السلام عليكم ورحمة الله وبركاته أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. والصلاة والسلام على رسولنا محمد سيد الأولين والآخرين. مدد يا رسول الله، مدد يا سادتي أصحاب رسول الله، مدد يا مشايخنا، دستور مولانا الشيخ عبد الله الفايز الداغستاني، الشيخ محمد ناظم الحقاني. مدد. طريقتنا الصحبة والخير في الجمعية.

Mawlana Sheikh Mehmed Adil. Translations.

Translations

2026-01-06 - Dergah, Akbaba, İstanbul

پیامبر ما (درود و سلام الله بر او باد) می‌فرماید: هر کس که به دنبال رضایت مردم باشد و در این راه از دستورات الله سرپیچی کند، باخته است. یعنی: اگر سخن باطل بگویی، تنها برای اینکه مردم تو را دوست داشته باشند یا چون آن‌ها این‌گونه می‌خواهند، هیچ سودی نخواهی برد. این کار مطلقاً هیچ فایده‌ای برایت ندارد. چرا که انسان ذاتاً ناسپاس است. شاید خوشحال شوی و گمان کنی کار خوبی انجام داده‌ای. اما حتی اگر نیکی کنی، مردم اغلب آن را فراموش می‌کنند. با کوچک‌ترین بهانه‌ای، علیه تو می‌شوند. بنابراین، رضایت الله باید بالاتر از رضایت مردم قرار گیرد. پیروی از او در آنچه می‌خواهد، دوست دارد و فرمان می‌دهد؛ این همان سود واقعی برای توست. اما اگر تنها برای اینکه مردم تو را بپسندند یا این و آن تو را دوست داشته باشند عمل کنی، آن‌ها تو را به یک میمون دست‌آموز تبدیل می‌کنند. به این سو و آن سو می‌پری تا آن‌ها را سرگرم کنی، بالا و پایین می‌جهی، اما این هیچ سودی برایت ندارد. بنابراین هدف اصلی تو باید کسب رضایت الله باشد. این همان چیزی است که در این دنیا ارزش دارد و سود حقیقی می‌آورد. تنها در این صورت است که ارزشمند خواهی بود. وگرنه به موجودی بی‌ارزش و زائد تبدیل می‌شوی؛ تنها یک انسان معمولی، یا موجودی مانند دیگران. اگر سعی کنی همه را راضی نگه داری، ارزش خود را از دست می‌دهی. تو ارزش خود را بر باد داده‌ای. ارزش واقعی در این است که نزد الله ارزشمند باشی. مهم همین است. چنین انسانی برای دیگران نیز ارزشمند خواهد بود. حتی اگر فقیر و نیازمند باشد؛ کسی که در راه الله است، ارزشمند است. الله همه ما را از زمره چنین انسان‌هایی قرار دهد، ان‌شاءالله. بیایید بازیچه دست دیگران نشویم، ان‌شاءالله.

2026-01-06 - Bedevi Tekkesi, Beylerbeyi, İstanbul

کتاب اول را به پایان رساندیم، ان‌شاءالله. و کتاب دوم را آغاز کردیم. بیایید اگر الله بخواهد، دوباره سخنان و احادیث زیبای پیامبرمان (صلی الله علیه و آله و سلم) را بخوانیم. إِذَا أَدَّيْتَ زَكَاةَ مَالِكَ فَقَدْ قَضَيْتَ مَا عَلَيْكَ پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «هرگاه زکات مالت را بپردازی، همانا وظیفه‌ات را انجام داده‌ای و حق آن مال را ادا کرده‌ای.» این مال تنها امانتی نزد توست. باید حق این امانت ادا شود. در امانت نباید خیانت شود. زکات یک واجب (فرض) است. و از ارکان اسلام محسوب می‌شود. پس وقتی آن را محاسبه و پرداخت کردی، دیگر مسئولیتی بر گردنت نیست. پاداش و برکت آن برایت باقی می‌ماند. إِذَا أَدَّيْتَ زَكَاةَ مَالِكَ فَقَدْ أَذْهَبْتَ عَنْكَ شَرَّهُ پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) باز می‌فرماید: «هرگاه با پرداخت زکات مالت وظیفه‌ات را انجام دهی، شر آن مال را از خود دور کرده‌ای.» اما اگر نپردازی، این مال برایت مایه شر خواهد شد. سودی نخواهد داشت؛ زکات پرداخت‌نشده به صورت شر در تو باقی می‌ماند. اینکه چنین شری بر دوش انسان باشد، خوب نیست. برای رفع این شر، باید مال را پاک کرد؛ باید زکات بدهی. بدین ترتیب خود را از شر رها می‌کنی و هم‌زمان پاداش و خشنودی الله را به دست می‌آوری. إِنَّ الصَّدَقَةَ لَا تَزِيدُ الْمَالَ إِلَّا كَثْرَةً پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «همانا صدقه تنها باعث افزونی مال می‌شود.» یعنی: نترسید که مال با انفاق کم شود؛ برعکس، زیاد می‌شود. إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَمْ يَفْرِضِ الزَّكَاةَ إِلاَّ لِيُطَيِّبَ بِهَا مَا بَقِيَ مِنْ أَمْوَالِكُمْ وَإِنَّمَا فَرَضَ الْمَوَارِيثَ لِتَكُونَ لِمَنْ بَعْدَكُمْ أَلاَ أُخْبِرُكَ بِخَيْرِ مَا يَكْنِزُ الْمَرْءُ؟ الْمَرْأَةُ الصَّالِحَةُ إِذَا نَظَرَ إِلَيْهَا سَرَّتْهُ، وَإِذَا أَمَرَهَا أَطَاعَتْهُ، وَإِذَا غَابَ عَنْهَا حَفِظَتْهُ پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «همانا الله متعال زکات را واجب نکرد مگر برای اینکه باقی‌مانده اموالتان را با آن پاکیزه گرداند.» این بدان معناست که: وقتی زکات می‌دهی، اموالت پاک می‌شود و آن مال کاملاً پاک و حلال می‌گردد. وقتی می‌خوری و می‌نوشی، لقمه حلال مصرف می‌کنی. آنگاه خوراک فرزندان و خانواده‌ات حلال است. اگر چنین نکنی، آن مال به صورت شر وارد وجود انسان می‌شود. گویی به فرزندان و خانواده‌ات زهر خورانده‌ای. به همین دلیل، زکات برای پاکسازی مال است. همچنین می‌فرماید: نترسید که با پرداخت زکات، مالتان کم شود. او همچنین اموال شما را میراث قرار داد تا پس از مرگتان برای بازماندگان باقی بماند. میراث نیز یک حق است. مرگ قطعی است و میراث حلال است. مالی که زکاتش پرداخت شده باشد، برای بازماندگان نیز رزق و روزی پربرکتی خواهد شد. «آیا تو را از بهترین گنجی که انسان می‌تواند ذخیره کند باخبر سازم؟» زیباترین چیزی که انسان می‌تواند داشته باشد چیست؟ آن زن صالح (شایسته) است. یعنی همسر صالح. پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره می‌فرماید: «هرگاه مرد به او بنگرد، شادمانش کند؛ هرگاه به او فرمانی دهد، اطاعتش کند؛ و هرگاه از او غایب باشد، آبرو (و امانت) او را حفظ نماید.» أَقِمِ الصَّلَاةَ، وَآتِ الزَّكَاةَ، وَصُمْ رَمَضَانَ، وَحُجَّ الْبَيْتَ وَاعْتَمِرْ، وَبِرَّ وَالِدَيْكَ، وَصِلْ رَحِمَكَ، وَأَقْرِ الضَّيْفَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ، وَانْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ، وَزُلْ مَعَ الْحَقِّ حَيْثُ زَالَ پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «نماز را به پا دار.» یعنی: نمازت را کامل، سروقت و در مکان مناسب به جای آور. «زکات بده.» پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید که این نیز فرمان الله است. «در ماه رمضان روزه بگیر.» «حج و عمره را به جای آور.» هر کس توانایی دارد، باید حج و عمره را انجام دهد. «به والدینت نیکی کن.» یعنی با مادر و پدرت به نیکی (احسان) رفتار کن. «صله رحم را به جا آور.» «مهمان را اکرام کن.» «امر به معروف و نهی از منکر کن.» پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «با حق باش هر جا که حق به آن سو رود.» این پندها و دستورات فوق‌العاده‌اند. یک مؤمن و مسلمان باید برای عمل به آن‌ها تلاش کند و از آن‌ها پیروی نماید. إِنَّ فِي الْمَالِ لَحَقًّا سِوَى الزَّكَاةِ پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم): «همانا در مال، حقی غیر از زکات نیز وجود دارد.» یعنی حتی پس از پرداخت زکات، حقوق دیگری نیز باید ادا شود. لَيْسَ فِي الْمَالِ حَقٌّ سِوَى الزَّكَاةِ پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «در مال حقی جز زکات وجود ندارد که واجب باشد.» این بدان معناست که: اگر زکاتت را پرداخته‌ای، مال کسی را ندزدیده‌ای و آن مال شرعاً متعلق به توست، آنگاه وظیفه انجام شده است. وقتی زکات پرداخت شد، آن مال برایت پاک و حلال است؛ به پاکی شیر مادر. الْإِسْلَامُ أَنْ تَشْهَدَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ وَتُقِيمَ الصَّلَاةَ، وَتُؤْتِيَ الزَّكَاةَ، وَتَصُومَ رَمَضَانَ، وَتَحُجَّ الْبَيْتَ إِنِ اسْتَطَعْتَ إِلَيْهِ سَبِيلًا پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: ارکان اسلام به شرح زیر است: اینکه گواهی دهی هیچ معبودی جز الله نیست و محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) فرستاده الله است. این اولین شرط است. دوم، اینکه نماز را برپا داری. اینکه زکات را بپردازی. اینکه ماه رمضان را روزه بگیری. و اگر توانایی آن را داری، خانه خدا (کعبه) را زیارت کنی و حج را به جا آوری. این‌ها ارکان اسلام هستند، اموری که پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) به آن‌ها فرمان داده است. همه این‌ها جواهرند، این‌ها گنجینه‌های حقیقی هستند. گنجینه‌هایی برای آخرت. الله همه این‌ها را به انسان‌ها ارزانی دارد، ان‌شاءالله. رسول الله راست گفت در آنچه فرمود، یا بدان گونه که فرمود.

2026-01-05 - Dergah, Akbaba, İstanbul

ذَٰلِكَ هُدَى ٱللَّهِ يَهۡدِي بِهِۦ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦۚ وَلَوۡ أَشۡرَكُواْ لَحَبِطَ عَنۡهُم مَّا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ الله، آن قادر متعال و بلندمرتبه، می‌فرماید: الله هر که را بخواهد هدایت می‌کند. او هدایت را به هر کس که اراده کند، عطا می‌فرماید. این نعمت به هر کسی داده نمی‌شود. هر کس به آن دست یابد، سودی عظیم برده است، سودی ابدی. اما اگر دیگران الله را انکار کنند یا برای او شریک قائل شوند، تمام اعمالشان تباه می‌شود. حتی اگر مالک تمام دنیا باشند، حتی اگر همه چیز را در دستان خود داشته باشند: مال دنیا در آخرت سودی ندارد. تنها با ایمان می‌توان به آنجا رسید. کسانی که ایمان ندارند، مجازات آن را خواهند کشید. به همین دلیل، این هدایت فضل و بخششی خالص از جانب الله، آن قادر و متعال است. شکر الله، کسانی که وسیله‌ای برای این هدایت هستند نیز این پاداش را دریافت می‌کنند. مولانا شیخ ناظم وسیله‌ای برای هدایت انسان‌های بسیاری شدند. همچنین تمام نسل‌های آنان از طریق وساطت مولانا شیخ ناظم به این سعادت نائل شده‌اند. و پاداش آن بی‌وقفه به ایشان می‌رسد. شکر الله که ما در راه ایشان قرار داریم. راه ایشان، راه راستین پیامبر ماست. این راهی بسیار زیباست که کاملاً بدون انحراف طی می‌شود. زیرا بسیاری هستند که سعی دارند این راه را تحریف کنند؛ چه آگاهانه و چه ناآگاهانه. اما این راهِ حق است، راهِ پاک. طریقتی که مولانا شیخ ناظم ما را در آن رهبری کردند، طریقت نقشبندیه، دقیقاً همان‌گونه که از پیامبر ما (درود و سلام الله بر او باد) نقل شده است، باقی مانده است، شکر الله. و تا ابد پایدار خواهد ماند. الله آن را پربرکت گرداند. الله کسانی را که در این راه قدم برمی‌دارند، ثابت‌قدم بدارد. ان‌شاءالله، او ایشان را از آزمایش‌های سخت محفوظ بدارد.

2026-01-04 - Dergah, Akbaba, İstanbul

پیامبر ما – که درود و سلام الله بر او باد – می‌فرماید: «لیس بعد الکفر ذنب». «پس از کفر، هیچ گناهی (بزرگ‌تر) وجود ندارد.» این بدین معناست که کافر بودن، بزرگ‌ترینِ تمام گناهان است. این سنگین‌ترین گناه است؛ هیچ گناهی بزرگ‌تر از آن وجود ندارد. نمی‌توان گناهان دیگری را به گردن یک کافر انداخت و گفت: «تو شراب نوشیدی، زنا مرتکب شدی یا گوشت خوک خوردی.» زیرا عظیم‌ترینِ همه گناهان پیش از این صورت گرفته است. ماهیت کفر این‌گونه است: به محض اینکه کفر پایان یابد، سایر گناهان نیز دیگر بقایی ندارند. به همین دلیل، کسانی که اسلام می‌آورند، مانند نوزاد هستند – صرف‌نظر از اینکه در گذشته چه کرده‌اند. آن‌گاه الله همه چیز را بر آنان بخشیده است. زندگی آنان از این ساعت از نو آغاز می‌شود و از این پس در راه الله پیش می‌رود. ما در زندگی دنیوی می‌بینیم: کسی این کار را کرده، آن کس را کشته، این یکی را زده است... یک کافر ممکن است این کارها را انجام دهد، اما آن‌ها به صورت جداگانه محاسبه نمی‌شوند. او قبلاً در کفر افتاده است. او هر کاری بخواهد می‌تواند بکند – در نزد الله، انکارِ او بزرگ‌ترین جرم است. هنگامی که او به نعمت اسلام مشرف می‌شود، پیامبر ما – که درود و سلام الله بر او باد – می‌فرماید: «الإسلام یَجُبُّ ما قبله». یعنی: «اسلام هر آنچه را که پیش از آن بوده است، پاک می‌کند و می‌بخشد.» البته نظم امروزی، یعنی قوانین دنیوی انسان‌ها، حکمی برای این اعمال می‌طلبد. اما به محض اینکه این شخص در نزد الله به اسلام بازگردد، همه چیز پاک می‌شود؛ او مانند نوزاد است. بنابراین حکم الله معیار همه چیز است؛ حقیقت این است. حکم انسان‌ها ارزشی ندارد، و تنها مشکلات به همراه می‌آورد. اما تا زمانی که انسان در این دنیا زندگی می‌کند، ناگزیر است که از نظم موجود پیروی کند. نمی‌توان خودسرانه حکم داد، زیرا حکم مطلق بر عهده الله است. حکم الله یک چیز است، و حکم دنیا چیز دیگر. پس از اینکه کسی اسلام آورد، در نزد الله پاداش یک نوزاد را دریافت می‌کند. مثالی برای این موضوع در زمان پیامبر ما – که درود و سلام الله بر او باد – در طول غزوه خیبر رخ داد. در آنجا چوپانی بود. این چوپان اسلام آورد و پیش از آنکه بتواند حتی یک نماز بخواند، شهید شد و به شهادت رسید. پیامبر ما – که درود و سلام الله بر او باد – لبخند زد و این مژده را داد که این شخص بدون آنکه حتی یک نماز خوانده باشد، به بهشت دست یافته است. احکام الهی این‌گونه‌اند. به همین دلیل اسلام برای انسان‌ها مایه نجات و سعادت است؛ سپاس الله را! کسانی که توفیق پذیرش آن را می‌یابند، به برکت و رحمت الله دست یافته‌اند. الله ما را در این راه استوار بدارد و از راه خود منحرف نگرداند، ان‌شاءالله.

2026-01-03 - Dergah, Akbaba, İstanbul

پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «همواره کار نیک انجام دهید.» «اگر دچار لغزشی شدید، توبه کنید.» کار نیک انجام دهید، اعمال شایسته به جای آورید. چه با کمک‌های مادی یا معنوی باشد، یا با توبه و طلب بخشش... آنگاه الله آن گناه را پاک می‌کند. الله عزوجل، بی‌نهایت مهربان است. او توبه توبه‌کننده را می‌پذیرد. شاید برخی بگویند: «ما چنین و چنان کرده‌ایم، ما گناهان بسیاری مرتکب شده‌ایم.» اما قرآن مجید و احادیث این را بشارت می‌دهند. الله عزوجل و پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «اگر گناهی کردی، به دنبال آن کار نیکی انجام ده تا الله آن گناه را ببخشاید و پاک کند.» او می‌فرماید «یمحوها»، که به این معناست: «او آن را پاک می‌کند.» یعنی آن گناه کاملاً محو می‌شود. زیرا فرشتگان همه چیز را می‌نویسند. آن‌ها هم اعمال خوب و هم اعمال بد را ثبت می‌کنند. اما گناه را فوراً نمی‌نویسند. کار نیک را بلافاصله می‌نویسند، اما برای گناه صبر می‌کنند: «شاید همین الان توبه کند.» اگر سرانجام توبه نکرد، گفته می‌شود: «بسیار خب، آن را بنویس.» آن‌ها می‌نویسند... اما اگر انسان بعداً از آن گناه توبه کند، الله آن را نیز می‌بخشد. بنابراین گناه در همان لحظه‌ای که انجام می‌شود، نوشته نمی‌شود. از این رو پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «او آن را پاک می‌کند.» و وقتی پاک شد، شکر الله، هیچ گناهی باقی نمی‌ماند. چرا که گناه بزرگترین بلا برای انسان است. رفتن به آخرت با این بار، بدبختی سنگینی است. در حالی که الله عزوجل فرصت‌های بسیاری داده است تا گناهانت بخشیده شود و پاک بیرون آیی... اما اگر بگویی: «نه، من بر این گناه اصرار می‌ورزم»، آنگاه مجازات خود را خواهی چشید. الله ما را از آن محفوظ بدارد. باشد که او توبه ما را بپذیرد. ان‌شاءالله که الله اعمال ما را بر ما ببخشاید.

2026-01-02 - Dergah, Akbaba, İstanbul

إِنَّا نَحۡنُ نَزَّلۡنَا ٱلذِّكۡرَ وَإِنَّا لَهُۥ لَحَٰفِظُونَ (15:9) الله، آن قدرتمند و بلندمرتبه، می‌فرماید: «ما قرآن مجید را نازل کردیم و ما حافظ آن هستیم.» آن تحت حفاظت است – بدون تغییر و تحریف. زیرا سایر کتاب‌های آسمانی که از زمان آدم نازل شده‌اند – تورات معروف، انجیل، زبور و تمام صحیفه‌های پیش از قرآن – تحریف و تغییر یافته‌اند. به همین دلیل قرآن مجید همان‌گونه که نازل شد، باقی مانده است؛ زیرا الله فرموده است: «ما آن را حفظ کرده‌ایم.» آخرین پیامبر، پیامبر ماست، صلی الله علیه و آله و سلم. همان‌طور که الله دین خود، اسلام را حفظ می‌کند، درباره قرآن فرموده است: «ما آن را حفظ کرده‌ایم» تا تغییر نیابد؛ و هیچ‌کس توانایی تغییر آن را نداشته است. قرآن مجید از طریق زبان مبارک پیامبر ما، صلی الله علیه و آله و سلم، به دوران ما رسیده است. اما پیش از آنکه روز قیامت فرا رسد، آن نیز از روی زمین برداشته خواهد شد. این یکی از نشانه‌های بزرگ روز قیامت است. دیگر نه مسلمانی و نه حافظ قرآنی روی زمین باقی نخواهد ماند. هنگامی که قرآن کریم را باز کنید، خواهید دید که نوشته‌ها پاک شده‌اند؛ و دیگر چیزی دیده نخواهد شد. این بدان معناست که تا آن زمان محفوظ خواهد ماند. پیش از آن زمان، قطعاً هیچ تغییری رخ نخواهد داد. اما با حکمت الله، آن قدرتمند و بلندمرتبه، هنگامی که روز قیامت نزدیک شود، قرآن به عنوان یکی از نشانه‌های بزرگ از روی زمین برداشته می‌شود. در آن زمان دیگر هیچ مسلمانی وجود ندارد، تنها کافران باقی می‌مانند؛ و الله روز قیامت را بر آنان جاری می‌سازد. این قرآن مجید کلام الله، آن قدرتمند و بلندمرتبه است. او هر چه بخواهد انجام می‌دهد؛ و هم اوست که آن را حفظ می‌کند. قرآن بر زبان پیامبر ما، صلی الله علیه و آله و سلم، جاری شد. پیامبر ما، صلی الله علیه و آله و سلم، در زمان خود اجازه ندادند احادیث شریف نوشته شوند تا سردرگمی ایجاد نشود. تا حدیث و قرآن با یکدیگر آمیخته نشوند. بدین‌سان قرآن به تقدیر الله محفوظ ماند. اما پس از پیامبر ما، صلی الله علیه و آله و سلم، صحابه شروع به نوشتن و انتقال احادیث روایت‌شده کردند. نحوه زندگی بر اساس قرآن مجید و اسلام، توسط احادیث شریف برای ما تبیین شده است. این احادیث تا به امروز به دست ما رسیده‌اند. هر کس این را بپذیرد، مسلمان واقعی است. اما کسی که به احادیث ایراد بگیرد، یا منافق است یا مسلمان نیست. زیرا کسی که به پیامبر ما احترام نگذارد، یا منافق است یا بویی از ایمان نبرده است. حتی اگر در ظاهر مسلمان به نظر برسد، در حقیقت فردی بی‌ایمان است. باید به این موضوع بسیار توجه داشت. کسانی که از راه پیامبر ما پیروی می‌کنند باید بدانند: این راه متشکل از حدیث و قرآن است. پیامبر ما، صلی الله علیه و آله و سلم، خود فرمودند: «من دو چیز را در میان شما به یادگار گذاشتم: قرآن و سنت خود را.» باید از این راه پیروی کرد. اهل بیت و تمام صحابه در این احادیث و سنت گنجانده شده‌اند. برخی تنها به «اهل بیت» استناد می‌کنند. اما در احادیث پیامبر ما، صلی الله علیه و آله و سلم، نیز بیانات بسیاری وجود دارد که می‌فرماید: «به آنان احترام بگذارید، مراقب حق آنان باشید.» اما بنیاد و اساس، قرآن و سنت است. و آنچه ما سنت می‌نامیم، اعمال و گفتار پیامبر ماست – یعنی همان احادیث. در آخرالزمان فتنه بسیاری حاکم می‌شود و افراد زیادی هستند که ایجاد سردرگمی می‌کنند. افرادی پیدا می‌شوند که ادعا می‌کنند: «نه، این درست است، آن غلط است؛ نه، این‌طور بود، نه، آن‌طور بود.» اما این احادیث توسط علمای بزرگ آن زمان گردآوری شده‌اند. در صداقت و اعتبار آنان هیچ شکی نیست. علمای حدیثی مانند بخاری، مسلم، ترمذی و ابن ماجه در آن زمان این کار را انجام دادند. تمام علوم حدیثی بعدی نیز بر پایه کار آنان بنا شده است. باید به آنان احترام گذاشت. کوچکترین تردیدی در ایمان و مورد اعتماد بودن آنان وجود ندارد. الله از آنان راضی باد. الله به همه ما توفیق دهد که در راه او ثابت‌قدم بمانیم.

2026-01-01 - Dergah, Akbaba, İstanbul

آیا این یک حدیث است یا روایتی از شیوخ بزرگ؟ دقیقاً نمی‌دانم، اما... در این روایت آمده است. پرسیده شد: «کیف اصبحتم؟» یعنی: «چگونه صبح کردید؟» پاسخ این است: «اصبحنا و اصبح الملک لله.» ما صبح کردیم و فرمانروایی از آنِ الله است. می‌خوابیم، فرمانروایی از آنِ الله است؛ بیدار می‌شویم، فرمانروایی از آنِ الله است. همه چیز از آنِ اللهِ عزیز و متعال است. دیروز، فردا، امروز... همه چیز از آنِ اللهِ عزیز و متعال است. فرمانروایی از آنِ اوست، مُلکِ اوست. الحمدلله. ان‌شاءالله زندگی ما به این صورت سپری شود. در حالی که مردم می‌گویند «آه، سال نو بود، آه این، آه آن»، باز یک سال از عمر ما گذشت. بیایید ان‌شاءالله با این حال – در تسلیم بودن در برابر قدرت و عظمت الله – بخوابیم و بیدار شویم. باشد که روزهایمان این‌گونه بگذرد، سال‌هایمان این‌گونه بگذرد، تمام عمرمان این‌گونه سپری شود. ان‌شاءالله هدف ما این است. بسیاری هستند که می‌پرسند و جستجو می‌کنند: «برای چه، به چه منظوری ما اینجا هستیم؟»، اما درک نمی‌کنند: «ما خلق شده‌ایم.» کافران بسیاری وجود دارند، بسیاری که به الله ایمان ندارند. الله آن‌ها را نیز هدایت کند. آن‌ها باید دریابند که برای چه خلق شده‌اند، برای چه زنده هستند. چرا که جهل بار سنگینی است. جهل به چه معناست؟ همان نادانی است. آن کسی که جاهل نامیده می‌شود، انسانی است که نمی‌داند برای چه وجود دارد. او نمی‌فهمد چرا خلق شده است؛ گویی ناگهان همین‌طوری در این دنیا پیدا شده است. پدر و مادر او را بزرگ کردند، به دانشگاه فرستادند؛ اما بعد از آن منحرف شد. او با افراد بی‌خرد نشست و برخاست کرد، این نادان‌ها را عاقل پنداشت و با آن‌ها گمراه شد. ای انسان، تو به میل خودت به این دنیا نیامده‌ای. به راستی، آن کسی که تو را فرستاد، که تو را خلق کرد، اللهِ عزیز و متعال است. او به تو نشان داد که چه باید بکنی و پیامبران را فرستاد. علما، صحابه... انواع انسان‌هایی هستند که راه را نشان می‌دهند. اما تو هنوز گیج و نادان می‌پرسی: «به چه منظوری من اینجا هستم؟» چه بدانی و چه ندانی: اگر بدانی، آرامش می‌یابی، به صلح می‌رسی. اگر ندانی، تمام عمرت در حالی می‌گذرد که به این سو و آن سو پرتاب می‌شوی و به همه جا برخورد می‌کنی. و در آخر تو را در گودالی می‌اندازند. الله ما را محفوظ بدارد. ان‌شاءالله روزهایمان آن‌طور باشد که الله می‌خواهد. و سال‌هایمان نیز ان‌شاءالله... البته این سال هیچ تقدسی ندارد، هیچ ویژگی خاصی ندارد. سال میلادی فقط برای زمان‌سنجی است؛ هیچ فایده یا برکت دیگری ندارد. برای حساب و کتاب خوب است. اما از نظر معنوی هیچ تقدس، قداست یا برکتی ندارد. ان‌شاءالله الله به همه ما سال‌های پربرکتی عنایت فرماید. امیدواریم که سال پیش رو بهتر باشد و ما با مهدی علیه‌السلام باشیم. این دعا مهم است، این دعا لازم است، ان‌شاءالله. الله راضی باشد.

2025-12-31 - Dergah, Akbaba, İstanbul

پیامبر ما (درود و سلام الله بر او باد) چنین فرمودند: «هیچ‌یک از شما مؤمن واقعی نیست، تا زمانی که برای برادر مؤمن خود آنچه را نخواهد که برای خود می‌خواهد.» هر کسی می‌تواند ادعا کند که مسلمان است. اما کسانی که ایمان راستین دارند – مؤمنان حقیقی – اندک هستند. بنابراین: اگر مؤمنی برای برادر مسلمانش خیر نخواهد، هنوز به این درجه از ایمان نرسیده است. کسی که ایمان راستین دارد، برای دیگر مؤمنان تنها خیر می‌خواهد. او تا جایی که بتواند به آن‌ها کمک می‌کند. او هر گونه کمکی را ارائه می‌دهد، چه مادی و چه معنوی. او تا جایی که در توان دارد، تمام تلاش خود را می‌کند. الله بر هیچ جانی تکلیفی بیش از توانش نمی‌نهد. او از هیچ‌کس کاری را که توان انجامش را ندارد، نمی‌خواهد. انسان باید آنچه را که به او دستور داده شده، انجام دهد. برای مثال، در اسلام زکات وجود دارد. زکات یک واجب (فرض) است. حتماً باید پرداخت شود. زیرا این کار برای انسان‌ها و مؤمنان سودمند است. بی‌تردید، نیاز فقرا را برطرف می‌کند. نوع دیگر کمک، هدایت کردن است. نشان دادن راه دین – همان راه راستین. نمی‌توان همین‌طور به میل خود فتوا داد. یک فتوا باید آن‌گونه باشد که علمای اهل سنت و جماعت بیان کرده‌اند. اهل سنت و جماعت، اهل طریقت هستند. کسی که جزو آنان نباشد، راهش جداست. زیرا این افراد طبق نظر شخصی خود فتوا می‌دهند. پیروان طریقت از راهی پیروی می‌کنند که از پیامبر ما (درود و سلام الله بر او باد) نشأت گرفته است. دقیقاً همین راه راستین است. هر کس این راه را دنبال کند، نجات می‌یابد. هر کس از آن پیروی نکند، یا هلاک می‌شود و یا بازیچه دست دیگران می‌گردد. آنگاه دیگران او را به بیراهه می‌کشانند. آن شخص سپس گمان می‌کند که از دین پیروی می‌کند. در حالی که دیگر هیچ ربطی به دین ندارد و دشمن آن می‌شود. زیرا کسی که دستورات پیامبر ما (درود و سلام الله بر او باد) را انجام ندهد و به ایشان احترام نگذارد، از دین خارج می‌شود. او آنگاه طبق نظر شخصی خود قضاوت کرده است. بنابراین کسانی که ادعا می‌کنند «ما مسلمان هستیم»، اما به دیگر مسلمانان آزار می‌رسانند، مسلمانان واقعی نیستند. آن‌ها ایمان واقعی ندارند. پناه بر الله، آن‌ها حتی ممکن است از ایمان خارج شوند. به همین دلیل باید محتاط بود. نشان دادن راه درست به مردم نیز از ملزومات ایمان است. به کسانی که می‌پذیرند بگویید؛ با کسانی که آن را رد می‌کنند، زیاد وقت صرف نکنید. بگذارید هر چه می‌خواهند بکنند؛ این موضوع مربوط به خودشان است. پاداش مؤمنانی که راه راست را نشان می‌دهند و خیرخواه هستند، نزد الله، آن قدرتمند و بلندمرتبه است. هر آنچه انجام می‌دهند، نزد الله ثبت شده است. پاداششان را الله، آن قدرتمند و بلندمرتبه، می‌دهد. الله ما را از ایمان جدا نگرداند. ان‌شاءالله ما را از راه راست منحرف نکند. ما را بازیچه دست شیطان قرار ندهد.

2025-12-30 - Dergah, Akbaba, İstanbul

يَـٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ كُلُواْ مِمَّا فِي ٱلۡأَرۡضِ حَلَٰلٗا طَيِّبٗا (2:168) الله متعال و بلندمرتبه می‌فرماید: «از چیزهای پاکیزه بخورید.» این فرمان الله متعال است. او هم به مسلمانان و هم به تمام بشریت فرمان می‌دهد که پاکیزه بخورند. منظور از «پاکیزه» در اینجا، همان حلال و مجاز است. زیرا آنچه حلال نیست، نمی‌تواند پاک باشد. این واژه «پاک» دارای ابعاد مادی و معنوی است. از لحاظ مادی، الکل، گوشت خوک و سایر محرمات طبیعتاً پاک نیستند؛ آن‌ها پلیدی هستند. آن‌ها نجس (ناپاک شرعی) هستند. الله متعال می‌فرماید: «از آن‌ها نخورید.» جنبه معنوی آن مربوط به خوردن حرام است. اگر مال خود را با حرام مخلوط کنی، آن مال ناپاک می‌شود. ناپاک در اینجا به معنای «نجس» است، یعنی صرفاً پلیدی و کثیفی. این بدین معناست: ممکن است گوشتی خریده باشی که ذبح شرعی (حلال) و تمیز دارد، اما اگر پول آن دزدی باشد یا از منبعی حرام به دست آمده باشد، آن کالا را آلوده کرده‌ای. آن چیزی که با چنین پولی می‌خری، برایت برکتی نخواهد داشت. حتی آن غذا هم دیگر حلال نیست. زیرا تو حرام مصرف می‌کنی و حرام ناپاک است. آنچه ما نجاست می‌نامیم، چیزی جز پلیدی نیست. هر شکلی از این ناپاکی، گناه است. فضولات انسانی نیز نجس محسوب می‌شوند. وقتی کسی آن چیزهای بد را بخورد، حکمش همان است. پس مثل این است که فضولات خورده باشی - با عرض پوزش - یا همان حرام را. مسئله این است. باید آن را این‌گونه صریح بیان کرد تا درک شود. گفته‌اند: «در دین حیا (ی بی‌جا) نیست.» نباید از بیان صریح حقیقت خجالت کشید. این را باید برای مردم توضیح داد. حتماً آن ضرب‌المثل را می‌شناسید: «مال دولت مانند دریاست؛ هر کس از آن نخورد، مانند خوک احمق است»... اما این‌طور نیست. دقیقاً برعکس است. کسی که به‌ناحق از آن استفاده کند، شبیه آن حیوان است. هر کس حرام بخورد، مانند آن حیوان نجس می‌شود. الله ما را حفظ کند. هوشیار باشید، باید بسیار مراقب بود. خوردن مال ناپاک هرگز برای کسی خوشبختی نیاورده است؛ هیچ سودی ندارد. اموال خود را پاک نگه دارید. آن را آلوده و نجس نکنید. اگر غذای فوق‌العاده‌ای درست شود و ذره‌ای کثیفی در آن بیفتد، غوغا به پا می‌شود. فریاد می‌زنند: «وای، موش در غذا افتاده! مو در غذاست!» و الم‌شنگه به راه می‌اندازند. در حالی که آنچه می‌خورند، از قبل کاملاً نجس بوده، چرا که حرام مصرف می‌کنند. الله ما را حفظ کند. چه موش در غذا باشد و چه حرام بخوری، تفاوتی نمی‌کند. الله ما را در پناه خود گیرد. ان‌شاءالله به ما هوشیاری عطا فرماید تا حرام نخوریم. الله ما را محفوظ بدارد. الله ما را از ارتکاب گناه، چه دانسته و چه ندانسته، حفظ کند. او ما را روزی پاک نصیب گرداند تا پاک بخوریم و بنوشیم. تا ان‌شاءالله پاک به درگاه الله وارد شویم.

2025-12-30 - Bedevi Tekkesi, Beylerbeyi, İstanbul

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ﷺ: إِنَّ فِي الْجَنَّةِ بَابًا يُقَالُ لَهُ الضُّحَى، فَإِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ نَادَى مُنَادٍ: أَيْنَ الَّذِينَ كَانُوا يُدَاوِمُونَ عَلَى صَلَاةِ الضُّحَى؟ هَذَا بَابُكُمْ فَادْخُلُوهُ بِرَحْمَةِ اللَّهِ پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «همانا در بهشت دری وجود دارد که به آن "ضحی" (قبل از ظهر) گفته می‌شود.» در روز قیامت، ندا دهنده‌ای صدا می‌زند: «کجایند کسانی که همواره نماز ضحی می‌خواندند؟» ندا داده می‌شود: «این درِ شماست، پس به رحمت الله از آن وارد شوید.» نماز ضحی می‌تواند با دو رکعت آغاز شود و به صورت چهار، شش، هشت یا تا دوازده رکعت خوانده شود. اما برای ورود از آن در، خواندن دو رکعت نیز کافی است. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ﷺ: رَكْعَتَانِ مِنَ الضُّحَى تَعْدِلَانِ عِنْدَ اللَّهِ بِحَجَّةٍ وَعُمْرَةٍ مُتَقَبَّلَتَيْنِ پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «دو رکعت نماز در وقت ضحی نزد الله برابر با پاداش دو حج و یک عمره پذیرفته شده است.» انسان حداقل دو رکعت می‌خواند، اما بیشتر از آن نیز ممکن است. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ﷺ: سَأَلْتُ رَبِّي أَنْ يَكْتُبَ عَلَى أُمَّتِي سُبْحَةَ الضُّحَى، فَقَالَ: تِلْكَ صَلَاةُ الْمَلَائِكَةِ، مَنْ شَاءَ صَلَّاهَا وَمَنْ شَاءَ تَرَكَهَا پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «از پروردگارم خواستم که نماز ضحی را بر امتم واجب گرداند.» این بدان معناست که پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) آرزو داشتند که این نماز واجب (فرض) شود. پروردگارم، الله عز و جل، فرمود: «این نماز، نماز فرشتگان است.» «هر کس بخواهد آن را می‌خواند و هر کس بخواهد آن را ترک می‌کند.» پس این یک واجب نیست، بلکه نماز فرشتگان است؛ گفته شده است: هر کس بخواهد می‌تواند آن را بخواند و هر کس نخواهد، مجبور نیست. کسی که می‌خواهد این نماز را بخواند، نباید قبل از اینکه خورشید کاملاً بالا بیاید، این کار را انجام دهد. وقت ضحی حدود یک یا یک و نیم ساعت بعد از وقت اشراق آغاز می‌شود، زمانی که خورشید به وضوح ارتفاع گرفته باشد. نماز اشراق بیست دقیقه یا نیم ساعت بعد از طلوع خورشید خوانده می‌شود؛ ضحی زمانِ بعد از آن است. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ﷺ: صَلُّوا رَكْعَتَيِ الضُّحَى بِسُورَتَيْهَا: وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا، وَالضُّحَى پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «دو رکعت نماز ضحی را با سوره‌های مخصوص آن بخوانید.» بنابراین ایشان توصیه می‌فرمایند که آن را با سوره‌های «الشمس» و «الضحی» بخوانید. «شمس» زمان طلوع خورشید را توصیف می‌کند؛ «ضحی» به زمان قبل از ظهر اشاره دارد و این نماز نیز به همین نام خوانده می‌شود. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ﷺ: صَلَاةُ الأَوَّابِينَ حِينَ تَرْمَضُ الْفِصَالُ پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «نماز اوابین – یعنی کسانی که به سوی الله باز می‌گردند – در زمانی است که پاهای بچه شترها از شدت گرما می‌سوزد.» واژه «اوابین» به معنای کسانی است که بسیار به سوی الله توبه و بازگشت می‌کنند. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ﷺ: صَلَاةُ الضُّحَى صَلَاةُ الأَوَّابِينَ پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «نماز ضحی، نماز اوابین است، یعنی کسانی که به سوی الله باز می‌گردند.» این نمازِ کسانی است که جهت‌گیری‌شان در تمام امور همواره به سوی الله است. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ﷺ: كُلُّ سُلَامَى مِنْ بَنِي آدَمَ فِي كُلِّ يَوْمٍ صَدَقَةٌ... وَيُجْزِئُ عَنْ ذَلِكَ كُلِّهِ رَكْعَتَا الضُّحَى پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «هر روز برای هر یک از مفاصل انسان صدقه‌ای واجب است.» بدن انسان ۳۶۰ مفصل دارد؛ به عنوان یک مسلمان، باید برای هر یک از آنها صدقه شکرگزاری داد. هر کس بتواند، آن را می‌پردازد؛ و هر کس نتواند، دو رکعت نماز ضحی جایگزین همه آن‌ها می‌شود. زیرا شاید انسان هر روز به یاد نداشته باشد که جداگانه صدقه بدهد؛ نماز ضحی به صورت کلی جایگزین همه آن‌ها می‌شود. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ﷺ: عَلَيْكُمْ بِرَكْعَتَيِ الضُّحَى فَإِنَّ فِيهِمَا الرَّغَائِب پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «به دو رکعت نماز ضحی پایبند باشید.» «زیرا در آن پاداش بزرگی نهفته است.» هم پاداش آن بزرگ است و هم الله به واسطه این نماز خواسته‌های بنده را برآورده می‌سازد. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ﷺ، قَالَ اللَّهُ تَعَالَى: يَا ابْنَ آدَمَ، لَا تَعْجِزْ عَنْ أَرْبَعِ رَكَعَاتٍ فِي أَوَّلِ النَّهَارِ أَكْفِكَ آخِرَهُ پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می‌فرمایند که الله متعال، الله عز و جل، چنین می‌فرماید: «ای فرزند آدم! در ابتدای روز از خواندن چهار رکعت برای من عاجز (و تنبل) نباش تا من در پایان روز تو را کفایت کنم.» این بدان معناست که الله عز و جل می‌فرماید: «من تو را در تمام طول روز از بلایا حفظ خواهم کرد.» به همین دلیل نماز صبح و نماز ضحیِ پس از آن، انسان را محافظت می‌کنند؛ انسان خود را در پناه الله قرار می‌دهد. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ﷺ: كُتِبَ عَلَيَّ النَّحْرُ وَلَمْ يُكْتَبْ عَلَيْكُمْ، وَأُمِرْتُ بِصَلَاةِ الضُّحَى وَلَمْ تُؤْمَرُوا بِهَا پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «قربانی کردن بر من نوشته (واجب) شد.» این بدان معناست که قربانی برای ما فرض نیست، بلکه واجب است. برای پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) برخی عبادات فرض بودند، در حالی که برای ما ممکن است واجب یا سنت مؤکده باشند. «اما قربانی کردن بر شما به عنوان فرض نوشته نشده است.» «به من دستور داده شد که نماز ضحی را بخوانم، اما به شما دستور داده نشد.» این نماز برای پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) تقریباً حکم واجب را دارد؛ نزد ما هر کس بخواهد آن را می‌خواند و هر کس نخواهد، ترک می‌کند. اما عبادتِ قربانی برای کسانی که توانایی مالی دارند، حکم واجب را دارد. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ﷺ: مَنْ سَبَّحَ سُبْحَةَ الضُّحَى حَوْلًا مُجَرَّمًا، كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بَرَاءَةً مِنَ النَّارِ پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «هر کس یک سال کامل نماز ضحی را در وقتش به جا آورد...» «...الله برای او برائت (رهایی) از آتش دوزخ را می‌نویسد.» برای شخصی که این نماز را یک سال بخواند، آزادی از جهنم نوشته می‌شود. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ﷺ: مَنْ حَافَظَ عَلَى شُفْعَةِ الضُّحَى غُفِرَتْ لَهُ ذُنُوبُهُ وَإِنْ كَانَتْ مِثْلَ زَبَدِ الْبَحْرِ پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «هر کس بر دو رکعت نماز ضحی مداومت ورزد...» «...گناهانش آمرزیده می‌شود، حتی اگر به اندازه کف دریا باشد.» چیزی بیشمارتر از کف دریا وجود ندارد؛ حتی اگر انسان این‌قدر گناهکار باشد، الله او را می‌بخشد. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ﷺ: مَنْ صَلَّى الضُّحَى أَرْبَعًا وَقَبْلَ الأُولَى أَرْبَعًا، بُنِيَ لَهُ بَيْتٌ فِي الْجَنَّةِ پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «هر کس نماز ضحی را چهار رکعت بخواند...» «...و قبل از نماز ظهر چهار رکعت بخواند، الله برای او خانه‌ای در بهشت بنا می‌کند.» معمولاً ضحی دو رکعت است، اما اگر کسی چهار رکعت بخواند پرفضیلت‌تر است. علاوه بر این، سنت اول نماز ظهر نزد ما سنت مؤکده است و از چهار رکعت تشکیل شده است. امروزه افراد خاصی پیدا شده‌اند که این نمازهای سنت را نمی‌خوانند. با وجود اینکه فضیلت بزرگ سنت را می‌بینند، کسانی هستند که خود را مسلمان معرفی می‌کنند و می‌گویند: «این کار را نکنید.» قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ﷺ: مَنْ صَلَّى الضُّحَى اثْنَتَيْ عَشْرَةَ رَكْعَةً، بَنَى اللَّهُ لَهُ قَصْرًا فِي الْجَنَّةِ مِنْ ذَهَبٍ پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «هر کس نماز ضحی را دوازده رکعت بخواند، الله برای او کاخی از طلا در بهشت بنا می‌کند.» قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ﷺ: لَا يُحَافِظُ عَلَى صَلَاةِ الضُّحَى إِلَّا أَوَّابٌ، وَهِيَ صَلَاةُ الأَوَّابِينَ پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «هیچ کس بر نماز ضحی مداومت نمی‌کند مگر اواب – یعنی انسانی که صادقانه به سوی الله باز می‌گردد.» «زیرا نماز ضحی، نماز اوابین است.» فرستاده الله راست گفت در آنچه فرمود، یا همان‌گونه که بیان کرد.