السلام عليكم ورحمة الله وبركاته أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. والصلاة والسلام على رسولنا محمد سيد الأولين والآخرين. مدد يا رسول الله، مدد يا سادتي أصحاب رسول الله، مدد يا مشايخنا، دستور مولانا الشيخ عبد الله الفايز الداغستاني، الشيخ محمد ناظم الحقاني. مدد. طريقتنا الصحبة والخير في الجمعية.

Mawlana Sheikh Mehmed Adil. Translations.

Translations

2025-10-02 - Dergah, Akbaba, İstanbul

«الله هیچ‌کس را جز به اندازه توانایی‌اش تکلیف نمی‌کند.» (بقره: ۲۸۶) الله، قادر متعال، هیچ تکلیفی را که فراتر از توان انسان باشد، بر دوش او نمی‌گذارد. او به هیچ امر غیرممکنی فرمان نمی‌دهد. این بدان معناست که دستورات الله، قادر متعال، ساده و برای همگان قابل اجرا هستند. با این حال، انسان برای نفس خود هزاران بار بیشتر از آنچه الله، قادر متعال، از او می‌خواهد، تلاش می‌کند. اما وقتی نوبت به انجام دستورات او برای رضای الله می‌رسد، سست و تنبل می‌شود. بیشتر مردم در این حالت اصلاً آن را انجام نمی‌دهند. در حالی که خودِ الله، قادر متعال، هیچ سودی از آن نمی‌برد. او این را برای خیر و صلاح خودت امر کرده است. اما تو آن را کنار می‌گذاری، به دنبال وسوسه‌های شیطان و نفس خود می‌روی، خود را به زحمت می‌اندازی و خود را به نابودی می‌کشانی. انسان چنین است. خوبی برایش سخت و بدی آسان به نظر می‌رسد. اما از بدی هرگز چیز خوبی برای انسان حاصل نمی‌شود. هر کس از نفس خود و شیطان پیروی کند، همیشه زیان می‌بیند. الله، قادر متعال، این دستورات را نازل کرده است تا انسان خود را از این زیان رها سازد و از طریق توبه و استغفار به راه او بازگردد. او این دستورات را برای صلاح بنده‌اش، یعنی انسان، و کل بشریت قرار داده است. کسی که آنها را رعایت نمی‌کند، می‌گوید: «برایم خیلی سخت است، نمی‌توانم برای نماز صبح بیدار شوم.» در حالی که فقط کافی است به محض اینکه بیدار شدی، نماز بخوانی. اما حتی این کار هم برایش خیلی سخت است و آن را انجام نمی‌دهد. او می‌گوید: «نمی‌توانم نماز را به موقع بخوانم، اما بعداً قضایش را به جا می‌آورم.» اما آن کار را هم نمی‌کند. و با این حال، این گستاخی را دارد که از الله، قادر متعال، همه چیز بخواهد: «این را به من بده، آن را به من بده.» «من نماز نمی‌خوانم، اما تسبیحات می‌گویم.» تسبیحات گفتن خوب و زیباست، اما برای تو واجب نیست. حال آنکه واجب تو نماز است. تو می‌توانی ۲۴ ساعت شبانه‌روز، تمام عمرت، تسبیحات بگویی – اما هرگز با ارزش یک نماز واجب برابری نخواهد کرد. به همین دلیل، دستوراتی که الله، قادر متعال، بر ما واجب کرده است، ساده هستند و ما می‌توانیم آنها را به جا آوریم. از نفس خود پیروی نکن، سست و تنبل نباش. هرگز تسلیم نفس خود نشو. حتی کوچکترین تسلیم شدن باعث می‌شود که یک وقت نماز را از دست بدهی، و آن وقت را هرگز نمی‌توانی بازگردانی. وقتی می‌گویی: «بعداً انجامش می‌دهم»، همیشه به یک «بعداً» دیگر موکول می‌شود. و در حالی که تو پیوسته کار را به تعویق می‌اندازی، ناگهان زندگی به پایان می‌رسد. باشد که الله به انسان بصیرت عطا فرماید. باشد که الله، قادر متعال، به ما قدرت دهد تا از تمام دستوراتش پیروی کنیم، ان‌شاءالله.

2025-10-01 - Dergah, Akbaba, İstanbul

وَجَعَلۡنَا نَوۡمَكُمۡ سُبَاتٗا (۷۸:۹) الله در قرآن کریم می‌فرماید: «و خواب شما را [مایهٔ] آرامشتان قرار دادیم.» اینکه انسان در خواب رؤیا ببیند، امری کاملاً طبیعی است. بیشتر مردم رؤیاهای خود را به یاد نمی‌آورند. اما برخی از مردم آنها را به یاد می‌آورند. آنها شکایت می‌کنند که: «ما خواب‌های وحشتناکی می‌بینیم.» آنها گله می‌کنند: «ما جن می‌بینیم، این و آن را می‌بینیم» و می‌پرسند: «چه باید بکنیم؟» رؤیا به خودی خود اثری ندارد. بنابراین، یک رؤیای ترسناک نیز تا زمانی که برای کسی تعریف نشود، اثری ندارد. اما اگر آن را برای کسی تعریف کنی که از آن اطلاعی ندارد و آن شخص آن را بد تعبیر کند – الله ما را از آن حفظ کند – آنگاه آن رؤیا اغلب به شکل بدی به حقیقت می‌پیوندد. به همین دلیل، چه رؤیای شما خوب باشد و چه بد، آن را برای کسی که در این زمینه آگاهی ندارد، تعریف نکنید. اگر می‌خواهید آن را تعریف کنید، فقط برای شخصی تعریف کنید که بتواند رؤیا را به صورت مثبت و صحیح تعبیر کند تا به خیری منجر شود. در غیر این صورت، فقط برای خودتان غصه‌ی بیهوده درست می‌کنید. بنابراین، انسان نباید هر چیزی را برای هر کسی تعریف کند، به خصوص وقتی موضوع رؤیا باشد. پس اگر رؤیاهای وحشتناکی می‌بینید، اصلاً نیازی نیست بترسید. به اذن الله، تا زمانی که رؤیا تعبیر نشده یا برای کسی تعریف نشده باشد، اتفاقی نخواهد افتاد. یا اگر چنین رؤیایی دیدید، برخیزید و یک آیه یا سوره‌ای را تلاوت کنید، فاتحه را بخوانید. آنگاه به اذن الله، هیچ ضرری نخواهد رساند. زیرا بیشتر مردم آنچه را که در رؤیا می‌بینند، واقعی می‌پندارند. چیزهایی مانند جن یا ارواح که انسان می‌بیند، در حقیقت در رؤیا باقی می‌مانند؛ به اذن الله، آنها هیچ آسیبی نمی‌رسانند. الله رؤیاهای شما را به خیر و نیکی مبدل گرداند. رؤیاها همچنین یکی از اسراری هستند که الله از طریق آنها قدرت مطلق خود را به بندگانش نشان می‌دهد. انسان می‌تواند در خواب چیزهایی را ببیند که هرگز به ذهنش خطور نمی‌کرد، چیزهای کاملاً غیرمنتظره. انسان می‌تواند شگفت‌انگیزترین چیزها را ببیند. همه اینها نشانه‌ای است که الله با آن قدرت مطلق خود را به انسان نشان می‌دهد. گاهی انسان چنان رؤیاهای وحشتناکی می‌بیند که هنگام بیدار شدن خوشحال می‌شود و با خیال راحت می‌گوید: «خوشبختانه فقط یک رؤیا بود.» انسان باید الله را شکر کند که آن اتفاق در واقعیت رخ نداده و فقط یک رؤیا بوده است. این نیز یکی از حکمت‌های بزرگ الله است. حکمت‌های او بی‌نهایت است و عقل بشر قادر به درک آنها نیست. برخی ممکن است اکنون تحقیق کنند و بپرسند: «رؤیاها چگونه به وجود می‌آیند، چه اتفاقی می‌افتد؟» البته انواع مختلفی از رؤیاها وجود دارد. برخی از آنها از آنچه انسان در طول روز تجربه می‌کند، ناشی می‌شوند. سپس رؤیاهای شیطانی وجود دارند. و رؤیاهایی نیز هستند که از لطف الله نشأت می‌گیرند. به طور خلاصه، اینها انواع مختلف آن هستند. الله عاقبت همه امور را خیر گرداند. الله همه ما را از شر محفوظ بدارد.

2025-09-30 - Dergah, Akbaba, İstanbul

پیامبر صلی الله علیه و سلم می‌فرماید: إِذَا لَمْ تَسْتَحِ فَاصْنَعْ مَا شِئْتَ «اگر حیا نمی‌کنی، پس هر کاری می‌خواهی انجام بده.» وقتی انسان دیگر شرم و حیا نداشته باشد، قادر به انجام هر کاری است. حیا بخشی از ایمان است. حیا، ادب است. هر کاری مجاز نیست. هر چیزی اندازه و حد و مرز خود را دارد. اگر هر کس آنطور که می‌خواهد زندگی کند، همه چیز در هرج و مرج فرو می‌رود. بنابراین، طبیعتاً آزادی بی حد و مرز نمی‌تواند وجود داشته باشد. زیرا آزادی بی حد و مرز، ناگزیر آزادی دیگران را نقض می‌کند. و این نیز به هرج و مرج منجر می‌شود. بنابراین، بهترین چیز برای انسان، قوانین الله متعال و بلندمرتبه است. اما در قوانین ساخته دست بشر، بسیاری از چیزها از نفس خود و وسوسه‌های شیطان سرچشمه می‌گیرد. قوانینی وضع شده است که بی‌حیایی و بی‌ادبی را ترویج کرده و حتی از آن محافظت می‌کند. چنین چیزی در کشورهای غربی اجرا می‌شود. آنها طبق میل خودشان حلال و حرام می‌کنند. اغلب چیزی را که در واقع خوب است، حرام می‌کنند. وقتی کسی سعی می‌کند کار خوبی انجام دهد یا حقیقت را بگوید، به خاطر آن محکوم می‌شود. این نتیجه از بین رفتن حیا است. حیا، شرافت بشریت است. حیا چیزی است که انسان را از حیوان متمایز می‌کند. حتی در برخی حیوانات نیز می‌توان نوعی ادب را مشاهده کرد. برخی از آنها تقریباً انسانی رفتار می‌کنند. آنها نیز به برادر، مادر و پدر خود احترام می‌گذارند. به آنها آزاری نمی‌رسانند. انسان‌های امروزی از آنها بدتر شده‌اند. آنها هر نوع بی‌حیایی و بی‌اخلاقی را حلال کرده‌اند. و علاوه بر این، کسانی را که هنوز شرم و حیا دارند، تحقیر و آزار می‌دهند. حیا شرافت انسان است؛ این چیزی است که انسان را انسان می‌سازد. الله این ویژگی را هرگز از انسان نگیرد. اما وقتی انسانی به اسلام روی می‌آورد، الحمدلله به بالاترین درجات در این دنیا و آخرت می‌رسد، زیرا اسلام هر نوع زیبایی را در خود جمع کرده است. ایمان بالاترین مرتبه است. این والاترین ویژگی است. این بزرگترین نعمت الله متعال و بلندمرتبه است. هر کس این نعمت را داشته باشد، به تمام زیبایی‌ها دست یافته است. باشد که الله به همه آنها ایمان عطا کند و هدایتشان فرماید، ان‌شاءالله.

2025-09-30 - Bedevi Tekkesi, Beylerbeyi, İstanbul

پیامبر (صلی الله علیه و سلم) فرمودند: «در خانه‌هایتان زیاد نماز بخوانید تا خیر و برکت آن زیاد شود.» البته این به ویژه به نمازهای سنت اشاره دارد که در خانه خوانده می‌شود. اگرچه نمازهای فرض به جماعت در مسجد ثواب بیشتری دارد، اما خواندن نمازهای سنت و نافله در خانه، مایهٔ برکت است. به این وسیله، برکت در خانه زیاد می‌شود. «به هر کس از امت من که برمی‌خوری سلام کن تا پاداشت زیاد شود.» یعنی به یکدیگر سلام کنید تا پاداش بگیرید. هر چه بیشتر سلام کنید، پاداش خودتان نیز بیشتر می‌شود. پیامبر (صلی الله علیه و سلم) فرمودند: «با خواندن بخشی از نمازهایتان در خانه‌ها، به آن‌ها ارزش دهید.» یعنی خانه‌ای که در آن نماز خوانده نمی‌شود، ارزش واقعی ندارد. ارزش واقعی یک خانه با نماز ایجاد می‌شود. بنابراین نمازهای نافلهٔ خود را در خانه بخوانید. نمازهایی مانند تهجد، ضحی و اوابین وقتی در خانه خوانده شوند، بسیار پربرکت هستند و برای خانه برکت می‌آورند. به خانه‌هایتان ارزش دهید و آن‌ها را به قبرستان تبدیل نکنید. زیرا خانه‌ای که در آن نماز خوانده نمی‌شود، مانند قبرستانی است که در آن هم نماز خوانده نمی‌شود. مکانی بی‌روح و بی‌برکت است. پیامبر (صلی الله علیه و سلم) فرمودند: «نماز نافله‌ای که شخص در خانه می‌خواند، نوری است.» پیامبر (صلی الله علیه و سلم) فرمودند: «پس خانه‌هایتان را با آن روشن کنید.» یعنی نماز به خانه نور می‌آورد. پیامبر (صلی الله علیه و سلم) فرمودند: «نمازهای نافله‌تان را در خانه بخوانید تا نور خانه‌هایتان زیاد شود.» «فضیلت نماز نافله‌ای که در خانه خوانده می‌شود، بر نمازی که در برابر چشم دیگران خوانده می‌شود، مانند فضیلت نماز جماعت بر نماز فرادی است.» یعنی: ارزش نماز نافله در خانه به همان اندازه از نماز در انظار عمومی بیشتر است که ارزش نماز جماعت از نماز فرادی بیشتر است. پس همانطور که نماز فرض در مسجد فضیلت بیشتری دارد، نماز نافله در خانه نیز فضیلت ویژه‌ای دارد. پیامبر (صلی الله علیه و سلم) فرمودند: «ای مردم، نمازهایتان را در خانه‌هایتان بخوانید.» «همانا، بافضیلت‌ترین نماز پس از نمازهای فرض، نمازی است که شخص در خانه‌اش می‌خواند.» در اینجا نیز دوباره بر همین نکته تأکید می‌شود. پس، خواندن نماز نافله در خانه... زیرا نماز فرض در مسجد خود ۲۵ تا ۲۷ برابر پاداش دارد. اما خواندن نماز نافله در خانه، بسیار توصیه‌شده و پرثواب‌تر است. پیامبر (صلی الله علیه و سلم) فرمودند: «در خانه‌هایتان نماز نافله بخوانید و آنها را به قبرستان تبدیل نکنید.» در قبرستان نماز خوانده نمی‌شود. به همین دلیل، خانه‌ای که در آن نماز خوانده نمی‌شود، مانند قبرستان است. بی‌روح و بی‌برکت است. پیامبر (صلی الله علیه و سلم) فرمودند: «در خانه‌هایتان نماز بخوانید و نمازهای نافله را در آنجا ترک نکنید.» منظور از نمازهای نافله هر نوع عبادت اضافی است: نماز شب، نمازهای روز، نماز بعد از وضو – همه اینها نمازهای نافله هستند. پیامبر (صلی الله علیه و سلم) فرمودند: «در خانه‌هایتان نماز نافله بخوانید و آنها را به قبرستان تبدیل نکنید.» پس یک بار دیگر: اگر در خانه‌هایتان نماز خوانده نشود، مانند گورها هستند. «قبر مرا محل جشن و عید قرار ندهید.» قبر شریف پیامبر را با خشوع و احترام زیارت کنید. نباید مانند یک مکان جشن با سر و صدا و موسیقی باشد. در این مکان، احترام ویژه لازم است. باید آنجا را با فروتنی زیارت کرد. در مقابل آن می‌ایستید و دعاهایتان را می‌خوانید. هرکس می‌تواند، می‌ایستد؛ و هرکس نمی‌تواند، در حال عبور سلام و صلوات می‌فرستد. نباید آنجا طوری نشست که گویی یک مکان جشن یا بازار است. پیامبر (صلی الله علیه و سلم) می‌فرمایند: «این کار را نکنید.» این مکان احترام ویژه‌ای را می‌طلبد. باید با ادب زیارت شود. «بر من صلوات بفرستید.» آنجا، در حال عبور، سلام و صلوات می‌فرستید. وقتی در برابر پیامبر می‌ایستید، آنجا سلام و صلوات می‌فرستید. «هر کجا که باشید، صلوات شما به من می‌رسد.» فرقی نمی‌کند در کجای دنیا آن را بگویید، چه بر قله کوه باشد یا در ته چاه. به محض اینکه سلام و صلوات بفرستید، به پیامبر (صلی الله علیه و سلم) می‌رسد. پیامبر (صلی الله علیه و سلم) همچنین فرمودند: «نماز نافله‌ای که شخص در خفا می‌خواند، به اندازه بیست و پنج نمازی است که در برابر چشم مردم خوانده می‌شود.» یعنی اینقدر فضیلت دارد. پیامبر (صلی الله علیه و سلم) فرمودند: «نمازی که یکی از شما علاوه بر نمازهای فرض در خانه‌اش می‌خواند، بهتر از نمازش در این مسجد من است.» پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) همچنین فرمودند: «فضیلت نماز نافله‌ای که در خانه خوانده می‌شود بر نمازی که در انظار عمومی خوانده می‌شود، مانند فضیلت نماز فرض بر نماز نافله است.» یعنی جایگاهش اینقدر والاست. پیامبر (صلی الله علیه و سلم) فرمودند: «نماز فرض برای مسجد و نماز نافله برای خانه است.» «دو رکعت نماز نافله، یعنی سنت بعد از نماز مغرب را، در خانه‌هایتان بخوانید.» وقتی صحبت از نمازهای نافله می‌شود، بیشتر افراد می‌دانند که بین سنت مؤکده و سایر نمازهای نافله تفاوت وجود دارد. سایر نمازهای نافله را در خانه می‌خوانند. اما نمازهای سنت در مسجد خوانده می‌شوند. زیرا ممکن است کسی با خود بگوید: «این را نمی‌خوانم و در خانه می‌خوانم»، اما بعد فراموش می‌کند یا کاری برایش پیش می‌آید. پس آنچه ما در اینجا «نمازهای نافله» می‌نامیم، آنهایی هستند که از نظر رتبه بعد از سنت مؤکده قرار دارند. نماز ضحی، نماز بعد از وضو، نماز اشراق، نمازهای شب – همه اینها از این قبیل نمازهای نافله هستند. پیامبر (صلی الله علیه و سلم) فرمودند: «خانه‌هایتان را با نماز و تلاوت قرآن روشن و زینت دهید.» زینت خانه‌ها نماز و تلاوت قرآن است.

2025-09-29 - Dergah, Akbaba, İstanbul

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «الدِّينُ النَّصِيحَةُ.» دین همان نصیحت و خیرخواهی خالصانه است. نصیحت یعنی گفتنِ خیر و خوبی. وقتی مردم درخواست نصیحت یا نظر می‌کنند، این به آن معناست که خالصانه خیر و درستی را به آنها بگوییم. این به معنای آن نیست که چیزی اشتباه را توصیه کنیم، بلکه باید با نصیحت خوب، راه درست را به مردم نشان دهیم. دین همین است. آن وقت ممکن است بعضی‌ها بگویند: «نه، این با من جور در نمی‌آید.» وقتی کسی چنین واکنشی نشان می‌دهد، به این معناست که آن شخص نمی‌خواهد نصیحت را بپذیرد. همچنین می‌گویند: «مَنْ لَمْ يَقْبَلِ النَّصِيحَةَ، حَلَّتِ النَّدَامَةُ.» یعنی: هرکس نصیحت را نپذیرد، سرانجام پشیمان خواهد شد. الله، سبحانه و تعالی، دین را از طریق پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل کرده است. او برای ما توضیح داده است که چه چیزی خوب و چه چیزی بد است، چه چیزی گناه است و چه چیزی پاداش دارد. دین اصول، آداب و تکالیف خاص خود را دارد. البته بیشتر مردم نمی‌توانند همه اینها را رعایت کنند. انسان تا جایی که می‌تواند، عمل می‌کند. و الله به خاطر همین او را می‌بخشد. الله، سبحانه و تعالی، چنین انسانی را می‌بخشد. اما اینجا یک نکته بسیار مهم وجود دارد. یک نفر می‌گوید: «از عهده‌اش برنمی‌آیم، ان‌شاءالله الله مرا ببخشد.» او می‌گوید: «گناه کرده‌ام، ان‌شاءالله الله مرا ببخشد.» اما اگر کسی گناه کند و بعد بگوید: «نه، من این را قبول ندارم»، آن وقت همه چیز تغییر می‌کند. آن وقت وضعیت بسیار جدی می‌شود. ما گناه می‌کنیم و می‌دانیم که اینها گناه هستند. وقتی گناه می‌کنیم، می‌گوییم «ان‌شاءالله الله ببخشد»، توبه می‌کنیم و طلب بخشش می‌کنیم. اما اگر کسی لجبازی کند و بگوید: «به نظر من این گناه نیست»، در حالی که الله از طریق پیامبرش (صلی الله علیه و آله و سلم) به ما آموخته است که آن گناه است. کسی که این را نپذیرد، مرتکب گناهی بسیار بزرگ‌تر می‌شود. الله ما را حفظ کند. آن وقت وضعیتش بدتر می‌شود. اما انسانی که گناه و اشتباه خود را بپذیرد و توبه کند، بخشیده می‌شود. اما کسی که لجبازی می‌کند، فقط وضعیت خود را بدتر می‌کند. به همین دلیل، فرامین الله، سبحانه و تعالی، جای بحث و گفتگو ندارند. گناه، گناه است. همه ما گناهکاریم. ان‌شاءالله الله ما را ببخشد. اما ما نباید در مورد یک گناه بگوییم: «این گناه نیست.» این نکتهٔ کلیدی است. باید به این موضوع توجه کرد. مردم باید به این موضوع توجه کنند. یعنی، گناهان کوچک و بزرگ وجود دارند. کسی که گناه کرده، باید بگوید: «گناه کرده‌ام، ان‌شاءالله الله مرا ببخشد.» او باید پشیمانی نشان دهد و طلب بخشش کند. آن وقت گناهش بخشیده می‌شود. اما اگر بگویی: «این که گناه نیست»، آن وقت الله تو را نمی‌بخشد. چون تو اصلاً طلب بخشش نمی‌کنی. اگر طلب بخشش می‌کردی، او تو را می‌بخشید. اما تو این کار را نمی‌کنی و چیزی را که الله گناه نامیده است، گناه نمی‌دانی. با این کار فقط به خودت آسیب می‌زنی. ان‌شاءالله الله همه ما را ببخشد. ان‌شاءالله ما را از کسانی قرار دهد که حق را می‌پذیرند.

2025-09-28 - Dergah, Akbaba, İstanbul

انسان... یک مخلوق ضعیف است. بدون یاری (مدد)، هیچ کاری از او ساخته نیست. آنچه از نفس خود انسان برمی‌آید، بی‌فایده است. اکنون دوباره جریان‌های خاصی پدیدار شده‌اند. دوباره گروهی پیدا شده‌اند که مردم را گمراه می‌کنند. آنها می‌گویند طلب یاری گناه است، حرام است. اما چطور می‌خواهی به تنهایی از پسش بربیایی؟ آنها می‌گویند: «باید به تنهایی از پسش بربیایی». «فقط آنچه را که آنجا نوشته شده، بخوان.» «فقط همان را بگو.» شما مردم را از راه، از راه پدرانمان، منحرف می‌کنید. از زمان پیامبر ما (درود و رحمت خداوند بر او باد) همیشه چنین گروه‌هایی وجود داشته‌اند. گروهی هستند که راه راست را در نظر مردم بد جلوه می‌دهند. آنها بارها و بارها ظاهر می‌شوند. آنها در اشکال مختلف ظاهر می‌شوند، همه آنها یکسان نیستند. اما راه حق، ان‌شاءالله، تا روز قیامت بدون تغییر باقی خواهد ماند. مدد به معنای درخواست کمک است. به معنای درخواست کمک از الله، اولیای الله، پیامبرمان (درود و رحمت خداوند بر او باد) و مشایخ است. ما مدد می‌خواهیم تا از روی نفس خود سخن نگوییم؛ ما مدد می‌خواهیم تا از نفس خود پیروی نکنیم؛ ما مدد می‌خواهیم تا بتوانیم حق را بیان کنیم. کسانی که به اهل سنت و جماعت تعلق دارند، یعنی اهل سنت واقعی، کسانی هستند که به پیامبر ما (درود و رحمت خداوند بر او باد) احترام می‌گذارند، قدر او را می‌دانند و دوستش دارند. گروه دیگری نیز وجود دارد که خود را «اهل سنت» می‌نامد، اما در حقیقت جزو آن نیست. آنها برای پیامبر ما (درود و رحمت خداوند بر او باد) احترامی قائل نیستند. آنها هیچ احترامی برای صحابه و دیگر بزرگان قائل نیستند. اینها افرادی هستند که از راه راست منحرف شده‌اند. الله ما را از شر آنها حفظ کند. کسانی که از آنها پیروی کنند، هلاک خواهند شد. متأسفانه، افراد زیادی هستند که فریب خورده و گمراه می‌شوند. و کسی که گمراه شد، دیگران را نیز گمراه می‌کند. آنها به دیگران آسیب می‌رسانند و آنها را از خیر باز می‌دارند. آنها مانع می‌شوند که این افراد از بندگان محبوب الله شوند. آنها را از راه منحرف می‌کنند. بدون محبت به پیامبر ما (درود و رحمت خداوند بر او باد)، بدون حرمت نهادن به ایشان، هر چیز دیگری بیهوده است؛ این امری محال است. این حکمِ عقل و منطق است. در حالی که الله متعال، خود در قرآن کریم، پیامبرمان (درود و رحمت خداوند بر او باد) را این‌چنین ستایش و تکریم می‌کند... پس چگونه تو می‌توانی برخیزی و بگویی «من قرآن و حدیث را می‌دانم» و ادعا کنی که نباید کسی را تکریم کرد؟ اگر چنین کنی، مشرک و کافر می‌شوی. برای این کار هیچ توضیح عقلانی یا منطقی وجود ندارد. انسان عاقل و خردمند از راه پیامبر ما (درود و رحمت خداوند بر او باد) پیروی می‌کند و به ایشان احترام می‌گذارد. او باید بداند که این بالاترین مرتبه و شریف‌ترین وظیفه است. الله ما را ثابت قدم بدارد. ان‌شاءالله، الله امت را از شر این افراد حفظ کند.

2025-09-27 - Dergah, Akbaba, İstanbul

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اگر فاسقی خبری برایتان آورد، تحقیق کنید، مبادا از روی نادانی به قومی آسیب برسانید و بعد از آنچه کرده‌اید، پشیمان شوید. (۴۹:۶) الله، عز و جل، در قرآن کریم می‌فرماید: فاسق شخصی غیرقابل اعتماد است. اعمال او نه با شریعت، نه با طریقت و نه با انسانیت سازگار است. یعنی انسانی که در راه راست نیست، فاسق نامیده می‌شود. به عبارت دیگر، فاسق انسان بدی است. وقتی چنین شخصی خبری برای شما می‌آورد، کورکورانه باور نکنید. الله، عز و جل، امر می‌کند: «صحت آن را بررسی کنید». بررسی کنید که آیا مطابق با حقیقت است. در غیر این صورت، ممکن است بر اساس حرف او عمل کنید، به دیگران حمله کنید، به آنها آسیب برسانید، و آنگاه که حقیقت را بفهمید، از کردهٔ خود عمیقاً پشیمان خواهید شد. بنابراین باید به این موضوع توجه ویژه‌ای داشت. امروزه می‌توان تقریباً ۹۹ درصد از مردم جهان را فاسق نامید. ما در چنین دنیایی زندگی می‌کنیم. این موضوع هم شامل مسلمانان می‌شود و هم غیرمسلمانان. فاسق لزوماً به معنای بی‌خدا یا کافر نیست؛ در میان مسلمانان نیز فاسقان بسیاری وجود دارند. بنابراین این تمایز در اینجا نقشی ندارد. چرا که فاسق کیست؟ کسی است که دروغ می‌گوید و به قولش عمل نمی‌کند. اما فاسقان امروز ابزاری خطرناک‌تر از گذشته در دست دارند. می‌توانید آن را رسانه بنامید، اینترنت بنامید، هر چه می‌خواهید بنامید... در گذشته شاید کسی در تلویزیون ظاهر می‌شد و خبری، دروغی را منتشر می‌کرد. آن زمان، عده‌ای آن را می‌شنیدند و عده‌ای دیگر نه. اما اکنون فاسقان دامنهٔ نفوذ بسیار گسترده‌ای دارند. آنها دنیا را به تباهی کشانده‌اند. می‌گویند: «هر کسی دهان دارد، حرف می‌زند.» و وقتی حرف می‌زنند، آسیب می‌رسانند. پس وقتی در اینترنت، تلویزیون یا هر جای دیگری خبری می‌شنوید، فوراً آن را باور نکنید، فوراً به مردم بدگمان نشوید و به آنها ظلم نکنید. حقیقت را، واقعیت امر را، دریابید تا حقوق دیگران را ضایع نکنید. برای اینکه حقوق دیگران پایمال نشود، این یک شرط اساسی است. آدم را که می‌توان شناخت. یک عالم قابل تشخیص است، و یک بدکار نیز همینطور. وقتی یک عالم سخن می‌گوید – و با اینکه هر کسی ممکن است اشتباه کند – قصد آسیب رساندن ندارد. عالم حقیقت را می‌گوید، آنچه را که درست است، می‌گوید. حمله کردن به یک عالم با گفتن اینکه: «تو عالم نیستی، تو از دین و ایمان و انسانیت چیزی نمی‌دانی» و پایمال کردن حقوق او، خسران بزرگی است و آسیب زیادی به بار می‌آورد. این کار نه به او، بلکه به خود شما آسیب می‌رساند. کسی که حقوقش را پایمال می‌کنید آسیب نمی‌بیند، بلکه خودتان آسیب می‌بینید. بنابراین باید محتاط بود. فقط به این دلیل که کسی حرفی زده، نباید فوراً عصبانی شد و به او دشنام داد. هر کاری که می‌کنند، نزد الله ثبت می‌شود. آنها باید در پیشگاه الله پاسخگو باشند. بنابراین در این مورد باید بسیار هوشیار بود. چرا که شیطان اکنون تمام دنیا را در چنگ خود گرفته است. وقتی او چیزی می‌گوید، توده‌ها طرفداری می‌کنند و به شخصی که هدف قرار گرفته، حمله می‌کنند. به او حمله می‌کنند. حتی اگر شخص مورد حمله از خود دفاع کند، کسی گوش نمی‌دهد. در عوض، طرف بدکار را می‌گیرند. الله ما را از این امر محفوظ بدارد. ان‌شاءالله، الله همه ما را از پایمال کردن حقوق دیگران محفوظ بدارد.

2025-09-26 - Dergah, Akbaba, İstanbul

الله، قادر متعال و بلندمرتبه، در قرآن کریم می‌فرماید که او انسان‌ها را متنوع آفریده است. گرامی‌ترین و محبوب‌ترین انسان نزد الله کسی است که از الله، قادر متعال و بلندمرتبه، اطاعت می‌کند. اصل و نسب، رنگ پوست یا زبان هیچ اهمیتی ندارد. مهم این است که در راه الله، قادر متعال و بلندمرتبه، باشیم و از فرامین او پیروی کنیم. و در این راه مستقیم بمانیم. به هدایت الله تو اکنون راه راست را یافته‌ای، تو در اسلام هستی. اما شیطان تو را آرام نمی‌گذارد. الله، قادر متعال و بلندمرتبه، مهربان است و مهربانان را دوست دارد. اما برخی دقیقاً برعکس آن عمل می‌کنند. آنها ادعا می‌کنند: «ما در راه الله هستیم» و این‌گونه مردم را فریب می‌دهند. در حالی که می‌گویند: «ما در راه الله هستیم»، مرتکب انواع پلیدی‌ها می‌شوند. در حالی که می‌گویند: «ما در راه الله هستیم»، مردم را از راه به در می‌کنند و آنها را از دین بیگانه می‌سازند. چنین انسان‌هایی مورد پسند الله نیستند. انسان مورد پسند کسی است که در راه الله باشد و آن راه شگفت‌انگیزی را بپیماید که پیامبر ما به ما نشان داده است. این راه کاملاً روشن است. علما، اولیا، صحابه و صالحان همگی این راه را پیموده‌اند. اما کسانی که از این راه منحرف شدند، هلاک شدند. به همین دلیل، لازم است که هوشیار باشیم. مهم‌ترین چیز در این راه، احترام گذاشتن به پیامبرمان، که درود و سلام الله بر او باد، است. دوست داشتن او برترین فرمان است. دوست داشتن او به این معناست که از راه پیامبرمان، که درود و سلام الله بر او باد، پیروی کنیم، طبق الگوی او عمل کنیم و بکوشیم تا شبیه او شویم. مهم‌ترین ویژگی پیامبر ما، که درود و سلام الله بر او باد، چه بود؟ مهربانی او. مهربانی او. یکی از صحابه در جنگی می‌خواست کسی را بکشد که آن شخص فریاد زد: «من مسلمان شدم.» اما با این حال، او را کشت. وقتی پیامبر ما، که درود و سلام الله بر او باد، این را شنید، بسیار اندوهگین شد. او پرسید: «چرا این کار را کردی؟» آن صحابی پاسخ داد: «او این را فقط از ترس مرگ گفت تا جانش را نجات دهد. او دروغ گفت.» پیامبر فرمود: «مگر قلب او را شکافتی تا ببینی آیا ایمان در آن بود یا نه؟» او آن‌قدر اندوهگین بود که این سخنان را بار دوم و سوم نیز تکرار کرد. کسانی که امروزه مردم را از دین دور می‌کنند، رحم و مروتی نمی‌شناسند و ظلم می‌کنند. آنها خانواده‌ها را از هم می‌پاشند، میان مردم تفرقه می‌اندازند و آنها را از اسلام بیگانه می‌کنند. راه آنها راه پیامبر ما نیست. شکر خدا، راه راست، مهم‌ترین راه، راه طریقت است. زیرا این راه کسانی است که از سنت، شریعت و الگوی پیامبر ما، که درود و سلام الله بر او باد، پیروی می‌کنند. الله ما را در این راه ثابت‌قدم بدارد. مردم باید این راه را در پیش گیرند، زیرا ما در زمانه فتنه و تفرقه زندگی می‌کنیم. خوبی به عنوان بدی و بدی به عنوان خوبی جلوه داده می‌شود. سیاهی به عنوان سفیدی و سفیدی به عنوان سیاهی جلوه داده می‌شود. انواع فریبکاری‌ها وجود دارد. پس برای اینکه از این راه منحرف نشویم، لازم است که از یک مرشد پیروی کنیم. نه لزوماً از ما. در این زمانه، پیروی از یک شیخ یا مرشد طریقتی که بر راه راست باشد، بسیار مهم است. الله همه را هدایت کند. الله ما را از راه راست منحرف نکند و بر آن ثابت‌قدم بدارد، ان‌شاءالله.

2025-09-25 - Dergah, Akbaba, İstanbul

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «هر کس از مردم تشکر نکند، از خدا هم تشکر نکرده است.» به همین دلیل، ما باید قدردان اجدادمان باشیم. ما باید از آنها به خاطر تلاش‌هایشان که به خاطر خدا و برای رفاه مردم انجام داده‌اند، تشکر کنیم. سفر ما چهار روز طول کشید. ان‌شاءالله سفر پربرکت و پرباری بود. ما به بالکان سفر کردیم. بعضی از مکان‌ها را برای اولین بار بازدید کردیم و از بعضی دیگر فقط عبور کردیم. ماشاءالله، اجداد ما تا آنجا پیش رفتند و این مناطق را فتح کردند. با وجود همه اختلافات، بلاها و جنگ‌ها، اسلام به لطف آنها زنده ماند و الحمدلله تا امروز پابرجاست. البته هنوز هم اختلافات زیادی وجود دارد. زیرا کافر رحم و مروت نمی‌داند. او برای مسلمان خیر و خوبی نمی‌خواهد. شیطان دشمن کسانی است که به خدا ایمان دارند. شیطان و پیروانش می‌خواهند اختلاف ایجاد کنند و مردم را از راه راست منحرف کنند. اجداد ما این مناطق را فتح، آباد و زیبا کردند. این مناطق زیبا هستند، اما حکومت کردن در آنجا دشوار است. اینکه اجداد ما بیش از ۴۰۰ سال در آنجا در صلح و آرامش حکومت کردند، یکی از بزرگترین شواهد عدالت اسلام است. همه آنها در آنجا با هم زندگی می‌کردند. اقوام متعددی با ریشه، زبان و مذهب مختلف، تحت حکومت عادلانه عثمانی در کنار هم زندگی می‌کردند. پس از عقب‌نشینی عثمانی‌ها از این مناطق، مردم آنجا ظلم و رنج زیادی را متحمل شدند. اما شیطان همچنان مردم را فریب می‌دهد. آنها به عثمانی‌ها احترام نمی‌گذارند. و حتی در صدر آنها، نوادگان خود عثمانی‌ها هستند که از این احترام سر باز می‌زنند. شیطان است که این اختلاف را به آنها القا می‌کند و آنها را علیه یکدیگر تحریک می‌کند. شیطان جز شر و بدی نمی‌خواهد. آنچه در این مناطق پس از دوران عثمانی اتفاق افتاد را با چشم خود می‌بینیم، می‌خوانیم و می‌شنویم. با این حال، آنها هنوز هم بدگویی عثمانی‌ها را می‌کنند. خداوند آنها را به خاطر این کار مواخذه خواهد کرد. و هر کس چنین ناسپاسی نشان دهد، عاقبت خوبی نخواهد داشت. خداوند ما را از شکرگزاران و قدرشناس خوبی‌ها قرار دهد. باید برای خوبی‌هایی که دریافت کرده‌ایم، شکرگزار باشیم. زیرا وقتی از کسی برای کار خوبی تشکر می‌کنیم، در واقع از خدا تشکر کرده‌ایم. خداوند هزاران بار از اجداد ما راضی باشد. ما از آنها تشکر می‌کنیم. حکومت بر این مناطق واقعاً بسیار دشوار بود. بدون این عدالت و بدون کمک خداوند، پیامبر، اولیا و مشایخ، حفظ این مناطق غیرممکن بود. حکومت کردن در آنجا غیرممکن بود. خداوند از آنها راضی باشد. خداوند برکت و آرامش عطا فرماید. ان‌شاءالله همه ما هدایت شویم.

2025-09-19 - Dergah, Akbaba, İstanbul

وَإِن لَّوِ ٱسۡتَقَٰمُواْ عَلَى ٱلطَّرِيقَةِ لَأَسۡقَيۡنَٰهُم مَّاءً غَدَقٗا (72:16) لِّنَفۡتِنَهُمۡ فِيهِۚ وَمَن يُعۡرِضۡ عَن ذِكۡرِ رَبِّهِۦ يَسۡلُكۡهُ عَذَابٗا صَعَدٗا (72:17) الله، قادر و متعال، از کسانی که در راه درست هستند، محافظت و نگهداری می‌کند. اما کسانی که در راه درست نیستند، فتنه می‌کنند. کسانی که در دام فتنه می‌افتند، گمان می‌کنند که در راه خوبی هستند. اما در حقیقت، شیطان ایمانشان را نابود می‌کند. زیرا اسلام وجود دارد و ایمان نیز وجود دارد. گوهر اسلام، ایمان است. ایمان به الله، به غیب، به فرشتگان و به آخرت - همه اینها ایمان است. تنها کسانی که حقیقتاً این را زندگی می‌کنند، پیروان یک طریقت هستند. سایر گروه‌هایی که خود را جماعت یا چیز دیگری می‌نامند، ممکن است ظاهراً بسیار مسلمان به نظر برسند، اما بدون ایمان واقعی، چیزی از آنها باقی نمی‌ماند. این یک بازی شیطان است. بسیاری از مردم فریب این بازی را خورده و این راه را در پیش گرفته‌اند. و این وضعیت آنها را به تباهی کشانده است. دقیقاً به همین دلیل، انسان باید به یک مرشد و یک طریقت متصل شود. زیرا طریقت، انسان را مستقیماً به پیامبرمان، صلی الله علیه و آله و سلم، متصل می‌کند. در جماعت‌ها چنین ارتباطی وجود ندارد. چون این ارتباط معنوی وجود ندارد، می‌توانند به راحتی افراد را دور خود جمع کنند. سپس ایمان آنها را نابود کرده و مسلمانان را علیه یکدیگر تحریک می‌کنند. در آخرت نیز از شفاعت محروم خواهند ماند. زیرا آنها هیچ ارتباطی با پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، ندارند. بدون این ارتباط، ایمان واقعی وجود ندارد. بدون واسطه پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، اسلام هست، اما ایمان نیست. یعنی آنها مؤمن نیستند، بلکه فقط مسلمان هستند. بنابراین باید به این نکته توجه کرد. مسلمانی که می‌خواهد ایمان خود را کامل کند، به یک مرشد می‌پیوندد تا او را به پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، برساند. باشد که الله این راه زیبا را برای مردم فراهم کند. خداوند به همه آنها کمک کند و آنها را از شر شیطان حفظ کند، ان‌شاءالله.