السلام عليكم ورحمة الله وبركاته أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. والصلاة والسلام على رسولنا محمد سيد الأولين والآخرين. مدد يا رسول الله، مدد يا سادتي أصحاب رسول الله، مدد يا مشايخنا، دستور مولانا الشيخ عبد الله الفايز الداغستاني، الشيخ محمد ناظم الحقاني. مدد. طريقتنا الصحبة والخير في الجمعية.

Mawlana Sheikh Mehmed Adil. Translations.

Translations

2026-05-20 - Dergah, Akbaba, İstanbul

ایجاد تفرقه کار خوبی نیست. حتی اگر در نگاه اول درست به نظر برسد، تفرقه چیز بدی است. بعضی کارها را بهتر است رها کرد، حتی اگر حق با شما باشد. درست نیست که انسان همیشه بخواهد همه‌چیز را با لجاجت و طبق میل خودش پیش ببرد. آنچه شیخ و راهنمای شما به شما می‌گوید – همان راه راست است. برای ذکر یک مثال: زمانی که مولانا شیخ ناظم در سفر حج در مکه بود، در کعبه پشت سر امامان آنجا نماز نمی‌خواند. زیرا مذاهب فقهی و باورهای اعتقادی آن‌ها دارای اشکال بود و صحیح نبود. هرچند فتواهای زیادی وجود دارد که می‌گویند در حالت عادی نباید پشت سر آن‌ها نماز خواند، اما... شیخ بابا گفت: «تو در آنجا برای امام واقعی نیت می‌کنی؛ امامی که پیش روی توست تنها یک ظاهر است.» ارزش نمازت به نیت تو بستگی دارد. تو آنجا ایستاده‌ای تا رضایت الله را به دست آوری. نیت تو این است که نماز بخوانی و از فرمان الله اطاعت کنی. این در شأن تو نیست که امام را زیر سؤال ببری. اگر شروع به بررسی این موضوع کنی، یکی این امام را می‌پذیرد، دیگری آن یکی را رد می‌کند – و تفرقه ایجاد می‌شود. نباید به تفرقه مجال داد. او می‌گوید: حتی اگر حق با شما باشد، نباید باعث چنین چیزی شوید. زمانی که مولانا شیخ ناظم یک بار در وضعیت مشابهی قرار داشت، شیخ او، مولانا شیخ عبدالله داغستانی، به او گفت: «نگاه کن ببین چه کسی واقعاً امامت نماز را بر عهده دارد.» وقتی او با نگاه معنوی خود به جلو نگاه کرد، دید که پیش از این امام، امام دیگری ایستاده است – و او همان امام واقعی بود. الله این را به شیخ ما این‌گونه نشان داد تا از هرگونه تفرقه جلوگیری کند. وقتی پشت سر یک امام ایستاده‌ای، آشوب به پا نکن. وقتی زمان نماز فرا می‌رسد، فقط پشت سر او نمازت را بخوان. در حج نیز همین‌طور است: مهم نیست کجا ایستاده‌ای، نیت کن که این کار را به خاطر الله انجام دهی. او می‌گوید: «این نیت از عمل تو ارزشمندتر است.» همان‌طور که پیامبر ما (درود و سلام بر او باد) فرمودند: «نية المؤمن خير من عمله» (نیت مؤمن بهتر از عمل اوست). به همین دلیل ما چنین افرادی را نه تنها در کشوری که در آن زندگی می‌کنیم، بلکه در سراسر جهان می‌بینیم. آن‌ها با بیان حرف‌هایی مانند: «من پشت سر او نماز نمی‌خوانم»، «من با او نماز نمی‌خوانم» یا «او به نماز جمعه می‌رود و دیگری نمی‌رود»، فقط در میان جوامع خود سردرگمی ایجاد می‌کنند. آن‌ها با دیگران درگیر می‌شوند و نتیجه آن تفرقه است. بنابراین نباید تفرقه ایجاد کرد یا بهانه‌ای برای آن به دست داد. اگر نیت تو خالص باشد، الله در هر صورت نمازت را قبول خواهد کرد. پس خودت را درگیر این افکار نکن، بی‌دلیل نگران نباش و دیگران را گمراه نکن. الله ما را از این امر محفوظ بدارد.

2026-05-19 - Dergah, Akbaba, İstanbul

یکی از دعاهای پیامبر ما - صلی الله علیه و سلم - این است: «اللهم خر لی واختر لی»، به این معنی که: «بهترین را برای من برگزین و آن را به من عطا فرما.» این یکی از دعاهای پیامبر ما - صلی الله علیه و سلم - است. انسان نمی‌داند که آیا انتخابش خوب است یا بد؛ این را فقط الله، قادر متعال و بلندمرتبه، می‌داند. به همین دلیل او می‌فرماید: «بهترین را برای من برگزین.» این دعای بسیار زیبایی است که هر کسی باید آن را بخواند. انسان غالباً چیزی را بسیار آرزو می‌کند، اما برآورده نمی‌شود. سپس غمگین می‌شود، در حالی که اصلاً هیچ دلیلی برای آن وجود ندارد. زیرا اراده الله، قادر متعال و بلندمرتبه، در این امر تجلی می‌یابد. در چیزهایی هم که برآورده نمی‌شوند، غالباً خیر زیادی نهفته است. بنابراین باید همیشه دعا کرد: «باشد که بهترین‌ها رقم بخورد.» هرگونه اندوهی با این دعا از بین می‌رود. این ناآرامی درونی با اذن الله برطرف می‌شود. انسان باید آگاه باشد که خالقی دارد. و خالق از تمام شرایط و اوضاع زندگی او آگاه است. اگر انسان به این امر باور داشته باشد و بر اساس آن عمل کند، به آرامش و صلح درونی دست می‌یابد. اما اگر انسان در برابر همه چیز طغیان کند و بگوید: «ای کاش این‌طور یا آن‌طور می‌شد»، دیگر روی آرامش را نخواهد دید. در این صورت دائماً در نگرانی و ترس زندگی می‌کند. همیشه بیماری‌های جدیدی، اعم از روحی و جسمی، به وجود می‌آیند که همه چیز را فقط بدتر می‌کنند. الله ما را از این امر محفوظ بدارد و بهترین‌ها را به ما عطا فرماید. باشد که او با رحمت خویش با ما رفتار کند. باشد که او آزمایش‌هایی را که تحمل آن‌ها را نداریم، بر ما تحمیل نکند. باشد که او از فضل و کرم خویش به ما ببخشد. ما نیز از او فضل و کرمش را می‌طلبیم، ان‌شاءالله. الله با همه با فضل و کرم خویش رفتار کند، چه در دنیا و چه در آخرت، ان‌شاءالله.

2026-05-19 - Bedevi Tekkesi, Beylerbeyi, İstanbul

یکی از دعاهای پیامبر ما - صلی الله علیه و سلم - این است: «اللهم خر لی واختر لی»، به این معنی که: «بهترین را برای من برگزین و آن را به من عطا فرما.» این یکی از دعاهای پیامبر ما - صلی الله علیه و سلم - است. انسان نمی‌داند که آیا انتخابش خوب است یا بد؛ این را فقط الله، قادر متعال و بلندمرتبه، می‌داند. به همین دلیل او می‌فرماید: «بهترین را برای من برگزین.» این دعای بسیار زیبایی است که هر کسی باید آن را بخواند. انسان غالباً چیزی را بسیار آرزو می‌کند، اما برآورده نمی‌شود. سپس غمگین می‌شود، در حالی که اصلاً هیچ دلیلی برای آن وجود ندارد. زیرا اراده الله، قادر متعال و بلندمرتبه، در این امر تجلی می‌یابد. در چیزهایی هم که برآورده نمی‌شوند، غالباً خیر زیادی نهفته است. بنابراین باید همیشه دعا کرد: «باشد که بهترین‌ها رقم بخورد.» هرگونه اندوهی با این دعا از بین می‌رود. این ناآرامی درونی با اذن الله برطرف می‌شود. انسان باید آگاه باشد که خالقی دارد. و خالق از تمام شرایط و اوضاع زندگی او آگاه است. اگر انسان به این امر باور داشته باشد و بر اساس آن عمل کند، به آرامش و صلح درونی دست می‌یابد. اما اگر انسان در برابر همه چیز طغیان کند و بگوید: «ای کاش این‌طور یا آن‌طور می‌شد»، دیگر روی آرامش را نخواهد دید. در این صورت دائماً در نگرانی و ترس زندگی می‌کند. همیشه بیماری‌های جدیدی، اعم از روحی و جسمی، به وجود می‌آیند که همه چیز را فقط بدتر می‌کنند. الله ما را از این امر محفوظ بدارد و بهترین‌ها را به ما عطا فرماید. باشد که او با رحمت خویش با ما رفتار کند. باشد که او آزمایش‌هایی را که تحمل آن‌ها را نداریم، بر ما تحمیل نکند. باشد که او از فضل و کرم خویش به ما ببخشد. ما نیز از او فضل و کرمش را می‌طلبیم، ان‌شاءالله. الله با همه با فضل و کرم خویش رفتار کند، چه در دنیا و چه در آخرت، ان‌شاءالله.

2026-05-18 - Dergah, Akbaba, İstanbul

وَٱلۡفَجۡرِ (89:1) وَلَيَالٍ عَشۡرٖ (89:2) الله به این ده روز، ده روز ذی‌الحجه سوگند یاد می‌کند. الله با سوگند یاد کردن به این روزهای مبارک، به آن‌ها اهمیت بزرگی می‌بخشد. در واقع روزها و شب‌های بسیار خاصی وجود دارند. این‌ها روزها و شب‌هایی هستند که الله به پیامبرمان و امت او هدیه داده است. الله این روزها را به ما عطا کرده است تا رحمت بیشتری به بندگانش نشان دهد و به آن‌ها فرصتی برای کسب پاداش فراوان بدهد. برای مسلمانان، برای مؤمنان و برای تمام کسانی که راه حق را می‌شناسند، این روزها بسیار پربرکت هستند. الحمدلله، امروز روز اول ذی‌الحجه است؛ این روزهای مبارک تا روز دهم ادامه دارند. هر کس بخواهد می‌تواند در این روزها روزه بگیرد. این یک عمل بسیار زیباست که پاداش بزرگی به همراه دارد. هر کس توانایی آن را دارد، می‌تواند تا روز نهم روزه بگیرد. یا حداقل در روزهای هشتم و نهم روزه بگیرد - واقعاً نباید این فرصت را از دست داد. این عمل نه فرض است و نه واجب، بلکه یک سنت است - یک هدیه ویژه از جانب الله برای شما. باید از این فرصت به خوبی استفاده کرد و قدر آن را دانست. با این حال، برخی از افراد فرض و سنت را با هم اشتباه می‌گیرند. آن‌ها فرض را نادیده می‌گیرند و در عوض به انجام سنت می‌پردازند. به عنوان مثال، آن‌ها در رمضان روزه نمی‌گیرند، اما در ذی‌الحجه یا محرم روزه می‌گیرند. در حالی که یک سنت هرگز نمی‌تواند جایگزین یک فرض شود. بنابراین در این مورد باید بسیار مراقب بود. فرد فکر می‌کند کار خوبی انجام می‌دهد، اما در واقع مرتکب گناه می‌شود. و این بدان دلیل است که فرد یک فرض را تنها برای انجام یک سنت در عوض آن، نادیده می‌گیرد. باید به این موضوع توجه کرد: انجام فرایض باید همیشه در اولویت اول قرار گیرد. اگر پس از آن، اعمال سنت و مستحب (نفل) را نیز انجام دهید، پاداش دوچندان خواهید گرفت. فرد با خود می‌گوید: «این روزها بسیار پربرکت هستند... الله فضایل آن‌ها را در قرآن کریم بیان کرده است، پس من فقط به همین‌ها اکتفا می‌کنم.» آن‌ها به خود می‌گویند: «چیزهای دیگر چندان مهم نیستند» و صرفاً بر اساس تصورات خود عمل می‌کنند. این دقیقاً همان روشی است که شیطان انسان را گمراه می‌کند. حتی اگر در تمام طول عمر خود اعمال سنت را انجام دهید، این‌ها هرگز نمی‌توانند جایگزین یک فرض واحد شوند. نه تنها نمی‌توانند جایگزین آن‌ها شوند، بلکه انسان مسئولیت سنگین ترک فرض را نیز بر دوش می‌کشد. برای این کار، مجازاتی در آخرت در انتظار اوست - الله ما را از آن حفظ کند. الله این روزها را برای ما مبارک و پر از برکت بگرداند. بیشتر حجاج هم‌اکنون به تدریج راهی شده‌اند، اما برخی هنوز در راه هستند. ان‌شاءالله حج آن‌ها مقبول واقع شود و برایشان آسان گردد. برکت این روزها شامل حال همه ما شود. و بر تمام جهان اسلام. ان‌شاءالله الله ما را از چنین راه‌های گمراه‌کننده‌ای حفظ کند.

2026-05-17 - Dergah, Akbaba, İstanbul

الله عز و جل می‌فرماید: روزهای انسان به سرعت سپری می‌شوند. به راستی که الله عز و جل کسی است که همه چیز را به شکلی زیبا می‌آفریند. سال‌ها می‌گذرند بدون اینکه انسان حتی متوجه شود. دیروز، شکر الله، دوباره به بورسا سفر کردیم. فکر می‌کردیم از آخرین دیدارمان تنها یک یا دو سال گذشته است، در حالی که چهار سال گذشته بود. وقتی به گذشته نگاه می‌کنیم، این چهار سال بسیار کوتاه به نظر می‌رسد. انسان فکر می‌کند تقریباً هیچ زمانی نگذشته است و ناگهان چهار سال تمام می‌شود. روزها بدون اینکه متوجه شویم از کنارمان می‌گذرند. اما شکر الله، مهم‌ترین چیز این است که ان‌شاءالله در راه زیبای الله عز و جل استوار بمانیم. روزها می‌آیند و می‌روند. ما دعا می‌کنیم که آن‌ها پربرکت باشند و ما زندگی خود را هدر ندهیم. شکر الله، یکی از کرامات شیخ بزرگوار ما این بود که می‌توانستند بر مرزهای مکانی غلبه کنند (طی مکان). برای رفتن از یک مکان به مکان دیگر، فقط می‌گفتند «بسم‌الله». یک پا را اینجا می‌گذاشتند و پای دیگر در دمشق فرود می‌آمد. با یک «بسم‌الله» به مکه مکرمه سفر می‌کردند و با یک «بسم‌الله» دیگر به مدینه منوره. این دقیقاً همان طی مکان است. برای این کار به هواپیما یا چیزی شبیه به آن نیاز نداشتند؛ این یکی از کرامات دوستان الله، اولیاء، است. دومین کرامت که بسیار شگفت‌انگیزتر است، طی زمان (گسترش زمان) است. به این ترتیب آن‌ها می‌توانند در یک چشم‌به‌هم‌زدن کارهای بی‌شماری را انجام دهند. این نیز یکی از کرامات شیوخ ماست. اینکه ایشان می‌توانستند در چنین زمان کوتاهی در همه‌جا حضور داشته باشند و با این همه انسان ملاقات کنند، در شرایط عادی غیرممکن بود. برای مثال، شیخ بزرگوار ما ۹۲ سال زندگی کردند. اما این ۹۲ سال را چنان پربار سپری کردند که گویی ۲۰۰ یا ۳۰۰ سال زندگی کرده‌اند. ایشان با افراد بی‌شماری ملاقات کردند؛ به دیدار آن‌ها می‌رفتند و آن‌ها نیز نزد ایشان می‌آمدند. آن‌ها از ایشان راهنمایی می‌خواستند و نصایح ایشان را می‌پذیرفتند؛ این نیز یکی از کرامات ایشان است. شکر الله که ما توانستیم دوران ایشان را درک کنیم. البته ما خودمان به این مقام نمی‌رسیم؛ شکر الله، چنین کراماتی به ما داده نشده است. اما کرامات اصلاً مسئله اصلی نیستند. در واقع، بزرگترین کرامت این است که استوار بمانیم و با پایداری به راه خود ادامه دهیم. پیوسته در راه ماندن، از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. کسی که خستگی‌ناپذیر، بدون تسلیم شدن، استوار و با قلبی صادق، یعنی با اخلاص، به پیش می‌رود، در نهایت همیشه پیروز خواهد شد و به درجات زیبای معنوی دست خواهد یافت. او خشنودی الله و خشنودی پیامبر ما، که درود و سلام الله بر او باد، را به دست می‌آورد. باشد که الله همه ما را از زمره این افراد قرار دهد. در این راه زیبایی که شیخمان به ما نشان داده‌اند، شکر الله، هنوز هم هر روز کرامات ایشان آشکار می‌شود. به هر کجا که می‌رویم، می‌شنویم که مردم می‌گویند: «ما شیخ ناظم را در خواب دیدیم و ایشان به ما گفتند که به این مکان بیاییم و در این راه بمانیم.» ایشان همچنان وسیله‌ای برای هدایت هستند؛ نیروی اثرگذار معنوی ایشان، یعنی تصرف، همچنان به قوت خود باقی است. نیروی اثرگذار معنوی دوستان الله (اولیاء) در زمان حیاتشان نیز وجود دارد، اما پس از درگذشتشان حتی قدرتمندتر هم می‌شود. به همین دلیل، آن‌ها به هیچ وجه مرده نیستند؛ آن‌ها شخصیت‌هایی هستند که بسیار زنده‌تر از ما می‌باشند. الله اسرارشان را مقدس بدارد و درجات معنوی‌شان را والا گرداند. و ان‌شاءالله که ما نیز بتوانیم با استواری در جای پای آن‌ها قدم برداریم.

2026-05-16 - Dergah, Akbaba, İstanbul

وَأَحْسِنُوَاْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ (2:195) گفته شده است: «همه چیز را به بهترین شکل انجام دهید». الله تعالی کسانی را که نیکی می‌کنند، دوست دارد. طریقت زیباترین جنبه‌های اسلام را به ما می‌آموزد. کسی که از راه پیامبر ما، یعنی راه طریقت پیروی کند، به انسان خوبی تبدیل می‌شود و یک جامعه خوب شکل می‌گیرد. این راه با ادب مشخص می‌شود. در گذشته انسان رفتار نیک را همه‌جا می‌آموخت - در مدرسه، در خیابان. امروزه بیشتر بی‌احترامی را به مردم یاد می‌دهند. این را «آداب معاشرت» می‌نامیدند، حتی کلاس‌های مخصوصی برای آن وجود داشت. انسان یاد می‌گرفت که چگونه رفتار کند، چه کارهایی باید انجام دهد و چگونه در جامعه حضور یابد. امروزه این چیزها به ندرت یافت می‌شود. چنین چیزی را بیشتر فقط در طریقت می‌توان یافت. و حتی در آنجا هم اغلب ناقص است؛ مردم باز هم هر کاری که دلشان می‌خواهد انجام می‌دهند. انسان باید بداند که چگونه با مردم رفتار کند، چه کارهایی را باید انجام دهد و از چه کارهایی بپرهیزد... اینکه چگونه درست رفتار کند، چگونه در جایی ظاهر شود، آیا قبل از آن اجازه بگیرد یا نه... الله تعالی همه اینها را به پیامبر ما آموخت. و او آن را به امت خود منتقل کرد. در این راه زیبا فقط بحث عبادات نیست، بلکه رفتار فردی نیز مطرح است. اگر رفتار و اعمال ما مطابق سنت پیامبرمان باشد، همزیستی زیبایی شکل می‌گیرد و الله برای آن به ما پاداش می‌دهد. این کار پاداش و برکت خوبی به همراه دارد. امروزه از «کبارلیک» (ادب و نزاکت) صحبت می‌شود. ریشه این کلمه در واقع از «بزرگی» می‌آید. وقتی کسی مودبانه و نجیبانه رفتار کند، مقام خود را بالا می‌برد و نزد الله بزرگ می‌شود. اما اگر ادب وجود نداشته باشد، فرد به رفتار خود توجه نکند و فقط هر چه دلش می‌خواهد انجام دهد، هیچ‌کس به او احترام نخواهد گذاشت. مردم در کنار چنین شخصی احساس ناراحتی می‌کنند، او را دوست ندارند و شاید حتی از او متنفر شوند. به همین دلیل باید به این موضوع بسیار توجه کرد. آداب معاشرت خوب چیزی نیست که انسان بخواهد از آن خجالت بکشد. اما مردم امروز تقریباً آن را مایه شرمساری می‌دانند. به مردم تلقین می‌کنند: «هر طور که می‌خواهی رفتار کن، مراعات هیچ‌کس و هیچ‌چیز را نکن.» گفته می‌شود: «به هیچ‌کس احترام نگذار، تسلیم کسی نشو، فقط هر کاری که دوست داری انجام بده.» این‌گونه به مردم آموزش می‌دهند. اما اینها آداب معاشرت نیستند، این فقط بی‌احترامی است. بی‌احترامی صفت خوبی نیست. الله ما را از آن حفظ کند. انسان‌های امروزی بسیار تغییر کرده‌اند... انسان‌های گذشته دیگر به سادگی وجود ندارند. در گذشته هنوز احترام، محبت و همبستگی خانوادگی وجود داشت. امروزه کمتر کسی این ارزش‌ها را می‌شناسد. و نه تنها این - آنها اغلب دقیقاً برعکس عمل می‌کنند. به همین دلیل دیگر صلح و آرامشی وجود ندارد. عشق و محبت بین انسان‌ها در حال از بین رفتن است. این‌گونه سبک زندگی بسیار ناخوشایندی به وجود می‌آید. در حالی که با ادب، رفتار نیک و برخورد دوستانه می‌توان یک جامعه فوق‌العاده ساخت. الله به انسان‌ها هدایت عنایت فرماید. ان‌شاءالله آنها این چیزهای زیبا را باز هم خواهند آموخت. همه این صفات زیبا را، ان‌شاءالله، در راه طریقت می‌توان به دست آورد. الله یاری‌رسان همه ما باشد.

2026-05-15 - Dergah, Akbaba, İstanbul

وَٱلسَّـٰبِقُونَ ٱلۡأَوَّلُونَ (9:100) الله متعال می‌فرماید: صحابه‌ی پیشگام در وهله‌ی اول، برادران نخستین، مؤمنان اولیه - آنان کسانی هستند که ثابت‌قدم ماندند و استقامت ورزیدند. الله متعال آنان را می‌ستاید. او لطف خویش را شامل حالشان می‌کند. زیرا کسانی که استقامت می‌ورزند، محبوب الله هستند. الله آنان را از رحمت خود بهره‌مند ساخته است. و به این ترتیب آنان با پایداری به این راه ادامه دادند. بسیاری از مردم در این راه قدم می‌گذارند، اما سپس تعهدات دنیوی یا چیزهای دیگر پیش می‌آید و آنان در آن ثابت‌قدم نمی‌مانند. ثابت‌قدم ماندن، افتخار بزرگی است و نعمتی از جانب الله است. زیرا این راه همیشه آسان نیست؛ گاهی اوقات حتی بسیار سخت است. گاهی اتفاقاتی می‌افتد که انسان به خاطر امتحانات فراوان، ترجیح می‌دهد همه چیز را رها کند و بگریزد. هر اتفاقی ممکن است برای یک انسان رخ دهد. دقیقاً به همین دلیل، کسی پیروز بیرون می‌آید که پافشاری کند و استقامت ورزد. آنچه اهمیت دارد، استقامت و ثبات قدم است. حتی اگر انسان کار زیادی هم انجام ندهد: تنها ادای نمازهای پنج‌گانه واجب، انجام تعهدات خویش و ادامه دادن پیوسته این راه، دستاوردی عظیم است - و به هیچ وجه آسان نیست. گاهی مردم می‌پرسند: «ما اکنون به طریقت پیوسته‌ایم، حالا باید چه کنیم؟» در طریقت در واقع هیچ کار دیگری برای انجام دادن وجود ندارد؛ اساساً با شریعت یکی است. طریقت قلب تپنده اسلام است. در این راه قدم به قدم پیش خواهی رفت. روزها و سال‌ها می‌گذرند. اگر دقیقاً در همین حالت از این دنیا بروی، سود عظیمی برده‌ای. اما اگر تسلیم نفس خویش شوی و این راه را ترک کنی، رفته‌رفته نماز را نیز ترک خواهی کرد. و این‌گونه کاملاً از راه منحرف می‌شوی. چنین شخصی جزو برندگان نیست - او در نهایت همه چیز را از دست می‌دهد. به همین دلیل بسیار مهم است که استقامت ورزید و محکم به این راه چنگ زد. منظور ما این است: انسان باید اوراد روزانه (ورد)، ذکرها و تکالیف خود را تا حد امکان به خوبی انجام دهد. انسان باید حداقل هر سه هفته یک بار در یک مجلس ذکر شرکت کند. اگر این امکان‌پذیر نیست، می‌توان آن را در خانه با خانواده نیز انجام داد. این برای ماندن در مسیر کاملاً کافی است. در واقع به چیز بیشتری نیاز نیست. زیرا هیچ فایده‌ای ندارد که انسان بار زیادی بر دوش خود بگذارد و بعداً دوباره همه چیز را رها کند. برخی با انگیزه بالا شروع می‌کنند، سپس متوجه می‌شوند که از عهده آن برنمی‌آیند، و بلافاصله همه چیز را رها می‌کنند. این کار ضروری نیست. همان‌طور که می‌گویند: «أجل الكرامات دوام التوفيق». بزرگترین کرامت، استقامت است. بزرگترین کرامت این است که انسان ثابت‌قدم بماند. ثبات قدم بسیار مهم است؛ این یک ویژگی ستوده و عملی است که الله آن را دوست دارد. دقیقاً به همین دلیل، ان‌شاءالله ادامه خواهیم داد. باشد که الله نعمت‌های خود را بر ما مستدام بدارد. ان‌شاءالله که ما از کسانی باشیم که در این راه همواره ثابت‌قدم می‌مانند.

2026-05-14 - Dergah, Akbaba, İstanbul

وَنَفۡسٖ وَمَا سَوَّىٰهَا (91:7) فَأَلۡهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقۡوَىٰهَا (91:8) الله انسان را با نفس آفریده است. حکمت آن را فقط او می‌داند. او به هیچ کس ستم نمی‌کند. هر انسانی نفسی دارد، چیزی در درونش که الله هم نیکی و هم بدی را به آن الهام کرده است. الله می‌فرماید: هر کس نفس خود را مهار کند، آن را پاک می‌گرداند. هر کس چنین نکند و از نفس خود پیروی کند، زیانکار می‌شود. هر کس از نفس خود پیروی کند، زیان خواهد کرد. حکمت و اراده الله فراتر از درک انسان است. او به هیچ کس ستم نمی‌کند. اختیار وجود دارد؛ هر انسانی از آن برخوردار است. الله این اختیار را به انسان عطا کرده است. انسان می‌تواند در هر دو مسیر گام بردارد. هر کس نفس خود را مهار کند، نجات می‌یابد. اما کسی که اجازه دهد نفسش او را هدایت کند، به رستگاری دست نمی‌یابد. عاقبت او خوب نخواهد بود. به همین دلیل برخی هر کاری که از دستشان برمی‌آید انجام می‌دهند و بعد ادعا می‌کنند: «این سرنوشت ما بود، قرار بود این‌طور بشود، این‌گونه پیش آمد.» مگر می‌توانی سرنوشت خود را بخوانی؟ از کجا می‌دانی چه رخ خواهد داد؟ نه، در اینجا فرد فقط سعی می‌کند به شیوه خود بهانه‌تراشی کند. اگر الله بخواهد، انسان می‌تواند نفس خود را تربیت کند، در راه راست گام بردارد و به کسی تبدیل شود که الله او را دوست دارد. در مقابل، هر کس از نفس خود و شیطان پیروی کند، برده آن‌ها می‌شود. عاقبت او نیز خوب نخواهد بود. این مسیر، یعنی مسیر نفس، راه خوبی نیست. هر کس نفس خود را مهار کند و این‌گونه به پیش رود، در مسیر زیبایی قرار دارد و به رستگاری می‌رسد. حتی اگر دشوار باشد... زیرا ایستادن در برابر نفس خود و مخالفت با آن، کار آسانی نیست. نفس مشتاق راحتی است و بسیار بیشتر به بدی گرایش دارد. اما درست همان‌طور که یک حیوان وحشی رام می‌شود، نفس را نیز می‌توان تربیت کرد. در نهایت، این امر به نتیجه‌ای شگفت‌انگیز منجر می‌شود: انسان هم دنیا و هم آخرت را به دست می‌آورد. زیرا انسان‌هایی که به دنبال نفس خود می‌دوند، در این دنیا نیز کار نیکی انجام نمی‌دهند. آن‌ها هیچ سودی برای هم‌نوعان خود ندارند. مردم آن‌ها را دوست ندارند؛ آن‌ها فقط بدی را در ایشان می‌بینند. در مقابل، انسانی که نفس خود را مهار می‌کند، در میان هم‌نوعانش محبوب است؛ او جز نیکی کاری انجام نمی‌دهد. ان‌شاءالله که الله همه ما را از کسانی قرار دهد که نفس خود را تربیت می‌کنند.

2026-05-13 - Dergah, Akbaba, İstanbul

فَعَّالٞ لِّمَا يُرِيدُ (85:16) در یک آیه شریفه قرآن آمده است: «او هر چه بخواهد انجام می‌دهد.» الله، قادر متعال و بلندمرتبه، نیازی ندارد از کسی بپرسد که چه کاری را باید انجام دهد یا ندهد. او هر چه بخواهد انجام می‌دهد. بنابراین، با توجه به اتفاقات، دائماً پرسیدن اینکه: «چرا این اتفاق افتاد، چرا این اتفاق می‌افتد؟» هیچ سودی برای کسی ندارد. اما اگر کسی از روی نیت خیر بپرسد، قضیه متفاوت است. فرد کاملاً حق دارد بپرسد: «چه حکمتی در پس این نهفته است؟» اما پرسیدن «چرا؟» از روی یک نگرش سرکشانه، مطلقاً هیچ فایده‌ای ندارد. این کار جز ضرر هیچ چیزی برای فرد به همراه ندارد. این مضر است، زیرا به یک عادت تبدیل می‌شود و فرد شروع به مخالفت با همه چیز می‌کند. در آن صورت، فرد دیگر هیچ چیزی را نمی‌پذیرد. و این طرد و انکار مداوم، در نهایت ایمان انسان را از بین می‌برد، الله ما را حفظ کند. الله همه چیز را به بهترین و زیباترین شکل آفریده است. از آنجا که این دنیا طبیعتاً محل آزمایش است، برخی چیزها برای مؤمن یک نعمت هستند. اما برای کافران، آن‌ها نعمت نیستند. حتی اگر کسی بدون ایمان در بهترین شرایط زندگی کند، در نهایت این به نفع او نیست. این تنها مهلتی است که الله به آن‌ها می‌دهد؛ تا سرکش‌تر شوند و گناهان بیشتری مرتکب شوند، تا اینکه... أَنَّمَا نُمۡلِي لَهُمۡ خَيۡرٞ لِّأَنفُسِهِمۡۚ إِنَّمَا نُمۡلِي لَهُمۡ لِيَزۡدَادُوٓاْ إِثۡمٗاۖ وَلَهُمۡ عَذَابٞ مُّهِينٞ (3:178) ...تا مجازاتی سخت‌تر و عذابی بدتر در انتظارشان باشد. بنابراین، برخی چیزها برای کافران نه تنها نعمت نیست، بلکه بیشتر یک شر است. نعمت حقیقی تنها برای مؤمن مقدر شده است. هر چیز پیدا و پنهانی به نفع مؤمن است. برای کسی که ایمان ندارد، حتی بهترین چیزهای ظاهری نیز هیچ سودی به همراه ندارد. الله به آن‌ها مهلت می‌دهد تا سرکش‌تر شوند و ظلم بیشتری مرتکب شوند. وضعیت کنونی جهان نیز دقیقاً به همین منوال است. ممکن است کسی فکر کند که همه چیز در دستان افراد شرور است. اما در حقیقت، همه چیز در دست الله است. الله به آن‌ها این مجال را می‌دهد تا مجازات کامل اعمالشان را دریافت کنند. «فقط ظلم و بدی بیشتری مرتکب شوید - مجازات شما در نهایت بسیار سخت‌تر خواهد بود.» الله ما را از این امر حفظ کند. بنابراین، همان‌طور که قبلاً گفته شد: به کسی تبدیل نشوید که دائماً شکایت می‌کند، با همه چیز مخالفت می‌ورزد و همیشه مخالف است. انسان باید این را در خود نهادینه کند که تنها چیزی رخ می‌دهد که الله می‌خواهد. یک انسان باایمان باید به این امر آگاه باشد. ان‌شاءالله که الله به ما ایمانی راستین عطا فرماید.

2026-05-12 - Dergah, Akbaba, İstanbul

در هر آنچه الله آفریده است، حکمتی عمیق نهفته است؛ با این حال، کامل‌ترین آفریده او انسان است. او به انسان جایگاهی برجسته عطا کرده است. اگرچه انسان از نظر جسمی از بسیاری از مخلوقات دیگر ضعیف‌تر است، اما با عقلی که الله به او داده است، می‌تواند بر هر چیزی غلبه کند. بنابراین هیچ چیز از دست انسان در امان نیست. اگرچه او از نظر فیزیکی شاید ضعیف‌ترین باشد، اما بر همه مخلوقات دیگر برتری بسیار دارد و بر آن‌ها مسلط است. دقیقاً به همین دلیل است که الله در حکمت خود این بدن را به عنوان امانت به ما سپرده است. انسان بهتر است که مراقب تغذیه خود باشد و زندگی سالمی داشته باشد. این امر همچنین با دستورات الله همخوانی دارد. توصیه پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) نیز در همین راستا است: «سالم بمانید و مراقب سلامتی خود باشید.» البته سلامتی ما تا حد زیادی به آنچه می‌خوریم و می‌نوشیم بستگی دارد. با این حال، در عین حال ضروری است که به طور فعال از خود در برابر بیماری‌ها محافظت کنیم. پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) دو روش درمانی را به طور ویژه توصیه کرده‌اند: اولی داغ کردن (کوتر کردن) و دومی حجامت است. داغ کردن به این صورت عمل می‌کرد: در گذشته اگر کسی زخمی می‌شد، یک آهن داغ را روی زخم فشار می‌دادند تا آن را ببندند. علاوه بر این، در گذشته درمانگرانی بودند که از این روش برای تمام بیماری‌ها استفاده می‌کردند. اما امروزه تقریباً چنین متخصصانی وجود ندارند. مهم نبود که چه بیماری‌ای باشد، آن‌ها محل آسیب‌دیده را با یک جسم داغ می‌سوزاندند و پس از آن بیماری از بین می‌رفت. اما حتی اگر این دانش امروز هنوز هم در جایی وجود داشته باشد، بسیار نادر شده است. تقریباً هیچ‌کس دیگر به آن تسلط ندارد. روش دوم حجامت است. در حجامت، خون ناپاک موجود در بدن از طریق گرم کردن ملایم و ایجاد خلأ با یک لیوان به بیرون کشیده می‌شود. این روش اخیراً کاملاً به یک مد تبدیل شده است. این کار بسیار رواج یافته است؛ همه آن را انجام می‌دهند، صرف‌نظر از اینکه واقعاً در آن تخصصی دارند یا نه. با این حال، خون چیز بسیار ارزشمندی است. خون برای زندگی حیاتی است، اما در عین حال می‌تواند ناپاک نیز باشد. منظور از «ناپاک» این است: وقتی خون بیرون می‌آید، انسان باید خود را بشوید و پاک کند. اگر روی لباس بریزد، لباس باید شسته شود. این به اصطلاح «خون ناپاک» از نظر شرعی ناپاک (نجس) است، یعنی کثیف است، زیرا حاوی انواع عوامل بیماری‌زا می‌باشد. باید بسیار مراقب بود که هیچ بیماری‌ای از یک شخص به شخص دیگر منتقل نشود. بیماری‌های متعددی وجود دارند که از طریق خون منتقل می‌شوند. بنابراین، خون خارج شده پاک محسوب نمی‌شود، بلکه ناپاک است. علاوه بر این، بدن انسان نمی‌تواند این خون را به تنهایی به طور کامل تصفیه کند. هنگامی که انسان از ۳۰ سالگی عبور کرد – چه ۳۰، چه ۴۰ یا ۵۰ ساله باشد – توصیه می‌شود که سالی یک بار حجامت انجام دهد. امروزه هر کسی به سادگی یک پمپ به دست می‌گیرد، ادعا می‌کند «من حجامت می‌کنم» و شروع به کار می‌کند. اما این کار با یک پمپ ساده عملی نیست، زیرا پمپ تمام خون را می‌مکد، چه پاک باشد و چه ناپاک. خون بی‌نهایت گران‌بها است. فقط فکر کنید که بدن چقدر باید مواد غذایی دریافت کند تا حتی یک قطره خون تولید کند. به همین دلیل احتیاط لازم است. هدف این است که فقط خون ته‌نشین شده و ناپاک به طور هدفمند مکیده شود. این امر از طریق خلأ و گرما به دست می‌آید، نه با پمپاژ ساده. متخصصان واقعی حجامت این را می‌دانند. متأسفانه امروزه راحتی‌طلبی رواج یافته است: به سادگی پمپ را قرار می‌دهند و سپس به خود می‌بالند: «ببین چقدر خون ناپاک بیرون آمد!» این یک روش کاملاً اشتباه است. برای این درمان نیز زمان مناسبی وجود دارد. بهترین فصل‌ها برای این کار بهار و پاییز هستند. نقاط تجمع خاصی برای خون در پشت و سر وجود دارد؛ خون از آنجا گرفته می‌شود. برای این کار به اساتید آموزش‌دیده نیاز است. روزها و ساعات مشخصی برای آن وجود دارد؛ هر کسی نباید این درمان را انجام دهد. هرگز نباید اجازه داد افرادی که نمی‌شناسید و به مهارت‌هایشان اعتماد ندارید، از شما خون بگیرند. باید بسیار هوشیار بود. به خصوص امروزه که همه‌جا پر از باکتری و بیماری است. در نهایت، از روی میل به بهبودی، انسان همه چیز را فقط بدتر می‌کند. در نهایت، بدن ما امانتی است که به ما سپرده شده، یک عاریت از سوی الله. بنابراین هرگونه خون‌گیری باید با احتیاط و در شرایط بهداشتی انجام شود تا واقعاً برای فرد شفا به همراه داشته باشد. در غیر این صورت، ضرر آن بیشتر از منفعتش خواهد بود – الله ما را از آن حفظ کند. همان‌طور که گفته شد، بهترین زمان‌ها برای حجامت بهار و پاییز هستند. منظور ما از بهار لزوماً ماه مارس یا آوریل نیست، بلکه بیشتر مه و ژوئن است؛ و در پاییز ماه‌هایی مانند اکتبر یا نوامبر. این کار باید سالی یک بار انجام شود. فقط در صورت نیاز مبرم می‌توان آن را برای بار دوم نیز انجام داد. اما اخیراً این مد نیز به وجود آمده است که افراد ماهی یک بار حجامت کنند... این خوب نیست. اگر هر ماه چنین مقادیری از خون از فرد گرفته شود، به زودی دچار کم‌خونی خواهد شد. و کم‌خونی قطعاً سالم نیست. خون در عمق استخوان‌ها، در مغز استخوان ساخته می‌شود... آفرینش بی‌نقص انسان توسط الله واقعاً غیرقابل درک است. برای هر چیزی روش درستی وجود دارد. اگر – ان‌شاءالله – به روزها و زمان‌های مناسب توجه شود، انسان شفا و سلامتی نیز خواهد یافت. الله به همه ما زندگی در نهایت سلامتی و ایمان عطا فرماید، ان‌شاءالله.