السلام عليكم ورحمة الله وبركاته أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. والصلاة والسلام على رسولنا محمد سيد الأولين والآخرين. مدد يا رسول الله، مدد يا سادتي أصحاب رسول الله، مدد يا مشايخنا، دستور مولانا الشيخ عبد الله الفايز الداغستاني، الشيخ محمد ناظم الحقاني. مدد. طريقتنا الصحبة والخير في الجمعية.

Mawlana Sheikh Mehmed Adil. Translations.

Translations

2025-04-30 - Dergah, Akbaba, İstanbul

پیامبر ما، صلح و برکات بر او، می‌گوید: المؤمن يألف ويؤلف مؤمن کسی است که با مردم به طور هماهنگ رفتار می‌کند و با همه خوب ارتباط برقرار می‌کند. مردم از او راضی هستند. و او با صبر با مردم برخورد می‌کند. او راهی پیدا می‌کند تا با آنها کنار بیاید. برای مؤمن زندگی در این دنیا با آرامش می‌گذرد. مؤمن کسی است که صبر دارد. اگر حالش خوب باشد، از الله سپاسگزاری می‌کند؛ در زمان‌های دشوار او را می‌ستاید. او به‌طور مقتضی با مردم رفتار می‌کند و از همه چیز راضی است. و الله از چنین شخصی راضی است. مؤمن – که از یک مسلمان معمولی پیشرفته‌تر است و ایمان قوی به الله دارد – به این روش عمل می‌کند. اما یک مسلمان معمولی به تربیت نیاز دارد؛ او باید نفس خود را تربیت کند. و تربیت نفس به‌تنهایی بسیار دشوار است. برای این کار طریقت وجود دارد. در حضور شیخ، تحت هدایت او، به‌تدریج نفس خود را تربیت می‌کند و هرچه می‌تواند انجام می‌دهد. این بهتر از هیچ کاری نکردن است. حتی اگر فقط پیشرفت‌های کوچکی داشته باشد، الله، قادر مطلق و بلندمرتبه، از او راضی است. البته هیچ انسانی نمی‌تواند به صد درصد این کار برسد. اما مردم معمولی، مخصوصاً مردم زمان ما، بر همه چیز اعتراض می‌کنند، از هیچ چیز خوششان نمی‌آید و دائماً شکایت می‌کنند. این به آن‌ها هیچ کمکی نمی‌کند. فقط باعث می‌شود که احساس بیقراری و ناراحتی کنند. این سخنان حکیمانه پیامبر ما، صلح و برکات بر او، به ما هدایت و یاد می‌دهد که چگونه باید عمل کنیم. کسی که از راه پیامبر پیروی می‌کند، آرامش درونی می‌یابد. برای پیامبر ابراهیم، صلح بر او باشد، الله، قادر مطلق و بلندمرتبه، حتی آتش را به یک باغ بهشت تبدیل کرد. وقتی که مؤمن تلاش می‌کند که از پیامبران تقلید کند و آموزش‌های آنها را بکار بگیرد، دنیا نمی‌تواند به او آسیب برساند. زیرا مؤمن می‌داند که هرچه برای او اتفاق می‌افتد، از سوی الله، قادر مطلق و بلندمرتبه، می‌آید. او سختی‌های این جهان را تحمل می‌کند؛ آنها گذرا هستند. باشد که الله ما را از شر نفس‌مان حفظ کند. باشد که الله به ما کمک کند. گفتن این‌ها آسان ولی عمل به آن‌ها دشوار است. ان‌شاءالله، با کمک الله ما نیز می‌توانیم به این هدف دست یابیم.

2025-04-29 - Dergah, Akbaba, İstanbul

فَأَمَّا مَن طَغَىٰ (79:37) وَءَاثَرَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا (79:38) فَإِنَّ ٱلۡجَحِيمَ هِيَ ٱلۡمَأۡوَىٰ (79:39) الله قادر متعال می‌فرماید: کسی که فقط برای دنیا زندگی می‌کند، برای امور دنیا کار می‌کند، از الله نافرمانی کرده و در نافرمانی الله زندگی می‌کند، پایانش بد خواهد بود. جهنم خانه‌اش خواهد بود. اما کسی که به رضایت الله می‌کوشد، بهشت برای او تضمین شده است - حتی اگر تمام دنیا به او تعلق داشته باشد. اگر همه چیز را برای الله انجام دهیم، همه چیز خوب خواهد شد. کسی که به دنبال رضایت الله نیست، برای او هیچ چیز به خوبی پایان نخواهد یافت. این بدان معناست که حتی کسی که فقط کمی - حتی به اندازه یک اتم - دنیا را بر آخرت ترجیح می‌دهد، ابدیت خود را از دست می‌دهد. آخرت ابدی است. زندگی واقعی و ابدی، زندگی در آخرت است. اما دنیا در یک لحظه می‌گذرد. بنابراین انسان عاقل به آخرت تکیه می‌کند. الله قادر متعال می‌گوید: اگر از من اطاعت کنید و نمازهایتان را به جا آورید، در محدوده امور مجاز، همه چیز برای شما مجاز است. اما کسی که از حدود مجاز تجاوز کند و امور ممنوعه را انجام دهد، برای دنیای گذرا کار می‌کند. برای این کار عواقب و عقوبتی وجود دارد. بنابراین باید در همه کارهایی که انجام می‌دهیم - چه در ایستادن، رفتن یا خوابیدن - به الله بیندیشیم. باید طوری عمل کنیم که او از ما می‌خواهد. با این طرز فکر، پایان ما خوب خواهد بود. کسی که همه چیز را فقط برای دنیا انجام دهد به مجاز و ممنوع اهمیتی نمی‌دهد. کسی که به فکر 'می‌خواهم همه چیز را برای خود داشته باشم' باشد، از هیچ چیزی سود نخواهد برد. دستاوردهایش برای او برکت نخواهد بود، بلکه لعنت خواهد کرد. آنچه به دست می‌آورد و انجام می‌دهد، برای او سود پایدار نخواهد آورد. زیرا همه چیز گذرا است. زندگی انسان در دنیا فقط یک لحظه است. فقط اکنون است. گذشته تمام شده و آینده نامعلوم است. بنابراین همیشه باید برای رضایت الله زندگی کنیم و او را در افکارمان داشته باشیم. الهی ما را در راه راست نگه دارد. الهی به ما توانایی دهد که به خواست او زندگی کنیم، إن شاء الله. نه دنیا بلکه الله باید اولویت ما باشد، إن شاء الله.

2025-04-28 - Dergah, Akbaba, İstanbul

إِنَّ عِدَّةَ ٱلشُّهُورِ عِندَ ٱللَّهِ ٱثۡنَا عَشَرَ شَهۡرٗ مِنۡهَآ أَرۡبَعَةٌ حُرُمٞۚ (9:36) چهار ماه حرام وجود دارد. سه از این چهار ماه حرام برای حج مقرر شده‌اند، یکی به‌تنهایی مقرر شده است؛ الله بزرگ این‌گونه تعیین کرده است. خالق الله، بلند مرتبه و والا است. اوست که ماه، ستاره‌ها، روزها و سال‌ها را خلق کرده است. الله این چهار ماه را از بین دوازده ماه حرام کرده است. این ماه‌ها مورد احترام قرار می‌گیرند و در این مدت اعمال بد ممنوع هستند. هیچ جنگی انجام نمی‌شود. فقط برای دفاع از خود مجاز است. در مواقع ضروری روش دیگری در پیش گرفته می‌شود. همه چیز دارای نظم خود است. فردا، انشاالله، از امشب ماه ذو القعده آغاز می‌شود. این ماه یکی از ماه‌های حج است. بعد از آن، ذو الحجه و محرم می‌آیند. در گذشته، مردم فقط در این ماه‌ها می‌توانستند به حج بروند و بازگردند. برای اینکه مردم بتوانند با امنیت رفت و برگشت کنند، الله این ماه‌ها را حرام اعلام کرده است. این‌گونه در قدیم نیز عمل می‌شد. این از زمان ابراهیم است، حتی قبل از اسلام. حتی بت پرستان نیز از آن آگاه بودند. آن‌ها این سنت را رعایت و پیروی می‌کردند. اما اگر به نفعشان بود، آن را به ماه دیگری منتقل می‌کردند. آن‌ها یک ماه را با ماه دیگر جایگزین می‌کردند تا هر چه می‌خواهند انجام دهند. این مجاز نیست. الله در قرآن می‌گوید که این نباید اتفاق بیفتد. همه چیز جایگاه و زمان خود را دارد. نمی‌توان آن را به میل خود تغییر داد. برای ما امروز عصر آغاز انزوا تا دهم ذو الحجه است، که انزوای جزئی محسوب می‌شود. پس این یکی انزوای جزئی است؛ هنوز اجازه‌ای به کسی داده نشده که ۴۰ روز در انزوای کامل بگذراند. کسی که می‌خواهد انزوا کند، می‌تواند در این زمان به صورت جزئی آن را انجام دهد. خواه بین نماز مغرب و عشاء باشد، بین نماز عصر و مغرب باشد یا از تهجد/فجر تا نماز اشراق باشد – می‌توان با نیت صحیح و برای رضایت الله به انزوا رفت. در این زمان‌ها می‌توان تمرینات روزانه، نمازها، ذکر الهی و ستایش‌ها را انجام داد، قرائت قرآن کرد؛ همه نوع عبادت ممکن است. این برای انسان برکت بزرگی است. شاگردان طریقت باید بر خود انزوا کنند. اما در حال حاضر انزوای رسمی برای مردم مناسب نیست. زیرا وضعیت جهان بسیار ناخوشایند است. نفس بسیاری از مردم نمی‌تواند این انزوا را تحمل کند. اگر کسی سعی کند انزوا کند و در این کار شکست بخورد، در این صورت بهتر است از آن صرف نظر کند. اما برای مرید، انزوای جزئی که با آگاهی انجام می‌شود، جایگزین انزوای رسمی است. این زمان تا دهم ذو الحجه ادامه دارد، حدود ۴۰ روز. و برای آن‌هایی که نمی‌توانند این را انجام دهند، زمان از رجب تا دهم شعبان است. زمان انزوای ما دوبار در سال اتفاق می‌افتد. هر چیز دیگری به انضباط معنوی، ریاضت تعلق دارد. انشاالله الله آن را بپذیرد. امیدواریم این روزها و ماه‌ها، انشاالله، مبارک باشند. امیدواریم در خوبی بگذرند. امیدواریم زندگی ما، سال‌ها و ماه‌های ما پر برکت باشند. این اصل موضوع است. زندگی می‌گذرد، منتظر ما نمی‌ماند. زندگی نمی‌ایستد. بنابراین ما باید زمان را به طور معنی‌دار استفاده کنیم. هرچه بیشتر می‌توانیم نماز بخوانیم، بهتر است – انشاالله الله آن را بپذیرد. امیدواریم الله از ما راضی باشد.

2025-04-27 - Dergah, Akbaba, İstanbul

ستایش بر الله، ما در ماه شوال هستیم. این ماه مبارک بین رمضان و ماه‌های حج قرار دارد. اگر الله بخواهد، فردا یا پس فردا ماه ذوالقعده شروع می‌شود. حجاج نیز اکنون سفرهایشان به سوی حج را آغاز می‌کنند. حج هدیه‌ای و معجزه‌ای از الله، متعال، برای بشریت است. بین آنچه الله متعال فرمان می‌دهد و آنچه انسان بر اساس تشخیص خود انجام می‌دهد، تفاوتی قیاس‌ناپذیر وجود دارد. این دو موضوع با هم قابل مقایسه نیستند. عبادت‌هایی که الله تعیین کرده است برای رفاه و منفعت مردم است. حج یکی از این عبادات است. برای افرادی که وسایل مالی کافی و سلامتی دارند، حج واجب است. این به این معنی است که یکی از ارکان اسلام است. کسی که این فریضه را انجام نمی‌دهد، یکی از ارکان اسلام را ناقص می‌گذارد. اولین رکن شهادتین است. دومین نماز، سومین روزه، سپس زکات و حج است. اکثر مردم معمولاً می‌توانند سایر ارکان را انجام دهند یا انجام می‌دهند. اما زمانی که به حج می‌رسد، بسیاری از مردم به آن اهمیت کافی نمی‌دهند. حتی اگر به اهمیت آن پی ببرند، امروزه موانع زیادی برای حج وجود دارد. حتی اگر کسی بلافاصله بخواهد به حج برود و وسایل مالی را داشته باشد، می‌توانند موانع بسیاری دیگر ظاهر شوند. او نمی‌تواند حج را انجام دهد. اگر کسی با قصد تصمیم‌گرفته نتواند برود، الله نیتش را قبول می‌کند. اما کسانی که حج را هرگز در نظر نمی‌گیرند، در آخرت پشیمان خواهند شد و خواهند گفت: "کاش انجام داده بودیم." البته همچنین امکان دارد که یک حج نیابتی، یعنی حج بدل، انجام داد. اما اگر مقایسه کنیم پاداش یک حج نیابتی با یک حج شخصی، به یک هزارم، یک ده هزارم یا حتی یک صدهزارم می‌رسد؟ با این حال این پاداش کمتر نیز به شخص می‌رسد. درجه دقیق این پاداش اما یک سوال دیگر است. حداقل انسان از گناه عدم انجام فریضه حج آزاد می‌شود. این حج نیابتی گناه شخصی را که از لحاظ مالی و سلامتی قادر بود، اما به دلیل موجهی نمی‌توانست برود، می‌زداید. دلایل دیگر می‌توانند فقر یا بیماری‌هایی باشند که سفر را غیرممکن می‌سازند. در چنین مواردی حج نیابتی به‌عنوان انجام کامل و معتبر فریضه دینی تلقی می‌شود. به هر حال فریضه حج برای کسانی که وسایل مالی ندارند یا به دلیل وضعیت سلامتی نمی‌توانند سفر کنند، ساقط می‌شود. وقتی که فریضه نیست، مشکلی هم وجود ندارد. یعنی این شخص مرتکب گناهی نمی‌شود. إذا أخذ ما أوهب أسقط ما أوجب این یک اصل در فقه اسلامی است. بر اساس این اصل، الله برای امکانی که نداده‌است، حساب نمی‌خواهد. مسئولیت ساقط می‌شود. یعنی تعهد برداشته می‌شود. مثالی برای این، افراد دارای معلولیت ذهنی هستند. فرد دارای معلولیت ذهنی است. چون او بصیرت کامل ندارد، ملزم به نماز و روزه نیست. بنابراین این شخص در قبال احکام دینی هیچ مسئولیتی ندارد. به همین ترتیب فریضه حج برای کسانی که وسایل مالی کافی ندارند یا سلامتشان اجازه نمی‌دهد هم ساقط می‌شود. اگر نمی‌توانند این کار را انجام دهند، به آن‌ها نیز سوال نخواهد شد. اما کسانی که هیچ مانعی ندارند و وسایل کافی دارند، باید حج را انجام دهند. همانطور که گفته شد، امروزه موانع زیادی برای حج وجود دارد. اگر سهمیه‌ها، محدودیت‌ها و محدودیت‌هایی مانند "ما فقط تعداد معینی از حجاج را می‌پذیریم" وجود داشته باشد، اگر کسی نتواند برود، مسئولیتی ندارد. اما اگر امکان وجود داشته باشد و راه باز باشد، باید رفت. الله به همه ممکن کند. چرا که این سفر برای توسعه روحانی، نعمت و پاداش هر انسانی بسیار اهمیت دارد. یک نماز در مسجدالحرام برابر صد هزار نماز در جای دیگر است. یک نماز منفرد تقریباً به ارزش تمام نمازهایی است که یک انسان در طول زندگی اقامه می‌کند. زیارت پیامبر - صلوات و سلام بر او - و به حضورشان ایستادن، یک موهبت خاص و درک روحانی است. همچنین هر نمازی که در مسجد النبی خوانده می‌شود، برابر هزار نماز است. پاداش روحانی و برکت آن قابل اندازگیری نیست. الله به همه ما ممکن کند. و الله به کسانی که نمی‌توانند بروند، به زودترین فرصت ممکن بدهد، ان شاء الله.

2025-04-26 - Dergah, Akbaba, İstanbul

وَخُلِقَ ٱلۡإِنسَٰنُ ضَعِيفٗا (4:28) الله انسان را ضعیف آفریده است. هیچ‌کس نباید خودستایی کند و بگوید: «من چنین و چنان هستم.» الله می‌تواند اگر خواهد، ضعیف را قوی کند. و او می‌تواند قوی را ضعیف کند. باشد که ما همیشه مطیع اوامر الله، تعالی و بزرگوار، باشیم. سبحان‌الله، امروز حادثه‌ای رخ داد. این حادثه نشان می‌دهد که ما انسان‌ها چقدر ضعیف هستیم. باشد که الله از شما راضی باشد، که ما را بیدار کردید. ما تا اکنون در خواب غفلت فرو رفته بودیم. سپاس به الله که حداقل نماز صبح را از دست ندادیم. تمام نمازهای شب را از دست دادیم. برای نماز صبح به در کوبیدید و ما را بیدار کردید. انسان از لحظات غفلت مغلوب می‌شود. انسان ضعیف است. آنچه الله، تعالی و بزرگوار، بخواهد، اتفاق می‌افتد. به لطف و مهربانی او، همه عبادات خود را انجام می‌دهیم. ما باید از او سپاسگزار باشیم. انسان‌ها نباید خود را با دیگران مقایسه کنند و برتری بجویند. حتی غفلتی که از آن صحبت می‌کنیم، در اراده الله است. همه آنچه که انجام می‌دهیم، به لطف و مهربانی الله اتفاق می‌افتد. کسی نمی‌تواند خودستایی کند و بگوید: «این کار را من کردم، آن کار را انجام دادم.» داستانی درباره یکی از بزرگان مقدس. اما دیگر به یاد نمی‌آورم که چه کسی بود. آن قدیس در بغداد زندگی می‌کرد و قبل از سپیده‌دم برای نماز تهجد با پسرش بیدار شده بود. پسرش به افتخار گفت: «حمد و سپاس برای الله، ما بیدار شدیم.» «ببین، همه مردم در خواب غفلت فرو رفته‌اند.» «الحمدلله، برای نماز تهجد بیدار شدیم، در حالی که آنها خوابند.» پدرش، قدیس، پاسخ داد: «ترجیح می‌دادم که تو هم خواب باشی تا این‌گونه سخن نگویی.» این‌گونه خودستایی نامناسب است. همه چیز به لطف و مهربانی الله اتفاق می‌افتد. چه بلند شوی و چه بخوابی یا چه در غفلت فرو رفته باشی، همه چیز به اراده الله صورت می‌گیرد. طریقت یعنی ادب. و این ادب شکرگزاری از الله است. نباید چیزی را در خود برتر بدانی. نباید چیزهایی که انجام می‌دهی، ارزشمند بپنداری. هیچ‌یک از عبادات ما ارزش مستقل ندارد. اگر الله، تعالی و بزرگوار، نخواهد، نمی‌توانی هیچ کاری کنی. باید این را به نفست بگویی. نباید دیگران را مقایسه کنی و بگویی: «این چنین است، آنچنان است.» این حیله‌ای از شیطان برای نفست است. شیطان می‌خواهد برای بزرگ کردن نفست، برایت دامی بگذارد تا آنچه را که بدست آورده‌ ای از دست بدهی، با تلقین این‌که: «تو برای نماز شب بیدار می‌شوی، قیام اللیل را انجام می‌دهی، شب‌ها نمی‌خوابی.» برخی افرادی که وارد طریقت می‌شوند، می‌پرسند: «چقدر پیش رفته‌ام؟» این هم به ادب راستین، به اخلاق تعلق ندارد. وارد طریقت شدی و طریقت به هر حال مسیر الله است. تو وارد شدی تا نفس خود را تربیت کنی. چنین سؤالاتی پرسیدن به ادب خوب تعلق ندارد. تنها چیزی که تو باید به آن اهمیت بدهی، این است که فقط به راه ادامه دهی. بزرگترین معجزه این است: «اجل الکرامات دوام التوفیق.» به راه ادامه دادن بزرگترین معجزه است. باید الله را ستایش کنی و از او سپاسگزاری نمایی. نباید با دیگران مقایسه کنی. فقط الله می‌داند که پایان ما چگونه خواهد بود. مهم‌ترین چیز پایداری است. اگر پایدار نباشی، می‌توانی هر چقدر که می‌خواهی عبادت کنی. همچنین این‌گونه است شیطان. باشد که الله ما را محافظت کند. هیچ جایی بر روی زمین یا آسمان نیست که او نماز نگزارده باشد. در نهایت، او به منفورترین و بدترین مخلوق تبدیل شد. بنابراین، برای اینکه مثل او نشوی، باید به مسیر الله بی‌وقفه ادامه دهی. باید بدون نگاه کردن به چپ یا راست، بدون پرسیدن: «چقدر به جلو آمده‌ام، چه درجه‌ای رسیده‌ام؟» به این راه ادامه دهی. باشد که الله ما را از این محفوظ بدارد. گاهی وقتی فردی صادقانه به راه می‌رود و نیت قوی برای انجام عبادت دارد، اما ناخواسته توسط حالتی مغلوب می‌شود و در نتیجه چیزی را از دست می‌دهد، عبادتش به همان اندازه پاداش داده می‌شود. این لطف و مهربانی الله است. در این خصوص یک داستان دیگر هم وجود دارد. یک بار بایزید بسطامی، مثل ما خوابید و نتوانست برای نماز شب بیدار شود. احتمالاً نزدیک به پایان وقت نماز صبح بود که او به سختی به نماز صبح رسید. شیطان از این بسیار خوشحال شد. بعدش بایزید بسطامی بسیار ناراحت بود و گریه می‌کرد. خیلی غمگین بود و اشک ریخت. الله، تعالی و بزرگوار، برای نمازهایی که نتوانست او را به آنها برساند، پاداش هزار برابری نوشت. شیطان شاهد آن بود. بار دوم، مدتی بعد، او دوباره خوابیده بود. او احساس کرد که کسی او را بیدار کرده و تکان می‌دهد. او دید که شیطان است و او بیدار شد. او گفت: «بایست، بایست و نماز بخوان.» «بایست، نماز صبح را از دست می‌دهی.» گفت: «چرا این کار را می‌کنی؟» «معمولاً باید مرا در خواب بگذاری.» «دفعه قبل مرا خواب گذاشتی.» شیطان پاسخ داد: «در آن زمان برایت پاداش هزار برابری نوشته شد.» «به همین دلیل است که اکنون بیدارت می‌کنم،» گفت شیطان، «چرا که ترجیح می‌دهم فقط پاداش ساده نمازی که خواندی به تو داده شود، بجای هزار برابری که در دفعه قبل در حین خواب نوشته شده بود.» اگر فردی که عبادت می‌کند، به‌طور ناخواسته بی‌توجه شود، بیمار شود یا دلیل موجهی داشته باشد، الله، تعالی و بزرگوار، پاداش کامل عبادت از دست رفته را به او می‌نویسد. باشد که الله همه ما را ببخشد. باشد که الله نیز از شما راضی باشد. شما این همه صبر کردید و به آرامی منتظر ما بودید.

2025-04-25 - Dergah, Akbaba, İstanbul

نه ترسی بر ایشان است و نه غمگین می‌شوند. مؤمنان نه ترس و نه حزنی خواهند داشت، به اجازهٔ الله. پناه بردن به الله بزرگ‌ترین نعمت برای یک مؤمن است. این رحمتی است که الله، قادر مطلق و متعال، به ما عطا می‌کند. این رحمت اصل و اساس است. زندگی انسان برای این دنیا نیست، بلکه برای آخرت مقدر شده است. این دنیا گذراست، آخرت ابدی است. پس کسانی که با الله مرتبط‌اند و راه او را می‌پیمایند نه حزنی دارند، نه اندوه و نه رنج. مسلمانانی که به الله ایمان آورده‌اند و به او اعتماد دارند، طبیعی است که حالشان بهتر است نسبت به غیر مؤمنان. این نعمتی است که الله، قادر مطلق و متعال، به مؤمنان بخشیده است. الله هر انسانی را به نجات و بهشت دعوت می‌کند. هیچ‌کس استثنا ندارد. هر کس بخواهد، می‌تواند بیاید. به بهشت هرکس دعوت است، هرکس می‌تواند وارد شود. اما متأسفانه، لجاجت، خودخواهی و کفر انسان‌ها را بازمی‌دارد و به سوی جهت مخالف می‌کشاند. اکثر مردم در گمراهی هستند. آن‌ها از خودخواهی، شهوت و شیطان پیروی می‌کنند. از راه راست دور می‌شوند و از آن فرار می‌کنند. در حالی که نجات حقیقی در همان جا است. خوبی در آنجا پیدا می‌شود، سود حقیقی در آنجا است. سود واقعی زندگی را کسانی پیدا می‌کنند که راه الله را پیروی می‌کنند. کسی که در راه الله گام نگذارد، عمرش را از دست داده است. آن‌ها حقیقتاً بازنده‌اند. کافران با مرگشان همه چیز را از دست داده‌اند. فرصت خود را از دست داده‌اند. در حالی که مؤمنان پیروز شده‌اند. آن‌ها زندگی خود را حقیقتاً به دست آورده‌اند. امروزه دائم می‌شنویم: «او زندگی‌اش را باخته است.» چند روز پیش می‌گفتند: «آن کافر مرده است.» او برخلاف کفرش، در هر حال باخته بود. کسی که مسیر کفر را می‌پیماید نیز خواهد باخت. چرا که راه الله را ترک کرده‌اند و راه خود را می‌روند. در حالی که حقیقت را به خوبی می‌دانند. علی‌رغم این دانش، از خودخواهی پیروی می‌کنند و هر کس این راه را انتخاب کند، زندگی‌اش را از دست می‌دهد. هیچ سودی ندارد. در آخرت هیچ خیری نخواهند یافت. پس آنان که در راه الله می‌مانند، برندگان واقعی‌اند. در این مسیر باید پایدار ماند. امروزه بسیاری از مذاهب نادرست در جریان‌اند. «این را باور دارم، این را باور ندارم، این را دوست دارم، این را دوست ندارم.» مسئله این نیست که چی را دوست داری. باید از دین پیروی کنی، همان‌طور که هست. و این دین توسط پیامبر ما، صلوات الله علیه، به ما منتقل شده است. این راهی است که باید دنبال کنی. برخی می‌گویند: «ما به احادیث نیازی نداریم، قرآن برای ما کافی است.» کسی که چنین می‌گوید، گمراه شده است. و دیگران را هم گمراه می‌کند. کسی که چنین نظری دارد، فاقد عقل است. او عقل ندارد. چنین شخصی احمق و کور است. زیرا قرآن از طریق چه کسی منتقل شد؟ پیامبر ما - صلوات الله علیه. چگونه می‌توان احادیث را رد کرد و در عین حال قرآن را پذیرفت؟ اول روزه بگیر، سپس کلم شور بلغسان! این به همان اندازه متناقض است که شیوهٔ تفکرشان. الله به انسان عقل و قوه تفکر عطا کرده است. شیطان، شهوت و نفس عقل را تار می‌کنند و انسان‌ها را مطیع خود می‌سازند. خداوندا، عقل ما را حفظ کن. خداوندا، ما را در راه هدایت هدایت کن. خداوندا، جمعهٔ ما را برکت ده، ان شاء الله.

2025-04-24 - Dergah, Akbaba, İstanbul

در حقیقت الله آسمان‌ها و زمین را نگه می‌دارد که از بین نروند. و اگر از بین بروند، هیچ‌کس جز او نمی‌تواند آن‌ها را نگه دارد (۳۵:۴۲) الله، قادر مطلق و متعالی، خالق آسمان‌ها و زمین است. الله است که آن‌ها را در این نظم و هماهنگی کامل حفظ می‌کند. همه چیز با اراده او، با اجازه او و تحت هدایت او رخ می‌دهد. هیچ چیز به خودی خود اتفاق نمی‌افتد. هیچ حرکتی از هیچی ایجاد نمی‌شود. بی‌تردید این اراده الله، قادر مطلق و متعالی است. این آیه شریف بیان می‌کند که الله، قادر مطلق و متعالی، آسمان و زمین را در نظم خود نگه می‌دارد. اگر او آن‌ها را نگه ندارد، همه چیز از هم می‌پاشد و هیچ چیز باقی نمی‌ماند. همه چیز از طریق اراده الله، قادر مطلق و متعالی به وجود می‌آید. او خالق همه چیز است. بدون فرمان او چیزی اتفاق نمی‌افتد. مردم تلاش می‌کنند کارهایی انجام دهند بدون اینکه به محدودیت‌های خود آگاه باشند. سپس خود را ویژه می‌پندارند، اما الله با یک اشاره کوچک به آن‌ها مقامشان را یادآوری می‌کند. در چنین لحظاتی هر کس «الله» را فریاد می‌کند. ما همیشه باید «الله» بگوییم. نباید او را فراموش کرد. آسمان و زمین تنها با فرمان او و با اجازه او باقی می‌مانند. در این زمینی که ما زندگی می‌کنیم، همه چیز در نظم شگفت‌انگیزی باقی مانده است. همه چیز در توازن ظریف و حساسی قرار دارد. اما بدون اجازه الله هیچ چیز نمی‌تواند اتفاق بیفتد. تنها زمانی رخ می‌دهد که زمان آن فرا رسد. این زمین پر از خطرات پنهان است. چند سال پیش در ایتالیا بودیم، آنجا شهری وجود دارد که کاملاً زیر آتش‌فشانی دفن شده است. در دریای آنجا آتش‌فشانی بزرگ وجود دارد که اگر فوران کند، هیچ چیزی در جهان باقی نمی‌ماند. این تنها یکی از نشانه‌های قدرت الله، قادر مطلق و متعالی است. نشانه‌های بسیاری دیگری هم وجود دارد. به همین دلیل باید به سوی الله برگردیم. باید توبه کنیم و صادقانه طلب بخشش کنیم. «الان چه کار کنیم؟» مردم می‌پرسند. حالا مردم ترسیده‌اند. از الله طلب بخشش کنید: «ما را ببخش، ما صادقانه توبه می‌کنیم و از تو طلب بخشش می‌طلبیم. ما گناهانمان را ببخش. ما تنها بندگان ضعیفی در برابر تو هستیم. ما از اعمالمان توبه می‌کنیم.» کاری که باید بکنیم این است که چون ما الله، قادر مطلق و متعالی، را فراموش کرده‌ایم، به سوی او برگردیم. به سوی او بازگردیم. از او طلب مرحمت بی‌پایانش را بکنیم. بعضی از مردم ابتدا سکوت می‌کنند. بعد از اینکه خطر گذشت، شروع می‌کنند به: آن‌ها کسانی را که الله را ذکر می‌کنند مسخره می‌کنند و آن‌ها را غیرمنطقی می‌خوانند. آن‌ها بهانه‌ای برای نگفتن «الله» می‌سازند مانند «تکتونیک تغییر کرده» یا مشابه آن. اما در لحظه‌ای که واقعاً اتفاق می‌افتد، هیچ چیز دیگری به یاد نمی‌آورند. سپس هر کس «الله» را می‌گوید. این همیشه باید این‌گونه باشد. بگذارید «الله» را بگوییم قبل از وقوع این رخدادها. بگذارید به سوی الله دعا کنیم. الله ما را ببخشد. او ما را حفظ کند، ان‌شاء‌الله. زیباترین ویژگی یک مسلمان این است که همواره به یاد الله، قادر مطلق و متعالی، است. او همیشه فقط از او کمک می‌خواهد. کسی دیگر واقعاً نمی‌تواند کمک کند، حتی اگر بخواهد. هیچ‌کس نمی‌تواند جلوی این رخدادهای طبیعی را بگیرد. تنها الله، قادر مطلق و متعالی، می‌تواند. بگذارید به سوی الله دعا کنیم تا او ما را حفظ کند. الله ما را حفظ کند، ان‌شاء‌الله. از او آمده‌ایم و به سوی او خواهیم بازگشت. با اراده الله این امتحان باید پایان یابد. بهبود کامل برای همه کسانی که ترسیده‌اند. از الله طلب رحمت کنید. الله همه ما را ببخشد. بگذارید توبه کنیم و سعی کنیم نقص‌های خود را در خدمت به الله اصلاح کنیم. صدقه دادن نیز بسیار مهم است. مهم‌ترین چیز این است: صدقه‌ها ما را حفظ و نگهداری می‌کنند. آن‌ها همچنین بیماری‌ها را بهبود می‌بخشند و مصیبت‌ها را دفع می‌کنند، ان‌شاء‌الله. الله همه ما را یاری کند. الله ما را حفظ کند، ان‌شاء‌الله. او به ما ایمان قوی عطا کند، ان‌شاء‌الله. کسانی که توبه کرده‌اند در توبه خود پایدار بمانند، ان‌شاء‌الله.

2025-04-23 - Dergah, Akbaba, İstanbul

الله، تعالی، در قرآن کریم، مؤمنان را در بسیاری از جاها پند داده است: "با نادانان همراه نباشید، از نادانان پیروی نکنید." زیرا نادانی چیز بدی است. نادانی بدترین چیزی است که می‌تواند به یک انسان داده شود. قبلاً به افرادی که قادر به خواندن و نوشتن نبودند، نادان گفته می‌شد. در زمان پیامبر ما، نادانی در سراسر جهان گسترده بود. این به 'جاهلیت اولی' معروف است. پیامبر ما، صلوات و سلام بر او باد، این دوره را به عنوان 'دوره اول نادانی' توصیف کرد. زمانی که ما اکنون در آن زندگی می‌کنیم، دوره دوم نادانی است. دومین دوره بسیار بدتر از اولی است. در دوره اول، مردم هنوز برخی چیزها را قبول می‌کردند. مردم امروزه هیچ چیز را قبول نمی‌کنند. آنها حقیقت را قبول نمی‌کنند. آنها چیزی را تصریح می‌کنند و می‌گویند: 'این درست است.' به دنبال آن می‌دوند. این چیزها که حقیقت ندارند و هیچ سودی ندارند، آنها را از حقیقت دور می‌کند. این نادانی است. نادانی یعنی خواندن و نفهمیدن. خواندن و سودی از آن نبردن. آنها همه علوم را می‌دانند. اما حقیقت را نمی‌دانند. حقیقت چیست؟ آنها همه خارج از آن هستند. بنابراین کسی که حقیقت را قبول نمی‌کند و آن را نمی‌شناسد، نادان است. دانش او به هیچ‌چیز برایش سودمند نیست. نادانی یک فردی که سال‌ها تحصیل کرده و خود را خاص می‌داند، روز به روز بیشتر می‌شود. تنها زمانی که او حقیقت را بیابد، از این نادانی رهایی می‌یابد و خودش را نجات می‌دهد. در غیر این صورت، نادانی باعث می‌شود که او برای همیشه در بدترین مکان باقی بماند. او باید فکر کند زیرا تفکر مهم است. پیامبر ما، صلوات و سلام بر او باد، گفت: "یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است." زیرا وقتی حقیقت را بشناسید، ایمان بیاورید و راه درست را انتخاب کنید، در دنیا و آخرت سعادت می‌یابید. در غیر این صورت حتی در این دنیا هم سودی ندارد. در آخرت حتی بدتر است. الله ما را از این حفظ کند. ما واقعاً در زمانی از نادانی زندگی می‌کنیم. نادانی مانند یک بیماری کثیف است. این بیماری‌ای است که از یک نفر به دیگری منتقل می‌شود. الله ما را محافظت کند، الله ایمان ما را حفظ کند، ان‌شاءالله. امیدواریم به گروه نادانان نپیوندیم، ان‌شاءالله. فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْجَاهِلِينَ (6:35) نه جزو نادانان باشیم و نه با آنها همراه باشیم. الله ما را از این حفظ کند.

2025-04-22 - Dergah, Akbaba, İstanbul

وَلَقَدۡ كَرَّمۡنَا بَنِيٓ ءَادَمَ (17:70) الله، قادر مطلق و متعال، اعلام کرده است که او به انسان بالاترین مقام را در میان همه مخلوقات بخشیده است. انسان خدا ترس نزد الله بالاترین جایگاه را دارد. الله بی‌شمار مخلوق آفریده است. ما فرشتگان، جن‌ها و انسان‌ها را می‌شناسیم. وقتی انسان در راه الله قدم بردارد، از همه مخلوقات دیگر بالاتر است. او حتی از فرشتگان نیز برتر است. در معراج پیامبر، فقط تا نقطه‌ای خاص جبرئیل، فرشته بزرگ، او را همراهی کرد. بیش از آن فقط خود پیامبر اجازه داشت پیشروی کند. زیرا مقام او از همه دیگر مخلوقات بالاتر است. کسی که این راه را دنبال کند، مقامش از همه دیگران بالاتر خواهد بود. اما کسی که در راه الله قدم برندارد، به پایین‌ترین مخلوق تبدیل می‌شود و به موجودی که الله دوست ندارد، تبدیل خواهد شد. او در پایین‌ترین طبقه قرار خواهد گرفت. راه راست به عنوان نعمتی به انسان عطا می‌شود. کسی که این راه را نمی‌رود، به پایین‌ترین مخلوق فرو می‌آید و به موجودی تبدیل می‌شود که از سوی الله رانده می‌شود. الله او را دوست ندارد. او نه کافران را دوست دارد و نه بت‌پرستان را. او کسانی که به دیگر انسان‌ها آسیب می‌رسانند را دوست ندارد. هر چه انسان بالاتر رود، بیش‌تر از سوی الله دوست داشته خواهد شد. برای محبوبش از این نعمت بزرگ برمی‌خیزد. بی نهایت خوشبختی به او گشوده خواهد شد. ان‌شاءالله، الله ما را از این محافظت کند: بعضی که از راه راست خارج می‌شوند، برای همیشه گم می‌شوند، برخی پس از توبه از گناهان و خلاف‌های خود پاک و نجات یافته می‌شوند. وای بر کسی که هرگز الله را نشناخته است؛ این انسان برای همیشه در بدبختی می‌ماند، برای همیشه محکوم شده و در جهنم خواهد بود. برای کسانی که راه الله را ترک کنند، پایان تلخی خواهد بود. امروزه بسیاری هستند که مردم را به انحراف می‌کشانند. آن‌ها با سخنان توخالی مردم را فریب می‌دهند: "این و آن، ایمان چه سودی دارد، اسلام چیست، همه این‌ها وجود ندارد." و مردم گرفتار آن می‌شوند. هر که خود را فریب دهد، باید بهای آن را بپردازد. الله ما را با خرد و استدلال به وجود آورده است. کسی که از خرد خود استفاده کند، قطعاً حقیقت را خواهد شناخت. کسی که این کار را نمی‌کند، باید پیامدهایش را بپذیرد. الله ما را حفظ کند. الله به انسان‌ها ایمان ببخشد و ایمان ما را حفظ کند، ان‌شاءالله.

2025-04-21 - Dergah, Akbaba, İstanbul

پیامبر، صلی اللہ علیه و سلم، گفت: „إِنَّمَا الْعِلْمُ بِالتَّعَلُّمِ، وَالْحِلْمُ بِالتَّحَلُّمِ" علم را تنها از طریق یادگیری به دست می‌آورید. و چطور؟ به سادگی با یادگیری مداوم. شاگرد بودن به معنای یادگیری گام به گام است. این یک شبه اتفاق نمی‌افتد. هیچ‌کس نمی‌تواند همه چیز را یک‌باره فراگیرد. شخص یک‌شبه عالم نمی‌شود. هیچ‌کس به‌طور ناگهانی دانا نمی‌شود. زمان می‌برد و یادگیری مستمر لازم است. یک روز، دو روز، پنج روز، ده روز... چقدر طول می‌کشد؟ علم حد و مرزی ندارد. مهم نیست چقدر از قبل می‌دانید، همیشه چیزهای بیشتری برای کشف وجود دارد. علم بی‌پایان است. وَالْحِلْمُ بِالتَّحَلُّمِ مؤدب بودن به چه معناست؟ مؤدب بودن به معنای کنترل خشم خود و مدیریت عصبانیت است. چگونه به این می‌رسید؟ البته تنها به‌صورت تدریجی. هر بار که خشم برمی‌خیزد، به خود بگویید: «باید این عصبانیت را مهار کنم.» هر روز با این فکر با خود کار کنید: «امروز این‌طورم، فردا بهتر می‌شوم، پس‌فردا حتی بهتر.» مردم به ما مراجعه می‌کنند و می‌پرسند: «همیشه عصبانی می‌شوم. چه کار می‌توانم بکنم؟» آدم که مثل یک سطل رنگ نیست که خشم را در آن بریزیم و سپس از بین برود. این‌گونه عمل نمی‌کند. تدریجاً یاد می‌گیرید که خشم خود را کنترل کنید و از آن رها شوید. این‌گونه است که تسلط بر خود و کنترل بر خود پیدا می‌کنید. گفته می‌شود: «کسی که با خشم برخیزد، با زیان می‌نشیند.» این ضرب‌المثل واقعاً معنی‌دار است. به مرور زمان هر کسی می‌تواند خشم خود را کنترل کند. البته دیگران می‌توانند برای شما دعا کنند. اما حتی با دعاها، شما خشم را تدریجاً غلبه می‌کنید - این کار هم به سرعت اتفاق نمی‌افتد. می‌توانید برای دعاهای خوب درخواست کنید - إن شاء اللہ آنها به شما کمک خواهند کرد. اما از همه مهم‌تر تلاش شما و اراده شما برای یادگیری است. اگر روزانه روی آن کار کنید، مدام چیزهای جدیدی یاد می‌گیرید. با گذر زمان، شما هم می‌توانید خشم خود را کنترل کنید، إن شاء اللہ. کار روزانه بر روی آن شما را هر روز بهتر می‌کند. خشم همیشه وجود داشته است، اما امروز اوضاع بدتر شده است. امروزه به مردم تلقین می‌شود: «هرچه عصبانی‌تر شوی، هرچه بیشتر خودت را عصبانی کنی، به نفع خودت است.» این استثنائات شیطان است! هیچ چیز دیگر. «با هر کسی دعوا کن!» «با مادر و پدر، با برادر و خواهر، با همسر... با همه دعوا کنید.» «فقط دهان را نبند!» می‌گویند. «اگر ساکت بمانم، می‌بازم» بعضی‌ها فکر می‌کنند. اما نه، شما باید ساکت بمانید! اگر ساکت نمانید، یا ضربه خواهید خورد یا بدتر از آن روی می‌دهد. اللہ ما را از آن حفظ کند. از این رو خشم چیز خوبی نیست. این است نصیحت پیامبر، صلی اللہ علیه و سلم. یکی از یاران به پیامبر آمد و درخواست کرد: «به من نصیحتی بده.» لَا تَغْضَبْ! گفت. «خشمگین نشو!» دوباره درخواست نصیحت کرد. لَا تَغْضَبْ! هم‌چنان پیامبر، صلی اللہ علیه و سلم، گفت: «خشمگین نشو.» یار بعداً گفت: «به من روشن شد که پیامبر همان را می‌گفت حتی اگر تا سحر می‌پرسیدم.» بعد از پنج بار گفت هیچ چیزی نگفت. وقتی پیامبر گفت: «دیگر از من نپرس»، یار رفت. این نصیحت به کل جامعه تعلق دارد. خشم ویژگی خوبی نیست. هیچ سودی نمی‌آورد. به‌ویژه وقتی از چیزهای بی‌اهمیت عصبانی می‌شوید، تنها به خودتان صدمه می‌زنید. اللہ ما را از آن حفظ کند.