السلام عليكم ورحمة الله وبركاته أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. والصلاة والسلام على رسولنا محمد سيد الأولين والآخرين. مدد يا رسول الله، مدد يا سادتي أصحاب رسول الله، مدد يا مشايخنا، دستور مولانا الشيخ عبد الله الفايز الداغستاني، الشيخ محمد ناظم الحقاني. مدد. طريقتنا الصحبة والخير في الجمعية.
ای مردم! ما شما را از زن و مردی آفریدیم، و شما را به ملتها و قبایل تبدیل کردیم تا یکدیگر را بشناسید؛ گرامیترین شما نزد الله، پرهیزکارترین شماست. (۴۹:۱۳)
الله، قادر مطلق و ارجمند، انسانها را در اشکال مختلف آفریده است.
برخی سیاه، برخی سفید، برخی زرد یا قرمز هستند. شخصیتهای آنها نیز متفاوت است.
الله، قادر مطلق و ارجمند، بر اساس حکمت خود عمل میکند، هر طور که بخواهد.
تنها او حکمتی که خود میداند.
انسانها خود را با هم مقایسه میکنند: «چه کسی بهترین است؟»
اما آنچه مهم است این است که چه کسی نزد الله بالاترین مقام را دارد.
آنچه مردم در میان خود به عنوان خوب میدانند، چیزی است که بیشترین سود را برای انسان دارد.
اما نزد الله تقوا مهم است.
تقوا یعنی: از شر دوری گزیدن، کار نیک انجام دادن، انسان راستگویی بودن.
چنین انسانی نزد الله بهترین است.
انسانی که نزد الله بالاترین مقام را دارد، در میان مردم نیز شهرت خوبی دارد.
کسی که نزد الله مقام پایینی داشته باشد، هیچ اهمیتی ندارد که چند نفر پیرو یا دوست دارد، زیرا این محبت تنها بر اساس منافع شخصی است.
محبت به خاطر رضای الله با محبت از روی منافع شخصی به طور اساسی متفاوت است.
در محبت از روی منافع شخصی، وقتی که سود برود، نه محبت، نه احترام و نه وفاداری باقی میماند؛ هیچ چیز باقی نمیماند.
در انسانی که در راه الله گام برمیدارد و الله او را دوست دارد، این ویژگیهای خوب یقیناً وجود دارد.
هیچ چیز بدی از او ناشی نمیشود.
بد کسی است که در راه الله، قادر مطلق و ارجمند، گام برنمیدارد و برای نفسش کار میکند و هر کاری برای راضی کردن خود انجام میدهد. او انسانی غیرقابل اعتماد است.
بنابراین معیار اینجا احترام به الله، قادر مطلق و ارجمند است.
این آگاهی هوشمندانه از الله است.
انسانی که آگاه است، هیچ کار بدی نمیکند.
انسانی که آگاه نیست، میتواند به هر نوع کار بدی دست بزند.
الله ما را از آن حفظ کند.
دوست داشتن از طرف الله بسیار ارزشمند است. تنها از طرف دیگران به خاطر منافع شخصی دوست داشتن، هیچ ارزشی ندارد.
چنین کسی میتواند به سرعت از تو روی بگرداند، از تو ببرد یا به تو آسیب برساند.
زمانی که منفعت شخصی در کار است، میتواند اینگونه عمل کند.
کسی که در راه الله گام برمیدارد، هرگز نمیخواهد بدی کند و هرگز بدی نمیکند.
چرا که او ایمان واقعی دارد.
الله با توست.
الله مرا میبیند.
او میداند من چه میکنم.
این است ایمان. الله ما را از زندگی بدون ایمان حفظ کند و ما را از شرور آن حفظ کند، انشاءالله.
دنیا پر از چنین انسانهاییاست.
منافع دنیوی همه چیز را فرا گرفته است.
الله آن را به سمت بهتر تغییر دهد.
الله ما را حفظ کند.
2025-05-15 - Dergah, Akbaba, İstanbul
پیامبر ما، صلح و برکت الله بر او باد، میفرماید:
باید قبل از اینکه بیماری بیاید، درمان گرفت. و اگر بیماری آمد، باز هم درمانهایی هستند. اما از همه مهمتر این است که انسان بر آنچه میخورد و مینوشد و چگونه زندگی میکند، دقت کند، زیرا این اساس درمان است.
دو راه درمان وجود دارد.
یکی از این راهها که امروزه احتمالاً فقط تعداد کمی از آن استفاده میکنند.
الحجامه و الکی.
حجامت و کایوترهسازی.
این به معنی گرم کردن آهن و اعمال آن به مکانهای مشخصی از بدن است. اما کسی که این کار را میکند، باید در این زمینه متخصص باشد.
حجامت را هر کسی میتواند انجام دهد و بسیاری هم این کار را میکنند.
این کار مشکلی ندارد.
متأسفانه روش دیگر به ندرت دیده میشود.
به ویژه برای بیمارانی که باید عمل جراحی شوند و برای موارد امیدوارکننده، این روش بسیار مفید بود.
اما اکنون ممکن است بسیاری ظاهر شوند که ادعا میکنند باخبر هستند.
آنها میتوانند هر کسی را بسوزانند و آسیب برسانند.
به همین دلیل امروزه خیلی استفاده نمیشود.
بنابراین مهمترین چیز حجامت است.
این هم سنت است و هم شفا.
و زمان آن الان است.
وقتی انار شکوفه میدهد، بهترین زمان برای حجامت شروع میشود.
این بهترین زمان است.
البته حجامت در زمانهای دیگر هم میتواند انجام شود، اگر لازم باشد. اما زمان واقعی مفید زمانی است که در این دوره است.
زمانی که انار شکوفه میدهد.
با اجازه الله، این فوقالعاده مفید است.
بزرگترین سود آن در فشار خون است.
پیامبر ما، صلح و برکت الله بر او باد، این را همان وقت گفت.
مردم آن وقت این را نمیدانستند.
او از "عرضه خون" صحبت میکند.
عرضه خون در واقع به معنی فشار خون است.
برای این بسیار مفید است.
برای بسیاری از دیگر بیماریها نیز مفید است.
اما اکنون افرادی هستند که این روش را به تجارت تبدیل کردهاند.
برخی از مردم فقط برای کسب درآمد این کار را انجام میدهند. آنها توصیه میکنند که تقریباً هر روز حجامت انجام شود.
استخراج این خون کاری کوچک نیست.
به همین دلیل زمان و ریتم خاصی دارد.
این به صورت روزانه یا ماهیانه انجام نمیشود.
یک بار در سال به طور کلی کافی است.
اما در صورت نیاز میتواند دو بار انجام شود.
یک بار در بهار انجام میشود، و اگر میخواهید بار دوم انجام دهید، در پاییز.
اکنون برخی میگویند: "میتوان با یک پمپ هم انجام داد." اما با یک پمپ کار نمیکند.
پمپ خون معمولی را میکشد.
وقتی با گرما و حجامتکاسهای انجام میشود، خون ناپاک را حذف میکنید.
بنابراین باید به این هم توجه کنید.
باید به روزها هم توجه کنید.
مهمترین چیز پاکیزگی و بهداشت است.
این بسیار مهم است.
خون ممکن است، الله محافظت کند، به جای شفا، بیماری بیاورد.
این اتفاق میافتد وقتی کسانی که نادان یا بیتجربهاند این را انجام دهند.
اکنون یک روش ساده پیدا کردهاند.
آنها پمپ را به کار میگیرند، خون را میکشند و خالی میکنند.
همانطور که میگوییم، آنها فقط خون معمولی را میکشند.
فایدهای ندارد.
در واقع، ممکن است حتی بدن را تضعیف کند.
الله در حکمت خود برای هر چیزی روشی، زمان و ساعت معین کرده است. باید از کسانی انجام شود که میدانند چه زمانی و چگونه آن را انجام دهند.
مقدار الله شفا دهد.
الله آن را بپذیرد، و شما هم آن را به صورت سنتی انجام دادهاید.
و افرادی که به آن نیاز دارند، شفا مییابند.
به همین دلیل این مهم است.
و الان زمان خوبی برای آن است.
انجام آن پس از روز پانزدهم ماه عربی مفیدتر است.
اما در صورت نیاز میتواند در اوایل ماه هم انجام شود.
از نظر روزها، میتواند در هر روزی به جز چهارشنبه و شنبه انجام شود.
مقدار الله از شما راضی باشد.
انشالله، ممکن است شفا بیاورد.
2025-05-13 - Lefke
وَبرای اللہ بر مردم است که آهنگ خانه (او) کنند (یعنی حج انجام دهند)، آنان که توانایی رفتن به سوی آن را داشته باشند (3:97)
زمان حج آغاز شده است.
اللہ این عبادت را برای کسانی که آن را به ایشان اعطا کند، ممکن میسازد.
زیارت به مکه همواره چالشی بوده است.
حتی امروز نیز آسان نیست.
سفر، دسترسی، رسیدن به هدف - در گذشته افراد با وسایل مختلف، با شتر یا پیاده سفر میکردند.
این نیز دشوار بود.
هرچند بسیاری چیزها امروزه سادهتر شده است، این بار دسترسی دشوارتر است.
در اینجا حکمت خداوند است.
نه همه میتوانند حج را انجام دهند، بلکه فقط کسانی که توانایی آن را دارند. کسی که میتواند حج را انجام دهد، باید نیت خود را جزم کند تا این فریضه از او به عمل آید.
کسانی که به آنجا سفر میکنند، باید به بهترین نحو ممکن قواعد رفتار محل و حج - انجامهای سنت، مستحبها، واجبات و فرایض - را رعایت کنند.
زیرا این نیز به چالشی تبدیل شده است.
افراد به حج میروند، اما اغلب نمیتوانند اعمال سنت را به طور کامل انجام دهند.
بعضی از واجبات انجام میشود و بعضی نمیشود.
بنابراین، اگر کسی توانایی حج را دارد، باید مخصوصاً دقیق باشد.
به مقداری که ممکن است - این بدان معناست که حداقل آنچه واجب است را باید انجام داد.
اگر کسی به دلیل تقصیر خود نتوانید انجام دهد، کفارهای باید پرداخت کند.
اما اگر به دلیل دیگران نتوانسته است انجام دهد، باید از اللہ برای بخشش درخواست کند و بگوید: "میخواستم این کار را انجام دهم، اما به من اجازه داده نشد"، تا مسئولیت، اگر اللہ بخواهد، بر عهده خودش نباشد.
در مورد خود حج: طواف انجام میشود.
مهمترین چیز این است که پس از اتمام حج از زمان به خوبی استفاده کنیم.
در کنار کعبه باید در وقتهای نماز همه نمازها را در مسجد الحرام انجام داد.
زیرا آن نماز در مسجد الحرام انجام میشود؛ با مسجد الحرام کعبه و منطقهی اطراف آن، یعنی خود مسجد، منظور است.
امروزه برخی آن را اغراق کرده و حتی به اشتباه تعبیر میکنند.
آنها ادعا میکنند که مسجد الحرام همه مکه است.
این درست نیست.
مکه یکی است و مسجد الحرام چیز دیگری.
در مکه مساجد و مکانهای عبادت زیادی وجود دارد.
پیامبر (اللہ او را برکت دهد و به او آرامش بخشد) نقل میکند که اللہ، قدرتمند و برتر، دربارهی کعبه گفته است: "مسجد همین خانهی من است". او نمیگوید "شهر این، بلکه میگوید مسجد" - این خانه به عنوان مسجد مدنظر است، نه همهی شهر.
به همین دلیل، یک نماز در آن مسجد برابر با صد هزار نماز است.
اگر روزانه پنج نماز انجام دهید، ارزش پانصد هزار نماز را به دست میآورید.
اگر ده روز نماز بخوانید، معادل ارزش پنج میلیون نماز است.
پنج میلیون نماز که در طول زندگیتان نمیتوانید به دست آورید.
به همین دلیل باید در آنجا به طور ویژهای دقیق باشید.
این فرصت را نباید از دست بدهید.
زیرا فرصت همیشه نمیآید.
سفر به آنجا و بازگشت دشوار است.
این کار کوچکی نیست.
بنابراین باید از این فرصت استفاده کرد.
در مکان دوم، مسجد پیامبر ما، اللہ او را برکت دهد و به او آرامش بخشد، است.
آنجا راحتتر میتوان همه نمازها را انجام داد.
آسان است که نمازها را در زمانهای مقرر انجام دهید.
مکان گسترده و به طور دسته سوم طراحی شده است.
آنجا میتوان به خوبی نماز خواند.
این نیز هزار نماز ارزش دارد.
این بدان معناست که روزانه ارزش پنج هزار نماز را دریافت می کنید.
در ده روز ارزش پنجاه هزار نماز است.
این نیز پاداشی است که یک انسان در غیر این صورت پس از سالهای نماز به دست خواهد آورد.
عبادتهایی که در آنجا در ده روز انجام میشود - حتی اگر کسی نتواند تمام ده روز بماند - نمازهای نفل، صدقهها، مجموعه آنها هزار برابر ارزش بیشتری نسبت به دیگر مکانها دارد.
این تنها دارای فضیلت خاصی نیست، بلکه پاداش نیز هزار برابر بیشتر است.
آنجا باید بیش از صحبتهای دنیوی بر دعا و خواندن قرآن تمرکز کرد. اگر فرصتی برای کمک یا پرسش از سوالات وجود داشته باشد، در این راستا نیز دانش ارزشمندی کسب می شود.
هر دقیقهای که در حضور پیامبرمان (اللہ او را برکت دهد و به او آرامش بخشد) بگذرانید، مانند غسل در آن رحمت و برکت است.
در این مکان مبارک در حضور پیامبر (اللہ او را برکت دهد و به او آرامش بخشد)، کسی که اللہ، قدرتمند و برتر، او را بیشترین دوست دارد، مانند چشمهای بیپایان از رحمت است.
الله این را برای همه ممکن کند.
و به کسانی که نمیتوانند بروند، الله، اگر بخواهد، کمک کند تا آنها نیز به آنجا برسند.
باشد که در، اگر اللہ بخواهد، برایشان باز شود تا بتوانند وارد شوند.
2025-05-12 - Lefke
بدانيد، اموال و اولادتان براى شما وسيله آزمايش است. (64:15)
پس به اندازه توانايى خود (از عذاب) الله بپرهيزيد. (65:16)
الله، ارجمند و غالب مىگويد:
مال شما، خانوادههای شما، فرزندانتان – بله، تمام جهان – برای شما آزمایشی هستند.
این بدان معنی است که باید از الله بخواهید که آنها را در راهش ثابت قدم نگه دارد و در آنجا پایدار سازد.
باید آنها را چنان تربیت کنید که اعمال نیک انجام دهند.
فرزند صالح، برای انسان ارزشمندترین گنجینه است.
اگر فرزند صالحی نباشد، حتی اگر تمام ثروت جهان را داشته باشد، نه فاتحهای میخواند و نه عملی نیک برای تو انجام میدهد.
تمام آنچه پسانداز کردهای، او در راههای نادرست هدر میدهد.
برای تو از آن فقط گناه و بار میماند.
بنابراین، بهترین عملی که یک مسلمان میتواند انجام دهد تربیت فرزندان صالح است.
چگونه آنها را تربیت میکنی؟
فرزند صالحی را تربیت میکنی که با پولی که به حلال کسب شده ایمانش و محبت به الله و پیامبرمان (صلوات الله و سلام بر او) را در او تثبیت کنی.
پیامبر (صلوات الله و سلام بر او) میگوید: «اولین چیزی که باید به کودک بیاموزید، هنگامی که شروع به صحبت میکند، کلمه 'الله' است.»
امید است که اولین کلماتی که از لبان او بیرون میآید، «الله، الله» باشد – به امید اینکه در پایان زندگیاش نیز با این کلمات در برابر الله بایستد.
باشد که جزو بندگان محبوب الله باشد.
اگر از بندگان محبوب الله باشد، تو بزرگترین را به دست آوردهای.
او هم در این دنیا به تو نیکی میکند و هم برای خود در آخرت.
بسیاری از مردم در تربیت فرزندانشان نمیدانند چه کار باید کنند.
آنها فکر میکنند تربیت کودک به معنای برآورده کردن هر خواسته او، فرستادن او به بهترین مدارس – به طور خلاصه، ارائه همه چیزهای دنیایی به او، با این فرض که او بدین ترتیب فرزندی خوب میشود.
اما این به تنهایی باعث نمیشود که یک کودک خوب شود.
این موارد نادر است.
و حتی اگر به نظر برسد که ظاهر او خوب است، اغلب چیزی اساسی کم است، زیرا نفس هرگز سیر نمیشود؛ هر چه بدهی، باز هم بیشتر میخواهد.
بنابراین در تربیت کودکان نیز دادن همه چیز توصیه نمیشود.
آنچه ضروری است را میدهی.
صرفهجویی را آموزش میدهی.
سخاوتمندی را آموزش میدهی.
او باید تفاوت بین سخاوتمندی و صرفهجویی را بیاموزد.
بسیاری از چیزهایی هست که اسلام و پیامبر ما (صلوات الله و سلام علیه) به ما آموختهاند.
نه بیش از حد سختگیر باش و نه بیش از حد ملایم.
مرزی وجود دارد.
باید بگویی: «تا اینجا برایت مجاز است، فراتر از آن برایت خوب نیست.» یا: «این را بعداً به دست میآوری.»
این بدان معنی است، زمانی که کودکی امروز چیزی میخواهد، فوراً آن را به او نمیدهی، بلکه میگویی: «در یک هفته، در یک ماه آن را به دست میآوری» و بدینوسیله به او صبر میآموزی.
باید بگویی: «در این مدت چیزی نیک انجام بده تا آن را به دست بیاوری.»
اگر چیزی را بهرایگان دریافت کند، ارزش آن را نمیداند.
آن واقعاً برای کودک ارزشی ندارد.
واقعاً ارزشمند چیزی است که با انتظار، صبر و اشتیاق واقعی به دست میآید.
چیزی که بدون آرزو به دست میآید، ارزش واقعی ندارد.
این نه به او و نه به تو سودی نمیرساند.
بنابراین، تربیت اسلامی بسیار مهم است.
امروزه مردم اغلب از تربیت اسلامی بسیار دور شدهاند.
و سپس شکایت میکنند و میپرسند: «چرا فرزندان ما اینگونه شدهاند، چرا اینطور شده؟»
برخی نیز بسیار سختگیر هستند.
آنها بیش از حد سختگیر هستند.
چنین سختگیری افراطی اغلب برای زمان حاضر مناسب نیست.
اگر جوانان امروزی بهشدت سختگیری شوند و یکبار از درون شکسته شوند، اعتماد آنها را از دست میدهید و به سختی میتوان دوباره به دست آوردشان.
برخی میگویند مثلاً – خدا آنها را هدایت کند –:
"دخترم حجاب را کنار گذاشته است."
"او حافظ قرآن بود، پوشیده بود، کاملاً محجبه بود" و غیره.
زیرا تو او را بهزور محجبه کرده بودی، او در اولین فرصت آن را کنار گذاشته است.
بنابراین، نباید اینقدر سختگیر بود.
باید میانهرو بود.
پیامبر ما (صلوات الله و سلام بر او) از "امت میانهرو" - امتاً وسطاً - سخن میگوید.
اگر میانهرو باشی، راه درست را مییابی.
خوب و بد را تشخیص میدهی.
و ارزش اشیاء را نیز میآموزی.
بنابراین، خدا ما را محافظت کند.
زمانی که در آن زندگی میکنیم، حقیقتاً یکی از سختترین زمانها است.
این آخرالزمان است.
بنابراین ضروریست که فرزندان صالح را به درستی تربیت کنیم و به آنها آگاهی دهیم که به چه هدفی خلق شدهاند.
برخی از کودکان سرکشی میکنند و میپرسند: "چرا به این دنیا آمدم؟" و والدینشان را سرزنش میکنند.
اما تولد شما نه به دلیل تنها خواسته مادرتان یا پدرتان یا دنیا بود. حتی اگر کل دنیا نمیخواست، شما میآمدید.
این به دلیل تنها اراده الله، ارجمند و غالب، بود که این روح در بدنتان قرار گرفت.
این چیزی است که از ابتدا مقدر شده بود.
بنابراین، نباید کسی را سرزنش کنید یا عصبانی شوید. این یک فراخوان فوری به کودکان و نوجوانان است: والدین خود را بد رفتار نکنید!
آنها هیچ تقصیری در وجود شما ندارند.
هیچ کس این تقصیر را ندارد.
شما به اراده خدا به دنیا آمدهاید.
از آنان – والدین – سپاسگزار باشید تا الله آنچه که میخواهید به شما بدهد، تا مسلمانان خوبی شوید و به بندگان محبوب خدا بپیوندید.
خدا ما را همگی محافظت کند.
این زمانی است که فریب شیطان بهویژه پرقدرت است.
همه جا، در شرق، در غرب، در تمام جهان، جوانان به نوعی به اسباب بازی شیطان تبدیل شدهاند.
خدا کمک کند، انشاءالله.
خدا همهٔ آنها را محافظت کند و نگه دارد.
2025-05-11 - Lefke
وَ لِباسُ التَّقْوَىۙ ذٰلِكَ خَيْرٌ (۷:۲۶)
مردم به ظاهر اهمیت میدهند؛ به اینکه چه میپوشی و چه نمیپوشی.
در گذشته هم اینگونه بود، اما امروزه بیشتر به لباس، مد و اینکه چه به انسان میآید و چه نمیآید، توجه میشود.
انسان فکر میکند: "نمیخواهم اجناس ارزان بخرم، باید گران باشد تا مردم آن را در من ببینند."
این همان طرز فکر، مهمترین علاقه انسان امروز است.
لباس باید زیبا باشد.
کفشهایم، کلاهام، پیراهنم - همه باید حتماً برند باشند.
قبلاً میگفتند: "باید زیبا و خوب باشد"، برند و چیزهای مشابه آن وجود نداشت.
امروزه باید هم خوب باشد و هم برند داشته باشد.
خب، چرا این کار را میکنی؟
آیا این کار را برای رضای الله میکنی؟
اگر برای رضای الله است، الله از آن چیزی نمیخواهد.
آنچه الله، قادر متعال و بلندمرتبه، میخواهد، لباس تقوی است که تو میپوشی.
در لباس تقوی، ترس از الله وجود دارد.
برای انسانی که از الله میترسد، این بهترین لباس است.
این انسان را میپوشاند.
این انسان را در نظر الله زیبا نشان میدهد.
با این کهنهپارههای بیارزش که آنها را پوشیده به تو جلوه میدهند، مقام تو نزد الله بالا نمیرود و تو زیبا نمیشوی.
آنچه باید انجام دهی این است که آنچه الله، قادر متعال و بلندمرتبه، امر کرده را انجام دهی و از محرمات او دوری کنی.
این تقوی، ترس از الله است.
تقوی یعنی: از الله ترسید، از الله شرمنده باش، احترام به الله داشته باش.
یعنی اگر تو را در چنین شرایط بدی ببینند، اگر کارهایی انجام دهی که خوب نیستند، اگرچه بتوانی گرانترین لباسها را بپوشی - هیچ فایدهای ندارد.
آنچه مفید است، همانطور که گفتم، تقوا است.
حتی اگر لباسهای پاره بپوشی، اگر صاحب تقوا باشی، نزد الله زیباترین انسانی.
اما نه، اگر تقوی وجود نداشته باشد، آنگاه گفته میشود: "این لباس به اندازه اینقدر هزار دلار، هزار یورو قیمت دارد."
الله، الله، چه، هزار دلار؟ آیا میتواند یک لباس اینقدر ارزش داشته باشد؟
"چه میگویی در مورد هزار دلار؟", میگویند.
"لباسهایی هست که ۱۰,۰۰۰ دلار، ۱۰۰,۰۰۰ دلار ارزش دارند", گفته میشود.
این چیست؟ آیا موتوری دارد، آیا با آن پرواز میکند؟
"اینطور است، تو این را نمیفهمی", میگویند.
این همان است: یک لباس زیبا که هر کسی دوست دارد بپوشد.
تو دوست داری آن را، اما الله هیچ رضایتی بر آن ندارد.
بهویژه افرادی که الله را نمیشناسند – ممکن است لباسی به ارزش ۱۰۰,۰۰۰ یا حتی ۱۰۰ میلیون بپوشند – نزد الله هیچ ارزشی ندارد.
ارزش درون است.
آنچه درون است ارزشمند میکند.
ناسردین خواجه، باشد که الله مقامش را بالا ببر.
همسایگان پرسیدند: "ای ناسردین خواجه، دیشب در خانهات چنین صدایی بود، صداهای بلند. چه اتفاقی افتاده، چه شد؟"
او پاسخ داد: "آه، عبای من افتاده است."
"اما وقتی یک عبا میافتد، چنین صدای بلندی نمیکند."
"من هم در آن بودم", گفت.
میبینی، درون مهم است، نه بیرون.
آیا بیرون میافتد یا نه، این مهم نیست؛ درون مهم است.
به همین دلیل باید به درون توجه کنی.
توجه به بیرون مهم نیست.
این بیارزش است، فایدهای ندارد.
بیایید خداپرست باشیم، انشاءالله.
باشد که الله به ما کمک کند، انشاءالله.
2025-05-10 - Lefke
اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِين (23:14)
الله، متعالی و باشکوه، بهترین و کاملترین خالق است - تنها خالق.
او همه چیز را به طرق کامل خلق کرده است.
بنابراین، یک انسان مؤمن نباید مخالفت یا مجادله کند.
او نباید چیزی را زیر سوال ببرد که الله، متعالی و باشکوه، به او داده یا برای او تعیین کرده است.
چون همه چیز با خواست الله رخ میدهد، دلیلی برای نگرانی وجود ندارد.
اینگونه یک مومن واقعی رفتار میکند.
متأسفانه ایمان بسیاری از مسلمانان امروزه ضعیف شده است.
چون ایمان اکثر مردم ضعیف است، وقتی چیزی غیرمنتظره رخ میدهد، دچار وحشت میشوند.
این نتیجه کمبود ایمان است.
الله، متعالی و باشکوه، این دنیا را خلق کرده است.
قبل از انسانها موجودات دیگری، حیوانات و انواع مختلفی از مخلوقات را آفرید.
تعداد مخلوقات او غیر قابل اندازهگیری است - فقط خود الله آن را میشناسد.
هر موجودی عمر مشخصی دارد.
وقتی این زمان به پایان میرسد، از میان میرود.
حتی جهان ما نیز عمر محدودی دارد.
همه چیز فانی یک روز ناپدید خواهد شد.
جهان نیز همینگونه است.
آنچه الله به ما وعده داده است، این جهان نیست بلکه آخرت جاودانه است.
الله هرگز نگفته است: 'تو به جهان خواهی آمد، استراحت خواهی کرد و برای همیشه اینجا خواهی ماند.'
بلکه گفته است: 'دنیا فقط یک اقامتگاه موقتی است.'
اما انسان فکر میکند که هرگز نخواهد مرد و همه چیز برای همیشه بدون تغییر باقی خواهد ماند.
او باور دارد که همه چیز شگفتآور خواهد بود، او میتواند هر کاری که میخواهد انجام دهد و این حالت برای همیشه باقی خواهد ماند.
چیزی به این شکل وجود ندارد.
شیخ عبدالله داغستانی یک بار به شوخی گفت:
'Wa khuliq al-insānu majnūnan' او گفت.
انسان بدون عقل، بله کاملاً دیوانه خلق شد، او شوخی کرد.
یعنی: اگر انسان از عقل خود استفاده نکند، اگر چیزهای آشکار را قبول نکند، آنگاه او عاقلانه رفتار نمیکند، بلکه واقعاً مانند یک دیوانه است.
به همین دلیل است که در این دنیا جنگ وجود دارد و چیزهای بد دیگر.
خوب و بد وجود دارد.
در دنیای ما آب آشامیدنی پاک کاهش یافته است، فضای زندگی برای انسانها تنگ شده است، زیرا آنها بسیار تکثیر شدهاند.
هر کسی بیقرار از جایی به جای دیگر میشتابد.
همه اینها به دلیل کمبود ایمان واقعی است.
اگر هر کسی به چیزی که الله به او میدهد راضی باشد، همه انسانها در صلح زندگی میکنند.
هیچ مشکلی، هیچ اختلافی و هیچ شورشی وجود نخواهد داشت.
اما انسان با سرنوشت خود ناراضی است و از این طریق به خود رنج میزند.
باشد که الله ما را از این محافظت کند.
باشد که ما، انشاءالله، هرگز با آنچه الله برای ما تعیین کرده مخالفت نکنیم.
اینجا این اتفاق میافتد، آنجا آن اتفاق میافتد.
باشد که الله به رنجدیدگان کمک کند.
باشد که او همه ما را محافظت کند.
تمام افراد مؤمن پاداش خود را خواهند گرفت.
در غیر این صورت، آنها برای هیچ رنج میکشند و از بین میروند.
باشد که الله به مردم عقل و حکمت عطا کند، انشاءالله.
2025-05-08 - Lefke
الله، متعال و قدرتمند، میفرماید:
يُرِيدُ ٱللَّهُ أَن يُخَفِّفَ عَنكُمۡۚ وَخُلِقَ ٱلۡإِنسَٰنُ ضَعِيفٗا (4:28)
الله توصیف میکند که انسان ضعیف آفریده شده است؛ الله میخواهد بار ما را سبک کند.
به وسیله احکام الله، بار ما سبکتر میشود.
الله ضعف انسانی را به قوت تبدیل میکند.
زمانی که انسان با الله مرتبط است، ضعف او به قوت مبدل میشود.
اما اگر انسان از الله رویگردان شود، قوتش به ضعف تبدیل شده و بیفایده میماند.
از همه خلق، انسان از نظر جسمی ضعیفترین است.
هر حیوان یا حشرهای میتواند بسیار بیشتر از یک انسان انجام دهد.
حتی یک مورچه کوچک، ده برابر وزن بدنش را حمل میکند.
اما انسان سخت میتواند ۵۰۰ متر راه برود اگر مجبور باشد نصف وزن بدنش را حمل کند.
مورچه کوچک به صورت مقایسهای مسافتی را طی میکند، گویا هر روز صدها کیلومتر پیادهروی میکند.
الله به حیوانات قدرت زیادی داده اما انسان را ضعیف آفریده است.
همه حیوانات دوندگی و پریدن دارند؛ الله به آنها قدرت داده است، اما انسان را ضعیف گذاشته است.
اگر چه انسان با تمام ضعفش میتواند اینقدر آشوب ایجاد کند، نباید در حکمت الله شک کنیم.
اگر الله انسان را به اندازه دیگر موجودات قوی میکرد، احتمالاً دیگر نه جنها و نه حیوانات در دنیا باقی نمیماندند.
به همین خاطر الله انسان را ضعیف آفرید اما به او عقل داد تا این ضعف را جبران کند.
اگر انسان این عقل را به کار گیرد، برایش سودمند است.
متأسفانه بیشتر انسانها عقلشان را برای کارهای خوب استفاده نمیکنند، بلکه برای شر و زیان به کار میگیرند.
به همین دلیل دنیا امروز در لبه پرتگاه قرار دارد.
بدون یک نجاتدهنده مردم یکدیگر را میبلعیدند.
اما الحمدلله، الله میفرماید: «لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ» (39:53) و مسلمانان را تشویق میکند تا امید را حفظ کنند.
امید ما کلام مبارک و حقیقی پیامبر ماست: «در آخرالزمان مردی از نسل من ظهور خواهد کرد.
او دنیا را پاک خواهد کرد.
عدالت برقرار خواهد شد.
همه کثیفیها ناپدید خواهند شد و همه چیز پاک خواهد بود.
درگیریها، جنگها، بدیها و انحرافها به پایان میرسند.» این زمان قطعاً نزدیک است، انشاء الله.
پیشگوییهای پیامبر ما - که دارای قدرت دیدن و اعلام آینده بود - بیشتر به تحقق پیوسته است.
تنها کمی باقی مانده است.
امیدواریم این روزها را شاهد باشیم.
دیگر زیاد طول نخواهد کشید.
ما میگوییم: «ستم اوج خود را گرفته است»، اما میبینیم که هر روز افزایش مییابد.
اما مهم نیست چقدر بیشتر میشود - پس از هر اوجی یک سقوط میآید.
این نیز انجام خواهد شد، انشاء الله.
باشد که الله به ما این روزهای زیبا را به زودی تماشا کند.
2025-05-07 - Lefke
ما به خاطر رضای الله اینجا جمع شدهایم.
ما به همراه بندگان محبوب الله در این راه گرد هم آمدیم.
ما به طور منظم ملاقات میکنیم، اما دلیل جمع شدن امروزمان سالگرد بازگشت به الله شیخ ناظم، یکی از اولیاء الله، است.
اگرچه او از میان ما رفته، اما شکر خداوند هرگز ما را ترک نکرد.
در دنیای بیرونی، او همچنان با ماست.
او از همه برادران و خواهرانش حمایت میکند.
او به آنها قدرت و نیروی معنوی میبخشد.
دانشآموزان اغلب میپرسند: «چگونه باید رابطه را تمرین کنم؟»
«چگونه میتوانم در رابطه یک صدا بشنوم؟»
رابطه به معنای عشق به پیامبرمان، صلی الله علیه و آله، و محبت به شیوخ است - آنها را از دل دوست داشتن.
این ارتباط ماست.
رابطه به معنای «آیا باید این کار را بکنم یا نه؟» نیست.
برای رابطه نیازی به دستورالعملهایی مانند «پسرم/دخترم، این و آن را انجام بده» نیست.
کسی که چنین چیزی را انتظار دارد، واقعاً پایهها و قوانین را نمیشناسد.
وقتی وارد طریقت میشوی، باید خودت را بسپاری.
باید خودت را به یک رهبر معنوی بسپاری.
اگر یک استاد معنوی واقعی پیدا کردی، باید نه هزار، بلکه میلیونها بار شکر الله را بجا بیاوری.
اما ممکن است الله ما را محافظت کند.
اگر با رهبران دروغینی که مردم را به انگیزههای خودخواهانه گمراه میکنند همراه شوی، ممکن است الله کمکت کند.
زیرا راه آنها تنها خدمت به خواستههای خودشان است؛ زیرا این راه خدمت به نفس است، منفعت واقعی به ارمغان نمیآورد.
اما اگر راه یک رهبر حقیقی را دنبال کنی، زندگیات، شکر الله، بیهوده نخواهد بود.
زندگی میگذرد.
این زمان به بطالت نخواهد گذشت.
آن با ارزشهای والا پر میشود.
آن با فایده، برکت و زیبایی پر خواهد شد.
اگر بیهدف در دنیا بگردی، میپرسی: «امروز چه باید بکنیم، کجا میتوانیم سرگرم شویم؟»
«چگونه میتوانیم پول درآوریم، چگونه میتوانیم خود را مست کنیم، چگونه میتوانیم بر دیگران تاثیر بگذاریم؟» - اینها سرگرمیهای پوچ هستند.
این چیز بیفایده است.
ترکها میگویند «کار بیهوده»، عبارتی دقیق.
کار بیهوده به معنای زندگی برای دنیا، برای منفعت خود، برای نفس است.
اگر میخواهی زندگیات معنادار باشد، باید خودت را به راه الله، تعالی، در مسیر شیوخ بسپاری؛ این را پوچ نبین.
این با برکت الله پر میشود.
همانطور که گفته شد، زندگی کسانی که از خود میپرسند: «در دنیا چه به دست آوردهام؟» تهی است؛ زندگی آنها بدون هدف میگذرد.
الله ما را مصون نگه دارد، این تهی بودن با بدیها و گناهان پر میشود.
ممکن است الله ما را از این مصون نگه دارد.
به همین دلیل، با شیوخ بودن، داشتن کمک از آنها، فایده دارد.
با آنها در این راه بودن، به معنای محافظت است.
زندگیات با ارزشتر میشود.
معنا پیدا میکند.
یک انسان واقعاً آگاه مانند کاه بیهوده نیست که فقط به زور به جلو روانه میشود. زندگیاش دارای ریتم سادهای است – از خانه به کار و بازگشت – اما با معنای عمیقتر.
خودش را با قرضها بار نمیکند، در شکایات از دولت گم نمیشود، در خشم دیگران تلخ نمیشود و زبانش را با غیبت آلوده نمیکند.
حقیقتاً وجودهای بیمعنا که بهتر بگوییم، کاه خشک و بیفایده، دیگران هستند - کسانی که خود را بلند مرتبه میبینند.
افرادی که خود را برتر میپندارند، بر هر که خشمگین هستند، از هر که انتظار سود دارند و خود را در هر کثیفی فرو میبرند تا نفسشان را ارضا کنند - آنها کسانی هستند که زندگیشان بیهوده است.
اجازه دهید ما مانند علف تازه و مفید باشیم، نه مانند کاه بیجان؛ علف تازه ارزش دارد، زنده است، تغذیهکننده و مفید.
علف زندهای وجود دارد که فایده میآورد و کاه خشک که دیگر ارزشی ندارد. وقتی امروزه از 'علف' صحبت میشود، بسیاری به مواد مخدر فکر میکنند، اما موضوع این نیست که.
راه ما باید مسیر نور ایمان باشد؛ ممکن است ما به بندگان محبوب الله تعلق داشته باشیم.
نباید مانند گیاه مستکننده باشیم که برخی مصرف میکنند، یا مانند کاه بیفایدهای که تنها میتوان سوزاند. به جای آن، مانند علف تازه، تغذیهکننده باشیم که زندگی میبخشد و ارزش دارد، نه مانند گیاه مضر یا کاه بیارزش.
ممکن است الله ما را حفظ کند.
شیطان به هر حال دنیا را به دست گرفته است.
او نمیخواهد کسی را رها کند.
تنها راستگراها میگریزند؛ الله مردم با قلب پاک را نجات میدهد.
دیگران ممکن است فکر کنند که نجات یافتهاند یا موفق هستند، اما این یک توهم است.
بنابراین بزرگترین دستاورد یک انسان این است که با شیوخ باشد و راه آنها را دنبال کند.
نبودن در مسیر آنها به معنای خطر بزرگی است.
ممکن است الله ما را از آن حفظ کند.
در هر زمان، در هر لحظه، شیطان میتواند ما را به سقوط بکشاند، به ما بگوید که ما خاص هستیم و ما را به دامش بیندازد.
ممکن است الله ما را محافظت کند.
ممکن است کمکهای شیخ ما با ما باشد.
امروز ۱۱ سال است که شیخ مولانا شیخ ناظم از میان ما رفته، اما شکر الله، ما هر لحظه تحت نظر او هستیم.
ما از حفاظت او بهرهمندیم.
او به یقین به کمک هر کسی میشتابد که درخواست کمکش میکند؛ او هیچکس را ناامید نمیکند.
افراد نیز وجود دارند که باور ندارند؛ گروهی که اولیاء و معجزات و کرامات را انکار میکنند.
آنها خود را «مسلمانان» مینامند، اما ایمان به معجزات پیامبران و جذبههای اولیاء یکی از پایههای اسلام، دین ما، است.
بنابراین، شکر الله، شما اینجا هستید.
ممکن است الله از همه راضی باشد که آمدهاند؛ بسیاری نتوانستند بیایند.
قلبهایشان هنوز با ماست.
شیخ افندی با اجازه الله به همه میرسد.
ممکن است الله خوشنود باشد.
ممکن است الله وضعیت این دنیا را دگرگون کند.
ممکن است او محافظی بفرستد.
ممکن است مهدی که شیخ ما از آن سخن گفت، بالاخره ظهور کند.
هر جا که نگاه کنی، دنیا در دست شیطان است.
صد در صد در دست شیطان است.
آزادی از سلطه شیطان تنها به دست مهدی ممکن است.
به غیر از این، امکانپذیر نیست.
مهم نیست که چه میگویند.
2025-05-06 - Dergah, Akbaba, İstanbul
آگاه باشید، بیگمان، بر دوستان الله نه بیمی است و نه آنان اندوهگین میشوند.
آنان که ایمان آوردند و تقویٰ پیشه کردند.
بندگان دوستداشتنی الله نه ترسی دارند و نه غمی.
زیرا که در دلهایشان احترام و پرهیزگاری از الله دارند.
آنان مطیع الله هستند.
اگر چنین است، در آنان نه ترسی و نه نگرانیای وجود دارد.
زیرا که ما از جانب الله آمدهایم و به سوی او بازمیگردیم.
منشأ ما روشن و هدف ما نیز روشن است.
قلبهای این دوستان خدا در این حقیقت آرامش مییابد.
به همین دلیل، آنها نه ترس دارند و نه اندوه.
آنها حقیقت را بیان میکنند.
به نیکی دعوت میکنند و خود از بدی دوری میکنند.
آنها تلاش میکنند تا دیگران را نیز از بدی دور نگه دارند.
الحمدلله، پیر ما، شیخ ما، پدر ما شیخ ناظم بیش از ۹۰ سال بر این راه گام برداشت.
و سرانجام با رفتن در این راه پاک تا پایان، به حضور الله رسید.
زندگی مانند یک روز است که به سرعت پرواز میکند.
بنابراین، سالها مثل پرواز میگذرند.
انسان باید از این آگاه باشد تا اعمالش در این جهان بیهوده نباشد.
بر این اساس باید رفتار و زندگی کند.
مطمئناً، برای شما در زندگی رسول الله الگویی نیکو وجود دارد.
الله، آن متعالی، میگوید که در زندگی و در شخصیت پیامبر ما الگویی کاملترین است.
همچنین اصحاب، اولیاء و شیخهایی که از راه او پیروی میکنند، نمونههای روشن هستند.
برای اینکه انسان خوبی شویم، باید از آنها پیروی کنیم.
هر چه بیشتر به آنها اقتدا کنیم، انسانهای بهتر و شریفتری میشویم.
کسی که نمیخواهد به آنها نزدیک شود، منحرف میشود.
نه تنها کمی، بلکه به طور بنیادین.
زیرا با این کار به خود آسیب میرسانید.
شما ظلم میکنید.
باشد که الله مقامشان را بالا ببرد، انشاالله.
پیامبر ما، صلح و برکت بر او، گفت: «در آخرت با کسانی که آنها را دوست دارید، خواهید بود.»
و ما آنها را با تمام قلبمان دوست داریم.
انشاالله، بعد از این توقف کوتاه در این دنیا برای ابدیت با آنها متحد خواهیم بود.
2025-05-05 - Dergah, Akbaba, İstanbul
فَأَمَّا مَنۡ أُوتِيَ كِتَٰبَهُۥ بِيَمِينِهِۦ
(84:7)
فَسَوۡفَ يُحَاسَبُ حِسَابٗا يَسِيرٗا
(84:8)
وَيَنقَلِبُ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِۦ مَسۡرُورٗا
(84:9)
همانطور که در آیه مقدس آمده است:
در روز قیامت، انسان وقتی خوشحال خواهد بود که کتابش - فهرست اعمالش - به دست راستش داده شود.
گفته شده او با شادی به سوی خانوادهاش باز خواهد گشت.
زندگی یک مسلمان باید اینگونه باشد.
چگونه میتوان به این دست یافت؟
بسیاری از مسلمانان زندگیشان را که الله به آنها داده در اطاعت از او سپری میکنند، در صلح زندگی میکنند و به کسی آسیب نمیرسانند.
چنین افرادی زیاد وجود دارند.
فقط دیروز پسرعمه ما درگذشت.
نورالدین افندی، باشد که الله به او رحم کند.
این انسان نیکو در کودکی دبستان را تمام کرد و سپس به کار مشغول شد.
او به کارش میپرداخت، شبها را با خانوادهاش، مادر، پدر و فرزندانش سپری میکرد و زندگیاش را به فروتنی گذرانید.
او یک صنعتگر بود، الله به روحش رحمت کند.
کارش نتیجه زحمت صادقانه بود.
او وظایفش را انجام میداد و از آنچه به دست میآورد زندگی میکرد.
او کسی را فریب نداد، ترفندهایی به کار نبرد و دنبال ثروت نبود.
او این گونه زندگی کرد تا حدود ۶۰-۶۲ ساله شد.
الله به او رحم کند، او بیمار شد و درگذشت.
زندگی یک مسلمان اینگونه است.
او کسی را فریب نداد، علیه حکومت شورش نکرد و هیچ هرج و مرجی ایجاد نکرد.
این هم لازم نیست.
اصلاً لازم نیست.
چه فریاد بزنی چه نه، چه خودت را احمق کنی چه نه - در نهایت در همان سن و همان زمان میروی.
مهم است: در آخرت کتابت، فهرست اعمالت، از راست به تو داده میشود یا از چپ؟
اگر از راست داده شود، همه چیز خوب است.
وَأَمَّا مَنۡ أُوتِيَ كِتَٰبَهُۥ وَرَآءَ ظَهۡرِهِۦ
(84:10)
فَسَوۡفَ يَدۡعُواْ ثُبُورٗا
(84:11)
وَيَصۡلَىٰ سَعِيرًا
(84:12)
إِنَّهُۥ كَانَ فِيٓ أَهۡلِهِۦ مَسۡرُورًا
(84:13)
اما اگر کتابش، دفتر خاطرات اعمالش، به دست چپ داده شود، این شخص نجاتش را از دست داده است.
در این صورت «وای بر او!» گفته خواهد شد.
او باید بسوزد.
در این جهان خوب و بد به همان سرنوشت روبرو میشوند.
حتی اگر کسی طولانیتر زندگی کند - چه 100 یا 1000 سال - پایان همان باقی میماند.
این هرگز تغییر نمیکند.
اگر کتاب اعمال انسان از چپ داده شود، دیگر چیزی برایش سودمند نیست - هر چقدر هم در زندگی مطمئن بود، هر چقدر هم مغرور بود، هر کسی که او فریب داد یا هر کاری که او انجام داد - او به جهنم خواهد رفت.
بنابراین انسان نباید بیش از حد طمعکار باشد.
یک مسلمانی که زندگیاش را خوب گذرانده و آن را بیجهت سخت نکرده است، که در فقر صبور بوده و در رفاه شکرگزار الله بوده، در آرامش درونی زندگی میکند.
الله بلندمرتبه این جهان را برای آخرت آفریده است.
انسان با قلبی آرام به سوی مرگ میرود، به لطف اعمال نیکویی که در زندگی برای آخرت انجام داده است.
او نه از مرگ میترسد و نه از حسابرسی.
خود مرگ سخت نیست، بلکه چیزی که پس از آن میآید.
مردم این را درک نمیکنند.
به همین دلیل آنها اشتباهات خود را به دستاورد میپندارند.
این دستاورد نیست.
دستاورد این است که کارهای خوب انجام دهید و زندگی شریفی داشته باشید.
بی آنکه به دیگران آسیبی برسانید، بی آنکه کسی را سرکوب کنید، بی آنکه ظلمی کنید، بی آنکه کسی را فریب دهید - این زندگی یک مؤمن است.
بنابراین مرگ برای او آسان میشود و حسابرسی او در آخرت با مهربانی انجام خواهد شد.
پایان او خوب خواهد بود.
باشد که الله ما را حفظ کند و مردم را به راه راست هدایت کند.
باشد که آنها، إن شاء الله، از مسیر منحرف نشوند.