السلام عليكم ورحمة الله وبركاته أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. والصلاة والسلام على رسولنا محمد سيد الأولين والآخرين. مدد يا رسول الله، مدد يا سادتي أصحاب رسول الله، مدد يا مشايخنا، دستور مولانا الشيخ عبد الله الفايز الداغستاني، الشيخ محمد ناظم الحقاني. مدد. طريقتنا الصحبة والخير في الجمعية.
وَ لِباسُ التَّقْوَىۙ ذٰلِكَ خَيْرٌ (۷:۲۶)
مردم به ظاهر اهمیت میدهند؛ به اینکه چه میپوشی و چه نمیپوشی.
در گذشته هم اینگونه بود، اما امروزه بیشتر به لباس، مد و اینکه چه به انسان میآید و چه نمیآید، توجه میشود.
انسان فکر میکند: "نمیخواهم اجناس ارزان بخرم، باید گران باشد تا مردم آن را در من ببینند."
این همان طرز فکر، مهمترین علاقه انسان امروز است.
لباس باید زیبا باشد.
کفشهایم، کلاهام، پیراهنم - همه باید حتماً برند باشند.
قبلاً میگفتند: "باید زیبا و خوب باشد"، برند و چیزهای مشابه آن وجود نداشت.
امروزه باید هم خوب باشد و هم برند داشته باشد.
خب، چرا این کار را میکنی؟
آیا این کار را برای رضای الله میکنی؟
اگر برای رضای الله است، الله از آن چیزی نمیخواهد.
آنچه الله، قادر متعال و بلندمرتبه، میخواهد، لباس تقوی است که تو میپوشی.
در لباس تقوی، ترس از الله وجود دارد.
برای انسانی که از الله میترسد، این بهترین لباس است.
این انسان را میپوشاند.
این انسان را در نظر الله زیبا نشان میدهد.
با این کهنهپارههای بیارزش که آنها را پوشیده به تو جلوه میدهند، مقام تو نزد الله بالا نمیرود و تو زیبا نمیشوی.
آنچه باید انجام دهی این است که آنچه الله، قادر متعال و بلندمرتبه، امر کرده را انجام دهی و از محرمات او دوری کنی.
این تقوی، ترس از الله است.
تقوی یعنی: از الله ترسید، از الله شرمنده باش، احترام به الله داشته باش.
یعنی اگر تو را در چنین شرایط بدی ببینند، اگر کارهایی انجام دهی که خوب نیستند، اگرچه بتوانی گرانترین لباسها را بپوشی - هیچ فایدهای ندارد.
آنچه مفید است، همانطور که گفتم، تقوا است.
حتی اگر لباسهای پاره بپوشی، اگر صاحب تقوا باشی، نزد الله زیباترین انسانی.
اما نه، اگر تقوی وجود نداشته باشد، آنگاه گفته میشود: "این لباس به اندازه اینقدر هزار دلار، هزار یورو قیمت دارد."
الله، الله، چه، هزار دلار؟ آیا میتواند یک لباس اینقدر ارزش داشته باشد؟
"چه میگویی در مورد هزار دلار؟", میگویند.
"لباسهایی هست که ۱۰,۰۰۰ دلار، ۱۰۰,۰۰۰ دلار ارزش دارند", گفته میشود.
این چیست؟ آیا موتوری دارد، آیا با آن پرواز میکند؟
"اینطور است، تو این را نمیفهمی", میگویند.
این همان است: یک لباس زیبا که هر کسی دوست دارد بپوشد.
تو دوست داری آن را، اما الله هیچ رضایتی بر آن ندارد.
بهویژه افرادی که الله را نمیشناسند – ممکن است لباسی به ارزش ۱۰۰,۰۰۰ یا حتی ۱۰۰ میلیون بپوشند – نزد الله هیچ ارزشی ندارد.
ارزش درون است.
آنچه درون است ارزشمند میکند.
ناسردین خواجه، باشد که الله مقامش را بالا ببر.
همسایگان پرسیدند: "ای ناسردین خواجه، دیشب در خانهات چنین صدایی بود، صداهای بلند. چه اتفاقی افتاده، چه شد؟"
او پاسخ داد: "آه، عبای من افتاده است."
"اما وقتی یک عبا میافتد، چنین صدای بلندی نمیکند."
"من هم در آن بودم", گفت.
میبینی، درون مهم است، نه بیرون.
آیا بیرون میافتد یا نه، این مهم نیست؛ درون مهم است.
به همین دلیل باید به درون توجه کنی.
توجه به بیرون مهم نیست.
این بیارزش است، فایدهای ندارد.
بیایید خداپرست باشیم، انشاءالله.
باشد که الله به ما کمک کند، انشاءالله.
2025-05-10 - Lefke
اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِين (23:14)
الله، متعالی و باشکوه، بهترین و کاملترین خالق است - تنها خالق.
او همه چیز را به طرق کامل خلق کرده است.
بنابراین، یک انسان مؤمن نباید مخالفت یا مجادله کند.
او نباید چیزی را زیر سوال ببرد که الله، متعالی و باشکوه، به او داده یا برای او تعیین کرده است.
چون همه چیز با خواست الله رخ میدهد، دلیلی برای نگرانی وجود ندارد.
اینگونه یک مومن واقعی رفتار میکند.
متأسفانه ایمان بسیاری از مسلمانان امروزه ضعیف شده است.
چون ایمان اکثر مردم ضعیف است، وقتی چیزی غیرمنتظره رخ میدهد، دچار وحشت میشوند.
این نتیجه کمبود ایمان است.
الله، متعالی و باشکوه، این دنیا را خلق کرده است.
قبل از انسانها موجودات دیگری، حیوانات و انواع مختلفی از مخلوقات را آفرید.
تعداد مخلوقات او غیر قابل اندازهگیری است - فقط خود الله آن را میشناسد.
هر موجودی عمر مشخصی دارد.
وقتی این زمان به پایان میرسد، از میان میرود.
حتی جهان ما نیز عمر محدودی دارد.
همه چیز فانی یک روز ناپدید خواهد شد.
جهان نیز همینگونه است.
آنچه الله به ما وعده داده است، این جهان نیست بلکه آخرت جاودانه است.
الله هرگز نگفته است: 'تو به جهان خواهی آمد، استراحت خواهی کرد و برای همیشه اینجا خواهی ماند.'
بلکه گفته است: 'دنیا فقط یک اقامتگاه موقتی است.'
اما انسان فکر میکند که هرگز نخواهد مرد و همه چیز برای همیشه بدون تغییر باقی خواهد ماند.
او باور دارد که همه چیز شگفتآور خواهد بود، او میتواند هر کاری که میخواهد انجام دهد و این حالت برای همیشه باقی خواهد ماند.
چیزی به این شکل وجود ندارد.
شیخ عبدالله داغستانی یک بار به شوخی گفت:
'Wa khuliq al-insānu majnūnan' او گفت.
انسان بدون عقل، بله کاملاً دیوانه خلق شد، او شوخی کرد.
یعنی: اگر انسان از عقل خود استفاده نکند، اگر چیزهای آشکار را قبول نکند، آنگاه او عاقلانه رفتار نمیکند، بلکه واقعاً مانند یک دیوانه است.
به همین دلیل است که در این دنیا جنگ وجود دارد و چیزهای بد دیگر.
خوب و بد وجود دارد.
در دنیای ما آب آشامیدنی پاک کاهش یافته است، فضای زندگی برای انسانها تنگ شده است، زیرا آنها بسیار تکثیر شدهاند.
هر کسی بیقرار از جایی به جای دیگر میشتابد.
همه اینها به دلیل کمبود ایمان واقعی است.
اگر هر کسی به چیزی که الله به او میدهد راضی باشد، همه انسانها در صلح زندگی میکنند.
هیچ مشکلی، هیچ اختلافی و هیچ شورشی وجود نخواهد داشت.
اما انسان با سرنوشت خود ناراضی است و از این طریق به خود رنج میزند.
باشد که الله ما را از این محافظت کند.
باشد که ما، انشاءالله، هرگز با آنچه الله برای ما تعیین کرده مخالفت نکنیم.
اینجا این اتفاق میافتد، آنجا آن اتفاق میافتد.
باشد که الله به رنجدیدگان کمک کند.
باشد که او همه ما را محافظت کند.
تمام افراد مؤمن پاداش خود را خواهند گرفت.
در غیر این صورت، آنها برای هیچ رنج میکشند و از بین میروند.
باشد که الله به مردم عقل و حکمت عطا کند، انشاءالله.
2025-05-08 - Lefke
الله، متعال و قدرتمند، میفرماید:
يُرِيدُ ٱللَّهُ أَن يُخَفِّفَ عَنكُمۡۚ وَخُلِقَ ٱلۡإِنسَٰنُ ضَعِيفٗا (4:28)
الله توصیف میکند که انسان ضعیف آفریده شده است؛ الله میخواهد بار ما را سبک کند.
به وسیله احکام الله، بار ما سبکتر میشود.
الله ضعف انسانی را به قوت تبدیل میکند.
زمانی که انسان با الله مرتبط است، ضعف او به قوت مبدل میشود.
اما اگر انسان از الله رویگردان شود، قوتش به ضعف تبدیل شده و بیفایده میماند.
از همه خلق، انسان از نظر جسمی ضعیفترین است.
هر حیوان یا حشرهای میتواند بسیار بیشتر از یک انسان انجام دهد.
حتی یک مورچه کوچک، ده برابر وزن بدنش را حمل میکند.
اما انسان سخت میتواند ۵۰۰ متر راه برود اگر مجبور باشد نصف وزن بدنش را حمل کند.
مورچه کوچک به صورت مقایسهای مسافتی را طی میکند، گویا هر روز صدها کیلومتر پیادهروی میکند.
الله به حیوانات قدرت زیادی داده اما انسان را ضعیف آفریده است.
همه حیوانات دوندگی و پریدن دارند؛ الله به آنها قدرت داده است، اما انسان را ضعیف گذاشته است.
اگر چه انسان با تمام ضعفش میتواند اینقدر آشوب ایجاد کند، نباید در حکمت الله شک کنیم.
اگر الله انسان را به اندازه دیگر موجودات قوی میکرد، احتمالاً دیگر نه جنها و نه حیوانات در دنیا باقی نمیماندند.
به همین خاطر الله انسان را ضعیف آفرید اما به او عقل داد تا این ضعف را جبران کند.
اگر انسان این عقل را به کار گیرد، برایش سودمند است.
متأسفانه بیشتر انسانها عقلشان را برای کارهای خوب استفاده نمیکنند، بلکه برای شر و زیان به کار میگیرند.
به همین دلیل دنیا امروز در لبه پرتگاه قرار دارد.
بدون یک نجاتدهنده مردم یکدیگر را میبلعیدند.
اما الحمدلله، الله میفرماید: «لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ» (39:53) و مسلمانان را تشویق میکند تا امید را حفظ کنند.
امید ما کلام مبارک و حقیقی پیامبر ماست: «در آخرالزمان مردی از نسل من ظهور خواهد کرد.
او دنیا را پاک خواهد کرد.
عدالت برقرار خواهد شد.
همه کثیفیها ناپدید خواهند شد و همه چیز پاک خواهد بود.
درگیریها، جنگها، بدیها و انحرافها به پایان میرسند.» این زمان قطعاً نزدیک است، انشاء الله.
پیشگوییهای پیامبر ما - که دارای قدرت دیدن و اعلام آینده بود - بیشتر به تحقق پیوسته است.
تنها کمی باقی مانده است.
امیدواریم این روزها را شاهد باشیم.
دیگر زیاد طول نخواهد کشید.
ما میگوییم: «ستم اوج خود را گرفته است»، اما میبینیم که هر روز افزایش مییابد.
اما مهم نیست چقدر بیشتر میشود - پس از هر اوجی یک سقوط میآید.
این نیز انجام خواهد شد، انشاء الله.
باشد که الله به ما این روزهای زیبا را به زودی تماشا کند.
2025-05-07 - Lefke
ما به خاطر رضای الله اینجا جمع شدهایم.
ما به همراه بندگان محبوب الله در این راه گرد هم آمدیم.
ما به طور منظم ملاقات میکنیم، اما دلیل جمع شدن امروزمان سالگرد بازگشت به الله شیخ ناظم، یکی از اولیاء الله، است.
اگرچه او از میان ما رفته، اما شکر خداوند هرگز ما را ترک نکرد.
در دنیای بیرونی، او همچنان با ماست.
او از همه برادران و خواهرانش حمایت میکند.
او به آنها قدرت و نیروی معنوی میبخشد.
دانشآموزان اغلب میپرسند: «چگونه باید رابطه را تمرین کنم؟»
«چگونه میتوانم در رابطه یک صدا بشنوم؟»
رابطه به معنای عشق به پیامبرمان، صلی الله علیه و آله، و محبت به شیوخ است - آنها را از دل دوست داشتن.
این ارتباط ماست.
رابطه به معنای «آیا باید این کار را بکنم یا نه؟» نیست.
برای رابطه نیازی به دستورالعملهایی مانند «پسرم/دخترم، این و آن را انجام بده» نیست.
کسی که چنین چیزی را انتظار دارد، واقعاً پایهها و قوانین را نمیشناسد.
وقتی وارد طریقت میشوی، باید خودت را بسپاری.
باید خودت را به یک رهبر معنوی بسپاری.
اگر یک استاد معنوی واقعی پیدا کردی، باید نه هزار، بلکه میلیونها بار شکر الله را بجا بیاوری.
اما ممکن است الله ما را محافظت کند.
اگر با رهبران دروغینی که مردم را به انگیزههای خودخواهانه گمراه میکنند همراه شوی، ممکن است الله کمکت کند.
زیرا راه آنها تنها خدمت به خواستههای خودشان است؛ زیرا این راه خدمت به نفس است، منفعت واقعی به ارمغان نمیآورد.
اما اگر راه یک رهبر حقیقی را دنبال کنی، زندگیات، شکر الله، بیهوده نخواهد بود.
زندگی میگذرد.
این زمان به بطالت نخواهد گذشت.
آن با ارزشهای والا پر میشود.
آن با فایده، برکت و زیبایی پر خواهد شد.
اگر بیهدف در دنیا بگردی، میپرسی: «امروز چه باید بکنیم، کجا میتوانیم سرگرم شویم؟»
«چگونه میتوانیم پول درآوریم، چگونه میتوانیم خود را مست کنیم، چگونه میتوانیم بر دیگران تاثیر بگذاریم؟» - اینها سرگرمیهای پوچ هستند.
این چیز بیفایده است.
ترکها میگویند «کار بیهوده»، عبارتی دقیق.
کار بیهوده به معنای زندگی برای دنیا، برای منفعت خود، برای نفس است.
اگر میخواهی زندگیات معنادار باشد، باید خودت را به راه الله، تعالی، در مسیر شیوخ بسپاری؛ این را پوچ نبین.
این با برکت الله پر میشود.
همانطور که گفته شد، زندگی کسانی که از خود میپرسند: «در دنیا چه به دست آوردهام؟» تهی است؛ زندگی آنها بدون هدف میگذرد.
الله ما را مصون نگه دارد، این تهی بودن با بدیها و گناهان پر میشود.
ممکن است الله ما را از این مصون نگه دارد.
به همین دلیل، با شیوخ بودن، داشتن کمک از آنها، فایده دارد.
با آنها در این راه بودن، به معنای محافظت است.
زندگیات با ارزشتر میشود.
معنا پیدا میکند.
یک انسان واقعاً آگاه مانند کاه بیهوده نیست که فقط به زور به جلو روانه میشود. زندگیاش دارای ریتم سادهای است – از خانه به کار و بازگشت – اما با معنای عمیقتر.
خودش را با قرضها بار نمیکند، در شکایات از دولت گم نمیشود، در خشم دیگران تلخ نمیشود و زبانش را با غیبت آلوده نمیکند.
حقیقتاً وجودهای بیمعنا که بهتر بگوییم، کاه خشک و بیفایده، دیگران هستند - کسانی که خود را بلند مرتبه میبینند.
افرادی که خود را برتر میپندارند، بر هر که خشمگین هستند، از هر که انتظار سود دارند و خود را در هر کثیفی فرو میبرند تا نفسشان را ارضا کنند - آنها کسانی هستند که زندگیشان بیهوده است.
اجازه دهید ما مانند علف تازه و مفید باشیم، نه مانند کاه بیجان؛ علف تازه ارزش دارد، زنده است، تغذیهکننده و مفید.
علف زندهای وجود دارد که فایده میآورد و کاه خشک که دیگر ارزشی ندارد. وقتی امروزه از 'علف' صحبت میشود، بسیاری به مواد مخدر فکر میکنند، اما موضوع این نیست که.
راه ما باید مسیر نور ایمان باشد؛ ممکن است ما به بندگان محبوب الله تعلق داشته باشیم.
نباید مانند گیاه مستکننده باشیم که برخی مصرف میکنند، یا مانند کاه بیفایدهای که تنها میتوان سوزاند. به جای آن، مانند علف تازه، تغذیهکننده باشیم که زندگی میبخشد و ارزش دارد، نه مانند گیاه مضر یا کاه بیارزش.
ممکن است الله ما را حفظ کند.
شیطان به هر حال دنیا را به دست گرفته است.
او نمیخواهد کسی را رها کند.
تنها راستگراها میگریزند؛ الله مردم با قلب پاک را نجات میدهد.
دیگران ممکن است فکر کنند که نجات یافتهاند یا موفق هستند، اما این یک توهم است.
بنابراین بزرگترین دستاورد یک انسان این است که با شیوخ باشد و راه آنها را دنبال کند.
نبودن در مسیر آنها به معنای خطر بزرگی است.
ممکن است الله ما را از آن حفظ کند.
در هر زمان، در هر لحظه، شیطان میتواند ما را به سقوط بکشاند، به ما بگوید که ما خاص هستیم و ما را به دامش بیندازد.
ممکن است الله ما را محافظت کند.
ممکن است کمکهای شیخ ما با ما باشد.
امروز ۱۱ سال است که شیخ مولانا شیخ ناظم از میان ما رفته، اما شکر الله، ما هر لحظه تحت نظر او هستیم.
ما از حفاظت او بهرهمندیم.
او به یقین به کمک هر کسی میشتابد که درخواست کمکش میکند؛ او هیچکس را ناامید نمیکند.
افراد نیز وجود دارند که باور ندارند؛ گروهی که اولیاء و معجزات و کرامات را انکار میکنند.
آنها خود را «مسلمانان» مینامند، اما ایمان به معجزات پیامبران و جذبههای اولیاء یکی از پایههای اسلام، دین ما، است.
بنابراین، شکر الله، شما اینجا هستید.
ممکن است الله از همه راضی باشد که آمدهاند؛ بسیاری نتوانستند بیایند.
قلبهایشان هنوز با ماست.
شیخ افندی با اجازه الله به همه میرسد.
ممکن است الله خوشنود باشد.
ممکن است الله وضعیت این دنیا را دگرگون کند.
ممکن است او محافظی بفرستد.
ممکن است مهدی که شیخ ما از آن سخن گفت، بالاخره ظهور کند.
هر جا که نگاه کنی، دنیا در دست شیطان است.
صد در صد در دست شیطان است.
آزادی از سلطه شیطان تنها به دست مهدی ممکن است.
به غیر از این، امکانپذیر نیست.
مهم نیست که چه میگویند.
2025-05-06 - Dergah, Akbaba, İstanbul
آگاه باشید، بیگمان، بر دوستان الله نه بیمی است و نه آنان اندوهگین میشوند.
آنان که ایمان آوردند و تقویٰ پیشه کردند.
بندگان دوستداشتنی الله نه ترسی دارند و نه غمی.
زیرا که در دلهایشان احترام و پرهیزگاری از الله دارند.
آنان مطیع الله هستند.
اگر چنین است، در آنان نه ترسی و نه نگرانیای وجود دارد.
زیرا که ما از جانب الله آمدهایم و به سوی او بازمیگردیم.
منشأ ما روشن و هدف ما نیز روشن است.
قلبهای این دوستان خدا در این حقیقت آرامش مییابد.
به همین دلیل، آنها نه ترس دارند و نه اندوه.
آنها حقیقت را بیان میکنند.
به نیکی دعوت میکنند و خود از بدی دوری میکنند.
آنها تلاش میکنند تا دیگران را نیز از بدی دور نگه دارند.
الحمدلله، پیر ما، شیخ ما، پدر ما شیخ ناظم بیش از ۹۰ سال بر این راه گام برداشت.
و سرانجام با رفتن در این راه پاک تا پایان، به حضور الله رسید.
زندگی مانند یک روز است که به سرعت پرواز میکند.
بنابراین، سالها مثل پرواز میگذرند.
انسان باید از این آگاه باشد تا اعمالش در این جهان بیهوده نباشد.
بر این اساس باید رفتار و زندگی کند.
مطمئناً، برای شما در زندگی رسول الله الگویی نیکو وجود دارد.
الله، آن متعالی، میگوید که در زندگی و در شخصیت پیامبر ما الگویی کاملترین است.
همچنین اصحاب، اولیاء و شیخهایی که از راه او پیروی میکنند، نمونههای روشن هستند.
برای اینکه انسان خوبی شویم، باید از آنها پیروی کنیم.
هر چه بیشتر به آنها اقتدا کنیم، انسانهای بهتر و شریفتری میشویم.
کسی که نمیخواهد به آنها نزدیک شود، منحرف میشود.
نه تنها کمی، بلکه به طور بنیادین.
زیرا با این کار به خود آسیب میرسانید.
شما ظلم میکنید.
باشد که الله مقامشان را بالا ببرد، انشاالله.
پیامبر ما، صلح و برکت بر او، گفت: «در آخرت با کسانی که آنها را دوست دارید، خواهید بود.»
و ما آنها را با تمام قلبمان دوست داریم.
انشاالله، بعد از این توقف کوتاه در این دنیا برای ابدیت با آنها متحد خواهیم بود.
2025-05-05 - Dergah, Akbaba, İstanbul
فَأَمَّا مَنۡ أُوتِيَ كِتَٰبَهُۥ بِيَمِينِهِۦ
(84:7)
فَسَوۡفَ يُحَاسَبُ حِسَابٗا يَسِيرٗا
(84:8)
وَيَنقَلِبُ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِۦ مَسۡرُورٗا
(84:9)
همانطور که در آیه مقدس آمده است:
در روز قیامت، انسان وقتی خوشحال خواهد بود که کتابش - فهرست اعمالش - به دست راستش داده شود.
گفته شده او با شادی به سوی خانوادهاش باز خواهد گشت.
زندگی یک مسلمان باید اینگونه باشد.
چگونه میتوان به این دست یافت؟
بسیاری از مسلمانان زندگیشان را که الله به آنها داده در اطاعت از او سپری میکنند، در صلح زندگی میکنند و به کسی آسیب نمیرسانند.
چنین افرادی زیاد وجود دارند.
فقط دیروز پسرعمه ما درگذشت.
نورالدین افندی، باشد که الله به او رحم کند.
این انسان نیکو در کودکی دبستان را تمام کرد و سپس به کار مشغول شد.
او به کارش میپرداخت، شبها را با خانوادهاش، مادر، پدر و فرزندانش سپری میکرد و زندگیاش را به فروتنی گذرانید.
او یک صنعتگر بود، الله به روحش رحمت کند.
کارش نتیجه زحمت صادقانه بود.
او وظایفش را انجام میداد و از آنچه به دست میآورد زندگی میکرد.
او کسی را فریب نداد، ترفندهایی به کار نبرد و دنبال ثروت نبود.
او این گونه زندگی کرد تا حدود ۶۰-۶۲ ساله شد.
الله به او رحم کند، او بیمار شد و درگذشت.
زندگی یک مسلمان اینگونه است.
او کسی را فریب نداد، علیه حکومت شورش نکرد و هیچ هرج و مرجی ایجاد نکرد.
این هم لازم نیست.
اصلاً لازم نیست.
چه فریاد بزنی چه نه، چه خودت را احمق کنی چه نه - در نهایت در همان سن و همان زمان میروی.
مهم است: در آخرت کتابت، فهرست اعمالت، از راست به تو داده میشود یا از چپ؟
اگر از راست داده شود، همه چیز خوب است.
وَأَمَّا مَنۡ أُوتِيَ كِتَٰبَهُۥ وَرَآءَ ظَهۡرِهِۦ
(84:10)
فَسَوۡفَ يَدۡعُواْ ثُبُورٗا
(84:11)
وَيَصۡلَىٰ سَعِيرًا
(84:12)
إِنَّهُۥ كَانَ فِيٓ أَهۡلِهِۦ مَسۡرُورًا
(84:13)
اما اگر کتابش، دفتر خاطرات اعمالش، به دست چپ داده شود، این شخص نجاتش را از دست داده است.
در این صورت «وای بر او!» گفته خواهد شد.
او باید بسوزد.
در این جهان خوب و بد به همان سرنوشت روبرو میشوند.
حتی اگر کسی طولانیتر زندگی کند - چه 100 یا 1000 سال - پایان همان باقی میماند.
این هرگز تغییر نمیکند.
اگر کتاب اعمال انسان از چپ داده شود، دیگر چیزی برایش سودمند نیست - هر چقدر هم در زندگی مطمئن بود، هر چقدر هم مغرور بود، هر کسی که او فریب داد یا هر کاری که او انجام داد - او به جهنم خواهد رفت.
بنابراین انسان نباید بیش از حد طمعکار باشد.
یک مسلمانی که زندگیاش را خوب گذرانده و آن را بیجهت سخت نکرده است، که در فقر صبور بوده و در رفاه شکرگزار الله بوده، در آرامش درونی زندگی میکند.
الله بلندمرتبه این جهان را برای آخرت آفریده است.
انسان با قلبی آرام به سوی مرگ میرود، به لطف اعمال نیکویی که در زندگی برای آخرت انجام داده است.
او نه از مرگ میترسد و نه از حسابرسی.
خود مرگ سخت نیست، بلکه چیزی که پس از آن میآید.
مردم این را درک نمیکنند.
به همین دلیل آنها اشتباهات خود را به دستاورد میپندارند.
این دستاورد نیست.
دستاورد این است که کارهای خوب انجام دهید و زندگی شریفی داشته باشید.
بی آنکه به دیگران آسیبی برسانید، بی آنکه کسی را سرکوب کنید، بی آنکه ظلمی کنید، بی آنکه کسی را فریب دهید - این زندگی یک مؤمن است.
بنابراین مرگ برای او آسان میشود و حسابرسی او در آخرت با مهربانی انجام خواهد شد.
پایان او خوب خواهد بود.
باشد که الله ما را حفظ کند و مردم را به راه راست هدایت کند.
باشد که آنها، إن شاء الله، از مسیر منحرف نشوند.
2025-05-04 - Dergah, Akbaba, İstanbul
پیامبر ما - صلح و سلام بر او - میفرماید:
الحلالُ بیِّنٌ و الحرامُ بیِّنٌ، و بینَهما امورٌ مشتبهات.
الله، عالیمرتبه، حلال را بهروشنی بیان کرده است.
همینطور الله حرام را به وضوح مشخص کرده است.
اینچنین پیامبر ما - صلح و سلام بر او - سخن میگوید.
باید حرام را بشناسیم و از آن دوری کنیم.
و انجام کارهای حلال برکت به همراه دارد، بنابراین مهم است.
اما پیامبر ما همچنین میگوید که بین این دو حوزه چیزهای مشکوکی وجود دارد.
بسته به زمان، مکان و شرایط، برخی چیزها میتوانند ما را به شک بیندازند.
از اینها باید فاصله بگیریم.
باید از آنها دوری کنیم.
بنابراین ممکن است برخی چیزهایی که امروزه حلال محسوب میشوند در واقع حرام باشند.
و گاهی اوقات اشیای حرام به اشتباه حلال فرض میشوند.
برای همین باید مراقب باشیم.
اگر شما در شک هستید، یا دور بایستید یا از عالِم، معلم یا مفتی سؤال کنید.
اگر بدون پرسیدن به سلیقه خود عمل کنید، بهناآگاهی گناه میکنید.
اگر حرام را حلال اعلام کنید، این باعث ضرر و گناه شما خواهد بود.
گاهی اوقات اشیای حلال به اشتباه به عنوان حرام شناخته میشوند.
از این طریق نیز میتوان به گناه آلوده شد.
بنابراین احتیاط ضروری است.
اعتقاد و مکتب فقهی ما به وضوح تعریف شدهاند.
عقیده ما، عقیده اهل سنت و جماعت است و ما پیرو یکی از چهار مذهب معتبر هستیم.
حنفی، شافعی، مالکی یا حنبلی.
در عقیده، ما یا ماتریدی هستیم یا اشعری.
نباید خارج از این آموزهها عمل کرد.
باید به اصول آنها وفادار بود.
این سخت نیست؛ در حقیقت ما همه همان کار را انجام میدهیم، اما گاهی چیزهایی وجود دارد که شک ایجاد میکند.
اینها باید پرسیده شوند.
باید پرسید تا بدون دلیل، حلالی را بر خود حرام نکنیم و ناآگاه به حرام نیفتیم.
بنابراین: در صورت شک حتماً بپرسید!
میگویند: "پرسش نیمی از حکمت است".
بنابراین پرسیدن مهم است.
در هر چیز مشکوک باید پرسید: "آیا این خوب است یا بد؟ چگونه با آن برخورد کنیم؟"
بدون پرسش عمل نکنید.
در موارد مشکوک، بدون مشورت عمل نکنید.
اموری که ما به طور منظم انجام میدهیم، الحمدلله روشن و واضح هستند.
زیرا ما از مسیر اهل سنت و جماعت پیروی میکنیم.
بسیاری از کسانی که به اهل سنت و جماعت تعلق ندارند، اغلب حلال را حرام اعلام میکنند.
و حرام را به عنوان حلال تلقی میکنند.
چیزهایی که هیچ ارتباطی با دین ندارند، آنها - خدا ما را نگهدارد - به عمد یا ناآگاهانه برای آسیب رساندن به دیگران پخش میکنند.
خدا ما را از چنین بدیها محافظت کند.
و ما را از مسیر درست منحرف نکند، ان شاء الله.
2025-05-03 - Dergah, Akbaba, İstanbul
اللَّهُمَّ إِنَّكَ عَفُوٌّ كَرِيمٌ تُحِبُّ الْعَفْوَ فَاعْفُ عَنَّا
الله، ارجمند، مهربان و سخاوتمند است.
او آمرزنده است.
او ممکن است ما را ببخشد.
این دعای پیامبر ما است، صلح و برکات بر او.
او به مردم توصیه میکند که آن را بگویند.
الله کسی را دوست دارد که میبخشد.
زیرا خود او آمرزنده است.
اگر مردم خطاهای یکدیگر را ببخشند - خواه دانسته یا نادانسته انجام شده باشند - پاداششان نزد الله است.
و این پاداش بهراستی بزرگ است.
چرا این را به شما میگویم؟
مردم باید بمیرند.
در مراسم تدفین، برای آمرزش به نام متوفی دعا میشود و به یکدیگر بخشش داده میشود.
اما گاهی بعضی افراد دور هستند و نمیتوانند به صورت حضوری برای بخشش دعا کنند یا بخشش بگویند.
وضعیتهایی که درخواست بخشش میطلبند، دائماً در زندگی رخ میدهند - خواه در شرایط زندگی بزرگ یا رویدادهای کوچک روزمره.
حتی اگر به کسی ظلم بزرگی شده باشد و ببخشد، الله برای او کارهای نیک و پاداش را عنایت میکند.
اما اغلب چیزهای کوچکتر هستند.
مردم میتوانند این کار را عمدی یا غیرعمدی انجام دهند - در طبیعت انسانی خود.
الله بخشنده است.
ما هم میبخشیم.
اگر کسی به ما چیزی بدهکار باشد، میگوییم: 'بخشیده شد.'
بنابراین نزدیکترین خویشاوندان میبخشند.
وقتی آشنایان دورتر مطلع میشوند، آنها نیز با بخشش خود همراه میشوند.
بخشش آنها لطف بزرگی نزد الله است.
الله، ارجمند، از این خوشحال میشود.
الله میخواهد که بندگانش بیگناه باشند.
به کسی که میبخشد، او پاداشهای بزرگی اعطا میکند.
چرا این را میگویم؟
در بین ما گاهی افرادی هستند، ممکن است الله به آنها رحم کند، که خیلی حساسی نیستند، کمی بیادب و در طول زندگی بیتوجه بودند.
آنها بهطور آگاهانه یا ناآگاهانه به مردم آسیب رساندهاند.
چنین چیزهایی اتفاق میافتند.
باید آنها را ببخشیم.
مصطفی پلا، که دو یا سه ماه پیش فوت کرد، ممکن است الله به او رحم کند. دیروز پسرش آمد و گفت که او پدرش را در خواب دیده است.
او از وضعیت خود راضی بود ولی همچنان از برادران طلب بخشش کرد.
زیرا او فرد خوبی بود، ممکن است الله به او رحم کند.
البته گاهی او بسیار بیتوجه بود.
به همین دلیل او طلب بخشش کرد.
گفتم: 'از طرف ما همه چیز بخشیده شده است.'
من میبخشم و بنابراین همه دیگران هم باید باشند.
ممکن است الله ببخشد.
ممکن است او به همه ما ببخشد.
وقتی ما میرویم، ممکن است دیگران حقوق ما را به ما ببخشند، همان طور که ما دیگران را بخشیدهایم، انشاءالله.
همه بخشیده شوند.
الله کینه ندارد.
مؤمن نیز کینه ندارد.
مؤمن دوست دارد آنچه که الله دوست دارد و از چیزی که او نفرت دارد، نفرت دارد.
الله بخشش را دوست دارد.
بنابراین ما هم باید ببخشیم.
ممکن است الله به همه ما ببخشد، انشاءالله.
2025-05-02 - Dergah, Akbaba, İstanbul
الله به انسان ویژگیهای خاصی عطا فرموده است.
انسان مسئولیت دارد.
اگر این مسئولیت را بپذیرد، خودش از آن بهرهمند میشود.
او از این طریق خود را به نفع بزرگی میرساند.
اگر انجام ندهد، به خودش آسیب میزند.
الله به آنچه ما انجام میدهیم نیازی ندارد.
الله به هیچکس نیازمند نیست.
نه به دعاها، نه به صدقات و نه به اعمال نیک - الله به هیچکدام از اینها نیازی ندارد.
ما نیازمندیم.
الله کسی است که نیازهای ما را برآورده میکند.
الله به ما نیکی میکند و راه را نشان میدهد:
"این را انجام بدهید، این برای شما خوب است."
"این چیزی است که نیاز دارید، به شما سود میرساند"
هر چه روحانیت شما قویتر شود، آرامش بیشتری مییابید.
آخرت شما برکت داده شده و زیبا خواهد بود.
الله هیچ مانعی بر سر راه ما قرار نداده است.
الله به انسان فقط چیزهایی را تحمیل کرده است که به راحتی میتواند انجام دهد.
کسی که این دستورات را پیروی میکند، برنده است.
کسی که آنها را پیروی نمیکند، بازنده است.
او حتی همه چیز را از دست میدهد.
او برای ابدیت بازنده میشود.
الله ما را از آن حفظ کند.
برخی پس از درد زیاد به آرامش میرسند.
اما در آخرت نیازی به تحمل چنین عذابهایی نیست.
در این جهان باید دستورات الله را پیروی کنید و آخرت را به دست آورید.
آخرت را از دست دادن نادانی است.
الله گنجینههای خود را باز کرده است،
"بیایید و بگیرید" میگوید.
اما انسان میگوید: "نه، من نمیخواهم."
"من گنجینه نمیخواهم. آنچه که من نیاز دارم زباله است، آشغال از فاضلاب" میگوید انسان.
اما الله میگوید: "این را رها کن."
"به چیزهای پاک و زیبا، به جواهرات، به گنجینهها بیایید" او میگوید.
انسان دوباره میگوید: "نه، نه، من این را نمیخواهم."
"ببین، همه دوستان من، بیشتر مردم، این زباله را دوست دارند."
"آنها کود و چیزهایی از فاضلاب را دوست دارند."
"ما هم این را ترجیح میدهیم، ما راضی هستیم" آنها میگویند.
آنها باور دارند که راضی هستند، اما در حقیقت نمیتوانند باشند.
انسان نمیتواند به این طریق رضایت واقعی پیدا کند.
انسان فقط وقتی واقعاً راضی است که روح او آرامش پیدا کند.
هیچ چیز دنیوی نمیتواند انسان را واقعاً خوشحال کند.
فرقی نمیکند چقدر چیزهای دنیوی انباشته کند، هرگز کفایت نخواهد کرد، هرگز راضی نخواهد شد.
کسی که آب شور مینوشد، تشنگیاش برطرف نمیشود.
آنچه تشنگی را برطرف میکند، چیزهای شیرین، خوب، زیبا و پاک است.
به همین دلیل الله به ما فرمان داده که به دنبال خوب و پاک برویم.
الله میگوید: "بدی را رها کنید، به خوبی رو بیاورید."
"از جهنم خارج شوید، به بهشت بیایید" او میگوید.
آیا نصیحتی بهتر از این وجود دارد؟ نه.
اما اگر انسان از نفس و شیطان پیروی کند، چیز دیگری نخواهد یافت.
بنابراین باید نفس خود را مهار کنی و از شیطان دوری کنی.
الله به همه ما کمک کند، ان شاء الله.
2025-05-01 - Dergah, Akbaba, İstanbul
وَلَقَدۡ كَرَّمۡنَا بَنِيٓ ءَادَمَ وَحَمَلۡنَٰهُمۡ فِي ٱلۡبَرِّ وَٱلۡبَحۡرِ
(17:70)
الله تعالی انسان را گرامی داشت.
او به انسان عزت بخشید.
انسان نزد الله مقام بلندی دارد.
او مخلوق باارزشی است.
اما انسان ارزش خود را نمیشناسد.
هنگامی که به اعمال بیارزش دست میزند، خود را نیز بیارزش میکند.
او بیمعنی میشود.
اگر از راه خدا خارج شود و به دنبال راههای دیگر برود، با امید به یافتن به رسمیت شناختن یا ارزش، ناامید میشود.
انسان در آنجا چیزی جز فریب و دروغ نمییابد.
تنها زمانی که در راه راست الله بماند، به احترام واقعی میرسد و خیر را مییابد.
برخی راه الله را ترک میکنند و دنبال راههای دیگری میروند، به امید یافتن احترام و قدردانی.
تمام اینها از خالص خودخواهی نشأت میگیرد.
این چیزی جز خودخواهی نیست.
اسلام به انسان احترام میگذارد، او را گرامی میدارد و به ارزش کار او احترام میگذارد.
پیامبر ما (صل الله علیه و آله و سلم) میفرماید: «مزد کارگر را پیش از آنکه عرقش خشک شود، بدهید.»
در آن زمان، 1400-1500 سال پیش، کار انسان تقریباً هیچ ارزشی نداشت.
انسانها به عنوان برده نگه داشته میشدند، به کار وادار میشدند و حقوقشان نادیده گرفته میشد.
آنها فقط برای دریافت غذایی کار میکردند یا گاهی حتی بدون هیچ مزدی.
اما حتی در آن زمان، قانون ابدی الله برای انسانها بدون تغییر باقی ماند.
انسان شایسته تجلیل محسوب شد.
انسان موجودی گرامی است.
او باید از ارزش خود آگاه باشد.
باید به خالق شکرگزار باشد.
برای تمام آنچهکه او داده است، شکرگزاری میطلبد.
نه تنها یک بار در سال، بلکه باید روزانه شکرگزاری کنیم.
ادعا این که تنها یک بار در سال شکرگزاری کافی است، به معنای فریب دادن مردم است.
چیزی جز این نیست.
الله همیشه به انسان احترام گذاشته است؛ انسان باید از این آگاه باشد.
نباید با سخنان دیگران از راه منحرف شود و مخالفت کند.
کسی که در راه راست بماند، مسیر خود را پیدا میکند.
کسی که از راه منحرف شود، به خطر میافتد.
مبادا الله ما را از آن محافظت فرماید.
دنیاپرستان همیشه در پی خودخواهیها هستند.
هرجا که منافع مادی در کار باشد، حسادت با فکر «این به ما زیان میزند» جوانه میزند.
آنها سعی میکنند به یکدیگر آسیب بزنند، از صحنه خارج کنند.
آنها با یکدیگر مبارزه میکنند.
اسلام در عوض چیز دیگری آموزش میدهد.
در اسلام، موضوع برادرانه بودن، تقسیم کردن و احترام به حقوق و قانون است.
حقوق و عدالت در اسلام از اهمیت زیادی برخوردارند.
حقوق انسان در نزد الله ارزش زیادی دارد.
حقوق انسان بیشتر از حقوق الله اهمیت دارد.
الله میتواند حق خودش را ببخشد، اما حق یک انسان فقط به خود او مربوط است.
باید از این شخص طلب بخشش کرد.
الله بخشنده و مهربان است.
انسان اغلب اینگونه نیست.
یک فرد ممکن است تو را نبخشد، ممکن است از حق خود صرفنظر نکند.
آنگاه وضعیت تو دشوار میشود.
اگر از الله طلب بخشش کنی و به حقوق کسی تجاوز نکرده باشی، رهایی مییابی.
اما اگر حقوق دیگران را نادیده گرفته باشی، وضعیت خطرناک میشود.
مبادا الله ما را از آن محافظت کند.
بیایید حقوق هیچکس را نقض نکنیم و کار کسی را بیارزش نکنیم، ان شاء الله.
مبادا الله تلاشهای ما را حفاظت و گرامی دارد، ان شاء الله.