السلام عليكم ورحمة الله وبركاته أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. والصلاة والسلام على رسولنا محمد سيد الأولين والآخرين. مدد يا رسول الله، مدد يا سادتي أصحاب رسول الله، مدد يا مشايخنا، دستور مولانا الشيخ عبد الله الفايز الداغستاني، الشيخ محمد ناظم الحقاني. مدد. طريقتنا الصحبة والخير في الجمعية.
در این ماه مبارک شعبان، انشاءالله، در سه یا چهار روز آینده، شب پانزدهم شعبان را گرامی میداریم – شب نیمه ماه.
این شبی بسیار پربرکت است.
این همانگونه است که الله عزوجل در قرآن کریم میفرماید:
"Fiha yufraqu kullu amrin hakim" (44:4)
در این شب، هر امر حکیمانهای برای سال آینده تعیین میشود – چه اتفاقی خواهد افتاد، چه کسی متولد میشود، چه کسی خواهد مرد، چه کسی بیمار یا ثروتمند خواهد شد، چه کسی ازدواج میکند و چه کسی نه – همه اینها در این شب نوشته میشود.
بنابراین بسیار مهم است؛ این یکی از مهمترین شبها در دین اسلام و در تقویم است.
ارزش بسیار زیادی دارد و مولانا و مشایخ همیشه به این شب توجه زیادی داشتهاند.
این شب با نماز مغرب آغاز میشود.
بعد از مغرب، سه بار سوره یاسین را میخوانیم. قبل از هر بار خواندن، نیت میکنید: برای رزق، برای عمر طولانی در اسلام و برای سلامتی...
پس از آن، دعا میکنیم.
دیرتر در شب، بعد از نماز عشاء، میتوانید نماز تسبیح را بجا آورید.
سپس میتوانید تا فجر عبادت کنید؛ میتوانید صد رکعت نماز نافله بخوانید.
معمولاً باید در مجموع هزار بار «قل هو الله احد...» (سوره اخلاص) خوانده شود.
اما مولانا شیخ کار را برای ما آسان کردهاند.
در رکعت اول، سوره اخلاص را دو بار و در رکعت دوم، یک بار میخوانید.
برخی ممکن است در یک ساعت تمام کنند، برخی در یک و نیم یا دو ساعت.
میتوانید با آرامش آن را انجام دهید.
این یک شب کوتاه تابستانی نیست؛ شبها در اینجا طولانی هستند.
میتوانید نماز بخوانید، سپس برای استراحت وقفهای داشته باشید و دوباره ادامه دهید.
این برای شما خوب خواهد بود – پاداشی برای کل سال – و زمانی برای درخواست آنچه آرزو دارید از الله.
مهمترین چیز، ثابتقدم بودن در اسلام است – اینکه شما، خانوادهتان و همه مسلمانان ثابتقدم باشید و راه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را دنبال کنید.
از عادات بد، دوستان بد و انسانهای بد دوری کنید – فاصله خود را با آنها حفظ کنید.
این نیز بسیار مهم است.
این مهمتر از پول، مهمتر از طلا و مهمتر از هر چیز دیگری است: اینکه ایمن و از نظر معنوی پاک بمانید.
زیرا این «آلودگی» امروزه همه جا هست؛ هر جا که بروید، آن را مییابید.
این بر همه چیز شما تأثیر میگذارد – سلامتیتان، خانوادهتان، دوستانتان – همه چیز تحت تأثیر قرار میگیرد.
بنابراین ضروری است که از الله عزوجل در برابر شیطان و لشکرش طلب حفاظت کنید.
آنها اکنون ارتش عظیمی دارند؛ ارتش شیطان میلیاردی است.
نه فقط یکی یا دو تا، نه یک یا دو میلیون – بلکه میلیاردها نفر هستند.
انسانهای خوب بسیار اندک هستند. اگر یک میلیارد انسان خوب داشتیم، عالی بود، اما اینگونه نیست.
تقریباً همه از شیطان و آنچه او میگوید پیروی میکنند.
حتی اگر بگویند: «ما از او پیروی نمیکنیم»، واقعیت به سرعت نشان میدهد که آنها در حقیقت از شیطان و راه او پیروی میکنند.
به همین دلیل، مهمترین درخواست در دعای شما در این شب، درخواست ایمان قوی است – برای ما، برای خانوادههایمان، فرزندان، برادران، خواهران و همه.
این حقیقتاً بهترین هدیهای است که میتوانید به آنها بدهید.
زیرا پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند، دعایی که زودتر از همه اجابت میشود، دعایی است که در غیاب دوست یا برادرت برای او میکنی – وقتی که از الله بهترینها را برای او میخواهی و اینکه در جنت (بهشت) با هم باشید.
این پاداش بزرگی از جانب الله دارد و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز این کار را دوست دارند.
بدون اطلاع آنها: اگر دوستت در سختی است، مشکل سلامتی دارد یا با مقامات یا مردم دچار مشکل شده است، از الله عزوجل بخواه که راه گشایشی ایجاد کند و مشکل را حل نماید.
مشکلات، مشکلات را جذب میکنند؛ نیکی، نیکی را جذب میکند، انشاءالله.
پس این برای این شب بسیار مهم است.
علاوه بر این، باید در روز پانزدهم شعبان روزه گرفت.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در هر ماه سه روز را در هنگام کامل بودن ماه روزه میگرفتند – به آنها «روزهای سفید» (ایام البیض) میگویند، زیرا ماه شبها را روشن میکند.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) عادت داشتند این سه روز را در هر ماه روزه بگیرند.
البته ما هر بار روزه نمیگیریم، اما در مناسبتهایی مانند این باید روزه بگیریم.
احادیث بسیاری در مورد این شب و این روز و اینکه چگونه الله برکت و پاداشهای بیشماری عطا میکند، وجود دارد.
او از سخاوت خود میبخشد.
الحمدلله، کسانی که پیرو طریقت هستند، سعادتمندند؛ آنها خوششانس هستند.
زیرا آنها تمام خیرات را دریافت کرده و در گنجینه خود ذخیره میکنند.
انواع زیادی از مردم هستند که پیرو طریقت نیستند.
مسلمانان معمولی وجود دارند؛ بسیاری از آنها شاید بهطور منظم نماز نخوانند یا روزه نگیرند، اما با این حال مسلمان هستند.
سپس مسلمانانی هستند که نماز میخوانند و روزه میگیرند، اما از اهمیت این شبها یا روزهای مبارک چیزی نمیدانند.
برای آنها این مانند یک روز عادی است؛ نمازهای پنجگانه خود را بجا میآورند.
وقتی ماه رمضان میآید، روزه میگیرند، اما بعد از آن کار اضافی انجام نمیدهند.
این مشکل بزرگی نیست.
اما بزرگترین شر، کسانی هستند که دیگران را از انجام کارهای نیک باز میدارند.
وقتی شما را در حال نماز میبینند، میپرسند: «چرا اینطور نماز میخوانی؟ چرا اینقدر زیاد نماز میخوانی؟»
این غیرقابل قبول است.
گاهی اوقات این ناشی از جهل است؛ آنها حتی ادعا میکنند که این شرک یا بدعت است و اینگونه استدلال میکنند.
آنها مردم خود را باز میدارند و بسیاری از ارواح نگونبخت از آنها پیروی میکنند و نه سنت بجا میآورند، نه نافله، و نه قبل یا بعد از رمضان روزه میگیرند.
برای آنها هیچ چیز مقدس نیست: نه شبی، نه روزی، نه مردان یا زنان مقدس، نه صحابه و نه تابعین.
بسیاری از آنها حتی چیزهایی در مورد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) میگویند که ما نمیتوانیم اینجا بیان کنیم؛ شایسته نیست که سخنان آنها را تکرار کنیم.
اینها انسانهای قابل ترحمی هستند.
اما الحمدلله، ما خوششانس هستیم که تا امروز راه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را دنبال میکنیم و تا حد توانمان عمل میکنیم.
از الله عزوجل طلب قبولی داریم. ما تمام تلاشمان را میکنیم – ما نمیتوانیم همه کارهایی را که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) انجام دادند، انجام دهیم.
اما نیت ما پیروی از الگوی ایشان است.
"Innamal a'malu bin-niyyat."
پیامبر فرمودند اعمال وابسته به نیتهاست و الله عزوجل تایید میکند که نیت تعیینکننده است.
با نیت خالصمان، الحمدلله، انشاءالله پاداش پیروی از تمام سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را دریافت خواهیم کرد.
باشد که الله به دیگر انسانها نیز این سعادت را عطا کند که بتوانند این راه را دنبال کنند.
ما همیشه میگوییم: درهای ما به روی همه باز است.
«به سوی الله بیایید که به دارالسلام فرا میخواند.» الله مردم را به جنت، به سرای صلح و آرامش دعوت میکند.
الله عزوجل به سوی سعادت و تمام خوبیها فرا میخواند.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرا میخواند و ما از این دعوت پیروی میکنیم و کسانی را که از این راه دور هستند نیز دعوت میکنیم: به سوی الله بیایید، به سوی پیامبر بیایید، به بهشت بیایید.
شما در بهشت خواهید بود، در جنت – حتی همینجا در دنیا، انشاءالله.
این بهشت در قلب شماست؛ همانطور که سیدنا ابراهیم در میان آتش بود، و با این حال برای او بهشت بود.
برای همه ما نیز میتواند چنین باشد.
پس ما مردم را فرا میخوانیم: از این در دوری نکنید.
در باز است؛ با ماندن در بیرون نادانی نکنید.
ضربالمثلی هست که میگوید: وقتی الله عزوجل عطا میکند، درنگ نکن.
خود را عقب نکش.
وقتی شیر آب باز است، ظرفهایتان را پر کنید.
صبر نکنید و نگویید: «بعداً پر میکنم»، زیرا شاید همیشه جاری نباشد.
وقتی جاری است، سریع بروید، طلب کنید و بگیرید.
وقتی میبینید شیر رحمت باز است، تنبلی نکنید و نگویید: «میتوانم بعداً آن را بگیرم.»
نمیدانید که آیا بعداً هنوز اینجا خواهید بود، یا اینکه شیر آب هنوز باز خواهد بود.
این در مورد تمام امور دنیوی (دنیا) نیز صدق میکند. این را میگویم چون مردم گاهی در مورد رزق (روزی) میپرسند.
من این را نوشته شده نزد یکی از برادرانمان دیدم که زرگر بود و با طلا کار میکرد.
او تابلوی کوچکی آویزان کرده بود. روی آن نوشته بود: «۱. نسیه نداریم؛ نسیه نمیدهم.»
و نکته دوم این بود: «وقتی شیر آب باز است، دیگت را پر کن؛ آن را نبند.»
بگذار باز بماند؛ نگو «میبندم و بعداً دوباره باز میکنم.»
ادامه دهید.
در طول سالها شنیدهام که بسیاری از مردم میگویند: «کسب و کارم خوب پیش میرفت، اما خسته شدم و میخواستم استراحت کنم، پس تعطیل کردم.»
بعدها سعی کردند دوباره شروع کنند، اما دیگر هرگز موفق نشدند.
پس، وقتی درها باز میشوند، ادامه دهید.
برای رزق، برای دانش، برای زندگی – وقتی کارها خوب پیش میرود، نگویید «شاید این، شاید آن، باید استراحت کنم.»
«نباید زیاد کار کنم» – نه.
وقتی الله برای شما گشایش ایجاد میکند، درِ روزیِ او را نبندید.
ممکن است بعداً پشیمان شوید.
همه چیز را با مداومت ادامه دهید؛ این خوب است.
مداومت کلید است؛ متوقف نشوید، منتظر نمانید.
مولانا شیخ عادت داشتند بگویند: «راه ما یعنی تلاش؛ هر کس خسته شود، هر کس تسلیم شود، از ما نیست.»
خسته نشوید، متوقف نشوید، دلزده نشوید.
الله به ما همت و قوت عطا فرماید تا مانند او باشیم، انشاءالله.
ماشاءالله، تا آخرین روزش همت داشت و سستی نکرد.
حتی اکنون، ماشاءالله، او برکتش را به سوی مردم میفرستد و آنها را در خواب یا با الهام به طریقت راهنمایی میکند.
او هنوز هم، الحمدلله، به واسطه برکتش به ما عطا میکند.
الله به شما برکت دهد و این ماه را پربرکت گرداند، انشاءالله.
الله به ما توانایی دهد تا بدون خستگی ادامه دهیم، انشاءالله.
2026-01-28 - Other
«ای کسانی که ایمان آوردهاید! اگر شخص فاسقی خبری برای شما آورد، درباره آن تحقیق کنید، مبادا به گروهی از روی نادانی آسیب برسانید و از آنچه کردهاید پشیمان شوید.» (۴۹:۶)
الله عزوجل میفرماید: اگر شخصی غیرقابل اعتماد – کسی که نمیتوان به او اعتماد کرد – نزد شما آمد، محتاط باشید.
موضوع را ریشهیابی کنید؛ بررسی کنید که آیا آنچه گفته است حقیقت دارد یا خیر.
حرفهای او را دربست نپذیرید تا بر اساس آن به دیگران حمله کنید.
وگرنه بعداً پشیمان خواهید شد.
چرا؟
زیرا این افراد بیگناه هستند؛ آنها هیچ ارتباطی با آنچه این مرد ادعا کرده است، ندارند.
پیامدهای آن برای شما بسیار ناگوار خواهد بود.
احساس بسیار بدی خواهید داشت، زیرا عجولانه و بدون تفکر عمل کردهاید – بدون اینکه بررسی کنید آیا آن خبر اصلاً صحت داشته است یا نه.
بنابراین باید در مورد هر چیزی اطمینان حاصل کنید.
وقتی چیزی میشنوید، احتیاط لازم است.
باید تحقیق کنید و ببینید که آیا موضوع پایه و اساس درستی دارد یا خیر.
تنها آن زمان است که باید تصمیم بگیرید چه کار کنید.
این در مورد تمام جنبههای زندگی صدق میکند.
اغلب مردم میآیند و میگویند: «ما پیش دکتر بودیم و او گفت که باید این عمل جراحی را انجام دهیم.»
من هر بار به آنها میگویم: مطمئن شوید؛ نظر یک پزشک دیگر را هم بپرسید.
نه فقط یکی؛ از دو یا سه نفر بپرسید.
اگر همه یک چیز گفتند، آنگاه چارهای ندارید.
آنگاه باید صبور باشید و آنچه را که میگویند انجام دهید.
اما بر اساس تنها یک نظر، عجولانه عمل نکنید، زیرا بعد از آن دیگر راه برگشتی وجود ندارد.
پشیمان خواهید شد و خواهید گفت: «ای کاش این کار را نکرده بودم!»
«ای کاش از دیگران هم پرسیده بودم!»
این موضوع در مورد همه چیز صدق میکند.
شاید انسانهای خوبی را بشناسید، اما یک دشمن چیز بدی درباره آنها به شما بگوید.
شما عصبانی میشوید و شاید بروید و با آنها دعوا راه بیندازید.
بعداً، وقتی حقیقت روشن شود، بسیار متأسف خواهید شد.
خجالتزده خواهید شد؛ احساس بسیار بدی خواهید داشت.
الله عزوجل، خالق ماست.
او ما را هدایت میکند و دستور میدهد که همواره کار نیک انجام دهیم.
از او اطاعت کنیم و از هر بدی دوری جوییم.
خودتان را در موقعیتی قرار ندهید که به خاطر اعمال خودتان سرزنش شوید.
عجله نکنید.
شتابزده نباشید.
«العجلة من الشیطان»؛ عجله کار شیطان است.
شما فقط باید در کارهای نیک شتاب کنید.
در امور بد باید تأمل کنید؛ دست نگه دارید.
یک روز، ده روز، یک ماه، ده ماه صبر کنید – مشکلی نیست.
این بهتر از آن است که خود را در موقعیتی دشوار بیابید،
که در آن پشیمان شوید و نزد مردم و خودتان شرمنده باشید.
الله ما را از پیروی کردن از انسانهای بد یا کسانی که نیتهای شوم دارند، حفظ فرماید.
نکند ما را در حالتی قرار دهد که الله از ما ناراضی باشد، پیامبر از ما ناراضی باشد و مردم ناراضی باشند.
الله ما را از این عاقبت بد محفوظ بدارد، انشاءالله.
2026-01-27 - Other
إِنَّمَا ٱلۡمُؤۡمِنُونَ إِخۡوَةٞ فَأَصۡلِحُواْ بَيۡنَ أَخَوَيۡكُمۡۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمۡ تُرۡحَمُونَ (49:10)
وَتَعَاوَنُواْ عَلَى ٱلۡبِرِّ وَٱلتَّقۡوَىٰۖ وَلَا تَعَاوَنُواْ عَلَى ٱلۡإِثۡمِ وَٱلۡعُدۡوَٰنِۚ (5:2)
این دستور الله است.
مسلمانان – مؤمنان – برادرند.
شما باید متحد باشید.
آنگاه الله شما را یاری خواهد کرد.
او رحمت خویش را به شما ارزانی میدارد.
دستور الله همچنین این است که به یکدیگر کمک کنید، کار نیک انجام دهید و حامی اسلام و مسلمانان باشید.
صدقه بدهید و در حق یکدیگر فقط نیکی کنید.
نگذارید نفرت و حسادت میان شما پدید آید.
الحمدلله، اینجا مکانی پربرکت است.
مولانا شیخ ناظم اغلب به این مکان تشریف میآوردند.
البته، همه افراد اینجا اهل طریقت هستند، الحمدلله.
نقشبندی، قادری، چشتی، رفاعی، بدوی – همه این طریقتها حضور دارند.
هر کدام دارای امامی پربرکت از ذریه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) هستند.
قرنهاست که آنها نور را برای میلیونها انسان میگسترانند.
بنابراین دلیلی برای خصومت میان یکدیگر وجود ندارد.
بلکه کاملاً برعکس: باید یاری متقابل وجود داشته باشد.
این نیز از جانب الله است؛ او به هر یک از مخلوقاتش استعدادی متفاوت، امتحانی متفاوت و راهی متفاوت عطا کرده است.
قلب هر انسانی به مکان خاصی تمایل دارد.
اما مهمترین چیز هدف است: رسیدن به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم).
به همین دلیل، همه طریقتها راههایی هستند که به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) منتهی میشوند.
پس اگر در این راه هستید، باید از آنچه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) میگوید و آنچه الله امر میفرماید، پیروی کنید.
شما باید با هم متحد باشید.
یقیناً هر طریقتی ممکن است آداب متفاوتی داشته باشد.
اما این تفاوتها نباید شما را علیه دیگران برانگیزد.
شما باید همه را بپذیرید.
در امور دیگران دخالت نکنید.
تنها به خودتان بنگرید.
نفس خود را برای تواضع و اطاعت تربیت کنید.
سر هر چیزی خشمگین نشوید.
به خاطر مسائل بیهوده برای دیگران دردسر درست نکنید.
نه، این خوب نیست.
از آغاز اسلام، شیطان هرگز نتوانست از طریق دشمن خارجی پیروز شود.
هیچ دشمنی که آمد، موفق نشد اسلام را پایان دهد یا خلافت را نابود کند.
این اتفاق همیشه از درون رخ داده است.
آنها در میان خود فتنه (تفرقه) میکارند.
سپس متفرق میشوند که منجر به کشتار مسلمانان به دست یکدیگر میشود.
و تنها پس از آن است که دشمن میآید و قدرت را به دست میگیرد.
این در تاریخ بارها اتفاق افتاده است.
تاریخ دانش بسیار مهمی است.
قرآن شامل «علوم الاولین و الآخرین» است.
دانشِ آغاز و پایان.
قرآن تاریخ و داستان وقایع گذشته را میآموزد تا شما از آن عبرت بگیرید.
و الله میفرماید: «فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ». (59:2)
«فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَلْبَابِ».
عبرت بگیرید ای صاحبان بصیرت، شما که دلهایی برای فهمیدن دارید.
بسیار پیش آمده که کوتاهی مسلمانان در یاری رساندن به یکدیگر، فجایعی برای امت به بار آورده است.
همین الان، در مسیر آمدن به اینجا، با برادرمان صحبت میکردیم.
پرسیدم: «چه کسی امپراتوری عثمانی را نابود کرد؟»
مسلمانان.
مسلمانان – و او نیز مانند عثمانیها ترک بود.
عثمانیها فقط ترک نبودند؛ هفتاد ملت در امپراتوری عثمانی وجود داشتند.
و آنها برای الله متعال میجنگیدند.
کسانی که از کمک کردن امتناع ورزیدند – که آغاز پایان عثمانیها را رقم زد – اهل کریمه بودند.
اکنون آنها در آنجا با روسها و دیگران میجنگند.
آنها بر سر کریمه و مناطق دیگر میجنگند.
تمام اینها روزگاری قلمرو «گیرای»ها بود.
سلطان گیرای یک سلطان تاتار بود.
او بر تمام این منطقه تسلط داشت.
اوکراین، روسیه – همه اینها سرزمین مسلمانان بود.
آنها مسلمان بودند.
سلطان عثمانی میخواست وین در اتریش را فتح کند.
آنها از این مردم درخواست کمک کردند و آنها گفتند: «بله، ما به شما کمک خواهیم کرد.»
و چه کمکی نیاز داشتند؟
فقط اینکه مانع حمله دشمن از پشت سر شوند.
اما از روی حسادت، گیرایها – «گیرای» در زبان تاتاری به معنای سلطان است – اجازه دادند دشمن از خطوط آنها عبور کند.
آنها همه را شکست دادند، کشتند و در این جنگ تمام خزانه عثمانی را تصرف کردند.
این دومین محاصره وین بود.
محاصره اول در زمان سلطان سلیمان باشکوه اتفاق افتاد.
من در آن منطقه بودم و دیدم که گفته میشود سلطان سلیمان تا کجا پیش رفته بود.
او در آنجا پیمانی امضا کرد – زیرا سلطانی بزرگ بود – و سپس بازگشت.
اما بار دوم، این جنگ واقعاً ضروری نبود، ولی اتفاق افتاد.
و نتیجه چه بود؟
پس از آن، عثمانیها به تدریج شروع به از دست دادن قدرت خود کردند.
زیرا خزانه دولت از دست رفت و نیمی از ارتش شهید شدند.
آنها به سختی توانستند سلطان را از آنجا نجات دهند.
اما بعد از آن بر سر گیرایها چه آمد؟
تمام منطقه توسط روسها تصرف شد.
آنها را کشتند و همه چیز را از آنها گرفتند.
تا امروز هیچ سودی از این خیانت حاصل نشده است.
چرا اینطور است؟
دلیلش این است که مسلمانان به یکدیگر کمک نمیکنند.
به همین دلیل ما میگوییم، حتی اگر جماعتی کوچک هستیم:
هیچ دلیلی وجود ندارد که سر مسائل کوچک مشکل درست کنید.
شما باید ادامه دهید.
الله مکانهای زیادی به شما داده است.
حسود نباشید.
ما باید پذیرای هر کسی باشیم که به اینجا میآید و فتنهای علیه طریقت به پا نمیکند.
بگذارید تلاوت قرآن، قرائت حدیث، مولودخوانی، ذکر و صحبت برگزار شود.
اینها باید ادامه یابد.
اگر با یکدیگر نزاع کنید، بیگانگان میآیند و شما را بیرون میکنند.
ممکن است به نظر برسد که به شما کمک میکنند، دقیقاً همانطور که برای آن مردم در تاریخ اتفاق افتاد.
بعداً آنها همه چیز را تصاحب میکنند و شما را طرد خواهند کرد.
این در تاریخ اسلام بارها اتفاق افتاده است.
همانطور که گفتم، عثمانیها اهل سنت و جماعت بودند.
آنها از طریقتها و دیگران دفاع میکردند.
دیگران نیز همینطور بودند.
گیرای تاتار نیز اهل سنت و جماعت بود.
او نه شیعه بود و نه وهابی.
در آن زمان وهابیها نبودند، الحمدلله.
در آن منطقه، آسیای مرکزی یا روسیه، هیچ وهابی وجود نداشت.
در آن زمان نامهای دیگری داشت، مانند قازان و غیره.
تاتارهای قازان هر سال به سوی مسکو لشکرکشی میکردند، غنایم جنگی میگرفتند و باز میگشتند.
آنها قدرتمند بودند، زیرا اهل سنت و جماعت بودند و از اسلام دفاع میکردند.
بنابراین فتنه حتی زمانی که مردم اهل سنت هستند نیز پدید میآید.
آنها نه شیعه بودند، نه سلفی و نه وهابی.
الحمدلله که در آن زمان وهابیها وجود نداشتند.
اما متأسفانه امروزه بدترین وهابیها در همین منطقه حضور دارند –
در منطقه روسیه یا آسیای مرکزی.
آنها بذر این فتنه را میکارند و مردم را نابود میکنند.
حتی امروز: اگر به آنجا بروید و از همان طریقت نباشید، آنها به شما به چشم دشمن مینگرند.
این فتنهای بزرگ در این منطقه است.
از آن زمان تا امروز، این فتنه رشد کرده است.
اگر جزو گروه آنها نباشی، از تو راضی نیستند؛ با تو مانند یک دشمن رفتار میکنند.
این تفرقهای عظیم است.
به همین دلیل باید سر فتنه را تا زمانی که هنوز کوچک است، قطع کرد.
میگویند سر مار را باید تا زمانی که کوچک است کوبید.
وقتی بزرگ شود، دیگر نمیتوان آن را گرفت یا سرش را قطع کرد.
و زهر آن همه جا پخش خواهد شد.
حقیقتاً این زهر وحشتناکی است که اکنون در حال گسترش است.
پس ما باید با هم متحد باشیم.
از مشکلات کوچک، مسئلهای بزرگ نسازید.
نگویید: «فلانی این را گفت، فلانی آن کار را کرد.»
از الله متعال مسئلت داریم که محبت برادرانمان را در قلبهای ما قرار دهد.
برای برادرانمان، مریدان و همه مسلمانان.
تا از تمام بدیها در امان باشیم.
رسیدن به این وضعیت آسان نیست.
زیرا هرگاه کسی نیت صدقه دادن یا انجام کار نیکی را داشته باشد، مسائل بسیاری پیش میآید که میخواهند او را از این کار بازدارند.
حکایتی وجود دارد...
امامی در حال سخنرانی بود.
او گفت: «الله به هر کس که مشتی برنج صدقه دهد پاداش خواهد داد؛ برای هر دانه، الله پاداشی عطا میکند.»
«هر کس گندم، آرد یا روغن بدهد، برای همه آنها پاداشی وجود دارد.»
او گفت: «این کار نیکویی خواهد بود.»
که برای آن پاداشی بزرگ در نظر گرفته شده است.
یکی از حاضران که این را شنید، بسیار مشتاق شد.
او بلافاصله به سمت خانه دوید.
مقداری غذا جمع کرد و میخواست راه بیفتد.
ناگهان همسرش در مقابل او ظاهر شد.
او پرسید: «این چیست؟»
او پاسخ داد: «امام گفت که باید این را صدقه بدهم؛ این کار بسیار مهم است.»
او دستور داد: «آن را بگذار زمین!»
امام در بیرون منتظر بود.
با خود اندیشید: «این مرد کجا ماند؟»
مادر شیطان آنجا بود.
او مانند شیطان رفتار میکرد.
بنابراین، هرگاه انسان بخواهد کار نیکی انجام دهد، شیاطین بسیاری ظاهر میشوند.
به همین دلیل گفته میشود: در مجالس بدون عشق پیامبر، هزاران نفر را مییابی.
اما اگر به صحبت یا مجلسی برای پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، بروید،
شاید تنها ده درصد از آن جمعیت را بیابید.
من در گذشته از خود میپرسیدم که چرا اینگونه است.
دلیلش دقیقاً همین است.
شیطان کاری به کار آن افراد دیگر ندارد؛ او از آنها راضی است.
او میخواهد که مردم از پاداش الهی، از عشق به پیامبر و از عشق به الله متعال بگریزند.
پس با خوشحالی آنها را تشویق میکند و میگوید: «بله، بله، ببینید، افراد بیشتری باید بیایند.»
اما در گوش دیگران وسوسه میکند: «این کار را نکنید، بر پیامبر صلوات نفرستید.»
«شما ملعون خواهید شد، شما مشرک خواهید شد، چنین و چنان خواهید شد.»
وقتی در یک صحبت نیکو یا مجلسی پربرکت شرکت میکنید، آنها به شما حمله میکنند و در دلتان شک و تردید میاندازند.
«آیا کاری که ما انجام میدهیم حرام است؟ چرا تو اینجایی؟»
«آن افراد گفتند که این کار حرام است، این شرک است و تو به آتش خواهی رفت.»
«دعای تو مستجاب نخواهد شد و هرگز بخشیده نخواهی شد.»
اما هرآنچه آنها میگویند، برخلاف حقیقت است.
الله متعال میفرماید: «من غفور (آمرزنده) و رحیم (مهربان) هستم.»
تا آخرین نفس میتوانی طلب بخشش کنی و من تو را خواهم بخشید.
پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، روایت کردهاند که الله متعال میفرماید: «اگر این مردم گناه نمیکردند، من آنها را با مردمانی جایگزین میکردم که گناه کنند و طلب آمرزش نمایند تا بتوانم آنها را ببخشم.»
«زیرا من بخشیدن را دوست دارم.»
این کلام الله است.
اما آنها آنچه را که الله میفرماید، نمیپذیرند.
چرا؟ زیرا آنها حسود هستند.
وجود آنها پر از حسادت است.
آنها خیر و خوبی را برای مردم و هیچکس دیگر نمیخواهند.
حسادت بدترین خصلت است.
این خصلت از شیطان سرچشمه میگیرد.
باعث میشود که انسان به سوی جهنم بشتابد.
و با این حال بر آن پافشاری میکنند.
این نیز یکی از صفات کفر است.
حتی اگر حقیقت را بداند، از شدت حسادت ترجیح میدهد خود را در آتش افکند تا اینکه آنچه را دیگری دارد، بپذیرد.
این مسئله بسیار مهمی است.
بنابراین، الله متعال دلهای مسلمانان را از حسادت محفوظ بدارد.
و از انحراف از حقیقت و از راه پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، مصون دارد.
این راه رحمت، راه سعادت و راه بشارت است.
«بَشِّرُوا وَلَا تُنَفِّرُوا»
پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، فرمودند: «بشارت دهید و مردم را گریزان نکنید.»
به مردم بگویید که الله همه را میبخشد.
نگران نباشید.
برخی افراد میآیند و میگویند: «ما کارهای بدی انجام میدهیم؛ شاید نتوانیم وارد بهشت (جنت) شویم.»
نه – اگر کسی با نیت خالصانه طلب آمرزش کند،
قرآن مجید میفرماید: «یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ» (۲۵:۷۰)
او گناهانشان را به نیکیها تبدیل میکند.
آنها دیگر گناه نیستند.
گناه پاک میشود و الله پاداشی را جایگزین آن میگرداند.
الله متعال اینگونه است.
ما باید شکرگزار الله باشیم.
ما باید پیوسته شکرگزار الله باشیم و بگوییم: «الشکر لله، الحمدلله، الشکر لله.»
او ما را به راه خود هدایت فرموده است.
پس اجازه ندهید که به خاطر مسائل جزئی، میان مسلمانان مشکلی ایجاد شود.
برخی نادانان هستند که چون خشمگین شوند، میگویند: «شاید الله ببخشد، اما من نمیبخشم.»
این... خداوند به این افراد عقل عنایت فرماید.
خداوند همه ما را ببخشد.
ما محتاج الله متعال هستیم.
الله ما را در راهش ثابتقدم بدارد.
تا سقوط نکنیم.
الحمدلله، ما با مشایخ، با مولانا و اهل طریقت هستیم.
الله درجاتشان را متعالی گرداند.
محض رضای الله این را به ما عنایت فرما.
ما باید شکرگزار باشیم و از او بخواهیم ما را در این راه حفظ کند.
الله مقام ما را بیشتر و بیشتر بالا ببرد، انشاءالله.
2026-01-27 - Other
Walladhina amanu billahi wa rusulihi ula'ika hum as-siddiquna wash-shuhada'u 'inda Rabbihim lahum ajruhum wa nuruhum. (57:19)
الله عز و جل مؤمنان را ستایش میکند؛ آنها بهترینها هستند و بالاترین مقام را در محضر الهی الله عز و جل دارند.
برای همه مهم است که مانند کسانی باشند که در محضر الهی الله و پیامبر – صلی الله علیه و آله و سلم – ستایش شدهاند.
چگونه میتوانیم به این حالت برسیم؟
با پیروی از اولیاءالله؛ آنها هستند که تو را به این مقام والا میرسانند.
زیرا بدون آنها، هیچکس نمیتواند به این درجه رفیع برسد.
این بسیار نادر است، اما حتی آنان [که ظاهراً تنها هستند] نیز یک مرشد دارند. ما این را طریقت «اویسی» مینامیم، که در آن توسط سیدنا خضر (علیه السلام) تعلیم میبینند.
بدون یک مرشد، بدون یک استاد، انسان نمیتواند حقیقتاً از کسی پیروی کند.
هر کس از استادی پیروی نکند، مرشد او شیطان خواهد بود.
او ممکن است فکر کند که کارش را خوب انجام میدهد و کار درست را میکند، اما در پایان همه چیز از دست میرود و او بدون ایمان و باور به پایان راه میرسد.
وارد شدن به یک مکان خطرناک به تنهایی بسیار پرمخاطره است؛ هر لحظه ممکن است پایت بلغزد و سقوط کنی.
به همین دلیل، بدون مرشد نمان.
فقط دست او را محکم بگیر؛ همین برای نجات تو کافی است.
اما اگر میخواهی نفست بزرگ شود، از این افراد پیروی نکن؛ برو و هر کاری میخواهی انجام بده.
اما در پایان سقوط خواهی کرد. هیچکس تو را نجات نخواهد داد؛ تو فقط با شیطان خواهی بود.
زیرا برای شیطان آسان است که تو را از راه راست منحرف کند و به سمتی که خود میخواهد ببرد.
Inna ad-dina 'inda Allah al-Islam. (3:19)
همانا دین نزد الله، اسلام است.
هر کس راهی غیر از اسلام بجوید – لایقبل منه – الله از او نخواهد پذیرفت.
الله عز و جل این را در قرآن مجید اعلام میفرماید.
هر کاری که خارج از این راه انجام دهی: در آن از نفس خود پیروی میکنی، و این خطرناک است. برای کسانی که از نفس خود پیروی میکنند، عاقبت بدی در انتظار خواهد بود.
الله ما را در راه خود حفظ فرماید.
راه پیامبر – صلی الله علیه و آله و سلم –، راه اولیاء، راه نور.
انشاءالله الله قلبهای ما را با این عشق و با نور پر کند، انشاءالله.
2026-01-26 - Other
وَقُلِ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكُمۡۖ فَمَن شَآءَ فَلۡيُؤۡمِن وَمَن شَآءَ فَلۡيَكۡفُرۡۚ (18:29)
الله عزوجل میفرماید: «حقیقت را بگو.» از حق سخن بگو.
هر کس میخواهد ایمان بیاورد، بگذار ایمان بیاورد.
و هر کس نمیخواهد ایمان بیاورد، مختار است که کفر بورزد.
اما تو باید حقیقت را بگویی.
مردم باید حقیقت را بدانند.
بعد از آن، آنها باید تصمیم بگیرند.
اما وظیفه تو – آنچه باید بگویی – حقیقت است.
آن را به کسانی که میپرسند بگو. به آنها بگو حقیقت چیست؛ دروغ نگو.
بهویژه در مورد حق و راه الله.
نباید چیزی نادرست از جانب خودت اضافه کنی.
نمیتوانی چیزی از خودت درآوری و آن را اعلام کنی.
حقیقت هر چه باشد، تو باید آن را بگویی.
دلیلی برای ترسیدن وجود ندارد.
زیرا اگر بترسی، شاید در زمان مناسب سخن نگویی.
اما همه باید حقیقت را بپذیرند.
هر کس حقیقت، یعنی حق را بپذیرد، در امان خواهد بود.
اگر آن را نپذیرد، در امان نیست.
این همان چیزی است که دموکراسی نامیده میشود؛ این دموکراسی واقعی است.
هر کس آزاد است که بپذیرد یا رد کند.
اما آنها باید از آن آگاه باشند.
در اینجا، آنها تا پایان عمرشان مشکلی ندارند.
تا پایان زندگیشان فرصت دارند که آن را بپذیرند.
اگر پیش از مرگشان آن را بپذیرند، الله آنها را خواهد بخشید.
اگر آن را نپذیرند، پشیمانی بزرگی خواهند داشت.
این مثل زندگی روزمره نیست که بگویی: «پشیمانم که آن را نخریدم. ارزان بود، حالا گران شده است.»
در این مورد، تو هنوز زندهای.
اما در آن پشیمانی دیگر – وقتی بمیری – کار تمام است.
پس ما باید این را به مردم بگوییم.
شما باید این را بپذیرید.
الله این فرصت را در تمام طول عمرت به تو میدهد.
میتوانی تا پایان عمرت کافر باشی.
اما نمیدانی کی زندگیات به پایان خواهد رسید.
گمان نکن که نود، هشتاد یا هفتاد ساله خواهی شد.
شاید در سی سالگی تمام شود.
شاید در پنجاه سالگی، شاید در شصت سالگی.
هیچ تضمینی نداری که هر کاری خواستی انجام دهی تا بعداً پشیمان شوی و طلب بخشش کنی.
نه، باید هر لحظه طلب بخشش کنی.
هیچ تضمینی در زندگی وجود ندارد.
تنها الله عزوجل پایان زندگی انسان را میداند.
پس انسان باید هوشیار باشد و آن را به آخر موکول نکند تا بعد بگوید: «بله، حق با توست، تو این را گفته بودی...»
آنگاه شاید دیگر خیلی دیر شده باشد.
الله این افراد را هدایت کند.
و به ما فهم نیکی عطا کند تا همیشه در راه الله باشیم.
تا هوشیار باشیم و انشاءالله خیلی دیر نشود.
الله ما را از شر نفس بدمان حفظ فرماید، انشاءالله.
2026-01-26 - Other
مِّنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ رِجَالٞ صَدَقُواْ مَا عَٰهَدُواْ ٱللَّهَ عَلَيۡهِۖ فَمِنۡهُم مَّن قَضَىٰ نَحۡبَهُۥ وَمِنۡهُم مَّن يَنتَظِرُۖ وَمَا بَدَّلُواْ تَبۡدِيلٗا (33:23)
الله مردانی را که بر سر حرف خود میایستند ستایش میکند.
این اشاره به عهدی دارد که آنها با الله عز و جل و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بستهاند.
آنها هرگز این وعده را پس نمیگیرند.
آنها این عهد را برای تمام عمر خود، تا زمان مرگ، بستهاند.
آنها مردانی باقی میمانند که به قول خود وفادارند، بدون اینکه هرگز تغییر کنند.
با عرض پوزش از خانمها، اما ما باید آن را اینگونه بیان کنیم:
امروزه به ندرت «مردان» واقعی [با غیرت] یافت میشوند.
برخی مردان قول میدهند، اما بعداً، وقتی برایشان مناسب نیست، آن را انکار میکنند.
آنها میگویند: «من همینطوری آن را گفتم؛ قول و اینجور چیزها برایم مهم نیست.»
چرا این را ذکر میکنیم؟
الحمدلله، بیشتر شما در اینجا بومی هستید.
شاید نیمی از این جماعت اهل اینجا باشند، در حالی که دیگران از لندن یا جاهای دیگر میآیند تا گوش فرا دهند.
هر بار که در گذشته به اینجا میآمدیم، به دیدار شیخ ولید میرفتیم.
شیخ ولیدِ فلسطینی.
او در این منطقه بود و طریقت را در میان انگلیسیها، پاکستانیها، اعراب – در میان همه گسترش میداد.
من او را از سال ۱۹۸۵ میشناسم.
آن زمان ما با یک ماشین قدیمی و کوچک به پکام (Peckham) میرفتیم تا مولانا شیخ را ملاقات کنیم.
از آن زمان به بعد، او هرگز راه خود را تغییر نداد.
او میتوانست ادعا کند که خودش شیخ است.
اگر میخواست، میتوانست یک «طریقت ولیدیه» تأسیس کند.
زیرا هیچکس او را مجبور نکرده بود که مردم را به سوی شیخ ناظم هدایت کند.
او دانش داشت، همه چیز داشت و مردم تمام وقت با او بودند.
اما او از نفس خود پیروی نکرد و نگفت: «من شیخ هستم، من چنین هستم، من چنان هستم.»
او تا زمانی که مولانا شیخ از میان ما رفت، به وعده خود پایبند ماند.
تا زمانی که مولانا شیخ از این دنیا رخت بربست، او قول خود را نشکست.
زیرا مولانا دستور داد. من هم آرزوی شیخ بودن ندارم، اما این دستور مولاناست.
او گفت: «این مرد شیخ شما خواهد بود.»
بنابراین او نه رد کرد و نه گفت: «نه، من این را قبول نمیکنم، من خودم قبلاً شیخ هستم» یا چیزی شبیه به این.
او نگفت: «پیروی از آنچه مولانا شیخ گفت غیرضروری است.»
او میتوانست بگوید: «من شیخ هستم، من مدت طولانیتری نسبت به این شیخ جدید در طریقت بودهام و من از او بهترم.»
نه، او بهسادگی پذیرفت و محبتش را به همان شکل ادامه داد.
زیرا او بسیار باهوش و خردمند بود؛ او دارای حکمت بود.
او میدانست که موضوع در این راه، شخص شیخ نیست.
در این راه، اصل خود مسیر است.
شیخ میآید و میرود، اما راه باقی میماند.
عشق به این طریقت نباید تغییر کند.
هر کس که [به عنوان رهبر] میآید – از دستور پیروی کنید.
بهویژه کسانی که ادعا میکردند: «من عاشق شیخ هستم، من پنجاه یا شصت سال است که مرید هستم»،
اما بعد، وقتی شیخ دستوری میدهد، میگویند: «نه، من این را قبول ندارم؛ من باید شیخ باشم.»
اما این مرد [شیخ ولید] اینگونه نبود.
به همین دلیل الله چنین افرادی را ستایش میکند.
الله از این [شخصیت] به عنوان یک «مرد» یاد میکند.
حتی زنان اگر بر سر پیمان خود بایستند، به عنوان «مردان» [خدا] محسوب میشوند؛ آنها قویتر از مردانی هستند که بر سر حرف خود نمیایستند.
این طریقت بسیار مهمی است، زیرا یافتن یک شیخ واقعی یا یک طریقت واقعی آسان نیست.
اگر پنجاه سال را در طریقت بگذرانید و این را درک نکنید، آنگاه هیچ نیستید.
شما فقط بهطور تصادفی وجود دارید.
خود را در طریقت مییابید و در پایان عمر میپرسید: «من اینجا چه میکنم؟ من کیستم؟»
شما اینجا هستید زیرا این کشتی نجات است.
مانند سیدنا نوح – من اغلب میگویم مولانا شیخ مانند سیدنا نوح است.
اگر در کشتی او باشید، از خطرات این دنیا و همچنین در دنیای دیگر در امان خواهید بود.
پس باید بدانید – دچار تردید نشوید.
مطمئن باشید که در امان هستید، مخالفت نکنید و چیزهایی نگویید که الله از آنها ناراضی است.
فقط پیروی کنید.
الحمدلله، راه ما روشن است.
مردم بارها پرسیدهاند: «آیا در محل خود نمایندهای دارید؟»
همهجا باز است، الحمدلله؛ ما برای همه بسیار باز هستیم.
درِ ما باز است.
هر کس بیاید، خوش آمده است.
هر کس که نمیپسندد – خداحافظ (بای بای).
ما کسی را به زور نگه نمیداریم، اما راه ما حفظ مردم در امنیت است.
تا بدانید – و از خود نپرسید – «چرا من اینجا هستم؟ چرا من در این دنیا هستم؟»
بسیاری از مردم دیوانه میشوند و بر سر مادر و پدر خود فریاد میزنند: «چرا مرا به این دنیا آوردید؟»
پدر و مادرت تو را نیاوردهاند؛ الله تو را آفریده و به اینجا فرستاده است.
اگر این را درک کنید، راضی و خوشحال خواهید بود.
راه فراری نیست.
فقط صبر کنید.
صبر کنید، صبر کنید، صبر کنید، و وقتی زمان شما فرا رسد، انشاءالله پروردگارتان را ملاقات خواهید کرد.
نترسید و نگران نباشید و نپرسید: «چگونه زنده بمانم؟»
وقتی رزق و روزی شما تمام شود، خواهید مرد.
حتی اگر میلیاردها داشته باشید، نمیتوانید یک لقمه اضافی بخورید یا یک قطره آب اضافی بنوشید.
نمیتوانید چیزی با خود ببرید.
پس نگران نباشید، شاد باشید.
الله عز و جل روزی و عمر هر کس را تضمین کرده است.
این بر اساس مقدار و زمان معینی تعیین شده است.
وقتی زمانش فرا رسد، خواهید رفت.
بسیاری از مردم زندگی خود را به جهنم تبدیل میکنند، حتی قبل از اینکه به آخرت بروند.
آنها با نگرانیِ هر روزه، زندگی خود را جهنم میکنند.
اگر خوشحال نیستیم، سریع وضو بگیرید و دو رکعت نماز بخوانید.
نماز خواندن برای همه انسانها مهم است.
زیرا نماز لحظهای است که ما به پروردگارمان، الله عز و جل، نزدیکترین هستیم.
الله عز و جل همه جا هست.
اما وقتی نماز میخوانید، او در قلب شماست.
او فرمود: «تمام کائنات نمیتواند مرا در خود جای دهد، اما من در قلب بنده مؤمنم میگنجم.»
این قلب کوچکی است، اما الله میگوید اگر این را درک کنی، او در قلب تو خواهد بود و همه مشکلات ناپدید خواهند شد، انشاءالله.
این بسیار مهم است، پس دور نشوید.
این راه را ترک نکنید.
فریب دیگرانی را نخورید که ادعا میکنند بهتر از این طریقت به شما آموزش میدهند.
زیرا راه ما، از مولانا شیخ عبدالله داغستانی و شیخ محمد ناظم الحقانی و تمام مشایخ، دقیقاً همانگونه است که در زمان پیامبر بود.
این راه از سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پیروی میکند و به مردم فقط خوبی نشان میدهد.
بهترین و بزرگترین آموزه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، تواضع داشتن است.
تمام مشایخ متواضع بودند؛ هیچکس ادعا نمیکرد که از دیگری بهتر است.
آنها میگفتند: «ما فقط خدمت میکنیم.»
«ما خادمان امت و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) هستیم.»
اگر دیگران را میبینید، چه عالم باشند چه نباشند، که میگویند «من چنینم، من چنانم»، از آنها پیروی نکنید.
الحمدلله، الله به این ولید افندی برکت دهد؛ او انسان بسیار متواضعی بود.
چه مرد خوبی، و الحمدلله، نسل (راه) او نیز ادامه دارد.
دیدن اینکه این راه ادامه دارد، بسیار مهم است.
این اهمیت بسیاری دارد.
حتی اگر کار کوچکی انجام میدهید، تسلیم نشوید.
این راه را ترک نکنید.
فریب دیگرانی را نخورید که امروزه ادعا میکنند «صادقین» (راستگویان) هستند.
انسانهای خوب را بیابید و از آنها پیروی کنید.
اگر از برخی از این دیگران پیروی کنید، آنها شما را از راه منحرف خواهند کرد.
آنها میگویند: «نیازی به نماز نیست»، که این یک سوءتفاهم است.
مشایخ بزرگ و اولیاءالله، مانند جلالالدین رومی، میگویند: «همنشینی با یک ولی یا شیخ، بهتر از صد سال عبادت خالصانه است.»
اما ممکن است برخی این را اشتباه بفهمند و گمان کنند که نباید نماز بخوانند یا نباید کاری انجام دهند.
نه؛ اگر با یک ولی (خدا) باشید، او به شما نشان خواهد داد که انجام عبادت چقدر مهم است.
اینکه پیروی از راه درست، راه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، چقدر مهم است.
همه این اولیاءالله به شریعت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پایبند هستند.
طریقت و شریعت به هم وابستهاند.
بدون شریعت، طریقتی وجود ندارد.
زیرا در آن حالت، هر کس صرفاً آنچه نفسش میخواهد انجام میدهد.
آنها میگویند: «چرا نماز بخوانیم؟ ما مینشینیم، تسبیح و ذکر میگوییم؛ دلیلی برای نماز خواندن وجود ندارد.»
دیگران میگویند: «چرا به حج برویم وقتی اینقدر شلوغ است؟ میتوانیم وقت دیگری برویم.»
یا: «چرا در تابستان روزه بگیریم؟ روزها خیلی طولانی و گرم است؛ ما در عوض در روزهای کوتاه روزه میگیریم، این خیلی آسانتر است.»
این اتفاق رخ میداد.
بنابراین، بدون شریعت نمیتواند طریقتی وجود داشته باشد.
این امری ضروری است.
شما متوجه خواهید شد که هر یک از اولیاءالله در مورد طریقت بسیار سختگیر هستند.
و هیچکدام از این اولیاءالله خارج از شریعت نیستند.
شما کسی را نخواهید یافت که مقام یا مزار (زیارتگاه) داشته باشد و خارج از شریعتِ مذاهب باشد.
برای چنین کسانی مکانهای متبرکهای وجود ندارد.
این تنها شامل حال کسانی میشود که از شریعت و طریقت پیروی میکنند.
شما میتوانید این را در سراسر جهان ببینید.
در ترکیه، سوریه، پاکستان، عراق - همهجا.
اینها کسانی هستند که از شریعت پیروی میکنند.
کسانی که از شریعت پیروی نمیکنند، جایی ندارند که مردم برای طلب برکت از آنها به آنجا بیایند.
همچنین مهم است که به آنجا بروید و از الله به حرمت این افراد درخواست کنید.
زیرا شما برکت دریافت میکنید؛ الله آن مکان را که محبوب اوست، غرق در رحمت میکند.
و شما میتوانید از آن بهره گیرید.
شما از *خود آن شخص* درخواست نمیکنید؛ بلکه به حرمت او از الله عزوجل درخواست میکنید.
تا آنچه را که میخواهید به شما عطا کند.
چرا که الله دهنده همه چیز است.
بسیاری از مردم این موضوع را اشتباه میگیرند و بعداً برایشان مشکلساز میشود.
الله ما را از شر نفسمان حفظ کند.
و به ما کمک کند تا راه درست را بپیماییم.
تا فریب کسانی را نخوریم که ادعاهای مختلف میکنند.
کسانی که به حرف اولیاءالله گوش نمیدهند.
که به خواست اولیاءالله توجهی نمیکنند.
خواست اولیاءالله این است که با هم بمانیم و از راه مشایخ منحرف نشویم، انشاءالله.
الله به شما برکت دهد.
2026-01-25 - Other
Wa ja'ala lakum al-arda tahura.
الله عز و جل زمین را آفرید و آن را برای ما پاک قرار داد.
برای امت سیدنا محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، تمام زمین پاک است.
شما میتوانید در همه جا نماز بخوانید؛ آن پاک است.
ذاتاً پاکیزه است، اما انسانها آن را آلوده میکنند.
مکانهایی وجود دارد که نمیتوان در آنجا نماز خواند زیرا نجس (آلوده) شدهاند.
اما در مکانی پاک میتوانید نماز بخوانید. نماز خواندن در همه جا مجاز است، چه در مسجد و چه بیرون.
قبل از زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، نماز باید در مکانهای خاصی اقامه میشد، مانند معبد یا عبادتگاه.
چرا؟ زیرا برای سایر امتها تمام زمین پاک محسوب نمیشد. این امر به مکانهای خاصی محدود بود.
اما به افتخار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، الله تمام جهان را پاک گردانید تا بتوانید در همه جا باشید و نماز بخوانید.
اما امروزه میبینیم که مردم همه جا را آلوده میکنند.
همانطور که الله میفرماید: «ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ» (۳۰:۴۱). فساد در خشکی و دریا به خاطر اعمال خود مردم آشکار شده است.
اکنون خشکی، آب و دریا فاسد شدهاند؛ آنها خراب شدهاند.
به چه وسیله؟ توسط انسان.
این انسانها هستند که باعث این امر میشوند.
آنها با طمع و خودخواهی خود، بدون فکر کردن به دیگران، همه چیز را نابود کردهاند.
مولانا شیخ همیشه میگفتند: «بتن، نایلون، هورمون».
بتن، نایلون – یعنی پلاستیک – و هورمون. شما میدانید هورمونها چه هستند.
آنها طوری برنامهریزی کردهاند که اکنون زندگی بدون این چیزها غیرممکن به نظر میرسد.
چرا؟ چون به آن عادت کردهاند. در گذشته میشد از خیلی چیزهای دیگر به جای آنها استفاده کرد.
اما در مورد بتن، دیگر تقریباً کاری نمیتوان کرد.
در زندگی روزمره ما به ندرت چیزی بدون آن یافت میشود.
شاید تعداد بسیار کمی – شاید دو تا پنج درصد – به گونهای دیگر ساخته شده باشند، اما اکثر مردم طبیعتاً از بتن استفاده میکنند.
قطعاً استفاده از آن در جایی که اجباری یا ضروری است، قابل قبول است.
این ممکن است، اما نه در جایی که زندگی میکنید. همه چیز دارد به بتن تبدیل میشود.
در تابستان گرما ساطع میکند و در زمستان سرما به بدن نفوذ میکند.
متأسفانه ما تقریباً هیچ کاری نمیتوانیم در برابر آن انجام دهیم.
در مورد هورمونها: آنها همه جا هورمون اضافه میکنند.
نمیتوان از آن اجتناب کرد؛ این روزها غیرممکن به نظر میرسد.
مورد سوم: نایلون – پلاستیک.
از این میتوانیم دوری کنیم.
حتی اگر فقط از همین مورد سوم اجتناب کنید، این یک موفقیت بزرگ برای ماست.
به همین دلیل الله این ماده را طوری آفریده است که میتوان آن را بازیافت کرد.
با این حال، مسلمانان آن را به همه جا پرت میکنند.
الحمدلله، به مردم الهام میشود که در همه جا مراکز جمعآوری برای این زبالهها ایجاد کنند.
آن کثیفتر از – عذر میخواهم – مدفوع انسان است؛ پلاستیک مضرتر است.
بنابراین اگر چنین چیزی دارید، وظیفه شماست که آن را همینطور دور نیندازید و جهان را آلودهتر نکنید.
و اسراف (زیادهروی) نکنید.
باید آن را جمع کنید و به مکان تعیین شده ببرید.
این برای شما صدقه محسوب میشود، زیرا شما پاکیزگی را حفظ میکنید.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: برداشتن مانع از سر راه، برای شما صدقه است.
حتی اگر صدقهای به صورت پول ندهید – چرا که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند که باید برای هر یک از ۳۶۰ مفصل بدن روزانه صدقهای پرداخت شود.
صحابه چیزی نداشتند؛ بیشتر آنها گرسنه بودند و چیزی برای بخشیدن پیدا نمیکردند.
آنها پرسیدند: «ای پیامبر، ما چیزی نداریم؛ چگونه باید این کار را انجام دهیم؟»
ایشان پاسخ دادند: «هر کار نیکی که انجام دهید، صدقه است».
برداشتن آلودگی یا سنگی از سر راه، صدقه است؛ لبخند زدن به برادرتان، صدقه است.
و در نهایت، نماز ضحی جایگزین همه اینها میشود.
اما نکته مهم در اینجا این است: هرچه صدقه بیشتری بدهید، بهتر است.
به ویژه در مورد مسجد: اگر مسجد را تمیز کنید، حتی اگر کار کوچکی باشد، الله در بهشت (جنت) به شما یک خشت طلا پاداش میدهد.
پاکیزگی بسیار مهم است. اصل اصلی ما در اسلام این است: «النظافة من الإيمان» – پاکیزگی از ایمان است.
ایمان بالاتر از اسلام است؛ قلب و خود (نفس) را میگشاید.
پس، انشاءالله، مخاطب این پیام تمام جهان است.
امروزه ما درباره کسانی میشنویم که اصلاً به این موضوع توجهی نمیکنند.
دیده میشود که کشورهای اسلامی کثیفتر از دیگران هستند؛ در عمل کوتاهی میشود.
الله به ما کمک کند؛ این موضوع مهم است.
ما میگوییم: با پرهیز از این، انشاءالله حداقل یک سوم سلامتی خود را حفظ میکنید.
الله ما را حفظ کند – ایمن، پاک و محبوب الله و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم).
2026-01-24 - Other
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «انما العلم بالتعلم، و انما الحلم بالتحلم.»
صدق رسولالله فیما قال او کما قال.
علم تنها با آموختن به دست میآید.
شما باید آن را کسب کنید، یا به کسی نیاز دارید که آن را به شما بیاموزد.
این علم بر هر مسلمانی واجب است – از گهواره تا گور.
هر روز باید اندکی بیشتر آموخت.
شما باید در جستجوی علم باشید.
این برای هر مرد و زن مسلمان واجب – فرض – است.
البته این بدان معناست: هر روز مقداری اندک. اما نیت ما باید انشاءالله مداوم باشد.
و البته شما هر روز چیز جدیدی کشف خواهید کرد، حتی در مورد چیزهایی که فکر میکردید همه چیز را دربارهشان میدانید.
نگویید: «من همه چیز را میدانم، دیگر نیازی به یادگیری یا پرسیدن ندارم.»
علم بیپایان است.
این تنها مختص به یک فرد نیست.
بنابراین، انشاءالله، هر کسی در اینجا باید به آن بپردازد – چه در وِرد روزانه، و چه زمانی که به عنوان امام یا مؤذن خدمت میکند.
شما باید این موارد را واقعاً خوب یاد بگیرید.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرمایند: «انما العلم بالتعلم».
شما باید در این زمینه تمرین کنید.
حال، برای آینده در اینجا نزد مشایخ ما: از صبح تا نماز عشاء باید کسی تلاوت کند.
نه همیشه فقط مؤذن؛ هر روز باید شخص دیگری این کار را انجام دهد تا یاد بگیرد چگونه تسبیحات را انجام دهد و اذان بگوید.
از فجر تا عشاء، انشاءالله، هر روز یک نفر دیگر.
و وقتی در سفر هستیم، زمانی که افراد زیادی حضور ندارند، یک مؤذن جدید باید کار را بر عهده بگیرد. شما باید برای مؤذن بودن آموزش دیده باشید.
نباید همیشه همان شخص باشد، یا فقط صاحبخانه. باید مؤذنهای زیادی وجود داشته باشند.
الحمدلله، ما باید کعبه را الگوی خود قرار دهیم؛ در آنجا مؤذنهای بسیاری وجود دارند.
در مدینه منوره نیز مؤذنهای بسیاری هستند.
در مساجد مقدس تعداد زیادی هستند، همگی متفاوت.
پس مهم است که فقط گوش ندهید و بگویید: «خوب، او انجامش میدهد، نیازی نیست ما انجام دهیم.»
خیر، شما باید یاد بگیرید و باید تمرین کنید، انشاءالله.
زیرا مؤذن بودن افتخار بزرگی است.
مؤذنها در محضر الهی الله – عز و جل – ستوده میشوند.
تا جایی که صدایشان میرسد، توسط الله آمرزیده میشوند.
و در روز قیامت، گفته میشود که آنها از همه مردم دیگر بلندمرتبهتر خواهند بود.
پس، انشاءالله، هر کجا که میروید: این را بیاموزید و تمرین کنید.
بخش دوم: «و انما الحلم بالتحلم.»
این بدان معناست که خشمگین نشوید، بلکه بردباری نشان دهید.
مردم میگویند: «من زود عصبانی میشوم، چه کار باید بکنم؟»
«من نمیتوانم تو را همینطوری در سطل رنگ فرو ببرم و بیرون بیاورم تا دیگر عصبانی نشوی.»
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «آهسته، آهسته» – با تمرین.
هر بار که خشم بالا میآید، باید به یاد آورید: «من باید بردبار باشم.»
اگر خیلی عصبانی باشید، با این کار کمی از شدت آن کاسته میشود.
دفعه بعد دوباره؛ هر بار به یاد آورید. سرانجام، شاید در یک ماه، یک سال، دو سال یا شاید ده سال، دیگر خشمی وجود نخواهد داشت، انشاءالله.
الله ما را از خشم محفوظ بدارد.
حتی اگر عصبانی شدید، باید سریع دوباره آرام شوید.
خشم مولانا شیخ اینگونه بود: مانند آتش کاه.
به سرعت شعلهور میشود و به سرعت فروکش میکند.
باید اینگونه باشد، زیرا هر کسی گاهی عصبانی میشود، اما پس از آن خشم باید از بین برود.
زیرا خشم آتشی را در درون شما برمیافروزد؛ این لازم نیست.
شما باید به سرعت از شر این خشم خلاص شوید، انشاءالله.
الله در این راه به ما کمک کند، انشاءالله.
2026-01-23 - Other
«وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَىٰ ۖ وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ» (قرآن ۵:۲).
این بهترین راه برای تمام بشریت است.
این در مورد مسلمانان نیز صدق میکند؛ حقیقتاً، این باید بهویژه برای مسلمانان صادق باشد.
این فرمان، وظیفهای برای همه مؤمنان است.
شما باید یکدیگر را در کارهای نیک یاری کنید،
چه از طریق نیکوکاری باشد یا اینکه به روشی دیگر به مردم یاری رسانید.
این میتواند با دست، زبان یا هر وسیله دیگری انجام شود.
هزاران راه برای کمک به مردم وجود دارد.
الله عزوجل میفرماید: «به یکدیگر کمک کنید.»
متحد باشید.
«تعاونوا» به معنای همکاری کردن و یاری رساندن به یکدیگر است.
در گناهان یا ارتکاب ظلم از یکدیگر حمایت نکنید.
این کار را نکنید.
این دستور برای تمام بشریت است.
هر کس که خود را انسان مینامد، باید طبق آن عمل کند.
یک مسلمان باید نسبت به آن احساس تعهد بیشتری داشته باشد.
آنها باید پشتیبان یکدیگر باشند.
نصیحت کنید – پند نیک – و پیشنهاد کمک دهید.
بسیاری گمان میکنند که کار نیکی انجام میدهند، در حالی که در حقیقت کارهای بسیار اشتباهی میکنند.
به همین دلیل آنها باید مشورت بگیرند:
«آیا کار درست را انجام میدهم یا اشتباه؟ به گمان خودم این کار خوب بود،»
اما وقتی میپرسی، شاید متوجه شوی که آن خوب نیست، بلکه زیانبار است.
دریافت این نصیحت، کمک بزرگی به توست.
آن تو را بیدار میکند تا مرتکب گناهی نشوی یا نادانسته کار اشتباهی نکنی.
گاهی کاری را با این باور که خوب است انجام میدهی، اما در واقعیت بد است.
انشاءالله، الله عزوجل به ما توفیق کمک کردن و کمک پذیرفتن را عطا فرماید.
الله عزوجل به شما برکت دهد.
2026-01-22 - Other
ما در هر زمان به الله عز و جل میگوییم: الحمدلله و شکرلله.
الله عز و جل در همه امور یار و یاور ماست؛ با هر نفس، در هر ثانیه و هر دقیقه.
الله عز و جل با ماست؛ ما باید این را درک کنیم و او را برای آن شکر گوییم.
بسیاری از مردم – مردم نادان – میان خیر و شر تفاوتی قائل نمیشوند.
معمولاً کسانی که این درک را ندارند، عقل ندارند و مسئولیتی بر دوش آنها نیست؛ جای آنها در تیمارستان است.
اما کسانی هستند که در تیمارستان نیستند؛ آنها کاملاً مسئولند.
آنها به مدرسه میروند، تدریس میکنند، کار میکنند و تجارت میکنند، اما وقتی نوبت به شکرگزاری از او میرسد، این کار را نمیکنند.
این برای کسانی که چنین رفتاری دارند، عاقبت خوشی ندارد.
الله عز و جل همه چیز را ثبت و ضبط میکند، و شما باید او را بشناسید و شکرش را به جا آورید.
کسانی که این را نمیدانند، از مخلوقاتِ صرف بدترند.
الله عز و جل همه مخلوقات را آفرید – حتی سنگها، حتی درختان را – و همه آنها الله عز و جل را تسبیح میگویند.
الله عز و جل به آنها معرفت داد تا خالق خود را بشناسند.
وقتی انسانها خالق خود را نمیشناسند، با تکبر گمان میکنند که از این مخلوقات برترند.
در همه امور هوشیار باشید؛ شما باید راضی و خشنود باشید.
الله عز و جل همه چیز به شما داده است، از جمله دانش شناخت او را.
بسیاری از مردم بدون در نظر گرفتن عواقب، عمل میکنند.
باشد که الله عز و جل ما را از دانایان قرار دهد: تا او را بشناسیم، او را بپذیریم و او را شکر گوییم.