السلام عليكم ورحمة الله وبركاته أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. والصلاة والسلام على رسولنا محمد سيد الأولين والآخرين. مدد يا رسول الله، مدد يا سادتي أصحاب رسول الله، مدد يا مشايخنا، دستور مولانا الشيخ عبد الله الفايز الداغستاني، الشيخ محمد ناظم الحقاني. مدد. طريقتنا الصحبة والخير في الجمعية.
اللّه، بزرگ و باشکوه، به پیامبر – صلح و برکات بر او – موهبتهای بسیاری داده است.
به پیامبر موهبتهایی داده شد که به هیچ پیامبر دیگری داده نشد، هر کدام از آنها ارزشمندتر از همه هدایایی است که به پیامبران دیگر داده شده بود.
هر کدام به خودی خود ارزشمند است.
اللّه، بزرگ و باشکوه، همه این موهبتها را برای پیامبر نگه داشته؛ آنها هدیهای به امتش، به همه کسانی که از او پیروی میکنند، هستند.
این هدیهای از جانب اللّه است.
اللّه، بزرگ و باشکوه، میفرماید: «آن را بپذیرید، این هدیه من به شماست.»
از احترام به پیامبر ما این هدیهای برای همه شماست.
تا هر کس بتواند آن را بپذیرد و از آن بهرهمند شود.
اما مردم این هدیه را کنار میگذارند و به جای آن چیزهای بیارزش، زباله و بدیها را میخواهند.
آنها به آن توجهی نمیکنند.
یکی از این موهبتها سوره فاتحه، سوره حمد، آن هفت آیه مکرر است (سبع المثانی).
«أُعطیتُ سبع المثانی»
اللّه این هفت آیه زیبا را به پیامبر ما داده است.
ارزش آنها بسیار بزرگ است.
آنها راه به سوی هر خوبی هستند.
آنها آغاز هستند، دروازه قرآن شریف هستند.
از طریق آنها وارد میشوید.
حتی نماز هم بدون آنها ممکن نیست.
نماز بدون قرائت فاتحه معتبر نیست.
اگر آنها را عمداً ترک کنی، نمازت باطل خواهد بود.
اگر به خاطر فراموشی اتفاق افتاد، سجده جبران انجام میشود، اما یک نماز بدون فاتحه همچنان باطل میماند.
نمیتوان ورود به قرآن را بدون فاتحه تصور کرد.
آن کلید هر نوع خوبی است، آن شفا است، آن نور است، آن اعتقاد را تقویت میکند.
پس در آن معجزات بیشماری نهفته است، ارزش آن بینهایت است.
اللّه، بزرگ و باشکوه، این را به ما عطا کرده است.
این برای همه کسانی که از پیامبر – صلح و برکات بر او – پیروی میکنند، هدیه بزرگی است.
برای کسی که ارزش آن را میشناسد، این هدیه حتی ارزشمندتر است.
کسی که ارزش آن را نمیشناسد، به خود آسیب میزند.
او نمیتواند از آن بهره ببرد.
اگر فاتحه را قرائت نکند، اگر به فاتحه توجه نکند، هیچ کدام از اعمال او پذیرفته نخواهد شد.
حتی بعد از دعاها، فاتحه قرائت میشود تا آن دعاها اجابت شوند.
این هدیه بزرگ، که اللّه، بزرگ و باشکوه، توسط پیامبر به امت محمد – صلح و برکات بر او – داده است، شفا است.
آن راه به سوی هر زیبایی است.
به همین دلیل، قرائت فاتحه یک نوع عبادت است که هر انسانی باید به شدت انجام دهد.
نماز بدون آن اساساً معتبر نیست.
علاوه بر این، اگر در هر فرصتی فاتحه قرائت شود، چهل بار فاتحه قرائت شود و به درون آب دمیده شود، آن آب به یک داروی درمانی تبدیل میشود.
کتابها کافی نخواهند بود تا برکت فاتحه را به طور کامل توصیف کنند.
سپاس به اللّه، بزرگ و باشکوه، که ما را به اعضای امت محمد تبدیل کرده است.
ما هدیه او را دریافت کردهایم.
باشد که اللّه آن را ماندگار کند.
باشد که او آن را ماندگار کند، انشاءالله.
باشد که او آن را به کسانی که نمیدانند، بیاموزد و به آنها اعطا کند.
باشد که این به همه تخصیص یابد، انشاءالله.
python3.9 04_into_all_txt.py
2025-04-02 - Lefke
ای کسانی که ایمان آوردهاید، اگر فاسقی خبری برای شما آورد، بررسی کنید، مبادا به نادانی به قومی آسیبی رسانید و از کار خود پشیمان شوید.
الله، عظیم و بلندمرتبه میفرماید: اگر خبری شنیدید یا چیزی دریافتید، آن را به دقت بررسی کنید.
تا مبادا اشتباه باشد و اطلاعات نادرست به شما داده نشود.
وگرنه شتابزده عمل میکنید و بعداً پشیمان میشوید.
به همین دلیل باید تمام امور را به دقت بررسی کرد.
چه موضوع خودتان باشد یا دیگری، چه مسئلهای از جامعه یا فرقه باشد – شما باید تنها هنگامی بگویید «چنین است» که در همه چیز کاملاً مطمئن باشید.
آنگاه شما دیگر مسئولیت نخواهید داشت.
مسئلهٔ طریقت دقیقاً همین است: مردم برای رضای الله به طریقت میآیند.
آنها دری را پیدا میکنند که از انحرافات دنیوی دور بمانند.
آنها میآیند تا به این در وابسته شوند.
کسانی که با نیت پاک میآیند، گاهی در داخل با افراد ناآگاه برخورد میکنند.
آنها را خاص میپندارند و کورکورانه از آنها پیروی میکنند.
در حالی که باید آنها را زیر سؤال ببرند و دقیقا بررسی کنند.
اما این جویندگان بیگناه هستند، چون آمدهاند تا به در Allah برسند.
آنها به درگاه، مدرسه و مسجد آمدهاند.
این مکانها برای رضای الله خدمت میکنند.
اما فکر نکنید که در آنجا هیچ چیز بدی رخ نخواهد داد.
این اتفاق نیز میتواند آنجا بیفتد.
این همه جا اتفاق میافتد.
مقدسترین مکان کعبه است، و حتی در مسجد الحرام این اتفاق میافتد.
هر عمل خوبی که آنجا انجام میشود، صد هزار برابر ثواب دارد.
اما حتی گناه نیز صد هزار برابر محاسبه میشود.
حتی دور حجر الأسود هم سرقتهایی انجام میشود.
پول زائران را دزدیده میشود.
این حتی آنجا هم اتفاق میافتد.
این میتواند در درگاهها هم رخ دهد.
بنابراین تنها به دلیل آمدن به درگاه غافل نشوید.
باید با دقت مشاهده کنید که این شخص چه کسی است، چگونه رفتار میکند و چه کارهایی انجام میدهد.
آیا میتوان به سخن این شخص اعتماد کرد یا نه؟
باید این را بررسی کنید تا واقعاً بهرهمند شوید.
ما نیز اینجا برای بهرهمندی همه به خاطر رضای الله هستیم.
ما اینجا به فرمان او هستیم.
اگر انسانها با نیتهای بد یا بدون نیت صادقانه یا بدون ذهن روشن شنیده شوند و راهی نادرست را انتخبا کنند، ما را ناراحت میکند.
به همین دلیل گاهی، اگر با تکرار تذکرها بهبودی حاصل نشد، نامهای آنها را به صراحت برای حفظ جامعه ذکر میکنیم، حتی اگر این یک فاشسازی باشد.
این تنها برای حفظ مردم انجام میشود.
تمجید وجود دارد و نکوهش وجود دارد.
کسی که ارزش تمجید را نمیفهمد، سزاوار نکوهش است.
تمجید به معنای توضیح با کلمات دوستانه است.
اما اگر او نفهمد، باید کلمات واضحتری پیدا کنید.
شما باید او را اصلاح کنید تا به تازهواردان آسیب نرساند.
به سود مردم هر کاری میتوان انجام داد.
در فقه اسلامی نیز مجازات وجود دارد.
پاداش هم وجود دارد.
به همین دلیل گاهی عکسها و نامهای افراد خاص عمومی میشود.
این برای این نیست که ما از آن لذت ببریم یا خوشمان بیاید.
ما این کار را از روی ضرورت انجام میدهیم تا نه این شخص آسیب ببیند و نه دیگران آسیب ببینند یا به گناه بیفتند.
این برای این است که جامعه نیز آسیب نبیند.
به همین دلیل باید محتاط باشید.
وقتی به یک درگاه وارد میشوید، باید مراقب باشید که مردم آنجا چه کسانی هستند و چگونه رفتار میکنند، تا در حالی که به دنبال منفعت روحانی هستید دچار آسیب نشوید.
این یک نکته مهم است.
حتی در زمان پیامبرمان، رحمت و درود بر او باد، چنانکه الله، عظیم و بلندمرتبه آشکار کرده، چنین شرایطی وجود نداشت وقتی پیامبرمان، رحمت و درود بر او باد، در مکه بود.
زیرا مکه در آن زمان مکان سختی بود.
هنگامی که او به مدینه آمد، منافقان افزایش یافتند.
اگر منافق مسلمانی نباشد، وضعیت او دشوار خواهد بود.
اینها مردمی هستند که به ظاهر شبیه مسلمانان هستند، اما در دل دشمنان اسلام هستند.
به همین دلیل وجود داشتند – در هر زمان و هر مکانی وجود دارند.
پیامبرمان، رحمت و درود بر او باد، آنها را میشناخت.
یاران نیز اکثر آنها را میشناختند.
گاهی نامهای آنها را میبردند، گاهی نه.
حتی در قرآن کریم وضعیتهایشان توصیف شده است.
به همین دلیل یاران نیز تذکر داده شدند که هشیار باشند.
به همین دلیل در درگاهها باید به ویژه هوشیار بود.
ممکن است منافقان، ناآگاهان، احمقان یا افراد نابکار در میانشان باشند.
بنابراین باید در هنگام ورود بپرسید و به دقت نگاه کنید.
باید از افراد مشکوک دوری کنید.
این بدین معنی است که اگر آسیبی نباشد، ما امروز این را بر زبان نمیآوریم.
اما کارهای زیادی به ضرر جامعه انجام شدهاند.
و برخی هم هیچ نصیحتی را نمیفهمند.
آنها اصلاً نمیفهمند.
بنابراین مواظب خودتان باشید.
امیدوارم Allah ما را حفظ کند.
امیدوارم Allah این مردم را هدایت کند.
این یک طریقت است.
مردم برای پاک شدن میآیند.
بااینحال برخی میآیند تا فساد به پا کنند.
الله به ما کمک کند.
ما حقیقت را خواهیم گفت، ما حق را بیان میکنیم.
ما از هیچکس عصبانی نیستیم، ما از هیچکس نمیترسیم.
الله به ما کمک کند.
الله با راستگویان است.
در مورد بزهکاران Allah، عظیم و بلندمرتبه میفرماید:
وَلَا يَحِيقُ ٱلۡمَكۡرُ ٱلسَّيِّئُ إِلَّا بِأَهۡلِهِۦۚ
قصد و نیت بدِ یک بدکار به خود او بازمیگردد.
بدی خودش به او بازمیگردد.
امیدوارم Allah کمک کند و بهبود بخشد تا به او بازنگردد.
امیدوارم او توبه کند و استغفار کند، انشاءالله.
2025-04-01 - Lefke
پیامبر ما، صلی اللہ علیه و آله سلم، میفرمایند:
من حسن اسلام المرء، تركه ما لا يعنيه.
این به چه معناست؟ چه چیزی یک انسان، یک مسلمان را به یک مسلمان خوب تبدیل میکند؟ اینکه به مسائلی که به او مربوط نمیشود دخالت نکند.
او نباید به سادگی دخالت کند.
زیرا هنگامی که به مسائلی که به تو مربوط نیست دخالت میکنی، با مسائلی روبرو میشوی که آنها را نمیفهمی.
حتی اگر چیزی باشد که تو آن را میفهمی، بعضی از مردم ممکن است از دخالت تو خوششان نیاید.
آنگاه دخالت میکنی، توصیههایی میدهی و مردم را با آنها گیج میکنی.
در نهایت ذهن خودت گیج خواهد شد.
به همین دلیل برای انسان خوب است که در مسائلی که به او مربوط نیست دخالت نکند.
برای یک مسلمان حتی بهتر است، پیامبر، صلی اللہ علیه و آله سلم، میفرمایند.
در زمان امروز وضع برعکس است، همه در همه چیز دخالت میکنند.
همه فکر میکنند که همه چیز را میدانند.
گویا در سیاست، اقتصاد، تجارت، مسائل آموزشی، کاشت و برداشت تخصص دارند.
در واقع در هیچ یک از این زمینهها دانش واقعی وجود ندارد.
کسی که فکر میکند همه چیز را میداند، در حقیقت هیچ چیز نمیداند.
تو باید چیزی را واقعاً بفهمی تا وقتی از تو پرسیدند، بتوانی به درستی آن را انجام دهی.
فقط در آن صورت میتوانی واقعاً مفید باشی.
امروزه خیلیها هستند که میخواهند در هر موضوعی نظر بدهند، اما نمیتوانند هیچ چیز را به درستی انجام دهند.
این غیرقابل قبول است.
این هم چیز خوبی نیست.
به همین دلیل دنیا در هرج و مرج است.
مردم فکر میکنند که میتوانند دنیای بهتری خلق کنند.
برخی غیرمنطقیها حتی میخواهند در امور الله، قادر متعال، دخالت کنند.
چرا او چنین انسانهایی را آفرید، چرا او این کار را کرد؟
تا این سطح احمقی آنها میرسد.
به همین دلیل انسان، مسلمان، باید به مسائل خود بپردازد.
باید به وضعیت خود توجه کند.
باید به روح خود توجه کند.
باید خودش را تربیت کند.
مسائل دیگران وظیفه او نیست.
اگر به او وظیفهای محول شود، باید آن را انجام دهد.
تا وقتی که وظیفهای محول نشده، به خودت، به خانوادهات، به فرزندانت، به والدینت توجه کن.
به آنها مشاوره بده، آنها را راهنمایی کن.
در امور آنها دخالت کن.
این هیچ مشکلی ندارد.
اما سعی نکن در زمینههایی ورود کنی که به تو مربوط نیست.
کشور را به حال خود بگذار.
بعضی دانایان ادعا میکنند که حتی میخواهند بر کل جهان حکم کنند.
در نهایت هیچ چیزی را به دست نمیآورند، هیچ چیز نمیکنند، و مردم از آنها سودی نمیبرند، بلکه فقط زیان میبرند.
انسان مفید همیشه کسی است که به مسائل خود میپردازد.
کسی است که کار خود را با دقت انجام میدهد.
این کلمات پیامبر، صلی اللہ علیه و آله سلم، بسیار ارزشمندند، مانند جواهرات گرانبها.
کسی که به آنها پایبند باشد، هم آرامش درونی و هم موفقیت را مییابد.
کسی که به آنها پایبند نباشد، نه تنها موفق نخواهد بود، بلکه ایمانش را هم از دست میدهد، خداوند حفظ کند.
مهم این است که الله ما را یاری دهد.
آنها جهان را ویران کردهاند.
این به اصطلاح دمکراسی، شیخ بابا همیشه آن را گفته است.
همه درباره همه چیز نظر میدهند.
وقتی همه در مورد همه چیز نظر میدهند، افکار ارزشمند در میان انبوه گم میشوند.
فقط نظرات بد باقی میمانند.
و آنها چیزی جز زیان به بار نمیآورند.
خداوند به انسانها عقل و حکمت عطا کند، انشالله.
2025-03-31 - Lefke
اهل ایمان جز این نیست که برادرند پس سازش دهید بین برادرانتان و از الله بترسید شاید شما رحم شوید (۴۹:۱۰)
الله، برتر و قادر مطلق، میفرماید.
بمناسبت این جشن - امروز روز دوم جشن است.
عید شیرینی، عید رمضان، عید فطر - امروز ما روز دوم را جشن میگیریم.
اعمالی که ما در طول جشن انجام میدهیم، توسط الله پذیرفته میشود.
در این میان دیدار با خویشاوندان اهمیت زیادی دارد.
نگهداری روابط خانوادگی به مسلمانان فواید زیادی در زندگی میآورد.
کسی که این را نادیده میگیرد، یعنی کسی که با خویشاوندان خود اختلاف دارد، رشتههای خانوادگی را قطع کرده است.
این بی پیامد نمیماند.
این بیش از ناخوشایند است - این یک گناه است.
نه تنها نامناسب بلکه در واقع یک خطا است.
اگر کسی بهطور آگاهانه و عمدی ارتباط با خویشاوندان خود را اجتناب کند - البته اینجا استثناهایی وجود دارد.
اگر آنها از اعتقاد خارج شدهاند، هیچ وظیفهای برای دیدارشان نیست.
اما اگر هنوز مسلمان هستند، این جشنها فرصتی برای آشتی هستند.
برای اینکه مسلمانان دوباره بتوانند به یکدیگر بپیوندند، به خصوص وقتی در خانواده کینه و نزاعی وجود دارد، این لازم است.
این کینه مشروع نیست.
انسانها تمایل دارند که چیزها را به دلخواه خود تفسیر کنند.
اینگونه تفسیرهای شخصی در اسلام اعتباری ندارد.
نگه داشتن خشم درست نیست.
تو برادر مسلمانت را پیش رو داری، حتی اگر هیچ اتفاقی نیفتاده باشد، حتی اگر شما فامیلی نداشته باشید، نباید با او با کینه برخورد کنی.
کافی است که سلام علیکم بگویی، لازم نیست با هم همکاری نزدیکی داشته باشید.
اگر سلام علیکم بگویی، کافی است.
اما برخی مردم به آنها سلام علیکم میگویی، و آنها سلام را بر نمیگردانند.
این را خودمان تجربه کردیم.
ما یک بار در حال سفر بودیم.
ما یک مدرسه اسلامی در روسیه را بازدید کردیم.
سلام علیکم گفتیم.
اول فکر کردم شاید سلام من را نشنید.
آیا این مرد من را نادیده گرفته؟ بعداً برای ما روشن شد که او یک سلفی است.
اگر یک سلفی با سلام علیکم به ما سلام کند، ما سلام او را پاسخ میدهیم.
اگر یک شیعه سلام علیکم بگوید، سلام او را نیز میپذیریم.
هر کسی که سلام علیکم بگوید - پاسخ دادن به سلام او یک وظیفه است.
گفتن سلام علیکم سنت است، پاسخ دادن به سلام وظیفه است.
به همین دلیل این چیزها خصوصاً در روزهای جشن بسیار مهم هستند.
باید کینه و نزاعها را پشت سر گذاشت.
حتی اگر شما بسیار نزدیک به هم نیستید، حداقل به یکدیگر سلام علیکم بگویید.
تا به این حد.
نزاع برای تو خوب نیست.
نه از نظر مادی و نه از نظر روحانی برکت نمیآورد.
زیرا وقتی دو نفر در نزاع هستند و در یک مکان حضور دارند، هیچ فضای خوبی بوجود نمیآید.
به آن انرژی منفی میگویند - یکی اینجا نشسته پر از کینه، دیگری آنطرف.
آنها نگاههای دشمن به هم میاندازند.
این حالت کل محیط را مسموم میکند.
از همینرو الله، برتر و قادر مطلق، ما را به بهترین رفتارها تعلیم میدهد، زیرا او ما را میشناسد، زیرا او ما را خلق کرده است.
اگر این تعالیم را از طریق پیامبرمان، صلی الله علیه و آله، اعمال کنیم، به آرامش درونی دست خواهیم یافت.
این فقط به عنوان یک مثال گفته شد.
هنوز چیزهای بیشتری برای در نظر گرفتن وجود دارد.
امید است که به مناسبت این جشن همه کینهها از بین برود.
به جای آن محبت جایگزین شود.
زیرا مراقبت از روابط خویشاوندی بسیار مهم است.
هم برای معیشت - کسی که روابط خانوادگی را نادیده میگیرد، معاش او کاهش مییابد.
به کمبود منجر میشود.
بنابراین امید است که به مناسبت این جشن تمام افرادی که در نزاع زندگی میکنند آشتی کنند.
حداقل باید سلام علیکم بگوید.
میتوان پیامی فرستاد.
اگر از طریق تلفن ممکن نیست، اگر ملاقات حضوری ممکن نیست، این هم بخیر، انشاالله.
امیدواریم که الله به ما اجازه دهد در این راه زیبا پیروی کنیم، راهی که الله، برتر و قادر مطلق، به ما نشان داده است، انشالله.
همه چیز به لطف او صورت میگیرد.
امید است که الله با شما راضی باشد.
2025-03-30 - Lefke
باشد که جشن ما مبارک شود و به خیر و خوبی ختم گردد.
باشد که الله دعاها و عبادتهای شما را بپذیرد.
در این روزها به خاطر رضای الله خوشحالیم و برای نعمتهایی که به ما داده، شکر میکنیم.
باشد که الله به ما کمک کند.
برای مسلمانان در هرجای دنیا، بدون توجه به اینکه چه مشکلاتی را تحمل میکنند یا در چه سختیهایی هستند، این جشن برکتی است.
این هدیهای از سوی الله است.
الله با رحمت و مهربانی به همهیشان نگاه میکند.
او همهیشان را پاداش میدهد.
پاداش برای کسانی که مشکلات را تحمل میکنند و صبور میمانند، البته بسیار بزرگتر است.
امروزه مردم در بسیاری از جاها تحت ستم و سختی هستند.
نه خانهای دارند و نه وطنی.
اما به خاطر اینکه روز عید است، با این وجود، خوشحالند به خاطر این برکتی که الله اعلی به آنها عطا میکند.
حتی اگر وضعیتشان خوب نیست، با این حال برای فضل الله و نعمتهای او شکر میگزارند.
بزرگترین نعمت، نعمت ایمان است.
یعنی حتی اگر جهان فرو بریزد، تا وقتی که ایمان خود را داری، اهمیتی ندارد.
حتی اگر صاحب همه دنیا باشی، ارزش ندارد اگر ایمانی نداشته باشی.
بنابراین باشد که این جشن برای همه مبارک باشد.
باشد که الله خیر را زیاد کند، به خوبی هدایت کند و برای ما محافظی بفرستد.
باشد که جشنی بزرگتر شود.
قدیماً موذنان برای نماز، برای نماز عید اذان میگفتند.
آنها نیز سخنان زیبایی میگفتند.
برخی از قصاید زیبا هستند:
Laisal 'idu man labisa dschadid, innamal 'idu man khafal wa'id.
جشن برای کسی نیست که لباس نو میپوشد.
جشن برای کسی است که از الله میترسد.
جشن برای کسی است که خشیت الله دارد.
زیرا این است جشن واقعی.
الله با نگاه رحمت به او مینگرد.
با نگاه مهربانی.
با نگاه رضایت به این افراد مینگرد.
در گذشته در روزهای جشن لباسهای جدید پوشیده میشد.
امروزه به ندرت لباسی کودکان را خوشحال میکند.
آنها همیشه چیزهای جدید میخواهند.
قدیماً لباس، کفش و چیزهای مشابه تنها از یک جشن تا جشن دیگر خریده میشد.
آنها پوشیده میشدند تا وقتی که کاملاً فرسوده شوند.
اینگونه بود که مردم به جشن و به لباس نو خوشحال میشدند.
به چنین معنا میگوید.
اما این هم تعیینکننده نیست.
مهم، ترسیدن از الله و بودن در راه اوست.
این است جشن واقعی.
جشنها فصلهای روحانی هستند.
آنها هدیهای از سوی الله متعال هستند.
در این روزهای جشن باید هم از بستگان دیدار کرد و هم به مقابر درگذشتگانمان رفت و برای آنها دعا کرد.
در روز عید صبح، نمازی با حکمت عمیق انجام میشود.
بسیاری از مردم هستند که معمولاً نماز نمیخوانند.
آنها حداقل یکبار از جشن تا جشن نماز میخوانند.
این هم ارزشمند است.
این جشن برای مسلمانان در همه جنبهها کاملترین خیر و زیبایی است.
همه چیز را در خود جمع میکند.
در گذشته مکانهای ویژهای برای کودکان در جشنها بود.
وقتی جشن میآمد، به آنجا برای بازی میرفتند.
همه نوع سرگرمی برای کودکان وجود داشت.
امروزه اینگونه چیزها زیاد وجود ندارد.
زیرا چیزهای بیشماری برای کودکان فراهم شده است تا بتوانند هر روز بازی کنند.
حتی اگر شادی جشنهای گذشته به شدت آن نباشد، اما نزد الله اعلی هنوز شادی وجود دارد.
حتی اگر هیچ اسباببازی وجود نداشته باشد، الله این زیبایی را در روزهای جشن در دلهای مردم میگذارد.
در هیچ جشنی دیگر اینگونه نیست.
نه جشن تولد و نه جشن چوب یا آتش – هیچکدام از آنها واقعاً اهمیتی ندارند.
این جشنهای فوقالعاده از سوی الله متعال به مردم راحتی مادی و معنوی و نیکی عطا میکنند.
باشد که الله آن را مبارک سازد.
باشد که راه هدایت برای مردم باشد.
2025-03-29 - Lefke
الله، برتر و با شکوه، در یک آیه شریف میفرماید:
وَلِتُکۡمِلُوا الۡعِدَّةَ وَلِتُکَبِّرُوا اللّٰهَ عَلٰى مَا هَدٰٮكُمۡ (۲:۱۸۵)
این به این معناست که این ماه رمضان یک زمان مشخصی دارد.
الله، برتر و با شکوه، میفرماید: "او را کامل کنید."
پس از کامل شدنش، جشن میآید.
در جشن، تکبیر و تهلیل میگویید.
مسلمان دو عید را میشناسد.
یعنی در این دنیا دو عید وجود دارد.
اولی عید رمضان و دومی عید قربان است.
بقیه چیزها از ابداعات است که میخواهند ارزش واقعی این جشنها را بپوشانند.
در حال حاضر در همه جا جشنهای دیگری نیز وجود دارد.
نیاکان ما به درستی این را بیان کردهاند.
این ضربالمثل نیاکان ما چقدر زیباست:
"برای احمق هر روز یک جشن است"، گفتند.
این به این معناست که برای یک انسان غیرعقلانی هر روز مثل یک جشن به نظر میرسد؛ او ارزش واقعی یک جشن را نمیشناسد.
جشنهایی که واقعاً باید به عنوان جشنهای واقعی شناخته شوند، همانهایی هستند که الله، برتر و با شکوه، به ما هدیه داده است.
و اینها همان عید رمضان و عید قربان هستند.
احترام به اینها یعنی کسب رضایت الله.
بیتقدیر کردن آنها به خود انسان ضرر میزند.
یعنی حتی اگر هیچ آسیب مادی به وجود نیاید، یک ضرر روحانی وجود دارد: بیتقدیر کردن هدیه الله و ندادن ارزش به آن.
در حالی که باید تنها چیزی را که الله، برتر و با شکوه، دوست دارد و تأیید میکند، مورد ارزش قرار داد.
دقیقاً همین شایسته ارزشگذاری ماست.
ارزش آن بیاندازه است.
هم در این دنیا و هم در آخرت ارزش این جشنها بسیار بالاست.
البته به نظر میرسد که برای بسیاری از مردم امروزه هیچ چیز دارای ارزش نیست.
هیچچیز انگار دیگر یک ارزش واقعی ندارد.
نه پول، نه طلا، نه کلام داده شده و نه شرافت، و نه خوبی... در دید بسیاری از مردم امروز هیچ چیز ارزش ماندگاری ندارد.
آنها این را "تورم" مینامند.
همه چیز قربانی تورم شده و از این طریق بیارزش شده است.
دیگر کمتر ثباتی وجود دارد.
حتی سی سال پیش یک انسان میتوانست با یک قطعه طلا یک ماه خوب زندگی کند.
امروزه حتی برای یک هفته هم کافی نیست.
بهسختی میتوان یک روز را گذراند.
به همین دلیل در این دنیا بر روی چیزی ارزش ماندگاری باقی نمانده، اما ارزش آخرت باید شناخته شود تا انسان بتواند از آن بهره واقعی ببرد.
خدا را شکر که هرکسی توانسته این روزهای زیبا را تجربه کند.
مؤمنان روزهای مبارکی را تجربه کردهاند.
برای انسانهایی که ایمان دارند، مسلمان هستند و نمازهایشان را میخوانند، زمان بسیار زیبایی بود.
هرچند چه دشواریهایی وجود داشت، تقریباً تأثیری نداشتند.
از طریق برکت و زیبایی رمضان، الله همه آنها را درخشان میسازد.
اما یک شرط مهم وجود دارد.
برای دشمنان اسلام هیچگاه آرامش واقعی و خوبی وجود نخواهد داشت.
افرادی که خود را دشمن الله میدانند، که به الله اعلان جنگ کردهاند، هرگز شادی واقعی نخواهند یافت.
در اسلام صلح، شادی و زیبایی وجود دارد.
هر گونه خوبی در اسلام یافت میشود.
اسلام هدیه الله، برتر و با شکوه، به انسانیت است.
اسلام هدایت و هم هدیه است.
به همین دلیل کسانی که به اسلام پیروی میکنند و به آن ارزش میگذارند، خودشان ارزشمندی پیدا میکنند.
همانطور که گفته شد، این رمضان به شکر الله در پایان با یک جشن تاجگذاری میکند.
در واقع هر روز مثل یک عید بود، به شکر الله.
هرکس عطایا، وحیها و زیباییهای الله را در قلب خود احساس میکند.
حتی اگر برای انسان در طول روز گاهی طاقتفرسا باشد، درونی عمیقاً آرامش و زیبای خاصی وجود دارد.
انسان احساس آرامش درونی دارد، او خود را باز و آزاد میبیند.
هیچ نوع بدخواهی در خود احساس نمیکند.
او هیچ چیز بدی درون خود احساس نمیکند.
و در شب همانگونه که پیامبرمان، صلح و درود بر او، فرمود: هیچ انسانی نمیتواند واقعاً آن شادی و خوشی مؤمن را درک کند.
کسانی که روزه نمیگیرند، هرگز این تجربه را نمیتوانند داشته باشند.
خداوند آن را برکت دهد.
این روزها هم گذشت.
خداوند آن را به ما در سال آینده نیز عطا کند.
و آنهم امیدوارانه با تمام جهان بهعنوان مسلمانان، همراه با مهدی، صلح بر او باد.
ما این امید را داریم.
زیرا دنیا به سمت بهتر شدن، بلکه به سمت بدتر شدن پیش نمیرود.
کسی که دنیا را نجات خواهد داد، مهدی، صلح بر او باد، است که پیامبر ما، صلح و درود بر او، وعده داده است.
با امید کامل منتظر او هستیم.
خدا او را زود ارسال کند، انشاءالله.
2025-03-29 - Lefke
كُلُّ ٱمۡرِيِٕۭ بِمَا كَسَبَ رَهِينٞ (52:21)
در این آیه، الله میگوید: هر کس مسئول اعمال خودش است.
به همین دلیل اسلام دینی از تحمل است.
یک مسلمان دارای تحمل است.
او تلاش میکند تا دستورات الله را رعایت کند.
او مسئولیتی برای دیگران ندارد، جز برای خودش.
او میخواهد خودش در راه راست باشد.
و او به دیگران توصیه میکند.
کسی که میخواهد و میپذیرد، آن را میپذیرد.
کسی که نمیخواهد، آن را نمیپذیرد.
اسلام، همانطور که گفته شد، دینی از تحمل است.
او به هیچکس آسیب نمیرساند.
او چیزهایی که میبیند را با این فکر تحمل میکند که "دنیا همین طور است".
اگر چیزی خوب اتفاق بیفتد، او به الله شکر میگوید.
اگر چیزی خوب نیست، او با تحمل از آن عبور میکند.
نمیتوان بلند شد و مردم را مجبور کرد تا کاری انجام دهند.
اگر کسی را مجبور کنی طبق خواست خودت عمل کند، باعث نزاع میشوی و مشکل بزرگتری ایجاد میکنی.
بنابراین باید بگویی: "چه کنیم، فهمشان فقط تا این حد است."
"این شخص چنین رفتاری داشته، او فقط اینقدر میفهمد و چون بیشتر نمیفهمد، نمیتوان چیزی را تغییر داد."
هیچ کاری نمیتوان انجام داد.
ما به او توصیه دادیم.
اگر او بخواهد چیزی یاد بگیرد، میتوانیم به او آموزش دهیم.
اما اگر نخواهد، همین است.
سر خود را به این مسئله مشغول نکن، خودت را خسته نکن.
او زندگی خودش را دارد، تو زندگی خودت را.
راه خودت را برو، نایست.
مکث نکن... به هر حال مشکلات کافی در دنیا وجود دارد، مسئولیتهای کافی، دشواریها و موانع کافی.
سر خود را با چیزهای بیشتر مشغول نکن.
هر کسی هر کاری میکند، او کرده است، آن شخصی کرده است...
به این چیزها توجهی نکن.
با تحمل به آنها برخورد کن.
به خودت بگو: "این تمام چیزی است که میتوانند، الله به آنها این فهم را داده است."
اگر آنها چیزی انجام نمیدهند، مانند آنها نادان نباش.
مانند آنها فکر نکن.
آن را مانند آنها نفهم.
فهم تو باید چیزی باشد که الله، قدرتمند و متعال، توضیح داده است، چیزی که پیامبر ما، صلح و درود به او، آموزش داده است.
همه ۱۲۴،۰۰۰ پیامبر ارسال شدند تا این حقایق را منتقل کنند.
آنها را نگهدار که با اعمال انسانهای نادان خسته نشوی.
فاصله نگهدار.
و هنگامی که آنها را میبینی، باگذشت باش.
پس به آنها توجه نکن.
مسئله خودت نکن.
اینها چیزهای بیاهمیتی هستند.
آنها تنها برای مختل کردن ارتباط تو با الله، قدرتمند و متعال، وجود دارند.
اگر به آنها توجه نکنی، به الله نزدیکتر میشوی.
البته، عمل به این روش آسان نیست، اما کمکم – یک بار کمی تحمل میکنی، دفعه بعد بیشتر و سپس بیشتر.
انسان با یادگیری رشد میکند.
با تجربه، هر بار صبورتر میشوی.
با مشکلاتی که مواجه میشوی راحتتر مقابله خواهی کرد.
بنابراین این از امروز به فردا رخ نمیدهد.
این به آرامی رخ میدهد، انشاءالله.
بنابراین باید مراقب باشی.
مومن باید به این موضوع توجه ویژهای داشته باشد.
مؤمن کسی است که به راه طریقت میرود، کسی که طریقت را دنبال میکند تا نفس خود را مهار کند.
مهار نفس هم تحمل است.
به معنای تحمل مردم است.
تو بر اساس فهم هر فرد سخن خواهی گفت، هر کس را در سطح خودش خطاب خواهی کرد.
انشاءالله الله همه چیز را برای ما آسان کند.
انشاءالله او این تحمل را در قلبهای ما قرار دهد.
2025-03-27 - Lefke
بگو: اگر اللّٰه را دوست میدارید، از من پیروی کنید تا اللّٰه شما را دوست بدارد و گناهان شما را بیامرزد و اللّٰه بسیار آمرزنده و مهربان است (۳۱:۳)
مقام پیامبر ما، صلح بر او، نزد اللّٰه بالاترین است.
اگر اللّٰه، قادر مطلق و بزرگوار را دوست دارید، چنانکه قرآن مقدس به ما میآموزد، پس از پیامبر ما پیروی کنید، صلح بر او.
راه او را دنبال کنید.
اگر راه او را دنبال کنید، اللّٰه شما را دوست خواهد داشت.
مهمترین هدف در زندگی ما باید این باشد که اللّٰه ما را دوست بدارد.
اگر اللّٰه ما را دوست داشته باشد، همه چیز آسان و همه چیز خوب است.
زیباتر از این چیزی نیست.
تا اللّٰه شما را دوست بدارد، مهم است که راه پیامبر ما را دنبال کنید، او را دوست بدارید، او را ارج نهید و با احترام با او رفتار کنید.
در حقیقت، محبوبترین انسان، پیامبر ماست، صلح بر او.
اگر به غیرمسلمانان نگاه کنید، آنها ادعا میکنند که این چیزها را دوست دارند، اما آنها آن نوع از عشق و محبت را که ما در اسلام مییابیم، نمیشناسند.
آنها فقط عشقی دارند که خودپسندیشان را نوازش میکند.
در مقابل، عشق در اسلام از طریق غلبه بر نفس و رهایی از آن شکل میگیرد.
از این رو پیامبر ما میفرمایند: «من درود را به کسی که بر من دعا میخواند، پاسخ میدهم.»
این یک نعمت بزرگ است.
شما دعا میخوانید و پیامبر ما به شما پاسخ میدهد و درود خود را به شما بازمیگرداند.
آیا چیزی زیباتر از این وجود دارد؟
از این رو، محبوبترین انسان در جهان پیامبر ماست، صلح بر او.
جز پیامبر ما، کسی نیست که حقیقتاً باید دوست داشته شود.
زیرا کسانی که راه او را دنبال میکنند، دوست داشتنیاند و کسانی که راه او را نمیپیمایند، دوست داشتنی نیستند.
این نعمتی است که اللّٰه در وجود انسانها نهاده است.
این عشق روحانی و معنوی است و این عشق واقعی است.
دیگر انواع عشق از منفعتطلبی ناشی میشود.
آنها بیمعنی هستند.
آنها ارزش واقعی ندارند.
آنچه ارزشمند است، عشق دائمی است.
این عشق به پیامبر ماست، صلح بر او، با اجازه اللّٰه.
در این ماههای مبارک، همه چیز را با تعهد بیشتر انجام میدهیم از احترام به نبی ما، برای رضای او و برای رضای اللّٰه.
اللّٰه آن را از همه ما بپذیرد.
باشد که محبت ما را عمیقتر کند.
وظیفه ماست که به جای نفس خود، پیامبر را دوست بداریم.
این لازم است.
این خوبی است.
باید این را بفهمیم.
پیامبر ما میفرمایند: «تو مؤمن حقیقی نیستی تا زمانی که مرا بیشتر از خود، مادر، پدر، فرزندان و هر آنچه در دنیا هست، دوست بداری.»
ممکن است مسلمان باشید.
امروزه افرادی هستند که توسط شیطان به گمراهی کشیده شدهاند و ادعای مسلمانی میکنند اما به سختی برای پیامبر ما احترام نشان میدهند.
آنها این احترامات عمیق را چیزی ناپسند میدانند.
آنها این احترام را پرستش بتها مینامند.
چنین چیزهایی ادعا میکنند.
آنها مردم را به نگرانی میاندازند.
آنها مانع میشوند که این فضائل را کسب کنند.
آنها مردم را از کسب پاداشها، نزدیک شدن به اللّٰه و جزو بندگان محبوب او شدن باز میدارند.
با این حیله، مردم را فریب میدهند.
اللّٰه ما را از آن حفظ کند.
انشااللّٰه مسلمانان آنها را دنبال نکنند.
حقیقت این است: هر چه بیشتر پیامبر ما را تقدیر کنید، مقام شما بالاتر خواهد رفت و برکت بیشتری خواهید یافت.
باشد که اللّٰه محبت ما را عمیقتر کند و احترام ما به او را قویتر کند، انشااللّٰه.
2025-03-26 - Lefke
ان شاء الله، امشب شب قدر را برگزار میکنیم. این نیت ماست، ان شاء الله.
خداوند آن را بپذیرد، حتی اگر این شب نباشد، بلکه شب دیگری باشد.
بزرگداشت و زنده نگهداشتن این شب به معنای نماز خواندن برای رضای خدا، نماز خواندن قبل از خواب، بیدار شدن برای تهجد، بیدار شدن برای سحری و ادامه عبادات است.
این مهمترین چیز است.
این از روی احترام انجام میشود زیرا دقیقاً معلوم نیست که کدام شب است که باید آن را بزرگداشت.
خداوند، قدرتمند و بلندمرتبه، آن را بزرگ داشته است.
پیامبر، صلوات و سلام بر او، این شب به طور خاص برای امت او داده شد، با اینکه بیش از صد هزار، یعنی صد و بیست و چهار هزار پیامبر آمدهاند.
به هیچکس چنین سخاوت و امتیاز زیادی داده نشده است.
یک شب از هزار ماه بهتر است.
این به معنای آن است که خداوند قادر و والا در یک شب به اندازه یک عمر تمام فضل داده است.
کسی که ارزش این شب را میداند، قطعاً سهم خود را دریافت کرده است.
او آن را دریافت میکند.
یعنی، چه کسی این شب را تجربه کند یا نه، اگر هر شب همین کار را انجام دهد، احترام این شب را به دست میآورد.
هر سال، انسان، مسلمان، با اجازه خداوند یک هزار سال فضل میبرد.
این یک نعمت بزرگ است.
مردم این را ترک کرده و از برخی افراد نادان پیروی میکنند و ایمان را ترک میکنند، آنان دین را رد میکنند.
آنها فکر میکنند که شیاطینی که از آنها پیروی میکنند، چیزی برایشان میآورد.
اما آنها هیچ چیزی فایده ندارند.
این نعمتی که خداوند، قدرتمند و بلندمرتبه به ما داده است، از امت پیامبر بودن ، صلوات و سلام بر او، بزرگترین افتخار، بزرگترین فضل است.
کسی که آن را بپذیرد، به بالاترین درجات میرسد.
او انسان خوشبختی است.
او کسی است که ارزش را میداند.
او کسی است که جواهر را میشناسد، میتواند بین جواهر و کود تفاوت قائل شود؛ برخی کود را با ارزشتر میدانند.
آنها به دنبال کود میدوند.
آنها به دنبال کود میدوند، اما هیچ فایدهای ندارد.
باید ارزش این نعمت را دانست که خداوند قادر و والا داده است.
باید از آن بهره برد.
الحمدلله، چه کسی امت پیامبر را تشکیل میدهد، صلوات و سلام بر او؟ کسانی که از او پیروی میکنند، کسانی که به او احترام نشان میدهند.
کسی که به امت او تعلق ندارد، حتی اگر خویشاوند باشد، دشمن خداوند، قدرتمند و والا است.
عموی پیامبر، صلوات و سلام بر او، ابولهب، عموی خونی او، برای جهنم تعیین شده است.
چرا؟ زیرا او انسان نگونبختی است.
اگر او خوشبخت بود، خداوند به او نعمت میداد.
او نگونبخت است، بنابراین برای جهنم تعیین شده است.
یک انسان خوشبخت از این سرنوشت بهره میبرد.
او از صبح تا شب خدا را شکر میکند.
او به دنبال دیگران نمیرود و آخرت خود را خراب نمیکند.
آخرت جاودان است، ابدی.
دنیا گذرا است.
انسانی که آخرت را به خاطر دنیا میفروشد، انسان دلسوزی است.
به همین دلیل، این شب، شبى برکت دار است.
خداوند آن را برای همه ما برکت دهد.
این نیت، نیت ما این است، که خداوند به ما نعمت شب قدر را عطا کند.
ممکن است او به ما در هر شب نعمتی دهد، ان شاء الله.
باشد که او این شب برکت دار را به ما دهد.
الحمدلله، معنای بیدار شدن شبانه و زنده نگه داشتن شب چیست؟ برخی تا صبح با ماشین از محلی به محل دیگر، از مسجدی به مسجد دیگر میروند.
این اصلاً لازم نیست.
یا آنها در خانه تا صبح بدون خوابیدن نماز میخوانند.
پیامبر، صلوات و سلام بر او، میفرمایند: اگر نماز شب را میخوانید، قبل از خواب نماز میخوانید و سپس صبح برای تهجد بیدار میشوید، گویی شب را زنده نگه داشتهاید.
این اصلاً کار سختی نیست.
به خودتان سختی ندهید.
اسلام دین آسانی است.
از این آسانی بهرهمند شوید.
زیرا اگر خیلی سخت باشد، انسان آن را انجام نمیدهد.
از خود میپرسد، 'آیا باید تمام شب بیدار بمانم؟'
میگوید: 'خوب، من بیدار میشوم، یک روز، دو روز دوام میآورم.'
بعد از آن دیگر نمیتوان تحمل کرد.
به همین دلیل، سهولت وجود دارد؛ قبل از خواب، دو رکعت نماز وجود دارد.
اگر صبح برای سحری بیدار شوید و نماز تهجد را بهجای آورید، شما شب را زنده نگه داشتهاید.
خداوند آن را برکت دهد.
خداوند آن را به همه عطا کند.
خداوند همچنین خوشبختی و ایمان را هدیه کند و آنها را هدایت کند.
در این ماه رمضان، مجازات بزرگی برای بدیها، برای بیاحترامی به خداوند وجود دارد... اگر استغفار نکنند.
این بیاحترامی به خداوند، کسانی که به خدا جنگ اعلان میکنند، قطعاً مجازات خود را خواهند دید.
اگر استغفار کنند، اگر توبه کنند، این یک چیز دیگر است. اما اگر این کار را نکنند، قطعاً رنج خواهند برد.
همهچیز نزد خدا ثبت است.
فرشتگانی در راست و چپ وجود دارند.
آنها اعمال خوب را مینویسند، آنها اعمال بد را مینویسند.
فرشته اعمال بد منتظر است تا انسان استغفار کند تا آن را پاک کند. اگر این کار را بکند، او اعمال بد انجام شده را پاک میکند.
اگر این کار را نکند، او منتظر میماند، و سرانجام نوشته میشود.
و اگر تا پایان زندگی استغفار نکند، مجازات خود را در آخرت مییابد.
در این دنیا فایدهای ندارد.
باشد که خداوند ما را هدایت کند، ان شاء الله.
2025-03-24 - Lefke
پیامبر ما، صلی اللہ علیه و آله و سلم میفرماید:
المؤمن مرآة المؤمن
پیامبر ما، صلی اللہ علیه و آله و سلم میفرماید: "مؤمن آینه مؤمن است."
یک مؤمن بیش از یک مسلمان ساده است. مسلمان بودن به تنهایی کافی نیست.
آینه بودن به این معنی است که یک مؤمن، برادر ایمانی خود را به اندازه خود میشناسد.
هرچه برای خود آرزو میکند، برای او نیز آرزو میکند.
او همان خیر را برای او میخواهد.
او او را کمارزشتر نمیپندارد.
هر خیری که برای خود میخواهد، برای برادر ایمانیاش نیز آرزو میکند.
او او را مانند تصویر خود میبیند و با او به همان صورت رفتار میکند.
این مؤمنان واقعی که ما از آنها صحبت میکنیم، کسانی هستند که پیامبر ما، صلی اللہ علیه و آله و سلم دوستشان داشت. آنان کسانی هستند که از راه و شریعت او پیروی میکنند: طریقت و شریعت.
زیرا راه راست از طریق طریقت و شریعت پیدا میشود.
کسی که از اینها پیروی کند، یک مؤمن واقعی است.
هر خیر و خوبی که در مؤمن باشد، او آن خیر را در خود دارد.
هیچ آسیبی از یک مؤمن بر نمیخیزد.
پیامبر ما آموزش دادهاند: "آسیبی نزنید و نگذارید به شما آسیبی برسد."
اعتبار یک مؤمن محترم است.
یک مؤمن کسی است که برای همه مردم خیر میخواهد.
او کسی است که میخواهد همه راه راست را پیدا کنند و وارد بهشت شوند.
به همین دلیل بسیاری از شیخها دنبالکنندگان خود را به عنوان آینه خود میدانند و راهشان را به آنها نشان میدهند.
یکی از مشهورترین اولیاء، مولانا جلالالدین رومی درباره شمس تبریزی گفت: "او آینه من است."
از طریق این آینه، خود را میدید و روشنفکری روحانی را دریافت میکرد.
آنها با هم مکالمات عمیقی داشتند.
او دانش و حقیقت را منتقل میکرد.
شیخ تبریزی فقط برای مولانا به آینه تبدیل شد.
برای دیگران او چنین نبود.
زیرا تنها مولانا جلالالدین میتوانست مقام روحانی او را درک کند.
برای هیچ کس دیگری او به آینه تبدیل نشد، و دیگران هم نتوانستند او را درک کنند.
چون مأموریت او برای همه قابل درک نبود، فقط برای مولانا به آینه تبدیل شد.
این حقایق از قلب به قلب جریان پیدا کردند.
آنها منبع هدایت بزرگی شدند.
تا به امروز میلیونها نفر از طریق واسطهگیری آنها ایمان آورده و حقیقت را شناختهاند.
در نتیجه حقیقت به نور آمد.
این چیزی است که ما آن را آینه مینامیم.
همانطور که پیامبر ما، صلی اللہ علیه و آله و سلم، فرمود: چگونه یک انسان دیگری را میشناسد؟ در بعضی ضربالمثلها نیز گفته میشود: او او را مانند خودش میشناسد.
اما البته این قضیه برای اکثر مردم اینطور نیست.
یک غیر مؤمن مانند یک مؤمن نیست.
شما ممکن است فکر کنید او مانند شماست و بر اساس آن رفتار کنید.
اما اگر کسی با قلب غیر پاک فقط به این فکر میکند که چگونه از شما بهرهمند شود، چگونه خود را جلو ببرد، اغلب ناامید خواهید شد.
این مسئله مطرح نیست.
مهم این است که یک مؤمن را پیدا کنید که با او بتوانید برای یکدیگر آینه باشید، تا ضعفهای خودتان را بشناسید و او را به عنوان الگو قرار دهید. این ان شاء الله برکت خواهد بود و مأموریت پیامبر ما به انجام خواهد رسید.