السلام عليكم ورحمة الله وبركاته أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. والصلاة والسلام على رسولنا محمد سيد الأولين والآخرين. مدد يا رسول الله، مدد يا سادتي أصحاب رسول الله، مدد يا مشايخنا، دستور مولانا الشيخ عبد الله الفايز الداغستاني، الشيخ محمد ناظم الحقاني. مدد. طريقتنا الصحبة والخير في الجمعية.
عشق به الله، عشق به پیامبر، عشق مؤمنان به یکدیگر.
عشق به الله، عشق به پیامبر و عشق به برادران و خواهران دینی، وظیفه هر مؤمنی است.
بدون این محبت، بدون این عشق، همه چیز خشک و خالی است.
چیزی بدون زندگی، بدون شور و نیرو است.
محبت و عشق به همه چیز زندگی میبخشد.
عشق به پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم ـ او حبیب الله، محبوب خداست.
راه او، راه عشق، راه رسیدن به الله است.
مؤمنان باید یکدیگر را دوست داشته باشند.
یک مؤمن واقعی به دنبال عیبهای دیگران نیست.
او آنها را با عشق میپوشاند.
اما منافق، به دنبال عیبها میگردد.
او به طور هدفمند به دنبال نقصهای مردم است.
تلاش برای برتر دانستن خود و نفس خود بر دیگران، منجر به تکبر میشود.
خودخواهی و خودبینی، از ویژگیهای شیطان است.
اینها ویژگیهای یک مؤمن نیست.
انسان باید نفس خود را مهار کند و از این چیزها رها شود.
کسی که این کار را نکند، پیشرفتی نخواهد کرد.
ایمانش محکم نخواهد شد، بلکه حتی پسرفت خواهد کرد.
همانطور که میبینیم، دنیا پر از افرادی است که با خصومت با یکدیگر روبرو میشوند و سعی میکنند به یکدیگر بدی کنند.
به همین دلیل حال دنیا خوب نیست، به هیچ وجه.
اما به راستی، الله متعال، بندهای را خواهد فرستاد تا امور را اصلاح کند.
و این بنده، الحمدلله، مهدی موعود، علیه السلام، است.
منتظر او بودن، انشاءالله، خود عبادت است.
به او ایمان داشتن و منتظر او بودن، عبادت است.
حالا به اصطلاح علمایی و دیگران هستند که شبهه ایجاد میکنند و میگویند این درست است و آن درست نیست.
هدف آنها این است که مردم را گیج کنند، آنها را در ناامنی بیندازند و ایمانشان را تضعیف کنند.
اما مؤمن واقعی، همانطور که گفتیم، ایمان خواهد آورد.
الله قادر و متعال، قلبش را باز خواهد کرد.
او حقیقت را در قلبش آشکار خواهد کرد.
این نیز از الطاف الله قادر و متعال است.
باشد که خداوند این لطف را هرگز از ما دریغ نکند، انشاءالله.
باشد که آن را افزون کند.
هر چه خوبی بیشتر باشد، با برکتتر است.
گسترش بدی سودی ندارد، جز ضرر.
اما فراوانی خوبی و ایمان، نعمت است.
باشد که خداوند این نعمت را برای همیشه به ما عطا کند، انشاءالله.
2025-07-22 - Dergah, Akbaba, İstanbul
إِنَّ نَاشِئَةَ ٱلَّيۡلِ هِيَ أَشَدُّ وَطۡـٔٗا وَأَقۡوَمُ قِيلًا (73:6)
الله متعال میفرماید که عبادت در شب سختتر است.
همچنین برای انسان دشوارتر است.
بنابراین، کسی که در شب عبادت میکند، در مقایسه با کسی که در روز نماز میخواند، پاداش چند برابری دریافت میکند.
احمد البدوی بزرگوار میگوید که یک رکعت نماز در شب ارزشمندتر از نمازهایی است که در روز خوانده میشود.
او در مصر مدفون است و در همه جا افراد زیادی هستند که او را دوست دارند و از او پیروی میکنند.
ما نیز اینجا، به عنوان مهمانان او در درگاهش، تحت حمایت او هستیم.
احمد البدوی بزرگوار از اولیای الهی با قدرت معنوی والا بود و عاشقان بسیاری داشت.
او پیروان زیادی داشت.
البته تجلی معنوی با زمان تغییر میکند.
حتی اگر ما اینجا تعداد کمی باشیم، انشاءالله برکت او شامل حال ما خواهد شد.
بنابراین، طبق سخن زیبای او، یک رکعت نماز شبانه به اندازه هزار رکعت نماز در روز ارزش دارد.
چگونه نماز شب بخوانیم؟ کسی که قبل از خواب وضو میگیرد و دو رکعت نماز میخواند، شب را با نماز زنده کرده است (قیام اللیل).
اگر کسی بتواند کمی قبل از نماز صبح بیدار شود تا نماز تهجد و دیگر نمازهای مستحبی را بخواند، هر یک از این اعمال به منزله زنده کردن شب محسوب میشود.
ارزش این عبادت نزد الله محفوظ است.
فقط او میداند که پاداشی که الله میدهد چقدر بزرگ خواهد بود.
همچنین دعا در زمان تهجد، در حالی که مردم خواب هستند، از جمله دعاهایی است که مستجاب میشود.
الله متعال، اجر این عبادت را هم در دنیا و هم در آخرت میدهد.
برای اینکه انسان به آرامش درونی برسد، انجام این اعمال بسیار مهم است.
اینها واجب نیستند، بلکه عبادات مستحبی هستند؛ اما این اعمال مستحبی، قدرت معنوی و روحی انسان را تقویت میکنند.
و این قدرت معنوی بسیار مهمتر از قدرت مادی بدن است.
زیرا قدرت معنوی وسیلهای است که انسان با آن نفس خود را تربیت میکند.
اگر این قدرت نباشد، تغذیه بدن و برآورده کردن هر خواسته آن فایدهای ندارد. زیرا حیوانات نیز کاری جز خوردن، آشامیدن و چاق شدن انجام نمیدهند، بدون اینکه از آن سودی معنوی ببرند.
بنابراین، برای بهرهمندی معنوی، باید حداقل دو رکعت نماز قبل از خواب (قیام اللیل) و قبل از نماز صبح دو، چهار یا هشت رکعت - هر چقدر که میتوان - به عنوان نماز شب خواند. حتی اگر فقط دو رکعت نماز بخوانید، مانند این است که تمام شب را در حال نماز بودهاید.
سود آن بیشمار است.
باشد که الله این را برای همه ما میسر و آسان کند.
زیرا اکثر مردم میگویند: «من نمیتوانم بیدار شوم، نمیتوانم این کار را انجام دهم.» این به دلیل غلبه نفس است.
بنابراین، اگر انسان با نفس خود مبارزه کند و حداقل ۱۵-۲۰ دقیقه قبل از نماز صبح برای انجام این عبادت بیدار شود، کافی است.
بله، حتی اگر وقت نماز صبح رسیده باشد، اما هنوز نماز واجب را نخوانده باشید، میتوانید با اجازه الله نیت نماز تهجد کنید و آن را بخوانید.
باشد که خداوند به ما کمک کند و به ما قدرت دهد، انشاءالله.
2025-07-21 - Dergah, Akbaba, İstanbul
پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، میفرمایند:
«مؤمن دروغ نمیگوید.»
یک مؤمن ممکن است گناهان دیگری مرتکب شود، اما دروغ نمیگوید.
پشت دروغ، نیت بدی نهفته است.
شخص برای رسیدن به منفعتی دروغ میگوید، به همین دلیل دروغ گفتن از ویژگیهای یک مؤمن نیست.
یک مؤمن ممکن است گناهان دیگری مرتکب شود، اما باید همیشه بر راستی و درستی بماند.
او باید همیشه صادق باشد.
صادق بودن فضیلتی است که آبروی انسان را افزایش میدهد.
رتبهی او نزد الله بالا میرود.
و همچنین اعتبارش در میان مردم بیشتر میشود.
لقب پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، محمد امین بود.
یعنی «امین»؛ او به این معروف بود که هرگز دروغ نمیگوید.
به همین دلیل شهادت دروغ در اسلام از گناهان کبیره است.
حتی از بزرگترین گناهان محسوب میشود.
بسیاری از مردم دروغ گفتن را گناهی کوچک میدانند، در حالی که از بزرگترین گناهان است.
به عنوان مثال، گاهی شهادت دروغ سنگینتر از زنا است.
این گناه بسیار بزرگی است.
زیرا میتواند زندگی یک نفر را نابود کند یا حقی را به ناحق به کسی بدهد.
دادگاه را گمراه میکند.
و هر جا که دادگاه به اشتباه بیفتد، ظلم به وجود میآید.
در جایی که ظلم حاکم باشد، هیچ جامعهای نمیتواند شکوفا شود.
اعمال ناشی از طمع دنیوی، در نهایت برای فاعل آن خیری به همراه نخواهد داشت.
دروغ برای دروغگو به آتش تبدیل میشود.
بنابراین هر نوع دروغی گناه است.
باید از آن دوری کرد.
به همین دلیل گفته شده است: «النجاة فی الصدق».
یعنی: نجات در راستگویی است.
بعضیها ممکن است فکر کنند که میتوانند با دروغ گفتن خود را نجات دهند.
ممکن است در برابر مردم نجات یافته به نظر برسند، اما در آخرت راه فراری ندارند.
بنابراین باید توبه صادقانه کنند و طلب بخشش نمایند.
کسی که شهادت دروغ داده است، باید از کسی که به او آسیب رسانده است، طلب بخشش کند.
در غیر این صورت، بار گناه و عذاب او در آخرت بسیار سنگین خواهد بود.
خداوند ما را از این امر حفظ کند.
خداوند ما را از گمراه شدن از راه راست حفظ کند.
2025-07-20 - Dergah, Akbaba, İstanbul
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ (۴۹:۱۰)
الله، قادر مطلق و متعال، میفرماید: «مؤمنان فقط برادران یکدیگرند.»
پس بین برادرانتان صلح برقرار کنید.
اگر اختلافی بین آنها وجود دارد، این اختلاف را برطرف کنید، بین آنها میانجیگری کنید.
هر کس این کار را انجام دهد، رحمت خدا را به دست خواهد آورد.
ایمان، مرتبهای بالاتر از اسلام است. این امر به ویژه در مورد اهل طریقت صادق است.
هر کسی میتواند مسلمان باشد، اما مؤمن، یعنی واقعاً باایمان بودن، مرتبهای بالاتر است.
ایمان موهبتی بزرگ از جانب الله، قادر مطلق و متعال است و به هر کسی عطا نمیشود.
همه آن را ندارند.
انسان با تربیت نفس خود به ایمان میرسد و به این ترتیب صفت «مؤمن» را به دست میآورد.
این صفت مؤمن، صفتی است که هم مورد محبت الله، قادر مطلق و متعال، و هم مورد محبت پیامبر ما، صلی الله علیه و آله و سلم، است.
بهویژه کسانی که اهل طریقت هستند، باید تلاش کنند تا بر نفس خود غلبه کنند و به مرتبهی ایمان برسند.
در این راه کارهای زیادی برای انجام دادن وجود دارد.
با انجام دادن تدریجی این کارها، انسان به آن مرتبه میرسد.
آنگاه رحمت و لطف الهی شامل حال او خواهد شد.
زیرا بهترین چیز در این دنیا پول یا ثروت نیست، بلکه ایمان است.
زیرا هر کسی میتواند پول و ثروت داشته باشد؛ فرعون و نمرود هم داشتند.
ظالمترین و کافرترین مردم دنیا میتوانند ثروتمندترین باشند، اما این پول نه برای خودشان و نه برای دیگران فایدهای ندارد.
آنچه واقعاً مفید است، ایمان است.
اگر ایمان نداشته باشی، تمام دنیا چه ارزشی دارد؟
بنابراین کسی که مؤمن است باید بر نفس خود غلبه کند و مشکلات خود را با برادرانش حل کند.
بین افرادی که در یک راه هستند، باید محبت وجود داشته باشد.
پیامبر ما، صلی الله علیه و آله و سلم، نیز میفرماید که یک مؤمن با ایمان واقعی باید آنچه را که برای خود دوست دارد برای برادر مؤمن خود نیز دوست داشته باشد.
اما یک مسلمان، چه این محبت را داشته باشد چه نداشته باشد، مسلمان است و مسلمان میماند.
هر کس بگوید «لا اله الا الله» مسلمان است.
اما برای رسیدن به مقام والای ایمان، انسان باید نفس خود را کنترل و تربیت کند.
خداوند به همه ما توفیق دهد و ما را پیرو نفس خود قرار ندهد.
گاهی اوقات برخی چیزها برای انسان دشوار است.
اما اگر انسان این سختیها را تحمل کند و بندهای شود که مورد محبت خدا و رسولش قرار گیرد، این سختیها برایش گشایش ایجاد میکند.
به عنوان پاداش، هم در دنیا آسایش مییابد و هم در آخرت اجر و پاداش خود را دریافت میکند.
انشاءالله هیچ اختلافی بین مؤمنان وجود نداشته باشد، بلکه محبت و دوستی باشد.
2025-07-19 - Dergah, Akbaba, İstanbul
پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، میفرمایند: «المؤمن یألف و یؤلف».
یعنی: «مؤمن خوشبرخورد و با مردم خوشرفتار است.»
او به سرعت با دیگران ارتباط برقرار میکند و دیگران نیز به سرعت با او ارتباط برقرار میکنند.
انسانها ذاتاً شخصیتهای متفاوتی دارند. و همین توانایی کنار آمدن با این تفاوتهاست که مؤمن را متمایز میکند.
این ویژگی، ویژگیای است که مورد توجه و تقدیر اهل طریقت و پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، است؛ این یکی از ویژگیهای شخصیتی ایشان است.
بنابراین، یک مؤمن باید خوشبرخورد باشد و با مردم با مدارا رفتار کند.
هر انسانی ذاتاً شخصیت و استعداد متفاوتی دارد. اگر با این تفاوتها با مدارا برخورد نشود، از مقام معنوی فرد کاسته میشود.
زیرا ایمان وجود دارد و اسلام هم وجود دارد.
مؤمن وجود دارد و مسلمان هم وجود دارد.
مؤمن، واقعاً مؤمن در میان مسلمانان است.
در مورد مسلمان: چه خوشبرخورد باشد چه بدبرخورد، چه گناهکار باشد چه بدکار، همه آنها میتوانند بگویند: «من مسلمان هستم.»
اما در مورد مؤمن اینطور نیست.
مؤمن کسی است که با مردم خوب رفتار میکند، عبادات خود را انجام میدهد، در راه خدا گام برمیدارد، از کارهای حرام دوری میکند و در پی انجام کارهای نیک است.
به همین دلیل بیشتر احادیث شریف پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، کوتاه و مختصر بیان شدهاند تا به راحتی به خاطر سپرده شوند.
اگر انسان آنها را در زندگی خود به کار گیرد، هم به اجر و پاداش عظیمی دست مییابد و هم به آرامش درونی.
تمام سخنان، نصایح و دستورات پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، در نهایت به نفع و صلاح خود ماست.
باشد که خداوند به همه ما توفیق عمل به آنها را عنایت فرماید و انشاءالله این امر را برای ما میسر سازد.
2025-07-18 - Dergah, Akbaba, İstanbul
پیامبر ما، صلی الله علیه و آله و سلم، میفرماید:
قرآن بخوانید.
زیرا به ازای هر حرفی که از قرآن میخوانید، خداوند ده حسنه برای شما مینویسد، ده گناه شما را میآمرزد و درجه شما را ده برابر افزایش میدهد، این فرموده پیامبر ماست، صلی الله علیه و آله و سلم.
برای هر حرف... مثلاً اگر بگویید «الم».
الف یک حرف است، لام یک حرف است، میم نیز یک حرف است.
یعنی با خواندن این سه حرف، ۳۰ حسنه میگیرید، ۳۰ گناه شما بخشیده میشود و درجهتان ۳۰ برابر افزایش مییابد.
فقط به این فکر کنید که چند حرف در هر سطر، در هر صفحه وجود دارد... با همه اینها، حسنات و گناهان بخشیدهشدهای که خداوند متعال اعطا میکند، به هزاران میرسد.
بنابراین خواندن قرآن برای یک مسلمان سود زیادی دارد.
اما برخی از مردم میآیند و میگویند: «قرآن نخوانیم، چیزهای دیگر بخوانیم.» دلیلشان چیست؟
«قرآن به زبان عربی است، ما چیزی از آن نمیفهمیم.»
بعضیها حتی کتابهای زیادی مینویسند و میگویند: «قرآن نخوانید.»
«آنچه را که من نوشتهام، بخوانید.»
«کتاب من قرآن را توضیح و تفسیر میکند؛ این مهم است.»
آنها میگویند: «آنچه میفهمید، مهم است.»
نه، به هیچ وجه اینطور نیست.
چیزی که واقعاً مهم است، خواندن قرآن، کلام مبارک و مقدس خداوند متعال، همانطور که هست، است.
مهم نیست که آن را بفهمید یا نه.
مهم این است که آن را بخوانید، این کلمات را با دهان خود بیان کنید.
اگر میخواهید، از صبح تا شب این تفاسیر و آثار را بخوانید - حتی پاداش یک حرف از قرآن را هم نخواهید گرفت.
وضعیت به این صورت است.
به همین دلیل است که مردم اغلب گمراه میشوند.
میگویند: «من تفاسیر را میخوانم، این را میخوانم، آن را میخوانم.»
بخوانید.
هیچ کس مخالف آن نیست. اما اول قرآن بخوانید!
البته میتوان آن را با حروف لاتین نیز نوشت، اما نکته اصلی این است که تلفظ مطابق با اصل عربی باشد. اگر این تضمین شود، مهم نیست که با چه حروفی نوشته شده باشد.
بعلاوه، به جای گفتن «الحمدلله رب العالمین»، خواندن معنای آن، یعنی «ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است»، قطعاً فایده دارد. اما همانطور که گفته شد: حتی اگر تمام روز ترجمه را بخوانید، هرگز به پاداش خواندن یک حرف از قرآن نخواهید رسید.
شیطان تمام تلاش خود را میکند تا مردم را با فریب از این پاداشهای بزرگ دور نگه دارد.
کسانی که در این دام میافتند یا مستقیماً از شیطان پیروی میکنند، به دیگران میگویند: «چرا چیزی را میخوانی که نمیفهمی؟»
به هر حال هیچ کس نمیتواند به طور کامل بفهمد.
خداوند متعال به هر که بخواهد، هر چقدر که بخواهد، توضیح میدهد.
اگر بخواهد، به کسی که چیزی نمیداند نیز توانایی فهمیدن میدهد.
اگر نخواهد، کسی که فکر میکند همه چیز را میداند، چیزی نمیفهمد - اگر خدا نخواهد.
این نکته بسیار مهم است.
حالا مردم اغلب میگویند: «چرا به عربی میخوانیم؟ بگذارید نماز را هم به ترکی بخوانیم.»
«بگذارید آن را به انگلیسی، به فرانسوی، به زبانی که میفهمیم، بخوانیم.»
نه، این موضوع آنطور که شما فکر میکنید، نیست.
به هر حال، بیشتر کسانی که چنین چیزهایی میگویند، افرادی هستند که هیچ ارتباطی با نماز، دین و ایمان ندارند.
بسیاری فقط برای خراب کردن دین و ایمان چنین حرفهایی میزنند.
گروهی هم هستند که میگویند «ما هم مسلمان هستیم»، اما نمیخواهند با طریقت کاری داشته باشند.
شیطان آنها را نیز فریب داده است؛ آنها را وادار کرده است که طبق تصورات خودشان فکر کنند.
آنها میگویند: «قرآن نخوانید، چیزهای دیگر بخوانید، این مهمتر است.»
حالا مردم باید بیدار شوند.
آنها باید بفهمند که از راه منحرف شدهاند.
اگر کسی به جای قرآن چیز دیگری بخواند و بگوید «این میتواند جایگزین آن شود»، ایمانش به خطر میافتد، خدا حفظ کند.
خداوند ما را اهل قرآن قرار دهد.
زیرا بزرگترین فایده در قرآن است.
گروهی هم هستند که دقیقاً برعکس این را ادعا میکنند: «فقط قرآن برای ما کافی است»، و آنها در دام دیگری از شیطان افتادهاند.
آنها یا جاهلانی هستند که چیزی نمیدانند، یا مستقیماً به یاران شیطان تبدیل شدهاند.
زیرا قرآن کریم از طریق دهان پیامبرمان به ما منتقل شده است.
احادیث شریف و زندگی خود پیامبرمان تفسیر قرآن است.
کسی که میگوید ما قرآن را بدون سنت میفهمیم، در واقع پیامبرمان را قبول ندارد.
خدا حفظ کند.
در آخرالزمان آزمایشهای زیادی وجود دارد.
بنابراین انسان باید هوشیار باشد.
برای هوشیار بودن و تشخیص درست از نادرست، باید از یک مرشد پیروی کرد.
بنابراین، برای اینکه مسلمانان در راه راست که به پیامبرمان منتهی میشود، باقی بمانند، طریقت لازم است.
خداوند ما را از راه راست منحرف نکند.
2025-07-17 - Dergah, Akbaba, İstanbul
پیامبر ما، صلی الله علیه و آله و سلم، میفرماید:
قرآن بخوانید.
زیرا به ازای هر حرفی که از قرآن میخوانید، خداوند ده حسنه برای شما مینویسد، ده گناه شما را میآمرزد و درجه شما را ده برابر افزایش میدهد، این فرموده پیامبر ماست، صلی الله علیه و آله و سلم.
برای هر حرف... مثلاً اگر بگویید «الم».
الف یک حرف است، لام یک حرف است، میم نیز یک حرف است.
یعنی با خواندن این سه حرف، ۳۰ حسنه میگیرید، ۳۰ گناه شما بخشیده میشود و درجهتان ۳۰ برابر افزایش مییابد.
فقط به این فکر کنید که چند حرف در هر سطر، در هر صفحه وجود دارد... با همه اینها، حسنات و گناهان بخشیدهشدهای که خداوند متعال اعطا میکند، به هزاران میرسد.
بنابراین خواندن قرآن برای یک مسلمان سود زیادی دارد.
اما برخی از مردم میآیند و میگویند: «قرآن نخوانیم، چیزهای دیگر بخوانیم.» دلیلشان چیست؟
«قرآن به زبان عربی است، ما چیزی از آن نمیفهمیم.»
بعضیها حتی کتابهای زیادی مینویسند و میگویند: «قرآن نخوانید.»
«آنچه را که من نوشتهام، بخوانید.»
«کتاب من قرآن را توضیح و تفسیر میکند؛ این مهم است.»
آنها میگویند: «آنچه میفهمید، مهم است.»
نه، به هیچ وجه اینطور نیست.
چیزی که واقعاً مهم است، خواندن قرآن، کلام مبارک و مقدس خداوند متعال، همانطور که هست، است.
مهم نیست که آن را بفهمید یا نه.
مهم این است که آن را بخوانید، این کلمات را با دهان خود بیان کنید.
اگر میخواهید، از صبح تا شب این تفاسیر و آثار را بخوانید - حتی پاداش یک حرف از قرآن را هم نخواهید گرفت.
وضعیت به این صورت است.
به همین دلیل است که مردم اغلب گمراه میشوند.
میگویند: «من تفاسیر را میخوانم، این را میخوانم، آن را میخوانم.»
بخوانید.
هیچ کس مخالف آن نیست. اما اول قرآن بخوانید!
البته میتوان آن را با حروف لاتین نیز نوشت، اما نکته اصلی این است که تلفظ مطابق با اصل عربی باشد. اگر این تضمین شود، مهم نیست که با چه حروفی نوشته شده باشد.
بعلاوه، به جای گفتن «الحمدلله رب العالمین»، خواندن معنای آن، یعنی «ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است»، قطعاً فایده دارد. اما همانطور که گفته شد: حتی اگر تمام روز ترجمه را بخوانید، هرگز به پاداش خواندن یک حرف از قرآن نخواهید رسید.
شیطان تمام تلاش خود را میکند تا مردم را با فریب از این پاداشهای بزرگ دور نگه دارد.
کسانی که در این دام میافتند یا مستقیماً از شیطان پیروی میکنند، به دیگران میگویند: «چرا چیزی را میخوانی که نمیفهمی؟»
به هر حال هیچ کس نمیتواند به طور کامل بفهمد.
خداوند متعال به هر که بخواهد، هر چقدر که بخواهد، توضیح میدهد.
اگر بخواهد، به کسی که چیزی نمیداند نیز توانایی فهمیدن میدهد.
اگر نخواهد، کسی که فکر میکند همه چیز را میداند، چیزی نمیفهمد - اگر خدا نخواهد.
این نکته بسیار مهم است.
حالا مردم اغلب میگویند: «چرا به عربی میخوانیم؟ بگذارید نماز را هم به ترکی بخوانیم.»
«بگذارید آن را به انگلیسی، به فرانسوی، به زبانی که میفهمیم، بخوانیم.»
نه، این موضوع آنطور که شما فکر میکنید، نیست.
به هر حال، بیشتر کسانی که چنین چیزهایی میگویند، افرادی هستند که هیچ ارتباطی با نماز، دین و ایمان ندارند.
بسیاری فقط برای خراب کردن دین و ایمان چنین حرفهایی میزنند.
گروهی هم هستند که میگویند «ما هم مسلمان هستیم»، اما نمیخواهند با طریقت کاری داشته باشند.
شیطان آنها را نیز فریب داده است؛ آنها را وادار کرده است که طبق تصورات خودشان فکر کنند.
آنها میگویند: «قرآن نخوانید، چیزهای دیگر بخوانید، این مهمتر است.»
حالا مردم باید بیدار شوند.
آنها باید بفهمند که از راه منحرف شدهاند.
اگر کسی به جای قرآن چیز دیگری بخواند و بگوید «این میتواند جایگزین آن شود»، ایمانش به خطر میافتد، خدا حفظ کند.
خداوند ما را اهل قرآن قرار دهد.
زیرا بزرگترین فایده در قرآن است.
گروهی هم هستند که دقیقاً برعکس این را ادعا میکنند: «فقط قرآن برای ما کافی است»، و آنها در دام دیگری از شیطان افتادهاند.
آنها یا جاهلانی هستند که چیزی نمیدانند، یا مستقیماً به یاران شیطان تبدیل شدهاند.
زیرا قرآن کریم از طریق دهان پیامبرمان به ما منتقل شده است.
احادیث شریف و زندگی خود پیامبرمان تفسیر قرآن است.
کسی که میگوید ما قرآن را بدون سنت میفهمیم، در واقع پیامبرمان را قبول ندارد.
خدا حفظ کند.
در آخرالزمان آزمایشهای زیادی وجود دارد.
بنابراین انسان باید هوشیار باشد.
برای هوشیار بودن و تشخیص درست از نادرست، باید از یک مرشد پیروی کرد.
بنابراین، برای اینکه مسلمانان در راه راست که به پیامبرمان منتهی میشود، باقی بمانند، طریقت لازم است.
خداوند ما را از راه راست منحرف نکند.
2025-07-16 - Dergah, Akbaba, İstanbul
وَأَنِيبُوٓاْ إِلَىٰ رَبِّكُمۡ وَأَسۡلِمُواْ لَهُ (39:54)
الله متعال و قدرتمند فرمان میدهد: «به سوی الله بازگردید.»
تسلیم او شوید.
اگر اشتباهی کردهاید، از آن اشتباه برگردید، الله متعال و قدرتمند فرمان میدهد.
راه الله روشن، واضح و آشکار است.
این راه را بروید.
اگر از راههای دیگر منحرف شدهاید، فریب خوردهاید، به سوی الله بازگردید.
الله توبه را میپذیرد و میبخشد.
اگر راه بدی را در پیش گرفتهاید، بر آن راه اصرار نورزید.
زیرا اصرار و لجاجت نشانه کفر است.
لجاجت از ویژگیهای کافر است.
اما یک مسلمان حقیقت را میپذیرد و در طرف حق میایستد.
برای کافر هر چه نشان دهید یا بگویید، سودی ندارد.
هر چقدر هم به او بگویید «این درست است، این غلط است»، باز هم عقیده باطل خودش را میپذیرد.
به همین دلیل افراد فریب خورده زیاد هستند.
کسانی هستند که از افراد خاصی پیروی میکنند، آنها را «مسلمان» میدانند و به این ترتیب از راه منحرف میشوند.
آنها نیز باید به راه راست بازگردند.
راه راست، راهی است که پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) نشان داده است.
این راه، انسان را هم در دنیا و هم در آخرت به سعادت میرساند.
این مهمترین چیز است.
متأسفانه محیط اطراف پر از افراد فریب خورده مختلف است.
دوباره به مهدی (علیه السلام) برمیگردیم.
افراد زیادی هستند که ادعا میکنند «من مهدی هستم».
چنین افرادی را هر روز میبینیم.
بیشتر آنها یا دچار اختلال روانی هستند یا دیوانه.
افراد زیادی هستند که ادعاهایی مانند «من مهدی هستم، من عیسی هستم» مطرح میکنند.
البته همه این ادعاها را نمیپذیرند.
اما برخی، جماعتهای بزرگی را دور خود جمع میکنند و اعلام میکنند «مهدی ظهور کرده است».
آنها ادعا میکنند که مهدی صد، پنجاه سال پیش ظهور کرده است.
اگر مهدی (علیه السلام) در آن زمان ظهور کرده بود، باید سایر نشانههای بزرگ آخرالزمان نیز به ترتیب میآمدند.
به این ترتیب مردم فریب میخورند.
در حالی که نشانههای بزرگی وجود دارد که نه با اشاره، بلکه به طور مستقیم اتفاق خواهند افتاد.
مهدی (علیه السلام) یکی از نشانههای بزرگ آخرالزمان است، اما نشانههای دیگری نیز وجود دارند که پس از او خواهند آمد.
دابة الارض ظاهر خواهد شد، خورشید از غرب طلوع خواهد کرد، یأجوج و مأجوج پدیدار خواهند شد.
اینها نشانههای بزرگ آخرالزمان هستند.
این دنیا جاودانه نخواهد بود، آن هم پایانی دارد.
بنابراین، پیروی از کسانی که با گفتن «من مهدی هستم» مردم را فریب میدهند، انحراف از راه است.
به راه بازگردید!
مهدی (علیه السلام) هنوز ظهور نکرده است.
وقتی او ظهور کند، همه خواهند دانست - نه سه یا پنج نفر، نه هزار یا ده هزار نفر، بلکه میلیونها نفر، همه دنیا خواهند دانست.
مهدی (علیه السلام) ظهور خواهد کرد، و دجال نیز ظهور خواهد کرد.
گروههایی نیز هستند که منتظر دجال هستند و از او پیروی خواهند کرد.
حتی آنها از این افراد فریب خورده باهوشترند.
الله متعال و قدرتمند کسانی را که در گمراهی هستند، صدا میزند: «انیبو، برگردید، برگردید!»
به سوی الله بازگردید!
این موضوع به افراد مربوط نیست.
راه روشن است، همه چیز واضح است.
شما که در گمراهی هستید، بر اشتباه خود اصرار نورزید.
اصرار و لجاجت نشانه کفر است؛ به آن نزدیک نشوید، این کار را نکنید.
باشد که الله عقل و بصیرت بدهد و به راه راست بازگرداند.
اینها سخنان ما بود، انشاءالله.
2025-07-15 - Dergah, Akbaba, İstanbul
الله متعال و بلندمرتبه میفرماید: هر کس باید در حیطهی دانشی که دارد، عمل کند.
خداوند هر انسانی را متفاوت آفریده است.
او هر که را بخواهد، بالا میبرد و هر که را بخواهد، پایین میآورد.
این خواست خداوند متعال و بلندمرتبه است.
هیچ کس نمیتواند با تکیه بر توانایی خود، ارتقا یابد.
اگر خداوند بخواهد کسی را بالا ببرد، برای آن دلیلی میآفریند.
به همین ترتیب، اگر بخواهد کسی را پایین بیاورد، دلیلی برای آن میآفریند.
انسانی که صادقانه و خالصانه در راه خدا گام برمیدارد، همواره در حال صعود است.
این صعود، یک صعود معنوی است.
وقتی کسی از نظر معنوی ارتقا مییابد، مادیات برایش بیاهمیت میشود.
خداوند به هر نحوی، بندهای را که باید خدمت کند، بالا میبرد.
اگر انسان نخواهد خدمت کند و با خدا مخالفت ورزد، خداوند او را رسوا و شرمنده میکند.
چنین انسانی به جای کمک به مردم، به آنها ضرر میرساند.
بنابراین، مردم باید با خدا باشند.
آنها نباید دنیا را در این امر دخالت دهند.
آنها باید خدمت خود را برای رضای خدا انجام دهند.
آنها باید برای رضای خدا به مردم سودمند باشند.
کسی که به مردم سودمند است، محبوبترین و مقبولترین بنده نزد خداست.
پیامبر ما (صلی الله علیه و آله) میفرمایند: «بهترین شما کسی است که برای مردم بهتر باشد.»
بنابراین، یک مؤمن باید بداند چه میکند.
او نباید کورکورانه از کسی پیروی کند و در این راه نابود شود.
بزرگترین نمونهی آن، اتفاقاتی است که سالها پیش رخ داده است.
منحرف کردن مردم از راه خدا، نه برای رضای او، بلکه برای منفعت شخصی با ظاهرسازی، برای انسان خیری ندارد، بلکه شر است.
کسی که برای رضای خدا خدمت میکند، مورد قبول خدا قرار میگیرد.
زیرا این کار فقط مربوط به دنیا نیست، بلکه آخرت هم دارد.
«تو این همه انسان را به نام اسلام از راه منحرف کردی» - برای این کار باید پاسخگو باشی.
تو هم دنیای آنها را و هم آخرتشان را تباه کردی؛ برای این کار باید در آخرت در پیشگاه خدا پاسخگو باشی.
خداوند همه ما را حفظ کند و نگذارد از نفس خود پیروی کنیم.
شیوخ ما و مولانا شیخ ناظم میفرمودند: فرعونها همیشه وجود دارند.
فرعون با گفتن «من خدای بزرگ شما هستم» فخرفروشی کرد و هلاک شد.
کسانی که از او پیروی کردند نیز با او هلاک شدند.
بنابراین، فتنه در این راه، بلا و مصیبت بزرگی است.
فتنه وقتی ظاهر میشود، مردم را فریب میدهد و حتی هدایتیافتگان را از راه به در میکند.
خدا را شکر اهل طریقت به دنیا نگاه نمیکنند، بلکه به خدمت مینگرند.
کسی که از اهل طریقت باشد، به کسی بدی نمیکند.
کسانی که بدی میکنند، کسانی هستند که با شیطان و نفس خود همپیمان شدهاند.
آنها کسانی هستند که نفس خود را میپرستند و آن را بزرگ میشمارند.
همانطور که گفته شد، همیشه یک فرعون وجود دارد.
افراد زیادی هستند که نفس خود را بزرگ میدانند، خود را برتر میپندارند و مردم از آنها پیروی میکنند و هلاک میشوند.
بنابراین، اگر کسی هنوز در دلش شکی دارد، خداوند او را حفظ کند و این شک را از دلش برطرف سازد.
راه درست، روشن است.
چیزی که درست است، آشکار است.
راه خدا، راه طریقت، راهی که ما آن را طریقت مینامیم، به معنی مسیر است؛ این راه به سوی خداست.
پایان کسانی که طریقت ندارند، بیشک به شیطان ختم میشود.
میگویند: «هر کس شیخی نداشته باشد، شیخش شیطان است» و این حقیقت است.
خداوند ما را حفظ کند.
زیرا همانطور که گفته شد، شیطان آرام نمیگیرد؛ او همیشه حاضر است.
از زمان حضرت آدم (علیه السلام)، شیطان با انواع حیلهها، نیرنگها و دامها سعی در منحرف کردن مردم از راه خدا دارد.
بنابراین، خداوند ما را حفظ کند، خداوند ما را از شر آنها در امان بدارد.
شیطان، همانطور که مولانا شیخ ناظم ما میفرمودند، هرگز بازنشسته نمیشود.
فقط اگر او بازنشسته شود، مردم میتوانند آرامش پیدا کنند، اما او بازنشسته نمیشود.
بنابراین باید مراقب بود.
فرعونهای زیادی وجود دارند؛ فکر نکنید که چون یکی رفته، کار تمام شده است - هنوز تعداد زیادی از آنها وجود دارد.
هر بار به شکلهای مختلف در مقابل مردم ظاهر میشوند.
بنابراین باید هوشیار بود.
هر روز از جایی شکایتی میرسد: «این مرد این کار را کرده، آن مرد آن کار را کرده است.»
از همان ابتدا در مورد آن مرد تحقیق و بررسی کنید که خوب است یا بد و بر اساس آن عمل کنید.
خداوند همه ما را حفظ کند و از فریب در امان بدارد.
خداوند ما را از راه راست منحرف نکند.
2025-07-14 - Dergah, Akbaba, İstanbul
إِنَّ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانَ يَهۡدِي لِلَّتِي هِيَ أَقۡوَمُ وَيُبَشِّرُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ (17:9)
الله متعال و جلیل، در این آیه کریمه اعلام میفرماید که قرآن کتابی است که به حقترین و زیباترین راه هدایت میکند.
این کتاب که از جانب الله نازل شده، در دنیا بینظیر است.
این کلمات مبارک که الله متعال و جلیل با آنها بشر را خطاب قرار میدهد، بدون تغییر به ما رسیده تا برای همه انسانها مفید باشد.
هر آنچه در دنیا وجود دارد - برای انسان، برای حیوانات، برای جمادات - هر نوع دانش و اطلاعاتی در آن موجود است.
الله متعال و جلیل اعلام میفرماید که او به حقترین راه هدایت میکند.
حال، اگر قرآن چنین ویژگیهایی دارد، ما چگونه از آن بهرهمند خواهیم شد؟
بعضی از مردم ارزش آن را نمیدانند.
این قرآن از طریق پیامبر ما، صلی الله علیه و آله وسلم، به مردم ابلاغ شده است.
بر پیامبر ما، صلی الله علیه و آله وسلم، نازل شده است، پروردگار ما آن را دریافت کرده و سپس به مردم نشان داده و به آنها ابلاغ کرده است.
این وضعیت تا به امروز ادامه داشته و تا ابد ادامه خواهد داشت.
البته معنای آن را نیز پیامبر ما، صلی الله علیه و آله وسلم، برای ما توضیح داده است.
اگرچه پیامبر ما، صلی الله علیه و آله وسلم، بیشتر آن را توضیح داده است، اما مردم از دانش و تفسیر او فقط چیزی مانند قطرهای از اقیانوس را توانستهاند برداشت کنند.
حالا بعضی از مردم بلند میشوند و میگویند: «قرآن همه چیز را نشان میدهد، ما از آن پیروی میکنیم، حکم را از آن میگیریم.»
آنها از همان ابتدا اشتباه میکنند.
این قرآن از طریق دهان مبارک پیامبر ما، صلی الله علیه و آله وسلم، به ما منتقل شده است.
احادیث نیز از دهان مبارک او صادر شده است.
یعنی تفسیر قرآن توسط پیامبر ما، صلی الله علیه و آله وسلم، انجام شده و همچنان ادامه دارد.
اما فقط به شیوهای که او نشان داده است.
هیچ کس نمیتواند به دلخواه خود تفسیر کند و بگوید: «قرآن این را گفته، آن را گفته.»
علم او چیز دیگری است.
جایی که او به آن اشاره میکند، چیز دیگری است.
مسلماً اگر یک فرد جاهل قرآن را باز کند و بگوید: «من هر چه قرآن میگوید انجام میدهم»، از همان ابتدا اشتباه کرده و به گناه افتاده است.
زیرا تفسیر قرآن آسان نیست و هر کسی نمیتواند آن را انجام دهد.
زیرا با تفسیرهای نادرست، انسان هم به خودش و هم به مسلمانان آسیب میرساند.
اما به اسلام نمیتواند آسیبی برساند.
هیچ چیز نمیتواند به اسلام آسیب برساند.
اما به مسلمانان میتواند.
زیرا میتواند حق را باطل جلوه دهد.
بنابراین لازم است قرآن را آنگونه که پیامبر ما، صلی الله علیه و آله وسلم، نشان داده است بخوانیم و از علمای دین که در این راه هستند پیروی کنیم.
ما نمیتوانیم این کار را به دلخواه خود انجام دهیم.
اگر این کار را بکنیم، به گناه میافتیم.
این هم وجود دارد.
پیامبر ما، صلی الله علیه و آله وسلم، حدیثی دارند: «هیچ کس نباید به دلخواه خود تفسیر کند.»
هر کس این کار را بکند، به گناه افتاده است.
خداوند ما را حفظ کند.
این فتنههای آخرالزمان زیاد است؛ هر روز چیز جدیدی میشنویم.
این آخرین مرحله جهل است.
در آخرالزمان، مردم به آخرین مرحله جهل رسیدهاند.
منطق، عقل - دیگر چنین چیزی وجود ندارد.
همه چیز را آلوده کردهاند، حالا میخواهند به این هم دست درازی کنند.
خداوند ما را حفظ کند.
خداوند هیچ یک از ما را از راه راست منحرف نکند.