السلام عليكم ورحمة الله وبركاته أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. والصلاة والسلام على رسولنا محمد سيد الأولين والآخرين. مدد يا رسول الله، مدد يا سادتي أصحاب رسول الله، مدد يا مشايخنا، دستور مولانا الشيخ عبد الله الفايز الداغستاني، الشيخ محمد ناظم الحقاني. مدد. طريقتنا الصحبة والخير في الجمعية.

Mawlana Sheikh Mehmed Adil. Translations.

Translations

2025-11-29 - Dergah, Akbaba, İstanbul

پس هر که خواهد ایمان بیاورد و هر که خواهد کفر ورزد (۱۸:۲۹) الله، آن قدرتمند و بلندمرتبه، می‌فرماید: «هر کس می‌خواهد، ایمان بیاورد و هر کس می‌خواهد، بر کفر باقی بماند.» این یک امر قلبی است. نمی‌توان کسی را مجبور کرد که مسلمان شود. حتی در دوران فتوحات نیز هیچ‌کس مجبور به تغییر دین خود نشد؛ هیچ اجباری اعمال نشد. هر کس می‌خواست مسلمان شود، می‌شد. هر کس نمی‌خواست، بر دین خود باقی می‌ماند، جزیه (مالیات) می‌پرداخت و مانند یک شهروند با او رفتار می‌شد. چرا این را ذکر می‌کنیم؟ در این روزها، پاپ، رهبر جهان کاتولیک، برای بازدید در اینجا حضور دارد. پس‌زمینه بازدید او با تغییر دین توسط کشیشانی مرتبط است که ۱۷۰۰ سال پیش در نیقیه گردهم آمدند. زیرا رومیان بت‌پرست، پیروان عیسی را «نصرانی» می‌نامیدند. آن‌ها را تعقیب می‌کردند و می‌کشتند و در هیچ کجا آرامشان نمی‌گذاشتند. سرانجام آن‌ها بت‌پرستی را به میل خود با مسیحیت درآمیختند. ۱۷۰۰ سال پیش، یعنی ۳۲۵ سال پس از عیسی، گفتند: «ما هم اکنون مسیحی هستیم» و به توافق رسیدند. اما آن‌ها دین را تحریف کردند – پناه بر الله – با این ادعا که: «نمی‌تواند تنها یک خدا وجود داشته باشد؛ او باید خانواده‌ای داشته باشد، او باید فرزندی داشته باشد.» وقتی پیروان حقیقی کتاب که از عیسی پیروی می‌کردند این را رد کردند، همه آن‌ها را گرد هم آوردند تا ساکتشان کنند. در شورای نیقیه گفته شد: «این‌ها مسیحیان واقعی هستند، دیگران را نمی‌پذیریم.» آن‌ها هیچ‌کس را خارج از آموزه‌های خود تحمل نکردند و آن‌ها را از میان برداشتند. هر کس توانست فرار کند، فرار کرد؛ هر کس ماند، یا باید دین جدید را می‌پذیرفت یا کشته می‌شد. اصل ماجرا این است. این همان رویدادی است که ۱۷۰۰ سال پیش رخ داد. گروه‌های بسیاری وجود داشتند که خارج از دین رسمی اعلام شده توسط آن‌ها بودند. یکی از آن‌ها گروهی بود که «نسطوری» نامیده می‌شدند. سلمان فارسی نیز پیش از اسلام همین راه را می‌پیمود. راهبان دین حقیقی را منتقل می‌کردند؛ وقتی یکی از دنیا می‌رفت، به نفر بعدی ارجاع می‌داد. سرانجام او را با این سخن به مدینه فرستادند: «پیامبر (درود بر او باد) در آنجا ظهور خواهد کرد.» و بدین ترتیب او پیامبر ما (درود و سلام بر او باد) را در مدینه یافت. او از این گروه و از این زنجیره بود. این بدان معناست که اکثر آن‌ها به یگانگی الله اقرار داشتند و او را عبادت می‌کردند. سپس وقتی این گروه رومی ظهور کرد، انجیل‌های جعلی نوشتند و تمام جهان مسیحیت را با زور و کشتار از راه راست منحرف کرده و به سوی شرک سوق دادند. دقیقاً همین اتفاق افتاد. اما ان‌شاءالله این دیدار دستاویزی خواهد شد تا مردم راه حقیقی را بشناسند. مردم ما می‌ترسند و می‌پرسند: «آیا جادوی سیاه انجام می‌شود؟ آیا اتفاقی خواهد افتاد؟» نه، هیچ جای نگرانی نیست. اینجا سرزمین اولیاء، شهدا و صحابه پیامبر است. بنابراین هیچ‌کس، هر که باشد، نمی‌تواند کاری از پیش ببرد؛ هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. باید از مهمان پذیرایی کرد. بیایید با آن‌ها به خوبی رفتار کنیم. شاید الله نور ایمان را در دل‌هایشان قرار دهد تا حقیقت را بشناسند، ان‌شاءالله. پاپ یکی مانده به آخر، ناگهان با شیخ بابا دیدار کرد و اندکی پس از آن از مقام پاپ استعفا داد. این چیزی است که هرگز در تاریخ سابقه نداشته است. ما از شیخ افندی پرسیدیم: «چرا او این کار را کرد؟» شیخ بابا گفت: «او حقیقت را دید.» وقتی حقیقت را دید، دست کشید. به مردم بهانه‌ای گفتند؛ گفتند: «او به دلایل سلامتی نمی‌خواهد ادامه دهد.» در واقع هیچ پاپی پیش از مرگش جایگزین نمی‌شود. هیچ‌کس نبود که پیش از این استعفا داده باشد. حتی اگر بیمار هم بود، تا زمان مرگ در مقام خود باقی می‌ماند. اگر الله بخواهد، این بازدید مایه‌ی هدایت مردم خواهد شد. و حتی اگر نشود: بسیاری از کشیشان و راهبان در اطراف او حقیقت را دریافته‌اند و پنهانی مسلمان شده‌اند، هرچند که به وظایف خود ادامه می‌دهند. هزاران، بلکه صدها هزار نفر از آن‌ها وجود دارند و همیشه بوده‌اند. بنابراین هیچ دلیلی برای ترس یا نگرانی وجود ندارد. و بگو: حق آمد و باطل نابود شد (۱۷:۸۱) «حق آمد، باطل رفت.» هنگامی که حق بیاید، باطل دیگر هیچ ارزش و اعتباری ندارد. بنابراین مردم ما نباید بترسند که: «چه خواهد شد؟ چه خبر است؟» نترسید. الله با ماست، حقیقت همان الله قدرتمند و بلندمرتبه است. حقیقت آشکار خواهد شد. حتی اگر الان هم نشود: همان‌طور که پاپ آمده است، عیسی نیز خواهد آمد. با اجازه الله، او تمام این باطل را از بین خواهد برد. الله آن را به خیر گرداند. ان‌شاءالله مایه‌ی هدایت باشد. ما برادران بسیاری داریم که از راه گمراهی به دین حق بازگشته‌اند؛ شکر الله که آن‌ها اکثریت هستند. ان‌شاءالله، الله به وسیله این مناسبت به مسلمانان هوشیاری عطا کند تا به حقیقت چنگ زنند.

2025-11-28 - Dergah, Akbaba, İstanbul

«که شیطان را نپرستید، زیرا او دشمن آشکار شماست» (۳۶:۶۰) الله عزوجل می‌فرماید: «شیطان دشمنی آشکار است.» و او هشدار می‌دهد: «از شیطان پیروی نکنید.» شیطان دوست نیست؛ و هرگز هم دوست نخواهد بود. دام‌های او بی‌شمارند؛ هر قدمی که انسان برمی‌دارد، با دام‌های شیطان احاطه شده است. اگر فکر می‌کنی: «من کمی با شیطان دوستی می‌کنم تا مرا گمراه نکند»، آنگاه خودت را فریب داده‌ای. اگر حتی یک قدم به دنبال او بروی، تو را به نابودی می‌کشاند. او هرگز خیر تو را نمی‌خواهد. آیا دشمن هرگز برای انسان خیر می‌خواهد؟ هرگز. او در پی آن است که وی را نابود کند و به فلاکت بیندازد. شیطان دقیقاً همین‌طور است. مردم امروزه از او پیروی می‌کنند و می‌گویند: «ما فقط کمی همراهی می‌کنیم، سپس بازمی‌گردیم.» اما تعداد بسیار کمی بازمی‌گردند. زیرا وقتی یک بار از او پیروی کردی، تو را به پایین می‌کشد... آسیب روی آسیب می‌زند و انسان را به بدبختی دچار می‌کند. او هم دنیا و هم آخرت انسان را تباه می‌کند. الله عزوجل می‌فرماید: «بی‌گمان نیرنگ شیطان ضعیف است» (۴:۷۶) «بی‌شک مکر شیطان ضعیف است.» وقتی انسان توبه می‌کند و آمرزش می‌طلبد، تمام تلاش‌های شیطان بیهوده می‌شود. به همین دلیل الله عزوجل به انسان رحم کرده است. او اگرچه شیطان را آفرید، اما درِ توبه را به روی بنده‌اش نبست. به برکت درِ توبه، گناهانِ انجام شده بخشیده، و حتی به کارهای نیک تبدیل می‌شوند. از این رو پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «هر روز توبه کنید و طلب آمرزش نمایید.» پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «من روزی هفتاد بار توبه و استغفار می‌کنم.» با اینکه پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) معصوم بود، توبه می‌کرد و آمرزش می‌طلبید. حال ما باید دائماً توبه کنیم و ملتمسانه طلب بخشش نماییم. برای از بین بردن دام‌های این مسیر و خنثی کردن دسیسه‌های شیطان، توبه و استغفار ضروری است. با این حال باید هوشیار بود تا در دام‌های او گرفتار نشد. الله یار و یاورمان باشد. الله ما را از شر نفس و شیطان حفظ کند. ان‌شاءالله الله همه ما را محفوظ بدارد.

2025-11-27 - Dergah, Akbaba, İstanbul

پیامبر ما – که درود و سلام بر او باد – می‌فرماید: دو چیز وجود دارد که علم آن تنها نزد الله است. حرف هیچ‌کس را باور نکنید که ادعا می‌کند: «من این را می‌دانم، من آن را می‌دانم.» اولین آن‌ها روح است. روح تحت امر الله است؛ تنها او آن را می‌شناسد. امروزه کسانی هستند که خود را «عالم» جا می‌زنند. آن‌ها روح را توصیف می‌کنند و می‌گویند چنین می‌کند یا چنان می‌کند. آن‌ها عالم نیستند، آن‌ها نادان‌اند. زیرا الله عزوجل می‌فرماید: «الروح من امر ربی» (۱۷:۸۵). آن امری از جانب پروردگار من است؛ علم آن تنها نزد الله است. پیامبر ما – که درود و سلام بر او باد – نیز چیزی غیر از این نگفته است... پیامبر ما در هر حال اوامر الله را ابلاغ می‌کند. هیچ‌کس آن را نمی‌شناسد؛ که چگونه است و ماهیتش چیست. هیچ‌کس جز الله این را نمی‌داند. دومی سرنوشت (قدر) است. سرنوشت را نیز هیچ‌کس جز الله نمی‌داند. چگونه است، خوب است یا نه... آنچه ما سرنوشت می‌نامیم، زندگی ماست. هر آنچه برایت مقدر شده باشد، آشکار می‌شود. با آن زندگی می‌کنی و با آن به آخرت می‌روی. سرنوشت یکی از اسرار الله است. به همین دلیل وقتی اتفاقی می‌افتد، انسان باید تسلیم سرنوشت باشد. چه خوب و چه بد، یکی است... می‌گویند: «آنچه را سرنوشت برای انسان می‌آورد باید تحمل کرد.» نمی‌توان از سرنوشت فرار کرد. اگر هم کسی از آن بگریزد، تنها با اذن الله است... پیامبر ما (که درود و سلام الله بر او باد) اشاره کرده‌اند که صدقه بلا را دفع می‌کند، اما آنچه قرار است رخ دهد، رخ خواهد داد. و وقتی اتفاق افتاد... تو زندگی‌ات را می‌کنی: ازدواج می‌کنی، طلاق می‌گیری، می‌روی و می‌آیی... همه این‌ها سرنوشت توست. وقتی این سرنوشت محقق شد، دیگر شکوه نکن، کسی را مقصر ندان و در دیگران به دنبال خطا نگرد. این تقدیر الله و حکم اوست. اتفاق افتاده و تمام شده است. هر کاری هم بکنی، دیگر نمی‌توانی آن را تغییر دهی. تسلیم آن باش و بگو: «این از جانب الله آمد.» به آن راضی باش، این برای تو بهتر است. اگر اعتراض کنی، نه تنها پاداشت را از دست می‌دهی، بلکه به خودت نیز رنج می‌رسانی. وقتی اتفاقی می‌افتد... پذیرش سرنوشت، اساس طریقت و چیزی است که هر انسانی به آن نیاز دارد. اما مردم به‌طور کلی – کسانی که از طریقت، دین یا ایمان بی‌خبرند – دیگران را مقصر می‌دانند. در دنیای امروز، این اغلب نتیجه چیزی است که «دموکراسی» نامیده می‌شود: سرکشی. انسان‌ها به هیچ‌چیز راضی نیستند. چه سیاست باشد چه چیزهای دیگر: بازی‌ها، فوتبال، این و آن... مدام بر سر آن‌ها عصبانی می‌شوند. اتفاق افتاده، تمام شده است! هرچقدر هم سرکشی کنی، هرچقدر هم خودت را به زحمت بیندازی، به هیچ‌کس جز خودت آسیب نمی‌زنی. این سرنوشت توست. به آن راضی باش، تسلیم شو. از الله اطاعت کن. باید دعا کرد: «یا الله، این از جانب تو بود. پاداش آن را به ما بده و عاقبتش را بخیر گردان.» روال کار همین است. این موضوعات مهم هستند، زیرا زندگی انسان این‌گونه می‌گذرد. روح هست و سرنوشت هست – در این‌ها نباید دخالت کنی. بدان که آن‌ها از جانب الله عزوجل می‌آیند و تسلیم باش. الله به همه ما کمک کند. سرنوشت ما پربرکت و عاقبت ما بخیر باشد؛ این از همه مهم‌تر است.

2025-11-26 - Dergah, Akbaba, İstanbul

پیامبر ما صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می‌فرمایند: «دو رکعت نماز در یک‌سوم پایانی شب، از تمام دنیا و آنچه در آن است، ارزشمندتر می‌باشد.» «اگر بر امتم دشوار نمی‌بود، قطعاً آن را واجب می‌گردانیدم.» این بدان معناست که: تنها همین دو رکعت نماز تهجد، از تمام دنیا و هر آنچه در آن است، گران‌بهاتر است. پیامبر ما صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم بسیار مشتاق بودند که امتشان این نماز را اقامه کنند؛ ایشان حتی فرمودند: «اگر دشوار نبود، آن را واجب می‌کردم.» برای پیامبر ما صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم واجباتی وجود داشت که برای ما صادق نیست؛ آن‌ها تنها مختص ایشان بود. پیامبر ما صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می‌فرمایند: «شرف مؤمن در نماز شب است.» این بدین معناست: مسلمان مؤمن نزد الله جایگاه رفیعی دارد. شرف حقیقی او در نماز شب آشکار می‌شود. عزت او در این است که به آنچه الله به او عطا کرده راضی باشد، بدون اینکه چشم‌داشتی از مردم داشته باشد. چیزی از مردم نخواستن و تنها از الله طلب کردن؛ این عزت حقیقی مؤمن است. پیامبر ما صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می‌فرمایند: «شب‌ها برای نماز برخیزید، حتی اگر تنها چهار یا دو رکعت باشد.» این مربوط به وقت تهجد است. نماز شبی که پیش از خواب خوانده شود چیز دیگری است؛ آن تهجد نیست، بلکه نمازی پیش از استراحت شبانه است. «هر خانه‌ای که به نماز شب شناخته شده باشد، ندادهنده‌ای به اهل آن ندا می‌دهد: ای ساکنان خانه، برای نماز برخیزید!» بنابراین الله عزوجل فرشته‌ای را به سوی کسانی که مداوم شب‌زنده‌داری می‌کنند می‌فرستد تا بیدارشان کند و به نماز فراخواند. پیامبر ما صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می‌فرمایند: «نماز شب دو رکعت، دو رکعت خوانده می‌شود.» نه چهار رکعت یکجا، بلکه پس از هر دو رکعت سلام داده می‌شود؛ نماز شب این‌گونه اقامه می‌گردد. «هرگاه یکی از شما بیم آن داشت که وقت نماز صبح فرا رسد، باید در پایان یک رکعت نماز بگزارد تا مجموع رکعت‌ها فرد (وتر) شود.» منظور از آن نماز وتر است. در مذهب شافعی، این نماز شامل یک رکعتِ تنهاست. بنابراین همیشه دو رکعت دو رکعت نماز خوانده می‌شود و هنگامی که وقت نماز صبح نزدیک شد، طبق نظر مذهب شافعی، یک رکعت دیگر به آن افزوده می‌شود. پیامبر ما صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می‌فرمایند: «نماز شب به صورت واحدهای دو رکعتی اقامه می‌شود؛ دو رکعت، دو رکعت.» «هرگاه بیم طلوع فجر داشتی، با یک رکعت نمازت را به پایان برسان. همانا الله یگانه است و فرد (وتر) را دوست دارد.» پیامبر ما صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می‌فرمایند: «نمازهای مستحبی شب و روز، دو رکعت، دو رکعت اقامه می‌شوند.» همچنین پیامبر ما صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می‌فرمایند: «نماز شب دو رکعتی است و بهترین زمان آن در نیمه شب است.» یا اندکی پیش از نماز صبح؛ و این دقیقاً همان تهجد یا نماز شب است. پیامبر ما صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می‌فرمایند: «نماز شب دو رکعت، دو رکعت است؛ اما نماز وتر در پایان شب به صورت یک رکعتِ تنها خوانده می‌شود.» این مربوط به سایر مذاهب است. در مذهب ما، نماز وتر اغلب بلافاصله پس از نماز عشاء اقامه می‌شود. می‌توان آن را دیرتر نیز خواند، اما خطر خواب ماندن وجود دارد. این موضوع بسته به مذهب فقهی، متفاوت است. پیامبر ما صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می‌فرمایند: «نماز شب دو رکعت، دو رکعت است و پس از هر دو رکعت تشهد خوانده می‌شود.» این بدان معناست که: خواندن تشهد ضروری است. با خشوع در برابر الله و با وقار دستانت را بلند می‌کنی و می‌گویی: «بار الها، مرا بیامرز» و به درگاه او تضرع می‌کنی. هر کس چنین نکند، نمازش ناقص است. بنابراین پس از نماز باید دستان را بلند کرد و دعا نمود: «امید است که الله آن را بپذیرد.» پیامبر ما صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می‌فرمایند: «بر نماز شب مداومت ورزید، حتی اگر تنها یک رکعت باشد.» پیامبر ما صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم به ما سفارش می‌کنند: «بر نماز شب مداومت داشته باشید.» «چرا که آن شیوه صالحانِ پیش از شما بوده است و مایه تقرب شما به الله می‌شود.» پس این نماز شب در میان اقوام پیش از پیامبر ما صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم نیز مرسوم بوده است؛ آنان شب‌ها برمی‌خاستند تا الله را عبادت کنند. این عمل انسان را به خالقش نزدیک‌تر می‌سازد. و بازدارنده از گناهان است. و کفاره بدی‌هاست و گناهان را پاک می‌گرداند. و بیماری‌ها را از بدن دور می‌سازد. بنابراین اگر کسی که شب‌ها برای نماز برمی‌خیزد بیمار باشد، آن بیماری به اذن الله از او رخت برمی‌بندد. پیامبر ما صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می‌فرمایند: «فضیلت نماز شب بر نماز روز، همانند فضیلت صدقه پنهانی بر صدقه آشکار است.» این بدین معناست که: نماز شب، درست مانند صدقه‌ای که پنهانی داده شود، بسیار پرفضیلت‌تر است. نمازی که هنگامی خوانده شود که کسی نظاره‌گر نیست، پاداشی عظیم دارد.

2025-11-25 - Dergah, Akbaba, İstanbul

«و نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید و با رکوع‌کنندگان رکوع کنید.» (۲:۴۳) الله، آن قادر متعال و بلندمرتبه، نماز را اصل و اساس قرار داده است. مهم‌ترین چیز در اسلام، برپا داشتن نماز و پرداخت زکات است. حال، برخی افراد هستند که می‌خواهند دین را طبق صلاحدید خودشان زندگی کنند. آن‌ها گمان می‌کنند که با این کار، کار خوبی انجام می‌دهند. اما هیچ چیز نمی‌تواند جایگزین نماز شود. این بدان معناست که هیچ چیز نمی‌تواند جای نماز واجب را بگیرد. تو باید حتماً آن را به جا آوری. هر کار دیگری هم که انجام دهی، نمی‌توانی آن را جبران کنی. تو نخواهی توانست به فضیلت و پاداش آن دست یابی. اگر نماز را نخوانی، در آخرت برای هر وقت نمازِ فوت شده، باید هشتاد سال نماز بخوانی. هشتاد سال؛ این یک عمر کامل انسانی است. انسان حدود هشتاد سال عمر می‌کند. پس مدت زمان این تکلیف تا این حد طولانی است. به همین خاطر برخی می‌گویند: «من ریاضت می‌کشم.» خوب است، اما آیا نماز می‌خوانی؟ نه. پس آن ریاضت چه سودی برایت دارد؟ نه ریاضت، نه تسبیحات و نه صدقه؛ هیچ‌کدام از این‌ها نمی‌تواند جایگزین نماز شود. دستور در اسلام و از جانب الله، آن قادر متعال و بلندمرتبه، و ستون دین، همان نماز است. اگر نماز نخوانی، حتی اگر صد سال تسبیحات بگویی یا صد سال روزه بگیری هم فایده‌ای ندارد. هر کاری که صد سال انجام دهی، حتی اگر خودت را وارونه کنی (روی سرت بایستی)، جایگزین حتی یک نماز نمی‌شود. حال، برخی از مردم... برخی طبق صلاحدید خود می‌گویند: «من به روش خودم انجامش می‌دهم.» برخی دیگر پیرو حرف دیگران هستند، اما آن هم سودی برایشان ندارد. نه تنها سودی ندارد، بلکه ضرر هم می‌رساند؛ زیرا تو واجب را رها کرده و مشغول مستحبات شده‌ای. اعمال مستحبی و تسبیحات اگرچه پاداش خود را دارند، اما جایگزین نماز نمی‌شوند. این یعنی تو باید حتماً نمازت را بخوانی. تسبیحاتت را می‌توانی بعد از آن انجام دهی. کارهای مستحبی را هم می‌توانی بعد از آن انجام دهی؛ هر چه می‌خواهی بکن. در مورد روزه هم همین‌طور است. اول باید روزه واجب را بگیری. بعد از آن می‌توانی هر چقدر که بخواهی روزه مستحبی بگیری. نگو: «من در رمضان روزه نمی‌گیرم، بلکه در زمانی دیگر می‌گیرم؛ این آن را جبران می‌کند.» این جبرانش نمی‌کند. اگر قضای آن را به‌جا آوری، پاداش آن حتی یک هزارم یا یک میلیونیمِ ارزشی که در وقت خود داشت، نخواهد بود. اما اگر آن را به‌موقع و در اوقاتی که الله، آن قادر متعال و بلندمرتبه تعیین کرده است انجام دهی، آنگاه می‌توانی بعد از آن هر عمل مستحبی که خواستی انجام دهی. عمل مستحبی بعد از آن می‌آید. اول واجب، سپس مستحب. آنچه قبل از واجب انجام شود، جایگزین آن نمی‌شود. بنابراین انسان نباید به صلاحدید خود عمل کند، بلکه باید راهی را که الله نشان داده است، دنبال کند. همان‌طور که گفته شد، پس از انجام واجبات، می‌توانی هر کاری خواستی بکنی. تمام روز، تمام سال تسبیحات بگو؛ مشکلی نیست. اگر می‌خواهی ریاضت بکشی، آن هم روشی دارد. اگر خودسرانه آن را انجام دهی، سودی ندارد. باید از یک مرشد یا شیخ یاد بگیری که چگونه به درستی انجام می‌شود، یا از او اجازه بگیری. در غیر این صورت، انجام ریاضت به صورت خودسرانه می‌تواند خطرناک باشد. الله ما را به نفس خودمان وامگذارد. نفس می‌گوید «من می‌خواهم کار خیر انجام دهم» و در همین حال می‌تواند انسان را به سوی بدی بکشاند. الله ما را از آن محفوظ بدارد.

2025-11-25 - Bedevi Tekkesi, Beylerbeyi, İstanbul

پیامبر ما صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می‌فرمایند: «دو رکعت نماز در یک‌سوم پایانی شب، از تمام دنیا و آنچه در آن است، ارزشمندتر می‌باشد.» «اگر بر امتم دشوار نمی‌بود، قطعاً آن را واجب می‌گردانیدم.» این بدان معناست که: تنها همین دو رکعت نماز تهجد، از تمام دنیا و هر آنچه در آن است، گران‌بهاتر است. پیامبر ما صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم بسیار مشتاق بودند که امتشان این نماز را اقامه کنند؛ ایشان حتی فرمودند: «اگر دشوار نبود، آن را واجب می‌کردم.» برای پیامبر ما صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم واجباتی وجود داشت که برای ما صادق نیست؛ آن‌ها تنها مختص ایشان بود. پیامبر ما صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می‌فرمایند: «شرف مؤمن در نماز شب است.» این بدین معناست: مسلمان مؤمن نزد الله جایگاه رفیعی دارد. شرف حقیقی او در نماز شب آشکار می‌شود. عزت او در این است که به آنچه الله به او عطا کرده راضی باشد، بدون اینکه چشم‌داشتی از مردم داشته باشد. چیزی از مردم نخواستن و تنها از الله طلب کردن؛ این عزت حقیقی مؤمن است. پیامبر ما صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می‌فرمایند: «شب‌ها برای نماز برخیزید، حتی اگر تنها چهار یا دو رکعت باشد.» این مربوط به وقت تهجد است. نماز شبی که پیش از خواب خوانده شود چیز دیگری است؛ آن تهجد نیست، بلکه نمازی پیش از استراحت شبانه است. «هر خانه‌ای که به نماز شب شناخته شده باشد، ندادهنده‌ای به اهل آن ندا می‌دهد: ای ساکنان خانه، برای نماز برخیزید!» بنابراین الله عزوجل فرشته‌ای را به سوی کسانی که مداوم شب‌زنده‌داری می‌کنند می‌فرستد تا بیدارشان کند و به نماز فراخواند. پیامبر ما صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می‌فرمایند: «نماز شب دو رکعت، دو رکعت خوانده می‌شود.» نه چهار رکعت یکجا، بلکه پس از هر دو رکعت سلام داده می‌شود؛ نماز شب این‌گونه اقامه می‌گردد. «هرگاه یکی از شما بیم آن داشت که وقت نماز صبح فرا رسد، باید در پایان یک رکعت نماز بگزارد تا مجموع رکعت‌ها فرد (وتر) شود.» منظور از آن نماز وتر است. در مذهب شافعی، این نماز شامل یک رکعتِ تنهاست. بنابراین همیشه دو رکعت دو رکعت نماز خوانده می‌شود و هنگامی که وقت نماز صبح نزدیک شد، طبق نظر مذهب شافعی، یک رکعت دیگر به آن افزوده می‌شود. پیامبر ما صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می‌فرمایند: «نماز شب به صورت واحدهای دو رکعتی اقامه می‌شود؛ دو رکعت، دو رکعت.» «هرگاه بیم طلوع فجر داشتی، با یک رکعت نمازت را به پایان برسان. همانا الله یگانه است و فرد (وتر) را دوست دارد.» پیامبر ما صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می‌فرمایند: «نمازهای مستحبی شب و روز، دو رکعت، دو رکعت اقامه می‌شوند.» همچنین پیامبر ما صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می‌فرمایند: «نماز شب دو رکعتی است و بهترین زمان آن در نیمه شب است.» یا اندکی پیش از نماز صبح؛ و این دقیقاً همان تهجد یا نماز شب است. پیامبر ما صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می‌فرمایند: «نماز شب دو رکعت، دو رکعت است؛ اما نماز وتر در پایان شب به صورت یک رکعتِ تنها خوانده می‌شود.» این مربوط به سایر مذاهب است. در مذهب ما، نماز وتر اغلب بلافاصله پس از نماز عشاء اقامه می‌شود. می‌توان آن را دیرتر نیز خواند، اما خطر خواب ماندن وجود دارد. این موضوع بسته به مذهب فقهی، متفاوت است. پیامبر ما صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می‌فرمایند: «نماز شب دو رکعت، دو رکعت است و پس از هر دو رکعت تشهد خوانده می‌شود.» این بدان معناست که: خواندن تشهد ضروری است. با خشوع در برابر الله و با وقار دستانت را بلند می‌کنی و می‌گویی: «بار الها، مرا بیامرز» و به درگاه او تضرع می‌کنی. هر کس چنین نکند، نمازش ناقص است. بنابراین پس از نماز باید دستان را بلند کرد و دعا نمود: «امید است که الله آن را بپذیرد.» پیامبر ما صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می‌فرمایند: «بر نماز شب مداومت ورزید، حتی اگر تنها یک رکعت باشد.» پیامبر ما صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم به ما سفارش می‌کنند: «بر نماز شب مداومت داشته باشید.» «چرا که آن شیوه صالحانِ پیش از شما بوده است و مایه تقرب شما به الله می‌شود.» پس این نماز شب در میان اقوام پیش از پیامبر ما صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم نیز مرسوم بوده است؛ آنان شب‌ها برمی‌خاستند تا الله را عبادت کنند. این عمل انسان را به خالقش نزدیک‌تر می‌سازد. و بازدارنده از گناهان است. و کفاره بدی‌هاست و گناهان را پاک می‌گرداند. و بیماری‌ها را از بدن دور می‌سازد. بنابراین اگر کسی که شب‌ها برای نماز برمی‌خیزد بیمار باشد، آن بیماری به اذن الله از او رخت برمی‌بندد. پیامبر ما صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می‌فرمایند: «فضیلت نماز شب بر نماز روز، همانند فضیلت صدقه پنهانی بر صدقه آشکار است.» این بدین معناست که: نماز شب، درست مانند صدقه‌ای که پنهانی داده شود، بسیار پرفضیلت‌تر است. نمازی که هنگامی خوانده شود که کسی نظاره‌گر نیست، پاداشی عظیم دارد.

2025-11-24 - Dergah, Akbaba, İstanbul

«و رحمتم همه چیز را فرا گرفته است.» (۷:۱۵۶) الله عز و جل می‌فرماید: رحمت الله همه چیز را در بر می‌گیرد؛ همه چیز را شامل می‌شود. درِ رحمت، درِ آمرزش، کاملاً باز است. الله این در را آنچنان وسیع قرار داده تا انسان‌ها بتوانند از آن عبور کنند و به رحمت او نائل شوند. بزرگترین نعمت برای انسان‌ها، رحمت الله است. برای اینکه انسان‌ها بتوانند از آن بهره‌مند شوند، الله این در را باز گذاشته است. تا آخرین لحظه، یعنی تا اندکی پیش از روز قیامت، این درِ رحمت و آمرزش باز می‌ماند. هر چقدر هم که کسی گناهکار باشد یا هر چقدر ظلم کرده باشد: او می‌تواند به سوی الله بازگردد و از این در بگذرد. این صفت الله هدیه‌ای به انسان‌هاست؛ این در به روی انسان‌ها و امت محمد باز است. او به آن‌ها فرصت می‌دهد تا توبه کنند. اما انسان‌ها این را رد می‌کنند و به انجام کار بد ادامه می‌دهند. آن‌ها بر نافرمانی پافشاری می‌کنند. آن‌ها همچنان بر لجاجت خود اصرار می‌ورزند. و به همین دلیل عاقبت آن‌ها بد خواهد بود. چنین انسان‌هایی در این دنیا نیز هیچ خیری نخواهند دید. انسان‌هایی هستند که حتی از شیطان هم بدترند. شیطان در کنار آن‌ها تقریباً بی‌خطر به نظر می‌رسد؛ این انسان‌ها آنقدر پلیدند، واقعاً چنین کسانی وجود دارند. آن‌ها نمی‌خواهند چیزی از الله یا پیامبر، نه از دین و نه از ایمان بدانند. پس چه می‌خواهند؟ آن‌ها فقط لذت و خوشگذرانی خود را می‌خواهند؛ آن‌ها فقط از هوای نفس خود پیروی می‌کنند. اما این هیچ سودی برایشان ندارد. آن‌ها تا ابد در این شر خواهند سوخت. آن‌ها خودشان راه را برای این هلاکت و عاقبت بد هموار می‌کنند. بنابراین: از رحمت الله فرار نکنید. از رحمت الله نگریزید، بلکه به سوی الله بگریزید. به سوی رحمت الله بشتابید. این درها باز هستند، از آن‌ها استفاده کنید. این موضوع را بی‌اهمیت یا ناچیز نشمارید. برخی از مردم به زرق و برق این دنیا می‌نگرند و فریب می‌خورند. این مانند یک سراب در بیابان است. آن‌ها فکر می‌کنند آب است، به دنبالش می‌دوند، اما چیزی آنجا نمی‌یابند و به طرز فجیعی هلاک می‌شوند. الله ما را از آن محفوظ بدارد. اینکه انسانی به خاطر یک فریب در بیابان بمیرد، در مقایسه با فاجعه واقعی هیچ است: اینکه فریب دنیا را بخورد و آخرت خود را ببازد. این بلا و مصیبت واقعی است. پناه بر الله، چنین انسانی دیگر تا ابد راه نجاتی نخواهد داشت. الله ما را حفظ فرماید. بیایید همه شامل رحمت الله شویم، بیایید از آن فرار نکنیم. ان‌شاءالله رحمت الله بر ما باد.

2025-11-23 - Dergah, Akbaba, İstanbul

أَلَا لِلَّهِ ٱلدِّينُ ٱلۡخَالِصُۚ (۳۹:۳) اخلاص به معنای صداقت در برابر الله است... وقتی این صداقت وجود داشته باشد، دیگر هیچ چیز دیگری برای انسان اهمیتی ندارد. هر کاری که انجام می‌دهی باید محض رضای الله باشد. عبادات تو برای خشنودی اوست؛ کارهای نیک تو برای اوست؛ و حتی نیکی کردن به مردم نیز باید برای خشنودی الله باشد. به کسی نیکی می‌کنی، اما بعداً دلسرد می‌شوی و می‌گویی: «این آدم از من تشکر نکرد.» خوبی می‌کنی، اما وقتی طرف مقابل ناسپاسی می‌کند، این تو را بسیار آزرده‌خاطر می‌کند. این اندوه نشان می‌دهد که عمل تو کاملاً برای خشنودی الله نبوده است. روشن است که تو انتظار تشکر داشتی و می‌خواستی که قدردانت باشند. دقیقاً این اخلاص (صداقت) نیست. تو آن کار را خالص برای الله انجام نمی‌دهی، بلکه نیتت را با چیزهای دیگر می‌آمیزی. و به محض اینکه آمیخته شد، دیگر خوب نیست. فایده و پاداش عملت – اگر نه کاملاً، اما بخش بزرگی از آن – از بین می‌رود. زیرا اگر برای خشنودی الله بود، تو کاملاً آسوده‌خاطر بودی. می‌گفتی: «من این کار را برای الله انجام دادم، تنها و فقط برای خشنودی او.» چه تشکر کنند، چه خوششان بیاید و چه ناسپاسی کنند – هیچ فرقی نمی‌کند. مهم فقط این است که تو آن را خالصانه و صادقانه محض رضای الله انجام داده باشی. نباید به پشت سر نگاه کنی. «چه شد؟ نتیجه‌اش چه بود؟» «آیا این در آینده به کارم می‌آید؟ آیا این مرد به من کمک خواهد کرد؟» «آیا مردم از من تشکر خواهند کرد؟ آیا سپاسگزار من خواهند بود؟» نباید چشم‌انتظار این‌ها باشی. اگر این‌گونه فکر می‌کنی، آن را برای الله انجام نداده‌ای، بلکه برای کسب منفعتی بوده است. نیت آمیخته شده است؛ تو این عمل پاک را آلوده کرده‌ای. از این رو، کسی که کار را برای خشنودی الله انجام می‌دهد، از درون آرام است. او از هیچ‌کس انتظاری ندارد. تنها امیدش این است که عملش را پیشاپیش برای آخرت فرستاده باشد. دلیلی وجود ندارد که آن را خراب کند. چنان‌که معروف است: «تو نیکی می‌کُن و در دجله انداز.» «اگر ماهی نداند، خالق که می‌داند.» خالق، یعنی الله عزوجل، آن را می‌داند. ماهی را چه لازم است که بداند؟ انسان‌ها نیز مانند ماهی‌ها هستند. کدام ماهی را می‌خواهی بگیری تا از تو تشکر کند؟ نباید در این اندیشه باشی که: «چه کسی به قلاب افتاد و چه کسی نیفتاد؟» همین‌طور اعمال نیک تو باید همیشه برای خشنودی الله باشد، ان‌شاءالله. الله نگذارد که ما از نفسمان پیروی کنیم. انسان این را می‌خواهد، نفس در قبال کاری که انجام شده، چشم‌داشتِ جبران دارد. پاداش می‌خواهد، حتی اگر یک «تشکر» خشک و خالی باشد. حالا چه تشکر کنند و چه نکنند... اگر تشکر کنند، در حقیقت شکرگزار الله هستند، چرا که تو کار را برای خشنودی او انجام داده‌ای. اگر هم نکنند، فبها؛ اهمیتی ندارد. مهم این است که برای خشنودی الله باشد؛ خالص و صادقانه، ان‌شاءالله.

2025-11-22 - Dergah, Akbaba, İstanbul

همانا مؤمنان برادرند، پس بین برادرانتان صلح و آشتی برقرار کنید. (۴۹:۱۰) الله متعال و بلندمرتبه می‌فرماید: شیطان می‌خواهد میان انسان‌ها دشمنی، بدی و نفرت بکارد. این وظیفه شیطان است. هر کجا چیز زیبایی باشد، او تلاش می‌کند آن را تباه کند. او برای فرزندان آدم هیچ خیری نمی‌خواهد. متأسفانه انسان‌ها بازیچه‌ای در دست او شده‌اند؛ هر چه او می‌خواهد انجام می‌دهند. شیطان آن‌ها را طبق میل خود هدایت می‌کند و انسان‌ها دائماً از او پیروی می‌کنند. حتی در داخل خانواده نیز تبدیل به دشمن می‌شوند. زن با شوهر دشمن می‌شود، شوهر با زن، برادر با برادر... این دشمنی در میان خانواده چیزی است که الله متعال و بلندمرتبه اصلاً آن را دوست ندارد. الله متعال می‌فرماید: «مسلمانان برادرند». اگر اختلافاتی میان مسلمانان وجود دارد، پس میان آن‌ها صلح برقرار کنید تا دعوا پایان یابد. اگر مشکل یا درگیری وجود دارد، الله و پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) دوست دارند که آن را به نیکی برگردانید و صلح کنید. او می‌خواهد که مسلمانان متحد باشند و دچار تفرقه نشوند. دل‌هایشان نباید از هم جدا شود، بدین معنا که هیچ دشمنی‌ای نباید میان آن‌ها نفوذ کند. در زمانه امروز، دشمنی، بدی و نفرت میان مردم و در خانواده‌ها حاکم شده است. وقتی این‌گونه باشد، برکت از بین می‌رود. ایمانشان ضعیف می‌شود. زیرا آن‌ها از فرمان الله اطاعت نمی‌کنند. الله متعال و بلندمرتبه فرمان می‌دهد: «یکدیگر را دوست بدارید.» و پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «هیچ‌یک از شما حقیقتاً ایمان نیاورده است مگر آنکه برای برادر دینی‌اش همان چیزی را بخواهد که برای خود می‌خواهد و او را دوست بدارد.» تنها مسلمان بودن کافی نیست؛ ایمان، انسان و جامعه را به درجه‌ای بالاتر و زیباتر ارتقا می‌دهد. در نزد مؤمنان هر نوع خوبی را می‌یابید. هیچ بدی و شری از آن‌ها سر نمی‌زند. بنابراین باید در هر دعوایی گفت: «طرف مقابل من حتماً دلیل موجهی دارد، این قطعاً یک سوءتفاهم است.» نباید فوراً دیگری را قضاوت کرد. باید برای او عذری پیدا کرد. باید گذشت کرد و اندیشید: «او بدخلق بود، حرف بدی زد، اما حتماً پشیمان شده است.» نباید مسئله را بزرگ کرد و کینه به دل گرفت و گفت: «نه، او این و آن را به من گفت.» الله به انسان‌ها همزیستی نیکو عطا فرماید. خواهران و برادران، خانواده‌ها، خویشاوندان، آشنایان، همسایگان - به خواست الله همه آن‌ها زندگی با برکت و مسالمت‌آمیزی داشته باشند. باشد که دشمنی از بین برود. دشمنی چیز خوبی نیست. تنها شیطان دشمنی را دوست دارد؛ الله متعال آن را دوست ندارد. الله ما را حفظ فرماید.

2025-11-21 - Dergah, Akbaba, İstanbul

و هرگز نمیرید مگر آنکه مسلمان باشید. الله، عز و جل، می‌فرماید: «آرزوی مرگ نکنید.» وقتی انسان ناامید می‌شود... الله ما را حفظ کند. امروزه مردم نه تنها آرزوی مرگ می‌کنند، بلکه حتی جان خود را می‌گیرند. این یک اشتباه سنگین، یک خطای عظیم و یک گناه بزرگ است. عذاب آن تا روز قیامت ادامه دارد. الله ما را حفظ کند؛ هر کس که جان خود را بگیرد، این درد را بی‌وقفه تا روز قیامت تحمل خواهد کرد. به همین دلیل ما از شیخ بابا شنیده‌ایم – آیا این یک حدیث است؟ – که: یک بار در زندگی گفتن «لا اله الا الله محمد رسول الله»، بهتر از هزار سال در قبر ماندن است. بنابراین تو باید ارزش زندگی‌ای را که داری، بدانی. فقط به خاطر اینکه انسان دلتنگ است، بگوید: «کاش مرده بودم»، نه عاقلانه است و نه خوب. مؤمن باید بداند: اگر مشکلی وجود دارد، این یک آزمایش از جانب الله است. برای آن نیز پاداش و اجری وجود دارد. برای مؤمن هیچ چیز بیهوده نیست؛ کسی که به الله ایمان دارد، چیزی برایش از دست نمی‌رود. اما کسانی که به الله ایمان ندارند، او را نمی‌شناسند و قبول ندارند، بگذار هر چقدر می‌خواهند زندگی کنند. بگذار سعی کنند زندگی‌شان را هر چقدر می‌خواهند طولانی کنند؛ حتی اگر آن را با پلیدی و ظلم طولانی کنند، فایده‌ای ندارد. آنچه انجام می‌دهند چیزی نیست جز گناه روی گناه، و پیوسته گناه. مجازات آن‌ها – الله ما را حفظ کند – جهنم است، و آن جهنم ابدی خواهد بود. به همین دلیل باید ارزش این زندگی را بدانی و نباید آن را هدر دهی. همانطور که شیخ افندی ما فرمودند: یک بار گفتن «لا اله الا الله» بهتر از هزار سال زیر خاک خوابیدن است. الله انسان‌ها را از شر نفسشان حفظ کند. شر نفس و شیطان چنان عظیم است که انسان را به سمت خودکشی می‌کشاند. برخی با اینکه می‌دانند این کار گناه است، تسلیم آن می‌شوند. الله ما را حفظ کند. ان‌شاءالله که الله ما را از اقیانوس عقل جدا نکند.