السلام عليكم ورحمة الله وبركاته أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. والصلاة والسلام على رسولنا محمد سيد الأولين والآخرين. مدد يا رسول الله، مدد يا سادتي أصحاب رسول الله، مدد يا مشايخنا، دستور مولانا الشيخ عبد الله الفايز الداغستاني، الشيخ محمد ناظم الحقاني. مدد. طريقتنا الصحبة والخير في الجمعية.

Mawlana Sheikh Mehmed Adil. Translations.

Translations

2026-03-30 - Dergah, Akbaba, İstanbul

ٱلَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمۡوَٰلَهُمۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ ثُمَّ لَا يُتۡبِعُونَ مَآ أَنفَقُواْ مَنّٗا وَلَآ أَذٗى (2:262) الله می‌فرماید: مؤمنانی که به خاطر الله انفاق می‌کنند و پس از آن منت نمی‌گذارند، انسان‌های پسندیده‌ای هستند. اگر برای رضای الله انفاق شده باشد، کار پسندیده‌ای است. بنابراین هیچ دلیلی برای خراب کردن آن وجود ندارد. چگونه خراب می‌شود؟ وقتی می‌گویی: «من دادم، من این کار را کردم، من آن را دادم»، البته پاداش هنوز وجود دارد، اما دیگر آن‌قدر خوب و آن‌قدر زیاد نیست. اگر بدون منت ببخشی و با خوشحالی بگویی: «الله آن را به ما عطا کرده است»، پاداش تو چندین برابر بیشتر از زمانی است که با منت می‌بخشی. صدقات پنهانی و مانند آن بسیار پسندیده‌تر هستند. گاهی می‌توان برای تشویق دیگران آشکارا انفاق کرد، اما این چندان مهم نیست؛ مهم‌ترین چیز این است که منت نگذاری. در گذشته روی تابلوها نوشته می‌شد «المنة لله» - منت از آن الله است. بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ (49:17) الله بر شما منت می‌نهد. أَنْ هَدَاكُمْ لِلْإِيمَانِ (49:17) از آنجا که او شما را به ایمان هدایت کرده است، منت از آن الله است. پسندیده نیست که کسی غیر از الله منت بگذارد؛ این کار زیبایی نیست و عمل خوبی به شمار نمی‌آید. منت گذاشتن بر کسی باعث می‌شود که مردم به یکدیگر نگاه بدی داشته باشند یا آن‌ها را به دشمن تبدیل می‌کند. این منت مختص الله است. ما باید شکرگزار او باشیم، زیرا او این چیزها را به ما عطا کرده است. ما نباید خود را مدیون انسان‌ها بدانیم، بلکه باید مدیون الله باشیم؛ منت از آن اوست. ما شکرگزار او هستیم، زیرا الله این چیزهای زیبا را به ما عطا کرده است؛ برای همه چیز، چه برای خودمان، چه برای دیگران، برای همه چیز شکرگزار الله هستیم. از آنجا که الله آن را به ما داده است، هیچ‌کس از اینکه مدیون الله باشد ناراحت نمی‌شود. اما وقتی انسان‌ها با یکدیگر چنین می‌کنند... برخی از صفات یا ویژگی‌ها، صفات الله هستند. برخی از آن‌ها به انسان‌ها نیز داده می‌شود؛ مانند سخاوت، زیبایی و چیزهایی از این قبیل. از صفات الله در انسان نیز یافت می‌شود. اما صفات خاصی وجود دارند؛ کبر، تکبر مختص الله است. عظمت (کبریا)؛ صاحب کبریا الله است. تو نباید متکبر باشی؛ اگر باشی، این کار تو را خوار خواهد کرد. منت از آن الله است. اگر منت بگذاری، اعمالت پذیرفته نمی‌شوند، کار سخت می‌شود. بنابراین شکر الله، ما شکرگزار الله هستیم. الله به ما توفیق دهد که هرگونه نیکی و هرگونه عمل صالحی را انجام دهیم؛ ان‌شاءالله که بر هیچ‌کس منت نگذاریم.

2026-03-29 - Dergah, Akbaba, İstanbul

شکر الله، ما از سفرمان بازگشتیم. ان‌شاءالله که این یک سفر بابرکت برای کسب رضای الله بود. همان‌طور که حدیث شریف می‌فرماید: کسی که برای الله دوست بدارد، برای الله نسبت به بدی‌ها بغض بورزد، برای الله ببخشد و برای الله منع کند - اگر همه چیز برای الله انجام شود، انسان دارای ایمان حقیقی است. باشد که همه چیز برای رضای الله انجام شود. اگر سفر ما، نشستن ما، و رفت و آمد ما همواره برای رضای الله باشد، در آن صورت رضای او را به دست می‌آوریم. این مهم‌ترین چیز در این زندگی است. همان‌طور که در زندگی می‌بینیم، انسان‌ها با یکدیگر دشمنی می‌ورزند و همه چیز را از یکدیگر دریغ می‌دارند. این اصلاً چیز زیبایی نیست. زیرا چرا این‌گونه است؟ آن‌ها رضای الله را فراموش کرده‌اند. آن‌ها کاملاً در این دنیا غرق شده‌اند. آنچه را که دوست دارند، فقط به خاطر نفس خود دوست دارند. حتی نفرت و آنچه را که دوست ندارند نیز، فقط به خاطر نفس خود می‌پرورانند. آن‌ها چیزی را که الله دوست دارد، دوست ندارند، بلکه چیزی را دوست دارند که او دوست ندارد. به همین دلیل هیچ‌کس واقعاً به آرامش درونی نمی‌رسد. آن‌ها خودخواهانه رفتار می‌کنند و فقط فکر می‌کنند: «چه بر سر من خواهد آمد؟ چه چیزی برای من باقی می‌ماند؟» با این کار، خود را عذاب می‌دهند و نه برای دیگران و نه حتی برای خانواده‌ی خود آرامشی باقی نمی‌گذارند. اما انسانی که در پی رضای الله است – الله از او راضی خواهد بود و زندگی‌اش به خوبی پیش خواهد رفت. او همه چیز را همان‌طور که پیش می‌آید می‌پذیرد. او می‌داند هر آنچه رخ می‌دهد، از جانب الله، قادر و متعال است. به همین دلیل نه به کسی توهین می‌کند و نه با دیگری دعوا می‌کند. زندگی به هر حال مانند برق و باد می‌گذرد. رمضان گذشت، عید گذشت. تنها در یکی دو ماه آینده، حج در پیش است. سال جدید، سال هجری، نیز به زودی فرا می‌رسد. زمان به سادگی می‌گذرد. بنابراین ما باید این زندگی را به شکلی زیبا زندگی کنیم. بیایید زندگی را همان‌گونه که الله، قادر و متعال، از ما می‌خواهد زندگی کنیم. بیایید همان‌طور که الله برای ما مقرر کرده است، زندگی کنیم. انسان‌های نادان می‌گویند: «ما فقط یک بار زندگی می‌کنیم، پس بیایید خوش بگذرانیم.» اما این لذت هیچ سودی برای آن‌ها به همراه ندارد. بدون رضای الله، هیچ لذت واقعی، هیچ آرامش درونی و هیچ خوشبختی حقیقی وجود ندارد. تنها کسی که با الله باشد، واقعاً خوشبخت می‌شود. در غیر این صورت، فقط بیشتر و بیشتر فرو می‌روید. اما کسی که در پی رضای الله باشد، با اذن الله همواره بالاتر خواهد رفت. این تنها چیزی است که اهمیت دارد. بنابراین، ان‌شاءالله که الله به همه‌ی ما توفیق کسب رضایتش را عطا فرماید. ان‌شاءالله که الله روزها، ماه‌ها و هر ساعت از زندگی ما را پربرکت گرداند. بابرکت بودن به معنای دست یافتن به رضای الله است. باشد که الله از شما راضی باشد.

2026-03-27 - Lefke

پیامبر ما، صلی الله علیه و سلم، راه را به ما نشان می‌دهد. او می‌فرماید: «کسی که برای الله دوست بدارد، برای الله دشمن بدارد، برای الله ببخشد و برای الله ازدواج کند، دارای ایمان واقعی است.» این دقیقاً به چه معناست؟ الله تمام این زیبایی‌ها را به ما داده است. تو باید این زیبایی را دوست بداری، تو باید خوبی را دوست بداری. از این‌ها نباید روی بگردانی. وقتی ایمان کامل باشد، تمام نگرانی‌های انسان از بین می‌رود. یک انسان مؤمن هیچ نگرانی‌ای نمی‌شناسد؛ بلکه امور دنیوی برای او اهمیتی ندارد. هیچ چیز نمی‌تواند آرامش او را برهم بزند. به همین دلیل تو باید برای الله دوست بداری. چرا کسی را دوست داری؟ زیرا او برای الله تلاش می‌کند و الله را دوست دارد. دقیقاً به همین دلیل است که ما نیز او را دوست داریم. از چنین شخصی فقط نیکی سر می‌زند، هیچ بدی از او ناشی نمی‌شود. تو باید بتوانی برای الله نیز دشمن بداری. امروزه مردم از انسان‌گرایی صحبت می‌کنند؛ اینکه باید همه انسان‌ها را دوست داشت. انسان می‌تواند دوست بدارد، بله، اما کسی را که الله را دوست ندارد، نمی‌توان دوست داشت. زیرا از او فقط آسیب می‌رسد. او به تو آسیب خواهد رساند، همان‌طور که پیش از این به خودش آسیب رسانده است. بنابراین «برای الله دشمن داشتن» به معنای فاصله گرفتن است. به او محبتی نشان ندادن، با او هم‌نشین نشدن، به او گوش نسپردن و به او زیاد نزدیک نشدن – این دقیقاً همان چیزی است که منظور است. تو باید برای الله ببخشی و برای الله بگیری. اگر دادن و گرفتن تو فقط برای خشنودی الله باشد، این برای تو سود واقعی به همراه خواهد داشت. این بدان معناست که اگر هر دادوستدی برای الله انجام شود، عدالت حفظ می‌گردد. حق هیچ‌کس ضایع نمی‌شود. تو حق هر کس را به او می‌دهی، آن را حلال می‌گردانی، و این کار نیز برای خشنودی الله انجام می‌شود. تو برای الله ازدواج می‌کنی. بنابراین وقتی پیمان ازدواج می‌بندی، این کار را به روشی پاک و حلال انجام می‌دهی. کسی که دقیقاً بر این اساس زندگی می‌کند، دارای ایمان واقعی است – دقیقاً همان‌طور که پیامبر ما، صلی الله علیه و سلم، آن را توصیف کرده است. یک مؤمن واقعی می‌داند که همه‌چیز از جانب الله است و تمام توکل خود را بر او قرار می‌دهد. تنها از این طریق انسان به آرامش درونی دست می‌یابد. در غیر این صورت، او دائماً گرفتار نگرانی‌ها خواهد بود: چه اتفاقی خواهد افتاد؟ چه چیزی از ما باقی خواهد ماند؟ در حالی که فقط الله می‌داند آینده چه خواهد آورد. به وظایف خودت بپرداز و با استقامت در راه راست بمان. به نیکی دادن و گرفتن، به نیکی دوست داشتن و رد کردن – این دقیقاً وظیفه توست. درباره هیچ چیز دیگری نیازی نیست ذهن خود را درگیر کنی. الله که تو را آفریده است، روزی‌ات را تأمین می‌کند. او تمام نیازهای تو را برآورده می‌سازد و دقیقاً می‌داند که چه چیزی، چه زمانی باید رخ دهد. بنابراین کسی که به الله پناه می‌برد و توکل می‌کند، دارای ایمان واقعی است. انسانی که به الله ایمان دارد، بر او توکل می‌کند و همواره کار نیک انجام می‌دهد – او یک مؤمن واقعی است. همان‌طور که گفته شد: یک مؤمن، بهترین و در عین حال آرام‌ترین انسان است. هیچ ترسی او را آزار نمی‌دهد. حتی اگر دنیا به پایان برسد، کسی را که ایمان خالص دارد، آشفته نمی‌کند. زیرا او می‌داند: این تقدیر الله است. او به سادگی با خود می‌گوید: «الله این‌گونه خواسته و این‌گونه مقرر کرده است»، و آن را به مسئله بزرگی تبدیل نمی‌کند. این دقیقاً همان چیزی است که یک مؤمن واقعی را متمایز می‌کند. کسی که برای الله دوست می‌دارد و در تمام کارهایش به دنبال خشنودی الله است، به آرامش درونی دست می‌یابد. باشد که الله به همه ما چنین ایمانی عطا کند، ان‌شاءالله. زیرا امروزه هر کسی خیلی راحت تحت تأثیر قرار می‌گیرد. همه‌جا پر از انسان‌های بی‌اعتقاد، بی‌دین و بی‌اخلاق است. آن‌ها روی دیگران تأثیر می‌گذارند و باعث می‌شوند که مردم الله متعال را فراموش کنند. آن‌ها چنان ترس و وحشتی در مردم ایجاد می‌کنند که شاید تصور شود این ترس فایده‌ای در بر دارد. از الله بترس، همین به تنهایی کافی است. باشد که الله به همه ما یاری رساند، ان‌شاءالله. باشد که او به ما ایمان خالص عطا کند تا این نگرانی‌ها سرانجام از ما دور شوند، ان‌شاءالله.

2026-03-26 - Lefke

ٱقۡتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمۡ وَهُمۡ فِي غَفۡلَةٖ مُّعۡرِضُونَ (21:1) الله عز و جل می‌فرماید: «روز حسابرسی نزدیک می‌شود». بشریت در غفلت به سر می‌برد. الله عز و جل می‌فرماید: «در غفلت، گویی آن را نمی‌بینند، گویی چنین چیزی رخ نخواهد داد، آن‌ها در لذت‌های خویش، دور از کلام الله و قوانین او زندگی می‌کنند»؛ او این ویژگی را در قرآن عظیم توصیف می‌کند. او می‌فرماید مردم در غفلت هستند، به هیچ نصیحتی و هیچ سخن نیکی گوش نمی‌دهند و از آن می‌گریزند. در غفلت خویش می‌گریزند. در عصر حاضر، این مسائل بسیار بارزتر است. هیچ‌کس نصیحتی نمی‌خواهد. در گذشته مردم به دنبال نصیحت بودند، اما امروزی‌ها اصلاً هیچ نصیحتی نمی‌خواهند. آن‌ها به دنبال چیزی هستند که به صلاحدید خودشان خوب می‌دانند. آنچه را که آن‌ها «خوب» می‌نامند، همان چیزی است که نفسشان می‌پسندد. آنچه برای نفست خوب است، برای تو خوب نیست. و آنچه برای تو خوب است، نفس تو آن را نمی‌پسندد. در هر صورت؛ آنچه برای آن (نفس) خوب است، برای تو خوب نیست، و در نهایت برای هیچ‌کدام از شما دو نفر خوب نیست. بنابراین باید از این غفلت بیدار شد. الله عز و جل می‌فرماید: «روز حسابرسی نزدیک می‌شود». ما اکنون البته در آخرالزمان هستیم، اتفاقاتی رخ خواهند داد، اما این برای همه یکسان است. یعنی حتی هزار سال پیش هم حسابرسی برای انسان‌ها نزدیک می‌شد. به محض اینکه انسان چشمانش را می‌بندد و می‌میرد، برای روز حساب برمی‌خیزد، او بیدار می‌شود. هر کاری که کرده باشد، ساعت شخصی او، قیامت، در همان لحظه فرا می‌رسد. بنابراین انسان نباید در غفلت خود پافشاری کند و فکر کند: «روز قیامت هنوز خیلی دور است.» غفلت به هیچ دردی نمی‌خورد، غفلت مضر است؛ چیزی است که هیچ فایده‌ای ندارد. پس بیدار شو! باید بیدار شد. گاهی اوقات گفته می‌شود: «مسلمان باید هوشیار باشد.» برخی آن را مسخره می‌کنند، اما این چیزی برای خندیدن نیست، این حقیقت است. تو باید هوشیار باشی، زیرا آن‌ها سعی خواهند کرد تو را فریب دهند. البته یک مسلمان فریب نمی‌خورد. پیامبر ما، صلی الله علیه و سلم، فرمودند: «مؤمن از یک سوراخ دو بار گزیده نمی‌شود.» به همین دلیل مسلمان باید هوشیار باشد. نه برای این دنیا، بلکه برای آخرتش؛ او باید آخرت خود را حفظ کند. هیچ‌کس نباید او را فریب دهد تا مبادا گناه کند؛ او باید هوشیار باشد تا حقوق دیگران را ضایع نکند. غفلت خوب نیست؛ حسابرسی وجود دارد، روز حسابی در کار است. اجازه دهید بار دیگر این‌گونه بگوییم: در رابطه با حسابرسی نزد الله عز و جل، اگر طلب بخشش کنی، الله می‌بخشد. اما اگر حق دیگری را ضایع کرده باشی، تنها در صورتی نجات می‌یابی که آن صاحب حق، از حق خود بگذرد و تو را ببخشد. اگر او تو را نبخشد، هلاک شده‌ای، الله ما را از آن حفظ کند. زندگی کوتاه است؛ هر چقدر هم که عمر کنی، در پایان تمام زندگی مانند یک روز به نظرت می‌رسد. به همین دلیل غافل نباشید، به هیچ‌کس آسیب نرسانید و حقوق دیگران را ضایع نکنید. بیایید ان‌شاءالله آنچه را که الله عز و جل فرموده و دستور داده است انجام دهیم. الله به همه ما کمک کند. ثروت بیشتر در این دنیا، دستگاه‌ها و تکنولوژی‌های بیشتر؛ همه این‌ها فقط غفلت را بیشتر کرده‌اند. از آنجا که در گذشته این‌قدر از این چیزها وجود نداشت، انسان می‌توانست کمی بهتر خود را از آن‌ها حفظ کند. اکنون به خاطر این چیزها، بسیاری حتی شب‌ها هم نمی‌خوابند. این غفلت انسان را «در غفلت بیدار» نگه می‌دارد. او نمی‌خوابد، بلکه به خاطر غفلت بیدار می‌ماند. «اینجا چه اتفاقی افتاده، آنجا چه چیزی باقی مانده، بگذار این را ببینم، بگذار آن را ببینم»، او مدام خود را با چیزهای غیرضروری مشغول می‌کند. ان‌شاءالله الله همه ما را از این غفلت بیدار کند.

2026-03-25 - Lefke

إِنَّمَا ٱلۡخَمۡرُ وَٱلۡمَيۡسِرُ وَٱلۡأَنصَابُ وَٱلۡأَزۡلَٰمُ رِجۡسٞ مِّنۡ عَمَلِ ٱلشَّيۡطَٰنِ فَٱجۡتَنِبُوهُ (5:90) الله متعال در قرآن کریم می‌فرماید: مواد مست‌کننده، قمار و بت‌ها از کارهای شیطان هستند. آن‌ها ساخته‌های شیطان هستند. این‌ها کارهای شیطان هستند. الله متعال دستور می‌دهد: «این کار را نکنید، از آن دوری کنید.» این چیزها فقط به انسان‌ها آسیب می‌رسانند. چه مسلمان باشید چه نباشید، این آسیب به طور کلی برای همه انسان‌ها صادق است. اما مشکل اصلی در اینجا این است که یک مسلمان باید از حرام دوری کند. برای غیرمسلمانان این قاعده صدق می‌کند: «بعد از کفر هیچ گناهی بدتر نیست.» زیرا هیچ گناهی نمی‌تواند بزرگتر از کفر باشد. مهم نیست که آن‌ها چه کار دیگری انجام می‌دهند؛ زیرا بزرگترین گناه آن‌ها در هر حال این است که در کفر و بت‌پرستی به سر می‌برند. به همین دلیل، قمار و الکل دیگر برای آن‌ها بار گناه اضافی محسوب نمی‌شود. اما اگر آن‌ها مسلمان شوند، تمام این گناهان پاک می‌شوند. در غیر این صورت، اگر در کفر بمیرند، برای همیشه در جهنم می‌مانند، الله ما را حفظ کند. اما مسلمانان باید حتماً از چنین چیزهای حرامی دوری کنند. زیرا این‌ها چیزهایی هستند که فرد، خانواده‌اش و جامعه را نابود می‌کنند. می‌گویند الکل مادر تمام گناهان است. قمار نیز یک بیماری بزرگ است. اگر انسان یک بار به آن مبتلا شود، رهایی از آن تقریباً غیرممکن است. افراد بسیار کمی هستند که می‌توانند قمار را ترک کنند. اصلاً چگونه می‌توانند آن را ترک کنند؟ فقط زمانی که پولشان تمام شود، تمام دارایی خود را از دست بدهند و دیگر چیزی برایشان باقی نماند، مجبور به ترک آن می‌شوند. واقعیت این است. اگر دوباره پولی به دست بیاورند، فوراً دوباره قمار می‌کنند. اگر پولی پیدا نکنند، همان‌جا که هستند می‌مانند و نمی‌توانند کار دیگری انجام دهند. اما در این آخرالزمان که ما در آن زندگی می‌کنیم، قدرت شیاطین حاکم است. اگر کسی سعی کند کار خوبی انجام دهد، آن‌ها او را منع می‌کنند و می‌گویند: «مبادا کار خوبی انجام دهی!» آن‌ها با گفتن این حرف مانع هر کار خیری می‌شوند: «دائماً گناه کن، اصلاً کار خوبی انجام نده؛ نماز نخوان، روزه نگیر.» وقتی کسی گناه می‌کند، هیچ‌کس چیزی نمی‌گوید؛ انجام هر نوع بدی مجاز است. دقیقاً همین قمار بخشی از این سیستم است. امروز حتی روی گوشی‌هایمان پیام دریافت می‌کنیم: «آقای محترم، بهترین کازینو پیش ماست، شما می‌توانید از همان‌جا که نشسته‌اید بازی کنید.» شما می‌توانید بدون ترک خانه بازی کنید. من فقط در این باره می‌گویم: «الله به شما آنچه را که سزاوارش هستید بدهد.» الله مجازات عادلانه‌تان را به شما بدهد. زیرا شما اکنون مضر هستید، به انسان‌ها آسیب می‌رسانید و این آسیب به خودتان بازخواهد گشت. وقتی به دیگران آسیب می‌رسانید، این آسیب در نهایت دامن خودتان را نیز خواهد گرفت. شما کازینو را مستقیماً به خانه‌هایی می‌آورید که در آن‌ها کودکان، زنان و دختران جوان زندگی می‌کنند. آن‌ها می‌گویند: «هر چقدر می‌خواهی بازی کن.» «ما می‌دانیم چگونه به پول تو برسیم؛ تو فقط باید آن را بپذیری. بدون اینکه به جایی بروی، در راحتی خانه‌ات بازی کن.» آن‌ها می‌گویند: «ببین چه خدمات فوق‌العاده‌ای ارائه می‌دهیم!» آن‌ها خدمات شیطان را مستقیماً پیش پای شما می‌آورند. آن‌ها خدمات جهنم را می‌آورند. آن‌ها خدمات شر را می‌آورند. «ما شما را نابود می‌کنیم.» منظورشان این است: «ما لعنت الله را بر شما نازل می‌کنیم.» برای این هیچ توضیح دیگری وجود ندارد؛ آنچه آن‌ها «خدمات» می‌نامند دقیقاً همین است. ما دیگر خسته شده‌ایم! دنیا واقعاً به پایین‌ترین حد خود رسیده است. انگار نابود کردن مردم کافی نبوده، به خود می‌گویند: «بیایید باز هم پایین‌تر برویم، بیایید مردم را بیشتر تحت ستم قرار دهیم.» «نگذارید نفس بکشند.» آن‌ها می‌خواهند انسان‌ها انسانیت خود را از دست بدهند و برده‌ی آن‌ها شوند. این تنها چیزی است که آن‌ها می‌خواهند. الله ما را حفظ کند، الله به انسان‌ها یاری برساند. مبادا در این تله‌ها بیفتید. علاوه بر این، دیگر هیچ نهادی وجود ندارد که بتوان به آن شکایت کرد. اگر کسی سعی کند کار خوبی انجام دهد، هزاران شکایت علیه او ثبت می‌شود. پلیس پشت در می‌آید و می‌گوید: «تو فلان کار را کرده‌ای، از تو عکس گرفته‌اند.» اما اگر کسی بگوید: «این افراد قمار را مستقیماً به خانه من می‌آورند»، همه سکوت می‌کنند. ما واقعاً در آخرالزمان هستیم. الله به ما کمک کند، الله ما را نجات دهد. باشد که او در نهایت یک محافظ برای ما بفرستد. ای کاش مهدی (علیه‌السلام) بالاخره بیاید، زیرا دیگر هیچ راه فراری وجود ندارد.

2026-03-23 - Lefke

إِنَّا عَرَضۡنَا ٱلۡأَمَانَةَ عَلَى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَٱلۡجِبَالِ فَأَبَيۡنَ أَن يَحۡمِلۡنَهَا وَأَشۡفَقۡنَ مِنۡهَا وَحَمَلَهَا ٱلۡإِنسَٰنُۖ إِنَّهُۥ كَانَ ظَلُومٗا جَهُولٗا (33:72) الله می‌فرماید: ما این امانت (مسئولیت) را بر آسمان‌ها، زمین و کوه‌ها عرضه کردیم؛ آن‌ها گفتند: «ما نمی‌توانیم این مسئولیت را به دوش بکشیم.» اما انسان گفت: «من آن را به دوش می‌کشم، من آن را می‌پذیرم.» اما او این را از روی نادانی خود گفت. الله درباره او می‌فرماید: «همانا او بسیار ستمکار و بسیار نادان است.» یعنی انسان این امانت را پذیرفت و گفت: «این موهبت را به ما بده، ما همه کار انجام خواهیم داد.» کوه‌ها و سنگ‌ها گفتند: «ما نمی‌توانیم این بار را به دوش بکشیم.» بنابراین امانتی که از سوی الله عرضه شده است، بار سنگینی است. معمولاً این چیزی نیست که بتوان به راحتی آن را تحمل کرد، اما انسان آن را آسان پنداشت و بر دوش خود نهاد. به همین دلیل انسان‌ها اغلب می‌خواهند وظایف بزرگی را بر عهده بگیرند و کارهای بزرگی انجام دهند. آن‌ها با یکدیگر نزاع و رقابت می‌کنند با این فکر که: «چگونه می‌توانم باز هم بالاتر بروم؟» اما آنچه برای آن تلاش می‌کنند سخت است؛ این مطلقاً کار آسانی نیست. حقوق دیگران همواره به عنوان یک امانت بر دوش آن‌ها سنگینی می‌کند. نادیده گرفتن حقوق انسان‌ها و استفاده از آن‌ها صرفاً به عنوان وسیله‌ای برای بالا رفتن خود، ظلم و نادانی محض است. زیرا فردا درباره این امانت از تو پرسیده خواهد شد: «تو آن را خواستی و به دست آوردی – با آن چه کردی؟» گفته خواهد شد: «آیا عادلانه قضاوت کردی؟ آیا نیکی کردی؟ آیا به مردم توجه کردی؟ نشان بده چه کرده‌ای، حرف بزن!» نادانی دقیقاً در همین نهفته است. و ظلم در این است که بخواهی بر دوش دیگران بالا بروی. امروزه مردم در سراسر جهان حتی در کوچک‌ترین مسائل با یکدیگر رقابت می‌کنند، فقط برای اینکه خودشان در جایگاه بالاتری قرار گیرند. آن‌ها توجه نمی‌کنند که حق با چه کسی است یا چه کسی مقصر است؛ آن‌ها فقط می‌خواهند که نفسشان بالا برود و ارضا شود. اما در واقعیت، هرگز ارضا نخواهد شد. کمی که بالا می‌روند، بیشتر و باز هم بیشتر می‌خواهند. انسان هر کاری هم بکند، نمی‌تواند نفس خود را ارضا کند. به همین دلیل باید راه الله را از آن انسان‌های زیبا، از پیامبرمان (صلی الله علیه و سلم) آموخت. باید آن را از صحابه، علما و همچنین امامان شریعت و مذاهب فقهی آموخت. آن‌ها همیشه از چنین مقام‌هایی دوری می‌کردند. آن‌ها هرگز این مقام‌ها را نخواستند. وقتی امام ابوحنیفه مقامی را رد کرد، او را از صدور فتوا و موعظه مردم منع کردند. خبر این ممنوعیت به او رسید. وقتی این خبر رسید، چهره‌اش روشن شد و لبخند زد. او الله را شکر کرد و دو رکعت نماز شکر به جا آورد. خلیفه به آورنده خبر گفته بود: «برو و ببین که او چگونه واکنش نشان خواهد داد و چقدر غمگین خواهد شد.» وقتی فرستاده نزد خلیفه بازگشت و به او گزارش داد، خلیفه شگفت‌زده شد و گفت: «ما او را از صدور فتوا منع کردیم. چرا او از این بابت خوشحال است؟» اما امام ابوحنیفه گفته بود: «فتوا دادن و هدایت مردم، سخت‌ترین کار است؛ این وظیفه‌ای با مسئولیت بسیار بزرگ است.» «الله از شما راضی باشد، شما مرا از این مسئولیت رها کردید.» «اگر این ممنوعیت نبود، من مجبور به انجام آن می‌شدم.» «زیرا او دانش را در خود دارد و یک عالم نباید دانش خود را پنهان کند.» یک عالم واقعی نمی‌تواند دانش خود را پنهان کند، تا مردم از آن بهره‌مند شوند. بنابراین یک عالم باید به کسانی که درخواست فتوا می‌کنند دائماً پاسخ دهد؛ اما این کار مسئولیت سنگینی به همراه دارد. به دوش کشیدن مسئولیت کار آسانی نیست. حال اگر ممنوعیت از سوی فرمانروایان – یعنی قاضی یا سلطان – صادر شود، این مسئولیت ساقط می‌شود. زیرا باید از صاحبان قدرت (اولوالامر) اطاعت کرد. اگر اطاعت نکنی، مرتکب گناه می‌شوی. امام ابوحنیفه از این موضوع بسیار خوشحال شد و با خود فکر کرد: «از این طریق من از مسئولیت رها شدم.» مقام‌ها و درجات بالایی به او پیشنهاد شد، اما او هیچ‌کدام را نپذیرفت. از آنجا که در نهایت آن‌ها را رد کرد، به زندان انداخته شد و در همان جا درگذشت. در زندان او را شکنجه کردند و کتک زدند، اما او با این وجود آن مقام را نپذیرفت. زیرا او نمی‌خواست از هیچ‌کس منفعتی به دست آورد؛ او به تجارت خود می‌پرداخت و از روزی حلال می‌خورد. او همواره از پذیرفتن مقام قضاوت (قاضی) دوری می‌کرد. هر چقدر هم که فرار می‌کرد، او را می‌گرفتند و می‌خواستند او را مجبور کنند. وقتی او نپذیرفت، او را تا سر حد مرگ کتک زدند (شهید کردند). الله مقام او را بالا ببرد. انسان‌ها در گذشته این‌گونه بودند. اما انسان‌های امروزی گرفتار حرص و طمع برای مقام می‌شوند و می‌گویند: «بگذار من همه کار را انجام دهم، من هم می‌توانم، من آن را انجام خواهم داد.» به همین دلیل باید توجه داشت: به دوش کشیدن مسئولیت کار آسانی نیست. خواهان هیچ مقامی نباشید. اگر وظیفه‌ای به شما محول شد، آن را بپذیرید؛ اگر نه، به دنبال آن ندوید. از این مقام‌ها و درجات دوری کنید؛ اصلاً به آن‌ها نزدیک نشوید. زیرا مسئولیت آن‌ها عظیم است. الله ما را حفظ کند! کسانی که از نفس خود پیروی می‌کنند و در پی درجات و مقام‌ها هستند، در تمام طول زندگی‌شان به دنبال این خواسته می‌دوند. اگر تلاشی را که بی‌وقفه از صبح تا شب به کار می‌بندند، در راه الله صرف می‌کردند، به اولیای الله تبدیل می‌شدند، اما این کار را نمی‌کنند. انسان‌های بسیار زیادی هستند که تمام زندگی خود را در پی کسب درجات و مقام‌ها هدر می‌دهند. الله آن‌ها و ما را حفظ کند و عقل‌هایمان را محفوظ بدارد. ان‌شاءالله که فریب دیگران را نخوریم و خود را بیهوده هدر ندهیم. زیرا ناگهان می‌آیند و می‌گویند: «ما این مقام را به تو خواهیم داد، به ما بپیوند، ما تو را بالا خواهیم برد.» حرف آن‌ها را باور نکنید. بر الله توکل کن، در راه الله باش؛ تنها الله می‌تواند تو را بالا ببرد. مقام واقعی و پذیرفته شده، مقام نزد اوست؛ مقام‌های دنیوی اهمیتی ندارند.

2026-03-22 - Lefke

شکر الله، امروز سومین روز عید است. تا به اینجا خوب و پربرکت بوده است، شکر الله. از زمان پیامبرمان، درود و سلام الله بر او باد، تا به امروز عیدهای بسیاری گذشته است؛ الله همه آن‌ها را برای خیر مسلمانان عطا فرموده است. انسان باید برای نعمت‌هایی که الله به ما عطا کرده است، شکرگزار باشد. الله سبحانه و تعالی می‌فرماید: «با شکرگزاری، نعمت‌ها افزون می‌شوند.» در میان مردم امروزه به ندرت شکرگزاری باقی مانده است. حتی می‌توان گفت که اصلاً دیگر هیچ شکرگزاری وجود ندارد. وقتی با کسی صحبت می‌کنید، شکرگزاری که جای خود دارد، او از هیچ چیز راضی نیست. وقتی مردم راضی نباشند، برکت از بین می‌رود، نعمت‌ها افزون نمی‌شوند و سختی به وجود می‌آید. با شکرگزاری، نعمت‌ها افزون می‌شوند. نعمت چیست؟ نعمت، لطفی است که الله به ما عطا می‌کند. نعمت‌هایی که او به تو داده است بی‌شمارند. روایت می‌شود که عالمی بسیار عبادت می‌کرد. او می‌گفت: «من به عبادات خود تکیه دارم، به چیز دیگری نیاز ندارم، من همه چیز را به صورت کامل انجام داده‌ام.» روزی در خواب دید که روز قیامت فرا رسیده است. او مورد حسابرسی قرار گرفت و ترازوی اعمال برپا شد. او دید که نعمت بینایی یک چشم را در یک کفه ترازو قرار دادند و تمام عبادات انجام شده‌اش را در کفه دیگر. حتی آن هم کافی نبود. این بدان معناست که نعمت الله سبحانه و تعالی بسیار ارزشمند است، اما مردم قدر این ارزش را نمی‌دانند. آن‌ها اصلاً ارزش نعمت‌ها را نمی‌دانند. آن‌ها شکرگزار الله نیست. و سپس وقتی اتفاقی برایشان می‌افتد، نمی‌دانند چه کنند. الله ما را حفظ کند. بنابراین، این نعمت‌ها فضلی از جانب الله هستند؛ فضلی از جانب الله سبحانه و تعالی بر ما. شکر او را برای تمام نعمت‌هایی که به ما داده است. پیامبرمان، درود و سلام الله بر او باد، فرمودند: «در بدن انسان ۳۶۰ مفصل وجود دارد که الله آفریده است و برای هر یک از آن‌ها باید روزانه صدقه‌ای داده شود.» صحابه کرام پرسیدند: «ای رسول الله، ما این‌قدر پول نداریم، چگونه باید این کار را انجام دهیم؟» پیامبرمان پاسخ دادند: «صدقه فقط پول نیست؛ حتی وقتی کار نیکی انجام می‌دهی، آن هم صدقه است.» «برداشتن سنگی از سر راه صدقه است. نینداختن زباله روی زمین صدقه است. لبخند زدن به برادر مسلمانت صدقه است.» پیامبرمان، درود و سلام الله بر او باد، می‌افزایند: «اگر همه این‌ها کافی نباشد، دو رکعت نماز ضحی (نماز چاشت) جایگزین تمام این صدقات می‌شود.» بنابراین نباید این را به عنوان شکرگزاری برای نعمت‌های عطا شده و به عنوان صدقه روزانه فراموش کرد. کسی که پولی ندارد باید، همان‌طور که گفته شد، به برادرش لبخندی هدیه دهد؛ باید به مردم نیکی کند و به آن‌ها یاری رساند. اگر آن را هم نتواند انجام دهد، با حداقل دو رکعت نماز ضحی، صدقه کل آن روز را ادا کرده است. صدقه، همان‌طور که گفته شد، شکرگزاری در پیشگاه الله است؛ آن ایمان به الله است. دادن این صدقه در برابر نعمت‌هایی که به ما عطا شده، حتی برای ما بسیار ناچیز است. راه ما، همان‌طور که گفته شد، راه شفاعت پیامبرمان است. کسی که راه او را دنبال کند، شفاعت او را به دست خواهد آورد. اگر اعمال خود را با این نیت خیر همراه نسازی، آن‌ها هیچ ارزش و وزنی نخواهند داشت. اما اگر عملی را با نیت «برای شفاعت، شرف و منزلت پیامبرمان» انجام دهی، حتی کوچک‌ترین کار از تمام اعمال دیگر سنگین‌تر خواهد بود. الله به همه ما نعمت بزرگی عطا فرموده است. بزرگ‌ترین نعمت، نعمت ایمان است. تعلق داشتن به امت پیامبرمان نیز یکی از بزرگ‌ترین نعمت‌هاست. الله آن را پربرکت گرداند، امید است این عیدها وسیله‌ای برای خیر باشند. پروردگارم ما را از هر شری و از بدی نفس خودمان محفوظ بدارد. امیدوارم پربرکت سپری شود، ان‌شاءالله). همچنین او به فرزندان و خانواده‌هایمان ایمان عطا فرماید. شکر الله؛ فرزندان و خانواده‌ها به دیدار آمدند. الله دیدارهای آن‌ها را بپذیرد. امید است آن‌ها نیز از هر گونه شری محفوظ بمانند. زیرا در این زمان شر بسیار بد است؛ ما در دوران بسیار بدی زندگی می‌کنیم. انسان نمی‌داند شر از کجا ضربه خواهد زد. بنابراین به هیچ وجه نباید این مسئله صدقه یا دو رکعت نماز ضحی را فراموش کرد. الله یاور ما باشد، ان‌شاءالله.

2026-03-21 - Lefke

ضرب‌المثلی هست که می‌گوید: «القناعة كنز لا يفنى». به این معنی است: «قناعت گنجی است که پایان نمی‌پذیرد.» انسان‌ها به دنبال گنج می‌گردند تا پول پیدا کنند و چیزهایی به دست آورند. وقتی یکی پیدا می‌کنند، یکی دیگر هم می‌خواهند. و وقتی آن را هم پیدا کردند، باز هم بیشتر می‌خواهند. بدون قناعت، چشم انسان هرگز سیر نمی‌شود. او همیشه باز هم بیشتر می‌خواهد. اما پیامبر ما، که درود و سلام الله بر او باد، می‌فرماید: «حتی اگر به انسان دره‌ای پر از طلا بدهند، سیر نمی‌شود.» پیامبر ما می‌فرماید: «او باز هم بیشتر طلب خواهد کرد.» چیزی که چشم انسان را سیر خواهد کرد طلا نیست، بلکه خاک است. وقتی وارد گور می‌شود و روی او خاک می‌ریزند، دیگر تمام است، آن‌گاه دیگر نمی‌تواند چیزی بخواهد. به این معنا که انسان تا زمانی که زنده است، همیشه این احساس طمع را در درون خود دارد. بنابراین باید نفس خود را مهار کرد و تسلیم آن نشد، زیرا بدون قناعت انسان در زندگی خود آرامش نمی‌یابد. او آرامش نمی‌یابد و پیوسته بیشتر می‌خواهد. اگر به او یکی بدهی، دو تا می‌خواهد؛ اگر دو تا بدهی، پنج تا می‌خواهد. هر چه به آن‌ها بدهی، نمی‌توانی این انسان‌ها را سیر کنی. باشد که الله چشمانشان را سیر کند، ان‌شاءالله. انسان با این رفتار، در واقع فقط خودش را عذاب می‌دهد. به همین دلیل قناعت چیز بسیار زیبایی است. کسی که قانع باشد، با اذن الله به هیچ‌کس محتاج نخواهد بود. فکر می‌کنم این جمله مبارک و زیبا که «قناعت گنجی بی‌پایان است»، حدیث نیست، بلکه یک ضرب‌المثل عربی است. تمام گنج‌های دنیا از بین می‌روند، اما اگر انسان قانع باشد، این گنج هرگز تمام نمی‌شود. این گنج به انسان آرامش می‌بخشد. از این طریق، انسان به الله توکل می‌کند. زیرا قناعت به معنای توکل بر الله است. کسی که بر او توکل کند، دست‌خالی نمی‌ماند. هیچ آسیبی به او نمی‌رسد؛ روزی او کم نمی‌شود، بلکه برعکس، با اذن الله افزایش می‌یابد. وضعیت این دنیا اکنون این‌گونه است؛ همه‌جا به کوچک و بزرگ آموزش داده می‌شود که سیری‌ناپذیر باشند. به انسان‌ها می‌گویند: «سیری‌ناپذیر باش، قانع نباش.» حقوق افزایش می‌یابد؛ می‌گویند: «نه، این کافی نیست، یک ماه دیگر هم افزایش می‌خواهم.» در حالی که به محض اعمال این افزایش، دو برابر آن دوباره از جیبشان بیرون کشیده می‌شود. اگر این انسان‌ها قانع بودند، می‌گفتند: «ما اصلاً هیچ افزایشی نمی‌خواهیم.» خیلی زیباتر می‌بود اگر می‌گفتند: «همین برای ما کافی است، فقط افزایشی ندهید، ما به همین راضی هستیم» و این‌گونه روزگار می‌گذراندند. اما آن‌ها می‌گویند: «نه، ما حتماً بیشتر طلب خواهیم کرد!» زیرا سیستم شیطان بر این اساس بنا شده است که آرامش انسان‌ها را از بین ببرد و آن‌ها را در ناآرامی و اضطراب گرفتار کند. آن‌ها نباید در هیچ کاری موفق شوند، باید نابود شوند، دولت باید نابود شود، همه باید نابود شوند، تا شیطان خوشحال شود. این دقیقاً نتیجه سیری‌ناپذیری است. انسانی که حتی ذره‌ای عقل داشته باشد، این حقیقت را می‌بیند. او این را می‌بیند، اما نمی‌تواند در برابر آن کاری کند. در واقع هیچ کاری هم نیست که او بتواند انجام دهد. زیرا آن انسان‌های به‌ظاهر باهوش، وقتی افزایش درخواستی‌شان داده نمی‌شود، همه‌چیز را ویران می‌کنند، ناسزا می‌گویند و غوغا به پا می‌کنند. در نهایت افزایش را می‌گیرند، اما سپس هرج و مرج کاملاً متفاوتی به وجود می‌آید. و این‌گونه فکر می‌کنند که مشکلی را حل کرده‌اند. در حالی که بلافاصله پس از آن، دو برابر این افزایش دوباره از جیبشان ناپدید می‌شود. اما اگر آن‌ها قانع بودند، خودشان، خانواده‌هایشان، کشور و دولت آرامش می‌یافتند و برکت واقعی وجود می‌داشت. بنابراین، باشد که الله به انسان‌ها عقل عطا کند و به آن‌ها توفیق دهد تا از وضعیت خود راضی باشند. ان‌شاءالله همه قانع شوند. باشد که الله هیچ‌یک از ما را از قناعت محروم نکند، تا رنج نکشیم و غمگین نشویم، ان‌شاءالله.

2026-03-20 - Lefke

ان‌شاءالله این عید مبارک رمضان - که نام‌های زیبایی مانند عید فطر نیز دارد - بر همه شما مبارک باشد. امروز جمعه [20.03.2026] است؛ امروز هم عید هفتگی ما، جمعه است و هم عید رمضان. مبارک باشد. ان‌شاءالله که مایه خیر و برکت باشد. الله به همه شما گشایش عطا کند؛ هر مشکل و دردی که دارید، او درمان و شفا باشد و آرزوهای نیک شما برآورده شود. این روزها، روزهای مبارکی هستند. شب گذشته و امروز از معدود روزهای مبارکی هستند که در آن‌ها دعاها مستجاب می‌شوند. به همین دلیل، همه این روزها را گرامی می‌دارند و عبادات خود را به جا می‌آورند. این نمازهای عید در میان مردم بسیار شناخته شده و بسیار ارزشمند هستند. برخی از مردم فقط از عیدی تا عید دیگر نماز می‌خوانند. اگرچه این موضوع بیشتر در گذشته چنین بود، اما امروزه بیشتر مردم حتی این کار را هم انجام نمی‌دهند. در گذشته مردم از جمعه تا جمعه نماز می‌خواندند، سپس آن را به از عید تا عید کاهش دادند. کسانی هم که از عید تا عید نماز می‌خوانند بسیار کم شده‌اند؛ تقریباً دیگر هیچ‌کس این کار را نمی‌کند. این در حالی است که در گذشته حتی کسی که هرگز نماز نمی‌خواند، صبح زود بیدار می‌شد و با تمام خانواده‌اش برای نماز عید به مسجد می‌رفت؛ مساجد پر می‌شدند و مردم نمازشان را ادا می‌کردند. این برکت بزرگی بود؛ حداقل سالی یک یا دو بار به مسجد می‌آمدند و خانواده در آن روز با لباس‌های مرتب و آراسته به مسجد می‌رفتند. سنت زیبایی بود، اما اکنون بسیاری از مردم از آن محروم شده‌اند. این یک خسران بسیار بزرگ و یک کمبود بزرگ است؛ وضعیتی که باید عمیقاً از آن تأسف خورد. حتی یک یا دو بار در سال هم به مسجد نرفتن، بسیار ناگوار است. برای چه کسی ناگوار است؟ برای کسانی که این کار را نمی‌کنند. مسلماً نه برای کسانی که این کار را انجام می‌دهند. یک مسلمان البته همیشه برای دیگران و برای همه مردم نیکی آرزو می‌کند. به همین دلیل ما آرزو می‌کنیم که دیگران نیز حداقل سالی یک یا دو بار به مسجد بروند و پیشانی خود را بر زمین بگذارند. این یک خسران بزرگ و شکستی عظیم است که انسان در تمام عمرش تنها یک بار به مسجد بیاید - آن هم بی‌جان برای نماز میت خودش. شکستی بزرگ‌تر از این نمی‌تواند وجود داشته باشد. زیرا وقتی انسان به مسجد می‌رود، توبه می‌کند، طلب آمرزش می‌کند و به ذکر الله می‌پردازد. در غیر این صورت، او فقط در نافرمانی و طغیان باقی می‌ماند. طغیان (Tuğyan) به معنای مخالفت شدید با الله است؛ افرادی که در این وضعیت هستند بسیار پشیمان خواهند شد. آن‌ها هم در این دنیا و هم در آخرت احساس پشیمانی خواهند کرد. و آن‌گاه دائماً ناله می‌کنند: «چرا همه این‌ها برای ما اتفاق می‌افتد، اینجا چه خبر است؟» از این رو، این اعیاد، هم از نظر مادی و هم از نظر معنوی، موهبت بسیار بزرگی از جانب الله، قادر و متعال هستند. الله ما را از این برکات محروم نگرداند. او ما را از فیض خود بی‌نصیب نسازد. آن‌ها بی‌برکت هستند. در گذشته جوانی متفاوت بود، پیری متفاوت بود. در جوانیِ ما، وقتی افرادی را می‌دیدیم که روزه نمی‌گیرند، کمی عصبانی می‌شدیم و واکنش نشان می‌دادیم؛ اما امروز دیگر عصبانی نمی‌شویم. ما آن‌ها را به الله می‌سپاریم، زیرا آن‌ها به هر حال از این زیبایی و این برکت محروم شده‌اند. علاوه بر این، کسانی هستند که آشکارا و بدون روزه گرفتن می‌چرخند و فکر می‌کنند شاهکار کرده‌اند، گویی می‌خواهند با این کار دیگران را تحریک کنند. آن‌ها انسان‌های بی‌برکت و قابل ترحمی هستند. آن‌ها هیچ سهمی از زیبایی معنوی نبرده‌اند؛ این زیبایی معنوی در درون آن‌ها غایب است. وقتی زیبایی معنوی وجود نداشته باشد، زیبایی دنیا نیز سودی ندارد. حتی اگر تمام دنیا متعلق به آن‌ها بود، باز هم هیچ سودی برایشان نداشت، به هیچ دردی نمی‌خورد. چه رسد به آخرت، حتی در این دنیا هم مطلقاً هیچ سودی برای آن‌ها ندارد. آن‌ها به هیچ درد دیگری جز اینکه برده دستورات نفس خود باشند، نمی‌خورند. انسان با خود می‌گوید: «من کاری را که نفسم می‌خواهد انجام می‌دهم.» نفس می‌گوید: «این کار را بکن، ببین چقدر عالی می‌شود.» او انجام می‌دهد، اما نه، باز هم هیچ فایده‌ای نداشت. سپس نفس می‌گوید: «نه، این نه، ببین، من چیز بدتری به تو نشان می‌دهم، این کار را بکن، آن وقت خوشحال‌تر خواهی بود.» او آن را هم انجام می‌دهد، باز هم نتیجه نمی‌دهد و می‌رود کار دیگری انجام می‌دهد. همین‌طور است؛ انسانی که برده نفس خود باشد، هرگز نمی‌تواند خوشبخت شود و هرگز نمی‌تواند منشأ خیر باشد. بنابراین، الله ما را از شر نفس خودمان در امان بدارد. او ما را از هر نوع شری در امان بدارد. ان‌شاءالله، به حرمت این روزهای مبارک، بیایید از دستورات الله منحرف نشویم. ان‌شاءالله فرزندان ما نیز از دیگران تقلید نکنند و نگویند: «این‌ها چقدر زیبا زندگی می‌کنند»، تا بخواهند مثل آن‌ها رفتار کنند و بعداً پشیمان شوند. الله ما را از آن حفظ کند.

2026-03-19 - Lefke

راه ما، الحمدلله، طریقت نقشبندیه، راه پیامبر ماست. این راهی است که به او ختم می‌شود. ما تلاش می‌کنیم تا ویژگی‌ها و شخصیت زیبای او را الگو قرار دهیم و شبیه او شویم. الله این را بپذیرد. امروز روز قبل از عید است، روز عرفه [19.03.2026]، و فردا... در واقع باید به دنبال ماه گشت، اما امروزه دیگر به سختی مشخص است که چگونه و کجا باید این کار را انجام داد. بنابراین ما از مقامات پیروی می‌کنیم و بر اساس آنچه دولت تعیین می‌کند عمل می‌کنیم. از این رو، امروز به عنوان روز عرفه در نظر گرفته می‌شود. این آخرین روز رمضان است. ان‌شاءالله که پر از برکت بوده است، پربرکت باد. ان‌شاءالله رمضان‌های آینده زیباتر شوند. برای اینکه زیباتر شوند، باید در جهان عدالت و نیکی وجود داشته باشد. باید الله را عبادت کرد، و همه باید این کار را انجام دهند تا جهان به مکانی بهتر و زیباتر تبدیل شود. اما این تنها با ظهور مهدی (علیه‌السلام) محقق خواهد شد. همان‌طور که پدر معنوی ما، شیخ ناظم، همیشه می‌گفت: ما منتظریم، ان‌شاءالله. انتظار کشیدن نیز یک عبادت است. این بیهوده نیست، برای آن نیز پاداش بزرگی وجود دارد. اما ان‌شاءالله هر کسی از صمیم قلب آرزو دارد که این ظلم پایان یابد و وضعیت جهان تغییر کند. آنها هر راهی را امتحان کرده‌اند و در انواع مسیرهای اشتباه قدم گذاشته‌اند. هیچ‌کدام فایده‌ای نداشته است. تنها چیزی که کمک خواهد کرد، اسلام است، راه حقیقت. و این‌گونه این رمضان مبارک نیز آمد و رفت. چقدر رمضان‌ها که گذشته‌اند... ان‌شاءالله رمضان‌های آینده را با مهدی (علیه‌السلام) تجربه خواهیم کرد. زیرا ما اکنون واقعاً به پایان جهان و آخرالزمان رسیده‌ایم. هر چیزی زمان تعیین‌شده خود را دارد. الله متعال برای این جهان و برای همه چیز مهلتی تعیین کرده است. برای سیارات، حتی برای خورشیدها... وقتی زمان آنها به پایان برسد، آنها نیز از بین می‌روند. و الله آنها را دوباره می‌آفریند. این نظم الهیِ الله متعال است. در قرآن از او به عنوان «خلاق» یاد شده است، به این معنی که او پیوسته می‌آفریند. مردم از خود می‌پرسند: «آیا در جاهای دیگر نیز مخلوقاتی وجود دارند؟» البته که وجود دارند. آفرینش الله بی‌حد و حصر و غیرقابل شمارش است. تنها الله می‌داند، ما نمی‌دانیم. بنابراین، ان‌شاءالله این عید مبارک باشد، پر از برکت باشد. زیبایی عید در این است که مسلمانان، خانواده‌ها، برادران دینی و یاران یکدیگر را می‌بخشند. آنها باید خطاهای ارتکابیِ یکدیگر را ببخشند. اگر مسائل جدی‌تری وجود داشته باشد، الله از آنها آگاه است. الله قطعاً به آن شخص مجازات عادلانه یا پاداش او را خواهد داد. همه‌چیز در دست الله است، هیچ‌چیز بیهوده نیست. به همین دلیل نباید درگیری‌های بزرگی وجود داشته باشد. بخشیدن مسائل کوچک به مناسبت عید و آشتی کردن، با اجازه الله کار بسیار خوبی است. الله برای این کار نیز پاداش فراوانی خواهد داد. این یکی از برکات بزرگ این روزهای عید است. این نیز بی‌اجر نمی‌ماند، برکت بزرگی به همراه دارد. الله به ما توفیق دهد تا عیدهای بسیار دیگری از این دست را تجربه کنیم. بدون اینکه به کسی آسیب برسانیم، بدون اینکه از کسی عصبانی باشیم و بدون اینکه دلی را بشکنیم، الله چنین عیدهایی را به ما عطا فرماید. و اگر دل کسی شکسته شده است، الله به او عشق عطا کند تا همه ما را ببخشد، ان‌شاءالله.