السلام عليكم ورحمة الله وبركاته أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. والصلاة والسلام على رسولنا محمد سيد الأولين والآخرين. مدد يا رسول الله، مدد يا سادتي أصحاب رسول الله، مدد يا مشايخنا، دستور مولانا الشيخ عبد الله الفايز الداغستاني، الشيخ محمد ناظم الحقاني. مدد. طريقتنا الصحبة والخير في الجمعية.
پیامبر ما - صلح و سلام بر او - میفرماید:
الحلالُ بیِّنٌ و الحرامُ بیِّنٌ، و بینَهما امورٌ مشتبهات.
الله، عالیمرتبه، حلال را بهروشنی بیان کرده است.
همینطور الله حرام را به وضوح مشخص کرده است.
اینچنین پیامبر ما - صلح و سلام بر او - سخن میگوید.
باید حرام را بشناسیم و از آن دوری کنیم.
و انجام کارهای حلال برکت به همراه دارد، بنابراین مهم است.
اما پیامبر ما همچنین میگوید که بین این دو حوزه چیزهای مشکوکی وجود دارد.
بسته به زمان، مکان و شرایط، برخی چیزها میتوانند ما را به شک بیندازند.
از اینها باید فاصله بگیریم.
باید از آنها دوری کنیم.
بنابراین ممکن است برخی چیزهایی که امروزه حلال محسوب میشوند در واقع حرام باشند.
و گاهی اوقات اشیای حرام به اشتباه حلال فرض میشوند.
برای همین باید مراقب باشیم.
اگر شما در شک هستید، یا دور بایستید یا از عالِم، معلم یا مفتی سؤال کنید.
اگر بدون پرسیدن به سلیقه خود عمل کنید، بهناآگاهی گناه میکنید.
اگر حرام را حلال اعلام کنید، این باعث ضرر و گناه شما خواهد بود.
گاهی اوقات اشیای حلال به اشتباه به عنوان حرام شناخته میشوند.
از این طریق نیز میتوان به گناه آلوده شد.
بنابراین احتیاط ضروری است.
اعتقاد و مکتب فقهی ما به وضوح تعریف شدهاند.
عقیده ما، عقیده اهل سنت و جماعت است و ما پیرو یکی از چهار مذهب معتبر هستیم.
حنفی، شافعی، مالکی یا حنبلی.
در عقیده، ما یا ماتریدی هستیم یا اشعری.
نباید خارج از این آموزهها عمل کرد.
باید به اصول آنها وفادار بود.
این سخت نیست؛ در حقیقت ما همه همان کار را انجام میدهیم، اما گاهی چیزهایی وجود دارد که شک ایجاد میکند.
اینها باید پرسیده شوند.
باید پرسید تا بدون دلیل، حلالی را بر خود حرام نکنیم و ناآگاه به حرام نیفتیم.
بنابراین: در صورت شک حتماً بپرسید!
میگویند: "پرسش نیمی از حکمت است".
بنابراین پرسیدن مهم است.
در هر چیز مشکوک باید پرسید: "آیا این خوب است یا بد؟ چگونه با آن برخورد کنیم؟"
بدون پرسش عمل نکنید.
در موارد مشکوک، بدون مشورت عمل نکنید.
اموری که ما به طور منظم انجام میدهیم، الحمدلله روشن و واضح هستند.
زیرا ما از مسیر اهل سنت و جماعت پیروی میکنیم.
بسیاری از کسانی که به اهل سنت و جماعت تعلق ندارند، اغلب حلال را حرام اعلام میکنند.
و حرام را به عنوان حلال تلقی میکنند.
چیزهایی که هیچ ارتباطی با دین ندارند، آنها - خدا ما را نگهدارد - به عمد یا ناآگاهانه برای آسیب رساندن به دیگران پخش میکنند.
خدا ما را از چنین بدیها محافظت کند.
و ما را از مسیر درست منحرف نکند، ان شاء الله.
2025-05-03 - Dergah, Akbaba, İstanbul
اللَّهُمَّ إِنَّكَ عَفُوٌّ كَرِيمٌ تُحِبُّ الْعَفْوَ فَاعْفُ عَنَّا
الله، ارجمند، مهربان و سخاوتمند است.
او آمرزنده است.
او ممکن است ما را ببخشد.
این دعای پیامبر ما است، صلح و برکات بر او.
او به مردم توصیه میکند که آن را بگویند.
الله کسی را دوست دارد که میبخشد.
زیرا خود او آمرزنده است.
اگر مردم خطاهای یکدیگر را ببخشند - خواه دانسته یا نادانسته انجام شده باشند - پاداششان نزد الله است.
و این پاداش بهراستی بزرگ است.
چرا این را به شما میگویم؟
مردم باید بمیرند.
در مراسم تدفین، برای آمرزش به نام متوفی دعا میشود و به یکدیگر بخشش داده میشود.
اما گاهی بعضی افراد دور هستند و نمیتوانند به صورت حضوری برای بخشش دعا کنند یا بخشش بگویند.
وضعیتهایی که درخواست بخشش میطلبند، دائماً در زندگی رخ میدهند - خواه در شرایط زندگی بزرگ یا رویدادهای کوچک روزمره.
حتی اگر به کسی ظلم بزرگی شده باشد و ببخشد، الله برای او کارهای نیک و پاداش را عنایت میکند.
اما اغلب چیزهای کوچکتر هستند.
مردم میتوانند این کار را عمدی یا غیرعمدی انجام دهند - در طبیعت انسانی خود.
الله بخشنده است.
ما هم میبخشیم.
اگر کسی به ما چیزی بدهکار باشد، میگوییم: 'بخشیده شد.'
بنابراین نزدیکترین خویشاوندان میبخشند.
وقتی آشنایان دورتر مطلع میشوند، آنها نیز با بخشش خود همراه میشوند.
بخشش آنها لطف بزرگی نزد الله است.
الله، ارجمند، از این خوشحال میشود.
الله میخواهد که بندگانش بیگناه باشند.
به کسی که میبخشد، او پاداشهای بزرگی اعطا میکند.
چرا این را میگویم؟
در بین ما گاهی افرادی هستند، ممکن است الله به آنها رحم کند، که خیلی حساسی نیستند، کمی بیادب و در طول زندگی بیتوجه بودند.
آنها بهطور آگاهانه یا ناآگاهانه به مردم آسیب رساندهاند.
چنین چیزهایی اتفاق میافتند.
باید آنها را ببخشیم.
مصطفی پلا، که دو یا سه ماه پیش فوت کرد، ممکن است الله به او رحم کند. دیروز پسرش آمد و گفت که او پدرش را در خواب دیده است.
او از وضعیت خود راضی بود ولی همچنان از برادران طلب بخشش کرد.
زیرا او فرد خوبی بود، ممکن است الله به او رحم کند.
البته گاهی او بسیار بیتوجه بود.
به همین دلیل او طلب بخشش کرد.
گفتم: 'از طرف ما همه چیز بخشیده شده است.'
من میبخشم و بنابراین همه دیگران هم باید باشند.
ممکن است الله ببخشد.
ممکن است او به همه ما ببخشد.
وقتی ما میرویم، ممکن است دیگران حقوق ما را به ما ببخشند، همان طور که ما دیگران را بخشیدهایم، انشاءالله.
همه بخشیده شوند.
الله کینه ندارد.
مؤمن نیز کینه ندارد.
مؤمن دوست دارد آنچه که الله دوست دارد و از چیزی که او نفرت دارد، نفرت دارد.
الله بخشش را دوست دارد.
بنابراین ما هم باید ببخشیم.
ممکن است الله به همه ما ببخشد، انشاءالله.
2025-05-02 - Dergah, Akbaba, İstanbul
الله به انسان ویژگیهای خاصی عطا فرموده است.
انسان مسئولیت دارد.
اگر این مسئولیت را بپذیرد، خودش از آن بهرهمند میشود.
او از این طریق خود را به نفع بزرگی میرساند.
اگر انجام ندهد، به خودش آسیب میزند.
الله به آنچه ما انجام میدهیم نیازی ندارد.
الله به هیچکس نیازمند نیست.
نه به دعاها، نه به صدقات و نه به اعمال نیک - الله به هیچکدام از اینها نیازی ندارد.
ما نیازمندیم.
الله کسی است که نیازهای ما را برآورده میکند.
الله به ما نیکی میکند و راه را نشان میدهد:
"این را انجام بدهید، این برای شما خوب است."
"این چیزی است که نیاز دارید، به شما سود میرساند"
هر چه روحانیت شما قویتر شود، آرامش بیشتری مییابید.
آخرت شما برکت داده شده و زیبا خواهد بود.
الله هیچ مانعی بر سر راه ما قرار نداده است.
الله به انسان فقط چیزهایی را تحمیل کرده است که به راحتی میتواند انجام دهد.
کسی که این دستورات را پیروی میکند، برنده است.
کسی که آنها را پیروی نمیکند، بازنده است.
او حتی همه چیز را از دست میدهد.
او برای ابدیت بازنده میشود.
الله ما را از آن حفظ کند.
برخی پس از درد زیاد به آرامش میرسند.
اما در آخرت نیازی به تحمل چنین عذابهایی نیست.
در این جهان باید دستورات الله را پیروی کنید و آخرت را به دست آورید.
آخرت را از دست دادن نادانی است.
الله گنجینههای خود را باز کرده است،
"بیایید و بگیرید" میگوید.
اما انسان میگوید: "نه، من نمیخواهم."
"من گنجینه نمیخواهم. آنچه که من نیاز دارم زباله است، آشغال از فاضلاب" میگوید انسان.
اما الله میگوید: "این را رها کن."
"به چیزهای پاک و زیبا، به جواهرات، به گنجینهها بیایید" او میگوید.
انسان دوباره میگوید: "نه، نه، من این را نمیخواهم."
"ببین، همه دوستان من، بیشتر مردم، این زباله را دوست دارند."
"آنها کود و چیزهایی از فاضلاب را دوست دارند."
"ما هم این را ترجیح میدهیم، ما راضی هستیم" آنها میگویند.
آنها باور دارند که راضی هستند، اما در حقیقت نمیتوانند باشند.
انسان نمیتواند به این طریق رضایت واقعی پیدا کند.
انسان فقط وقتی واقعاً راضی است که روح او آرامش پیدا کند.
هیچ چیز دنیوی نمیتواند انسان را واقعاً خوشحال کند.
فرقی نمیکند چقدر چیزهای دنیوی انباشته کند، هرگز کفایت نخواهد کرد، هرگز راضی نخواهد شد.
کسی که آب شور مینوشد، تشنگیاش برطرف نمیشود.
آنچه تشنگی را برطرف میکند، چیزهای شیرین، خوب، زیبا و پاک است.
به همین دلیل الله به ما فرمان داده که به دنبال خوب و پاک برویم.
الله میگوید: "بدی را رها کنید، به خوبی رو بیاورید."
"از جهنم خارج شوید، به بهشت بیایید" او میگوید.
آیا نصیحتی بهتر از این وجود دارد؟ نه.
اما اگر انسان از نفس و شیطان پیروی کند، چیز دیگری نخواهد یافت.
بنابراین باید نفس خود را مهار کنی و از شیطان دوری کنی.
الله به همه ما کمک کند، ان شاء الله.
2025-05-01 - Dergah, Akbaba, İstanbul
وَلَقَدۡ كَرَّمۡنَا بَنِيٓ ءَادَمَ وَحَمَلۡنَٰهُمۡ فِي ٱلۡبَرِّ وَٱلۡبَحۡرِ
(17:70)
الله تعالی انسان را گرامی داشت.
او به انسان عزت بخشید.
انسان نزد الله مقام بلندی دارد.
او مخلوق باارزشی است.
اما انسان ارزش خود را نمیشناسد.
هنگامی که به اعمال بیارزش دست میزند، خود را نیز بیارزش میکند.
او بیمعنی میشود.
اگر از راه خدا خارج شود و به دنبال راههای دیگر برود، با امید به یافتن به رسمیت شناختن یا ارزش، ناامید میشود.
انسان در آنجا چیزی جز فریب و دروغ نمییابد.
تنها زمانی که در راه راست الله بماند، به احترام واقعی میرسد و خیر را مییابد.
برخی راه الله را ترک میکنند و دنبال راههای دیگری میروند، به امید یافتن احترام و قدردانی.
تمام اینها از خالص خودخواهی نشأت میگیرد.
این چیزی جز خودخواهی نیست.
اسلام به انسان احترام میگذارد، او را گرامی میدارد و به ارزش کار او احترام میگذارد.
پیامبر ما (صل الله علیه و آله و سلم) میفرماید: «مزد کارگر را پیش از آنکه عرقش خشک شود، بدهید.»
در آن زمان، 1400-1500 سال پیش، کار انسان تقریباً هیچ ارزشی نداشت.
انسانها به عنوان برده نگه داشته میشدند، به کار وادار میشدند و حقوقشان نادیده گرفته میشد.
آنها فقط برای دریافت غذایی کار میکردند یا گاهی حتی بدون هیچ مزدی.
اما حتی در آن زمان، قانون ابدی الله برای انسانها بدون تغییر باقی ماند.
انسان شایسته تجلیل محسوب شد.
انسان موجودی گرامی است.
او باید از ارزش خود آگاه باشد.
باید به خالق شکرگزار باشد.
برای تمام آنچهکه او داده است، شکرگزاری میطلبد.
نه تنها یک بار در سال، بلکه باید روزانه شکرگزاری کنیم.
ادعا این که تنها یک بار در سال شکرگزاری کافی است، به معنای فریب دادن مردم است.
چیزی جز این نیست.
الله همیشه به انسان احترام گذاشته است؛ انسان باید از این آگاه باشد.
نباید با سخنان دیگران از راه منحرف شود و مخالفت کند.
کسی که در راه راست بماند، مسیر خود را پیدا میکند.
کسی که از راه منحرف شود، به خطر میافتد.
مبادا الله ما را از آن محافظت فرماید.
دنیاپرستان همیشه در پی خودخواهیها هستند.
هرجا که منافع مادی در کار باشد، حسادت با فکر «این به ما زیان میزند» جوانه میزند.
آنها سعی میکنند به یکدیگر آسیب بزنند، از صحنه خارج کنند.
آنها با یکدیگر مبارزه میکنند.
اسلام در عوض چیز دیگری آموزش میدهد.
در اسلام، موضوع برادرانه بودن، تقسیم کردن و احترام به حقوق و قانون است.
حقوق و عدالت در اسلام از اهمیت زیادی برخوردارند.
حقوق انسان در نزد الله ارزش زیادی دارد.
حقوق انسان بیشتر از حقوق الله اهمیت دارد.
الله میتواند حق خودش را ببخشد، اما حق یک انسان فقط به خود او مربوط است.
باید از این شخص طلب بخشش کرد.
الله بخشنده و مهربان است.
انسان اغلب اینگونه نیست.
یک فرد ممکن است تو را نبخشد، ممکن است از حق خود صرفنظر نکند.
آنگاه وضعیت تو دشوار میشود.
اگر از الله طلب بخشش کنی و به حقوق کسی تجاوز نکرده باشی، رهایی مییابی.
اما اگر حقوق دیگران را نادیده گرفته باشی، وضعیت خطرناک میشود.
مبادا الله ما را از آن محافظت کند.
بیایید حقوق هیچکس را نقض نکنیم و کار کسی را بیارزش نکنیم، ان شاء الله.
مبادا الله تلاشهای ما را حفاظت و گرامی دارد، ان شاء الله.
2025-04-30 - Dergah, Akbaba, İstanbul
پیامبر ما، صلح و برکات بر او، میگوید:
المؤمن يألف ويؤلف
مؤمن کسی است که با مردم به طور هماهنگ رفتار میکند و با همه خوب ارتباط برقرار میکند.
مردم از او راضی هستند.
و او با صبر با مردم برخورد میکند.
او راهی پیدا میکند تا با آنها کنار بیاید.
برای مؤمن زندگی در این دنیا با آرامش میگذرد.
مؤمن کسی است که صبر دارد.
اگر حالش خوب باشد، از الله سپاسگزاری میکند؛ در زمانهای دشوار او را میستاید.
او بهطور مقتضی با مردم رفتار میکند و از همه چیز راضی است.
و الله از چنین شخصی راضی است.
مؤمن – که از یک مسلمان معمولی پیشرفتهتر است و ایمان قوی به الله دارد – به این روش عمل میکند.
اما یک مسلمان معمولی به تربیت نیاز دارد؛ او باید نفس خود را تربیت کند.
و تربیت نفس بهتنهایی بسیار دشوار است.
برای این کار طریقت وجود دارد.
در حضور شیخ، تحت هدایت او، بهتدریج نفس خود را تربیت میکند و هرچه میتواند انجام میدهد.
این بهتر از هیچ کاری نکردن است.
حتی اگر فقط پیشرفتهای کوچکی داشته باشد، الله، قادر مطلق و بلندمرتبه، از او راضی است.
البته هیچ انسانی نمیتواند به صد درصد این کار برسد.
اما مردم معمولی، مخصوصاً مردم زمان ما، بر همه چیز اعتراض میکنند، از هیچ چیز خوششان نمیآید و دائماً شکایت میکنند.
این به آنها هیچ کمکی نمیکند.
فقط باعث میشود که احساس بیقراری و ناراحتی کنند.
این سخنان حکیمانه پیامبر ما، صلح و برکات بر او، به ما هدایت و یاد میدهد که چگونه باید عمل کنیم.
کسی که از راه پیامبر پیروی میکند، آرامش درونی مییابد.
برای پیامبر ابراهیم، صلح بر او باشد، الله، قادر مطلق و بلندمرتبه، حتی آتش را به یک باغ بهشت تبدیل کرد.
وقتی که مؤمن تلاش میکند که از پیامبران تقلید کند و آموزشهای آنها را بکار بگیرد، دنیا نمیتواند به او آسیب برساند.
زیرا مؤمن میداند که هرچه برای او اتفاق میافتد، از سوی الله، قادر مطلق و بلندمرتبه، میآید.
او سختیهای این جهان را تحمل میکند؛ آنها گذرا هستند.
باشد که الله ما را از شر نفسمان حفظ کند.
باشد که الله به ما کمک کند.
گفتن اینها آسان ولی عمل به آنها دشوار است.
انشاءالله، با کمک الله ما نیز میتوانیم به این هدف دست یابیم.
2025-04-29 - Dergah, Akbaba, İstanbul
فَأَمَّا مَن طَغَىٰ
(79:37)
وَءَاثَرَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا
(79:38)
فَإِنَّ ٱلۡجَحِيمَ هِيَ ٱلۡمَأۡوَىٰ
(79:39)
الله قادر متعال میفرماید: کسی که فقط برای دنیا زندگی میکند، برای امور دنیا کار میکند، از الله نافرمانی کرده و در نافرمانی الله زندگی میکند، پایانش بد خواهد بود.
جهنم خانهاش خواهد بود.
اما کسی که به رضایت الله میکوشد، بهشت برای او تضمین شده است - حتی اگر تمام دنیا به او تعلق داشته باشد.
اگر همه چیز را برای الله انجام دهیم، همه چیز خوب خواهد شد.
کسی که به دنبال رضایت الله نیست، برای او هیچ چیز به خوبی پایان نخواهد یافت.
این بدان معناست که حتی کسی که فقط کمی - حتی به اندازه یک اتم - دنیا را بر آخرت ترجیح میدهد، ابدیت خود را از دست میدهد.
آخرت ابدی است.
زندگی واقعی و ابدی، زندگی در آخرت است.
اما دنیا در یک لحظه میگذرد.
بنابراین انسان عاقل به آخرت تکیه میکند.
الله قادر متعال میگوید:
اگر از من اطاعت کنید و نمازهایتان را به جا آورید، در محدوده امور مجاز، همه چیز برای شما مجاز است.
اما کسی که از حدود مجاز تجاوز کند و امور ممنوعه را انجام دهد، برای دنیای گذرا کار میکند.
برای این کار عواقب و عقوبتی وجود دارد.
بنابراین باید در همه کارهایی که انجام میدهیم - چه در ایستادن، رفتن یا خوابیدن - به الله بیندیشیم.
باید طوری عمل کنیم که او از ما میخواهد.
با این طرز فکر، پایان ما خوب خواهد بود.
کسی که همه چیز را فقط برای دنیا انجام دهد به مجاز و ممنوع اهمیتی نمیدهد.
کسی که به فکر 'میخواهم همه چیز را برای خود داشته باشم' باشد، از هیچ چیزی سود نخواهد برد.
دستاوردهایش برای او برکت نخواهد بود، بلکه لعنت خواهد کرد.
آنچه به دست میآورد و انجام میدهد، برای او سود پایدار نخواهد آورد.
زیرا همه چیز گذرا است.
زندگی انسان در دنیا فقط یک لحظه است.
فقط اکنون است.
گذشته تمام شده و آینده نامعلوم است.
بنابراین همیشه باید برای رضایت الله زندگی کنیم و او را در افکارمان داشته باشیم.
الهی ما را در راه راست نگه دارد.
الهی به ما توانایی دهد که به خواست او زندگی کنیم، إن شاء الله.
نه دنیا بلکه الله باید اولویت ما باشد، إن شاء الله.
2025-04-28 - Dergah, Akbaba, İstanbul
إِنَّ عِدَّةَ ٱلشُّهُورِ عِندَ ٱللَّهِ ٱثۡنَا عَشَرَ شَهۡرٗ
مِنۡهَآ أَرۡبَعَةٌ حُرُمٞۚ
(9:36)
چهار ماه حرام وجود دارد.
سه از این چهار ماه حرام برای حج مقرر شدهاند، یکی بهتنهایی مقرر شده است؛ الله بزرگ اینگونه تعیین کرده است.
خالق الله، بلند مرتبه و والا است.
اوست که ماه، ستارهها، روزها و سالها را خلق کرده است.
الله این چهار ماه را از بین دوازده ماه حرام کرده است.
این ماهها مورد احترام قرار میگیرند و در این مدت اعمال بد ممنوع هستند.
هیچ جنگی انجام نمیشود.
فقط برای دفاع از خود مجاز است.
در مواقع ضروری روش دیگری در پیش گرفته میشود.
همه چیز دارای نظم خود است.
فردا، انشاالله، از امشب ماه ذو القعده آغاز میشود.
این ماه یکی از ماههای حج است.
بعد از آن، ذو الحجه و محرم میآیند.
در گذشته، مردم فقط در این ماهها میتوانستند به حج بروند و بازگردند.
برای اینکه مردم بتوانند با امنیت رفت و برگشت کنند، الله این ماهها را حرام اعلام کرده است.
اینگونه در قدیم نیز عمل میشد.
این از زمان ابراهیم است، حتی قبل از اسلام.
حتی بت پرستان نیز از آن آگاه بودند.
آنها این سنت را رعایت و پیروی میکردند.
اما اگر به نفعشان بود، آن را به ماه دیگری منتقل میکردند.
آنها یک ماه را با ماه دیگر جایگزین میکردند تا هر چه میخواهند انجام دهند.
این مجاز نیست.
الله در قرآن میگوید که این نباید اتفاق بیفتد.
همه چیز جایگاه و زمان خود را دارد.
نمیتوان آن را به میل خود تغییر داد.
برای ما امروز عصر آغاز انزوا تا دهم ذو الحجه است، که انزوای جزئی محسوب میشود.
پس این یکی انزوای جزئی است؛ هنوز اجازهای به کسی داده نشده که ۴۰ روز در انزوای کامل بگذراند.
کسی که میخواهد انزوا کند، میتواند در این زمان به صورت جزئی آن را انجام دهد.
خواه بین نماز مغرب و عشاء باشد، بین نماز عصر و مغرب باشد یا از تهجد/فجر تا نماز اشراق باشد – میتوان با نیت صحیح و برای رضایت الله به انزوا رفت.
در این زمانها میتوان تمرینات روزانه، نمازها، ذکر الهی و ستایشها را انجام داد، قرائت قرآن کرد؛ همه نوع عبادت ممکن است.
این برای انسان برکت بزرگی است.
شاگردان طریقت باید بر خود انزوا کنند.
اما در حال حاضر انزوای رسمی برای مردم مناسب نیست.
زیرا وضعیت جهان بسیار ناخوشایند است.
نفس بسیاری از مردم نمیتواند این انزوا را تحمل کند.
اگر کسی سعی کند انزوا کند و در این کار شکست بخورد، در این صورت بهتر است از آن صرف نظر کند.
اما برای مرید، انزوای جزئی که با آگاهی انجام میشود، جایگزین انزوای رسمی است.
این زمان تا دهم ذو الحجه ادامه دارد، حدود ۴۰ روز.
و برای آنهایی که نمیتوانند این را انجام دهند، زمان از رجب تا دهم شعبان است.
زمان انزوای ما دوبار در سال اتفاق میافتد.
هر چیز دیگری به انضباط معنوی، ریاضت تعلق دارد.
انشاالله الله آن را بپذیرد.
امیدواریم این روزها و ماهها، انشاالله، مبارک باشند.
امیدواریم در خوبی بگذرند.
امیدواریم زندگی ما، سالها و ماههای ما پر برکت باشند.
این اصل موضوع است.
زندگی میگذرد، منتظر ما نمیماند.
زندگی نمیایستد.
بنابراین ما باید زمان را به طور معنیدار استفاده کنیم.
هرچه بیشتر میتوانیم نماز بخوانیم، بهتر است – انشاالله الله آن را بپذیرد.
امیدواریم الله از ما راضی باشد.
2025-04-27 - Dergah, Akbaba, İstanbul
ستایش بر الله، ما در ماه شوال هستیم.
این ماه مبارک بین رمضان و ماههای حج قرار دارد.
اگر الله بخواهد، فردا یا پس فردا ماه ذوالقعده شروع میشود.
حجاج نیز اکنون سفرهایشان به سوی حج را آغاز میکنند.
حج هدیهای و معجزهای از الله، متعال، برای بشریت است.
بین آنچه الله متعال فرمان میدهد و آنچه انسان بر اساس تشخیص خود انجام میدهد، تفاوتی قیاسناپذیر وجود دارد.
این دو موضوع با هم قابل مقایسه نیستند.
عبادتهایی که الله تعیین کرده است برای رفاه و منفعت مردم است.
حج یکی از این عبادات است.
برای افرادی که وسایل مالی کافی و سلامتی دارند، حج واجب است.
این به این معنی است که یکی از ارکان اسلام است.
کسی که این فریضه را انجام نمیدهد، یکی از ارکان اسلام را ناقص میگذارد.
اولین رکن شهادتین است.
دومین نماز، سومین روزه، سپس زکات و حج است.
اکثر مردم معمولاً میتوانند سایر ارکان را انجام دهند یا انجام میدهند.
اما زمانی که به حج میرسد، بسیاری از مردم به آن اهمیت کافی نمیدهند.
حتی اگر به اهمیت آن پی ببرند، امروزه موانع زیادی برای حج وجود دارد.
حتی اگر کسی بلافاصله بخواهد به حج برود و وسایل مالی را داشته باشد، میتوانند موانع بسیاری دیگر ظاهر شوند.
او نمیتواند حج را انجام دهد.
اگر کسی با قصد تصمیمگرفته نتواند برود، الله نیتش را قبول میکند.
اما کسانی که حج را هرگز در نظر نمیگیرند، در آخرت پشیمان خواهند شد و خواهند گفت: "کاش انجام داده بودیم."
البته همچنین امکان دارد که یک حج نیابتی، یعنی حج بدل، انجام داد.
اما اگر مقایسه کنیم پاداش یک حج نیابتی با یک حج شخصی، به یک هزارم، یک ده هزارم یا حتی یک صدهزارم میرسد؟
با این حال این پاداش کمتر نیز به شخص میرسد.
درجه دقیق این پاداش اما یک سوال دیگر است.
حداقل انسان از گناه عدم انجام فریضه حج آزاد میشود.
این حج نیابتی گناه شخصی را که از لحاظ مالی و سلامتی قادر بود، اما به دلیل موجهی نمیتوانست برود، میزداید.
دلایل دیگر میتوانند فقر یا بیماریهایی باشند که سفر را غیرممکن میسازند.
در چنین مواردی حج نیابتی بهعنوان انجام کامل و معتبر فریضه دینی تلقی میشود.
به هر حال فریضه حج برای کسانی که وسایل مالی ندارند یا به دلیل وضعیت سلامتی نمیتوانند سفر کنند، ساقط میشود.
وقتی که فریضه نیست، مشکلی هم وجود ندارد.
یعنی این شخص مرتکب گناهی نمیشود.
إذا أخذ ما أوهب أسقط ما أوجب
این یک اصل در فقه اسلامی است.
بر اساس این اصل، الله برای امکانی که ندادهاست، حساب نمیخواهد.
مسئولیت ساقط میشود.
یعنی تعهد برداشته میشود.
مثالی برای این، افراد دارای معلولیت ذهنی هستند.
فرد دارای معلولیت ذهنی است.
چون او بصیرت کامل ندارد، ملزم به نماز و روزه نیست.
بنابراین این شخص در قبال احکام دینی هیچ مسئولیتی ندارد.
به همین ترتیب فریضه حج برای کسانی که وسایل مالی کافی ندارند یا سلامتشان اجازه نمیدهد هم ساقط میشود.
اگر نمیتوانند این کار را انجام دهند، به آنها نیز سوال نخواهد شد.
اما کسانی که هیچ مانعی ندارند و وسایل کافی دارند، باید حج را انجام دهند.
همانطور که گفته شد، امروزه موانع زیادی برای حج وجود دارد.
اگر سهمیهها، محدودیتها و محدودیتهایی مانند "ما فقط تعداد معینی از حجاج را میپذیریم" وجود داشته باشد، اگر کسی نتواند برود، مسئولیتی ندارد.
اما اگر امکان وجود داشته باشد و راه باز باشد، باید رفت.
الله به همه ممکن کند.
چرا که این سفر برای توسعه روحانی، نعمت و پاداش هر انسانی بسیار اهمیت دارد.
یک نماز در مسجدالحرام برابر صد هزار نماز در جای دیگر است.
یک نماز منفرد تقریباً به ارزش تمام نمازهایی است که یک انسان در طول زندگی اقامه میکند.
زیارت پیامبر - صلوات و سلام بر او - و به حضورشان ایستادن، یک موهبت خاص و درک روحانی است.
همچنین هر نمازی که در مسجد النبی خوانده میشود، برابر هزار نماز است.
پاداش روحانی و برکت آن قابل اندازگیری نیست.
الله به همه ما ممکن کند.
و الله به کسانی که نمیتوانند بروند، به زودترین فرصت ممکن بدهد، ان شاء الله.
2025-04-26 - Dergah, Akbaba, İstanbul
وَخُلِقَ ٱلۡإِنسَٰنُ ضَعِيفٗا (4:28)
الله انسان را ضعیف آفریده است.
هیچکس نباید خودستایی کند و بگوید: «من چنین و چنان هستم.»
الله میتواند اگر خواهد، ضعیف را قوی کند.
و او میتواند قوی را ضعیف کند.
باشد که ما همیشه مطیع اوامر الله، تعالی و بزرگوار، باشیم.
سبحانالله، امروز حادثهای رخ داد.
این حادثه نشان میدهد که ما انسانها چقدر ضعیف هستیم.
باشد که الله از شما راضی باشد، که ما را بیدار کردید.
ما تا اکنون در خواب غفلت فرو رفته بودیم.
سپاس به الله که حداقل نماز صبح را از دست ندادیم.
تمام نمازهای شب را از دست دادیم.
برای نماز صبح به در کوبیدید و ما را بیدار کردید.
انسان از لحظات غفلت مغلوب میشود.
انسان ضعیف است. آنچه الله، تعالی و بزرگوار، بخواهد، اتفاق میافتد.
به لطف و مهربانی او، همه عبادات خود را انجام میدهیم.
ما باید از او سپاسگزار باشیم.
انسانها نباید خود را با دیگران مقایسه کنند و برتری بجویند.
حتی غفلتی که از آن صحبت میکنیم، در اراده الله است.
همه آنچه که انجام میدهیم، به لطف و مهربانی الله اتفاق میافتد.
کسی نمیتواند خودستایی کند و بگوید: «این کار را من کردم، آن کار را انجام دادم.»
داستانی درباره یکی از بزرگان مقدس.
اما دیگر به یاد نمیآورم که چه کسی بود.
آن قدیس در بغداد زندگی میکرد و قبل از سپیدهدم برای نماز تهجد با پسرش بیدار شده بود.
پسرش به افتخار گفت: «حمد و سپاس برای الله، ما بیدار شدیم.»
«ببین، همه مردم در خواب غفلت فرو رفتهاند.»
«الحمدلله، برای نماز تهجد بیدار شدیم، در حالی که آنها خوابند.»
پدرش، قدیس، پاسخ داد: «ترجیح میدادم که تو هم خواب باشی تا اینگونه سخن نگویی.»
اینگونه خودستایی نامناسب است.
همه چیز به لطف و مهربانی الله اتفاق میافتد.
چه بلند شوی و چه بخوابی یا چه در غفلت فرو رفته باشی، همه چیز به اراده الله صورت میگیرد.
طریقت یعنی ادب.
و این ادب شکرگزاری از الله است.
نباید چیزی را در خود برتر بدانی.
نباید چیزهایی که انجام میدهی، ارزشمند بپنداری.
هیچیک از عبادات ما ارزش مستقل ندارد.
اگر الله، تعالی و بزرگوار، نخواهد، نمیتوانی هیچ کاری کنی. باید این را به نفست بگویی.
نباید دیگران را مقایسه کنی و بگویی: «این چنین است، آنچنان است.»
این حیلهای از شیطان برای نفست است.
شیطان میخواهد برای بزرگ کردن نفست، برایت دامی بگذارد تا آنچه را که بدست آورده ای از دست بدهی، با تلقین اینکه: «تو برای نماز شب بیدار میشوی، قیام اللیل را انجام میدهی، شبها نمیخوابی.»
برخی افرادی که وارد طریقت میشوند، میپرسند: «چقدر پیش رفتهام؟»
این هم به ادب راستین، به اخلاق تعلق ندارد.
وارد طریقت شدی و طریقت به هر حال مسیر الله است. تو وارد شدی تا نفس خود را تربیت کنی.
چنین سؤالاتی پرسیدن به ادب خوب تعلق ندارد.
تنها چیزی که تو باید به آن اهمیت بدهی، این است که فقط به راه ادامه دهی.
بزرگترین معجزه این است: «اجل الکرامات دوام التوفیق.»
به راه ادامه دادن بزرگترین معجزه است.
باید الله را ستایش کنی و از او سپاسگزاری نمایی.
نباید با دیگران مقایسه کنی.
فقط الله میداند که پایان ما چگونه خواهد بود.
مهمترین چیز پایداری است.
اگر پایدار نباشی، میتوانی هر چقدر که میخواهی عبادت کنی.
همچنین اینگونه است شیطان. باشد که الله ما را محافظت کند.
هیچ جایی بر روی زمین یا آسمان نیست که او نماز نگزارده باشد.
در نهایت، او به منفورترین و بدترین مخلوق تبدیل شد.
بنابراین، برای اینکه مثل او نشوی، باید به مسیر الله بیوقفه ادامه دهی.
باید بدون نگاه کردن به چپ یا راست، بدون پرسیدن: «چقدر به جلو آمدهام، چه درجهای رسیدهام؟» به این راه ادامه دهی.
باشد که الله ما را از این محفوظ بدارد.
گاهی وقتی فردی صادقانه به راه میرود و نیت قوی برای انجام عبادت دارد، اما ناخواسته توسط حالتی مغلوب میشود و در نتیجه چیزی را از دست میدهد، عبادتش به همان اندازه پاداش داده میشود.
این لطف و مهربانی الله است. در این خصوص یک داستان دیگر هم وجود دارد.
یک بار بایزید بسطامی، مثل ما خوابید و نتوانست برای نماز شب بیدار شود.
احتمالاً نزدیک به پایان وقت نماز صبح بود که او به سختی به نماز صبح رسید.
شیطان از این بسیار خوشحال شد.
بعدش بایزید بسطامی بسیار ناراحت بود و گریه میکرد.
خیلی غمگین بود و اشک ریخت.
الله، تعالی و بزرگوار، برای نمازهایی که نتوانست او را به آنها برساند، پاداش هزار برابری نوشت.
شیطان شاهد آن بود.
بار دوم، مدتی بعد، او دوباره خوابیده بود.
او احساس کرد که کسی او را بیدار کرده و تکان میدهد.
او دید که شیطان است و او بیدار شد.
او گفت: «بایست، بایست و نماز بخوان.»
«بایست، نماز صبح را از دست میدهی.»
گفت: «چرا این کار را میکنی؟»
«معمولاً باید مرا در خواب بگذاری.»
«دفعه قبل مرا خواب گذاشتی.»
شیطان پاسخ داد: «در آن زمان برایت پاداش هزار برابری نوشته شد.»
«به همین دلیل است که اکنون بیدارت میکنم،» گفت شیطان، «چرا که ترجیح میدهم فقط پاداش ساده نمازی که خواندی به تو داده شود، بجای هزار برابری که در دفعه قبل در حین خواب نوشته شده بود.»
اگر فردی که عبادت میکند، بهطور ناخواسته بیتوجه شود، بیمار شود یا دلیل موجهی داشته باشد، الله، تعالی و بزرگوار، پاداش کامل عبادت از دست رفته را به او مینویسد.
باشد که الله همه ما را ببخشد.
باشد که الله نیز از شما راضی باشد.
شما این همه صبر کردید و به آرامی منتظر ما بودید.
2025-04-25 - Dergah, Akbaba, İstanbul
نه ترسی بر ایشان است و نه غمگین میشوند.
مؤمنان نه ترس و نه حزنی خواهند داشت، به اجازهٔ الله.
پناه بردن به الله بزرگترین نعمت برای یک مؤمن است.
این رحمتی است که الله، قادر مطلق و متعال، به ما عطا میکند.
این رحمت اصل و اساس است.
زندگی انسان برای این دنیا نیست، بلکه برای آخرت مقدر شده است.
این دنیا گذراست، آخرت ابدی است.
پس کسانی که با الله مرتبطاند و راه او را میپیمایند نه حزنی دارند، نه اندوه و نه رنج.
مسلمانانی که به الله ایمان آوردهاند و به او اعتماد دارند، طبیعی است که حالشان بهتر است نسبت به غیر مؤمنان.
این نعمتی است که الله، قادر مطلق و متعال، به مؤمنان بخشیده است.
الله هر انسانی را به نجات و بهشت دعوت میکند.
هیچکس استثنا ندارد.
هر کس بخواهد، میتواند بیاید.
به بهشت هرکس دعوت است، هرکس میتواند وارد شود.
اما متأسفانه، لجاجت، خودخواهی و کفر انسانها را بازمیدارد و به سوی جهت مخالف میکشاند.
اکثر مردم در گمراهی هستند.
آنها از خودخواهی، شهوت و شیطان پیروی میکنند.
از راه راست دور میشوند و از آن فرار میکنند.
در حالی که نجات حقیقی در همان جا است.
خوبی در آنجا پیدا میشود، سود حقیقی در آنجا است.
سود واقعی زندگی را کسانی پیدا میکنند که راه الله را پیروی میکنند.
کسی که در راه الله گام نگذارد، عمرش را از دست داده است.
آنها حقیقتاً بازندهاند.
کافران با مرگشان همه چیز را از دست دادهاند.
فرصت خود را از دست دادهاند.
در حالی که مؤمنان پیروز شدهاند.
آنها زندگی خود را حقیقتاً به دست آوردهاند.
امروزه دائم میشنویم: «او زندگیاش را باخته است.»
چند روز پیش میگفتند: «آن کافر مرده است.»
او برخلاف کفرش، در هر حال باخته بود.
کسی که مسیر کفر را میپیماید نیز خواهد باخت.
چرا که راه الله را ترک کردهاند و راه خود را میروند.
در حالی که حقیقت را به خوبی میدانند.
علیرغم این دانش، از خودخواهی پیروی میکنند و هر کس این راه را انتخاب کند، زندگیاش را از دست میدهد.
هیچ سودی ندارد.
در آخرت هیچ خیری نخواهند یافت.
پس آنان که در راه الله میمانند، برندگان واقعیاند.
در این مسیر باید پایدار ماند.
امروزه بسیاری از مذاهب نادرست در جریاناند.
«این را باور دارم، این را باور ندارم، این را دوست دارم، این را دوست ندارم.»
مسئله این نیست که چی را دوست داری.
باید از دین پیروی کنی، همانطور که هست.
و این دین توسط پیامبر ما، صلوات الله علیه، به ما منتقل شده است.
این راهی است که باید دنبال کنی.
برخی میگویند: «ما به احادیث نیازی نداریم، قرآن برای ما کافی است.»
کسی که چنین میگوید، گمراه شده است.
و دیگران را هم گمراه میکند.
کسی که چنین نظری دارد، فاقد عقل است.
او عقل ندارد.
چنین شخصی احمق و کور است.
زیرا قرآن از طریق چه کسی منتقل شد؟ پیامبر ما - صلوات الله علیه.
چگونه میتوان احادیث را رد کرد و در عین حال قرآن را پذیرفت؟
اول روزه بگیر، سپس کلم شور بلغسان! این به همان اندازه متناقض است که شیوهٔ تفکرشان.
الله به انسان عقل و قوه تفکر عطا کرده است.
شیطان، شهوت و نفس عقل را تار میکنند و انسانها را مطیع خود میسازند.
خداوندا، عقل ما را حفظ کن.
خداوندا، ما را در راه هدایت هدایت کن.
خداوندا، جمعهٔ ما را برکت ده، ان شاء الله.