul
وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍ
(68:4)
خداوند بلندمرتبه و باشکوه میفرماید:
مهمترین ویژگی، بزرگترین صفت پیامبر ما اخلاق نیکو است.
او انسانی با بهترین رفتار است.
کسی که میخواهد به یک طریقت بپیوندد، باید از راه پیامبر پیروی کند.
کسی که آماده نیست راه اخلاق نیکو را برود، نباید اصلاً بپیوندد.
بگذارید دوباره روشن کنیم که مخالف طریقت چیست: آن وهابیگری و سلفیگری هستند.
برجستهترین ویژگی آنها بیادبی است.
بنابراین، کسی که میگوید «من به یک طریقت تعلق دارم»، اما رفتار شایستهای ندارد، بیهوده تلاش میکند.
زیرا اولین قانون در طریقت، اخلاق نیکو است.
شیخ بزرگ افندی، شیخ عبدالله، از شیخ ناظم افندی خواست که چنین بنویسد:
او میگوید: «الطریقة کلها أدب».
یعنی: «تمام طریقت بر اساس رفتار خوب است.»
بدون رفتار خوب، پیوستن به طریقت معنایی ندارد.
چیز دیگری برای خودت پیدا کن.
اینجا به تو نیازی نیست.
بدون رفتار خوب، هیچ چیز نداری.
در آن صورت طریقت به تو نفعی نخواهد رساند.
رفتار خوب چیست؟ همه چیز را در بر میگیرد.
رفتار خوب یعنی اجازه خواستن.
در قرآن نوشته شده است:
وقتی به جایی وارد میشوید، از پنجرهها یا روی دیوارها نپرید.
از درها داخل شوید.
به در بیایید.
مودبانه اجازه بخواهید.
اگر به شما اجازه دادند، وارد شوید.
اگر نه، با صاحبخانه بحث نکنید و نگویید: «چرا مرا راه نمیدهی؟»
با دیگران مشاجره نکنید.
اگر به شما اجازه ندهند، باید بروید، حتی اگر دلیلی نیاورند.
نمیتوان با زور وارد شد.
این با رفتار خوب سازگار نیست.
در هر چیزی که میگیرید، باید اجازه بخواهید.
هر چه که باشد، اگر به کس دیگری تعلق دارد، باید اجازه بخواهید.
اگر آنها اجازه ندهند، نمیتوانید کاری انجام دهید.
اگر با زور آن را انجام دهید، به عنوان گناه برای شما نوشته میشود.
در آن صورت، از فرمان قرآن کریم سرپیچی کردهاید.
رفتار خوب طریقت، زیباترین راه در دنیاست.
این نوری برای بشریت است.
کسی که به آن پایبند نباشد، از آن سودی نخواهد برد.
برعکس، او زیان خواهد دید.
باشد که خداوند به همه ما کمک کند.
بیایید رفتار خوب نشان دهیم.
رفتار خوب یکی از ویژگیهای پیامبر ماست.
باشد که ما نیز این ویژگی را به دست آوریم.
2024-10-01 - Dergah, Akbaba, İstanbul
2024-09-30 - Other
باشد که الله از برادران و مسلمانان ما در اینجا راضی باشد. به واسطهٔ آنها الله این دیدار را برای ما ممکن ساخت.
وقتی یک مؤمن به نزد مؤمن دیگری میآید، پیامبر ما، صلح بر او باد، میفرماید: با هر قدم، یک کار نیک دریافت میکند، یک گناه بخشیده میشود و یک درجه بالاتر میرود.
ما سفرهای خود را برای رضای الله انجام میدهیم.
باشد که الله نیت خالصانهٔ ما را بپذیرد.
باشد که او به ما و شما برای این پاداش دهد، انشاءالله.
إلهي أنت مقصودي ورضاك مطلوبي
ای الله، تو مقصود من هستی.
رضای تو خواستهٔ ماست.
این باید هدف یک مسلمان در زندگی باشد.
ممکن است این ساده به نظر برسد.
برای کسی که آن را ساده میبیند، ساده خواهد بود؛ برای کسی که آن را دشوار میبیند، دشوار خواهد بود.
إلهي أنت حاضر أنت ناظر أنت معي
ای الله، تو حاضری، تو مرا میبینی، و تو با من هستی.
نباید هرگز فراموش کرد که الله، قادر مطلق و متعال، همیشه با ماست، ما را میبیند و از همهٔ اعمال ما آگاه است.
کسی که به این ایمان دارد، امیدواریم که از راه راست منحرف نشود.
در هنگام عبادت، مشکلات، شیطان، هوسها و نفس در مقابل میایستند.
مقاومت میتواند گاهی برای افرادی که عبادت نمیکنند و به الله ایمان ندارند، قویتر باشد.
آنها از نفس و هوسهای خود پیروی میکنند.
مؤمن راه درست را میپیماید.
ما از الله طلب یاری میکنیم.
باید پیوسته دعا کنیم که الله ما را از راه راست منحرف نکند.
باشد که الله ما را حفظ کند.
قبلاً میگفتند، صرفنظر از گناه، در اروپا همهچیز مجاز است.
آنها گناهان بیشتری مرتکب میشدند.
اکنون در سراسر جهان همینطور است.
گناه کردن بسیار گسترده شده است.
باشد که الله به ما کمک کند و مهدی علیهالسلام را بفرستد.