السلام عليكم ورحمة الله وبركاته أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. والصلاة والسلام على رسولنا محمد سيد الأولين والآخرين. مدد يا رسول الله، مدد يا سادتي أصحاب رسول الله، مدد يا مشايخنا، دستور مولانا الشيخ عبد الله الفايز الداغستاني، الشيخ محمد ناظم الحقاني. مدد. طريقتنا الصحبة والخير في الجمعية.
اى كسانى كه ايمان آورده ايد، از اللّه بترسيد و با راستگويان باشيد. (9:119)
توصيه الله به ما این است: به صالحان و راستگویان بپیوندید.
چه کسی راستگو است؟
کسی که از پیامبران پیروی کند و راه آنها را در پیش گیرد.
اینها راستگویان هستند.
چرا ابوبکر، همراه پیامبر ما، را «صدّیق» مینامند؟
به خاطر راستگویی فوقالعادهاش.
هر چه در این راه راستگوتر باشید، الله قلب شما را بیشتر باز میکند و آن را میدرخشد.
در میان مردم از منزلت بالایی برخوردار میشوید.
رتبه شما نزد الله افزایش مییابد.
صعود نزد الله مهمترین چیز برای انسان است.
رتبههای زمینی با جهان فانیشدن.
علاوه بر رتبه دنیوی، رتبه شما در آخرت باید افزایش یابد - ان شاء الله.
این مهم است.
دنیا مهم نیست. همانطور که آیه میگوید:
به راستی از بندگان خدا تنها دانشمندان از او میهراسند. (35:28)
این بدان معناست که دانشمندان واقعی بیش از همه میترسند و از دستورات او پیروی میکنند.
این کار هرکسی نیست؛ الله به هر کسی به اندازه ظرفیتش دانش میبخشد.
دانشمندان واقعی بندگان محبوب الله هستند.
راه آنها راهی پر برکت است.
دانشمندان واقعی و نادرست وجود دارند.
الله یک دانشمند واقعی را دو بار بیشتر از یک انسان عادی پاداش میدهد.
بنا بر این، راه الله همیشه راهی بابرکت، سودمند و خوشبختی است.
الله به همه ما توفیق دهد که این راه را پیش گیریم.
او ما را از انحراف حفظ کند و به ما استقامت ببخشد.
به لطف و رحمت الله، ان شاء الله.
زیرا کسی که از امیال خود پیروی میکند، او به اشتباه میرود.
هرچه بیشتر خود را کنترل کنید، بر راه راست محکمتر میایستید.
الله یارمان باشد.
الله ما را محفوظ دارد.
2025-06-11 - Dergah, Akbaba, İstanbul
بیگمان الله کسانی را دوست میدارد که در راه او صفزنانه میجنگند، گویا ایشان بنایی مستحکماند (۶۱:۴)
الله، قادر و برتر، میگوید: «کسانی که در راه او هستند، باید در صفهای مرتب بایستند.»
صفهای نامرتب چیزی است که الله نمیپسندد.
آنچه الله دوست میدارد، مؤمنان منضبطی هستند که در نظم و پیوستگی کنار هم میایستند.
اگر هرکسی به سر خود عمل کند، نظم و ترتیب از بین میرود.
آشوب ایجاد میشود.
الله، قادر و برتر، سپس کسی را میفرستد که در مواقع ضرورت با زور آنها را به نظم برساند.
شیخ بابا گفت: در حج مردم هنگام طواف به هم میچسبند و هل میدهند.
برخی صبر دارند، برخی فریاد میکشند و سر و صدا میکنند.
با اینکه چقدر زیبا میبود اگر این کار را با نظم و ترتیب انجام میدادند.
شیخ بابا ادامه داد: یک بار، هنگامی که با شیخ عبدالله داغستانی حج را ادا میکردم، او در لحظهای از مکاشفه به من گفت: «نگاه کن بالا.»
من دیدم که در آن بالا، درست بالای کعبه، مقدسین و فرشتگان نیز طواف میکردند.
آنها طواف میکردند در چندین لایه آسمان به شکلی زیبا:
مثل آب روان، بیصدا و پر از تسبیح و ذکر.
سپس گفت: «حالا نگاه کن پایین.»
وقتی به پایین نگاه کردم، همان تصویر را دیدم: فریاد، هیاهو، فشار...
به همین دلیل الله، قادر و برتر، انسانهایی بر ما میفرستد تا ما را به راه راست بیاورند.
اما این فرستادگان با استقبال مردم مواجه نمیشوند.
اگر مرتب بودید، الله این شخص را نفرستاده بود.
همچنین در حج نیز اینگونه است.
این بدان معناست که انسان نباید ناشکری کند.
انسان ناسپاس مؤمن خوبی نیست و نمیتواند مسلمان واقعی باشد.
ما شایسته آن ادارهای نیستیم که الله کعبه، مکه و مدینه را به آن سپرده، زیرا با نیکی به عقل نمیآییم.
به همین دلیل، آنها تعداد بسیاری سرباز و پلیس قرار میدهند، تا مردم به خوبی رفتار کنند.
اگر مسلمانان به درستی رفتار میکردند، نیازی به آنها نبود.
این قوانین برای برخی افراد باری سنگین بر نفسشان است.
آنها نباید بار باشند.
نفس شما سزاوار بدتر از این است.
شکر گزار باشید که این افراد کمک میکنند و راهنمایی میکنند، به جای اینکه کتک بزنند.
بنابراین انسان نباید به دنبال خطای کسی باشد.
خطاها به خودمان برمیگردد.
بنابراین نباید ناسپرسی کرد.
الله، قادر و برتر، آنها را در آنجا قرار داده است - آنها به شما خدمت میکنند.
اگر شما به درستی رفتار میکردید، خودخواه نمیبودید و فکر میکردید: «برادر مسلمان من هم باید به همان اندازه بهره ببرد که من میبرم»، آنگاه این اقدامات اصلا لازم نبود.
اما این اقدامات لازم است، زیرا اگر هرکس فقط به خود فکر کند، همه چیز به هرج و مرج تبدیل میشود.
به همین دلیل الله برای تو برخی چیزها را به خدمت درآورده است، آنها را برایت خدمتگزار کردهاند، تا تو بتوانی نفس خود را تربیت کنی.
این خدمات همچنین نسبت به نیازهای مردم به انضباط تنظیم میشود.
آن برکتیافتههایی که بالا در آسمان طواف میکنند، نیازی به پلیس یا نظامیگر ندارد.
اما زمینیها به همه آنها نیاز دارند.
مبادا الله کمک کند.
مبادا الله آن را بهبود بخشد.
زیرا که باید دستاوردهای کسبشده در آنجا، حداقل بخشی از آن، بدون ضرر به خانه آورده شود.
آنجا دستاوردهای بسیار بزرگی وجود دارد.
هر عبادتی که در آنجا انجام شود صد هزار مرتبه پاداش داده میشود.
اما گناهان انجامشده در آنجا هم به همان اندازه وزن دارند.
این بدان معناست که انسانی که حتی با نیمی یا بخشی کوچک از دستاوردهایش بازمیگردد، با سودی بسیار بزرگ بازگشته است.
مبادا الله این فواید را از دستان ما نگیرد، انشاءالله.
مبادا الله ما را حکمت و زیبایی عطا کند، انشاءالله.
2025-06-10 - Dergah, Akbaba, İstanbul
الحمدلله.
وَلِلّٰهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الۡبَيۡتِ مَنِ اسۡتَطَاعَ اِلَيۡهِ سَبِيۡلًا (۳:۹۷)
الله، قادر مطلق و والاست، حج را بر کسانی که توانایی دارند، واجب کرده است.
کسی که الله به او این امکان را بدهد، راهی میشود.
حتی اگر بر سر راه کسانی که بخواهند بروند، موانعی قرار داده شود - کسی که برای او مقدر است، میرود، الحمدلله.
برای این باید به الله شکر گفت، شکر بیپایان به او تعلق میگیرد.
الحمدلله امسال هم به ما این توفیق داده شد.
ما رفتیم و در غروب بازگشتیم.
مبادا الله آن را بپذیرد.
مبادا الله از همه شما خشنود باشد.
مبادا الله آن را به کسانی که نتوانستند بروند نیز عطا کند، ان شاء الله.
بسیاری راهی شدند.
نیت آنها تبعیت از فرمان الله بود.
ان شاء الله حج آنها نیز پذیرفته شده است.
زیرا بر سر راهشان مانعی قرار داده شد و نتوانستند حج خود را به پایان برسانند.
پاداش آنها نیز عظیم است.
آنها راهی را رفتند که پیامبر ما (صل الله علیه و سلم) پیش از آن رفته بود.
پیامبر ما (صل الله علیه و سلم) نیز نیت حج کرده بود، اما وقتی نتوانست وارد مکه شود، بازگشت.
بعداً الله آن را به او عطا کرد.
حج پیامبر ما (صل الله علیه و سلم) حج اکبر بود.
چون روز عرفات به جمعه افتاد، این حج «حج بزرگ»، حج اکبر بود.
بنابراین، الله قطعاً به کسانی که نتوانستند بروند، مطابق نیتهایشان پاداش داده است.
اینکه ما دوباره رفتیم، نیز حکمی از سوی الله، قادر مطلق و والاست.
ابتدا هیچ نیتی نداشتیم، اما با اینکه نیت نداشتیم، بعداً به ما عطا شد و رفتیم.
الحمدلله اکنون این حج ما به عنوان حج مستحب شناخته میشود.
اگر مقدر شود، میروید.
اگر مقدر نشود، هرچقدر هم تلاش کنید و سعی کنید - اتفاق نمیافتد.
یک سال قبل از حج اولمان خیلی تلاش کرده بودیم و گفته بودیم: «بگذارید به حج برویم.»
در آن سال نشد، در سال بعدی شد.
ان شاء الله، عطا خواهد شد.
برای کسانی که این نیت را دارند، مبادا الله آن را مقدر کند و آنها را به انجام برساند، ان شاء الله.
امسال بسیاری رفتند و بازگردانده شدند، بدون اینکه بتوانند حج خود را انجام دهند.
بیشتر افراد بازگردانده شدند تا اینکه به عنوان زائر به مقصد برسند.
برای آنها نیز الله مهربان است.
مهربانی الله بیحد و حصر است.
ان شاء الله، حج آنها نیز پذیرفته شده است.
مبادا الله نیکوییهای خود را پایدار نگه دارد.
شکر به او.
باید به خاطر آن شکرگزار بود.
این لطف بزرگی است، یک بخشش بزرگ.
رسیدن به آن مکانها و زیارت خانه الله و همچنین پیامبر و بازگشت، یکی از بزرگترین نعمات است، یکی از بزرگترین بخششها در این دنیا.
باید ارزش آنها را شناخت.
رفتن به آنجا و بازگشت بدون شناخت ارزش آنها، درست نیست.
مبادا الله ما را از کسانی کند که ارزش آنها را میدانند.
شکر به او، زیرا با شکرگزار بودن، نعمات نیز افزوده میشوند.
2025-05-31 - Dergah, Akbaba, İstanbul
و برای خدا بر مردم است که حج خانه را به جا آورند هر کس که بتواند به سوی آن راهی بیابد... (3:97)
الله، خدای توانا و متعالی، حج را به عنوان یکی از ارکان اسلام تعیین کرده است.
حج بر کسی واجب است که قادر به سفر کردن به آنجا باشد.
الله متعال باشد.
در این آیه الله، خدای توانا و متعالی سخن میگوید:
و در میان مردم برای حج ندا کن تا پیاده و بر هر شتر لاغری که از هر راه دوری میآیند به سوی تو آیند. (22:27)
هنگامی که پیامبر ابراهیم (علیهالسلام) به فرمان الله کعبه را در مکه بنا کرد.
سپس الله، خدای توانا و متعالی گفت: "به نماز فراخوانی کن."
پیامبر ابراهیم (علیهالسلام) از کعبه به نماز فراخوانی کرد.
این دعوت به منظور آوردن مردم به سوی کعبه بود.
در آنجا طبیعتاً هیچکس نبود.
تنها پیامبر ابراهیم (علیهالسلام) و پسرش پیامبر اسماعیل (علیهالسلام) بودند.
هنگامی که پیامبر ابراهیم (علیهالسلام) کسی را ندید، پرسید: "حکمت پشت آن چیست؟"
به او وحی شد: هرکس این دعوت را تا روز قیامت بشنود، خوشبختی خواهد داشت که به حج برود.
بعضی از مردم که برایشان مقدر نیست، گاهی نمیتوانند بروند.
اما برای کسی که مقدر است، الله راه را باز میکند و او میرود.
در زمانی که هرگز انتظارش را نداشت.
الله متعال باشد، همچنین ما امسال اصلاً این نیت را نداشتیم.
الله از برادران ما راضی باشد - وقتی که پیشنهاد کردند، ما این پیشنهاد را رد نکردیم.
این یک افتخار است که از طرف الله، خدای توانا و متعالی است. اگر الله امروز امکان دهد، این سفر را آغاز میکنیم، الله آن را کامل کند.
این یک سفر شگفتانگیز، زیباترین سفر است.
سفر حج، سفر زیارتی و حج را به انجام آوردن و ان شاء الله بازگشت امن به وطن.
الله ممکن است به مردم آنجا کمک کند - بسیاری از مردم به راه حج میروند.
ان شاء الله راه برای آنها باز میشود.
آنها حجشان را کامل کرده و باز میگردند.
این نیز برایشان مقدر بوده است.
آنها کسانی هستند که ندای پیامبر ابراهیم را شنیدهاند.
آنها وظایفشان را انجام داده و عبادات بزرگی را به جا آورده و با پاداشها باز میگردند، بدون اینکه چیزی از دست بدهند.
زیرا در آنجا پاداش زیادی کسب میشود.
متأسفانه حاجی به دلیل خطاهایش اکثر این پاداشها را همانجا از دست میدهد و معمولاً باز میگردد.
هرچند حج خود را انجام داده باشد، اما پاداشها را همانجا به جا گذاشته است.
به همین دلیل باید محتاط بود.
آن مکان مقدس است، مقدسترین مکان در جهان.
نباید نفس خود را حتی در آنجا بر شما چیره کند.
باید در همه چیز صبور باشید، صبر کنید و ان شاء الله با این پاداشها - از چنین پاداشهایی که در ۱۰ روز، ۲۰ روز، یک ماه، بعضاً در ۴۰ روز، بیشتر از همه پاداشهایی که در طول عمرتان دریافت کردهاید، کسب خواهید کرد.
خداوند یاری کند.
الله متعال باشد برای این برکتهایی که اعطا میکند.
الله ممکن است برای آنانی که نمیتوانند بروند نیز آن را مقدر کند.
2025-05-30 - Dergah, Akbaba, İstanbul
وَأَنفِقُواْ مِن مَّا رَزَقۡنَٰكُم (63:10)
چنین میفرماید الله، توانای بلندمرتبه، در قرآن کریم.
«از آن نعمتها که به شما عطا کردهایم، بخشش کنید و نیکی کنید» - اینگونه الله، توانای بلندمرتبه، امر و توصیه میکند.
مؤمن تنها برای این دنیا کار نمیکند.
کار و تلاش او در این دنیا برای آخرت است.
نه فقط برای این دنیا.
در هر چه که میکند، باید نیتش به سوی کسب رضای الله باشد.
اگر بخواهد، میتواند مالک تمام دنیا شود - در این هیچ ایرادی نیست.
اما اگر تنها برای این دنیا کار کند، حتی یک پشیز برای او منفعت ندارد.
بنابراین این مسئله بسیار مهم است.
برای مؤمن، برای مسلمان، این یک مسئله اساسی است.
باید این را در نظر گرفت.
باید درباره آن فکر کرد.
آیا تنها به دنبال چیزهای این دنیا هستیم؟
کسی که آخرت خود را برای این دنیا قربانی کند، دیوانه است، میفرماید پیامبر ما - صلوات الله علیه.
او هیچ ارزشی ندارد، میفرماید.
نه تنها برای این دنیا، بلکه باید برای آخرت باشد.
نگران زن و فرزندان باش، نگران خانوادهات باش، به مسلمانان ببخش.
هر چقدر که میخواهی دارایی داشته باش - از آن نترس.
اما اگر آنچه که میکنی تنها برای این دنیا انجام شود، آنگاه باید بترسی.
اگر حتی یک پشیز کسب کرده و تنها به دنبال چیزهای دنیوی باشی، آنگاه بترس.
نیتت باید این گونه باشد: تلاش من، کوشش من، زحمتم تنها برای این دنیا نیست؛ من دنیا را برای آخرت استفاده خواهم کرد.
به خود بگو: «من آخرت خود را برای این دنیا نخواهم فروخت.»
آنگاه موفق خواهی بود.
این را مسلمانان اغلب در نظر نمیگیرند.
آنگاه بیشتر خوشحال میشوند، هر چه بیشتر از دنیا بدست آورند.
حتی اگر خوشحال شوند، حتی اگر راضی بهنظر آیند، در باطن آسایشی نمییابند.
پریشان خواهند شد.
زیرا بدون رضای الله نه رضایت وجود دارد و نه آرامش.
تنها اگر برای رضای الله باشد، این مسئله راهحل خود را مییابد.
انسان باید چنان کار کند که دنیا را برای آخرت به کار گیرد.
باید کار کند و کوشش کند.
یک مسلمان تنبل نیز انسان نمونهای نیست.
یک مسلمان کوشا انسان نمونهای است.
«مؤمن قویتر نزد الله از مؤمن ضعیفتر محبوبتر است»، میفرماید پیامبر ما - صلوات الله علیه.
یک مسلمان قویتر بهتر از یک مسلمان ضعیفتر است.
قدرت اغلب در توانایی او، در طلا و نقره او، در دارایی او دیده میشود.
این مسلمان قویتر است.
اگر به نیکی خدمت کند و برای رضای الله باشد، آنگاه برکت خواهد داشت.
انشاءالله همه ما را این آگاهی عنایت کند.
تشخیص این تمایز مهم است.
کسی که بتواند تمایز قائل شود، خوبی را مییابد.
خوبی رضای الله است.
انشاءالله این خوبی را به طور پیوسته برای ما فراهم آورد.
ما را به دنبال هوای نفسانیمان رهسپار نکند.
2025-05-29 - Dergah, Akbaba, İstanbul
پیامبر ما (صلوات الله علیه) بسیاری از معجزات را انجام داده و همچنان انجام میدهد.
کسی که ایمان دارد، پیروز خواهد شد.
معجزات او برای همیشه باقی میمانند.
این بدان معنی است که معجزات او در این جهان تا روز قیامت ادامه خواهند داشت.
یکی از آنها فتح قسطنطنیه است.
هنگامی که پیامبر ما گفت "قسطنطنیه فتح خواهد شد", آن زمان به عنوان قدرتمندترین امپراتوری جهان شناخته میشد.
هیچ کس جرات نزدیک شدن به آن را نداشت.
مردم میپرسیدند: "چگونه این ممکن است؟" آنها با تمام قدرت برای فتح قسطنطنیه جنگیدند.
در نهایت برای سلطان محمد خان مقرر شد که این فتح را انجام دهد.
او قسطنطنیه را فتح کرد.
او تمجید پیامبر ما (صلوات الله علیه) را دریافت کرد.
سربازان او نیز به عنوان مبارزان اسلامی این تمجید را دریافت کردند.
بعد از آن، راه را بر کافران بستند و مانع شدند که دشمنان بتوانند به کشورهای و مناطق اسلامی نفوذ کنند.
چنین معجزاتی بسیار هستند.
پیامبر ما (صلوات الله علیه) همچنین رویدادهایی را که باید اتفاق میافتاد اعلام کرد.
بسیاری از آنچه که باید قبل از روز قیامت اتفاق میافتاد، اکنون رخ داده و آشکار شده است.
بخشی از آن همچنان باقی مانده است.
اینها نشانههای بزرگ هستند.
وقتی اینها هم ظاهر شوند، روز قیامت نزدیک خواهد بود.
چیزی به عنوان دوام ابدی این جهان وجود ندارد.
در این دنیای مادی، ابدیت وجود ندارد.
ابدیت تنها در آخرت وجود دارد.
کسی که به آخرت دست مییابد، واقعا برنده است.
به همین دلیل هر مسلمانی از زمان پیامبر ما (صلوات الله علیه) میخواسته است که این شرف را به دست آورد تا در این سخن زیبا و این بشارت شادیآور پیامبر ما شریک باشد.
هر مسلمانی به سوی این شرف تلاش میکرد.
برای این موضوع بسیاری جان خود را به عنوان شهید دادند، بسیاری به عنوان کهنهسرباز شناخته شدند.
آنان نیز بر اساس نیت خود این شرف را به دست آوردند؛ الله تعالی آن را به آنان عطا نمود. حکمت الله تعالی بیپایان است.
به همین دلیل همراهان مبارک به این شهر آمدند و در اینجا آخرین آرامگاه خود را یافتند.
آنها به مقبرههای مبارک تبدیل شدند.
شکر الله، تا بر مسلمانان برکت و چراغ باشند.
این نیز تقدیر آنها بود.
شکر الله، این مکانها که آنها در آن آرام گرفتهاند و مناطق اطراف به سنگرهای اسلام تبدیل شدند.
این شهر مبارک با اجازه الله سر اسلام است.
این مرکز خلافت است.
به همین دلیل، کفری که قدرتمند هم باشد، نمیتواند پیروز باشد.
با اجازه الله، کسانی که با الله هستند، کسانی که با الله تعالی هستند، پیروز خواهند شد،
کسانی که در مسیر پیامبر ما پیش میروند.
همیشه آنها پیروزند.
همواره پیروز، همیشه برنده کسانی هستند که با الله هستند.
اما کسانی که با شیطان هستند، همیشه در ضررند.
الله ما را حفظ کند.
الله آن را برکت دهد.
همچنین این روزهای ما روزهای مبارک هستند.
2025-05-28 - Dergah, Akbaba, İstanbul
هرچقدر هم که ما از الله متعال سپاسگزار باشیم - هرگز کافی نیست.
زیرا هرچه بیشتر شکر کنیم، الله متعال برکات خود را بیشتر میکند.
بنابراین نه تنها شکر میکنی، بلکه سود مادی نیز میبری.
الله متعال سخاوتمندان را دوست دارد.
سخاوتمندترین تمام سخاوتمندان الله متعال است.
او مانند مخلوقات نگرانی ندارد که چیزی 'به پایان میرسد' یا 'کافی نیست'.
در نزد الله همه چیز بیپایان است.
قلمرو او بینهایت بزرگ است.
عقل و خیال انسانی نمیتواند او را درک کند.
آنها تحقیق میکنند و به آن مشغولند: 'اینقدر بزرگ است، اینچنین است'.
اما آنچه آنها به آن مشغولند، حتی به یک نقطه شباهت ندارد.
اگر مانند یک نقطه بود، آن وقت حد و مرزی داشت.
پیامبر ما - صلح بر او - میگوید: 'درباره ذات الله نیندیشید'.
'درباره قلمرو او بیندیشید'.
درباره عظمت آفرینش او بیندیشید - چقدر کم عقل انسانی میتواند از آن درک کند!
چه از نظر مادی و چه معنوی، عظمت آفرینش او بسیار بیشتر از آن است که عقل انسانی تواند آن را درک کند.
مردم خود را مهم میپندارند و نسبت به الله متعال بیاحترامی و بیادبی میکنند.
آنها چیزهای غیرممکن را ادعا میکنند.
'نه، اینطور است! نه، اینطور است!'، اصرار میکنند.
هی، تو کی هستی؟
به حال خود برس تا الله تو را یاری دهد.
باشد که الله متعال یاری کند.
شکرگزار حالت باش تا همه چیز افزایش یابد و برکت بیشتری یابد.
پیامبر ما - صلح بر او - میگوید: 'با شکرگزاری، برکات باقی میمانند و افزایش مییابند.'
به همین دلیل این مردم به شیطان فرو افتادهاند و راه او را پیمودهاند.
آنها زیاد صحبت میکنند.
آنها خود را باهوش میپندارند.
الله حفظ کند! از آدم - صلح بر او - تا امروز، میلیاردها، در واقع ترلیونها انسان مانند تو آمده و رفتهاند.
بسیاری مانند تو فکر کردهاند - اما چه بر سر همه آنها آمده است؟
آنها به خاک تبدیل شده و از بین رفتهاند.
در آخرت کسی پیروز است که با الله متعال باشد و شکرگزار باشد.
بنابراین الحمدلله، برای نعمت ایمان شکر میکنیم، تا پایدار بماند و افزایش یابد - انشاالله.
باشد که الله به مردم راهنمایی و عقل دهد.
به این معناست که وقتی اکثریت چیزی را ادعا میکنند، به معنی درست بودن آن نیست.
درست همان است که الله متعال و پیامبر ما - صلح بر او - گفتهاند.
بعد از قرائت قرآن کریم، ما هر بار میگوییم: 'صدقالله العظیم'.
کسی که حقیقت را میگوید الله است.
هر چیز دیگری به جز او نادرست و دارای خطا است.
چقدر مردم خود را بر حق بدانند - همه اشتباه میکنند.
باشد که الله از راه نادرست حفظ کند.
2025-05-27 - Dergah, Akbaba, İstanbul
سوگند به سپیدهدم (۸۹:۱)
و به ده شب (۸۹:۲)
الله، خدای بلندمرتبه و توانمند، به این روزهای مبارک سوگند میخورد.
احتمالاً این روزها از امروز یا فردا شب با نماز مغرب آغاز میشوند.
حتی اگر تقویم این شب را نشان دهد، باید همچنان به ماه نگاه کرد تا هلال ماه را دید.
اینجا صحبت از این ده شب است.
این ده شب از مهمترین شبها هستند.
پیامبر ما، صلح و درود بر او، اعلام کردهاست که روزه گرفتن در این روزها بسیار فضیلت دارد.
این کار از روزه عادی دارای فضیلت بیشتری است.
بدهیعی است که روزه واجب، روزه ماه رمضان است.
همه چیزی خارج از رمضان سنت است - روزه مستحب.
هر کس بخواهد روزه میگیرد، هر کس نخواهد، نه؛ اما روزه در این روزهای با فضیلت برای کسی که توانایی آن را دارد، بسیار بهره و برکت میآورد.
الله کسانی که نمیتوانند را بیامرزد.
در هر حال خوب است که هشت تا نه روز نخست یا لااقل روز نهم، روز عرفه، را روزه گذراند - نباید آن را از دست داد.
البته کارهای نیکویی که در این روزها انجام میشود نیز ارزشمندتر هستند.
اگر در این روزهای مبارک، عرفه به روز جمعه بیفتد، اولین روز عید قربان شنبه خواهد بود و امسال حج کبیر برگزار خواهد شد.
نمیدانم امسال چگونه خواهد بود.
حجاج اکنون براساس تقویم آنجا حرکت میکنند.
این وضعیت آنهاست - انشاءالله عبادتهایشان پذیرفته خواهند شد.
گفته میشود که حج کبیر اجر هفتاد حج را دارد.
ولی امروزه، بهویژه در این زمان، میگویند: اگر کسی تنها یک بار هم بتواند حج انجام دهد، باید آن را همچون گنج نگه دارد.
واقعاً اینطور است، زیرا انجام حج بسیار سخت شدهاست.
اگر الله برای کسی زندگی بدهد، او میتواند به حج برود.
در غیر این صورت، ممکن است پیش از اینکه نوبت به قرعه به او برسد، به آخرت رفته باشد.
اما اگر نیت باشد، الله همانطور که نیت کرده پذیرفته خواهد کرد.
زیرا همانطور که ما میگوییم - این مسئله کوچکی نیست.
با هر روز دشوارتر میشود.
البته این هم یک حکمت از جانب الله، بلندمرتبه و توانمند است.
قبلاً آنها شش ماه سفر میکردند؛ بعضیها از فاصلههای بسیار دور میآمدند و یک سال کامل طول میکشید.
سفر حج شش ماه، یک سال یا دستکم چهل روز - تقریباً دو ماه طول میکشید.
راه دشوار بود، اما وقتی به آنجا میرسیدند، میتوانستند استراحت کنند - اکنون برعکس است.
این نشان میدهد که حج یک عبادت سخت است.
این یک عبادت آسان نیست.
مهم نیست چقدر لوکس سفر میکنی - دشواری همچنان وجود خواهد داشت.
این دشواری نیز برای مؤمن مفید است؛ برای او اجر و پاداش میآورد.
ارزش تحمل سختیها را دارد.
از این رو، نباید این موقعیت را عجیب بدانیم.
کسی که به حج میرود، باید صبور باشد.
چه خوشبخت است کسی که خود را کنترل کند، به کسی آسیب نرساند و حج خود را کامل کند و بازگردد!
این چیزی بسیار زیباست.
زیرا الله، بلندمرتبه و توانمند، میگوید: "در حج نزاع و دعوا نکنید."
توصیههای زیادی در این باره وجود دارد.
بهویژه حجاج ناپخته ما - بهویژه ترکها - به آنجا میروند و درباره سیاست و این و آن صحبت میکنند.
ای انسان، تو با زحمت به آنجا رسیدهای.
سیاسیون تو را مشغول نکنند.
این سیاست و مسائل سیاسی را فراموش کن.
به خدا دعا کن، برای این سه، چهار روز جهان را ترک کن.
نگاه نکن کی چه کار کرده یا نگفته.
جهان همینطور ادامه دارد.
جهان هرگز بهشت نبودهاست.
بهشت برای کسانی است که در راه الله گام برمیدارند - این بهشت متعلق به آنهاست.
برای آنها هم در این دنیا و هم در آخرت بهشت وجود دارد.
در غیر این صورت، درگیر شدن در امور دنیوی و گفتن در حال حج "این حزب، این مرد چنین و چنان کرده"... بگذار آن بماند.
این کار تو نیست.
در حج باید خودت محکم بایستی.
بر روی خودت تمرکز کن، جهان را فراموش کن.
به روحانیت آنجا توجه کن.
نمازت را بخوان.
بازارها لازم نیستند - بازارها به هر حال همهجا مشابه هستند.
لازم نیست در اینجا و آنجا پرسه بزنی.
عبادتهایت را تا جایی که میتوانی، در مسجدالحرام اطراف کعبه یا در مسجد نبوی - در مسجد پیامبر ما، صلح و درود بر او بخوان.
نیازی نیست در هتل بنشینی و بگویی: "نه، ما برای این هتل زیاد پول دادهایم، هتل ما درست روبروی کعبه است، نماز را از اتاق با امام میخوانیم."
اگر این کار را انجام میدهی، الله ansaccept آن را بپذیرد.
اما بهتر است به آنجا بروی و در کنار کعبه - اگرچه اکنون اجازه نمیدهند نزدیک به کعبه بیایی - در همان سطح، بالا یا پایین جایی بایستی و نماز و عبادتت را انجام دهی.
إنشاءالله، الله این را بپذیرد.
الله هر که میخواهد برود، این نعمت را عطا کند.
الله به کسانی که نیت دارند، بر حسب نیتشان پاداش دهد - إنشاءالله.
2025-05-26 - Dergah, Akbaba, İstanbul
چه سخنان شگفتانگیزی دارد مولانا رومی، ماشاالله!
الله، قادر مطلق و برتر، تمام نیازهای انسانی ممکن را در قلب مولانا گذاشته است تا او آنها را به کلام بیاورد.
ماشاءالله، در هر خط، در هر کلمه، حکمتهای بزرگی نهفته است.
او میگوید: 'ناممکن رخ خواهد داد.'
او میگوید: 'زمانی که فکر میکنی هرگز نگذرد، خواهد گذشت.'
چه سخنان زیبایی.
مردم فکر میکنند همه چیز برای همیشه به همین صورت ادامه خواهد یافت.
در حالیکه هیچکس نمیداند در دقیقه بعد، در ثانیه بعد چه رخ خواهد داد.
این جهان کاملاً بر روی احتمالات استوار است.
بر اساس احتمالات استوار است؛ نمیتوانی بگویی 'هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.'
همه چیز ممکن است.
هیچ چیز قطعی نیست.
همه چیز میتواند تغییر کند.
تنها چیزی که در این جهان تغییر نمیکند، الله، قادر مطلق و برتر است.
هیچچیز نمیتواند او را تحت تأثیر قرار دهد.
به جز او، همه چیز تغییر میکند، همه چیز حالت دیگری به خود میگیرد.
مردم فکر میکنند میتوانند با تجربیات و اعمال خودشان امن باشند تا هیچ اتفاقی برایشان نیفتد.
این احمقانه است، این نادانی است.
برای اینکه واقعاً امن باشید، به الله، قادر مطلق و برتر تکیه کنید.
اگر آنچه را که الله امر کرده انجام دهید، واقعاً در امان هستید.
اجازه نده عشق به پیامبر ما، صلح و برکات بر او باد، هرگز از قلبت کنار رود.
اگر به او احترام بگذاری، در امان خواهی بود.
در مورد همه نمازها شعری میگوید: 'نماز یا قبول میشود یا نمیشود - در بین آن دو است.'
نماز میخوانی؛ یا قبول میشود یا نمیشود.
اما در مورد پیامبر ما این طور نیست.
همه عبادات اینچنین است: 'بین الاخذ و الرد.'
یا پذیرفته میشوند یا رد میشوند.
اما گفتن صلوات برای پیامبر ما استثنا است؛ الله، قادر مطلق و برتر، آن را با یقین میپذیرد.
به هر صورتی که آن را بیان کنی، او آن را به هر حال میپذیرد.
به همین دلیل این تنها چیزی است که قطعی است.
البته شیطان هم میخواهد از این جلوگیری کند.
او مردم را از این راه منحرف میکند با گفتن به کسانی که به نظر مسلمان میآیند: 'شرک کردهای، بدعت گذاری میکنی.'
به همین دلیل میگوییم: هیچ چیز قطعی نیست.
تنها قطعیت، عشق و محبت به پیامبر ما، صلح و برکات بر او باد، است.
الله، قادر مطلق و برتر، احترام برای او را هرگز رد نمیکند.
هر چیز دیگر ممکن است رد شود - این ممکن است.
اما چیزی که هرگز رد نمیشود، احترام و صلوات است که برای پیامبر ما، صلح و برکات بر او باد، تقدیم میشود.
به همین دلیل با اجازه الله، قطعیت ما احترام گذاشتن همیشگی به پیامبر ما، صلح و برکات بر او باد، است.
خداوند عشق را افزایش دهد.
باشد که آن را نیز به مردم آگاه کند.
زیرا احمقهای زیادی ظهور کردهاند؛ بدون تفاوتی بین جوان و پیر، آنها با عقاید عجیب و غریب قدم میزنند و میگویند: 'این را قبول میکنیم، آن را قبول نمیکنیم.'
این فتنه شیطان است.
باشد که الله از آن محافظت کند.
2025-05-25 - Dergah, Akbaba, İstanbul
الله، والستوده و توانمند، میفرماید:
إِنَّمَآ أَمۡوَٰلُكُمۡ وَأَوۡلَٰدُكُمۡ فِتۡنَةٞۚ
(64:15)
الله، والستوده و توانمند، میگوید: «داراییها و فرزندانتان واقعاً برای شما آزمونی هستند.»
آنها به ما سپرده شدهاند.
ما باید تلاش کنیم که آنها در راه الله قدم بردارند.
آنها را در راه الله تربیت کنید.
تلاش کنید که آنها به بندگان الله که او دوست دارد، تبدیل شوند.
برای اینکه فرزندان و خانوادههای شما در راه الله قدم بردارند، به فداکاری نیاز است.
باید نفس خود را غلبه کرد و آنچه الله از ما میخواهد را انجام داد.
باید آنچه الله را خوشحال میکند انجام داد.
مردمانی که الله بیشتر دوست دارد کسانی هستند که جوان هستند و در راه او قدم برمیدارند.
الله، والستوده و توانمند، آنها را دوست دارد.
وقتی او آنها را دوست دارد، این افتخار نیز به خانوادهها و کسانی که آنها را تربیت کردهاند میرسد.
و این افتخار برای همیشه است.
کارهای خوب، بعد از آنها به کتابهایشان نوشته شده و به آنها بهرهمند میشود.
وقتی انسانی میمیرد، کتاب اعمالش بسته میشود.
فقط سه چیز ممکن است به انسان بعد از مرگش پاداش بیاورد.
اولین مورد تربیت فرزندان صالح است – او همچنین برای کارهای خوب آنها پاداش دریافت میکند.
دومین مورد آموزش دانش است – تا زمانی که این دانش ادامه دارد، معلم نیز از آن پاداش میگیرد.
و سومین مورد صدقات جاریه هستند – کارهای خیریه مثل مساجد یا چاهها، که بهرهشان ادامه دارد.
مهمترین چیز، تربیت فرزندان صالح است – این هم در این دنیا و هم در آخرت فایده دارد.
فرزندان صالح مفید هستند، تا زمانی که در این دنیا زندگی کنند و بهرهمندی آنها ادامه دارد، حتی بعد از مرگشان.
به این باید توجه کرد، زیرا که ما در زمانهای آخر زندگی میکنیم و شیطان و یارانش قدرت یافتهاند.
آنها دست نمیکشند.
کودک به هر حال نفس و تمایلات خود را دارد – شیطان و یارانش به آن کمک میکنند که اینها را عملی کنند.
آنها به او کمک میکنند که از راه الله دور شود.
وقتی کودک را به خود رها کنید، بعداً شکایت میکنید: «پسرم اینطور شد، دخترم اینطور شد.»
اما اگر فشار زیادی وارد کنید، متفاوت میشود – قویتر باز میگردد.
خَیرُ الأُمُورِ أَوْسَطُهَا.
پیامبر ما، سلام و برکت بر او، چنین گفته است.
باید راه میانه را انتخاب کرد.
فشار زیاد کارساز نیست.
باید با مهربانی و خردورزی پیش رفت.
آزادی زیاد نیز نمیشود – در آن صورت کودک به نفس خود تسلیم میشود.
باید آن را از نفس خود رها کنید.
همه چیز به صورت مناسب و آبرومندانه، همانطور که اسلام آموزش میدهد، همانطور که پیامبر ما به ما نشان داده است – به شکلی تربیت کنید که متعادل شود و خود را بشناسد.
کسی که خود را بشناسد، الله، والستوده و توانمند، را می شناسد.
محیالدین ابن عربی، خدا رحمتش کند، میگوید: «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ.»
کسی که خود را بشناسد، الله، والستوده و توانمند، را میشناسد.
کسی که خود را نمیشناسد، هیچ چیز نمیداند.
تمامی مدارک و مدارک تحصیلی در آن زمان بیفایده هستند – آنها بیارزشاند.
وقتی کسی افتخار میکند: «من اینقدر تحصیل کردهام، اینقدر عمیق تحصیل کردهام» – پس از آنکه الله را نشناخته، چیزی نفهمیده و زندگیاش به هیچ رسیده است.
امیدواریم که الله ما را از این حفظ کند.
امیدواریم که الله فرزندان ما، نسلهای آینده و همه ما را از شر نفس و شیطان محافظت کند.