السلام عليكم ورحمة الله وبركاته أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. والصلاة والسلام على رسولنا محمد سيد الأولين والآخرين. مدد يا رسول الله، مدد يا سادتي أصحاب رسول الله، مدد يا مشايخنا، دستور مولانا الشيخ عبد الله الفايز الداغستاني، الشيخ محمد ناظم الحقاني. مدد. طريقتنا الصحبة والخير في الجمعية.

Mawlana Sheikh Mehmed Adil. Translations.

Translations

2025-07-03 - Lefke

پیامبر ما، صلی الله علیه و آله و سلم، در حدیثی فرموده‌اند: «همیشه گروهی از امت من بر راه حق ثابت قدم خواهند ماند.» این گروه، این جماعت، از راه من پیروی می‌کنند. این راه حق است. و این راه حق تا روز قیامت پابرجا خواهد ماند. الحمدلله، این راه، راه طریقت است. اما راه‌های دیگر که طریقت نیستند، هزاران هزار پدید آمده و از بین رفته‌اند. هیچ‌کدام از آن‌ها از راه پیامبرمان پیروی نکردند، بلکه از هوای نفس خود پیروی کردند. بیشتر آن‌ها مدت‌هاست که ناپدید شده‌اند. اما همیشه راه جدیدی پدید می‌آید - یکی تمام می‌شود، دیگری شروع می‌شود. همه آن‌ها به روش‌های مشابهی عمل می‌کنند، اما آموزه‌های آن‌ها اساساً متفاوت است. هدف آن‌ها راهی نیست که پیامبرمان به ما نشان داده است، بلکه راهی است که هوای نفسشان تعیین می‌کند. هر کس از هوای نفس خود پیروی کند، از راه راست منحرف شده است. پس راه پیامبر ما چیست؟ ٱجۡتَنِبُواْ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلظَّنِّ إِنَّ بَعۡضَ ٱلظَّنِّ إِثۡمٞۖ وَلَا تَجَسَّسُواْ (49:12) پیامبر ما می‌فرماید: از گمان بد و سوءظن بپرهیزید. از آن دوری کنید! و از یکدیگر جاسوسی نکنید! نتیجه‌ی دوری از سوءظن و جاسوسی نکردن چیست؟ در این صورت، فرمان پیامبرمان اجرا می‌شود. اکنون به روز عاشورا نزدیک می‌شویم. روز عاشورای ماه محرم در پیش است. روز عاشورا برای پیامبر ما بسیار عزیز و گرامی بود. ایشان برای این روز ارزش زیادی قائل بودند و به ما توصیه کردند: روزه بگیرید. در این روز باید روزه گرفت و عبادت کرد. پیامبر ما برای این روز توصیه‌هایی در مورد کارهایی که باید انجام داد، ارائه کرده‌اند. به این‌ها عمل کنید، کافی است. به چیزهای دیگر توجه بیش از حد نکنید. آنچه در گذشته در این روز اتفاق افتاده یا رخ داده است - همه این‌ها اغلب بر اساس حدس و گمان‌هایی است که فقط برای ایجاد اختلاف بین مردم به کار می‌روند. مهم آزمایش است. مسئله این است که آیا انسان به سخنان پیامبر ما گوش می‌دهد یا نه. پیامبر ما می‌فرماید: گمان بد نداشته باشید و به کار خودتان برسید. درباره‌ی آنچه برای دیگران اتفاق می‌افتد، تنها الله، قادر و متعال، قضاوت می‌کند - او قاضی است. هیچ چیز در این میان از بین نمی‌رود. اما آنچه از بین می‌رود، آرامش خاطر خود انسان است و ایمان ضعیف می‌شود. این دقیقاً همان چیزی است که وقتی انسان در این آزمایش شکست می‌خورد، اتفاق می‌افتد. خداوند ما را از این امر حفظ کند. راه اسلام راه دشواری است. برای ماندن در این راه، باید حتماً به حقیقت پایبند بود. در غیر این صورت، به محض اینکه کمی از این راه منحرف شوید، دیگر چیزی به دست نخواهید آورد. در حالی که سعی می‌کنید یک چیز را نگه دارید، از طرف دیگر، تکیه‌گاه خود را از دست می‌دهید. اما اگر در راه راست، راه پیامبرمان، راه مستقیم، بمانید، دیگر نیازی به ترس نیست. رستگاری شما قطعی است. عاقبت شما رستگاری خواهد بود. زیرا در آن صورت، شما جزو آن گروهی هستید که پیامبرمان از آن‌ها صحبت کرده‌اند. شما به جماعتی تعلق خواهید داشت که در راه حق باقی می‌مانند، و آن‌ها پیروزان واقعی هستند. به واسطه‌ی آن‌ها، دیگران نیز هدایت می‌شوند. هر چقدر هم که مردم از راه منحرف شوند - در پایان، این برکت همان گروه است که آن‌ها را نجات می‌دهد. این بدان معناست که راه اسلام، به لطف خدا، توسط کسانی که در این راه می‌مانند، ادامه می‌یابد. این راه شگفت‌انگیز، راه پیامبر ماست. خداوند به همه ما قدرت دهد که در این راه بمانیم. زیرا اگر کمی از این راه منحرف شوید، بازگشت شما نامعلوم است. بنابراین، خداوند ما را در این راه راست حفظ کند. ان‌شاءالله، ما جزو کسانی باشیم که در راهی هستند که پیامبر ما آن را ستوده است.

2025-07-01 - Lefke

الله متعال و بلندمرتبه این ماه‌های مبارک را به مسلمانان هدیه داده است. این ماه، ماه محرم، آخرین این ماه‌هاست. سه ماه حرام وجود دارد: ذوالقعده، ذوالحجه و محرم. الله متعال و بلندمرتبه این ماه‌ها را برای حج مقدس قرار داده است. در این ماه‌ها نباید جنگ شود. الله متعال و بلندمرتبه می‌فرماید: «اگر مورد حمله قرار گرفتید، از خود دفاع کنید»، اما در این ماه‌ها شروع جنگ نه لازم است و نه مجاز. زیرا این ماه‌ها، ماه‌های حج هستند. مردم در این ماه‌ها به حج می‌رفتند و بازمی‌گشتند. این برای آن است که بتوانند با امنیت به آنجا بروند و بازگردند. همچنین ماه رجب نیز وجود دارد؛ این ماه به تنهایی یکی از ماه‌های حرام است. این ماه‌ها از روزی که الله متعال و بلندمرتبه زمین و آسمان‌ها را آفریده، مقدس بوده‌اند. در دنیای ما، در این زندگی که ما می‌گذرانیم، این چهار ماه، ماه‌های حرام هستند. هر چیزی نزد الله حکمت خود را دارد. الله متعال و بلندمرتبه این ماه‌ها را از روی رحمت قرار داده است تا مردم دائماً در حالت جنگ نباشند. البته جهاد لازم است. جهاد مطلوب است، اما مسلماً هر کسی نمی‌تواند به دلخواه خود جهاد کند. کسی که می‌خواهد جهاد کند، تحت فرمان یک رهبر یا فرمانده عمل می‌کند. اما اگر به تنهایی برخیزی و بگویی «من جهاد می‌کنم» و از افراد ناشناس پیروی کنی، این اطاعت از فرمان نیست، بلکه مقاومت در برابر فرمان است. تو باید از الله متعال و بلندمرتبه اطاعت کنی. فرامین او به معنای عمل کردن به تنهایی نیست. تو باید فرماندهی بالای سر خود داشته باشی تا طبق فرمان او عمل کنی. در دنیای امروز، البته هیچ چیز آنطور که واقعاً هست، به روشنی قابل تشخیص نیست. هیچ چیز آنطور که به نظر می‌رسد، نیست. مردم برخی را صادق می‌دانند. سپس از آنها پیروی می‌کنند. برخی از این افراد سوءاستفاده می‌کنند تا چندرغاز پول به دست آورند، تا آنها را نابود و متلاشی کنند. بنابراین، تنها یا با افرادی که نمی‌شناسید، عمل کردن خوب نیست. باید با افرادی که راهشان شناخته شده است و هویتشان مشخص است، همراه شد. به همین دلیل، همانطور که پیامبر ما، صلی الله علیه و آله و سلم، فرمودند، جهاد امروز ما علیه نفس خودمان است؛ این بزرگترین جهاد است. به‌ویژه از آنجا که در آخرالزمان هستیم، جهاد علیه نفس خود را انجام خواهیم داد. نفس ما هر چه بگوید، ما در مقابل آن مقاومت خواهیم کرد. اما آیا می‌توانیم یک درصد، دو درصد یا ده درصد در برابر آن مقاومت کنیم؟ مهم این است که بدانیم بزرگترین مبارزه با نفس خودمان است. زیرا سایر مبارزات تحت فرمان شما نیستند. شما تحت فرمان آنها هستید. وضعیت این دنیا نامعلوم است، چه اتفاقی خواهد افتاد. آنچه شما خوب می‌دانید، می‌تواند بد باشد، و آنچه شما بد می‌دانید، می‌تواند خوب باشد. بنابراین باید محتاط بود. انسان نباید نفس خود را به خطر بیندازد. این ماه، ماه محرم، ماه عاشورا است. ان‌شاءالله این ماه خیر و برکت به همراه داشته باشد. بیشتر پیامبران و اولیاء در روز عاشورا به مقام و منزلت خود رسیده‌اند. بنابراین باید به این روز توجه کرد. نباید از هر کسی پیروی کرد. زیرا خیانت زیاد است، اما افراد صادق کم هستند. افراد واقعاً صادق بسیار نادر هستند. بنابراین، دیگر اعتمادی به حرف هیچ‌کس وجود ندارد. نه به حرف زن می‌توان اعتماد کرد و نه به حرف مرد. همه می‌گویند: «من این کار را می‌کنم، من آن کار را می‌کنم.» مراقب باشید، به هر چیزی که مال شماست توجه کنید. مراقب دارایی، اموال و به‌ویژه دین خود باشید. این گروه به نام سلفی‌ها، که در قرن گذشته ظهور کرده‌اند و مانند سرطان در همه جا پخش شده‌اند، فوراً شخص را «کافر» می‌نامند. در حالی که نه صداقت دارند و نه چیز دیگری. آنها می‌توانند مردم را فریب دهند. ببینیم تا کی می‌توانند فریب دهند و چه زمانی بلا بر سرشان نازل می‌شود. خداوند ما را حفظ کند. خداوند آنها را هدایت کند. ان‌شاءالله خداوند همه ما را حفظ کند. به احترام این ماه‌های مبارک، ان‌شاءالله.

2025-06-30 - Lefke

إِنَّ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانَ يَهۡدِي لِلَّتِي هِيَ أَقۡوَمُ (17:9) الله، قادر مطلق و متعال، به ما می‌گوید که قرآن کریم راه راست را نشان می‌دهد و به سوی هدایت رهنمون می‌شود. پیامبر ما به ما می‌آموزد: «قرآن کریم را بخوانید و از آن بهره ببرید.» قرآن کریم کلام الله، قادر مطلق و متعال، و تنها کتابی است که تا به امروز بدون تغییر، همانطور که او نازل کرده است، باقی مانده است. در حالی که کتاب‌های مقدس دیگری مانند تورات و انجیل نیز وجود داشته‌اند، اما همه آنها تحریف شده‌اند. مردم آنها را به میل خود تغییر داده و искаرف کرده‌اند. تنها کتاب آسمانی که بدون تغییر، همانطور که الله نازل کرده است، باقی مانده است، قرآن کریم است. پیامبر ما، صلی الله علیه و آله و سلم، می‌فرماید: «آن را بخوانید»، زیرا حاوی شفا، برکت و هر چیز خوبی است. البته هر کسی نمی‌تواند قرآن کریم را حفظ کند. بسیاری از والدین فرزندان خود را به مدارس قرآنی می‌فرستند تا بتوانند آن را حفظ کنند و در این امر نیز موفق می‌شوند. باشد که الله از آنها خشنود باشد و آنها را حفظ کند. خدا را شکر، وقتی تابستان فرا می‌رسد، این سنت زیبا به ویژه در ترکیه وجود دارد - در جاهای دیگر آن را زیاد نمی‌بینیم. وقتی تابستان شروع می‌شود و تعطیلات مدرسه آغاز می‌شود، امامان ما در مساجد کلاس‌های درس برگزار می‌کنند - خدا را شکر. حدود یک تا یک ماه و نیم، یعنی چهل روز، بچه‌ها روزانه یک تا دو ساعت به آنجا می‌روند و قرآن کریم را یاد می‌گیرند. آنها یاد می‌گیرند که حروف عربی را بنویسند و تلفظ کنند، که با الفبا شروع می‌شود. این واقعا چیز فوق‌العاده‌ای است. باشد که الله از کسانی که این کار را می‌کنند خشنود باشد. بیشتر خانواده‌ها فرزندان خود را به این کلاس‌ها می‌فرستند. اینجا در قبرس هم همین کار را می‌کنیم. باشد که الله راضی باشد - ما قبلاً یک رئیس بنیاد داشتیم. او با دادن هدیه به شرکت کنندگان در دوره، هر کاری که می‌توانست انجام می‌داد تا بچه‌ها را خوشحال و تشویق کند. امروزه این سنت دیگر چندان رایج نیست، اما با این حال، هدایای کوچکی برای تشویق توزیع می‌شود. قرآن مهمترین چیزی است که انسان به آن نیاز مبرم دارد. یادگیری قرآن کریم از خوردن، آشامیدن و حتی نفس کشیدن مهم‌تر است. امامان قبلاً روش‌های آزمایش شده‌ای را برای آموزش این موضوع ابداع کرده‌اند. اگر کودک توجه داشته باشد، می‌تواند بعد از یک هفته شروع به خواندن کند. اگر کمتر توجه داشته باشد، بعد از دو هفته شروع به خواندن قرآن کریم می‌کند، در غیر این صورت بعد از یک ماه. بعد از چهل روز می‌تواند روان بخواند. وظیفه امام تا اینجا است. پس از آن، این وظیفه خانواده‌ها است که اطمینان حاصل کنند آنچه آموخته شده فراموش نمی‌شود. خواندن قرآن کریم وقت نمی‌گیرد - برعکس: فقط روزی پنج دقیقه خواندن قرآن با کودک، صرفه‌جویی در وقت است! بگذارید کودک یک صفحه بخواند تا آموخته‌هایش را ادامه دهد و فراموش نکند. حتی همین یک صفحه قرآنی که می‌خواند، تمام شخصیت او را بالغ می‌کند، عقلش را توسعه می‌دهد و اخلاقش را اصلاح می‌کند. منجر به همه خوبی‌ها می‌شود - یاد می‌گیرد به خانواده‌اش احترام بگذارد و عضو مفیدی از جامعه و بشریت باشد. این تکرار کوچک روزانه، روح و ایمان او را تقویت می‌کند. بنابراین مهمترین وظیفه آموزش، یادگیری و ادامه دادن به قرآن است - حتی اگر اکثر مردم به آن توجه نکنند. این یک سود عظیم است، بزرگترین سود ممکن. کسی که این کار را نکند، عمرش را تلف کرده است. مردم امروزه در مورد اینکه با فرزندانشان چه کنند، سرگردان هستند. والدین عملاً برده فرزندانشان شده‌اند. در حالی که کودک باید به خانواده خدمت کند، خانواده به کودک خدمت می‌کند. و با این حال، آنها نمی‌توانند فرزندان خود را راضی کنند. به طور خلاصه: خواندن قرآن کریم و به کار بستن آن در زندگی، شخصیت انسان را اصلاح می‌کند. به این ترتیب او بنده خوب خدا می‌شود که به خانواده و همنوعان خود احترام می‌گذارد. باشد که الله به همه ما توفیق دهد که به نحو احسن به او خدمت کنیم، ان‌شاءالله. این مانند بذری است که در قلب کودک کاشته می‌شود. این بذر، ان‌شاءالله، در آینده رشد خواهد کرد و به درختی پربار و بزرگ تبدیل خواهد شد.

2025-06-29 - Lefke

بگو اگر خدا شب را تا روز قیامت بر شما جاویدان قرار دهد، کدام معبود غیر از خدا برای شما روشنایی می‌آورد؟ آیا نمی‌شنوید؟ (28:71) خداوند همه چیز را به زیبایی آفریده است. این زندگی دنیوی را نیز به همان زیبایی آفریده است. در این زندگی، هر چیزی متضاد خود را دارد. روز، شب خود را دارد. سیاه، سفید خود را دارد. در مقابل بی‌عدالتی، عدالت قرار دارد. یعنی در دنیا هر چیزی قرینه و متضاد خود را دارد. چرا چنین است؟ زیرا این دنیا، دنیای امتحان است. چون دنیای امتحان است، شیطان و فرشته وجود دارد. مؤمن و کافر وجود دارد. یعنی هر چیزی قرینه و متضاد خود را دارد. هیچ چیز بی‌نظیر نیست، نمی‌تواند بی‌نظیر باشد. فقط خداوند متعال بی‌نظیر است. او پروردگار همه چیز است. او - خدا نکند - شریک و همتایی ندارد. به جز خداوند، هر چیز دیگری قطعا قرینه و متضاد خود را دارد. همجنس‌ها به هم می‌پیوندند. متضادها نیز با همتایان خود جفت می‌شوند. مؤمنان با پیامبران، با پیامبر ما - صلی الله علیه و آله - هستند. آنها با ایشان متحد هستند. قرینه او کیست؟ شیطان است. کسانی که از شیطان پیروی می‌کنند، با شیطان هستند. کسانی که راه او را می‌روند، با او متحد هستند. این خواست خداوند متعال در این دنیا است. این خواست خداست، با این حال برخی افراد بی‌فکر، نسنجیده حرف می‌زنند. می‌گویند: «اگر من جای او بودم، هیچ کس را فقیر نمی‌گذاشتم، هیچ کس را کافر نمی‌گذاشتم، این کار را نمی‌کردم، آن کار را اجازه نمی‌دادم.» بعضی از مردم آنقدر احمقانه حرف می‌زنند که انگار می‌خواهند به خداوند درس بدهند. یعنی از روی نادانی با خدا مخالفت می‌کنند. خدا نکند - انگار خدا نمی‌داند و آنها می‌دانند؛ آنچه تو می‌دانی، خدا به تو یاد داده است. مگر خدا نمی‌دانست که همه را یکسان، فقط به عنوان مؤمن، فقط به عنوان خوب، بیافریند؟ حکمت خداوند متعال این است که همه چیز را برای آزمایش آفریده است. بنابراین انسان تا زمانی که در این دنیا زندگی می‌کند، باید همیشه این را به خاطر داشته باشد. ما این را بارها و بارها به روش‌های مختلف می‌گوییم. اما مهمترین چیز رضایت است - راضی بودن به رضای خدا. راضی بودن به هر آنچه تجربه می‌کنی، به هر روز - این نکته اساسی است. خداوند همه نعمت‌ها را عطا کرده است. برای نعمت‌هایی که عطا کرده است، باید از خدا تشکر کرد، به خواست او راضی بود و از او اطاعت کرد. نباید به هیچ یک از کارهای او اعتراض کرد. همه چیز حکمت خود را دارد. مردم مورد ظلم قرار می‌گیرند، رنج می‌برند، اما خداوند پروردگار آنهاست. اگر صبور باشند، خداوند به آنها پاداش می‌دهد. اگر صبور نباشند، بیهوده رنج کشیده‌اند. همانطور که گفته شد: در این زندگی دنیوی، هر چیزی متضاد خود را دارد. تو در سمت خوب باش. در سمت نور باش. در سمت تاریکی و ظلمت نباش. با ظالمان نباش. با کافران نباش. با افراد نورانی، با افراد خوب باش. از افراد بد دوری کن. همانطور که گفته شد: اگر شب نبود، ارزش روز شناخته نمی‌شد. البته بهشت متفاوت است - آنجا نه گرما هست، نه روز و نه چیز دیگری. اما وضعیت دنیا اینگونه است - باید این را دانست. بعضی‌ها می‌گویند: «اگر من جای او بودم، این کار را می‌کردم، آن کار را می‌کردم.» زیباترین حرف را مرکز افندی - خدا رحمتش کند - زده است. شیخ او می‌خواست شاگرد محبوبش، مرکز افندی را جانشین خود کند و به شاگردان دیگر گفت: «من آزمایشی انجام می‌دهم.» او گفت: «هر کس یک برگ کاغذ بردارد و بنویسد که اگر این دنیا در دستان شما بود، چه می‌کردید.» همه چیزهای زیادی نوشتند: «من ظالمان را تحمل نمی‌کردم، بیماری را اجازه نمی‌دادم، بدی را تحمل نمی‌کردم، این کار را می‌کردم، آن کار را می‌کردم ...» شیخ از مرکز افندی پرسید: «تو چه کار می‌کردی؟» به همین دلیل نام او مرکز افندی ماند؛ او گفت: «من همه چیز را در مرکز خود، همانطور که هست، می‌گذاشتم.» «من همه چیز را همانطور که هست، می‌گذاشتم.» «خواست خدا زیباترین است. هر کاری که او انجام داده است - زیباترین کار را انجام داده است. من به هیچ یک از کارهای او اعتراضی ندارم.»، او گفت. مؤمنان واقعی اینگونه‌اند - افرادی با قلب‌های آرام. خداوند ما را از کسانی قرار دهد که از او راضی هستند. خداوند نیز از ما راضی باشد. زیرا خداوند از بنده خود راضی است، اما اکثر مردم - خدا نکند - از خدا راضی نیستند. می‌گویند: «نه، اینطور است»، «نه، آنطور است» و غیره. کسانی که از او راضی نیستند، ضرر کرده‌اند - هر کاری که ممکن است انجام دهند. زیرا افرادی که با خدا مخالفت می‌کنند، نه تعادل دارند و نه عقل. هر چقدر هم که بگویند: «ما تحصیل‌کرده هستیم، ما بافرهنگ هستیم» - تحصیلات آنها سطحی و بی‌ارزش است. کسانی که با خداوند متعال مخالفت می‌کنند، چیزی جز این نیستند. بنابراین باید به آنها ترحم کرد. آنها خود را چیزی می‌پندارند و متکبرانه رفتار می‌کنند. بسیار قدرتمندتر از آنها نیز با خدا مخالفت کرده‌اند. و آنها برای همیشه در زیان و ضرر ماندند. خداوند ما را از این امر حفظ کند.

2025-06-28 - Lefke

كُلُّ ٱمۡرِيِٕۭ بِمَا كَسَبَ رَهِينٞ (52:21) هر انسانی در گرو اعمال خویش است. او باید پاسخگوی تمام کارهایی باشد که انجام داده است. در پیشگاه الله، قادر متعال، هر فردی شخصاً مسئول اعمال خود است. انسان پاداش عبادات، اطاعت و تمام اعمال نیک خود را دریافت خواهد کرد. هیچ کدام از اینها بی پاداش نخواهد ماند. هیچ عملی در این دنیا بدون نتیجه نمی‌ماند. پس چه چیزی می‌تواند از دست برود؟ اگر از گناهان خود توبه کنی و از الله طلب بخشش کنی، او آنها را محو خواهد کرد. الله این گناهان را به طور کامل پاک می‌کند. اما اگر لجباز و مغرور بمانی، به گناه ادامه دهی و حتی دیگران را به آن ترغیب کنی، آنگاه عذاب در انتظار توست. مورد بازخواست قرار خواهی گرفت و آنگاه خواهی دید که لجاجتت چه چیزی برایت به ارمغان آورده است. به همین دلیل گفته می‌شود: «یک نفس در این دنیا ارزشمندتر از هزار سال در زیر خاک است.» زیرا تا زمانی که زنده هستی، با هر نفس فرصت توبه و بخشش داری. بعد از آن خیلی دیر است. به محض اینکه انسان چشمان خود را برای همیشه ببندد، دفتر اعمالش نیز مهر و موم می‌شود. آنگاه دیگر فرصتی برای انجام کار نیک وجود ندارد. اما پیامبر ما (صلی الله علیه و آله) به ما آموخته است که پاداش سه چیز همچنان ادامه دارد. اول: فرزند صالحی که برای انسان دعا کند. اعمال نیک او نیز به نفع انسان خواهد بود. دوم: دانشی که انسان به دیگران منتقل کرده و دیگران از آن بهره‌مند می‌شوند. سوم: صدقه جاریه‌ای که انسان از خود به جا گذاشته است. اینها کارهایی برای رفاه جامعه هستند - مانند چاه، آب انبار، مسجد، مدرسه، بیمارستان یا یتیم خانه. دعاهای کسانی که از این اعمال نیک بهره‌مند می‌شوند نیز به این شخص می‌رسد و مستجاب می‌شود. اما اگر نه چنین اعمال نیکی انجام داده باشی و نه چنین کاری از خود به جا گذاشته باشی و علاوه بر آن گناهان زیادی مرتکب شده باشی... ...و گویی این کافی نبوده، علیه الله قیام کرده و با او به مقابله برخاسته باشی... ...آنگاه وضعیت تو نه تنها دشوار، بلکه فاجعه‌بار خواهد بود. خداوند ما را از این امر حفظ کند. این بدان معناست که انسان در آخرت نتیجه تمام اعمال خود را خواهد دید. كُلُّ ٱمۡرِيِٕۭ بِمَا كَسَبَ رَهِينٞ (52:21) همانطور که نوشته شده است. مانند یک گرو - یعنی نگه داشته شده و در بازداشت. اگر چیزی برای بازخرید این گرو داشته باشد، می‌تواند بپردازد و آزاد شود. اما اگر بگوید: «چیزی برای پرداخت ندارم»، به او گفته می‌شود: «پس به آن طرف، به سمت چپ برو.» اگر هنوز چیز خوبی در کتاب تو باشد، شاید بعد از سال‌ها دوباره آزاد شوی. اما اگر هیچ عمل نیکی نداشته باشی، برای همیشه در آنجا خواهی ماند. خداوند ما را از این امر حفظ کند. ان‌شاءالله خداوند ما را از پیروی نفس خود باز دارد.

2025-06-27 - Lefke

الله متعال می‌فرماید: هنگامی که تو را از سرزمینت به هجرت فراخواندیم، دل‌های برخی از مؤمنان پر از نگرانی بود. اما هنگامی که زمان هجرت فرا رسید، فرمان الله متعال باید بدون چون و چرا اجرا می‌شد. هر چیزی زمان معین و لحظه مناسب خود را دارد. تا زمانی که وقتش نرسیده باشد، هیچ اتفاقی نمی‌افتد، هر چقدر هم که تلاش کنی. اما مسلماً برخی به دلیل پیش نرفتن امورشان دچار ناامیدی و یأس می‌شوند. آنها شکایت می‌کنند: «چه کار کنیم؟ دعا می‌کنیم، اما به نظر می‌رسد دعاهایمان مستجاب نمی‌شود.» در حالی که همه چیز در دست الله است. همه چیز تحت فرمان و قدرت اوست. هر زمان که او بخواهد، اتفاق می‌افتد. در هر کاری که او انجام می‌دهد، حکمتی برای ما انسان‌ها نهفته است. در هر لحظه‌ای که انسان تجربه می‌کند، حکمت‌هایی وجود دارد. اما کسی که بیشترین حکمت به او عطا شده، پیامبر ما، صلی الله علیه و آله و سلم، است. هر حرکت، هر کلمه، هر نشانه و هر دستور او سرشار از حکمت است. اما چون انسان فقط انسان است، تا زمانی که حکمت پشت آن را درنیابد، نوعی مقاومت در او وجود دارد، هر چقدر هم که تلاش کند. یا از خود می‌پرسد: «چه حکمتی در آن نهفته است؟» به همین دلیل هجرت پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، نیز به دستور مستقیم الله متعال انجام شد. پس از سال‌ها اقامت در مکه مکرمه، هنگامی که فرمان الله به او رسید، زمان اقامتش در آنجا به پایان رسید. او باید پیشرفت می‌کرد و به همین دلیل به مدینه منوره هجرت کرد. نه به خاطر ترس. راه پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، می‌توانست بدون هیچ مانعی آسان باشد. اما او این راه را پیمود تا به مردم بیاموزد، برای آنها الگو باشد و پیش از ورود به مدینه منوره، معجزاتی را تجربه کنند. در آنجا خورشید اسلام بیشتر درخشید. تمام جهان این نور را دید. هر کس که برای آن مقدر شده بود، سهم خود را از آن گرفت. هر کس که مقدر نشده بود، نگرفت. هجرت پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، از مکه به مدینه، یعنی از مکه مکرمه به مدینه منوره، در آن زمان یک فرمان الهی بود. هجرت برای مؤمنان در آن زمان واجب بود. زیرا هجرت کردن کار آسانی نیست. رها کردن تمام دارایی و شروع دوباره در مکانی غریب، آزمایشی دشوار است. اما یاران بزرگوار همه چیز را رها کردند و بدون هیچ نگاهی به عقب هجرت کردند. آنها از پیامبرشان، صلی الله علیه و آله و سلم، پیروی کردند. اما پس از فتح مکه مکرمه، پیامبر اعلام کرد: «پس از این روز، دیگر هجرتی وجود ندارد.» بدین ترتیب فرمان عمومی هجرت لغو شد. پس هجرت چه زمانی ممکن است؟ هجرت می‌تواند زمانی ضروری شود که مردم مورد ظلم قرار گیرند یا در سختی شدید باشند. اما در این صورت دیگر فرمان الهی نیست. هجرت به عنوان یک فرمان عمومی فقط در زمان پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، وجود داشت. آنچه امروز می‌بینیم، افرادی هستند که به دلایل مختلف پناهنده می‌شوند یا مهاجرت می‌کنند - این موضوع دیگری است. در برخی کشورها حتی پایداری و مقاومت، ارزشمندتر از هجرت است. به جای اینکه کشور را به کفار واگذار کنی، تا زمانی که توانایی ایستادگی داری، بهتر است برای خودت و اسلام در آنجا بمانی و مقاومت کنی. زیرا اینها سرزمین‌های مسلمانان است. اگر تو بروی، نفر بعدی می‌رود و نفر بعدی هم، پس چه کسی آنجا می‌ماند؟ به کفار می‌رسد. بنابراین مسلمانان باید در این مورد هوشیار باشند. باید بدانند چه می‌کنند. کسانی که امروز راه می‌افتند و می‌گویند: «پیامبر هجرت کرده، پس ما هم هجرت می‌کنیم»، اغلب از الگوی واقعی پیامبر پیروی نمی‌کنند. کارهایی انجام می‌دهند که واجب نیست. الله ما را از این کار حفظ کند. ما در آخرالزمان زندگی می‌کنیم و زمانه سخت است. مردم به دلایل مختلف، حتی از یک کشور اسلامی، وطن خود را ترک می‌کنند تا در جای دیگر به دنبال پول و رفاه باشند. اما بهترین کار این است که در وطن خود بمانیم، به روش حلال امرار معاش کنیم و زندگی‌مان را بگذرانیم. ان‌شاءالله این راه بهتر و پربرکت‌تر است. الله همه ما را به راه راست هدایت کند.

2025-06-26 - Lefke

ما در اولین روز مبارک سال جدید خود ایستاده‌ایم. ما در سال ۱۴۴۷ هجری قرار داریم. از زمان پیامبر ما (صلی الله علیه و آله) سال‌های بسیاری گذشته است. مؤمنان از ارزش آن آگاهند. کسانی که ایمان ندارند سال نو را به روش خود با امور بیهوده جشن می‌گیرند. برخی به‌طور کم، برخی زیاد از حد زیاده‌روی می‌کنند، برخی کاملاً افکار خود را از دست می‌دهند. اما روز بعد، هیچ‌یک از آن‌ها باقی نمانده است. برای چه جشن گرفته‌اند، چرا شاد بوده‌اند - خودشان هم نمی‌فهمند. می‌پرسند: 'ما چنین جشن گرفتیم، اما چه اتفاقی افتاد؟' اما می‌بینند: همه چیز مانند قبل است، هیچ تغییری نکرده است. تنها چیزی که تغییر کرده است، خود انسان است. تنها یک سال بزرگتر شده است. اما سال هجری متفاوت است، الحمدلله. ما سال گذشته را با عبادت به پایان می‌رسانیم و سال جدید را با تعهدات جدید آغاز می‌کنیم. این سال را نیز، زمانی که زمانش رسید، با عبادت، شکرگزاری، حمد و دعا سپری می‌کنیم. و الله برای آن پاداش و اجر عطا می‌کند. بنابراین آن‌ها چیزی از دست نداده‌اند بلکه سود کرده‌اند. سال ما سالی است که با بدی، بلکه با نیکی آغاز می‌شود. ما با دعا کردن برای خود، خانواده‌مان، فرزندانمان، وطن و امتمان وارد این سال می‌شویم. ما وارد این سال می‌شویم با درخواست برکت و خیر. با درخواست نیکی واقعی. ما دعا می‌کنیم که ایمان مؤمنان رشد کند. ما برای دیگران نیز خیر می‌خواهیم و می‌خواهیم که آن‌ها نیز به هدایت بیایند. ما دعا می‌کنیم که آن‌ها نیز این روزهای زیبا و این زمان‌های مبارک را تجربه کنند. ما برای هیچ‌کس بد نمی‌خواهیم. ما می‌خواهیم که ظلم ظالمان به پایان برسد. الله متعال، به مظلومان پاداش بی‌پایان و بی‌شمار عطا می‌کند. پاداش صبر مظلومان، همانطور که در آیه گفته شده (۳۹:۱۹): إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَيْرِ حِسَابٍ به‌راستی، صابران به آن‌ها پاداش بدون حساب داده می‌شود. نه ده، صد، هزار کار خوب، بلکه بدون حساب - دیگر محاسبه‌ای وجود ندارد. الله متعال به آن‌ها از خزائن خود عطا می‌کند. این روز مبارک، اولین روز محرم است. باشد که الله این سال مبارک ما را وسیله‌ای برای خیر قرار دهد. برای یک فرد مؤمن، همه چیز خوب است. تنها چیزی که تغییر می‌کند این است که یک سال دیگر از زندگی گذشته است. الحمدلله، آخرین عبادت بزرگ سال گذشته برای کسانی که توانستند انجام دهند حج بود. افرادی نیز بودند که نتوانستند فریضه حج را به جا آورند. باشد که الله حج کسانی را که توانستند بروند، بپذیرد. بسیاری نتوانستند بروند. حتی کسانی بودند که تا دروازه‌های مکه آمدند اما به داخل راه داده نشدند. آن‌ها نیت داشتند و واقعاً تا آنجا رفتند. الله حتماً حج آن‌ها را نیز می‌پذیرد. زیرا پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) نیز همان وضع را تجربه کرد. او برای حج خارج شد، اما مانعش شدند. پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) در حدیبیه از حالت احرام خارج شد و قربانی‌اش را ذبح کرد. در این سال نیز کسانی بودند که قصد حج داشتند و تا مرز آمدند ولی نتوانستند کعبه را زیارت کنند و به عرفات بروند. الله حتماً پاداش و کارهای نیک آن‌ها را نیز به رسمیت می‌شناسد. زیرا 'اعمال بر اساس نیت‌ها است.' آنان نیت داشتند و تا آنجا سفر کردند با این فکر: 'چگونه می‌توانیم راهی برای وارد شدن پیدا کنیم؟' انشاءالله سهم روحانی این حج به آن‌ها نیز رسید. باشد که الله آن‌ها را بپذیرد. آخرین عبادت بزرگ سال گذشته حج بود که یک واجب است. و اکنون دوباره از اول شروع می‌کنیم. ماه محرم که در آن قرار داریم نیز یکی از ماه‌های مقدس است. قبلاً در این ماه روزه گرفته می‌شد، سپس الله متعال این را به رمضان تغییر داد و روزه رمضان را واجب کرد. روزه در این ماه واجب نبود، بلکه داوطلبانه بود. روزه گرفتن از اول تا دهم محرم نیز بسیار دارای ارزش است. اما مهمترین چیز روز عاشورا است. اولین این روزهای باارزش، عاشورا، دهمین روز محرم است. این روز روزه‌ای و وظایف خاصی دارد. هر کس این را انجام دهد، اولین پاداش بزرگ سال جدید را دریافت می‌کند. چنانچه گفتیم، در روز نهم و دهم یا دهم و یازدهم روزه گرفته می‌شود، بسته به اینکه چگونه شده باشد. یا سه روز یا از اول تا دهم - می‌توان به هر طریقی که دوست دارد روزه گرفت. این روزها هدیه‌ای از جانب الله متعال برای انسان مؤمن و مسلمان است. بعد از آن، ربیع الاول، ماه تولد مبارک پیامبر ما می‌آید. ماه ربیع الاول نیز ماه بزرگ و مبارکی است. در این ماه مولود مبارک پیامبر ما است. حال برخی افراد ناآگاه می‌گویند: 'این بدعت است، این بدعت است'. در حالی که پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) هر دوشنبه روزه می‌گرفت. هنگامی که از علت آن پرسیده شد، فرمود: 'من در این روز متولد شدم.' یعنی پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) هر هفته تولد خود را با روزه گرفتن در روز دوشنبه، در روز تولدش، جشن می‌گرفت. آیا زیاد است اگر ما یک بار در سال جشن بگیریم؟ بعد از آن، اوقات مبارک مانند رجب، شعبان، رمضان، جشن‌ها، شب قدر فرا می‌رسند. همه در این سال گنجانده شده‌اند. بدین معنا که از ابتدا تا انتها سال خالی نیست. برای یک مسلمان، نه زندگی و نه زمان خالی نیست. هر لحظه پر از معناست. هیچ لحظه‌ای خالی نیست. همانطور که هیچ چیز در جهان خالی نیست... ...اسلام چگونه می‌تواند خالی باشد؟ او اصلاً خالی نیست. کسی که زندگی خالی دارد، انسانی بدون ایمان، بدون چیزی - او کسی است که واقعاً خالی است. هر چند که خود را کسی خاص می‌پندارد، او انسانی خالی است. او به دنبال انسان‌های خالی می‌دود. افرادی که او پر می‌پندارد، در واقع خالی هستند. چیزی در آنها نیست. کسی که واقعاً پر است، با اذن الله مؤمن است. هر دقیقه او ارزشمند است. انشاءالله هر لحظه‌ای از او پر از رحمت الله و اعمال نیک است. باشد که الله این روزهای ما را برکت دهد. انشاءالله در این سال جدید مهدی علیه‌السلام را می‌فرستد. این است که ما انتظار داریم. این روز به‌روز نزدیک‌تر می‌شود. امید ما این است که انشاءالله این سال رخ دهد.

2025-06-25 - Dergah, Akbaba, İstanbul

الحمد لله که امروز طبق تقویم هجری، آخرین روز سال است. سال جدید طبق تقویم اسلامی امشب آغاز می‌شود. این سال مسلمانان است. باشد که الله این سال جدید را برکت دهد، ان شاء‌الله. باشد که به سوی خوبی هدایت کند. باشد که به اسلام پیروزی بخشد، باشد که مهدی علیه‌السلام بیاید، ان شاء‌الله. مولانا شیخ ناظم عادت داشت که بگوید: «ما هر شب انتظار مهدی علیه‌السلام را می‌کشیم.» حتی اگر از سالی به سالی منتظر بمانیم، این هم خوب است. این تقویم از زمانی شمرده می‌شود که پیامبر ما - صلوات الله علیه - به مدینه المنوره هجرت کرد. هرچند که الله قادر مطلق پیش از این روزها و سال‌ها را به انسان‌ها وصف کرده بود، اما تقویم اسلامی که روزها، ماه‌ها و هفته‌ها را برای عبادت‌ها و دیگر وظایف معین می‌کند، فقط در زمان پیامبر ما - صلوات الله علیه - به صورت نهایی تعریف شد. پیش از آن مردم می‌توانستند ماه‌ها را به دلخواه تغییر دهند، اما از زمان پیامبر ما - صلوات الله علیه - دیگر این کار ممکن نبود. تمامی عبادت‌ها، اوامر و نواهی ما به این تقویم بستگی دارند. گرفتن این تقویم به عنوان مبنا یک تکلیف اسلامی است. بسیاری تلاش کرده‌اند آن را از بین ببرند، اما الله قادر مطلق آن را حفظ کرده است. و به اذن الله، تا روز قیامت باقی خواهد ماند. این روزها روزهای مبارک هستند - امروز آخرین روز ماه ذوالحجه است. هرکس بخواهد، می‌تواند امروز روزه بگیرد، اما مهم‌ترین این است که روزه در ماه محرم ارزشی بیشتر دارد. به‌خصوص روز نهم و دهم محرم یا روز دهم و یازدهم. روز عاشورا به تنهایی روزه گرفته نمی‌شود - یا همراه با روز قبل، یعنی نهم و دهم، یا با روز بعد، یعنی دهم و یازدهم، یا هر سه باهم. این روزها دارای پاداش و فضیلت بزرگی هستند. باشد که الله آنها را مبارک گرداند. اسلام پیروز باشد. پیروزی همیشه از آن اسلام است. مردم در اسلام در حال حاضر پیروز شده‌اند. حتی اگر به نظر برسد که رنج می‌برند - کسی که با الله است، همیشه پیروز است. باشد که الله سال جدید ما را مبارک گرداند. باشد که او همیشه روزهای ما را پر برکت کند، ان شاء‌الله. باشد که به سوی خوبی هدایت کند. باشد که او ما را از شر شیطان حفظ کند. باشد که او ما را از فتنه حفظ کند، ان شاء‌الله. باشد که به سوی خوبی هدایت کند - باشد که در فزونی و برکت زندگی کنیم، بدون وابستگی به کسی، ان شاء‌الله.

2025-06-24 - Dergah, Akbaba, İstanbul

ما شاءالله كان وما لم يشأ لم يكن به خواست الله، قادر و متعال، آنچه او مقرر کند اتفاق می افتد و آنچه او مقرر نکند اتفاق نمی افتد. این چیزی است که مؤمنین هرگز نباید فراموش کنند. بدون خواست الله هیچ اتفاقی نمی‌افتد. به همین دلیل همه چیز در این دنیا - اینکه چه وقت زندگی می‌کنیم، کجا هستیم - به تقدیر الله اتفاق می‌افتد. بنابراین یک مؤمن به هیچ دلیلی وحشت نمی‌کند. او نگران نمی‌شود با "چه اتفاقی افتاده، چه چیزی در جریان است؟"؛ او تسلیم می‌شود. همانطور که پیامبر ما (صلوات الله علیه) فرمود: اسلم، تسلم. تسلیم شو، سپس آرامش می‌یابی. این یک کلام زیباست. اگر تسلیم شوی، نجات می‌یابی. فکر کردن: "نه، او این کار را کرد، او آن کار را انجام داد، حالا چه اتفاقی افتاده است؟" این گونه نگرانی‌ها و غم‌ها چیزی را تغییر نمی‌دهند و هیچ فایده‌ای برایت ندارند. مهم این است که در راه راست بمانی و عباداتت را ادامه دهی. در نهایت، مهمترین چیز این است که ایمان خود را حفظ کنیم. فکر نکنید "دنیا به پایان می‌رسد، همه چیز فرو می‌پاشد" - این نباید شما را نگران کند. این برای شما چیزی نمی‌آورد. چون در هر حال نمی‌توانید چیزی را تغییر دهید. آنچه معتبر است، ارادهٔ الله است. این را قبول می‌کنی و به آرامش می‌رسی. در غیر این صورت می‌گویی: "به من حملهٔ پانیک دست داد، این برایم اتفاق افتاد، آن برایم اتفاق افتاد." به کارهای خودت توجه کن، به کارت ادامه بده و به الله توکل کن. خداوند همهٔ ما را حفظ کند. خداوند به همهٔ ما ایمان قوی عطا کند. زیرا وقتی ایمان قوی است، یک مؤمن به هیچ چیزی اهمیت نمی‌دهد.

2025-06-23 - Dergah, Akbaba, İstanbul

وَأَذِّن فِي ٱلنَّاسِ (22:27) پس از آنکه پیامبر ابراهیم (علیه السلام) خانه خدا را بنا کرد، مردم را به نماز فراخواند. به هر کسی که این ندای را شنید، مقرر شد که حج را به جا آورد. اذان رحمتی بزرگ است که الله، خدای قادر و بلندمرتبه به مؤمنان ارزانی داشت. پنج بار در روز طنین‌انداز می‌شود. پنج بار در روز مردم را به حضور الله، خدای قادر و بلندمرتبه فرا می‌خواند. بنابراین این اذان بی‌نهایت ارزشمند است. مردم ارزشی که دارد را نمی‌دانند. شکر الله که مردم در کشورهای اسلامی آن را پنج بار در روز می‌شنوند. پنج بار در روز به یاد الله، خدای قادر و بلندمرتبه می‌افتند – چه توجه کنند و چه نکنند. مهم این است که آن ندای زیبا را می‌شنوند، زیرا برکتش به مردم می‌رسد. در آن برکت است. چه نماز بخوانند و چه نخوانند، چه بفهمند و چه نفهمند – خود اذان رحمتی بزرگ است. چرا که جبرئیل (علیه السلام) نیز اذان را در آسمان‌ها اعلام می‌کند. این اذان را که پیامبر ما (درود و سلام بر او باد) پس از تأیید خواب اصحابش با صداهای زیبا اعلام کرد، با اجازه الله تا روز قیامت طنین‌انداز خواهد شد. به مردم ارزش زمان را یادآوری می‌کند – ارزش عمر آن‌ها. چند سال پیش به یک کشور غیر اسلامی سفر کردیم. برای ما این طبیعتاً بدیهی بود، زیرا همیشه در کشورهای اسلامی زندگی کرده بودیم. در سال ۱۹۸۰ برای اولین بار به انگلستان، به لندن سفر کردیم. در آنجا اذان در بیرون شنیده نمی‌شد. فقط زمانی که دیگر اذان را نمی‌شنوید، متوجه می‌شوید که چگونه یک روز به همین سادگی می‌گذرد و سپس ارزش آن را درک می‌کنید. این ساده است... چیزی آنجا نیست. بدون اذان حسی از زمان وجود ندارد و هیچ احترام به زندگی وجود ندارد. این اذان است که به زندگی معنا و ارزش می‌بخشد. پنج بار در روز مردم را به سوی الله فرا می‌خواند، آن‌ها را به هدایت، به توفیق، به نماز و به تقوا دعوت می‌کند – این چیزی خارق‌العاده است. همان‌طور که می‌گویند: ارزش یک چیز را وقتی می‌فهمی که آن را از دست داده‌ای. الله، خدای قادر و بلندمرتبه، همه چیزهای زیبا را به مؤمنان و مسلمانان عطا کرده است. در اسلام هیچ چیز بدی وجود ندارد، اما مردم نمی‌دانند. این رحمتی بزرگ است. این زیبایی بزرگی است. بدون این اذان همه چیز خالی و بی‌معنی است. شکر الله که آن را در تکایا و مساجد خود هنگام سفر به کشورهای غیر اسلامی می‌شنویم. اما به دلیل اینکه مردم بیرون آن را نمی‌شنوند، در آنجا نوعی خلا وجود دارد. مردم آنجا در جستجوی چیزی هستند که این خلا را پر کند. بنگر که پروردگار ما که ما را آفریده است، الله، خدای قادر و بلندمرتبه، این زیبایی را به همه مردم پیشنهاد داده است. مسلمان یا غیرمسلمان... کسی که آن را می‌پذیرد، پذیرفته است. کسی که نمی‌پذیرد، بر کنار مانده است. و سپس به کلافگی و ناامیدی می‌افتد. بنگر، برکت اذان بی‌اندازه است. پیامبر (درود و سلام بر او باد) می‌گوید که مؤذن که اذان می‌گوید، مزدی به‌اندازه‌ی گستره‌ی صدای خود دریافت می‌کند. امروزه آنها سیستم‌های عجیبی ایجاد کرده‌اند. به مؤذن حقوق می‌پردازند و این همه چیز است. اما مؤذن خودش اذان نمی‌گوید؛ اذان از دستگاهی پخش می‌شود. بدین‌وسیله خود را از این مزد محروم می‌کنند. خداوند به این مردم هدایت عطا کند. باشد که به آن‌ها بینشی بدهد تا به سنت بازگردند، ان شاءالله.