السلام عليكم ورحمة الله وبركاته أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. والصلاة والسلام على رسولنا محمد سيد الأولين والآخرين. مدد يا رسول الله، مدد يا سادتي أصحاب رسول الله، مدد يا مشايخنا، دستور مولانا الشيخ عبد الله الفايز الداغستاني، الشيخ محمد ناظم الحقاني. مدد. طريقتنا الصحبة والخير في الجمعية.

Mawlana Sheikh Mehmed Adil. Translations.

Translations

2025-11-20 - Dergah, Akbaba, İstanbul

«همانا گرامی‌ترین شما نزد الله، با تقواترین شماست.» (۴۹:۱۳) نزدیک بودن به الله، آن قدرتمند و متعال، و آن‌گونه بودن که او می‌خواهد، باید بزرگ‌ترین هدف انسان باشد. اگر الله از تو راضی باشد، اگر او تو را دوست داشته باشد – این تمام چیزی است که اهمیت دارد. مردمِ امروزه عجیب هستند: الله همه را یکسان آفریده است، اما ما تبعیض قائل می‌شویم. یکی آن دیگری را دوست ندارد. آدم خود را بالاتر یا پایین‌تر از دیگران می‌بیند. این کارِ شیطان است. در حالی که الله، آن قدرتمند و متعال، همه ما را برابر آفریده است. حال، چه کسی ارزشمندترین است؟ کسی است که به الله نزدیک است، از او پروا دارد و شرم دارد که گناه مرتکب شود. کسی است که تلاش می‌کند کار بدی نکند و مرتکب خطایی نشود. دیگران، مردمِ امروز... به‌ویژه اینجا نزد ما، هر کسی می‌خواهد مثل اروپایی‌ها باشد. «اروپا در این باره چه می‌گوید؟ اروپا ما را چگونه می‌بیند؟» «ما مثل آن‌ها لباس می‌پوشیم و مثل آن‌ها رفتار می‌کنیم تا مورد پسندشان واقع شویم.» ای انسان، چه سودی برایت دارد اگر آن‌ها تو را بپسندند، و چه می‌شود اگر نپسندند؟ آن‌ها تو را به نمایش می‌گذارند و مثل یک میمون تو را می‌رقصانند. آن‌ها به تو لباس می‌پوشانند، تو را مجهز می‌کنند و آن‌طور که برایشان مناسب است تو را شکل می‌دهند. آنچه را بخواهند به تو می‌دهند و آنچه را نخواهند از تو دریغ می‌کنند. و بعد چه؟ حتی اگر روی سرت هم بایستی، باز هم تو را دوست نخواهند داشت. اما تو با این حال با تقلا تلاش می‌کنی شبیه آن‌ها باشی. تقلید کردن از آن‌ها برایت سودی ندارد. این نزد الله هیچ ارزشی ندارد. ارزش واقعی در این است که در راه الله باشی و از او بترسی. و منظور ما از ترس، پرهیز از ارتکابِ خطاست. این نگرانیِ با خطا حاضر شدن در پیشگاه الله است. بحث ترسِ خشک و خالی نیست؛ الله نمی‌خواهد ما را بترساند. الله بخشنده و مهربان است. مهم نیست چقدر گناه داری: اگر طلب بخشش کنی، الله می‌بخشد. در این شکی نیست. اما باید از الله حیا و پروا داشت، چرا که او تو را می‌بیند. او تمام لغزش‌های تو را می‌داند. تو باید بابت آن‌ها پاسخگو باشی. اما اگر از الله بترسی و طلب بخشش کنی، او تو را خواهد بخشید. او تو را می‌پوشاند و رسوایی‌ات را پنهان می‌کند. او گناهانِ مرتکب شده را می‌بخشد و تو را پیش هیچ‌کس رسوا نمی‌کند. این آن چیزی است که واقعاً اهمیت دارد. اما اگر بگویی: «اروپا این را گفت، آمریکا آن را خواست...» – آدم این چیزها را بیش از حد بزرگ می‌کند. در حالی که آن‌ها حتی نمی‌دانند تو کجایی؛ چه چیزی می‌خواهند از تو بدانند؟ این شخصِ شیطان و سربازانش هستند که این افکار را به تو القا می‌کنند. الله تو را گرامی داشته، او تو را با عظمت و با وقار آفریده است. نه تو از دیگران بهتری، و نه آن‌ها از تو بهترند. این‌گونه فکر کردن به معنای ایستادن در برابر الله است. خود را کمتر از دیگران دانستن – به‌ویژه در برابر یک کافر – سرکشی علیه الله است. الله ما را از این حفظ کند. الله همه را یکسان آفریده است. این افکار را رها کنید. مردم امروز می‌دوند و می‌گویند: «من به اروپا می‌روم، به آمریکا.» مگر چه می‌شود اگر بروی، و چه می‌شود اگر نروی؟ روزی‌ات را آنجایی دریافت می‌کنی که الله برایت مقدر کرده است. الله به انسان‌ها، به مسلمانان، عقل و بصیرت عطا فرماید. هر کسی باید در این باره خوب بیندیشد. ان‌شاءالله که الله همه ما را از بندگان محبوب خود قرار دهد.

2025-11-19 - Dergah, Akbaba, İstanbul

پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «مِن حُسنِ اِسلامِ المَرءِ تَرکُهُ ما لا یَعنِیه.» رسول الله در آنچه فرمود، یا به همان گونه که فرمود، راست گفت. پیامبر ما فرمود: «از زیبایی اسلامِ یک فرد این است که آنچه را به او مربوط نیست، رها کند.» اینکه از چیزهایی که به او ربطی ندارد، دوری گزیند. انسان باید راه خود را برود، مراقب خود باشد و روی وضعیت خویش کار کند. تنها زمانی که دیگران درخواست مشورت یا کمک کردند یا نظرش را پرسیدند، باید سخن بگوید. اما دخالت کردن بدون درخواست و گفتنِ اینکه: «تو باید این کار را چنین کنی، این را دوست ندارم، آن را جور دیگر انجام بده» – این شایسته نیست. پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) به ما می‌آموزد که این رفتار ناپسند است. مالایَعنِی – یعنی دخالت در امور غیرضروری و پرداختن به بیهودگی‌ها – این نیز درست نیست. کاری را انجام بده که سودمند است. به امور خودت رسیدگی کن، به خانواده‌ات برس. و در مورد دوستان یا آشنایان: اگر چیزی از تو پرسیدند یا درخواست کمک کردند، آنگاه به آن‌ها کمک کن. اما اگر امروز به اطرافمان بنگریم: هر کسی در هر کاری دخالت می‌کند. هر کسی در مورد همه چیز، چه کوچک و چه بزرگ، اظهار نظر می‌کند. به یکی دشنام می‌دهند، دیگری را نفرین می‌کنند؛ این جور نیست، آن را نمی‌پسندند. اول به خودت نگاه کن. وضعیت خودت چطور است؟ آیا تو از آن‌ها بهتری؟ تو باید روی خودت کار کنی، مهم همین است. اگر هر کسی ابتدا خود را اصلاح می‌کرد، همه چیز درست می‌شد. تا زمانی که خودت پر از عیب هستی، نباید به خطاهای دیگران نگاه کنی. ابتدا به عیوب خودت توجه کن، آن‌ها را برطرف ساز و انسان خوبی شو. هر چیزی فراتر از آن، به تو مربوط نیست. اگر هر کس به خود بپردازد و خود را اصلاح کند، جامعه‌ای خوب و اجتماعی سالم پدید می‌آید. از این رو سخنان پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) همچون جواهرند – آن‌ها بسیار ارزشمند هستند. این حدیثی کوتاه است، اما برای تغییر تمام جامعه به سمت نیکی کافی است. اما امروز اغلب عکس این صادق است؛ هر کسی سعی دارد عیوب و خطاهای دیگران را آشکار کند. باشد که الله همه‌ی ما را اصلاح گرداند و نگذارد از راه راست منحرف شویم.

2025-11-19 - Lefke

پیامبر ما، صلی الله علیه و آله و سلم، این جزیره‌ای را که در آن زندگی می‌کنیم، ستوده‌اند. الحمدلله، اینجا مکانی است که از اوایل اسلام مورد احترام مسلمانان بوده است. این مکان‌ها، مکان‌های مبارکی هستند که الله عز و جل آنها را برگزیده است. اسلام و به‌ویژه اکثر پیامبران از این منطقه برخاسته‌اند. از مناطقی مانند حجاز، شام و یمن. البته الله برای تمام نقاط جهان و برای همه اقوام پیامبرانی فرستاده است. اما از آنجا که اکثر پیامبران از این سرزمین‌ها برخاسته‌اند، اینها مکان‌های مبارکی هستند. چون مکان‌هایی هستند که پیامبران در آنها سفر کرده و رسالت خود را ابلاغ نموده‌اند، مبارک هستند. اینجا زادگاه اسلام و بشریت است. البته الله عز و جل، آدم علیه السلام را در بهشت آفرید. او در بهشت ساکن بود. و هنگامی که به زمین فرستاده شد، اکثر پیامبرانی که از نسل او بودند نیز در همین سرزمین‌ها زندگی می‌کردند. مکان‌های مبارک و قبور شریفشان در این سرزمین‌ها فراوان است. زیارت آنها برای زائر برکت به همراه دارد و وسیله‌ای برای کسب شفاعت پیامبران است. همچنین زیارت قبور صحابه، اهل بیت، اولیا و صالحین برای مسلمان برکت و رحمت به ارمغان می‌آورد. زیرا بر مکان‌هایی که آنها در آن آرمیده‌اند تا روز قیامت رحمت نازل می‌شود. به همین دلیل این زیارت برای مؤمن نیز سودمند است. به حرف این مردم نادان امروزی گوش ندهید. آنها چیزهایی می‌گویند مانند: «شما قبرها را می‌پرستید.» نه، چرا باید قبری را بپرستیم؟ وقتی ما عبادت می‌کنیم، خوب می‌دانیم که عبادتمان را باید برای چه کسی انجام دهیم. نه به دستور شما؛ ما الله عز و جل را عبادت می‌کنیم. ما به سوی قبله عبادت می‌کنیم. ما، الحمدلله، از راهی که پیامبرمان، صلی الله علیه و آله و سلم، نشان داده است پیروی می‌کنیم. در جزیره ما نیز صحابه و اولیای مبارکی وجود دارند. آرامگاه برخی از آنها مشخص است، در حالی که آرامگاه برخی دیگر نامشخص است. حتی قبر شریف برنابا، یکی از حواریون عیسی علیه السلام، که انجیل حقیقی را نوشت، در اینجا قرار دارد و زیارت می‌شود. یعنی او هیچ ارتباطی با مسیحیت امروزی که بت یا چوب می‌پرستد، ندارد. انجیل نوشتهٔ او، انجیل حقیقی است. آنها آن را پنهان نگه می‌دارند؛ اما این بحث دیگری است. برنابای بزرگوار در سفرهای عیسی علیه السلام در کنار او بود. آنچه او نوشت، انجیل حقیقی است. آن انجیل، کتابی است که نبوت حضرت عیسی را بیان می‌کند. مسیحیان نیز برنابا را می‌شناسند، اما فقط اسماً؛ چیز بیشتری درباره او نمی‌دانند. آنها نمی‌دانند که او انجیلی نوشته است. و اگر این انجیل آشکار شود، البته تمام فریبکاری این دروغگویان برملا خواهد شد. دینشان دیگر پابرجا نخواهد بود و همگی ناچار به مسلمان شدن خواهند بود. اما این دقیقاً همان چیزی است که آنها نمی‌خواهند. به خاطر منافع دنیوی، قدرت و امثال آن، آن را پنهان می‌کنند. فقط برای اینکه خواست شیطان محقق شود و در نهایت در کنار او باشند. به همین دلیل این زیارت‌ها مهم هستند. زیارت قبور برای پرستش نیست، بلکه برای بهره‌مند شدن از برکت و رحمت آنهاست. عبرت گرفتن از آن امری بسیار مهم و زیباست: اینکه ببینیم این انسان‌ها چگونه سرمشق‌وار زندگی کردند، چگونه به اسلام خدمت نمودند، از الله اطاعت کردند و راه را نشان دادند. زیارت قبور صالحین و پیامبران نیز به همین صورت است. در رأس همه اینها، زیارت قبر شریف پیامبر ما، صلی الله علیه و آله و سلم، قرار دارد که تاج سر ما و نور چشمان ماست. پس از آن، به زیارت بزرگان مانند صحابه و اهل بیت می‌رویم. به اذن الله، از برکاتشان بهره‌مند می‌شویم. افراد زیادی هستند که می‌خواهند مؤمنان را گمراه کنند. به آنها گوش ندهید. آنها نه می‌دانند چه می‌گویند، نه می‌فهمند چه می‌خوانند و نه از لجاجت خود دست برمی‌دارند. آنها مهم نیستند. مهم این است که الله ما را در این مکان‌های زیبا آفریده است و ما را به این راه زیبا هدایت کرده است. ان‌شاءالله، الله ما را در این راه ثابت قدم بدارد تا برای همیشه بر آن باقی بمانیم.

2025-11-17 - Lefke

پیامبر ما، صلی الله علیه و آله و سلم، این جزیره‌ای را که در آن زندگی می‌کنیم، ستوده‌اند. الحمدلله، اینجا مکانی است که از اوایل اسلام مورد احترام مسلمانان بوده است. این مکان‌ها، مکان‌های مبارکی هستند که الله عز و جل آنها را برگزیده است. اسلام و به‌ویژه اکثر پیامبران از این منطقه برخاسته‌اند. از مناطقی مانند حجاز، شام و یمن. البته الله برای تمام نقاط جهان و برای همه اقوام پیامبرانی فرستاده است. اما از آنجا که اکثر پیامبران از این سرزمین‌ها برخاسته‌اند، اینها مکان‌های مبارکی هستند. چون مکان‌هایی هستند که پیامبران در آنها سفر کرده و رسالت خود را ابلاغ نموده‌اند، مبارک هستند. اینجا زادگاه اسلام و بشریت است. البته الله عز و جل، آدم علیه السلام را در بهشت آفرید. او در بهشت ساکن بود. و هنگامی که به زمین فرستاده شد، اکثر پیامبرانی که از نسل او بودند نیز در همین سرزمین‌ها زندگی می‌کردند. مکان‌های مبارک و قبور شریفشان در این سرزمین‌ها فراوان است. زیارت آنها برای زائر برکت به همراه دارد و وسیله‌ای برای کسب شفاعت پیامبران است. همچنین زیارت قبور صحابه، اهل بیت، اولیا و صالحین برای مسلمان برکت و رحمت به ارمغان می‌آورد. زیرا بر مکان‌هایی که آنها در آن آرمیده‌اند تا روز قیامت رحمت نازل می‌شود. به همین دلیل این زیارت برای مؤمن نیز سودمند است. به حرف این مردم نادان امروزی گوش ندهید. آنها چیزهایی می‌گویند مانند: «شما قبرها را می‌پرستید.» نه، چرا باید قبری را بپرستیم؟ وقتی ما عبادت می‌کنیم، خوب می‌دانیم که عبادتمان را باید برای چه کسی انجام دهیم. نه به دستور شما؛ ما الله عز و جل را عبادت می‌کنیم. ما به سوی قبله عبادت می‌کنیم. ما، الحمدلله، از راهی که پیامبرمان، صلی الله علیه و آله و سلم، نشان داده است پیروی می‌کنیم. در جزیره ما نیز صحابه و اولیای مبارکی وجود دارند. آرامگاه برخی از آنها مشخص است، در حالی که آرامگاه برخی دیگر نامشخص است. حتی قبر شریف برنابا، یکی از حواریون عیسی علیه السلام، که انجیل حقیقی را نوشت، در اینجا قرار دارد و زیارت می‌شود. یعنی او هیچ ارتباطی با مسیحیت امروزی که بت یا چوب می‌پرستد، ندارد. انجیل نوشتهٔ او، انجیل حقیقی است. آنها آن را پنهان نگه می‌دارند؛ اما این بحث دیگری است. برنابای بزرگوار در سفرهای عیسی علیه السلام در کنار او بود. آنچه او نوشت، انجیل حقیقی است. آن انجیل، کتابی است که نبوت حضرت عیسی را بیان می‌کند. مسیحیان نیز برنابا را می‌شناسند، اما فقط اسماً؛ چیز بیشتری درباره او نمی‌دانند. آنها نمی‌دانند که او انجیلی نوشته است. و اگر این انجیل آشکار شود، البته تمام فریبکاری این دروغگویان برملا خواهد شد. دینشان دیگر پابرجا نخواهد بود و همگی ناچار به مسلمان شدن خواهند بود. اما این دقیقاً همان چیزی است که آنها نمی‌خواهند. به خاطر منافع دنیوی، قدرت و امثال آن، آن را پنهان می‌کنند. فقط برای اینکه خواست شیطان محقق شود و در نهایت در کنار او باشند. به همین دلیل این زیارت‌ها مهم هستند. زیارت قبور برای پرستش نیست، بلکه برای بهره‌مند شدن از برکت و رحمت آنهاست. عبرت گرفتن از آن امری بسیار مهم و زیباست: اینکه ببینیم این انسان‌ها چگونه سرمشق‌وار زندگی کردند، چگونه به اسلام خدمت نمودند، از الله اطاعت کردند و راه را نشان دادند. زیارت قبور صالحین و پیامبران نیز به همین صورت است. در رأس همه اینها، زیارت قبر شریف پیامبر ما، صلی الله علیه و آله و سلم، قرار دارد که تاج سر ما و نور چشمان ماست. پس از آن، به زیارت بزرگان مانند صحابه و اهل بیت می‌رویم. به اذن الله، از برکاتشان بهره‌مند می‌شویم. افراد زیادی هستند که می‌خواهند مؤمنان را گمراه کنند. به آنها گوش ندهید. آنها نه می‌دانند چه می‌گویند، نه می‌فهمند چه می‌خوانند و نه از لجاجت خود دست برمی‌دارند. آنها مهم نیستند. مهم این است که الله ما را در این مکان‌های زیبا آفریده است و ما را به این راه زیبا هدایت کرده است. ان‌شاءالله، الله ما را در این راه ثابت قدم بدارد تا برای همیشه بر آن باقی بمانیم.

2025-11-16 - Lefke

ما امانت (تعهد، تکلیف و ولایت الهیه) را بر آسمانها و زمین و کوه‌ها عرضه داشتیم، آنها از حمل آن سر برتافتند و از آن هراسیدند؛ اما انسان آن را بر دوش کشید؛ به راستی او بسیار ستمگر و نادان بود. (احزاب: ۷۲) الله، عزّوجلّ، می‌فرماید: ما آن امانت را بر آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه کردیم، اما آنها از حمل آن امتناع ورزیدند و از آن ترسیدند. این امانت، مسئولیت انسان برای بندگی الله است. این امانت را حتی کوه‌ها نیز نخواستند بپذیرند. کوه‌ها، صخره‌ها، هیچ‌کدام نتوانستند آن را حمل کنند؛ گفتند: «این امانت باری بیش از حد سنگین است». اما انسان گفت: «من آن را بر دوش می‌کشم». او این کار را کرد، اما الله درباره‌اش می‌فرماید: «همانا او بسیار نادان است». او ستمکار و نادان است، یک ستمگر. زیرا هر انسانی نمی‌تواند این امانت را حمل کند. فقط پیامبران می‌توانند این بار را به دوش بکشند و از طریق آنها، این بار برای مردم آسان می‌شود. تنها اینگونه مردم می‌توانند پایداری کنند. اما بیشترشان این کار را نمی‌کنند. انسان کاری را انجام می‌دهد که به راحتی و لذتش کمک کند. در راه الله بودن و انجام آنچه الله امر می‌کند، برای انسان دشوار است. بیشتر مردم برای فرار از آن، بهانه‌های مختلفی می‌تراشند. اگر هنگام خواندن قرآن اشتباه کنید، به اصل آن آسیبی نمی‌رسد. زیرا آن محفوظ است. از سوی الله محافظت می‌شود. یعنی حتی اگر آن را سهواً اشتباه بخوانید یا فراموش کنید، اصل قرآن تحریف نمی‌شود، زیرا الله از آن محافظت می‌کند. اما احادیث را باید به درستی نقل کنید. ما این آیه را خواندیم، که در خلقت الله نظمی، رازی وجود دارد. الله به کوه‌ها، آسمان، زمین، به همه چیز پیشنهاد کرد که این امانت را حمل کنند، اما آنها نپذیرفتند. آنها گفتند: «ما نمی‌توانیم این را حمل کنیم، بسیار سنگین است». «ما نمی‌توانیم این را حمل کنیم». فقط انسان آن را پذیرفت. چرا؟ زیرا او بسیار ستمگر و بسیار نادان است. این یکی از ویژگی‌های انسان است. البته پیامبران، صالحان و بندگان محبوب الله از این قاعده مستثنی هستند. اما اکثریت اینگونه‌اند. آنها می‌پذیرند، اما پس از قول دادن، به این تعهد عمل نمی‌کنند. الله، عزّوجلّ، ارواح را آفرید و پرسید: «آیا من پروردگار شما نیستم؟» آنها گفتند... برخی از آنها نپذیرفتند. اما در نهایت همه پذیرفتند. و در آن زمان همه این قول را در پیشگاه الله، عزّوجلّ، دادند، اما بعدها بیشترشان به آن عمل نکردند. آنها به قول خود عمل نمی‌کنند. به همین دلیل مهم است که تمام عمر در این راه بمانیم. و الله، عزّوجلّ، به ما فرمان می‌دهد که از او اطاعت کنیم. اگر اطاعت نکنید، از این دایره خارج می‌شوید، عهد خود را شکسته‌اید و در پیشگاه الله، عزّوجلّ، به عنوان بنده پذیرفته‌شده و خوب به حساب نمی‌آیید. زیرا الله، عزّوجلّ، تنها کسانی را دوست دارد که از او اطاعت می‌کنند. گاهی مردم می‌گویند: «الله ما را دوست ندارد». الله دوست دارد، اما در حقیقت شما خودتان را دوست ندارید. شما برای رستگاری خود چه کرده‌اید؟ الله همه چیز را به شما نشان داده، هر خیری را به شما داده، اما شما با آن مخالفت می‌کنید. این اشتباه خود شماست. شما مجازات می‌شوید زیرا خودتان را مجازات می‌کنید. اینکه انسان در راه ثابت‌قدم نمی‌ماند و به قولش عمل نمی‌کند، یکی از ویژگی‌های اوست. کل تاریخ بشر از دیرباز پر از چنین انسان‌هایی بوده است. و دیگر هیچ یک از آنها نیستند؛ آنها فقط عمر کوتاهی داشتند و سپس پایانشان فرا رسید. به زودی حقیقت را خواهند دید. حقیقت زندگی را که الله، عزّوجلّ، به آنها نشان داده است... و از آنچه کوتاهی کرده‌اند پشیمان خواهند شد. این برای همه انسان‌ها، چه مسلمان و چه غیرمسلمان، صدق می‌کند. اما انسان‌های متکبری نیز وجود دارند که خود را برتر از دیگران می‌دانند. برای مثال، چنین مسلمانان مؤمنی می‌گویند: «من اینم، من آنم، من یک شیخ هستم، من یک نماینده هستم». به همین دلیل الله، عزّوجلّ، فرموده است: «فقط کاری را انجام دهید که توانایی‌اش را دارید». بارهای سنگین بر دوش خود نگذارید. چیزی نخواهید که شما را به دردسر بیندازد. به همین دلیل بسیاری از مردم از وضعیت خود ناراضی هستند. آنها می‌خواهند بزرگتر، بالاتر یا مشهورتر باشند. این به خصوص ویژگی انسان‌های زمان ماست؛ آنها می‌خواهند به هر قیمتی مشهور شوند. فقط برای مشهور شدن، هر کاری می‌کنند، بدون اینکه بین خوب و بد تمایز قائل شوند. بنابراین سعی نکنید کاری را انجام دهید که نمی‌توانید. و مردم یکدیگر را کنار می‌زنند تا بالاتر بروند. اما این به شما سودی نمی‌رساند. شما این کار را فقط برای نفس خود انجام می‌دهید. الله، عزّوجلّ، از این کار خشنود نیست، و پیامبر (ص) نیز از آن خشنود نیست. فقط برای نفس خود می‌خواهید بالاتر بروید. مردم عادی شاید بخواهند نماینده مجلس، رئیس جمهور یا چیز دیگری شوند. همچنین بسیاری از اهالی طریقت می‌پرسند: «چگونه می‌توانم شیخ شوم؟ چگونه می‌توانم ولی شوم؟» در واقع، رسیدن به آن بسیار آسان است. فقط از آنچه الله، عزّوجلّ، فرمان داده پیروی کنید و به چیز دیگری فکر نکنید. اگر الله روزی شما را می‌دهد، با خانواده‌تان خوشبخت هستید و عبادات خود را به جا می‌آورید، این بزرگترین نعمت از جانب الله، عزّوجلّ، است. حفظ این حالت تا آخرین نفس، بزرگترین پاداش برای شماست. اگر می‌خواهید برای چیزی تلاش کنید، پس برای همین تلاش کنید. بدون اینکه به بالا، پایین یا اطراف نگاه کنید. فقط بر خودتان، برادرانتان و خانواده‌تان تمرکز کنید؛ کافی است که امور خودتان را سامان دهید. لازم نیست بخواهید برای بالاتر رفتن، جهش کنید. اگر در این راه ثابت‌قدم باشید، همانطور که بزرگان گفته‌اند: «أجلّ الکرامات، دوام التوفیق». بزرگترین کرامت، استقامت در یک راه بدون سستی است. نیازی هم به تلاش برای رسیدن به مراتب بالاتر نیست. همین به تنهایی تا پایان عمر برای شما کافی است. اگر این کار را بکنید، از برندگان خواهید بود. اگر الله بخواهد که شما بالا بروید، درها را به روی شما خواهد گشود. و اگر او نخواهد، اما شما تمام عمرتان را اینگونه ادامه دهید، باز هم بنده‌ای محبوب نزد الله هستید. باشد که الله ما را در این راه ثابت قدم بدارد و نگذارد از نفس خود پیروی کنیم. زیرا حق ستودن خویش، تنها از آن الله، عزّوجلّ، است. «من اینم، من آنم». «من یک ولی هستم، من قطب هستم، من یک شیخ هستم، من یک نماینده هستم». این هم درست نیست. حق ستودن خویش، تنها از آن الله، عزّوجلّ، است. الله، عزّوجلّ، همیشه خود را می‌ستاید. حتی پیامبر (ص) فرمود: «من سرور فرزندان آدم هستم و این از روی فخرفروشی نیست». او فرمود: «لا فَخْر». با اینکه مقام خود را اعلام می‌کند، اما اضافه می‌کند «لا فَخْر» (فخرفروشی نیست). «نه، در این برای من فخری نیست». تنها برای الله، عزّوجلّ، است: وَ لَهُ الْکِبْرِیاءُ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ (جاثیه: ۳۷) در آسمان‌ها و زمین و همه جا، کبریایی و بزرگی از آنِ الله، عزّوجلّ، است. به همین دلیل کسی که خود را می‌ستاید، هیچ جا پذیرفته نمی‌شود. چه در طریقت باشد یا نباشد، هیچ‌کس کسی را که خودستایی می‌کند دوست ندارد. ان‌شاءالله خداوند ما را از این صفت حفظ کند.

2025-11-15 - Lefke

وَأَلَّوِ ٱسۡتَقَٰمُواْ عَلَى ٱلطَّرِيقَةِ لَأَسۡقَيۡنَٰهُم مَّآءً غَدَقٗا (72:16) الله، عزّ و جلّ، می‌فرماید: «اگر بر راه راست بودند، برای بشریت از هر چیزی به اندازه کافی، حتی بیش از حد کافی، وجود می‌داشت.» تا زمانی که انسان بر راه راست، استقامت، باشد، الله روزی هر کسی را داده است. اما بشریت بر راه راست، استقامت، باقی نمی‌ماند. منظور از راه راست، استقامت، همان صداقت و درستی است. اگر هر کسی بر راه راست بود، کسی را فریب نمی‌داد، به کسی آزار نمی‌رساند و به کار خود می‌پرداخت، الله، عزّ و جلّ، به همه به اندازه کافی روزی داده بود. اما بشریت نمی‌تواند بر راه راست بماند، زیرا از این چهار دشمن پیروی می‌کند: نفس، هوی، شیطان و دنیا. نمی‌تواند در صداقت و درستی ثابت‌قدم بماند. نمی‌تواند در عدالت ثابت‌قدم بماند، عدالت را اجرا نمی‌کند. به همین دلیل دنیا برای همه به عذاب تبدیل می‌شود. و برای کسانی که بر راه راست باقی نمی‌مانند، این عذاب حتی بزرگتر است. هر چه بیشتر کارهای کج، باطل و نادرست انجام دهند، بیشتر از راه منحرف می‌شوند و این هیچ سودی برایشان ندارد. از نظر مادی، زندگی بی‌برکتی دارند. یعنی انسان زندگی بی‌برکتی را سپری می‌کند. وضعیت دنیای امروز همیشه همین‌گونه است. مکتب‌ها، مدرسه‌ها، دانشگاه‌ها وجود دارند. آنها چه چیزی آموزش می‌دهند؟ ظاهراً آنچه را که درست است آموزش می‌دهند. در حالی که چیز درست را آموزش می‌دهند، در نهایت چیزهای نادرست بیشتری را یاد می‌دهند. آنها مردم را به میل خود هدایت می‌کنند و می‌گویند: «اگر این کار را بکنی، اینقدر درآمد خواهی داشت، اگر آن کار را بکنی، بیشتر درآمد خواهی داشت.» و پس از آن، چیزی به دست نیاورده‌اند. جز ضرر و زیان چیزی عایدشان نشده است. و آنچه به دست می‌آورند، چیزی جز شر و بدی نیست. زیرا راه راست باید مطابق با فرمان الله، عزّ و جلّ، باشد. اگر مطابق با فرمان الله نباشد، این به اصطلاح راه راست، در نهایت ناگزیر به وسیله‌ای برای گمراهی تبدیل خواهد شد. به همین دلیل راه راست مهم است. اگر مردم از راه راست پیروی می‌کردند – جمعیت جهان اکنون ظاهراً ۸ میلیارد نفر است – این روزی برای ۸۰ میلیارد نفر هم کافی بود. اما در این حالت، حتی برای خودشان هم کافی نیست. به همین دلیل یکدیگر را می‌درند. آنها با این فکر که «من او را می‌خورم، قبل از اینکه او مرا بخورد»، یکدیگر را می‌درند، به هم اعتماد ندارند و از راه به در می‌شوند. و علاوه بر این، کاری را که می‌کنند طوری بازگو و نمایش می‌دهند که گویی هنر بزرگی است و با این کار دیگران را نیز گمراه می‌کنند. کسی که دیگران را گمراه می‌کند، گناه همه کسانی که توسط او گمراه شده‌اند نیز به گردن اوست. الله ما را از آن حفظ کند. الله، عزّ و جلّ، این موضوع راه راست، یعنی موضوع صداقت و درستی را، بارها در قرآن کریم توضیح می‌دهد. این کاری است که در وهله اول، مسلمان باید انجام دهد. و متأسفانه مسلمانان کسانی هستند که بیش از همه از راه راست دورند. الله همه آنها را هدایت کند. و الله ما را از شر نفس، شر هوی و شر شیطان حفظ کند.

2025-11-14 - Lefke

پیامبر ما، صلی الله علیه و آله و سلم، در حدیثی که در خطبه جمعه خواندیم به ما می‌آموزد: او رو به صحابه وفادارش، انس، کرد و فرمود: «اگر می‌توانی از صبح تا شب زندگی کنی، بدون آنکه در دلت نسبت به کسی کینه‌ای داشته باشی، پس چنین کن. زیرا این سنت من است.» این را پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، فرمود. پیامبر ادامه داد: «هر کس با سنت من زندگی کند، مرا دوست دارد.» «و هر کس مرا دوست بدارد، در بهشت با من خواهد بود.» جوهر اسلام در همین است. هر مسلمانی باید برای این امر تلاش کند. به هیچ‌کس خیانت نورزیدن. به هیچ‌کس آسیب نرساندن. چه نزدیک و چه دور، برای هر انسانی خیر خواستن. پیروی از سنت پیامبر، بدون داشتن افکار پلید از روی خودخواهی. سنت پیامبر ما، اساس و پایه طریقت است. دوست داشتن پیامبر، پیروی از راه او و زندگی بر اساس سنت او – این اساس ادب و رفتار نیکو است. طریقت مبتنی بر ادب و رفتار نیکو است. و ادب و رفتار نیکو به معنای اخلاق نیکو است. اخلاق نیکو یعنی: نیکی کردن و همواره مثبت اندیشیدن. اجازه ندادن به راه یافتن بدی در دل و دوری کردن از پلیدی. برای مردم خیر بخواه تا به تو نیز خیر برسد. این‌گونه می‌توانی با پیامبر ما، صلی الله علیه و آله و سلم، در بهشت باشی. این والاترین هدف ماست. انسان اغلب از خود می‌پرسد: «برای چه آفریده شده‌ام؟» دقیقاً برای همین آفریده شده‌ای. الله تو را به زمین فرستاد تا برای آخرت آماده شوی. او تو را به این دنیا فرستاد تا از راه او پیروی کنی. اگر برای هدف دیگری آفریده شده بودی، برای آن موجودات بی‌شمار دیگری وجود داشتند. حیوانات این‌گونه‌اند – آنها فقط می‌خورند و می‌آشامند. هستی آنها به خوردن، نوشیدن و مردن محدود می‌شود. آنها هدف والاتری ندارند. آنها فکر نمی‌کنند: «من باید کار نیکی انجام دهم.» اما انسان باید در این باره بیندیشد. زیرا پیامبر ما الگوی بشریت و شریف‌ترینِ همه مخلوقات است. ما باید او را الگوی خود قرار دهیم و از راه او پیروی کنیم. هر کس از راه او پیروی کند، رستگار می‌شود. اما کسی که از راه او پیروی نمی‌کند، بلکه از کسی پیروی می‌کند که در راه الله گام برنمی‌دارد، نمی‌تواند به خود خیری برساند. ممکن است آسیب ببیند، اما هرگز از آن سودی نخواهد برد. اگر از کسی پیروی کنی که در راه الله نیست، ممکن است در کوتاه‌مدت سودی ببینی، اما در نهایت زیان آن بیشتر است. به همین دلیل بسیار مهم است که در راه الله بمانیم. ما باید در راه پیامبرمان، صلی الله علیه و آله و سلم، بمانیم. ما باید به سنت پیامبرمان پایبند باشیم. مهم همین است. زیرا راه‌های شیطان بسیارند. امروزه جریان‌های جدید بسیاری وجود دارند که پیروانشان ادعا می‌کنند: «ما هم مسلمانیم.» بله، آنها مسلمانند، اما برکت این راه را درک نمی‌کنند. آنها حتی بهره‌مندی از این راه را «گناه» می‌نامند. آنها ادعا می‌کنند: «هر کس از سنت پیروی کند، از راه راست منحرف می‌شود.» آنها با این سخن که «پیامبر فقط بشری مانند ما بود» مردم را گمراه می‌کنند. اینان کسانی هستند که مقام پیامبر را پایین می‌آورند و مردم را فریب می‌دهند. وقتی او را این‌گونه کوچک می‌شمارند، در قلبشان نه محبتی و نه حرمتی برای پیامبر ما باقی می‌ماند. و این امر در آخرت مایه هلاکتشان خواهد شد. اما در همین دنیا هم روزگار سختی دارند. زیرا قلب‌هایشان سرشار از دورویی، دروغ و نفرت است. آنها خیرخواه مردم نیستند، بلکه در پی شرارت هستند. آنها می‌گویند: «الله می‌بخشد، ما نمی‌بخشیم.» این مردم چنین هستند. الله ما را از شرارتشان حفظ کند. زیرا شرارت آنها، شرارت شیطان است. الله بسیار بخشنده و بسیار مهربان است. پیامبر ما، صلی الله علیه و آله و سلم، می‌آموزد: «حتی قصد فریب دادن کسی را هم نداشته باش.» حتی این فکر را هم به خود راه نده که: «می‌خواهم به این شخص خیانت کنم.» ان‌شاءالله، الله ما را با پیامبرمان محشور کند. ان‌شاءالله ما نیز در راه او گام برخواهیم داشت و از سنت او پیروی خواهیم کرد. طریقت همین است. طریقت به معنای «راه» است. و این راه، راه پیامبر ما، صلی الله علیه و آله و سلم، است.

2025-11-13 - Lefke

مَّا يَفۡتَحِ ٱللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحۡمَةٖ فَلَا مُمۡسِكَ لَهَاۖ وَمَا يُمۡسِكۡ فَلَا مُرۡسِلَ لَهُ (35:2) الله، عز و جل، می‌فرماید: «هر رحمتی را که الله برای مردم بفرستد، هیچ‌کس نمی‌تواند آن را باز دارد، هیچ‌کس نمی‌تواند جلویش را بگیرد.» هر آنچه می‌بینیم، جلوه‌ای از رحمت اوست؛ باران نیز رحمت نامیده می‌شود. این رحمت الله برای انسان‌ها، برای زمین و برای همه چیز است. ماه‌هاست که باران نباریده است. نه فقط اینجا، بلکه همه جا باران نمی‌بارد. خب پس، این کار را بکنید! شما این همه تکنولوژی توسعه داده‌اید، می‌گویید: «ما خیلی می‌دانیم» – بسیار خوب، کاری کنید باران ببارد! نمی‌شود. و آنچه را که او باز دارد، هیچ‌کس پس از او نمی‌تواند آن را بفرستد. این را پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز در حدیثی می‌فرمایند. الله، عز و جل، این دنیا را آفریده و هر آنچه را که نیاز داشته، برایش فراهم کرده است. این از حکمت الله است؛ کار عقل کل‌ها نیست. الله آن را آفریده و نیازهایش را تأمین کرده است. هر آنچه این زمین نیاز داشته، او همه را به آن داده است. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند که در طول ۲۴ ساعت، همیشه در جایی از زمین باران می‌بارد. بارندگی وجود دارد. اما الله آنجا که مقدر کرده و آنجا که می‌خواهد، باران را نازل می‌کند. بعضی از مردم خود را خیلی باهوش می‌دانند؛ می‌گویند: «آب تبخیر می‌شود، به ابر تبدیل می‌شود و دوباره می‌بارد.» این درست است، تبخیر می‌شود، به ابر تبدیل می‌شود و می‌بارد، اما این اتفاق هر جا و هر طور که الله بخواهد، رخ می‌دهد. پس این دنیا سهم خود را دریافت می‌کند؛ در عرض ۲۴ ساعت حتماً در جایی بارندگی می‌شود. اما دقیقاً آنجایی که تو می‌خواهی، باران نمی‌بارد. برخی جاها خشک و بی‌آب و علف می‌مانند، در حالی که جاهای دیگر را با سیل و باران غرق می‌کند. این نیز قدرت الله، عز و جل، را نشان می‌دهد. کسانی که مؤمن هستند، به این باور دارند. اما کسانی که ایمان ندارند، به دنبال بهانه‌هایی مانند «علتش این بود، علتش آن بود» می‌گردند. در حالی که در حقیقت، همه این‌ها رحمت الله است. پس چه چیزی لازم است؟ باید از الله، عز و جل، اطاعت کرد و در دعا رحمت او را طلبید. باید دعا کرد تا الله رحمتش را بر انسان نازل کند. و چه چیزی باعث استجابت دعا می‌شود؟ هر دعایی فوراً مستجاب نمی‌شود، اما وقتی برای پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) صلوات می‌فرستید، آن صلوات‌ها مستجاب می‌شوند. وقتی در اول و آخر دعای خود برای پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) صلوات بفرستید، دعای میان آن نیز مستجاب می‌شود. زیرا صلوات همیشه از جانب الله، عز و جل، پذیرفته می‌شود. حالا می‌بینید که مردم برای نماز باران (استسقاء) بیرون می‌روند. برخی هستند که صلوات می‌فرستند، اما در بعضی جاها مقام والا و عزت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را نزد الله به رسمیت نمی‌شناسند. می‌گویند: «او هم انسانی مثل ما بود»، نماز باران می‌خوانند و بدون فرستادن صلوات، دعا می‌کنند. و بعد شکایت می‌کنند: «ما این همه دعا کرده‌ایم، اما باران نمی‌بارد.» تعجبی ندارد که باران نمی‌بارد. اگر نگویید «به حرمت پیامبر»، فایده‌ای نخواهد داشت. وقتی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) هنوز کودک بود، پسر بچه‌ای کوچک، و خشکسالی شده بود، به خاطر او دعا کردند و تمام بیابان سرسبز شد. اما اگر این کار را نکنید، اگر به آن اعتقاد نداشته باشید، نتیجه‌اش همین خشکسالی است. الله در وسط دریا باران می‌باراند، در حالی که تو منتظری و دست خالی می‌مانی؛ خبری از باران نیست. در یک جا باران می‌باراند و آن را غرق سیل می‌کند، و در جایی دیگر هیچ خبری نیست. این قدرت و عظمت الله، عز و جل، است. او هر چه بخواهد می‌کند. هیچ‌کس نمی‌تواند او را به کاری وادار کند. نه تکنولوژی می‌تواند باعث بارش باران شود، و نه هیچ چیز دیگر. بنابراین، وقتی رحمت، یعنی باران، می‌بارد، باید درک کرد که این فضل و لطف الله است و از آن شادمان شد. باید شکرگزار بود و گفت: «الله آن را پایدار گردان.» زیرا با شکرگزاری، نعمت‌ها افزون می‌شوند و باقی می‌مانند. اما وقتی شکرگزاری نباشد... امروزه بیشتر مردم شکرگزاری نمی‌کنند، فقط گله و شکایت دارند. آنها از نعمت‌هایی که دارند ناراضی‌اند، اما باز هم طلب رحمت می‌کنند. آیا می‌خواهی با الله، عز و جل، در بیفتی؟ هر چقدر می‌خواهی در بیفت، در آخر فقط خودت ضرر می‌کنی. الله ما را از آن حفظ کند. الله نعمت‌هایش را برای ما حفظ کند. به راستی، یکی دو سالی است که هم حال معنوی ما و هم اوضاع عمومی مردم بسیار بد است. به همین دلیل این رحمت بازداشته شده است. بنابراین باید توبه کنیم، طلب مغفرت نماییم و به درگاه الله، عز و جل، دعا کنیم تا او نعمت‌هایش را افزون کند و برای ما حفظ نماید، ان‌شاءالله. زیرا این مسئله آب، چیز کوچکی نیست. مِنَ ٱلۡمَآءِ كُلَّ شَيۡءٍ حَيٍّۚ (21:30) الله، عز و جل، می‌فرماید: «و هر چیز زنده‌ای را از آب پدید آوردیم.» همه این موجودات زنده بدون آب نمی‌توانند وجود داشته باشند. آب زندگی است، و زندگی نعمتی از جانب الله، عز و جل، است. پس بیایید از الله شکرگزاری کنیم، باشد که الله آن را افزون کند، ان‌شاءالله. باشد که او ما را ببخشد. همه ما گناهکاریم. باشد که الله توبه و استغفار ما را بپذیرد و از روی رحمت خویش، رحمتش را بر ما نازل فرماید، ان‌شاءالله.

2025-11-12 - Dergah, Akbaba, İstanbul

يَـٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِنَّا خَلَقۡنَٰكُم مِّن ذَكَرٖ وَأُنثَىٰ (۴۹:۱۳) الله عز و جل می‌فرماید: «ما شما را از یک مرد و یک زن تکثیر کردیم.» الله عز و جل انسان‌ها را بر دو نوع آفریده است. یا زن یا مرد. و هر یک از این دو ویژگی‌های خاص خود را دارد. الله آنها را این‌گونه آفریده است. بنابراین باید این آفرینش را همان‌طور که هست پذیرفت و زندگی خود را بر اساس آن تنظیم کرد. اما مردم امروز این را قبول نمی‌کنند. آنها می‌گویند: «من از او کم نیستم و او از من بیشتر نیست»، و با این کار کل نظم را به هم می‌ریزند. سپس از آن روی‌گردان شده و به کارهای ناشایست دیگری می‌پردازند. به همین دلیل، اعمالشان هیچ سودی برای مردم ندارد. برعکس، فقط ضرر می‌رساند. انسان باید به آنچه الله به او داده است، راضی باشد. اگر مرد هستی، پس مردی؛ اگر زن هستی، پس زنی. دلیلی ندارد که بخواهی طور دیگری باشی. اما شیطان انسان‌ها را وسوسه می‌کند. در گوششان زمزمه می‌کند: «اگر خودت را تغییر دهی، خوشبخت‌تر می‌شوی و وضعت بهتر می‌شود.» انسان از خودش راضی نیست. او از آن‌طور که الله خلقش کرده، ناراضی است. یک مشکل به هزار مشکل تبدیل می‌شود. اگر به آنچه الله عز و جل به تو داده است راضی نباشی، هرگز نمی‌توانی خوشبخت شوی. هرگز نمی‌توانی موفق شوی. ممکن است در ظاهر موفق به نظر برسی، اما در حقیقت نیستی. هر کاری که بکنی، مردم با دید خوبی به تو نگاه نخواهند کرد. بنابراین، انسان باید همان‌گونه که الله عز و جل او را آفریده است، باقی بماند. مهم‌ترین چیز، انجام وظایف عبادی است. زیرا الله انسان‌ها و جنیان را نیافرید تا مرد یا زن باشند، بلکه برای اینکه او را عبادت کنند. بنابراین نباید خود را درگیر چنین مسائل فرعی کرد. آنها تحت تأثیر افکار بیگانه قرار می‌گیرند، آفرینش الله را رد می‌کنند، فقط برای اینکه نفس خود را راضی کنند و بگویند: «من می‌خواهم متفاوت باشم، می‌خواهم این‌طور باشم، می‌خواهم آن‌طور باشم.» با این کار فقط بدبخت‌تر می‌شوند و وضعیتشان را بدتر می‌کنند. الله ما را از آن حفظ کند. اینها فتنه‌های آخرالزمان است. در گذشته به‌ندرت چنین چیزهایی شنیده می‌شد. امروز این چیزها همه‌جا شنیده و دیده می‌شود. الله همه ما را از شر شیطان و نفس خودمان حفظ کند.

2025-11-11 - Dergah, Akbaba, İstanbul

«همانا مؤمنان با یکدیگر برادرند، پس میان برادران خود صلح و آشتی برقرار کنید و از الله پروا نمایید، باشد که مورد رحمت قرار گیرید.» (حجرات: ۱۰) الله، بلندمرتبه و شکوهمند، می‌فرماید: «مؤمنان برادرند.» البته میان برادران نیز اختلاف نظر پیش می‌آید. الله می‌فرماید: «مداخله کنید و نزاعشان را فیصله دهید.» آنها را آشتی دهید. آنها را آشتی دهید تا رحمت الله بر شما نازل شود. در جماعت، رحمت است؛ در آن، لطف الله ساکن است. نزاع و کینه‌توزی، چیزهایی هستند که الله دوست ندارد. به همین دلیل او می‌فرماید: «صلح برقرار کنید.» فعالانه به دنبال راه‌هایی برای آشتی باشید. ببینید چه کسی بر حق و چه کسی بر ناحق است، به آنها پند و اندرز دهید. تا دوباره با هم آشتی کنند. زیرا پیامبر می‌فرماید که در حال نزاع ماندن جایز نیست. پیامبر، که درود و سلام الله بر او باد، می‌فرماید که یک مؤمن اجازه ندارد بیش از سه روز از دیگری خشمگین باشد. این دنیا پر از وسوسه‌های شیطانی و سوءظن است. به همین دلیل نزاع پیش می‌آید. این نزاع باید حل و فصل شود تا رحمت نازل گردد. رحمت، موهبتی عظیم و بی‌بهاست که الله، بلندمرتبه و شکوهمند، عطا می‌کند. اما مردم فقط به امور مادی نگاه می‌کنند. می‌گویند: «این یک مسئله روحانی است، به من چه ربطی دارد؟» یا اینکه انسان اصلاً به آن فکر هم نمی‌کند. در حالی که این همان چیزی است که واقعاً اهمیت دارد. این همان چیزی است که باقی می‌ماند. هر چیز دیگری فانی است. بنابراین، نباید به خاطر مسائل دنیوی، کینه و اختلاف وجود داشته باشد. این را پیامبر، که درود و سلام الله بر او باد، در حدیث شریف خود می‌فرماید. در حال اختلاف ماندن بیش از سه روز جایز نیست. الله ما را از آن حفظ کند. این نیز از بیماری‌ها و پلیدی‌های نفس است. انسان مسئله‌ای کوچک را بزرگ می‌کند و نزاعی به راه می‌اندازد. و جایی که نزاع حاکم است، نه آرامشی هست و نه برکتی. الله ما را از آن حفظ کند. ان‌شاءالله الله میان کسانی که در نزاع هستند، دوباره آشتی برقرار کند.