السلام عليكم ورحمة الله وبركاته أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. والصلاة والسلام على رسولنا محمد سيد الأولين والآخرين. مدد يا رسول الله، مدد يا سادتي أصحاب رسول الله، مدد يا مشايخنا، دستور مولانا الشيخ عبد الله الفايز الداغستاني، الشيخ محمد ناظم الحقاني. مدد. طريقتنا الصحبة والخير في الجمعية.

Mawlana Sheikh Mehmed Adil. Translations.

Translations

2025-02-21 - Other

لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ (۳۳:۲۱) در قرآن کریم الله، متعال، می‌فرماید که پیامبر محمد، صلح بر او، بهترین الگو برای ماست. بر عهدهٔ ماست که از او پیروی کنیم و به بهترین نحو ممکن تلاش کنیم تا تعالیم و دستورات او را اجرا کنیم. یاران پیامبر، علما، دوستان خدا و فقهای اسلامی - الله آن‌ها همه را برکت دهد و مرتبه‌شان را بالا ببرد. از زمان پیامبر تا امروز آن‌ها ما را راهنمایی کرده‌اند که چگونه قرآن را به‌درستی تلاوت کنیم، نماز بخوانیم و روزه بگیریم. برخورداری جدید و غیر عرب‌زبان گاهی با تلفظ صحیح مشکلاتی دارند. اما بیشتر آن‌ها سخت تلاش می‌کنند، الحمدلله. با این حال، برخی هستند که اصولاً نمی‌توانند صداهای خاصی را تلفظ کنند. برخی افراد تلفظ حروف خاصی برایشان دشوار است. صداهای خاصی وجود دارد که به‌سادگی نمی‌توانند آن‌ها را ادا کنند. این برای آن‌ها یک عذر قابل‌فهم است. وقتی ذکر و ختم‌الخواجه‌گان از مولانا شیخ ناظم، الله راز او را مقدس سازد، گوش می‌کنیم... یک حرف خاص وجود دارد که برخی که با مولانا شیخ محمد ناظم الحقانی به طریقت می‌پیوندند ممکن است فکر کنند که باید آن را به شکل دیگری تلفظ کنند. نه، مولانا شیخ هرگز چنین نخواسته است. برخی مسلمانان تازه نمی‌توانند آن را تلفظ کنند و از تلفظ دیگری استفاده می‌کنند. به‌ویژه خارج از قبرس، ترکیه و کشورهای عربی بسیاری فکر می‌کنند که پیروان طریقت و مولانا شیخ ناظم باید این تلفظ را تغییر دهند. به هیچ وجه. من قبلاً این را توضیح دادم، اما شاید به‌درستی فهم نشده است. چه چیزی مهم‌ترین است؟ اولین چیست در اسلام؟ شهادت «أشهدُ أن لا إله إلا الله» و بخش دوم: «وأشهدُ أن محمداً عبدُهُ و رسولُهُ.» نه «أَنّا محمدا عبدُهُ و رسولُهُ.» [کشیدن «ا» در «أَنّا» صحیح نیست] این به‌طور اساسی معنا را تغییر می‌دهد. و امام‌ها و نمایندگان در همه جا این اشتباه را می‌کنند. آن‌ها فکر کردند که این از مولانا می‌آید. در حالی که آن‌ها نزد مولانا بودند. چگونه می‌توانند چنین کنند؟ این برای من قابل‌فهم نیست. ما این را بارها مطرح کرده‌ایم. این تغییر معنا را خراب می‌کند. و ما نمی‌بینیم کسی که به ما مخالفت کند. نه، ما باید خودمان را اصلاح کنیم. این کاملاً اشتباه است. نباید آن را این‌گونه تلفظ کرد. این تلفظ خیلی چیزها را تغییر می‌دهد. معنا کاملاً تحریف می‌شود. مثل این است که بگوییم ما این را به پیامبر، صلح بر او، می‌دادیم. این درست نیست. در همه جا، در هر خانقاه درویشی و خارج از کشورهای ما، در اروپا و دیگر مناطق، حتی در مالزی و اندونزی، همه آن را به یک شکل نادرست تلفظ می‌کنند. نه، باید گفت: «أشهدُ أن محمدا عبدُهُ...» نه «أَنّا محمدا» [نه با کشیده‌کردن]. قواعدی برای کشیدن و کوتاه‌کردن وجود دارد. این مهم است. و این یکی از حروفی نیست که سخت تلفظ شود. باید به‌سادگی روشن تلفظ کرد: «أَنَّا»، نه «أَنّا». این مهم‌ترین است. برای این جمعه - بسیاری درخواست نصیحت می‌کنند - باید این را اصلاح کنید. حتی عرب‌ها، کودکان عرب، وقتی به لندن یا جاهای مشابه می‌آیند، فکر می‌کنند این از مولانا شیخ ناظم آمده و سعی می‌کنند آن را تقلید کنند. نه، مولانا شیخ چنین چیزی را هرگز انجام نداده‌است. الحمدلله، ویدئوها و ضبط‌های دیگری از آن وجود دارد. و بسیاری از مردم شخصاً نزد مولانا بوده‌اند. مولانا دقیقاً همان چیزی را تدریس می‌کند که پیامبر، صلح بر او، امر کرده‌است. الله به ما کمک کند تا راه راست را دنبال کنیم، خیر و درستی را بشناسیم و به آن عمل کنیم.

2025-02-20 - Other

به پیمان‌ها وفا کنید (5:1) الله، قادر مطلق و بلندمرتبه می‌گوید که انسان باید به آنچه وعده داده است عمل کند. به خصوص وقتی با دیگران توافقاتی انجام می‌دهید، باید آن‌ها را رعایت کنید و نگویید: «این را نگفتم» یا «با این موافق نیستم.» از همان ابتدا باید عجولانه موافقت نکنید. باید با دقت بررسی کنید و فکر کنید که آیا برای‌تان مناسب است، آیا به شما نفع می‌رساند و آیا واقعاً آن را خواهیم پذیرفت. هر کاری که انجام می‌دهید، باید منصفانه بین خود و دیگران رفتار کنید. به محض موافقت با یک امر، آن را مکتوب کنید و بپذیرید. آن را امضا کنید، و اگر نمی‌توانید بنویسید، می‌توانید از اثر انگشت خود استفاده کنید. این کار را باید انجام دهید، زیرا بسیاری از مردم بدون اینکه متوجه شوند، توافقات را انکار می‌کنند. می‌توانید بگویید «این را نگفتم.» "این را به یاد نمی‌آورم." اما وقتی بر روی کاغذ نوشته شده باشد، نمی‌توانید آن را انکار کنید و نمی‌توانید آن را فراموش کنید. امروزه بسیاری از مردم توافقات را رعایت نمی‌کنند، حتی اگر به صورت کتبی ثبت شوند. آن‌ها به دشمنان یکدیگر تبدیل می‌شوند و بدتر از آن، برکت از بین می‌رود. دیگر برکتی نخواهد بود اگر چنین بگویید، زیرا به آنچه وعده داده‌اید عمل نکرده‌اید. اگر کسی چیزی وعده دهد و به آن عمل نکند، این یکی از بزرگترین علامت‌های یک منافق است. این چیزی است که الله، قادر مطلق و بلندمرتبه، نمی‌پسندد - هیچ‌کس این را دوست ندارد. منافق بودن یک چیز وحشتناک است. قطعاً منافقان در پایین‌ترین طبقات جهنم هستند (4:145) منافقان در اعماق جهنم هستند. به همین دلیل، وقتی وعده‌ای می‌دهید، باید به آن عمل کنید. در گذشته، عهد شکنی به عنوان یک ننگ بزرگ محسوب می‌شد. اما امروزه مردم به آن اهمیت نمی‌دهند. با این‌ حال، همچنان برای مسلمانان، برای مؤمنان و به‌خصوص برای اهالی طریقت مهم است. باشد که الله ما را از کسانی کند که وعده‌هایشان را نگه می‌دارند، زیرا الله چنین مردمانی را تحسین می‌کند. او می‌گوید: برخی از مؤمنان در برابر آنچه با الله عهد بسته‌اند صادق بوده‌اند (33:23) این‌ها افرادی هستند که وعده‌هایشان را نگه می‌دارند. پس الله، قادر مطلق و بلندمرتبه، و پیامبر (درود و سلام بر او باد) از آن‌ها راضی هستند. باشد که الله ما را از آن‌ها کند. پیش از آنکه وارد یک عهد یا توافق شوید، باید به دقت فکر کنید که آیا می‌توانید به آن عمل کنید. این هم بسیار مهم است. ممکن است بیایید و موافقت کنید با گفتن: «بله، این را انجام می‌دهم، آن را انجام می‌دهم.» اما اگر به آنچه به مردم وعده داده‌اید عمل نکنید، مردم شما را دروغگو خواهند خواند. یا اگر به وعده خود عمل نکنید، شما یک منافق خواهید بود. باشد که الله به ما کمک کند تا وعده‌هایمان را نگه داریم، انشاالله. به‌ویژه وعده‌های ما به الله، پیامبر و مشایخ، انشاالله.

2025-02-20 - Other

به پیمان‌ها وفا کنید (5:1) الله، قادر مطلق و بلندمرتبه می‌گوید که انسان باید به آنچه وعده داده است عمل کند. به خصوص وقتی با دیگران توافقاتی انجام می‌دهید، باید آن‌ها را رعایت کنید و نگویید: «این را نگفتم» یا «با این موافق نیستم.» از همان ابتدا باید عجولانه موافقت نکنید. باید با دقت بررسی کنید و فکر کنید که آیا برای‌تان مناسب است، آیا به شما نفع می‌رساند و آیا واقعاً آن را خواهیم پذیرفت. هر کاری که انجام می‌دهید، باید منصفانه بین خود و دیگران رفتار کنید. به محض موافقت با یک امر، آن را مکتوب کنید و بپذیرید. آن را امضا کنید، و اگر نمی‌توانید بنویسید، می‌توانید از اثر انگشت خود استفاده کنید. این کار را باید انجام دهید، زیرا بسیاری از مردم بدون اینکه متوجه شوند، توافقات را انکار می‌کنند. می‌توانید بگویید «این را نگفتم.» "این را به یاد نمی‌آورم." اما وقتی بر روی کاغذ نوشته شده باشد، نمی‌توانید آن را انکار کنید و نمی‌توانید آن را فراموش کنید. امروزه بسیاری از مردم توافقات را رعایت نمی‌کنند، حتی اگر به صورت کتبی ثبت شوند. آن‌ها به دشمنان یکدیگر تبدیل می‌شوند و بدتر از آن، برکت از بین می‌رود. دیگر برکتی نخواهد بود اگر چنین بگویید، زیرا به آنچه وعده داده‌اید عمل نکرده‌اید. اگر کسی چیزی وعده دهد و به آن عمل نکند، این یکی از بزرگترین علامت‌های یک منافق است. این چیزی است که الله، قادر مطلق و بلندمرتبه، نمی‌پسندد - هیچ‌کس این را دوست ندارد. منافق بودن یک چیز وحشتناک است. قطعاً منافقان در پایین‌ترین طبقات جهنم هستند (4:145) منافقان در اعماق جهنم هستند. به همین دلیل، وقتی وعده‌ای می‌دهید، باید به آن عمل کنید. در گذشته، عهد شکنی به عنوان یک ننگ بزرگ محسوب می‌شد. اما امروزه مردم به آن اهمیت نمی‌دهند. با این‌ حال، همچنان برای مسلمانان، برای مؤمنان و به‌خصوص برای اهالی طریقت مهم است. باشد که الله ما را از کسانی کند که وعده‌هایشان را نگه می‌دارند، زیرا الله چنین مردمانی را تحسین می‌کند. او می‌گوید: برخی از مؤمنان در برابر آنچه با الله عهد بسته‌اند صادق بوده‌اند (33:23) این‌ها افرادی هستند که وعده‌هایشان را نگه می‌دارند. پس الله، قادر مطلق و بلندمرتبه، و پیامبر (درود و سلام بر او باد) از آن‌ها راضی هستند. باشد که الله ما را از آن‌ها کند. پیش از آنکه وارد یک عهد یا توافق شوید، باید به دقت فکر کنید که آیا می‌توانید به آن عمل کنید. این هم بسیار مهم است. ممکن است بیایید و موافقت کنید با گفتن: «بله، این را انجام می‌دهم، آن را انجام می‌دهم.» اما اگر به آنچه به مردم وعده داده‌اید عمل نکنید، مردم شما را دروغگو خواهند خواند. یا اگر به وعده خود عمل نکنید، شما یک منافق خواهید بود. باشد که الله به ما کمک کند تا وعده‌هایمان را نگه داریم، انشاالله. به‌ویژه وعده‌های ما به الله، پیامبر و مشایخ، انشاالله.

2025-02-19 - Other

لَا نُفَرِّقُ بَيۡنَ أَحَدٖ مِّن رُّسُلِهِ (2:285) این آیه از سوره بقره به این معنی است که ما هیچ یک از پیامبران را بر دیگری برتری یا نقصان نمی‌دهیم - درود بر آنان. ما همه‌ی آنان را به طور برابر گرامی می‌داریم. اما این به این معنی نیست که همگی در جایگاه یکسانی قرار دارند. افرادی که فاقد دانش یا درک صحیح هستند، گاهی این را اشتباه تعبیر می‌کنند. سپس ادعا می‌کنند که پیامبر - درود بر او - مانند بقیه است، یا بدون احترام شایسته‌ای درباره برخی پیامبران صحبت می‌کنند. این درست نیست - به عنوان رسولان الله همه برابرند. ولی در بین خودشان دارای درجات مختلفی هستند. تِلۡكَ ٱلرُّسُلُ فَضَّلۡنَا بَعۡضَهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖۘ (2:253) این به این معنی است که الله بعضی از رسولان خود را بر برخی دیگر برتری داده است. بی‌تردید برترین مقام به پیامبر - درود بر او - تعلق دارد. بعد از او آلول عزیم، پیامبران با قوت ویژه، می‌آیند. پس از آن ۳۱۳ پیامبری که دارای مقامی خاص برتر از دیگران هستند، می‌آیند. چند پیامبر در کل وجود داشتند؟ تعدادشان ۱۲۴٬۰۰۰ بود. الله زمین را هزاران سال بدون رهبری نگذاشت - از آدم، درود بر او، تا پیامبر، درود بر او. پیامبر - درود بر او - آخرین رسول است و پیام او کامل است. پیامبران پیشین هدایت الهی را به مرور زمان آوردند و تعالیمشان در طول زمان تکمیل یا نوسازی شد. اما اسلام دین کامل و آخر است که تغییر‌ناپذیر است. این دین الله، قادر متعال و والامرتبه است. الحمدلله - ستایش بر الله - امروز میلیاردها انسان به این ایمان اتباع می‌کنند. جامعه پیامبر - درود بر او - بزرگترین جامعه پیامبران است. مبارک هستند کسانی که این نعمت را شناسند. کسی که ارزش آن را نمی‌شناسد واقعاً بدبخت است و از آن هیچ سودی نخواهد دید. باشد که الله ما را به خاطر این نعمت بزرگ شکرگزار کند.

2025-02-18 - Dergah, Akbaba, İstanbul

آنان كه زندگى دنيا را به آخرت فروختند، (2:86) در این آیه، الله درباره کسانی سخن می‌گوید که آخرت را با مزایای دنیوی مبادله می‌کنند. وجود زمینی ما باید در خدمت آخرت باشد، نه اینکه برای سودهای کوتاه‌مدت قربانی شود. این مخصوصاً به این معناست که نباید کسی را فریب دهیم یا خود را به‌اشتباه به عنوان فردی دیندار نشان دهیم. این تنها به پول مربوط نمی‌شود، بلکه به همه جنبه‌های زندگی مربوط می‌شود. امروزه بسیاری خود را به عنوان اولیاءالله، عالم یا مشایخ معرفی می‌کنند. این دقیقاً روش کار آنهاست. این افراد ممکن است به ظاهر شاد و مرفه به نظر برسند، اما خشنودی الله را به دست نیاورده‌اند. زندگی ما کوتاه و گذراست. تنها زمانی که زندگی‌شان پایان می‌یابد، درک خواهند کرد که اعمالشان نه تنها به آنها نفعی نرسانده، بلکه حتی ضرر داشته است. باید به شدت مراقب بود وقتی کسی ادعا می‌کند که شیخ، عالم یا ولی است. تعالیم آنها باید با روایات پیامبر - رحمت و درود الله بر او - هماهنگ باشد. هر چیزی که با آموزه‌های پیامبر - رحمت و درود الله بر او - مخالف است را رد کنید. الحمدلله، درباره این موضوع صحبت می‌کنیم زیرا چنین فریب‌هایی در همه جا رخ می‌دهد و هر کسی ممکن است فریب بخورد. به همین دلیل، هشدار دادن به هوشیاری از اهمیت زیادی برخوردار است. برخی افراد پشت قانون اسلامی پنهان می‌شوند تا اعتماد جلب کنند. آنها اغلب قبل از اینکه دیگران را فریب دهند، خود را می‌فریبند. آن‌ها به خود بیشتر آسیب می‌زنند از طریق مبادله چیز گرانبها با چیز بی‌ارزش. چیز گرانبها زندگی ابدی است، چیز بی‌ارزش وجود گذرای ما بر روی زمین است. پیامبر - رحمت و درود الله بر او - این زندگی را با یک چشم به هم زدن مقایسه کرد. چگونه می‌توان از چیزی لذت برد که نه برکت دارد و نه منفعت، بلکه تنها لعنت - لعنت الله، پیامبر - رحمت و درود الله بر او -، فرشتگان و تمامی بشریت را به ارمغان می‌آورد؟ چنین افرادی خشم الله را برمی‌انگیزند. ان شاء الله، الله آنان را به راه راست هدایت کند و ما را از فریب آنها محافظت کند. همان‌طور که گفته شد، فریب‌های آنها تنها به پول محدود نمی‌شود. آنها هر چیزی که به نفعشان باشد می‌گویند، حتی: "می‌توانم راه نجات را به تو نشان دهم، نیازی به نماز خواندن نداری." با جملاتی مانند: "فقط من را دنبال کن و صدقه بده" وسوسه می‌کنند. بدین ترتیب، شما را گام به گام گمراه می‌کنند. بعضی حتی در ادعاهای خود فراتر می‌روند. الله ما را از این‌گونه افراد محافظت کند. باشد که آنها از ما دور باشند، ان شاء الله.

2025-02-18 - Other

ان‌شاء‌الله، بیایید با برادران و خواهران مسلمان خود یک صحبت دوستانه داشته باشیم. ما از الله عز و جل می‌خواهیم که همه شما را برکت دهد. همانطور که حضرت ابو بکر گفت، باشد که الله آنچه مردم درباره ما می‌گویند را حقیقت بخشد، ان‌شاء‌الله. ما درباره خود ادعایی نداریم، اما ان‌شاء‌الله، باشد که الله ما را شایسته کند که همانطور که شما درباره ما فکر می‌کنید، باشیم. راه ما راه پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) است، راه همه نیکی‌ها و زیبایی‌ها. این راه به مردم می‌آموزد که انسان بودن به چه معناست. تنها اسلام است که این راه را همانگونه که پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) نشان داد، می‌آموزد. در اسلام واقعی، که به الگوی پیامبر ما (صلی الله علیه و آله وسلم) که الگوی کامل ماست پیروی می‌کند، او گفت: "ادبني ربي فأحسن تأديبي." پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) گفت که الله به او رفتار درست (ادب) را آموخت و شخصیت او را تمام و کمال کرد. داشتن احترام و رفتار درست، ادب، ضعف نیست - در واقع بسیار مهم است. ادب بخشی اساسی است. اما امروزه کسانی که ادعای آموزش انسانیت می‌کنند، اغلب آداب خوب را بدترین ویژگی می‌دانند. آنها آن را به عنوان چیزی غیرقابل قبول می‌پندارند. آنها می‌گویند باید رفتار خوب را کنار گذاشت و در عوض تهاجمی و خشونت‌بار بود و ادعا می‌کنند که این تنها راه برای هدف قرار نگرفتن است. اما اگر انسان رفتار خوب را حفظ کند و صلح‌جو باقی بماند، او را سرکوب می‌کنند و علیه او عمل می‌کنند. اسلام خلاف آن را می‌آموزد. اسلام، الحمدلله، سطح شخصیت انسان‌ها را بالاتر و بالاتر می‌برد. در حالی که دیگران سعی می‌کنند آنها را پایین بکشند. پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) در میان مردم زندگی می‌کرد. کسانی که فاقد احترام و ادب بودند - ویژگی بارز آنها غرور و تکبر بود. هر کسی ادعای برتری بر دیگران داشت و از صحبت با کسانی که آنها را پایین‌تر می‌پنداشتند، خودداری می‌کرد. اسلام همه این تمایزات نادرست را حذف کرد. هیچ‌کس بر دیگری برتری ندارد مگر از طریق اعمال خوب و شخصیت نجیب. پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) به صحابه خود آموخت که بهترین الگوی برای ما باشند. پیش از اسلام، وقتی مردم جمع می‌شدند، هیچ‌کس به دیگری گوش نمی‌داد - آنها فریاد می‌کشیدند و می‌جنگیدند. اما وقتی مسلمان شدند و ادب را از پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) آموختند، وقتی او سخن می‌گفت، آنها آنچنان بی‌حرکت می‌نشستند که گویی پرندگانی بر سرشان نشسته‌اند. گویا هر حرکتی پرندگان را می‌پرانید. اینگونه آنها کاملاً بی‌حرکت و کاملاً با احترام و توجه باقی می‌ماندند. این همان چیزی است که پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) به یارانش آموخت که به ما بیاموزند. آنها به ما نشان دادند که چگونه باید رفتار کنیم. اما البته، همانطور که امروز هم هست، در گذشته نیز کسانی بودند که رفتار صحیح را نیاموختند. پس از استقرار اسلام در مدینه منوره، وقتی به مکه رفتند تا آن را برای اسلام باز کنند، جنگ حنین رخ داد. این نبردی مهم بود. بسیاری از قبایل گرد هم آمدند تا با مسلمانان به مقابله برخیزند. آنها با پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) جنگیدند. این جنگی دشوار بود. اما الله به طور معجزه‌آسا پیروزی را برای پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) آورد. این یک درگیری بسیار شدید بود. پس از جنگ، طبق رسم، غنایم جنگ میان مبارزان و خانواده‌های شهدا توزیع شد. پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) سهم هر کس را داد. یک پنجم برای پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) ذخیره شده بود. او می‌توانست این بخش را طبق صلاحدید خود توزیع کند، در حالی که بقیه میان شرکت‌کنندگان در نبرد تقسیم شد. وقتی پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) سهم‌ها را تقسیم کرد، مردی از قبیله بنی تمیم به نام ذوالخویصره نزدیک آمد. این مرد جلو پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) آمد. یاران فقط خوشحال بودند که در حضور پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) بودند. آنان از مشاهده رفتار او با مردم و بخشش او لذت می‌بردند. اما این مرد آمد و گفت: "ای پیامبر، باید با عدالت توزیع کنی." این گونه او پیامبر را خطاب کرد. پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) پاسخ داد: "اگر من عدالت نکنم، پس کی؟ بدون عدالت هیچ چیزی نمی‌تواند وجود داشته باشد." سیدنا عمر بن خطاب از آنچه این مرد گفت طبیعی است که خشمگین شد. او گفت: "اجازه بده او را تنبیه کنم." اما پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم)، با حکمت کامل خود، که منبع همه حکمت‌هاست، گفت: "نه، ای عمر، این کار را نکن. او خانواده و قبیله‌ای دارد؛ این بزرگ‌ترین نزاع را به وجود می‌آورد. او را به حال خود بگذار، اما بدان که انسان‌هایی مثل او قرآن را می‌خوانند، اما قرآن از گلوی آنها فراتر نمی‌رود - هرگز به قلب آنها نمی‌رسد. آنها اسلام را به سرعت ترک خواهند کرد همانطور که تیری از کمان خارج می‌شود." این چیزی است که شخصیت بد با مردم می‌کند، و امروزه بسیاری چنین رفتاری را تصویب می‌کنند. فکر کنید، چرا اینقدر افراد، جوان و پیر، این راه را دنبال می‌کنند. پاسخ ساده است - راه راست سخت به نظر می‌رسد، زیرا وقتی سعی می‌کنی به آن پیروی کنی، هزار شیطان سعی می‌کنند تو را دلسرد کنند، و می‌گویند: تو خسته‌ای، حالت خوب نیست، نرو، این افراد کم هستند، اکثریت جاهای دیگر است. اما وقتی مردم به سمت گمراهی می‌روند، شیطان آنها را تشویق می‌کند و می‌گوید: برو آنجا، تو حق داری، تو کاملاً حق داری. آنها دیگران را مشرک و کافر می‌نامند و بدگویی می‌کنند. مردم توسط شیطان فریب خورده‌اند؛ به همین دلیل است که راه اشتباه آسان به نظر می‌رسد. در چیزهای مضر شیطان مانع نمی‌شود، بلکه حتی کمک می‌کند. این حکمتی است که مردم باید درک کنند. بسیاری از مردم، حتی از جامعه خودمان، ممکن است بگویند شما اشتباه می‌کنید، زیرا افراد کمی این راه را دنبال می‌کنند. اگر شما ۱۰۰ نفر را جمع کنید، آنها ۲۰۰۰ نفر را جمع می‌کنند. اگر شما ۵۰۰ نفر را جمع کنید، آنها ۵۰.۰۰۰ نفر را جمع می‌کنند. این به آنچه پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) درباره آخرالزمان گفت اشاره دارد - مسلمانان به تعداد زیاد خواهند بود، اما تاثیر کمی خواهند داشت. آن‌ها ارزشی نخواهند داشت، زیرا برای چیزی که واقعاً ارزشمند است تلاش نمی‌کنند. در عوض، آنها چیزهای بی‌ارزش مانند سنگ‌ها و زباله جمع می‌کنند. پس کارهای آنها ارزشی ندارد. چه کسی می‌خواهد زباله و سنگ جمع کند؟ هیچ‌کس در آن ارزش نمی‌یابد. اما اگر شما جواهر جمع کنید، ارزش واقعی دارید و دیگران برای گرفتن این گنج‌ها از شما مقاومت می‌کنند. پیامبر (صلی اللہ علیه و آله و سلم) ما را تعلیم می‌دهد که راه او را دنبال کنیم، به دیگران احترام بگذاریم، انسان‌های خوبی باشیم، زیرا مسلمانان باید با طهارت و ملایمت باشند. او تعلیم می‌دهد که مسلمانان باید خوش‌برخورد، لبخند-زننده و در کمک به دیگران باشند. این چیزی است که پیامبر (صلی اللہ علیه و آله و سلم) می‌فرماید. نه اینکه سخت یا دور از دسترس باشیم. سیدنا جعفر الصادق، از نسل شریف پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، گفت، نشانه مؤمن حقیقی لبخند زدن و ملایمت است، در حالی که منافق چهره تاریک دارد و با مردم بد رفتار می‌کند. اینها ویژگی‌های کسی است که حقیقتاً به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) احترام نمی‌گذارد. الحمدلله، ما به دنبال آن هستیم که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را دنبال کنیم. همیشه شادی خود را حفظ کنید. از کلمات دیگران یا فریب‌های شیطان نترسید. این چیزها را دنبال نکنید و از آنها نترسید. شما در راه درستی هستید، الحمدلله، راه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم). طریقه ما را با پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) متصل می‌سازد. بدون طریقه ممکن است جلسات با اسامی مختلف برگزار می‌شوند. اما بدون طریقه، در نهایت همه چیز به گمراهی می‌رود. تنها از راه طریقه! زیرا پیامبر از کسانی که به تعلیمات او پیروی می‌کنند، محافظت می‌کند. همچنین احادیث زیادی وجود دارد که به دنبال ارتباط با کسانی که پیامبر را شخصاً می‌شناختند، دعوت می‌کند. این راه است - با احترام درباره کسی گفته شد: "او از کسانی است که پیامبر را شخصاً تجربه کرده‌اند." سپس آنها به دنبال کسانی بودند که کسانی را ببینند که پیامبر را دیده‌اند. و سپس کسانی که کسانی را که پیامبر را دیدند دیدند، این زنجیره تا او ادامه دارد. الحمدلله، همه طریقه‌های معتبر با پیامبر (صلی اللہ علیه و آله و سلم) متصل هستند. برخی ممکن است ادعای قدرت معنوی داشته باشند، اما اگر آنها از شریعت پیروی نکنند، ادعای آنها واقعی نیست. مشاهده کنید که آیا آنها نمازهای خود را به‌جای می‌آورند. ما شیخ‌های خودخوانده زیادی دیده‌ایم که تعهدات اصلی را رعایت نمی‌کنند - برخی حتی نماز هم نمی‌خوانند. پیروی از چنین افرادی مناسب نیست. الله به ما عقل داده است تا حقیقت را از باطل تشخیص دهیم. کسی را تنها به این دلیل که از شام، پاکستان، هند، مصر یا جای دیگری می‌آید، را به‌صورت کورکورانه نپذیرید. بررسی کنید که آیا آنها از یک مذهب معتبر پیروی می‌کنند. پیروی از یک مذهب ضروری است. امروزه بسیاری هم طریقت و هم مذهب را رد می‌کنند. آنها ادعا می‌کنند که نیازی به مذهب نیست. آنها می‌گویند می‌توانند مسائل دینی را خودشان قضاوت کنند. اگر کسی چنین ادعاهایی می‌کند، از بحث با آنها خودداری کنید. این باعث بیماری در قلب می‌شود و مردم به راحتی تحت تأثیر چنین افکاری قرار می‌گیرند. از هیچ‌کس که چنین می‌گوید پیروی نکنید، حتی اگر آنها کل قرآن را از حفظ بدانند و بسیاری از احادیث را بشناسند. اگر آنها مذهب را رد می‌کنند، از تعلیمات پیامبر (صلوات الله و سلامه علیه) پیروی نمی‌کنند. دانش آنها هیچ سودی نمی‌رساند. تامل کنید، چه کسی داناترین موجود بود؟ شیطان، ابلیس. ابلیس تمام کتاب‌های الهی را می‌دانست و همه چیز را می‌دانست. او تمام دانش را داشت اما دانشش هیچ سودی نداشت و باعث لعنت شد. مهم‌تر از دانستن، عمل به دانش است. دو رکعت نماز در شب بهتر از صد رکعت در روز است. اما حتی اگر هر شب زندگیتان هزار رکعت نفل نماز بخوانید، ترک یک نماز واجب بدتر از تمام آن نفل نمازهاست. مراقب باشید و خود را فریب ندهید. برخی می‌گویند: «من نماز نمی‌خوانم، اما تمام شب را به تسبیح، ذکر، حضره، تلاوت قرآن و حدیث می‌گذرانم.» آنها ادعا می‌کنند که نماز لازم نیست چون این کارها را انجام می‌دهند. آنها خود را کامل‌ترین می‌دانند. این به نظر پوچ می‌رسد، اما بسیاری چنین کسانی را دنبال می‌کنند. بسیاری به آنها باور دارند و از آنها پیروی می‌کنند. این فقط مثالی است که ما داده‌ایم. همه این کار خاص را انجام نمی‌دهند. این یکی از هزاران چنین مثال‌هاست. شما باید هوشیار باشید، زیرا شما در مسیر هستید؛ باید بسیار محتاط باشید. شما مانند کسی هستید که در مکانی بلند ایستاده‌اید - ممکن است هر لحظه سقوط کنید. ما باید در مسیر درست بمانیم تا زمانی که الله عز و جل را ملاقات کنیم. مهم است که تا آخرین نفس ثابت و قوی روی این مسیر باقی بمانیم، ان شاء الله. باشد که الله به اسلام و مسلمانان کمک کند، زیرا تنها الله می‌تواند به ما کمک کند. این به چیزی اشاره دارد که پیامبر (صلوات الله و سلامه علیه) پیشگویی کرده است. پیشگویی‌های او تا قیامت ادامه دارد. همان‌طور که گفته شده، مسلمان‌ها بسیار خواهند بود، اما بی‌فایده. اما پس از آن، الله یک نفر از نوادگان پیامبر (صلوات الله و سلامه علیه)، سیدینا مهدی، را خواهد فرستاد تا همه چیز را اصلاح کند. او به فساد پایان خواهد داد و با کسانی که آن را گسترش می‌دهند برخورد خواهد کرد. یا اصلاح خواهند شد یا خواهند رفت. این تنها راه پیشرفت است. اسلام خالص در سراسر زمین غالب خواهد شد، ان شاء الله.

2025-02-17 - Dergah, Akbaba, İstanbul

وَ إِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ (116:6) الله، خدای مقتدر و بزرگوار به ما می‌آموزد: اگر از اکثریت مردم پیروی کنید، آنها شما را از راه الله، از ایمانتان و از هر چه که برایتان خوب است منحرف خواهند کرد. آنها در حالت دلال بسر می‌برند. دلال به همه چیزهای فاسد و بد در زندگی اشاره دارد. با دلال، نه تنها راه خود را گم می‌کنید، بلکه خودتان را نیز از دست می‌دهید. هر که تحت راهنمایی کسانی قرار بگیرد که به نزدیکی به الله، خدای مقتدر و بزرگوار، و پیامبر – صلح و برکت بر او – نمی‌اندیشند، به ناچار به گمراهی می‌رود. الحمدلله، به همین دلیل کسانی که به طریقت پایبند می‌مانند و از یک مذهب پیروی می‌کنند، حمایت و امنیت می‌یابند. این موضوع تنها به غیرمسلمانان مربوط نمی‌شود – حتی در میان کسانی که خود را مسلمان می‌نامند، بسیاری هستند که دیگران را از راه راست منحرف می‌کنند: دور از الله، پیامبر، اولیاءالله، صحابه و اهل بیت. چنان که الله، خدای مقتدر و بزرگوار، می‌گوید، آنها اکثریت را تشکیل می‌دهند. تنها عده‌ای اندکی در راه راستین، راه الله، قرار دارند. اکثریت آنها کسانی هستند که دیگران را به گمراهی می‌برند و شک و تردید را می‌پاشند. به محض اینکه تردید مستقر شد، آدم گمراه می‌شود. ایمان از اسلام قوی‌تر است. البته هرکسی می‌تواند مسلمان باشد، اما نه هر کسی مومن است. یک مومن یک باورمند حقیقی است. مردم برداشت‌های مختلفی از ایمان دارند. حتی در اسلام برخی هستند که شک دارند که اعمال و گفته‌های پیامبر درست بوده است. چگونه ممکن است؟ همه چیز از طریق علما، توسط صحابه منتقل شده است – آنچه پیامبر گفت و انجام داد. و شما این را شرک می‌نامید؟ این آموزه پیامبر، آموزه صحابه، آموزه اهل بیت است. شما همه اینها را نادیده می‌گیرید و شک را در دل مردم می‌افکنید. و چون آنها ارتباطی با طریقت ندارند و فقط سطحی اسلام را دنبال می‌کنند، امروز می‌بینیم که اکثر مسلمانان – گروه‌های بزرگ – از این افراد گمراه کننده پیروی می‌کنند زیرا فکر می‌کنند این درست است. اما الله، خدای مقتدر و بزرگوار، می‌گوید، آنها اشتباه می‌کنند. باشد که الله به مسلمانان کمک کند تا این را تشخیص دهند. الله، خدای مقتدر و بزرگوار، از زمان حضرت آدم، صلح بر او، تا امروز، همیشه انسان‌هایی فرستاده است: پیامبران، و بعد از آنها یارانشان، اولیاءالله، علما و مشایخ، تا مردم را تعلیم دهند، ایمانشان را تقویت کنند و آنها را از گمراه کنندگان نجات دهند. باشد که الله ما را به جمع انسان‌های صالح برساند، نه به اکثریت، بلکه به بندگان برگزیده الله، ان‌شاءالله.

2025-02-17 - Other

و کسانی که به الله و رسولان او ایمان آوردند، آنها راستگویان و شهدا در نزد پروردگارشان هستند و برای آنان اجر و نور خواهد بود (57:19) الله می‌گوید: کسانی که به الله و پیامبر او - صلح بر او باد - ایمان دارند، آنها همچون شهدا و راستگویان هستند. در حضور الهی الله، آنها به عنوان مومنان راستگو و شهیدان معتبر شمرده می‌شوند. بدین‌گونه جامعه آنها در اسلام رشد کرد: آنها همه زندگی‌شان را به الله، والاترین، وقف کردند. تا بتوانند به عنوان مومنان واقعی در پیشگاه الله، توانای مطلق، ایستادگی کنند، آماده بودند همه چیز - حتی جان خود را فدا کنند. اراده الله، والاترین، چیست؟ اراده او این است که عدالت و نیکویی را در سراسر جهان گسترش دهد. البته که این به معنای شیطان نیست. تمام خلفا پس از پیامبر - صلح بر او باد - چهار خلفای راشدین و جانشینانشان، زندگیشان را وقف گسترش این ارزش‌های بزرگ برای تمام بشریت کردند. آخرین در این صف، سلاطین عثمانی بودند که خود را فدا کردند تا حکومت الله را بر روی زمین حفظ کنند. چنان که پیامبر - صلح بر او باد - فرمود: «سلطان سایه الله در روی زمین است.» این البته به معنای این نیست که الله سایه فیزیکی دارد، بلکه نقش مهم سلطان برای مردم را نشان می‌دهد. پس از برکناری سلطان و خلیفه، همه چیز از تعادل خارج شد. از آن زمان، وضعیت به تدریج بدتر شده است. اما شیطان و پیروان او تا امروز سعی می‌کنند که اعتبار سلاطین را از بین ببرند، با نمایش آنها به عنوان ظالمانی که مردم را کشتند و ملت‌ها را تحت ظلم درآوردند. اینها چیزی جز دروغ نیستند. در دولت‌های اسلامی، افرادی از تمام ادیان به صورت مسالمت‌آمیز کنار هم زندگی می‌کردند. تا زمانی که قوانین را رعایت می‌کردند و مالیات خود را پرداخت می‌کردند - و این مالیات‌ها به هیچ وجه به اندازه‌ای که برخی ادعا می‌کنند فشارآور نبود. نه، این اصلاً اینطور نبود. در اروپا، اربابان اغلب بیش از نصف در آمدها را می‌گرفتند، و گاهی حتی بیشتر، و برای مردم چیزی برای زندگی باقی نمی‌گذاشتند. در امپراتوری عثمانی، به جای آن، مسلمانان تنها زکات پرداخت می‌کردند. غیرمسلمانان به جای آن یک مالیات متوسط پرداخت می‌کردند. آنها می‌توانستند ایمان خود را آزادانه عمل کنند و بر اساس باورهایشان زندگی کنند. فقط اگر علیه سلطان قیام می‌کردند، مسئولان باید با پیامدها مواجه می‌شدند. این برای حفظ نظم لازم بود. گاهی اتفاق می‌افتاد که چنین شورشیان، روستاهای مسلمان را غارت می‌کردند و زنان و کودکان را می‌کشتند. آنها باور داشتند که می‌توانند پیروز شوند. اما سریعاً به حساب‌گیری کشانده می‌شدند و مناسب مجازات می‌شدند. زیرا نمی‌توان اجازه داد که فساد گسترش یابد - اگر بخشی فاسد شود، به زودی همه آن آلوده خواهد شد. این مانند یک تومور سرطانی است - پزشک باید آن را بر دارد قبل از اینکه گسترش یابد. مهم‌ترین چیز این است که میلیون‌ها نفر بتوانند در صلح زندگی کنند. تمام این جنایتکاران سعی کردند علیه سلطان قیام کنند و از دین و ملی‌گرایی به عنوان ابزارهای تخریب استفاده کردند. به همین دلیل آنها به پاسخگویی کشیده شدند. برخی ادعا می‌کنند که اسلام به وسیله شمشیر گسترش یافته است. اما آیا این واقعاً درست است؟ ظالمانی وجود داشتند که بر مردم حکمفرما بودند. این ظالمان از شمشیرهایشان علیه قوم خود استفاده کردند و اتباع خود را کشتند. وقتی اسلام آمد و همین ظالمان را شکست داد، مردم احساس تسلی کردند و بسیاری از آنها به راحتی ایمان را پذیرفتند. در حالی که بسیاری به اسلام گرویدند، دیگران دین خود را حفظ کردند، یک مالیات متوسط پرداخت کردند و در آرامش زندگی کردند. این اسلام واقعی است. برعکس، دیگرانی بودند که حتی مردمان دین خود را به خاطر اینکه به یک جریان دیگر تعلق داشتند، کشتند. عیسی - صلح بر او باد - آموزش داد: اگر کسی به گونه‌ات سیلی بزند، گونه دیگر را نیز ارائه بده. اما آنها ۷۰,۰۰۰ نفر را در اورشلیم کشتند - مسلمانان، مسیحیان و یهودی‌ها - تا هیچ‌کس دیگر زنده نماند. چگونه می‌توانند ادعا کنند که این مسیحی است و آنها صلح می‌آورند؟ پس از سقوط خلافت، یک خلأ قدرت بوجود آمد و آنها نامناسب‌ترین رهبران مسلمان را منصوب کردند. همانطور که ما در ترکی می‌گوییم: «بخشش در جای نادرست به خشونت منجر می‌شود.» این یعنی: کسی که به نالایق رحمت نشان دهد، در نهایت توسط او کشته خواهد شد. دقیقاً همین اتفاق برای دولت‌های مسلمان افتاد - چون آنها نرمی نشان دادند به جای سختی. در نتیجه آنها مسلمانان را آسیب زدند و تمام خلافت را نابود کردند. پس از خلافت، آنها خائنان مسلمان را بر سر کار گذاشتند، برایشان زن و پول فراهم کردند... آنها آنها را با سبک زندگی اروپایی تحت تأثیر قرار دادند و ادعا کردند که اروپاییان متمدن‌تر هستند و مسلمانان باید به آنها اقتدا کنند. این در 150 سال گذشته در تمام کشورهای اسلامی اتفاق افتاده است. به همین دلیل مولانا شیخ ناظم انقلاب فرانسه را نفرین و محکوم کرد. از آن زمان - و انقلاب فرانسه هنوز پایان نیافته است - این ادامه دارد. ان‌شاءالله، سیدنا مهدی - صلح بر او باد - این را به پایان خواهد رساند. همه جهان به این دروغ بزرگ باور دارند که پادشاه مستبد بود و آنها قلعه باستیل را برای آزادی زندانیان به دست آورده‌اند. اما چه چیزی پیدا کردند؟ حتی تاریخ‌نگاران گزارش داده‌اند که آنها انتظار داشتند مردم تنک‌مانده در زنجیر قرار گرفته را ببینند. در عوض آنها به هفت نفر با تغذیه کامل و حتی چاق - مشابه بسیاری از امروزه - برخورد کردند. آن‌ها هیچ کمبودی نداشتند. آنها حتی نمی‌خواستند بروند، اما مجبور شدند. گفته می‌شود که کشاورزان فرانسوی ده برابر ثروتمندتر و راضی‌تر از انگلیسی‌ها بودند. فراماسون‌ها این انقلاب را صحنه‌سازی کردند و تا امروز جهان را کنترل می‌کنند. سعی نکنید آنها را براندازید - فقط مهدی، صلح بر او باد، می‌تواند این کار را انجام دهد. ان‌شاءالله، او آنها را از بین خواهد برد. آنها دین را نابود کرده‌اند، حتی ادیان دیگر. مسیحیت به پایان رسیده است. هیچ‌کس دیگر به مسیحیت اعتقاد ندارد. همه به آتئیست یا چیز دیگری تبدیل شده‌اند. آنها جوامع مسلمان را ویران کرده‌اند. علیرغم وجود بسیاری از مسلمانان در جهان، جوامع مسلمان تحت سلطه این ظالمان دیگر اهمیتی ندارند. به همین دلیل تنها امید ما، الحمدلله، انتظار سیدنا مهدی است و ان‌شاءالله، همه چیز نشان می‌دهد که ظهور او نزدیک است. این وضعیت ماست، اما وظیفه ما چیست؟ مولانا شیخ گفت، ما باید همیشه برای مهدی دعا کنیم - صلح بر او باد. ما انتظار فرج را داریم، اما فرج به چه معنی است؟ این به معنای گشایش است، و الله به خاطر این صبر به ما پاداش خواهد داد، ان‌شاءالله. خداوند ممکن است به ما کمک کند، ممکن است الله با ما باشد. اجازه ندهید که دیگران شما را گمراه کنند. ممکن است الله مسلمانان را هدایت کند. از فریب‌های شیطان پیروی نکنید، ان‌شاءالله.

2025-02-16 - Dergah, Akbaba, İstanbul

محبت برای الله و نفرت برای الله آنچه را که الله دوست دارد، دوست بدار و از آنچه که او نمی‌پسندد دوری کن. نمی‌توان همه چیز را در زندگی دوست داشت. محبت همیشه حاضر نیست. زمان‌هایی وجود دارد که انسان چیزی یا کسی را دوست دارد و زمان‌هایی که نه. با این حال یک مسلمان نباید از مسلمان دیگری نفرت داشته باشد. تنها رضایت الله باید معیار ما باشد. وقتی بی‌عدالتی را می‌بینی، نباید آن را با سکوت بپذیری. کسی که بی‌عدالتی را تحمل می‌کند، از الله، بلندمرتبه دور می‌شود. به الله، بلندمرتبه، وفادار بمان. آنچه او دوست دارد، تو نیز باید دوست داشته باشی. آنچه او نمی‌پسندد، تو نیز باید نپسندی. الله خوبی را دوست دارد. او از بدی و ناپاکی دوری می‌کند. چیزهای ناخوشایند بی‌شماری وجود دارد. قبلاً هشتصد مورد بود، امروز بیشتر هم شده‌اند. چیزهایی که الله، بلندمرتبه نمی‌پسندد. این راه ماست - راه به محبت الله. به این صورت محبت الله را به دست می‌آوریم. دوست بدار آنچه او دوست دارد. نپذیر آنچه او نمی‌پذیرد. ما از بدی دوری می‌کنیم. ما از شیطان دوری می‌کنیم. ما از ظلم دوری می‌کنیم. ما از هر چیزی که به انسان‌ها آسیب می‌رساند دوری می‌کنیم. این‌ها چیزهایی هستند که الله نمی‌پسندد. هرگز از خوبی دوری نمی‌کند. این از صفات الله، بلندمرتبه نیست. صفات الله، بلندمرتبه صرفاً با خوبی مرتبط است. صفات بد نزد انسان‌ها و شیطان یافت می‌شود. این است آنچه ما نمی‌پذیریم و رد می‌کنیم. ما خود انسان‌ها یا شخصیت‌شان را رد نمی‌کنیم. ما صفات بدی را که درون دارند رد می‌کنیم. این است آنچه که الله، بلندمرتبه، ما را به آن دعوت می‌کند. بعضی از مردم فکر می‌کنند که مسلمانان همه چیز را رد می‌کنند. نه، ما فقط بدی را رد می‌کنیم. الله به ما نشان می‌دهد چه چیزی را رد کنیم، زیرا بد است، و چه چیزی را دوست بداریم، زیرا خوب است، ان شاء الله.

2025-02-16 - Dergah, Akbaba, İstanbul

محبت برای الله و نفرت برای الله آنچه را که الله دوست دارد، دوست بدار و از آنچه که او نمی‌پسندد دوری کن. نمی‌توان همه چیز را در زندگی دوست داشت. محبت همیشه حاضر نیست. زمان‌هایی وجود دارد که انسان چیزی یا کسی را دوست دارد و زمان‌هایی که نه. با این حال یک مسلمان نباید از مسلمان دیگری نفرت داشته باشد. تنها رضایت الله باید معیار ما باشد. وقتی بی‌عدالتی را می‌بینی، نباید آن را با سکوت بپذیری. کسی که بی‌عدالتی را تحمل می‌کند، از الله، بلندمرتبه دور می‌شود. به الله، بلندمرتبه، وفادار بمان. آنچه او دوست دارد، تو نیز باید دوست داشته باشی. آنچه او نمی‌پسندد، تو نیز باید نپسندی. الله خوبی را دوست دارد. او از بدی و ناپاکی دوری می‌کند. چیزهای ناخوشایند بی‌شماری وجود دارد. قبلاً هشتصد مورد بود، امروز بیشتر هم شده‌اند. چیزهایی که الله، بلندمرتبه نمی‌پسندد. این راه ماست - راه به محبت الله. به این صورت محبت الله را به دست می‌آوریم. دوست بدار آنچه او دوست دارد. نپذیر آنچه او نمی‌پذیرد. ما از بدی دوری می‌کنیم. ما از شیطان دوری می‌کنیم. ما از ظلم دوری می‌کنیم. ما از هر چیزی که به انسان‌ها آسیب می‌رساند دوری می‌کنیم. این‌ها چیزهایی هستند که الله نمی‌پسندد. هرگز از خوبی دوری نمی‌کند. این از صفات الله، بلندمرتبه نیست. صفات الله، بلندمرتبه صرفاً با خوبی مرتبط است. صفات بد نزد انسان‌ها و شیطان یافت می‌شود. این است آنچه ما نمی‌پذیریم و رد می‌کنیم. ما خود انسان‌ها یا شخصیت‌شان را رد نمی‌کنیم. ما صفات بدی را که درون دارند رد می‌کنیم. این است آنچه که الله، بلندمرتبه، ما را به آن دعوت می‌کند. بعضی از مردم فکر می‌کنند که مسلمانان همه چیز را رد می‌کنند. نه، ما فقط بدی را رد می‌کنیم. الله به ما نشان می‌دهد چه چیزی را رد کنیم، زیرا بد است، و چه چیزی را دوست بداریم، زیرا خوب است، ان شاء الله.