السلام عليكم ورحمة الله وبركاته أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. والصلاة والسلام على رسولنا محمد سيد الأولين والآخرين. مدد يا رسول الله، مدد يا سادتي أصحاب رسول الله، مدد يا مشايخنا، دستور مولانا الشيخ عبد الله الفايز الداغستاني، الشيخ محمد ناظم الحقاني. مدد. طريقتنا الصحبة والخير في الجمعية.

Mawlana Sheikh Mehmed Adil. Translations.

Translations

2025-04-20 - Dergah, Akbaba, İstanbul

باشد که الله متعال این روز را برکت دهد. برخی روزها واقعاً مبارک هستند. روزهای مبارک بر اساس تقویم هجری تعیین می‌شوند. در تقویم گریگوری آنها فقط یک تاریخ عادی هستند. از این نظر تقویم گریگوری هیچ معنایی ندارد. چیزهایی وجود دارد که برخی افراد به‌طور غیرضروری به آنها اهمیت می‌دهند، تنها برای اینکه دیگران را گیج کنند. امروز بیستم آوریل است. بیستم آوریل بر اساس تقویم گریگوری روز تولد پیامبر ما، صلح بر او باد، است. درست است که روز تولد ایشان است. اما امروز میلاد نیست. ماه میلاد چیز دیگری است. ماه میلاد ربیع‌الاول است. ماه ربیع‌الاول هیچ‌وقت در همان زمان سال گریگوری قرار نمی‌گیرد، آن دائماً جابجا می‌شود. از این رو، روز مبارک امروز نیست. امروز تنها یک تاریخ تقویمی است. برای تضعیف ایمان مسلمانان، پیشنهاد می‌شود که تولد پیامبر را به گونه‌ای در هفته تولد بر اساس تقویم گریگوری جشن بگیرند. مولانا شیخ ناظم هرگز این را قبول نکرده‌اند. هیچ روزی در تقویم گریگوری از نظر مذهبی نمی‌تواند روزی ویژه باشد. در اسلام همه چیز بر اساس تقویم هجری، تقویم قمری تعیین می‌شود؛ نه بر اساس سال شمسی، بلکه بر اساس سال قمری. نماد اسلام هلال ماه، خود ماه است. دستورها بر این اساس انجام می‌شوند و نماز بر این اساس خوانده می‌شود. اصول و قوانین رفتار اسلام بر اساس تقویم هجری است. این‌گونه مراسم حج است، این‌گونه رمضان است. و همچنین همین‌طور است با روزهای مبارک. افرادی با نیت‌های بد وجود دارند که می‌خواهند اسلام را تغییر دهند، حتی گروهی که تلاش می‌کنند ماه رمضان را در زمستان برگزار کنند. شاید بیشتر مردم از این موضوع بی‌خبر باشند. اما چنین تفکراتی واقعاً وجود دارند. آنها این روزها را در آوریل به عنوان روز تولد یا هفته تولد پیامبر ما، صلح بر او باد، بنا بر تقویم گریگوری جشن می‌گیرند. الحمدلله این تلاش‌ها به کار نگرفته شد. آنها تنها خسارت به بار آوردند. به همین دلیل بسیار مهم است که به دقت روزها و زمان‌ها را رعایت کنیم. یک مسلمان باید از آنچه پیامبر ما، صلح بر او باد، انجام داده، پیروی کند. او باید آنچه پیامبر گفته است را بگوید. آنچه پیامبر انجام نداده است را نباید قبول کند. آنچه پیامبر پذیرفته است را باید بپذیرد. این راه اوست که نورانی است. راه او راه حقیقت است. کسی که راهی دیگر بردارد، از این راه دور می‌شود. باشد که الله ما را از این مسئله حفظ کند. راه نیز طریقت است. طریقت راهی است که این مسیر را حفظ می‌کند. افرادی با نیت‌های دیگر نیز وجود دارند. حتی در زمان حیات پیامبر ما، انبیاء دروغین برپا شدند. آنها ناپدید شده و فراموش شده‌اند. بعد از آن هم کسانی دیگر آمدند. تا روز قیامت شیطان آرام نخواهد نشست. او بر اساس میل خودش افکار مردم را گیج و ایمان آنها را نابود می‌کند. بنابراین راه طریقت، راهی امن است. باید به آن توجه کرد. کسی که بر راه طریقت است، به راه‌های دیگر منحرف نمی‌شود. بر راه صحیح و در جهت درست، او با اجازه الله از اثر قدم‌های پیامبر ما پیروی می‌کند. باشد که الله او را در این راه استوار و نگذارید که منحرف شود، ان شاءالله. مردم به آسانی گیج می‌شوند. آنها بد را خوب و خوب را بد می‌دانند. آنها حقیقی را با غلط و غلط را با حقیقی اشتباه می‌گیرند. چیزهای بسیاری وجود دارد که افکار مردم را گیج می‌کند. باشد که الله ما را حفظ کند و نگذارد مسلمانان از راه راست منحرف شوند، ان شاءالله.

2025-04-19 - Dergah, Akbaba, İstanbul

پیامبر ما، صلح و برکت بر او است، می‌فرماید: المعدة بيت الداء والحمية رأس الدواء معده، همانطور که پیامبر ما، صلح و برکت بر او است، گفتند، خانه بیماری‌هاست. و یک رژیم غذایی هوشیارانه، مهم‌ترین درمان است. هنگام خوردن باید با دقت مراقب باشید چه چیزی مصرف می‌کنید - چیزهای مفید بخورید و از چیزهای مضر دوری کنید یا فقط به مقدار کم مصرف کنید. همانطور که در همه چیز صدق می‌کند: زیاده‌روی به شما آسیب می‌رساند. همانطور که به خوبی گفته می‌شود: "کمتر بیشتر است." قدیماً این‌همه امکان برای پیدا کردن غذا وجود نداشت. مردم نمی‌توانستند این‌همه غذا پیدا کنند. امروزه که همه چیز در دسترس است، به ندرت کسی مرزی می‌شناسد. هر زمان که اشتها می‌طلبد، می‌خورند. با اینکه یک وعده غذا در روز واقعاً کافی خواهد بود، دو وعده غذا سوگند شیوخ به شمار می‌رود. در حالی که سه وعده غذا برای بیشتر مردم کاملاً کافی است، بسیاری از آن راضی نیستند و همیشه بین وعده‌ها خوراکی میل می‌کنند. آن‌ها به کیفیت غذای خود نیز اهمیت نمی‌دهند. اکنون می‌گویند: "گوشت خیلی گران شده است." اما نیازی نیست که دائماً گوشت بخورید. پیامبر ما، صلح و برکت بر او است، می‌فرماید: سيد الطعام اللحم اگرچه می‌گوید که گوشت بهترین و ارزشمندترین غذاست، اما انسان نمی‌تواند و نباید دائماً گوشت بخورد - و همیشه هم پیدا نمی‌کند. باید سبزیجات بخورید. در همه چیزهایی که الله متعال به ما اجازه داده، قدرت شفاست. باید از همه چیز کمی بخورید. امروزه بسیاری از مردم با چیزهایی که به آن عادت دارند، یکسان تغذیه می‌کنند و نمی‌خواهند چیز دیگری را امتحان کنند. اگر سبزی‌ها را ذکر کنید، به ندرت کسی است که هیجان نشان دهد. اصرار می‌کنند که حتماً باید گوشت بر سر سفره باشد. در حالی که باید غذاهای مختلف مصرف کنید تا بدن در تعادل بماند. حتی اگر گوشت می‌خورید، نیازی نیست که به مقدار زیادی باشد. انسان باید سبزیجات و بسیاری چیزهای دیگر بخورد. مردم قدیم غذاهای متنوع آماده می‌کردند، روی میز تنوع وجود داشت. در مهمانی‌های عثمانی، در مهمانی‌های سلطانی، حداقل پنجاه نوع غذای مختلف وجود داشت. حتی بیشتر هم بود، حداقل پنجاه غذای مختلف. و هر کدام با دیگری متفاوت بود. البته امروز همه نمی‌توانند این‌همه غذا آماده کنند، اما امروزه اغلب مردم آنقدر راحت‌طلب هستند که حاضر نیستند خودشان آشپزی کنند – بلکه ترجیح می‌دهند غذا سفارش دهند. در مورد غذاهایی که سفارش می‌دهید، دقیقاً نمی‌دانید چه چیزی در آن است، نمی‌دانید چه چیزی دقیقا مصرف می‌کنید. علاوه بر این، برخی محصولات بسیار سوال‌برانگیز در بازار ظاهر شده‌اند. افزودنی‌های مختلفی اضافه می‌کنند تا مزه را تقویت کنند. این مواد به تدریج بدن انسان را مسموم می‌کنند. آن‌ها به اندام‌های داخلی آسیب می‌رسانند. نوشیدنی‌ها حتی نگران‌کننده‌تر هستند. همانطور که پیامبر ما، صلح و برکت بر او است، گفته است، معده جایگاه بیماری است. بنابراین خوب توجه کنید که چه چیزی را در آن می‌گذارید، چه چیزی می‌خورید. باید همه چیز را نخورید فقط به خاطر اینکه طعم خوبی دارد؛ باید هر مواد غذایی را معتدل و متوازن مصرف کنید. تا جایی که ممکن است به بچه‌های خود غذاهای خانگی بدهید. این کار به آن‌ها هم فایده و هم سلامتی می‌دهد. الله به ما بسیاری از نعمت‌ها را داده است. همه چیز تأثیر شفابخشی دارد، هر مواد غذایی می‌تواند به سلامتی کمک کند. این‌ها برای بدن و روح سودمند هستند. تغذیه تنها برای بدن نیست، بلکه برای سلامت روانی نیز مهم است. بنابراین خوب مراقب باشید. توجه کنید به آنچه می‌خورید. توجه کنید به آنچه به فرزندانتان می‌دهید که بخورند و آن‌ها را از کودکی به غذاهای متنوع عادت دهید. کودکان امروزی مانند موجودات چهارپا شده‌اند که فقط یک چیز می‌خورند. اما حتی حیوانات هم همیشه یکسان نمی‌خورند. اگر به آن‌ها علف بدهید، علف می‌خورند، اگر به آن‌ها جو بدهید، جو می‌خورند، اما وقتی بیرون هستند، ترجیح می‌دهند علف تازه و برگ بخورند. وقتی که الله متعال حتی به حیوانات این غریزه را داده است، انسان با عقلش باید بهتر از این عمل کند. باید کودکان را به غذاهای مختلف عادت دهید. آن‌ها باید همه چیز را بخورند و در همان حال نیت داشته باشند که به آن‌ها سلامتی، روشنایی و ایمان می‌آورد. پیش از غذا باید دست‌هایشان را بشویند و "بسم الله" بگویند. امروزه بسیاری از مردم حتی این عادت را ندارند که پیش از غذا دست‌هایشان را بشورند. بیشتر آن‌ها حتی "بسم الله" را هم نمی‌شناسند. و سپس تعجب می‌کنند که چرا بیماری‌ها افزایش می‌یابد. الله به ما کمک کند. ان‌شاءالله چیزی که می‌خوریم به درمان، روشنایی و ایمان تبدیل شود.

2025-04-18 - Dergah, Akbaba, İstanbul

لَاهِيَةٗ قُلُوبُهُمۡۗ وَأَسَرُّواْ ٱلنَّجۡوَى (21:3) قلب یک انسان می‌تواند در یک مکان باشد، در حالی که افکارش جای دیگری پرسه می‌زنند. بیشتر مردم در حالت ناشی از غفلت زندگی می‌کنند. امروزه این بی‌توجهی بیشتر قابل مشاهده است؛ در گذشته آنقدر حواس‌پرتی‌ها نبود که زمان مردم را می‌گرفت. هر کسی به کار خودش می‌پرداخت. کسی که می‌خواست مطالعه کند، مطالعه می‌کرد. کسی که نمی‌خواست مطالعه کند، به کار می‌رفت. علی‌رغم این که الله متعال هر انسانی را منحصربه‌فرد آفریده است، انسان‌ها سعی می‌کنند همه دیگران را در یک قالب جای دهند. آن‌ها می‌خواهند همه را در یک قالب بگنجانند. آن‌ها آن‌ها را در این قالب فشار می‌دهند. سپس متوجه می‌شوند که این قالب کار نمی‌کند. چه باید از این همه انسان شود؟ آن‌ها حتی سعی می‌کنند کسانی را که در قالب جا نمی‌گیرند، با خشونت در آن جای دهند. تا در نهایت از هیچکس چیزی خوب نشود. به خاطر عدم داشتن هوش و عقل سلیم مردم. آن‌ها همه چیز را به ماشین‌ها واگذار کرده‌اند. آن‌ها آن را "هوش مصنوعی" می‌نامند. "این کار ما را انجام خواهد داد." "ما فقط می‌خواهیم خوش بگذرانیم و بازی کنیم، همین برای ما کافیست." "مهم این است که سرگرم شویم." "چیزی بیشتر نمی‌خواهیم." "بگذارید ماشین‌ها برای ما کار کنند." "ما حتی نیاز نداریم که از عقل خود استفاده کنیم." "ماشین به هر حال به همه چیز رسیدگی خواهد کرد." به هر کودک یک دستگاه داده‌اند، از بزرگ تا کوچک. هیچ‌کس به چیز دیگری توجه نمی‌کند، جز این که وقت خود را با آن بگذراند. حتی دانشجویان نیز از این وضع مستثنی نیستند. در زمان خواندن، چیزی را نمی‌فهمند یا یاد نمی‌گیرند. سال‌ها به کلی بی‌معنی سپری می‌شوند. و سپس انتظار دارند از این چیزها خیری به دست آورند. مسئله این است: یک دانش‌آموز باید بر درس خودش تمرکز کند. این دستگاه نباید برای تو فکر کند. اگر این دستگاه برای تو فکر کند، برای هیچ‌کس دیگری نفعی نخواهی داشت. و خودت به هیچ چیز نخواهی رسید. کودکان واقعاً به این دستگاه‌ها وابسته شده‌اند. این دستگاه‌ها آن‌ها را به بردگی کشیده‌اند. هیچ محدودیتی برای این فناوری تعیین نشده است. در حالی که هر چیزی در زندگی محدودیت دارد. یک اندازه سالم. نباید این حد را بشکنید. اگر چیزی قرار است برایت فایده داشته باشد، باید اندازه‌ی معقولی داشته باشد. اگر مدام این حد را فراتر بروی، در نهایت به برده تبدیل خواهی شد. یا برده‌ی خواسته‌های خود یا برده‌ی فناوری. بنابراین باید احتیاط کرد. انسان‌ها خیلی متفاوت بودند. وقتی یک دانش‌آموز برای مطالعه می‌رفت، از خانواده‌اش خیلی دور بود. این مثل امروز نبود. امروز مادر هر چند دقیقه یک‌بار تماس می‌گیرد. خواهر و برادر و دوستان مدام تماس می‌گیرند. "چه خبر جدیدی است؟ چه اتفاقی افتاده؟" در آن زمان نه خودرو و نه هواپیما وجود داشت. یک نامه شش ماه طول می‌کشید تا برسد. یکی از بزرگ‌ترین علما و حکیمان، امام غزالی، می‌گوید: "رفتم تا علم بیاموزم." "بعد از شش ماه نامه‌ای از خانواده‌ام دریافت کردم." "نامه را باز نکردم"، او گزارش می‌دهد. بعدها نامه‌های بیشتری آمد. او همه آن‌ها را دست‌نخورده کنار گذاشت. تا پس از هفت سال اولین نامه را باز کرد. در آن نوشته شده بود: "مادرت فوت کرده است." "اگر آن موقع این نامه را باز کرده بودم، هرگز نتوانسته بودم این علم را به دست آورم"، او می‌گوید. "فکرم بسیار سرگرم بود." "نمی‌توانستم از هیچ چیز فایده ببرم." تصور کنید: او حتی یک نامه که هر شش ماه می‌رسید را هم باز نمی‌کرد. و حالا به وضعیت مردم امروزی نگاه کنید. چگونه قرار است این‌ها درست یاد بگیرند یا مفید باشند؟ مبادا الله ما را از این نجات دهد. مردم به کلی گرفتار شده‌اند, نمی‌توانند از این دستگاه‌ها جدا شوند. کودکان هم تفاوتی ندارند. حتماً باید به این‌ها حدودی تعیین شود. به خصوص برای دانش‌آموزان در مدارس دینی باید پرسیده شود: "چه می‌خواهی؟ تلفن همراه یا مدرسه دینی؟" "می‌خواهی تلفن همراهت را نگه داری؟ پس بردار و برو خانه، هر چقدر می‌خواهی بازی کن." "اما اگر مدرسه دینی را انتخاب می‌کنی، باید تلفن همراهت را تحویل دهی." "دیگر تلفن همراهی نیست." تلفن همراه تنها یک‌بار در هفته، برای حداکثر پانزده تا بیست دقیقه و فقط برای تماس با خانواده استفاده شود. این قانون باید وضع شود. این قانون باید هم برای مدارس دینی و هم برای سایر مدارس رعایت شود. حتی در آنجا هم محدودیت تعیین کنید: "یک‌بار در هفته"، ده یا بیست دقیقه در روز باید کافی باشد. بدون ترحم غیرواقعی. اگر اکنون ترحم کنی، وضعیت خودت بعدها ترحم‌برانگیز خواهد بود. نباید این را فراموش کرد. والدین باید این قوانین را به‌طور مداوم در قبال فرزندانشان اجرا کنند. ترسیم این مرزها حیاتی است. آزادی بی‌مرز نمی‌تواند وجود داشته باشد. در صورت وجود آزادی بی‌مرز، همه چیز از راه خارج می‌شود. حقوق دیگران را نقض کرده و مرزهایشان را عبور می‌کنی. بنابراین باید برای همه چیز حدی تعیین کنی تا خواسته‌هایت را کنترل کنی. حتی برای خواسته‌های خودت باید حدودی تعیین کنی. چیزهایی وجود دارد که به تو تعلق می‌گیرند. و چیزهایی که به تو تعلق نمی‌گیرند. باید به آن توجه کنی. خدا ما را یاری کند. ما واقعاً در زمانی چالش‌برانگیز زندگی می‌کنیم. خطرها و شرور همه جا کمین کرده‌اند. به خصوص از این دستگاه‌ها بسیاری از تأثیرات مضر ساطع می‌شود که بر فرزندانمان تأثیر می‌گذارند. قبلاً مردم چنین چیزهایی را فقط وقتی می‌آموختند که ازدواج می‌کردند. اما حالا حتی بچه‌های ۲-۳ ساله در معرض این‌ها قرار می گیرند. خدا ما را محافظت کند. خدا ما را حفظ کند. خدا امام مهدی علیه‌السلام را به ما برساند، ان‌شاءالله.

2025-04-17 - Dergah, Akbaba, İstanbul

پیوستن به یک طریقت، هدیه‌ای از طرف الله، متعال، به انسان‌ها است. انسان‌ها تنها برای الله به یک طریقت می‌پیوندند. و همچنین برای به‌دست آوردن رضایت پیامبرمان، صلوات و سلام بر او. آن‌ها دشمنان بسیاری دارند. بزرگ‌ترین دشمن، البته شیطان، نفس خود و خواهش‌های نفسانی است. این‌ها به‌ویژه به کسانی که به طریقت می‌پیوندند، به‌سختی حمله می‌کنند. آن‌ها با نیروی بیشتری به آن‌ها حمله می‌کنند، چون آن‌ها را دشمنان اصلی خود می‌بینند. افراد عادی گاهی به این اندازه مورد حمله قرار نمی‌گیرند. زیرا آن‌ها حتی اکنون نیز به راه خودشان پیروی می‌کنند. آن‌ها طبق خواسته‌های خودشان زندگی و عمل می‌کنند. بنابراین نیازی به تلاش برای چنین افراد ندارند. دوستان بد و افراد شیطانی از قبل آسیب زیادی وارد می‌کنند. این‌ها حتی بدتر از خود شیطان هستند. زیرا چیزی که حتی شیطان نمی‌تواند بکند، یک فرد بد می‌تواند انجام دهد. انسان‌ها می‌توانند به موجودات وحشی تبدیل شوند. وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ (۸۱:۵) وقتی حیوانات وحشی جمع شوند" می‌گوید در آیه شریفه. ما در آخرالزمان زندگی می‌کنیم. این واقعاً چنین است. راه آن‌ها مسیر شیطان است. شیطان چه می‌خواهد؟ آیا خوبی می‌خواهد؟ هرگز او به دنبال خوبی نیست. او به دنبال بدی است و می‌خواهد همه خراب شوند. به همین دلیل می‌خواهد که همه انسان‌ها به بدی بیفتند. به همین دلیل به پیروان طریقت شدیدتر حمله می‌کند. بنابراین پیروان طریقت باید بسیار هوشیار باشند. پیروان طریقت اغلب می‌پرسند: «چه باید کرد، چگونه باید رفتار کرد؟» آن‌ها معتقدند که با پیوستن به طریقت فوراً ارتقاء روحانی خواهند یافت. بعضی می‌پرسند: «به کدام مرحله رسیده‌ام؟» چنین مرحله‌ای وجود ندارد. تو در مبارزه دائمی با دشمن هستی. ایستادگی در این مبارزه تنها چیزی است که اهمیت دارد. در این مورد فکر نکن: «به کدام مرحله رسیده‌ام؟» برخی از فریبکاران هم در بین پیروان ظاهری طریقت وجود دارند که در واقع هیچ ارتباطی با آن ندارند. آن‌ها مردم را با ادعای اینکه: «من به یک طریقت تعلق دارم» فریب می‌دهند و سپس می‌گویند: «تو به این یا آن مرحله رسیده‌ای». آن‌ها این چیزها را می‌گویند تا از آن‌ها سود شخصی ببرند. پیروان طریقت باید بسیار مراقب باشند. وقتی به یک طریقت می‌پیوندی، این کار را برای رضای الله و به پیروی از راه پیامبرمان انجام می‌دهی. بر روی هیچ چیز دیگری تمرکز نکن. اصلاً طریقت چیست؟ طریقت به معنای انجام تمام دستورات اسلام به بهترین شکل ممکن است. تا آنجا که می‌توانی. لازم نیست فکر کنی: «چقدر پیش رفته‌ام، چقدر از نفس خود عبور کرده‌ام، چقدر باقی مانده؟» تو در یک مبارزه مداوم با نفس خود هستی. در حال جهاد، در کشمکش با نفس خود هستی. بنابراین هرگز به نفس خود مگو: «پاداشی به تو می‌دهم.» نگو: «من پیروز شده‌ام.» همین لحظه‌ای که اینطور فکر می‌کنی، از نفس و شیطان شکست خورده‌ای. بنابراین طریقت به معنای: نماز پنجگانه، روزه، صدقه دادن، انجام حج است. این جوهر طریقت است. بنابراین چیزی خارج از اسلام نیست. اعمال اضافی سنت و کارهای خوب را می‌توانی به اندازه توانایی خود انجام دهی. اما اصل همان چیزی است که گفته شد. همه چیز فراتر از آن لطف الله است. برخی فکر می‌کنند که وقتی به یک طریقت می‌پیوندند، کارهای فوق‌العاده‌ای انجام خواهند داد. اما سپس حتی در اصول اولیه شکست می‌خورند. آن‌ها در میانه راه باقی می‌مانند. أَجَلُّ الْكَرَامَاتِ، بزرگ‌ترین همه معجزات: پایداری است. پایدار ماندن در راه و به طور مستقیم است. خیال خود را مشغول نکن: «نفس من چقدر تغییر کرده، چه مانده، چه افزایش‌یافته؟» اعتماد کن به الله و راه خود را بدون انحراف ادامه بده. وگرنه شیطان وارد افکارت می‌شود و شک و تردید به تو می‌چیند. یا او شک می‌اندازد یا با چاپلوسی تو را فریب می‌دهد: «تو به اینجا رسیدی.» آن‌گاه تمام تلاش‌های تو بی‌فایده بود. باشد که الله ما را از آن حفظ کند. این روش درست با طریقت است. بگذارید در این راه ادامه دهیم، ان‌شاءالله.

2025-04-16 - Dergah, Akbaba, İstanbul

توصیه پیامبر ما، صلی الله علیه و سلم، به مسلمانان: إِفْعَلُوا الْخَيْرَ همیشه کار خیر انجام دهید. در مقابل الله سجده کنید، در مقابل الله تعظیم کنید. پیامبر ما، صلی الله علیه و سلم، ما را نصیحت می‌کند که هرگز از کار خیر دست برنداریم. مسلمان بودن به چه معناست؟ الْمُسْلِمُ مَنْ سَلِمَ الْمُسْلِمُونَ مِنْ لِسَانِهِ وَيَدِهِ مسلمان کسی است که مردم از زبان و دست او در امان باشند. از یک مسلمان هرگز ضرری به دیگران نمی‌رسد. او باید کار خیر انجام دهد و همیشه کار خیر کند. برخلاف آن، یک غیرمسلمان می‌تواند انواع و اقسام کارها را انجام دهد. لَيْسَ بَعْدَ الْكُفْرِ ذَنْبٌ بزرگ‌ترین گناه، کفر است. در مقایسه، همه چیز دیگر کوچک به نظر می‌رسد. بزرگ‌ترین گناه کفر است و کفر باقی می‌ماند. یک مسلمان باید انواع کارهای نیکو را انجام دهد. او باید برای نیازهای همه انسان‌ها و به خصوص همکیشان خود حاضر باشد. تا جایی که می‌تواند و نسبت به ظرفیت خود. آنچه از قدرت او خارج است، الله بر اساس نیت او محاسبه خواهد کرد. کسی که نیت صادقانه کمک به همه بشریت دارد، الله پاداشی مطابق با آن نیت به او می‌دهد. نباید هرگز قصد انجام کار بد را داشت. برای کار بد هیچ نیت توجیه‌کننده‌ای وجود ندارد. نفس به هر حال به انواع شروری مایل است. به همین دلیل یک مسلمان باید نفس خود را کنترل کند. او نباید به نفس خود اجازه دهد هر کاری خواست انجام دهد. او باید ارباب نفس خود باشد. نفس نباید او را مسلط شود. در غیر این صورت، او از اسلام حقیقی دور می‌شود. سپس او از راه کسانی پیروی می‌کند که به اسلام تعلق ندارند یا خود را به الله نمی‌سپارند. تمام اعمال ما باید تنها برای رضایت الله باشد. الله به وضوح نشان داده است که ما باید چه کاری انجام دهیم. شریعت وجود دارد. طریقت وجود دارد. وظایف یک مسلمان واضح هستند. اما مهم‌ترین چیز انجام کار خیر است. انجام اعمال خیر. دور ماندن از شر. مردم زمان ما حسود شده‌اند. آنها فکر می‌کنند: «اگر من نمی‌توانم آن را داشته باشم، نباید هیچ‌کس دیگری هم داشته باشد.» آنها به اموال دیگران آسیب می‌رسانند. آنها آرامش همسایگان خود را بر هم می‌زنند. حداقل از این نظر. به همین دلیل یک مسلمان باید الزاماً از چنین رفتارهایی دوری کند. او نباید کورکورانه از دیگران پیروی کند و فکر کند: «این شری که به دیگران وارد می‌کنم، در واقع توجیه‌پذیر است.» هیچ شری نمی‌تواند هرگز خوب باشد. باید برای رضایت الله زندگی کنیم. باید برای مردم مفید باشیم تا الله ما را پاداش دهد. الله به شر پاداش نمی‌دهد. او فقط به نیکی پاداش می‌دهد. باید شر را متوقف کنیم. نباید شر را به عنوان چیزی خوب نشان دهیم. به کسانی که در راه الله هستند بچسبید. از کسانی که از راه الله منحرف شده‌اند پرهیز کنید. از آنها دوری کنید تا از شرور در امان باشید. خداوند ما را محافظت دهد. خداوند ما را از شر، از بدبختی و از مردم بد محافظت کناد، ان‌شاءالله.

2025-04-15 - Dergah, Akbaba, İstanbul

انسان خود را عاقل می‌پندارد، اما در نهایت به خود آسیب می‌رساند. هرگز پیشتر از این زمان، انسان‌ها اینقدر به خود آسیب نرسانده بودند. این واقعاً زمان آخر است. انسان هم به دیگران و هم به خود آسیب می‌زند. این‌ها انسان‌هایی هستند که الله، متعال و با شکوه، آن‌ها را دوست ندارد. آنچه اکنون اهمیت دارد، احتیاط است: دروغگویان بیشتر شده‌اند، فریبکاران بیشتر شده‌اند، دزدان بیشتر شده‌اند. کسانی که دیگر نمی‌توانند بین حرام و حلال تمایز قائل شوند، بیشتر شده‌اند. انسان به خود آسیب می‌رساند. انسان باید مراقب باشد. اگر می‌خواهی کاری انجام دهی یا به جایی بروی، ابتدا مشورت بگیر. مشورت سنت است. مشورت به معنای گرفتن نظر دیگران است. از دیگران مشورت بگیر، از دیگران بپرسید: "این موضوع چیست، آیا قابل انجام است یا نه، خوب است یا بد؟" باید بپرسید. فریبکاران یا انسان‌هایی با نیت‌های بد همیشه می‌گویند: "عجله کن، بلافاصله انجام بده." اگر می‌خواهی کاری انجام دهی، عجله نکن. خصوصاً وقتی صحبت پول می‌شود، فوراً پرداخت نکن تا کس دیگری برای تو کار کند. ما می‌توانیم صد بار بگوییم، ما می‌توانیم هزار بار بگوییم. پس از اینکه فریب خوردند، می‌آیند و می‌پرسند: "حالا چه؟ قراردادی داری؟" - "نه." "او را می‌شناسی؟" - "بله، او را می‌شناسم." "خب، مردی که با او آشنا شدم و به او اعتماد می‌کنم، مسلمان است و تأثیر خوبی دارد." اگر او واقعاً مسلمان است، او امر الله، متعال و با شکوه را رعایت می‌کند. تو باید همه چیز را به صورت کتبی ثبت کنی. تو باید از خودت محافظت کنی. خصوصاً وقتی کسی را با خود می‌آوری و می‌گویی "می‌خواهم معامله‌ای بکنم" و سپس از دیگران پول قرض می‌گیری، تو دوبار فریب خواهی خورد. پس دقت کن. این پول نعمتی است که الله به تو داده است. آن را به دیگران، دروغگویان یا فریبکاران هدر نده. اگر خود را مسلمان می‌نامی، باید هوشیار باشی. در اینجا بحث در مورد مسائل تجاری است. کاری را که خودت می‌توانی انجام دهی، انجام بده. به دیگران چشم بسته اعتماد نکن. اگر کسی نزد تو آمد و گفت "منی فلج شده‌ام، اما حالا دوباره بهبود خواهم یافت" و "فرصت تجاری بسیار سودآوری وجود دارد، فوراً سود خواهیم کرد"، بگو: "صبر کن، برادر." "من افرادی دارم که باید نظر آن‌ها را بگیرم." چنین چیزی یک شبه نمی‌تواند انجام شود، نباید عجله کرد. "همین الآن انجام بده، وگرنه فرصت از دست می‌رود." - پس بگذارید از دست برود! اگر این فرصت باید بگذرد، پس بگذارید بگذرد. بگو: "این پول من است، آن را در خیابان پیدا نکرده‌ام." چنین افرادی را توبیخ کن و از ظاهر آن‌ها فریب نخور. اجازه نده کسی با عمامه، ریش و لباس تو را فریب دهد، این تنها یک نقشه برای فریب مردم است. همچنین به کسانی که ادعا می‌کنند: "من مرید این هستم، من وکیل آن هستم"، اعتماد نکنید. به هیچکس چشم بسته اعتماد نکنید تا نه شما خود به گناه بیفتید و نه دیگران را به گناه ببرید. اگر چیزی ندهید، هم دارایی شما حفظ می‌شود و هم دیگری به گناه نخواهد افتاد. در این زمانها به نظر می‌رسد بسیاری از انسان‌ها وجدان خود را از دست داده‌اند. آن‌ها مردم را فریب می‌دهند و بازی‌های دروغین انجام می‌دهند. بسیاری وجود دارند که با گفتن "من فلان کس هستم، من صوفی هستم، من یک مسلمان راستین هستم" دیگران را فریب می‌دهند. فریبکار از هر نوع وجود دارد. امروزه بسیاری هستند که با دادن خود را به عنوان مسلمان‌ها نشان دادن، افراد ساده و خوش‌دل را فریب می‌دهند. البته بسیاری هم هستند که بدون ادعا به مسلمان بودن، فریب می‌دهند. بنابراین مراقب باش. نه فقط اینجا، بلکه در هر گوشه‌ای از جهان، بسیاری از فریبکاران، افراد بی‌شرف و بی‌وجدان وجود دارند. پس به آن‌ها فرصت ندهید تا پول شما را بدزدند. مهمترین چیز مشورت است. "این مرد می‌خواهد با من این معامله را انجام دهد." "او به من یک پیشنهاد بسیار خوب داده است، ما این را انجام خواهیم داد، ما آن را انجام خواهیم داد" و غیره. "این چگونه باید ارزیابی شود؟" - بگویید "به هیچ وجه." نود و نه درصد پیشنهادهای داده شده، فریب و دروغ است. حتی اگر فریب عمدی نباشد، اغلب جهالت است. گاهی اوقات وقتی مردم خودسرانه عمل می‌کنند و می‌گویند "من می‌خواهم معامله‌ای بکنم" و از دیگران پول می‌گیرند و ادعا می‌کنند "من می‌خواهم سود ببرم"، هم خودشان و هم دیگران ورشکسته می‌شوند و حتی اگر فریب هم نباشد، رسوا می‌شوند. با چنین افرادی چه باید کرد؟ اول نپرسید، وقتی که دیگر خیلی دیر شده است. "حالا باید چه کنیم؟" - هیچ چیز! یک لیوان آب بنوشید. قبلاً اقدامات احتیاطی خود را انجام دهید. شما با بی‌صبری عمل کردید و اکنون پشیمان هستید. اکنون دیگر دعا و چیز دیگری کار نخواهد کرد. بعلاوه انسان گناهی مرتکب می‌شود. چه کسی می‌داند این پول در نهایت کجا از بین رفته است، برای چه صرف شده است. این فریبکاران را، این افراد بی‌شرف و بی‌وجدان! باشد که الله ما را از شر آن‌ها در امان نگه دارد. باشد که الله ما را حفظ کند.

2025-04-14 - Dergah, Akbaba, İstanbul

الله، قادر و متعال، در قرآن کریم اعلام می‌کند که مؤمنان به حقیقت موفق خواهند شد. این وعده اوست، کلام او. این زمین متعلق به الله، قادر و متعال است، تمام عالم هستی متعلق به اوست. اینجا مکانی است که ما انسان‌ها زندگی می‌کنیم. اینجا انسان‌ها از همه نوع وجود دارند؛ کافران، مسلمانان، مؤمنان و نامعتقدان. از میان آنها الله، قادر و متعال، به مؤمنان یک وعده داده است. او به آنها اطمینان داده که زمین متعلق به آنها خواهد بود. این زمین با اجازه الله کاملاً به آنها تعلق خواهد داشت. وعده قادر و متعال حقیقت است. بنابراین نزد مؤمنان هیچ ناامیدی وجود ندارد. این زمین، همان‌طور که نام آن در ترکیه گفته می‌شود – «زمین» به معنای «خوردن» است. و آن انسان‌ها را می‌بلعد. پس کسی نباید باور کند که این مکان برای همیشه به او می‌ماند یا متعلق به اوست. فقط کسانی پایدارند که الله، قادر و متعال، انتخاب کرده است. و آنها حقیقتاً موفق خواهند شد. این زمین، این خاک همه چیز را پاک می‌کند. بنابراین چیزهای ناپاک و کثیف روی آن معنایی ندارد. مهم این است که با الله، قادر و متعال، باشی. اینانی که حقیقتاً موفقند، همین‌اند. دیگران می‌خورند و می‌نوشند و می‌روند، بدون اینکه چیزی به دست آورند. چیزی که دیروز خوردی، امروز دیگر در تو نیست، گذشته است. و انسان دوباره طلب می‌کند. دیروز تا بیزاری خوردی. و حالا کجاست؟ ناپدید شده است. تو انواع شرارت را انجام داده‌ای. کجا هستند؟ تو سرگرم شده‌ای، بدی کرده‌ای، همه چیز را کرده‌ای. امروز دوباره هیچ‌کدام از آنها باقی نمانده است. بنابراین باید به آنچه پایدار است توجه کرد. پایدار بودن این است که با الله، قادر و متعال، باشی؛ این است وجود حقیقی. بقیه همه نیستی است. هیچ چیز دیگری فایده واقعی نمی‌آورد. باشد که اعمال تو از بدانند که به تو فایده‌ی راستین برسانند. از چیزهایی که فایده نمی‌آورند اما فقط ضرر می‌رسانند دوری کن. این‌ها برای تو چیزی جز پشیمانی به ارمغان نمی‌آورند. و حتی این پشیمانی هم فایده نخواهد داشت. کسی که عقل دارد، به ابدیت توجه دارد. ابدی الله، قادر و متعال است، و راه او. حتی اگر تمامی دنیا متعلق به تو باشد، آنچه می‌توانی از آن تناول کنی همچنان ناچیز است. و وقتی زمانش به پایان رسیده است، نه ارزشی دارد و نه طعمی. طعم چیزی که دیروز خوردی را امروز نمی‌توانی بچشی. تو نمی‌توانی طعم بدی‌هایی که کرده‌ای را دیگر حس کنی. ابدی تنها راه الله، قادر و متعال، است. باید به آن توجه کرد. الله، قادر و متعال، می‌گوید: وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنكُمۡ وَعَمِلُواْ ٱلصَّـٰلِحَٰتِ لَيَسۡتَخۡلِفَنَّهُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ (24:55) الله، قادر و متعال، وعده داده که مقام کسانی که ایمان دارند، صبورند، راه راست می‌روند و کارهای نیک انجام می‌دهند، پایدار و والا است. اعمال آنها هرگز بی‌ثمر نخواهد بود. ان شاء الله، الله ما را از آنها بگرداند و در این مسیر استقامت ببخشد.

2025-04-13 - Dergah, Akbaba, İstanbul

ممکن است شما چیزی را ناپسند بدانید در حالی که برای شما خوب است. (2:216) الله، بزرگ و باشکوه می‌گوید: گاهی اوقات چیزهایی برای شما اتفاق می‌افتد که دوست ندارید. شما آنها را بد می‌پندارید، اما در واقع برای شما خوب هستند. این به این معناست که در این جهان با اجازه الله هر چیزی برای مؤمن خوب است. حتی چیزی که در نگاه اول بد به نظر می‌آید، در حقیقت خوب است. هم خوب و هم بد، ان شاء الله، به خیر منتهی می‌شود. زیرا این جهان بهشتی نیست، بنابراین طبیعتاً مشکلات و دشواری‌ها وجود دارد. شما با انواع موقعیت‌ها روبرو خواهید شد. ممکن است افرادی باشند که نسبت به شما دشمنی کنند. ممکن است افرادی باشند که درباره شما بد صحبت کنند. همه این‌ها را باید به عنوان فرصتی برای رشد تلقی کنید. اگر کسی به شما احترام نگذارد یا علیه شما صحبت کند، در واقع علیه نفس شما قیام کرده است. و شما باید بگویید: "این درست است." "نفس من حتی بدتر است." "آنچه این شخص می‌گوید، درست است." سپس الله، بزرگ و باشکوه، شما را محافظت می‌کند. إِنَّ ٱللَّهَ يُدَٰفِعُ عَنِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓ (22:38) الله، بزرگ و باشکوه، محافظ مؤمنان است. در چنین موقعیت‌هایی نیازی به دفاع از خود نیست. الله، بزرگ و باشکوه، به هر حال شما را محافظت می‌کند. بیشتر چه می‌خواهید؟ بگذارید تا می‌خواهند صحبت کنند. وضعیت فقط با واکنش شما بدتر می‌شود. این به شما هیچ چیزی نمی‌آورد. از یک طرف الله، بزرگ و باشکوه، شما را محافظت می‌کند، و از طرف دیگر شما مستحق پاداش می‌شوید. شما مستحق پاداش می‌شوید، زیرا شکیبا می‌مانید و واکنش نمی‌دهید. امروزه بسیاری از مردم فکر می‌کنند با جواب دادن چیزی انجام می‌دهند. آنها معتقدند حقوق دیگران را دفاع می‌کنند. اما شما نمی‌توانید حق را با بحث با نادانان دفاع کنید. وقتی با یک نادان صحبت می‌کنید، او را به گناه بزرگتری می‌کشانید. شما خودتان هم گناهی مرتکب می‌شوید و این هیچ فایده‌ای ندارد. به همین خاطر می‌گویند: "بهترین پاسخ به یک نادان، سکوت است." زیباترین پاسخ به یک نادان این است که فقط ساکت بمانید. امروزه از این چیزها بسیار است؛ فوراً می‌نویسند "آن این را به من گفت، این گونه گفت." الحمدلله، ما نمی‌دانیم این چیزها چطور کار می‌کند و حتی نمی‌توانیم پاسخ دهیم. ما اصلاً نمی‌بینیم و این خوب است. اصلاً توجه نکنید، نادیده بگیرید. حتی اگر هم می‌بینید، به آن پاسخ ندهید. این پاسخ درست است که باید به یک نادان داده شود. پاسخ او را الله، بزرگ و باشکوه، خود می‌دهد. بنابراین نیازی به غمگین بودن نیست. مسلمان باید شکرگزار الله باشد که این افراد به خودشان و نه به ما آسیب می‌زنند. اگر شما واکنش نشان دهید، به خودتان هم آسیب می‌زنید. از این رو بهتر است که به آنها پاسخ ندهید. اگر کسی واقعاً می‌خواهد حقیقت را بداند، می‌توانید با او صحبت کنید. اما با کسانی که فقط می‌خواهند به شما حمله کنند، خود را مشغول نکنید؛ آن‌ها را به الله بسپارید. الله با همه آنها برخورد خواهد کرد. همه چیز در دست الله، بزرگ و باشکوه است. الله ما را محافظت کند. نادانان زیادی وجود دارند، اکنون دقیقاً زمان دومین دوره نادانی است. جاهلیت، نادانی: یعنی چیزی را ندانستن. امروزه نادانان تحصیلکرده وجود دارند. آنها حتی واقعاً نمی‌فهمند چه می‌خوانند. آنها با دانشی که بدون زحمت به‌دست آورده‌اند افتخار می‌کنند؛ همه جا چنین نادانان تحصیلکرده‌ای هستند. پیشتر افراد فارغ‌التحصیل دبستان معمولاً باهوش‌تر بودند و دانش واقعی بیشتری داشتند. امروزه گرچه مدارک دانشگاهی دارند. اما آنها به چیزهای سطحی می‌افتند و سپس به آن افتخار می‌کنند. این دوره یک معجزه است که پیامبر ما پیش‌بینی کرده است. او گفته بود: "دوران دومی از نادانی خواهد بود." ما دقیقاً در وسط این زمان قرار داریم. الله ما را از داشتن کار با چنین نادانانی محافظت کند. بگذارید تا می‌خواهند صحبت کنند. الله پاسخ مناسب را به آنها خواهد داد. الله ما را محافظت کند.

2025-04-12 - Dergah, Akbaba, İstanbul

پیامبر ما، صلح و درود بر او، می‌فرماید: افرادی که الله بیش از همه دوست دارد، جوانانی هستند که خود را به الله می‌سپارند. او به‌ویژه آن‌ها را ارزشمند می‌داند. او آن‌ها را بیش از مسن‌تران دوست دارد، زیرا جوانیِ مسن‌تران گذشته است - چه کارهایی که نکرده‌اند؟! اما وقتی جوانان به الله رو می‌آورند، این یکی از فضیلت‌هایی است که الله بیشترین ارزش را به آن می‌دهد. زنجیر کردن و کنترل امیال برای جوانان آسان نیست. اما کسی که این کار را انجام دهد، به مرتبه‌ای ویژه می‌رسد. او به یکی از بندگان محبوب الله تبدیل می‌شود. در مقابل، افرادی که الله دوست ندارد، مسن‌ترانی هستند که گناه می‌کنند - به‌ویژه کسانی که خیانت می‌کنند. متأسفانه چنین رفتارهایی امروزه شیوع یافته‌اند. زیرا بی‌عفتی و بی‌شرمی در همه جا پراکنده شده‌است. مردم می‌توانند بدون مانع هر چه را که می‌خواهند انجام دهند. بنابراین این افراد کسانی هستند که الله کمتر برایشان ارزش قائل است. یعنی کسانی که هم مسن هستند و هم این شنیعات را انجام می‌دهند. آنها بنابراین خشم و نفرت الله را به سمت خود جذب می‌کنند. هیچ یک از اعمال آنها سودی ندارد، آن‌ها چیزی جز مصیبت برداشت نمی‌کنند. سرنوشت آن‌ها در این دنیا فقر است. و در آخرت عذاب. بنابراین افراد مسن باید مراقب باشند. گناهانی که به‌راحتی انجام می‌شوند، هیچ سود، هیچ منفعت و هیچ فایده‌ای نمی‌آورند. آن‌ها فقط برای انسان رنج به همراه دارند. آن‌ها مصیبت به همراه دارند. باشد که الله ما را از آن محافظت کند. انسان باید امیال خود را کنترل کند. کسی که امیال خود را در جوانی کنترل کند، در پیری نیز در مسیر درست باقی خواهد ماند. اما کسی که در جوانی امیال خود را آزاد بگذارد، این کار را تا پایان عمر ادامه خواهد داد. و این یک ضرر سنگین خواهد بود. می‌گویند: «او زندگی خود را تلف کرده است». آن‌ها زندگی خود را واقعاً تلف کرده‌اند. برخی می‌گویند: «کسانی که در راه الله افتاده‌اند زندگی خود را از دست داده‌اند». نه، کسی که در راه الله می‌میرد، زندگی خود را از دست نمی‌دهد، بلکه زندگی جدید و زیباتری به دست می‌آورد. بقیه در مقابل زندگی خود را از دست داده‌اند. آن‌ها هم دنیا و هم آخرت را از دست می‌دهند. باشد که الله ما را از چنین چیزی حفظ کند. تسلیم نشوید و نگویید: «من الان برای این کار خیلی پیر هستم». نگویید: «هیچ اتفاقی نمی‌افتد». باشد که الله ما را محافظت کند. هرگز به امیال خود تسلیم نشویم، انشاءالله.

2025-04-11 - Dergah, Akbaba, İstanbul

طریقت بر اساس ادب اسلام است. أَدَّبَنِي رَبِّي فَأَحْسَنَ تَأْدِيبِي پیامبر ما، صلی الله علیه و آله، می‌فرماید مهم‌ترین چیز در اسلام ادب است. همچنین برای انسان نیز ادب مهم‌ترین است. آنچه انسان را از حیوان جدا می‌کند، ادب است. حیوان، همان‌طور که از اسمش پیداست، از او ادب انتظار نمی‌رود. هرجا که می‌خواهد می‌رود، همه چیز می‌تواند بکند. هیچ مسئولیتی ندارد، موظف نیست. موظف بودن یعنی ملزم به نماز بودن، ملزم به پاکیزگی بودن، و ملزم به اعمال ضروری بودن. حیوان می‌تواند هر کاری کند، زیرا بهانه‌ای دارد. الله برای او عقلی قرار نداده است. هیچ الزاماتی برای او نیست. دیوانه نیز به همین شکل است. دیوانه انسانی بدون عقل است، او هم موظف نیست. إِذَا أُخِذَ مَا وَهَبَ، أَسْقَطَ مَا أَوْجَبَ این یک قانون در فقه اسلامی است. یعنی آنچه انسان را به نماز وامی‌دارد، عقل است. وقتی الله عقلی داده است، باید از این عقل استفاده کرد. مهم‌ترین چیز حقیقتاً ادب است. ادب شامل همه چیز می‌شود. نه تنها حجب، بلکه هر چیزی که شامل نیکی، زیبایی و انسانیت می‌شود، ادب است. چه کسی ادب را آموزش داد؟ دولت اسلامی. در نهایت در امپراطوری عثمانی حفظ شد. بعد از آن، همان‌طور که می‌بینیم، نه ادب، نه احترام، نه تکریم در جهان باقی نمانده است. هر کس طوری رفتار می‌کند که گویی موظف نیست، سعی دارد هر چه دوست دارد انجام دهد. به دیگران گوش نمی‌دهد، به دیگران احترامی نمی‌گذارد. تنها سعی دارد آنچه خودش، نفسش می‌خواهد بکند. طرف دیگر کاری می‌کند تا او را تعلیم دهد. و این تعلیمات انسان‌ها را از انسان بودن بیشتر دور می‌کند. اصلی‌ترین چیز این است: جوهر انسانیت این است که عقلی که الله تعالی داده را استفاده کنیم تا انسان باشیم، آداب داشته باشیم. با آداب و احترام. انسان به زیبایی زندگی می‌کند، نه تنها با احترام به نفس خود، بلکه با احترام به دیگران. اما این چیزی است که شیطان نمی‌خواهد. به همین دلیل جهان در همه جا به جوش می‌آید، شر از همه اطراف جریان دارد. الله ما را حفظ کند. اما البته هر چیزی پایانی دارد. الله تعالی قطعاً کسی را خواهد فرستاد که انسانیت را نجات دهد. این بشارت پیامبر ماست، صلی الله علیه و آله. ان شاء الله، وقتی مهدی علیه‌السلام بیاید، همه مشکلات و سختی‌ها با اجازه الله پایان خواهند یافت. در غیر این صورت، وضعیت با آنچه این مردم می‌آموزند بدتر خواهد شد. الله کمک کند. نباید امید را از دست داد. انسان‌های بی‌امید در غم و ترس هستند. کسی که ایمان دارد، ناامید نیست. الله تعالی می‌فرماید، ناامید نشوید. آن روز قطعاً خواهد آمد. آنچه که الله می‌گوید همیشه درست است و آنچه وعده می‌دهد نیز درست خواهد شد، ان شاء الله. هرچه زودتر، ان شاء الله، به شرف این جمعه. زیرا دیگر هیچ چیزی از جهان نمانده که بهتر شود. الله ما را حفظ کند، ان شاء الله به امنیت برسیم.