السلام عليكم ورحمة الله وبركاته أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. والصلاة والسلام على رسولنا محمد سيد الأولين والآخرين. مدد يا رسول الله، مدد يا سادتي أصحاب رسول الله، مدد يا مشايخنا، دستور مولانا الشيخ عبد الله الفايز الداغستاني، الشيخ محمد ناظم الحقاني. مدد. طريقتنا الصحبة والخير في الجمعية.

Mawlana Sheikh Mehmed Adil. Translations.

Translations

2025-09-18 - Dergah, Akbaba, İstanbul

إِنَّ ٱلنَّفۡسَ لَأَمَّارَةُۢ بِٱلسُّوٓ (۱۲:۵۳) خداوند می‌فرماید: «به راستی که نفس، بسیار به بدی فرمان می‌دهد.» نباید به نفس مجال داد. نباید به نفس امتیاز داد و باید تا حد امکان از بدی و گناه دوری کرد. البته هیچ انسانی بی‌گناه نیست. هیچ کس نیست که گناه نکند. خداوند می‌فرماید: «من انسان‌ها را آفریدم تا گناه کنند و طلب بخشش کنند تا من آنها را ببخشم.» به همین دلیل، انسان ذاتاً گناهکار است. هیچ انسانی نیست که گناه نکند. گناهان زیادی وجود دارد، کوچک و بزرگ. اما اگر انسان از آنها طلب بخشش کند، خداوند او را می‌بخشد. شاید حکمت خداوند در این باشد؛ حکمت او بی‌پایان است. اما او به ما راه را نیز نشان می‌دهد. «اگر گناهی مرتکب شوی و طلب بخشش کنی، نه تنها آن گناه پاک می‌شود، بلکه به جای آن یک کار نیک برایت ثبت می‌شود.» بخشش و مهربانی خداوند بسیار زیاد است. اما مردم از هوس‌های خود پیروی می‌کنند. تعداد کمی توبه می‌کنند و طلب بخشش می‌کنند. اما اکثر آنها این کار را نمی‌کنند و در گناهان خود غرق می‌شوند. آنها حتی از این موضوع آگاه نیستند. به خصوص امروزه، گناه کردن تقریباً به عنوان یک عمل قهرمانانه تلقی می‌شود. بعضی‌ها حتی ادعا می‌کنند: «این طبیعی است، این در ذات انسان است. نیازی به طلب بخشش یا عذرخواهی نیست.» اما اگر طلب بخشش کنی، خداوند با این کار نقشه شیطان را خنثی می‌کند. او آن گناه را پاک می‌کند، و به جای آن یک کار نیک دریافت می‌کنی. این بدان معناست که افراد بی‌ایمان این فرصت را ندارند. به راستی خوشبخت کسی است که ایمان دارد. اگر خداوند به کسی ایمان عطا کند، این بزرگترین هدیه‌ای است که وجود دارد. زیرا هر کاری که انسان در این دنیا انجام دهد، پس از مرگ برایش سودی نخواهد داشت. مهم نیست چقدر لذت برده باشد، چقدر گناه کرده باشد - حتی اگر از اعمال خود راضی بوده باشد، همه اینها برایش سودی نخواهد داشت. برعکس، برای آن مجازات خواهد شد. اما خداوند به مؤمن توبه می‌دهد و او را از گناهانش رهایی می‌بخشد. خداوند ما را از گناه دور نگه دارد. و ان‌شاءالله گناهان ما را ببخشد. خداوند از همه ما قبول کند.

2025-09-17 - Dergah, Akbaba, İstanbul

إِنَّ ٱلَّذِينَ أَجۡرَمُواْ كَانُواْ مِنَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ يَضۡحَكُونَ (۸۳:۲۹) وَإِذَا مَرُّواْ بِهِمۡ يَتَغَامَزُونَ (۸۳:۳۰) الله، والمتعال والجليل، می‌گوید: در این دنیا، گناهکاران همیشه مؤمنان را مسخره می‌کردند، چه امروز، چه در زمان پیامبر ما و چه قبل از آن. وقتی از کنار آنها می‌گذشتند، با چشمک زدن به یکدیگر، به آنها اشاره می‌کردند. «به این افراد نگاه کنید.» گناهکاران در این دنیا با این سخنان که: «اینان از راه راست منحرف شده‌اند»، دائماً افراد درستکار را تحقیر می‌کنند. آنها این افراد را بی‌ارزش می‌دانند. آنها به آنها می‌خندند و آنها را مسخره می‌کنند. اما الله والمتعال والجليل می‌گوید که در آخرت، مؤمنان به آنها خواهند خندید. در بهشت، آنها در جایگاه‌های رفیع خواهند نشست و به دیگران خواهند خندید. زیرا کسی که آخرین خنده را می‌زند، بهترین خنده را می‌زند. پایان زندگی یک انسان باید خوب باشد تا زندگی‌اش بیهوده نباشد. زندگی به سرعت می‌گذرد؛ متوقف نمی‌شود، مانند رودخانه جاری است. اگر اجازه دهید این رودخانه شما را با خود ببرد و خودتان را فراموش کنید، گمراه خواهید شد. پس چیزی به دست نیاورده‌اید. زندگی شما گرانبهاست؛ بله، زندگی یک دارایی بسیار گرانبهاست. پس این هم هدر رفته است. بهتر است بگوییم: نه تنها هدر رفته، بلکه در گناه سپری شده است. تا زمانی که انسان زنده است و نفس می‌کشد، بزرگترین سود در توبه و روی آوردن به راه الله است. سودی بزرگتر از این وجود ندارد. سودهای دنیوی در مقایسه با این، بی‌ارزش هستند. سود در آخرت، جاودانه است. حتی اگر در این دنیا چیزی به دست آورید، هرگز نمی‌دانید چه زمانی از دستتان می‌رود و آن را از دست می‌دهید. بنابراین، یک انسان مؤمن باید هوشیار باشد. او نباید اجازه دهد حرف دیگران او را از راهش منحرف کند. زیرا برای اینکه شما را از راه منحرف کند، شیطان در گوش شما زمزمه می‌کند: «آه، این افراد مرا مسخره می‌کنند. آیا بهتر نیست مثل آنها باشم؟» کسی که تسلیم این وسوسه شود، همه چیز را از دست داده است. ما در زمانه بدی زندگی می‌کنیم. هر راه ممکنی برای منحرف کردن مردم از راه راست وجود دارد. گناه کردن امروزه بسیار آسان‌تر از گذشته است. غرایز پست می‌توانند انسان را بسیار راحت‌تر به گناه سوق دهند. در گذشته، مردم هنگام ارتکاب گناه، تردید می‌کردند و پنهان می‌شدند. اما مردم امروز به گناهان و خطاهای خود افتخار می‌کنند. اما این سود نیست، بلکه ضرر محض است. خسارت پشت خسارت است. برای جبران این خسارت، باید توبه صادقانه کرد، طلب بخشش نمود و از این راه نادرست، این مکان‌ها و این دوستان دوری جست. باشد که الله ما را یاری کند. ان‌شاءالله باشد که الله همه مردم را هدایت کند.

2025-09-16 - Dergah, Akbaba, İstanbul

يَـٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَـٰكُم مِّن ذَكَرٍۢ وَأُنثَىٰ وَجَعَلْنَـٰكُمْ شُعُوبًۭا وَقَبَآئِلَ لِتَعَارَفُوٓا۟ ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ ٱللَّهِ أَتْقَىٰكُمْ ۚ (۴۹:۱۳) الله، قدرتمند و والامقام، در این آیه‌ی شریف می‌فرماید: "ما شما را از یک مرد و یک زن آفریدیم و شما را ملت‌ها و قبایلی قرار دادیم." بنابراین، الله، قدرتمند و والامقام، انسان‌ها را در حکمت و تدبیر خود در غیرمنتظره‌ترین مکان‌ها گرد هم می‌آورد تا یکدیگر را بشناسند. او به آن‌ها اجازه می‌دهد خانه‌ای تشکیل دهند. بنابراین، یک ازدواج صالح شکل می‌گیرد و زیبایی خاصی آشکار می‌شود. نکته‌ی مهم این است که آن‌ها در راه الله بمانند. مهم این است که بندگان خوبی برای الله باشند و در نزد او مقام والایی کسب کنند. تمام قرآن کریم، کلام مقدس الله، قدرتمند و والامقام، است. هر آیه از قرآن مجید سرشار از حکمت‌های بی‌شماری است، بلکه حکمت‌های نامتناهی. از جمله‌ی این حکمت‌ها، ازدواج انسان‌هاست. چه کسی با چه کسی ازدواج خواهد کرد، چه کسی برای چه کسی مقدر شده است، فرزندان چگونه خواهند بود... طبق این حکمت، الله انسان‌ها را به هم می‌رساند. آن‌ها خانه‌ای تشکیل می‌دهند. آن‌ها باید این خانه را برای جلب رضایت الله تشکیل دهند. اگر نیت، جلب رضایت الله باشد، این خانه با اجازه او شکوفا خواهد شد. معنای زندگی در این دنیا نیز همین است. شیطان برای بعضی از مردم وسوسه می‌کند، به طوری که به والدین خود توهین می‌کنند و با جملاتی مانند: "اگر شما نبودید، من به دنیا نمی‌آمدم، من این زندگی را نمی‌خواهم!" سرکشی می‌کنند. این حماقت محض است. زیرا همه این‌ها به خواست الله، قدرتمند و والامقام، اتفاق افتاده است. چه کسی متولد می‌شود، چه کسی می‌میرد، چه کسی ازدواج می‌کند - همه این‌ها تابع خواست الله، قدرتمند و والامقام، است. تسلیم شدن به این خواست، شکرگزار بودن و پیروی از راهی که او نشان داده است، برای انسان آرامش و امکان تربیت فرزندان صالح را به ارمغان می‌آورد. مقصر دانستن دیگران و خود را قربانی نشان دادن درست نیست. الله تو را آفریده است. الله راه خوبی را به تو نشان داده است. این راه را برو و از آن منحرف نشو. در نهایت، معنای زندگی همین است. به علاوه، زندگی کوتاه است. اگر از آن به خوبی استفاده کنی و زندگی خوبی داشته باشی، در نهایت برنده خواهی بود. به آرامش ابدی خواهی رسید. اما اگر غیر از این باشد، سختی‌های زیادی را متحمل خواهی شد - از الله می‌خواهیم که از این امر جلوگیری کند. الله به کسانی که ازدواج می‌کنند، ازدواج فرخنده‌ای عطا کند و به آن‌ها خانواده‌های خوبی ببخشد. ان‌شاءالله نسل‌های صالحی تربیت کنند.

2025-09-16 - Bedevi Tekkesi, Beylerbeyi, İstanbul

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «هر کس پس از نماز عشاء شش رکعت نماز بخواند، بدون اینکه در میان آن حرف بدی بزند، پاداش این شش رکعت معادل دوازده سال عبادت است.» یعنی شش رکعت نماز اواّبین که بعد از نماز سنت عشاء خوانده می‌شود، برابر با پاداش دوازده سال عبادت است. بنابراین، نمازی با پاداشی عظیم و بسیار پرفضیلت است. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «هر کس بین نماز عشاء و نماز شب نماز بخواند، نمازش حقیقتاً نماز اواّبین است - یعنی کسانی که با توبه به سوی خدا باز می‌گردند.» این شخص به گروه آنها ملحق می‌شود. یعنی مقام اواّبین، مقامی والا در میان مسلمانان است. نمازی که بین نماز عشاء و نماز شب خوانده می‌شود - چه شش رکعت، بیشتر یا کمتر - همه اینها به عنوان نماز اواّبین محسوب می‌شود. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «هر کس بین نماز عشاء و نماز شب بیست رکعت نماز نافله بخواند، خداوند برای او خانه‌ای در بهشت می‌سازد.» ما نیز بیست رکعت در خلوت می‌خوانیم. همچنین در خلوت نسبی، اگر کسی بخواهد، می‌تواند بیست رکعت به عنوان نماز اواّبین بخواند. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «هر کس پس از نماز عشاء شش رکعت نماز نافله بخواند، بدون اینکه با کسی صحبت کند، گناهان پنجاه سال او بخشیده می‌شود.» از آنجا که گناهان ما بسیار است، این نمازها برای یک مسلمان فرصتی بزرگ است. هیچ انسانی بی‌گناه نیست. بنابراین، نباید این شش رکعت را ترک کرد. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «هر کس در مکانی خلوت، جایی که کسی جز خدا و فرشتگان او را نمی‌بیند، دو رکعت نماز نافله بخواند، برای او رهایی از آتش جهنم نوشته می‌شود.» یعنی اگر کسی در مکانی خلوت با این آگاهی کامل که فقط خدا و فرشتگان او را می‌بینند نماز بخواند، به اذن خدا از آتش جهنم نجات می‌یابد. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «هر کس نتواند دو رکعت نماز صبح را در وقتش بخواند، باید آن را بعد از طلوع آفتاب قضا کند.» یعنی هر کس سنت نماز صبح را از دست داد، باید آن را بعد از طلوع آفتاب قضا کند. به هر حال باید آن را خواند. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «حتی اگر سواران شما را تعقیب می‌کنند، دو رکعت نماز صبح را ترک نکنید.» سنت نماز صبح یکی از مهمترین نمازهای نافله است. اهمیت آن در قرآن کریم نیز ذکر شده است. این سنت را ترک نکنید. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «دو رکعت قبل از نماز صبح را ترک نکنید، زیرا فضیلت‌های عظیمی در آنها نهفته است.» یعنی سنت نماز صبح، سنتی مؤکد است. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ما را نصیحت می‌کنند: «این نماز را ترک نکنید، حتماً آن را بخوانید.» پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «فقط اواّبین، یعنی کسانی که مرتباً به سوی خدا باز می‌گردند، به دو رکعت سنت نماز صبح پایبند هستند.» خدا را شکر مسلمانان، به ویژه اهل طریقت، هیچ یک از نمازهای سنت را ترک نمی‌کنند. به خصوص سنت نماز صبح، مسلماً توسط همه انجام می‌شود، اما اینکه در مورد بقیه چگونه است، خودشان بهتر می‌دانند. اما این نمازی است که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به ویژه بر اهمیت آن تأکید کرده‌اند. ان‌شاءالله هیچ یک از ما آن را ترک نکنیم. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «هر گاه یکی از شما دو رکعت سنت نماز صبح را خواند، باید به پهلوی راست خود دراز بکشد.» ما نیز این کار را انجام می‌دهیم، زیرا سنت است. بسیاری از مردم وقتی این را در بعضی مساجد می‌بینند، تعجب می‌کنند. می‌پرسند: «اینجا چه می‌کنید، این چیست؟» در حالی که این سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است. بسیاری از مردم یا هرگز در مورد آن نشنیده‌اند یا سنتی فراموش شده برای آنهاست. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «بخشی از نمازهای نافله خود را در خانه‌هایتان بخوانید و خانه‌هایتان را به قبرستان تبدیل نکنید.» یعنی خانه‌ای که در آن نماز خوانده نمی‌شود، مانند قبرستان است. نمازهای واجب از این امر مستثنی هستند! زیرا خواندن آنها در مسجد به جماعت، فضیلت بیشتری دارد. اما نمازهای سنت و سایر نمازهای نافله را باید در خانه خواند. نمازهای نافله مانند نماز شکر یا نماز ضحی را حتماً باید در خانه نیز بخوانید. زیرا پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «خانه شما نباید مانند قبر باشد.» پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «اگر یکی از شما نمازش را در مسجد می‌خواند، باید به خانه‌اش نیز سهمی از آن بدهد.» «زیرا خداوند متعال، از طریق نمازی که در خانه‌اش خوانده می‌شود، خیر و برکت ایجاد می‌کند.» یعنی از طریق نمازهای نافله در خانه، برکت به خانه وارد می‌شود، ان‌شاءالله. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «پرفضیلت‌ترین نماز برای یک شخص، جدا از نمازهای واجب، نمازی است که در خانه می‌خواند.» یعنی بهتر است نمازهای نافله مانند تهجد، اواّبین، اشراق، ضحی، نماز شکر یا نماز تسبیح را در خانه خواند. این در مورد نمازهایی است که علاوه بر نمازهای واجب خوانده می‌شود. زیرا نمازهای واجب متعلق به مسجد هستند. زیرا پاداش نماز واجب که به جماعت خوانده می‌شود، بیست و هفت برابر بیشتر است.

2025-09-15 - Dergah, Akbaba, İstanbul

وَمَآ أُبَرِّئُ نَفۡسِيٓۚ إِنَّ ٱلنَّفۡسَ لَأَمَّارَةُۢ بِٱلسُّوٓءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّيٓۚ (۱۲:۵۳) در این آیه شریف آمده است: «و من نفس خود را تبرئه نمی‌کنم. به‌راستی نفس بسیار به بدی امر می‌کند. نفس، انسان را به بدی‌ها سوق می‌دهد. بنابراین باید آن را مهار کرد. نباید تسلیم هوس‌های نفسانی شد. اگر امروزه بسیاری از مردم می‌گویند: «من با نفس خودم مبارزه می‌کنم»، همین آگاهی، خود نکته مثبتی است. اما برخی دیگر هر چه نفسشان می‌خواهد، انجام می‌دهند. آنها اصلاً با نفس خود مبارزه نمی‌کنند. در واقع، خانواده‌ها باید فرزندان خود را از کودکی به خویشتن‌داری تربیت کنند. خوب نیست که هر خواسته‌ای را برآورده کنند. باید نیازهای آنها را برطرف کرد، اما باید یاد بگیرند که قدر داشته‌هایشان را بدانند. باید ارزش چیزها را بدانند. همچنین باید یاد بگیرند که نمی‌توانند همه چیز را فوراً داشته باشند. این امر نیاز به صبر دارد. مردم امروزه عجیب شده‌اند. در گذشته، فرزندان از مادران و پدران خود اطاعت می‌کردند و به آنها خدمت می‌کردند. اما مردم امروز به جای آن به حیوانات، مثلاً به یک سگ خدمت می‌کنند. تمام روز در خدمت او هستند. فقط به این فکر می‌کنند که: «او چه می‌خورد، چه می‌نوشد، کجا با او بروم، این حیوان چه می‌خواهد؟» و کاملاً مطابق میل او رفتار می‌کنند. دنبال او می‌دوند. هر روز غذای او، آب او و ویتامین‌های او را تأمین می‌کنند. کاملاً در خدمت او هستند. در حالی که خدمت واقعی باید به الله باشد. تو باید الله را عبادت کنی. و باید فرزندانت را نیز با همین روحیه تربیت کنی. خدمت به مادر و پدر، پاداش بزرگی دارد و یک وظیفه است. الله متعال، این را در قرآن کریم امر فرموده است. اگر مردم به این امر عمل کنند، نسل‌های صالحی پرورش خواهند یافت. در غیر این صورت، نسلی عجیب – مانند آنچه امروز می‌بینیم – پدید می‌آید که در آن، همه، چه پیر و چه جوان، فقط از هوس‌های نفسانی خود پیروی می‌کنند. علاوه بر این، قوانین امروزی به گونه‌ای تنظیم شده‌اند که مجازات افراد زیر ۱۸ سال کمتر است. اما در اسلام، انسان به محض رسیدن به سن تکلیف، مسئول اعمال خود می‌شود. پس از چه زمانی مسئول اعمال خود می‌شود؟ از زمانی که نماز برای او واجب می‌شود. این واجب با رسیدن به سن تکلیف شروع می‌شود. وقتی یک مرد جوان یا زن جوان به سن بلوغ می‌رسد – یعنی به حالتی می‌رسد که می‌تواند بچه‌دار شود – گناهان و اعمال نیک او ثبت می‌شود. کاری که الله متعال آن را گناه می‌داند، نمی‌توان در این دنیا با این جمله که: «بگذار هر کاری می‌خواهد بکند» نادیده گرفت. اگر چنین کنیم، بلا بر سر خودمان می‌آوریم. بدی، ظلم و ستم در همه جا رو به افزایش است. زیرا اگر انسان را قبل از بلوغ به خویشتن‌داری تربیت نکنیم، بعد از آن بسیار دشوارتر خواهد بود. بنابراین، کودکان را از هفت سالگی به نماز تشویق می‌کنند. در ده سالگی، بیشتر تأکید می‌شود. وقتی به سن تکلیف می‌رسند، یعنی در سن ۱۳ تا ۱۵ سالگی – که امروزه به دلیل تغذیه، اغلب زودتر است – نماز کاملاً واجب می‌شود. اگر نماز را نخوانند، به عنوان گناه ثبت می‌شود. قبل از رسیدن به سن تکلیف، اگر نماز نخوانند، گناه محسوب نمی‌شود، هرچند نماز خواندن بهتر است. پرثواب‌تر است. اما پس از رسیدن به سن تکلیف، باید هر نماز قضا شده را به جا آورند. بنابراین، اگر قانون‌گذاران این دنیا عاقل باشند، می‌فهمند که مجازات باید متناسب با عملی باشد که فرد پس از رسیدن به سن تکلیف انجام داده است. ان‌شاءالله خداوند به همه ما عقل و فهم عطا فرماید. الله متعال، راه درست را به وضوح به مردم نشان می‌دهد. اما اگر از او پیروی نکنند، دچار مشکل می‌شوند و از خود می‌پرسند: «چرا اینطور است؟ چگونه می‌توانیم این مشکل را حل کنیم؟ چه باید بکنیم؟» ان‌شاءالله خداوند به همه ما کمک کند.

2025-09-14 - Dergah, Akbaba, İstanbul

حکما می‌گویند: «لکل مقام مقال». برای هر موقعیتی، سخنان مناسب، موضوعی که در مورد آن صحبت می‌شود، وجود دارد. این به چه معناست؟ یعنی آنچه در یک مکان گفته می‌شود، برای مکان دیگر نامناسب است. این خوب نیست. این غیرضروری است. شاید کسی با بهترین نیت صحبت کند، اما اگر سخنانش با موقعیت مناسب نباشد، بیشتر ضرر می‌رساند تا فایده. بنابراین، باید بدانیم که چه چیزی را کجا بگوییم، زیرا این مسئله ادب است. اکثر مردم امروزه دیگر ادب ندارند. آنها نمی‌دانند چه بگویند. و وقتی صحبت می‌کنند، حرف‌های بیهوده می‌زنند. سکوت بهتر از حرف بیهوده زدن است. همانطور که قدیمی‌ها می‌گفتند: «سخن گفتن نقره است، سکوت طلاست.» اما مردم امروزه اصرار دارند صحبت کنند؛ مهم این است که چیزی گفته باشند. در حالی که در بعضی جاها بهتر است سکوت کرد. برای این موارد عبارات رکیکی هم وجود دارد، اما ذکر آنها در اینجا مناسب نیست. هر چیزی جایگاه خود را دارد. در حضور خانم‌ها، آقایان باید مراقب کلمات خود باشند. در حضور کودکان باید طور دیگری صحبت کرد. در مقابل علما، طور دیگری صحبت می‌شود. در حضور معلمان، اساتید... یعنی برای هر کلمه، مکان و زمان مناسب وجود دارد. اگر این را می‌دانی، پس صحبت کن؛ اگر نه، بهتر است سکوت کنی. این موضوع مهمی است، اما مردم امروز فکر می‌کنند بی‌ادبی است که چیزی نگویند. در حالی که با حرف زدنشان فقط جهل خود را آشکار می‌کنند. در عوض، سکوت کردن بسیار مناسب‌تر و به مراتب بهتر است. زیرا فرشتگان هر آنچه را که می‌گویید، می‌نویسند. حالا که صحبت از این شد: برای یاوه‌هایی که در طول روز از دهانمان خارج می‌شود، باید توبه کنیم و صبح و شب از الله طلب بخشش نماییم. برای همه غیبت‌ها، تهمت‌ها و دروغ‌ها باید طلب بخشش کنیم تا ان‌شاءالله الله ما را ببخشد. مردم امروز، همانطور که گفته شد، قدیمی‌ها را نادان می‌دانند، در حالی که آنها تربیت و ادب داشتند. اما در مردم امروز، اغلب اثری از این ادب دیده نمی‌شود. ان‌شاءالله خداوند همه ما را اصلاح کند.

2025-09-13 - Dergah, Akbaba, İstanbul

ٱلَّذِينَ يَسۡتَمِعُونَ ٱلۡقَوۡلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحۡسَنَهُ (۳۹:۱۸) در این آیه آمده است: «کسانی که به سخن گوش فرا می‌دهند و از بهترین آن پیروی می‌کنند، آنان حقیقتاً رستگارانند.» کلمهٔ «قول» که در این آیه ذکر شده، به معنای «سخن» یا «گفتار» است. منظور از آن، البته در وهلهٔ اول قرآن کریم و پس از آن احادیث پیامبرمان، درود و رحمت خدا بر او باد، است. زیرا آنها حقیقتاً بهترین سخنان هستند. باید از آنها پیروی کرد و دستوراتشان را رعایت نمود. علاوه بر این، اگر کسی به شما نصیحتی می‌کند یا چیزی می‌گوید، باید آن را بررسی کنید. الله، قادر متعال، در قرآن کریم دستور می‌دهد که به خوبی‌های گفته‌شده توجه کنیم و از آن بهره ببریم. یعنی اگر کسی حقیقتی را به شما می‌گوید، باید آن را بپذیرید، حتی اگر خوشایندتان نباشد. در عین حال، نمی‌توان هر سخنی را بدون بررسی پذیرفت. زیرا اگر گفته‌شده با کلام الله متعال یا کلام پیامبرمان مغایرت داشته باشد، نمی‌توان آن را پذیرفت. اما در امور روزمره، سخنان زیادی می‌شنویم که فردی از نفس خود یا دربارهٔ دیگران می‌گوید. باید در مورد آن فکر و آن را سنجید و از خود پرسید: «آیا این سخن درست است یا خیر؟» اگر مطابق با حقیقت باشد، باید آن را پذیرفت. یعنی حتی اگر با نفس خودمان مخالف باشد یا خوشایندمان نباشد، تا زمانی که حقیقت است، پیروی از آن سخن مفید است. نپذیرفتن آن، اشتباه است. یعنی هیچ سودی ندارد. حتی اگر ضرری هم نداشته باشد، کمکی به ما نمی‌کند. بنابراین، باید حقیقت را پذیرفت، فرقی نمی‌کند از چه کسی باشد: از کودک یا بزرگسال، پیر یا جوان، زن یا مرد. پیامبر ما، صلی الله علیه و آله و سلم، می‌فرماید: «دانش و سخن نیک، گمشدهٔ مؤمن است.» یعنی یک فرد مؤمن باید سخن حق را بپذیرد و از آن خوشحال شود، مهم نیست از چه کسی آن را می‌شنود. هیچ دلیلی برای رنجش یا آزردگی وجود ندارد. رنجیدن یا آزرده شدن، بیماری نفس است. حقیقت مفید و برای انسان ضروری است. باشد که خداوند ما را از کسانی قرار دهد که حقیقت را می‌شنوند و آن را می‌پذیرند.

2025-09-12 - Dergah, Akbaba, İstanbul

وَمَآ أُبَرِّئُ نَفۡسِيٓۚ إِنَّ ٱلنَّفۡسَ لَأَمَّارَةُۢ بِٱلسُّوٓءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّيٓۚ الله، قدرتمند و متعال، در این آیه شریف قرآن می‌فرماید: به نفس خود اعتماد نکنید. نفس چیز خوبی نیست. در این آیه شریف، الله، قدرتمند و متعال، می‌فرماید: «به راستی که نفس قطعاً انسان را به بدی امر می‌کند.» مگر کسانی که الله به آنها رحم کند. حتی اگر استثناهای بسیار نادری هم وجود داشته باشد، نفس هر انسانی او را به بدی سوق می‌دهد. نفس، آزمایشی در این دنیا است؛ این آزمایش برای انسان است. هر کس تسلیم آن شود و مرتکب بدی شود، بازنده است. اما هر کس در مقابل آن مقاومت کند و کاری را که می‌خواهد انجام ندهد، برنده است. این برای همه صدق می‌کند. برخی می‌پرسند: «چگونه می‌توانیم بر نفس خود غلبه کنیم؟» شما می‌توانید بر آن غلبه کنید، اما حتی پس از آن نیز باید به مبارزه ادامه دهید. نباید سستی کنید و با غرور اعلام کنید: «من آن را شکست داده‌ام.» در غیر این صورت، بلافاصله شما را زمین خواهد زد. رحم نمی‌کند، قابل اعتماد نیست. نفس، خیانتکار است. به نفس نمی‌توان اعتماد کرد. به همین دلیل بسیاری، به ویژه برادران ما که به یک طریقت می‌پیوندند، فکر می‌کنند که نفس خود را شکست داده‌اند و اکنون همه چیز درست است. نه، اینطور نیست. نفس تا آخرین نفس با شما همراه است. فقط منتظر فرصتی است تا شما را از راه بدر کند. بنابراین، باید همیشه هوشیار باشید. باشد که الله ما را از شر نفسمان حفظ کند. شر نفس حتی از شر شیطان هم بزرگتر است. به هر حال، آنها همیشه با هم کار می‌کنند: نفس، هوی و هوس‌های پست و وسوسه‌های دنیوی. همه آنها یک واحد هستند. آنها از یکدیگر حمایت می‌کنند تا شما را از راه بدر کنند. با مقاومت در برابر آنها، آنها را شکست می‌دهید، اما هرگز نباید غفلت کنید و بگویید: «من پیروز شده‌ام.» زیرا اگر غفلت کنید، رحمی نمی‌کنند. بنابراین، باشد که الله ما را از شر نفسمان حفظ کند.

2025-09-11 - Dergah, Akbaba, İstanbul

ما در یک ماه مبارک هستیم. این ماه ربیع الاول است، ماه مبارکی که پیامبر ما، درود و رحمت خدا بر او باد، در آن متولد شد. «ربیع» به معنی بهار است. زمان واقعاً زیبایی از سال. الله، قدرتمند و متعال، تمام زیبایی و والاترین فضیلت را به پیامبرمان عطا فرمود. هر کس از راه او پیروی کند، به همه چیزهای زیبا و خوب دست می‌یابد. هر کس او را دوست داشته باشد، به عشق الله دست می‌یابد. اما هر کس او را دوست نداشته باشد، از عشق الله محروم می‌ماند. بزرگترین دشمن پیامبر ما شیطان است. او با تمام قدرت سعی می‌کند مردم را فریب دهد و آنها را از راه او منحرف کند. پیامبر ما، درود و رحمت خدا بر او باد، از همان لحظه تولدش گفت «امت من» و هرگونه فداکاری را برای نجات آنها انجام داد. و به لطف الله، کسانی که به امت او تعلق دارند و او را دوست دارند، به رحمت و لطف الله دست می‌یابند. اما کسانی که با او مخالفت می‌کنند، افرادی هستند که الله آنها را دوست ندارد و برای آنها خیر و خوبی نمی‌خواهد. بنابراین، از این فضیلت محروم می‌مانند. این فضیلت فقط به کسانی می‌رسد که از راه پیامبر ما، درود و رحمت خدا بر او باد، پیروی می‌کنند و او را دوست دارند. البته شیطان سعی می‌کند کسانی را که از اسلام پیروی می‌کنند نیز فریب دهد. آنها به پیامبر ما، درود و رحمت خدا بر او باد، احترام شایسته را نمی‌گذارند. آنها به او احترام نمی‌گذارند، بلکه حتی به او حسادت می‌کنند. باشد که الله ما را از شر شیطان و دام‌هایش حفظ کند. زیرا بسیاری در دام شیطان می‌افتند و می‌گویند: «من قرآن می‌خوانم، نماز می‌خوانم.» اما در عین حال مهمترین چیز را نادیده می‌گیرند یا انکار می‌کنند. آنها شفاعت و عشق پیامبر ما، درود و رحمت خدا بر او باد، را تصدیق نمی‌کنند. اما هر کس آن را بپذیرد، از این لطف برخوردار می‌شود. باشد که الله ما را از جمله کسانی قرار دهد که این را می‌پذیرند و ما را در این راه ثابت قدم بدارد، ان‌شاءالله.

2025-09-09 - Lefke

وَقُلِ ٱلْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ ۖ فَمَن شَآءَ فَلْيُؤْمِن وَمَن شَآءَ فَلْيَكْفُرْ ۚ إِنَّآ أَعْتَدْنَا لِلظَّـٰلِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا (18:29) الله، قادر و متعال، در قرآن کریم می‌فرماید: این آیه دقیقاً در وسط قرآن قرار دارد. او می‌فرماید: «حقیقت را اعلام کن.» «حقیقتی را که از جانب پروردگارت به تو رسیده است، بیان کن.» حقیقت، حقیقت می‌ماند، هر کجا که باشد. هیچ چیز نمی‌تواند با آن مخالفت کند، هر کجا که خود را نشان دهد. الله می‌فرماید: «پس هر کس بخواهد، ایمان بیاورد و هر کس بخواهد، کافر شود.» هر کس بخواهد، حقیقت را بپذیرد و راه ایمان را انتخاب کند و هر کس نخواهد، آن را انکار کند و در کفر بماند. «اما تو، در اعلام حقیقت تردید نکن.» وظیفه تو رساندن پیام است. هر کس بخواهد، حقیقت را می‌پذیرد و راه الله را در پیش می‌گیرد. اما هر کس نخواهد، در کفر می‌ماند. سرانجام او آتشی است که دیواره‌هایش او را احاطه خواهند کرد. وقتی در آنجا طلب آب کنند، آبی مانند فلز گداخته به آنها داده می‌شود. امروز همه از دموکراسی صحبت می‌کنند. خب، این دموکراسی واقعی است. الله، قادر و متعال، به انسان اختیار داده است. اما او همچنین حقیقت را اعلام می‌کند و راه درست را نشان می‌دهد. «به آن ایمان بیاورید و آن را بپذیرید تا شما و دیگران به آرامش برسید.» «اما اگر آن را نپذیرید، عواقب آن را خواهید دید.» این در مورد کسانی است که ظلم می‌کنند و کافران. زیرا کافران کسانی هستند که واقعاً ظلم می‌کنند. هر کس حقیقت را رد کند، ظلم می‌کند. به چه کسی ظلم می‌کند؟ ابتدا به خودش، سپس به همنوعانش و سرانجام به الله، قادر متعال. زیرا بزرگترین ظلم، انکار الله است. این بزرگترین ظلم است. بنابراین، این امر بار سنگینی و قطعاً عذابی را به دنبال دارد. به همین دلیل، بیان حقیقت در این دنیا دشوار است. اغلب دشوار است، گاهی اوقات حتی می‌تواند خطرناک باشد. در بهترین حالت، آنها رنجیده می‌شوند، عصبانی می‌شوند، متکبر می‌شوند و مقاومت می‌کنند. این خفیف‌ترین واکنش از سوی کسانی است که نمی‌خواهند حقیقت را بپذیرند. امروزه اکثر مردم فقط آنچه را که خودشان فکر می‌کنند درست می‌دانند و حقیقت را رد می‌کنند. آنها از آنچه نفسشان به آنها می‌گوید پیروی می‌کنند و آن را حقیقت می‌نامند. اما الله، قادر و متعال، می‌فرماید: «تو باید حقیقت را اعلام کنی.» از کسی خجالت نکش، از کسی نترس و تردید نکن. حقیقت همیشه حقیقت می‌ماند. آن را بیان کن و به وظیفه‌ات عمل کن. این سخنان شاید شما را متأثر کند، اما من به طور کلی صحبت می‌کنم. این خطاب به شخص خاصی نیست. الله، قادر و متعال، این را به همه امر کرده است. هر کس حقیقت را جستجو کند، از گمراهی خود برمی‌گردد و آن را می‌پذیرد. سپس الله گناهانش را به اعمال نیک تبدیل می‌کند و این شخص رستگار می‌شود. باشد که الله به مردم عقل و بصیرت عطا کند تا حقیقت را بپذیرند. در غیر این صورت، راه آنها به پایان شومی منتهی می‌شود که سودی برایشان ندارد. باشد که الله همه ما را از آن حفظ کند.