السلام عليكم ورحمة الله وبركاته أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. والصلاة والسلام على رسولنا محمد سيد الأولين والآخرين. مدد يا رسول الله، مدد يا سادتي أصحاب رسول الله، مدد يا مشايخنا، دستور مولانا الشيخ عبد الله الفايز الداغستاني، الشيخ محمد ناظم الحقاني. مدد. طريقتنا الصحبة والخير في الجمعية.

Mawlana Sheikh Mehmed Adil. Translations.

Translations

2025-05-24 - Dergah, Akbaba, İstanbul

وَمَنۡ يُّضۡلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهۡ مِنۡ هَادٍ​ ۚ‏ (39:36) وَمَنۡ يَّهۡدِ ٱللَّهُ فَمَا لَهۡ مِنۡ مُّضِلٍّ (39:37) اگر الله قادر مطلق بخواهد که انسانی را هدایت کند، هیچ‌کس نمی‌تواند او را از راه بازگرداند یا گمراه کند. اما اگر الله - که او ما را حفظ می‌کند - بخواهد که کسی گمراه شود، هیچ‌کس نمی‌تواند او را به راه راست بازگرداند. مهم‌ترین چیز برای پیشرفت در این مسیر، محبت به پیامبر ما است - صلح بر او باد - و احترام و حرمت قائل شدن برای او. این کار تو را در دین الله قادر مطلق استوار می‌کند. تو در جمع افراد نیک خواهی بود. اما اگر از خودبینی بگویی: "من خود به دانش دست خواهم یافت، من این کار را به تنهایی می‌کنم"، آنگاه - الله حفظ کند - نه ایمانی و نه چیز دیگری باقی خواهد ماند. به همین دلیل این مسیر، مسیر پیامبر ماست - صلح بر او باد. این مسیر به یاری الله مردم را استوار می‌کند. تا زمانی که در این مسیر بماند و به آن ادامه دهد، نه ترسی دارد و نه غمی. ترس و غم فقط از انحراف از مسیر ناشی می‌شود. برای انسانی که از مسیر منحرف شده است، هیچ‌چیز دیگر کمک‌کار نخواهد بود. حتی اگر تمام دنیا از آن او باشد، کاملاً بی‌ارزش خواهد بود. به همین دلیل، ایمان ما تقویت می‌شود وقتی که مسیر پیامبر ما را دنبال می‌کنیم - صلح بر او باد - که الله او را دوست دارد، به او بنا به توانایی‌های ما احترام و حرمت می‌گذاریم، او را یاد می‌کنیم و برای او دعا می‌گوییم. در غیر این صورت می‌بینیم که: آنها فکر می‌کنند: "طریقت چیست؟" طریقت چیزی نیست جز دنبال کردن مسیر پیامبر - صلح بر او باد. انحراف از این مسیر به معنی بدبختی و زیان ابدی است. این مسیر، مسیری روشن است؛ آن مسیر پیامبر ماست - صلح بر او باد. بسیاری از مردم می‌ترسند و می‌گویند: "فقط از این مسیر منحرف نشوید!" برای اینکه از مسیر منحرف نشوی، از مسیر پیامبر ما پیروی می‌کنی - صلح بر او باد - و هر روز درس کوچکی، تمرینی انجام می‌دهی تا به خود این مسیر را یادآوری کنی، حتی اگر اندک باشد. حتی اگر نتوانی همه چیز را انجام دهی، مهم این است که حداقل چیزی انجام دهی. اجل الکرامات دوام التوفیق یعنی: بدون وقفه در مسیر حرکت کردن، حتی اگر با قدم‌های کوچک باشد، و تسلیم نشدن - این تو را از مسیر دور نمی‌کند. اما اگر یکبار از مسیر منحرف شوی - الله حفظ کند - بازگشت سخت خواهد بود. الله یاور ما باشد. الله هدایت به مردم عطا کند. چون همان‌طور که گفته شد: الله قادر مطلق هدایت به هرکه بخواهد می‌دهد و از هرکه بخواهد دریغ می‌کند. اینشاالله، حتی کسانی که الله به آنها هدایت داده است، باید این مسیر را دنبال کنند تا استوار بمانند. الله ما را حفظ کند، الله همه ما را استوار کند - اینشاالله.

2025-05-23 - Dergah, Akbaba, İstanbul

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از الله و رسول و اولی‌الأمر از خویش اطاعت کنید. (۴:۵۹) این آیه مبارک و ارزشمند را شیخ بزرگ ما، شیخ عبدالله داغستانی، بسیار تکرار می‌کرد. از الله، قادر مطلق و والا، اطاعت کنید؛ از پیامبر ما اطاعت کنید؛ و همچنین از اولی‌الأمر، یعنی حاکمان و دولتان اطاعت کنید. اول باید اوامر الله، قادر مطلق و والا، را اجرا کنید. سپس از اولی‌الأمر هم اطاعت کنید. وقتی مسلمانی عادی در شرایط معمولی خود باقی بماند، در واقع هیچ‌کس به طور خاص در کارهای او دخالت نمی‌کند. به منظور این که کسی در کارهایش دخالت نکند، او مطیع خواهد بود و در امور دنیوی مدیریت خوبی خواهد داشت. در غیر این صورت، اگر خلاف این عمل کند، شیخ بزرگ ما می‌گفت - در آن زمان در دمشق حکومت ساده‌ای نبود، اما همچنان کسانی که مخالفت نمی‌کردند مشکلی نداشتند. بنابراین نیازی نیست خود و دیگران را به خطر بیندازید. تا زمانی که اطاعت ممکن است - اگر علیه حکومت، علیه دولت برخیزید و خودسرانه عمل کنید، این به‌ هیچ وجه قابل قبول نیست. فارغ از این که حکومت چقدر ظالم باشد، شما همچنان باید به آن اطاعت کنید. مخالفت با آن صحیح نیست؛ حتی بر اساس احکام شریعت هم چنین است. کسی که شورش کند، کسی که مخالفت کند، در واقع به فرمان الله، قادر مطلق و والا، مخالفت می‌کند. برای مثال: تا زمانی که آنها شما را مجبور به انجام کار حرامی نکنند، به آنها مخالفت نمی‌کنید. البته آنها شما را مجبور به «نوشیدن الکل» نمی‌کنند. آنها همچنین شما را مجبور به «دزدی» نمی‌کنند. این‌ها چیزهایی هستند بر اساس تصورات خاص خودشان. در چنین مواردی، اطاعت ضروری نیست. پس از این که نماز، دعا و تأمین زندگی‌تان انجام شد، نیازی نیست علیه اولی‌الأمر شورش کنید یا به آنها مخالفت کنید. برخی افراد خود را باهوش می‌دانند و به حکومت، به دولت مخالفت می‌کنند. سپس خود را به مشکلات می‌اندازند و به خودشان آسیب می‌زنند. همچنین به اطرافیانشان آسیب می‌زنند. سپس به جای خیر، گناه کسب می‌کنند. بنابراین وظیفه مسلمان این است که به دیگران در امور دنیوی آسیبی نرساند. آسیبی که برای منافع دنیوی داده می‌شود، نزد الله، قادر مطلق و والا، قابل قبول نیست؛ بلکه به عنوان گناه شناخته می‌شود. این که در زمان حال به هر جایی اضطراب و مخالفت علیه دولت، حکومت اعمال شود، مُد شده است. این سودی ندارد، بلکه فقط ضرر دارد. ابتدا به آنهایی آسیب می‌رساند که این کار را می‌کنند - بدی به آنها می‌رسد و این نزد الله نیز قابل قبول نیست. کسی که الله تعیین کرده است، مسلمان از او پیروی خواهد کرد و راهش را خواهد رفت. او اطاعت خواهد کرد؛ این که او به فرمان الله اطاعت می‌کند یا نه، در اراده الله، قادر مطلق و والا، است برای بندگانش. این فردی است که الله، قادر مطلق و والا، بر ما قرار داده است - یعنی دولت. نباید در امور قانونی او دخالت کنیم. اگر اطاعت کنید، هیچ اتفاقی برای شما نخواهد افتاد، هیچ ضرری نخواهد رسید؛ در محافظت خواهید بود. کسی نباید دخالت کند. مهم‌ترین چیز این است که دخالت نکنید. نباید دخالت کنیم. الله محافظت کند. هر کس باید به امور خود، وضعیت خود و خانواده‌اش بپردازد؛ این کافی است. الله به انسان عقل و حکمت بدهد، زیرا بیشتر مردم فکر می‌کنند «ما کار خوبی انجام می‌دهیم» در حالی که در واقع ابتدا به خودشان آسیب می‌زنند. الله محافظت کند و از فتنه دور نگه دارد. ما در دوران آخرالزمان زندگی می‌کنیم، که فتنه بسیاری وجود دارد. الله همه ما را محافظت و حفظ کند.

2025-05-22 - Dergah, Akbaba, İstanbul

وَجَعَلۡنَا ٱلَّيۡلَ لِبَاسٗا (78:10) وَجَعَلۡنَا نَوۡمَكُمۡ سُبَاتٗا (78:9) الله، بلندمرتبه و باشکوه، می‌فرماید: ما شب را برای آرامش شما قرار دادیم. و خواب را به عنوان رحمتی برای شما دادیم تا بدن شما دوباره احیا شود. الله، بلندمرتبه و باشکوه، همه چیز را با زیبایی آفریده است. هر آنچه که انسان‌ها یا سایر مخلوقات نیاز دارند – او به آنها داده است. انسان‌ها و حیوانات در جهان زندگی می‌کنند. برخی از آنها شب‌ها می‌خوابند، برخی دیگر نمی‌خوابند و در شب فعال هستند. این را "زندگی شبانه" می‌نامند. دو نوع زندگی شبانه وجود دارد. یکی از زندگی‌های شبانه این است که فرد بعد از خواب و آرامش بیدار می‌شود و برای رضایت الله، نماز تهجد و دیگر نمازهای اختیاری را همراه با نماز صبح به جا می‌آورد. سپس، اگر بخواهد، دوباره می‌تواند استراحت کند. این زندگی شبانه مبارکی است. چنان که احمد بدوی، رضی الله عنه، تأکید کرد: هر رکعت نمازی که به این شکل به جا آورده می‌شود بهتر از هزار رکعت نمازی است که در روز به جا آورده شود. این فرصت بزرگی برای مؤمنان است. حتی اگر فرد فقط 5-10 دقیقه قبل از نماز صبح بیدار شود، به عنوان نماز تهجد محسوب می‌شود. چه 10 دقیقه، یک ساعت یا دو ساعت زودتر بیدار شوند. با این حال، بیشتر مردم نمی‌توانند بیدار شوند. چرا نمی‌توانند بیدار شوند؟ چون زمان مناسب به خواب نمی‌روند. آنها می‌آیند و می‌پرسند: "چرا ما نمی‌توانیم برای نماز تهجد بیدار شویم؟" چون شما در زمان مناسب به خواب نمی‌روید. اگر به موقع به خواب می‌رفتید، می‌توانستید بیدار شوید. این اصلاً سخت نیست. آنچه ما می‌گوییم، هیچ چیز خارق‌العاده‌ای نیست. اگر شما ساعت 12 یا 1 می‌خوابید، طبیعی است که ساعت 3 بیدار شدن دشوار است. اما اگر یک فرد نهایتاً ساعت 11 به خواب برود، می‌تواند بدون مشکل بیدار شود. نماز شبانه همانطور که ذکر کردیم، بسیار پرثواب‌تر از نماز در روز است. این نزد الله، بلندمرتبه و باشکوه، بسیار پذیرفته شده‌تر است. در مورد نوع دوم زندگی شبانه – الله ما را از آن حفظ کند و همچنین کسانی که گرفتار آن هستند نجات دهد. این شخص نمی‌خوابد. آنها اصلاً نمی‌خوابند. تا زمانی که اذان گفته می‌شود یا تا اولین پرتوهای صبح، به کارهای فراوانی مشغول می‌شوند، می‌نوشند و سرگرم می‌شوند. سپس، وقتی اذان گفته شود، آنها به خواب می‌روند. این – الله ما را از آن حفظ کند – زندگی شبانه خوبی نیست. این زندگی است که به بدن، روح و معنویت آسیب می‌زند. زیرا همانطور که زمان‌هایی وجود دارد که خواب مفید است، زمان‌هایی وجود دارد که مفید نیست. بنابراین آنها در ساعت‌هایی که خواب مفید است نمی‌خوابند و زمان‌های ارزشمند خود را به شکلی بد سپری می‌کنند. این وضعیت نه برای بدن آنها خوب است و نه برای معنویت‌شان نتایج خوبی به بار می‌آورد. به جای دریافت اجر، به این اندازه گناه می‌اندازند. الله ما را از آن حفظ کند. انسان باید به بدن خود توجه کند. الله، بلندمرتبه و باشکوه، برای انسان اندازه و امکان برای آنچه انجام می‌تواند بدهد، داده است. الله، بلندمرتبه و باشکوه، بدن انسان را مطابق آفریده است، زیرا او می‌داند انسان چه کاری می‌تواند انجام دهد و به انجام رساند. کسانی که می‌گویند "من نمی‌توانم"، چنین کارهایی را وقتی که در مورد راه شیطان است، انجام می‌دهند. اما وقتی درباره راه الله است، شیطان آنها را متوقف می‌کند. به همین دلیل، برای آنها سخت است شب برای نماز یا نماز صبح بیدار شوند. نه فقط کمی – برای مردم خیلی سخت خواهد شد. الله ما را از آن حفظ کند. الله همچنین آن را به کسانی که نمی‌توانند بدهد. زمان‌های آنها به هدر نرود. باشد که هم برای بدن آنها سالم و هم برای معنویت‌شان پذیرفته باشد، ان شاء الله.

2025-05-21 - Dergah, Akbaba, İstanbul

الطریقت، الحمد لله، برای آخرت تعیین شده است. آن برای پرورش آخرت خدمت می‌کند. آن به شما کمک می‌کند فاصله از دنیا را حفظ کنید و اجازه ندهید وارد قلبتان شود. موضوع این است که دنیا را از دل بیرون کرده و اجازه ندهیم وارد شود. این توصیه‌ها مطرح شده‌اند تا اعمال مؤمنان برای دنیا نباشد، بلکه تنها برای آخرت باشد. آن که آخرتش مرتب است، زندگی دنیوی‌اش نیز به خوبی می‌گذرد. وگرنه، این امر بی‌اهمیت است. فقط این مهم است که آخرتش تضمین شده باشد. در طریقت توصیه‌های زیادی است؛ پیامبر ما، صلوات‌الله‌علیه، فرمودند: «الدین نصیحه» (دین نصیحت است). نصیحت یعنی چه؟ یعنی نشان دادن راه راست. هر که آن را پیروی کند، پیروی کرده است؛ و اگر نه، خودش مسئولیت دارد. یکی از این نصیحت‌ها دوری کردن از سیاست است. ما با چنین مسائلی کاری نداریم. سیاست... سیاستمداران و دولتمردان برای آن وجود دارند. آن‌ها این فن و این علم را می‌فهمند؛ این یک رشته خاص است. برای ما، پیروان طریقت، این موضوع اهمیت ندارد. پیروان طریقت می‌دانند که آنچه الله مقرر کرده، رخ خواهد داد. به همین دلیل انسان بیش از حد در امور دنیوی دخالت نمی‌کند، زیرا سیاست نیز یک امر دنیوی است. الله برای این وظایف انسان‌های خاصی را آفریده است، و آن‌ها این وظایف را انجام می‌دهند. اما امروزه مردم فکر می‌کنند که همه چیز را بهتر می‌دانند و بهتر می‌توانند انجام دهند، تا جایی که حتی چوپان در کوه نیز سعی می‌کند سیاست کند. برای ما این اما وقت تلف کردن است. همان‌طور که گفتم، افراد خاصی برای این منظور هستند. الله هر کسی را با استعدادهای متفاوتی آفریده است. این امر را باید مد نظر داشت. بزرگترین خطر برای یک مرید این است که درگیر سیاست شود یا مثل بسیاری از دیگران آخرت، الله متعال و احکام او را از نظر بگذارد. او فقط به چیزی که ما به آن سیاست می‌گوییم، مشغول است. فکر و اندیشه و قلبش تنها حول آن می‌چرخد. به همین دلیل انسان از آن دوری می‌کند. بسیاری از شیوخ به مریدانشان دستور داده‌اند که با چنین چیزهایی درگیر نشوند. زیرا وقتی این عشق به سیاست وارد قلب انسان شود، عشق به مقام، اشتیاق به قدرت – که به آن «حب ریاست» می‌گویند – می‌گویند که این آخرین بیماری خودپسندانه است که قلب را ترک می‌کند. انسان تا آخرین نفس با این بیماری مبارزه می‌کند. مردم این را به عنوان بیماری نمی‌بینند، بلکه به عنوان وظیفه‌ای بزرگ، به عنوان یک وظیفه مهم می‌بینند که باید انجام شود. در حالی که وظیفه تو به وضوح معین شده، و آنچه رخ خواهد داد، از پیش مشخص است. پیروان طریقت باید بدانند که آنچه الله متعال می‌خواهد، انجام می‌شود و بس. بنابراین هیچ دلیلی برای ادعا اینکه «من این کار را خواهم کرد، آن کار را خواهم کرد» وجود ندارد. به کارهایت، تواناییت، عباداتت، آخرتت بپرداز. به امور دنیوی‌ات، خانواده‌ات رسیدگی کن؛ اگر توانایی داری، سعی کن آن‌ها را بهبود بخشی. الله ما را یاری کند. الله به مردم عقل و حکمت دهد، تا هر کسی به کاری بپردازد که از آن سر در می‌آورد و در چیزی که نمی‌داند، دخالت نکند، ان شاء الله.

2025-05-20 - Dergah, Akbaba, İstanbul

ای وای بر من، کاش فلان کس را دوست خود نمي‌گرفتم او مرا گمراه کرد از یاد ما درباره جهنم صحبت می‌کنیم؛ زیرا انسان‌ها به نفس خود "آزادی" داده‌اند، که هرچه می‌خواهد انجام دهد. با این وجود، آنها از این آزادی برای اراده خود استفاده نمی‌کنند بلکه از اراده دیگران پیروی می‌کنند و خود را تابع آنها می‌سازند. در انتهای این راه به جهنم می‌رسند. قرآن کریم این حالت را چنین توصیف می‌کند. در آنجا انسان آهی می‌کشد و به خود می‌گوید: "کاش این فرد را دنبال نمی‌کردم." "کاش من از راه او نمی‌رفتم." "من در راه راست بودم، و او مرا به گمراهی کشاند." "من در راه درست بودم، و او مرا از آن بازداشت." "وای بر من!" شِکوه می‌کند. این حالت - بدتر از این نمی‌شود. "من این راه را دنبال می‌کردم و فکر می‌کردم که درست می‌گویم، اما او مرا از راه حق دچار انحراف کرد." امروزه اینگونه است؛ مردم کسانی را که در راه راست هستند، که پیرو راه الله هستند، قبول نمی‌کنند. آنها بر اساس عقل خود ادعاهای مختلفی می‌کنند؛ اینگونه است و آنگونه است. کودکان نه چندان، اما به محض اینکه کسی کمی عاقل‌تر شود و آغاز به بلوغ کند، شیطان بر او تسلط بیشتری می‌گیرد. بدتر از شیطان، پیروانش، دوستانش هستند؛ آنها با او می‌گویند: "این کار را نکن، آن را انجام نده." "نه، به او گوش نده، این کار را نکن." خب، و چه چیزی می‌بری وقتی گوش نمی‌دهی؟ هیچ‌چیز. اگر به آنها گوش ندهی، آن‌وقت تمام جهان مال توست. دنبال عمل بر اساس نظر دیگران، "او این کار را می‌کند، پس من هم انجام می‌دهم، باید خوب باشد" - این طرز فکر انسان را به زوال می‌کشاند. در نهایت به جایی می‌رسد که بدون بازگشت است، الله ما را از آن محافظت کند. در این دنیا انسان هنوز می‌تواند همه چیز را جبران کند. برای هر لغزشی می‌تواند از الله طلب بخشش کند، از الله توانا طلب آمرزش کند. او راه خود را ادامه می‌دهد؛ این راه به بهشت منتهی می‌شود. اگر این را نپذیرد و بگوید: "آنها افکاری قدیمی دارند، آنها افکاری مدرن دارند،" متوجه خواهد شد که عقلش از دست رفته است. به همین دلیل باید مراقب بود. آیا این راهی که می‌روی، به تو نشان داده می‌شود، درست است یا نه؟ این باید به دقت بررسی شود. باید به دقت نگریست. کودکان، به‌ویژه آنها، می‌توانند از راه راست منحرف شوند و مسیرهای نادرستی را برگزینند، درحالی‌که هنوز می‌گویند "من ایمان دارم" یا "من ایمان ندارم". با رسیدن به بلوغ مسئولیت آغاز می‌شود. نه مانند امروز؛ جایی که با ۱۸ سالگی مسئولیتی ندارد. وقتی که به بلوغ معنوی رسیدی، بعد مسئولیت داری. این مسئولیت با بهانه‌هایی چون: "تو خیلی جوان هستی، تو خیلی پیر هستی" از بین نمی‌رود. مسئله جوان یا پیر بودن نیست، بلکه موضوع "بلوغ معنوی" است؛ قبل از آن به عنوان کودک محسوب می‌شود. حساب کودکی متفاوت است. این حساب را تنها الله توانا می‌داند. حساب واقعی تنها با رسیدن به بلوغ معنوی آغاز می‌شود. با ۱۳، ۱۴، ۱۵ سالگی، هر وقت که باشد، شروع می‌شود؛ این همان حساب است. نه مانند امروز، جایی که بگویند: "با ۱۷.۵ سالگی کسی را تیراندازی کرده، او کودک است، هیچ کاری نمی‌شود کرد." نه، چنین چیزی وجود ندارد. به الله قسم، حتی اگر کسی کودک باشد و کاری اشتباه انجام دهد، مجازاتی هست، اما اصلی‌ترین چیز، حساب پس از بلوغ معنوی است. همانند یک بزرگسال؛ هیچ تفاوتی نیست. بنابراین هیچ‌گاه «من هنوز کودک هستم، من کوچک هستم» وجود ندارد. همین که بلوغ معنوی را کسب کردی، مانند یک بزرگسال به تو رفتار می‌شود. برای یک دختر، او آنگاه مانند یک زن در نظر گرفته می‌شود. او نیز مجازات و مسئولیت را به دوش می‌کشد. به همین دلیل باید محتاط بود. انسان باید از عقل خود استفاده کند. الله توانا عقل را بیهوده به ما نداده است. کسی که از عقلش استفاده کند، در این دنیا و آخرت نجات می‌یابد. خداوند به همه ما کمک کند تا از عقل خود استفاده کنیم. خداوند عقل ما را از ما نگیرد.

2025-05-19 - Dergah, Akbaba, İstanbul

مردانی که هیچ تجارت و فروشی آن‌ها را از یاد الله و اقامه نماز غافل نمی‌کند. (۲۴:۳۷) الله، قادر مطلق و والامقام، در این جهان به ما راهنمایی کرده و مسیر را به سوی خود نشان داده است. او به ما فرمان داده که از این مسیر منحرف نشویم و خود را در بازی و سرگرمی غرق نکنیم. آنان که تنها به پرستش و فرمان الله، قادر مطلق و والامقام، گردن می‌نهند، او به آن‌ها 'رجال' می‌گوید. این کسانی که 'رجال' نامیده می‌شوند، از شریف‌ترین افراد بین مردم هستند. این‌ها همان کسانی هستند که بر هوس‌های خود غلبه دارند. نه تجارت و نه تفریح، هیچ چیز نمی‌تواند آن‌ها را از یاد الله، قادر مطلق و والامقام، و از راه او باز دارد. آنان بر راه الله استوارند. هرچند به هر مال و دارایی، سرگرمی یا لذت دنیوی که برخورد کنند، دل‌هایشان به آن‌ها گرایش نمی‌یابد. کسانی که در راه الله ثابت‌قدم می‌مانند، در برابر الله همان 'رجال' هستند، یعنی انسان‌های راستین، با شخصیت و با فضیلت. این افراد به دنبال هوس‌های خود نیستند بلکه بر آن‌ها تسلط یافته‌اند. حتی اگر تمام دنیا از مسیر راست منحرف شود، آن‌ها هیچ تکان نمی‌خورند. به گمراهان توجه نمی‌کنند و بدون تزلزل به راه خود در مسیر الله ادامه می‌دهند. آنان محبوب‌ترین بندگان الله هستند. آنان اولیاءِ الله هستند. 'ولی' بودن به معنای آن نیست که همان‌طور که بسیاری تصور می‌کنند، تنها کسی باشد که معجزات انجام می‌دهد. دوستی با خداوند لزوماً همراه با کارهای معجزه‌آسا نیست. پایداری در راه الله بزرگ‌ترین معجزه است. انسانی که در راه الله استوار باقی می‌ماند و از آن منحرف نمی‌شود، محبوب‌ترین بنده الله است، یک ولی. یک ولی محبوب‌ترین بنده الله است. اگر می‌خواهی به این بندگان محبوب تعلق داشته باشی، به جهان چشم ندوز و به امور بی‌اهمیت اهمیت نده. از راه الله، قادر مطلق و والامقام، پیروی کن. از راه پیامبر، بر او درود و سلام باد، پیروی کن تا به الله، قادر مطلق و والامقام، برسی. همه چیز در این جهان فانی است. هیچ چیز در این جهان ابدی نیست؛ جاودانگی تنها در آخرت است. حتی این جهان نیز پایدار نیست. اگر اینچنین است، پس در این دنیا چه چیزی می‌تواند به نظر تو ابدی باشد؟ خداوند ما را حفظ کند. باشد که ما از راه راست منحرف نشویم. باشد که راه راست را بشناسیم، ان‌شاءالله. باشد که الله به همه ما هدایت بخشد و ما را از راه او منحرف نکند، ان‌شاءالله.

2025-05-18 - Dergah, Akbaba, İstanbul

الله، برتر و با عظمت، در قرآن کریم وضعیت دوزخیان را توصیف می‌کند. کسانی که در این دنیا از انسان‌های شرور پیروی می‌کنند، در آخرت در جهنم می‌یابند. این سرنوشت ناگزیر آنهاست. پایان آن انسان‌هایی که در مقابل الله، برتر و با عظمت، شورش می‌کنند، بی‌تردید جهنم است. در جهنم کسانی که از مخالفین الله و دشمنان الله پیروی کرده‌اند، با آنها به‌همراه گرفتارند. آنجا با این انسان‌ها مواجه می‌شوند. پیروان شکایت می‌کنند: "این‌ها ما را از راه راست منحرف کردند." "آن‌ها ما را گمراه کردند." "برای تمام درد و رنجی که بر ما آوردند، باید دو برابر مجازات شوند!" آنها می‌خواهند. "آن‌ها به ما شر و راه نادرست نشان دادند و نادرستی را به‌عنوان درست نشان دادند." "ما کورکورانه از آن‌ها پیروی کردیم و در نهایت جهنم سرنوشت ما شد"، شکایت می‌کنند. عذاب‌های جهنم غیرقابل تحمل است. و ندامت خیلی دیر می‌آید. "به‌عنوان مجازات عادلانه، باید دو برابر باشد، زیرا آن‌ها ما را گمراه کردند"، اصرار می‌ورزند. هَـٰٓؤُلَآءِ أَضَلُّونَا (7:38) "این‌ها کسانی هستند که ما را از راه منحرف کردند." "مجازات آن‌ها باید دو برابر باشد"، طلب می‌کنند. و آن‌ها که آن‌ها را فریب دادند، پاسخ می‌دهند: "شما با اراده‌ی آزاد ما را دنبال کردید. ما چه کار با آن داریم؟" وقتی که شما در روی زمین راه می‌رفتید، از چنین انسان‌هایی دنبال می‌کردید؛ آن‌ها به شما راه را نشان دادند و فخر کردند: «ما متخصصیم، ما اینیم، ما آنیم، ما پیشرفته‌ایم، ما همه‌چیز را می‌دانیم»، و شما اغوا شدید. آن‌ها به شما نجوا کردند: "از راه الله پیروی نکنید؛ این همه تخیل است." شما فکر کردید: "عقل ما کاملاً کافی است" و به این ترتیب فریب خوردید، تا جهنم نهایتاً جای شما شد. سپس نسبت به یکدیگر خشمگین می‌شوید و یکدیگر را لعنت می‌کنید؛ اما چه لعنت کنند یا نه، چیزی از سرنوشت آنها تغییر نمی‌دهد. فهم که باید در این دنیا راه الله، برتر و با عظمت، را پیروی کنید. باید راهی را که الله پیش‌بینی کرده طی کنی. حتی اگر والدینت تو را تحت فشار قرار دهند: "از این راه الله پیروی نکن"، با احترام و نیکی با آنها برخورد کن، به آن‌ها کلمات سخت نگوی، اما از راه الله منحرف نشو. هر کس تو را جذب کند، هر چه تو را وسوسه کند، از راه الله منحرف نشو. الله، برتر و با عظمت، حاکم واقعی بر همه هستی است. هر کس در نزد او پناه گیرد، نجات خواهد یافت. هر کس از او روی برگرداند، یا خود را دشمن او اعلام کند، به بدبختی خواهد رسید. توبه‌ی دیرهنگام دیگر نجاتی نمی‌آورد. به همین دلیل مراقبت لازم است. پیروی کورکورانه از انبوه می‌تواند فاجعه‌بار باشد. انبوه می‌تواند تو را به نابودی بکشاند. بنابراین همیشه باید هوشیار بود. به هر کلمه و هر شخصی ایمان نیاورید. به‌ویژه در این آخرالزمان، دروغگو و فریبکار به‌فراوانی وجود دارند. آن‌ها شما را وادار می‌کنند که سیاه را سفید و سفید را سیاه ببینید. آن‌ها خوبی را بد و بدی را خوب نشان می‌دهند. به همین دلیل حقیقت تنها در میان آن‌هایی است که با الله، برتر و با عظمت، ارتباط دارند. راه‌هایی که از او دور می‌شوند یا علیه او می‌روند، هیچ سودی نخواهند داشت و به هیچ‌چیزی خدمت نمی‌کنند. اللهم اجتماع و همه انسان‌ها را حفظ کرده و نگذارید از راه راست منحرف شوند، ان‌شاءالله.

2025-05-17 - Dergah, Akbaba, İstanbul

ذِ الْأَغْلَالُ فِي أَعْنَاقِهِمْ وَالسَّلَاسِلُ يُسْحَبُونَ (40:71) الله، قادر مطلق و متعال می‌فرماید: «با زنجیرهای آهنین به گردن‌هایشان به آتش کشیده خواهند شد.» و این انسان‌ها چه کسانی هستند؟ آنها کسانی هستند که وارد جهنم می‌شوند. به گردنشان زنجیر و بندهای آهنین بسته خواهد شد. این زنجیرها نمادی از گناهانشان است. گناهان به دور گردن شخص پیچیده می‌شود. آنها گردن را می‌فشارند و کل بدن را احاطه می‌کنند. اگر انسان برای گناهان کوچک خود توبه نکند – خداوند ما را از آن محافظت کند – این گناهان در نهایت به زنجیر عظیمی تبدیل می‌شوند که در روز قیامت قابل مشاهده است. در روز قیامت خواهی دید که برخی انسان‌ها مانند حیوانات یا سگ‌ها بر قلاده‌ها هدایت می‌شوند. فقط این بار با زنجیرهای آهنین. و چرا اینچنین است؟ در زندگی هنوز آسان است که از آن خلاص شوید. اگر توبه کنی و صادقانه طلب آمرزش کنی، الله این بندهای کوچک که به دور گردنت بسته‌اند، را باز خواهد کرد. با دعا و توبه صادقانه از الله، گناهانی که مانند زنجیرها به دور تو پیچیده‌اند، برداشته خواهند شد. بنابراین در دستان توست. این در قدرت خودت است که خود را از این بندها و زنجیرهای گناه رها کنی. الله، قادر مطلق و متعال، دوست دارد که ببخشاید و به کسانی که درخواست می‌کنند، بخشش می‌دهد. بنابراین نگویید: «چیز کوچکی است، اتفاقی نخواهد افتاد.» اگر برای تمام گناهان خود صادقانه توبه کنیم و طلب آمرزش کنیم، الله، قادر مطلق و متعال، به رحمت خود گناهان آن روز را محو خواهد کرد. اما اگر بر گناه اصرار ورزی و مغرورانه بگویی: «گناه و حرام را نمی‌پذیرم»، آنگاه – خداوند ما را نگه دارد – در آخرت به ابد مبتلا خواهی شد. راه آسانی نیست. در این دنیا، مردم حتی در کوچکترین سختی‌ها ناامید می‌شوند. و چرا اینچنین است؟ زیرا الله، قادر مطلق و متعال را فراموش کرده‌اند. با جستجوی راه حل‌های دیگر برای غلبه بر این سختی‌ها، فقط بندهای سخت‌تری به گردن خود می‌اندازند. حتی در این دنیا هم بندهایی وجود دارد. برای برخی افراد، رهایی از آنها دشوار است. برای مثال، عادتی بد را پرورش می‌دهی. این عادت نه تنها به بدنت آسیب می‌رساند. بلکه به وضعیت مالی و زندگی خانوادگی تو نیز صدمه می‌زند. رهایی از آن به تدریج سخت‌تر می‌شود. به همین دلیل قبل از اینکه این بند را به گردن خود بندازی، باید از هر چیزی که منجر به گناه می‌شود، دوری کنی. «اجازه بده فقط یک بار امتحان کنم، هیچ اتفاقی نمی‌افتد؛ باز یک بار دیگر، و یک بار دیگر»، و در همان لحظه بند به دور گردنت محکم می‌شود. پس از آن به سختی می‌توانی از آن فرار کنی. هر نوعی از گناه به عادت تبدیل می‌شود، اگر همیشه تکرار شود. عادت‌هایی وجود دارد که حتی برای بدن هم مضر هستند و بسیاری از مردم نمی‌توانند خود را از آن‌ها بیرون بکشند. بندهای سبک‌تر و سنگین‌تر وجود دارد، اما البته هیچ بند خوبی وجود ندارد. بندی بند است، هرچند سبک. بنابراین باید تا حد امکان از گناه فاصله گرفت. گناه چیز خوبی نیست، بلکه چیز مضری است. به همین دلیل الله، قادر مطلق و متعال، بخشش می‌دهد. اما برای این که خود را عذاب ندهیم، نباید هیچ بند گناهی به گردن خود ببندیم، ان شاءالله. خداوند ما را از آن محافظت کند.

2025-05-16 - Dergah, Akbaba, İstanbul

ای مردم! ما شما را از زن و مردی آفریدیم، و شما را به ملت‌ها و قبایل تبدیل کردیم تا یکدیگر را بشناسید؛ گرامی‌ترین شما نزد الله، پرهیزکارترین شماست. (۴۹:۱۳) الله، قادر مطلق و ارجمند، انسان‌ها را در اشکال مختلف آفریده است. برخی سیاه، برخی سفید، برخی زرد یا قرمز هستند. شخصیت‌های آن‌ها نیز متفاوت است. الله، قادر مطلق و ارجمند، بر اساس حکمت خود عمل می‌کند، هر طور که بخواهد. تنها او حکمتی که خود می‌داند. انسان‌ها خود را با هم مقایسه می‌کنند: «چه کسی بهترین است؟» اما آنچه مهم است این است که چه کسی نزد الله بالاترین مقام را دارد. آنچه مردم در میان خود به عنوان خوب می‌دانند، چیزی است که بیشترین سود را برای انسان دارد. اما نزد الله تقوا مهم است. تقوا یعنی: از شر دوری گزیدن، کار نیک انجام دادن، انسان راستگویی بودن. چنین انسانی نزد الله بهترین است. انسانی که نزد الله بالاترین مقام را دارد، در میان مردم نیز شهرت خوبی دارد. کسی که نزد الله مقام پایینی داشته باشد، هیچ اهمیتی ندارد که چند نفر پیرو یا دوست دارد، زیرا این محبت تنها بر اساس منافع شخصی است. محبت به خاطر رضای الله با محبت از روی منافع شخصی به طور اساسی متفاوت است. در محبت از روی منافع شخصی، وقتی که سود برود، نه محبت، نه احترام و نه وفاداری باقی می‌ماند؛ هیچ چیز باقی نمی‌ماند. در انسانی که در راه الله گام برمی‌دارد و الله او را دوست دارد، این ویژگی‌های خوب یقیناً وجود دارد. هیچ چیز بدی از او ناشی نمی‌شود. بد کسی است که در راه الله، قادر مطلق و ارجمند، گام برنمی‌دارد و برای نفسش کار می‌کند و هر کاری برای راضی کردن خود انجام می‌دهد. او انسانی غیرقابل اعتماد است. بنابراین معیار اینجا احترام به الله، قادر مطلق و ارجمند است. این آگاهی هوشمندانه از الله است. انسانی که آگاه است، هیچ کار بدی نمی‌کند. انسانی که آگاه نیست، می‌تواند به هر نوع کار بدی دست بزند. الله ما را از آن حفظ کند. دوست داشتن از طرف الله بسیار ارزشمند است. تنها از طرف دیگران به خاطر منافع شخصی دوست داشتن، هیچ ارزشی ندارد. چنین کسی می‌تواند به سرعت از تو روی بگرداند، از تو ببرد یا به تو آسیب برساند. زمانی که منفعت شخصی در کار است، می‌تواند این‌گونه عمل کند. کسی که در راه الله گام برمی‌دارد، هرگز نمی‌خواهد بدی کند و هرگز بدی نمی‌کند. چرا که او ایمان واقعی دارد. الله با توست. الله مرا می‌بیند. او می‌داند من چه می‌کنم. این است ایمان. الله ما را از زندگی بدون ایمان حفظ کند و ما را از شرور آن حفظ کند، انشاءالله. دنیا پر از چنین انسان‌هایی‌است. منافع دنیوی همه چیز را فرا گرفته است. الله آن را به سمت بهتر تغییر دهد. الله ما را حفظ کند.

2025-05-15 - Dergah, Akbaba, İstanbul

پیامبر ما، صلح و برکت الله بر او باد، می‌فرماید: باید قبل از اینکه بیماری بیاید، درمان گرفت. و اگر بیماری آمد، باز هم درمان‌هایی هستند. اما از همه مهم‌تر این است که انسان بر آنچه می‌خورد و می‌نوشد و چگونه زندگی می‌کند، دقت کند، زیرا این اساس درمان است. دو راه درمان وجود دارد. یکی از این راه‌ها که امروزه احتمالاً فقط تعداد کمی از آن استفاده می‌کنند. الحجامه و الکی. حجامت و کایوتره‌سازی. این به معنی گرم کردن آهن و اعمال آن به مکان‌های مشخصی از بدن است. اما کسی که این کار را می‌کند، باید در این زمینه متخصص باشد. حجامت را هر کسی می‌تواند انجام دهد و بسیاری هم این کار را می‌کنند. این کار مشکلی ندارد. متأسفانه روش دیگر به ندرت دیده می‌شود. به ویژه برای بیمارانی که باید عمل جراحی شوند و برای موارد امیدوارکننده، این روش بسیار مفید بود. اما اکنون ممکن است بسیاری ظاهر شوند که ادعا می‌کنند باخبر هستند. آنها می‌توانند هر کسی را بسوزانند و آسیب برسانند. به همین دلیل امروزه خیلی استفاده نمی‌شود. بنابراین مهم‌ترین چیز حجامت است. این هم سنت است و هم شفا. و زمان آن الان است. وقتی انار شکوفه می‌دهد، بهترین زمان برای حجامت شروع می‌شود. این بهترین زمان است. البته حجامت در زمان‌های دیگر هم می‌تواند انجام شود، اگر لازم باشد. اما زمان واقعی مفید زمانی است که در این دوره است. زمانی که انار شکوفه می‌دهد. با اجازه الله، این فوق‌العاده مفید است. بزرگ‌ترین سود آن در فشار خون است. پیامبر ما، صلح و برکت الله بر او باد، این را همان وقت گفت. مردم آن وقت این را نمی‌دانستند. او از "عرضه خون" صحبت می‌کند. عرضه خون در واقع به معنی فشار خون است. برای این بسیار مفید است. برای بسیاری از دیگر بیماری‌ها نیز مفید است. اما اکنون افرادی هستند که این روش را به تجارت تبدیل کرده‌اند. برخی از مردم فقط برای کسب درآمد این کار را انجام می‌دهند. آنها توصیه می‌کنند که تقریباً هر روز حجامت انجام شود. استخراج این خون کاری کوچک نیست. به همین دلیل زمان و ریتم خاصی دارد. این به صورت روزانه یا ماهیانه انجام نمی‌شود. یک بار در سال به طور کلی کافی است. اما در صورت نیاز می‌تواند دو بار انجام شود. یک بار در بهار انجام می‌شود، و اگر می‌خواهید بار دوم انجام دهید، در پاییز. اکنون برخی می‌گویند: "می‌توان با یک پمپ هم انجام داد." اما با یک پمپ کار نمی‌کند. پمپ خون معمولی را می‌کشد. وقتی با گرما و حجامت‌کاسه‌ای انجام می‌شود، خون ناپاک را حذف می‌کنید. بنابراین باید به این هم توجه کنید. باید به روزها هم توجه کنید. مهم‌ترین چیز پاکیزگی و بهداشت است. این بسیار مهم است. خون ممکن است، الله محافظت کند، به جای شفا، بیماری بیاورد. این اتفاق می‌افتد وقتی کسانی که نادان یا بی‌تجربه‌اند این را انجام دهند. اکنون یک روش ساده پیدا کرده‌اند. آنها پمپ را به کار می‌گیرند، خون را می‌کشند و خالی می‌کنند. همان‌طور که می‌گوییم، آنها فقط خون معمولی را می‌کشند. فایده‌ای ندارد. در واقع، ممکن است حتی بدن را تضعیف کند. الله در حکمت خود برای هر چیزی روشی، زمان و ساعت معین کرده است. باید از کسانی انجام شود که می‌دانند چه زمانی و چگونه آن را انجام دهند. مقدار الله شفا دهد. الله آن را بپذیرد، و شما هم آن را به صورت سنتی انجام داده‌اید. و افرادی که به آن نیاز دارند، شفا می‌یابند. به همین دلیل این مهم است. و الان زمان خوبی برای آن است. انجام آن پس از روز پانزدهم ماه عربی مفیدتر است. اما در صورت نیاز می‌تواند در اوایل ماه هم انجام شود. از نظر روزها، می‌تواند در هر روزی به جز چهارشنبه و شنبه انجام شود. مقدار الله از شما راضی باشد. انشالله، ممکن است شفا بیاورد.