السلام عليكم ورحمة الله وبركاته أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. والصلاة والسلام على رسولنا محمد سيد الأولين والآخرين. مدد يا رسول الله، مدد يا سادتي أصحاب رسول الله، مدد يا مشايخنا، دستور مولانا الشيخ عبد الله الفايز الداغستاني، الشيخ محمد ناظم الحقاني. مدد. طريقتنا الصحبة والخير في الجمعية.

Mawlana Sheikh Mehmed Adil. Translations.

Translations

2025-12-08 - Dergah, Akbaba, İstanbul

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر فاسقی برای شما خبری آورد، تحقیق و بررسی کنید، مبادا از روی نادانی به قومی آسیب رسانید و سپس از کرده خود پشیمان شوید (۴۹:۶) الله، آن نیرومند و بلندمرتبه، مؤمنان را مورد خطاب قرار می‌دهد: «اگر یک فاسق – یعنی کسی که سخنش قابل اعتماد نیست – برایتان خبری آورد، آن را به‌دقت بررسی کنید.» دقیقاً تحقیق کنید که آیا آن سخن راست است یا دروغ و چه چیزی پشت آن نهفته است. وگرنه ناآگاهانه به دیگران آسیب می‌رسانید و بعداً از کاری که کرده‌اید پشیمان می‌شوید. این بدین معناست که: در مورد هیچ‌چیز حکمی عجولانه صادر نکنید. نباید تنها بر اساس آنچه دیده یا شنیده‌اید قضاوت کنید. شما باید حتماً ریشه موضوع را بررسی کنید. ممکن است آنچه دیده‌اید را اشتباه متوجه شده باشید، و آنچه شنیده‌اید دروغ باشد. باید به این نکته بسیار توجه کرد. زیرا گاهی انسان تنها به خاطر کلمه‌ای که به گوشش خورده، علیه کسی موضع می‌گیرد، بحث می‌کند یا می‌جنگد. سپس معلوم می‌شود که آن خبر دروغ بوده و آورنده خبر دروغگو است. آنگاه انسان می‌ماند و کوله‌باری از پشیمانی و احساس گناه. در حالی که آن مرد اساساً غیرقابل اعتماد است؛ کسی که نمی‌توان به حرفش اطمینان کرد. تنها بر اساس گفته او، درباره دیگران قضاوت نکنید و علیه آنان موضع نگیرید. به‌طور کامل تحقیق کنید. اگر پس از بررسی معلوم شد که حقیقت دارد و نیاز به اقدام است، آنگاه عمل کنید؛ وگرنه رهایش کنید. این هشدارها برای آن است که شما را از موقعیت‌های دشوار و عذرخواهی‌های بعدی حفظ کند. بدین ترتیب از بدگویی و موقعیت‌های شرم‌آور دوری می‌گزینید. فارغ از اینکه چه کسی مقابل شماست – چه مرد و چه زن – دیگر لازم نخواهد بود که شرمنده کسی شوید. کلام مبارک الله، آن نیرومند و بلندمرتبه، هر نوع ادب و زیبایی را به مسلمانان می‌آموزد. الله عزوجل این آیات شریف را نازل فرموده تا شما را از موقعیت‌های سخت محفوظ بدارد. باشد که الله شناخت حقیقت را نصیب ما گرداند. چرا که در روزگار کنونی، افراد زیادی با چهره‌ای زیبا اما سیرتی بد وجود دارند. کسانی هستند که به دلایل پوچ و بیهوده، برای دیگران بدی می‌خواهند. البته انسان‌های صادق نیز وجود دارند. ان‌شاءالله که با خوبان مانند بدان رفتار نشود. الله ما را از چنین وضعیتی محفوظ بدارد. الله حافظ و نگهدار ما باشد.

2025-12-07 - Dergah, Akbaba, İstanbul

«و مردم را مست می‌بینی، در حالی که مست نیستند، ولی عذاب اللّه شدید است.» (۲۲:۲) این آیه‌ای است از جانب اللّه عزوجل، از قرآن عظیم - کلام اللّه که برای تمام اعصار معتبر است. کلام مبارک و گرامی اللّه عزوجل ابدی است. کلام او برای هر دورانی صادق است. با اینکه این آیه درباره روز قیامت نازل شده، اما مردم در این دنیا نیز - به‌ویژه در آخرالزمان - شبیه مستان هستند. در آیه آمده است: «آنها مست نیستند»، اما به دلیل شدت و سنگینی شرایط، مست به نظر می‌رسند. در زمانه امروز ما نیز دقیقاً همین‌طور است. در روز قیامت این حالت شدیدتر خواهد بود، اما هم‌اکنون نیز وضعیتی مشابه حاکم است. مردم اللّه عزوجل را فراموش کرده‌اند. آن‌ها سردرگم هستند و نمی‌دانند چه باید بکنند. آن‌ها راه به جایی نمی‌برند و درمانده‌اند. راه درست در برابرشان قرار دارد، اما در مستی خود آن را نمی‌بینند. آن‌ها سرگردانند، به این‌سو و آن‌سو می‌خورند. در حالی که راه نجات از جانب اللّه عزوجل، آشکار و هویداست. رستگاری تنها در اسلام است و نه در هیچ چیز دیگر. کسانی که این راه را ترک می‌کنند، شبیه همان مستان هستند؛ این حالت عقلشان را تیره و تار می‌کند. همان‌طور که یک فرد مست کنترلی بر خود ندارد، این افراد نیز به همان حال دچارند. اما هر کس که در راه راست قدم بگذارد و به ریسمان اللّه چنگ زند، استوار و ثابت‌قدم خواهد بود. دیگران به این‌سو و آن‌سو پرتاب می‌شوند. آن‌ها از این سیستم یا آن سیستم سخن می‌گویند یا طبق میل خود قوانین جدیدی می‌تراشند. آن‌ها خود را زیرک می‌پندارند، اما به مردم آسیب می‌رسانند. آن‌ها بیشترین آسیب را به خود و دیگران وارد می‌کنند. پس از راه اللّه منحرف نشوید. پیرو راه او باشید. دستورات اللّه عزوجل را انجام دهید. هرچه بیشتر از آن‌ها پیروی کنید، در امان‌تر خواهید بود. از این مستی بیدار شوید، چرا که مستی این دنیا بیهوده و پوچ است. این را کنار بگذارید. اما انگار که این کافی نیست، برخی به هر وسیله‌ای متوسل می‌شوند تا حال خود را بدتر کنند و بیشتر خود را سرمست سازند. کسی که چنین چیزهایی مصرف می‌کند، نه تنها در مستی می‌ماند، بلکه خود و تمام اطرافیانش را تباه می‌کند. اللّه ما را محفوظ بدارد. اگر می‌خواهید از این شر رهایی یابید، به راه اللّه چنگ زنید، در مسیر او بمانید و آن‌گونه باشید که اللّه می‌خواهد. پا جای پای شیاطین نگذارید؛ راهی که آن‌ها نشان می‌دهند، راه حقیقی نیست. کار آن‌ها پوچ و بیهوده است؛ اگر سودی داشت، قطعاً آن را برای خود برمی‌گزیدند. اللّه امت محمد و همچنین فرزندان و خانواده‌های ما را حفظ فرماید. زیرا آن‌ها را نیز هدف گرفته‌اند و هر نوع پلیدی را به آنان می‌آموزند. آن‌ها می‌خواهند هر آنچه را که به نام نیکی وجود دارد، از میان بردارند. اما اللّه عزوجل نور خود را کامل خواهد کرد، ان‌شاءاللّه. در پایان این مستی، رستگاری خواهد بود؛ و در پایان این تاریکی، روشنایی و نور خواهد بود، ان‌شاءاللّه. امید که اللّه این روزها را زودتر برساند تا بتوانیم شاهد آن‌ها باشیم، ان‌شاءاللّه.

2025-12-06 - Dergah, Akbaba, İstanbul

«و هر کس از یاد من روی‌گردان شود، زندگی (سخت و) تنگی خواهد داشت.» (طه: ۱۲۴) الله متعال و بلندمرتبه می‌فرماید: «هر کس از یاد من روی بگرداند و مرا به یاد نیاورد، زندگی‌اش دشوار و تنگ خواهد بود.» دوران امروزی که در آن به سر می‌بریم، این را به وضوح نشان می‌دهد. در همه جای دنیا تنگنا حاکم است؛ مشکلات بسیاری وجود دارد و انواع و اقسام غم‌ها هست. مشکلات معیشتی، نگرانی‌های خانوادگی؛ هر نوع سختی وجود دارد. الله متعال دلیل آن را چنین بیان می‌فرماید: دوری گزیدن از یاد الله. فراموش کردن او. و شکرگزاری نکردن در برابر نعمت‌هایی که الله عطا کرده است. دقیقاً به همین دلایل است که این سختی‌ها پدید می‌آیند. مردم برای حل مشکلات از دولت درخواست می‌کنند؛ آن‌ها پول بیشتری می‌خواهند. می‌گویند: «پول دیگر کافی نیست.» در حالی که باید از الله طلب برکت کرد تا کافی باشد. اگر در آنچه به تو داده شده برکت باشد، بهره بیشتری از آن خواهی برد. پولی که به تو داده می‌شود، در یک چشم به هم زدن در دستان «گرگ‌ها» قرار می‌گیرد. بهتر است اصلاً حقوق را افزایش ندهند. در عوض از الله بخواهید. بگویید: «آن را زیاد نکنید.» «بگذارید همه چیز همان‌طور که هست بماند تا برکت حفظ شود.» باید از الله متعال درخواست کرد. و گفت: «به ما برکت عطا کن.» اگر برکت در آنچه انسان دارد باشد، به هیچ‌کس محتاج نخواهد بود. آنگاه انسان تقاضای بیشتری نمی‌کند. می‌گوید: «همین کافی است.» و اگر الله برکتش را به آن بیفزاید، همه چیز آسان می‌شود. این آزموده شده است؛ این تجربه است. هرچه مردم حریص‌تر شوند، برکت بیشتر از بین می‌رود تا جایی که دیگر چیزی باقی نمی‌ماند. اکنون خوشحالند و می‌گویند: «ما پول خیلی بیشتری می‌گیریم.» اما آنچه را که از یک طرف به دست می‌آورند، از طرف دیگر دو برابرش را خرج می‌کنند. مردم از این موضوع آگاه نیستند. خوشحالی می‌کنند که: «حقوقمان زیاد شده است.» خوشحالی می‌کنند... گاهی لحظه‌ای بیدار می‌شوند، اما باز هم مانند قبل ادامه می‌دهند. همان راه را ادامه می‌دهند. مردم باید بالاخره بیدار شوند. باید بیدار شوند تا برکت الله را بیابند. آن را از الله بخواهید. هر کس از الله بخواهد، برنده است. کسی که از مردم طلب کند، ناامید می‌شود و به جایی نمی‌رسد. الله به ما برکت عطا فرماید. حتی اگر کم باشد: تا زمانی که با برکت باشد، از مال زیاد بهتر است. الله به مردم کمک کند. خداوند به آن‌ها آگاهی و هوشیاری عطا فرماید. باشد که به سوی الله بازگردند. باشد که یاد الله را زنده نگه دارند. آنگاه زندگی‌شان خوش و خرم خواهد شد. الله یاور ما باشد.

2025-12-05 - Dergah, Akbaba, İstanbul

پیامبر ما، که درود و سلام بر او باد، می‌فرماید: «کل بنی آدم خطاء...» ادامه‌ای هم دارد. یعنی هر فرزند آدم، هر انسانی ممکن است خطا کند؛ بله، حتی خطا هم می‌کند. فقط احتمال «توانستن» نیست، بلکه واقعاً مرتکب آن می‌شود. البته در این زمانه کسی نیست که خطا نکند. تنها پیامبران بدون خطا و بی‌عیب هستند. غیر از آن‌ها، هر کسی خطا می‌کند. صحابه هم خطا می‌کنند، اهل بیت هم، امام هم، اولیا هم، شیخ هم. الله، عز و جل، خطا را در وجود انسان قرار داده است. اما برای اینکه به خطای خود پی ببرد و توبه کند... اگر توبه کند، برای آن پاداش هم می‌گیرد. یعنی خطا از جانب الله، عز و جل، مقدر شده تا نقص انسان را نشان دهد. تنها پیامبران کامل‌ترین هستند و ما از آن‌ها پیروی خواهیم کرد. آن‌ها کسانی هستند که از خطا مبرا هستند تا مورد احترام قرار گیرند. البته پیامبر ما، درود و سلام بر او باد، آخرین پیامبر است. بعد از او دیگر پیامبری نیست. آدم‌های بیهوده‌ای پیدا می‌شوند که می‌گویند «من پیامبرم»؛ این‌ها را باید در دیوانه‌خانه حبس کرد. خطا کردن چیز بدی نیست. انسان باید از خطای خود درس بگیرد. وقتی خطایی می‌کند، باید آن را بپذیرد و بگوید: «این یک خطاست، نباید بار دوم آن را انجام دهم.» نپذیرفتن خطا، یک عیب و یک نقص است. این بدان معناست که این شخص هیچ سودی از خطای خود نبرده است. از خطاها هم می‌توان بهره برد. اگر خطایی کردی، بار دوم آن را تکرار نکن. این در ذهن انسان می‌ماند. اگر این خطا را مرتکب نمی‌شد و کسی به او هشدار نمی‌داد، تمام عمر آن را تکرار می‌کرد و گمان می‌کرد که کار درستی انجام می‌دهد. او به دنبال باطل می‌رفت. در نهایت می‌بیند که با اعمالش یا گناه کرده و یا آن کارها را بیهوده انجام داده است. چیزهای بد بیشتر در ذهن انسان می‌مانند. بیشتر مردم خوبی‌ها را به یاد نمی‌آورند؛ معمولاً بدی‌ها یا نکات منفی را به خاطر می‌سپارند. مثلاً کسی جایی رفته، دعوتی بوده، غذا به دهانش مزه نکرده، این و آن... این در ذهنش می‌ماند: «در فلان جا غذای بدی خوردیم.» در حالی که بعد از آن هزاران بار غذا خورده است. اصلاً به ذهنش نمی‌آید: «آن غذا چقدر خوب بود»، این به ذهنش نمی‌آید. آنچه به یادش می‌آید، آن غذای بد است؛ غذا شور بود، بی‌مزه بود و غیره، این‌ها یادش می‌آید. اما خوبی را به یاد نمی‌آورد، مگر به ندرت. به همین دلیل، کسی که از خطا بازگردد، انسانی است که الله او را دوست دارد. آنچه ما خطا می‌نامیم: هم می‌تواند گناه باشد و هم خطاهای معمولی و روزمره. انسان از آن هم درس می‌گیرد و می‌تواند زندگی‌اش را بهتر سپری کند. به همین خاطر، مردم امروزی اصلاً هیچ خطایی را قبول نمی‌کنند، می‌گویند: «ما کامل هستیم.» در حالی که انسان کامل (بی‌نقص) وجود ندارد، هر کسی ممکن است خطا کند. این کلام مبارک پیامبر ماست، درود و سلام بر او باد؛ یقیناً همین‌طور است، هر کسی خطایی دارد. او باید خطای خود را اصلاح کند. به محض اینکه متوجه آن شود، اصلاح می‌شود. حتی اگر نداند، انسان باید هر روز «استغفرالله» بگوید و دعا کند: «یا الله، ما از خطاهای دانسته و ندانسته‌ی خود توبه می‌کنیم.» ان‌شاءالله که الله خطاهای ما را ببخشد.

2025-12-04 - Dergah, Akbaba, İstanbul

همانا کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، باغ‌های فردوس منزلگاه پذیرایی آنان است (۱۸:۱۰۷) این وعده‌ی الله، آن قدرتمند و بلندمرتبه است. و وعده‌ی الله، آن قدرتمند و بلندمرتبه، حق است. مقصد کسانی که ایمان می‌آورند و نیکی می‌کنند، ان‌شاءالله باغ‌های فردوس خواهد بود. پیروی از این ندای شگفت‌انگیز، بزرگترین موهبت برای مؤمنان است. این حقیقتاً رحمتی عظیم است. تو باید نیکی کنی و ایمان بیاوری. ایمان به معنای باور به غیب است... این یعنی پیش از هر چیز: ایمان به الله، به پیامبر، فرشتگان، جن‌ها و تمام فرامین اللهِ قدرتمند و بلندمرتبه. بدون این ایمان، خلأ بزرگی پدید می‌آید. تنها نیستی و پوچی باقی می‌ماند. انسان جهت و مسیر اعمال خود را گم می‌کند. این دقیقاً همان چیزی است که شیطان می‌خواهد؛ او این را به انسان القا می‌کند. او چنان وانمود می‌کند که گویی این ایمان به غیب غیرضروری است، انگار که اصلاً چنین چیزهایی وجود ندارند. در حالی که بزرگترین دلیل برای اهمیت غیب، بدن خود توست؛ خودِ تو، انسان به ماهو انسان. او از کجا می‌آید؟ الله انسان را از عدم آفرید. پس این خلقت چگونه صورت می‌گیرد؟ آیا او از یک کارخانه می‌آید یا از جایی دیگر؟ خیر، الله او را می‌آفریند. او روحی در انسان می‌دمد و به موجودات زنده حیات می‌بخشد. همین روح و زندگی، دلیل ملموسی برای عالم غیب هستند که الله در دستان انسان نهاده است. هنگامی که روح خارج شود، انسان به پوسته‌ای بی‌جان، به یک جسد تبدیل می‌شود. در مورد حیوانات نیز دقیقاً همین‌طور است. آنچه را که بسیاری از انسان‌ها باور ندارند، تمام وقت و در تمام طول عمرشان، در درون خود حمل می‌کنند. آن دور نیست. به همین دلیل، ایمان هدیه‌ای بزرگ و نشانه‌ای از خردمندی است. کسی که ایمان ندارد، عقلش محدود است. چرا که او دلیلی عظیم را درست در مقابل خود دارد: بدن خودش و هر آنچه پیرامون اوست. اگر آن روح وجود نداشت – یعنی همان چیزی که او انکار می‌کند – نه می‌توانست نفس بکشد و نه حتی یک قدم بردارد. از این رو، این ایمان بسیار مهم است. ثمره و نتیجه‌ی ایمان، بهشت است. و مجازات کفر، دوزخ است. الله ما را از آن حفظ فرماید. ان‌شاءالله که الله ایمان ما را تقویت گرداند.

2025-12-03 - Other

أَلَا بِذِكۡرِ ٱللَّهِ تَطۡمَئِنُّ ٱلۡقُلُوبُ (۱۳:۲۸) [آگاه باشید که تنها با یاد الله دل‌ها آرام می‌گیرد] چه چیزی لازم است تا قلب راضی باشد، آرامش یابد و انسان در درون احساس آسودگی کند؟ انسان باید به الله فکر کند؛ باید نام او را یاد کند. باید به او ایمان داشت و بر او توکل کرد. از هیچ راه دیگری نمی‌توان به آرامش درونی رسید. شیطان انسان‌ها را از راه راست منحرف کرده است. او آن‌ها را به آتئیست، دئیست و چه می‌دانم چه چیزهای دیگری تبدیل کرده است. چه وسوسه‌هایی که به جان مردم نیانداخته است! به‌اصطلاح مدرن شده‌ایم، به‌اصطلاح باهوش شده‌ایم - انگار هیچ‌کس داناتر از ما نیست. بسیار خب، تو باهوشی - اما آیا قلبت آرام گرفته است؟ آیا آرامش در وجودت هست؟ آیا خیر در درونت هست؟ آیا احساس سبکی می‌کنی؟ نه. و چرا؟ زیرا تو از الله، آن قادر متعال، دور هستی. در حالی که این الله است که تو را آفریده است. هم اوست که راه را به تو نشان می‌دهد. این الله است که راه زیبایی را به ما نشان می‌دهد. راه او، راه زیبایی، آرامش درونی، صلح و آسودگی روح است. راهی که الله نشان می‌دهد، راه رسیدن به تمام خوبی‌هاست. چرا که اوست که تو را آفریده است. تو خودت، خود را نیافریده‌ای. الله تو را ساخته است: گوشتت، استخوان‌هایت، خونت؛ همه چیز از اوست. و همان‌طور که تو را آفرید، به تو نشان داده و گفته است که چه باید بکنی. اگر سخنان او را نادیده بگیری و طبق میل خودت عمل کنی، نتیجه‌ای نخواهد داشت. تو که حتی نمی‌توانی یک ماشین ساده بسازی. اگر کس دیگری آن را بسازد و تو بدون داشتن دانش سعی کنی آن را «تعمیر» کنی، فقط خرابش می‌کنی. آن‌قدر نابودش می‌کنی تا اینکه فقط به درد زباله بخورد. و تو دقیقاً در همین وضعیت قرار داری. برای اینکه انسان صلح و آرامش یابد و احساس آسودگی کند - تا قلبش راضی شود و دنیا و آخرتش زیبا گردد - باید الله را به یاد آورد. او باید به الله ایمان بیاورد و نام او را یاد کند. به‌ویژه در دوران سختی باید به یاد او باشد. مردم امروزه می‌گویند: «ما آتئیست شده‌ایم، ما فلان و بیسار هستیم.» اما به محض اینکه اتفاق کوچکی برایشان می‌افتد، فریاد می‌زنند: «ای خدا!» وقتی زمین می‌لرزد، ناگهان فریاد می‌زنند: «الله!» خب، مگر تو همین الان آتئیست نبودی؟ مگر این نگرش تو نبود؟ این نشان می‌دهد که الله این راه را در فطرت انسان قرار داده است؛ و هر از گاهی آن را به ما یادآوری می‌کند. اما سپس شیطان دوباره انسان را فریب می‌دهد و او را مجدداً از راه منحرف می‌کند. بنابراین، الله همه آن‌ها را هدایت کند. باشد که گمراه نشوند. دانشی که آموخته شود و انسان را از راه راست منحرف کند، دانش حقیقی نیست؛ بلکه جهل است. دانش به معنای شناخت است. شناخت چه چیزی؟ شناخت آفریدگار. الله آن‌ها را هدایت کند تا به راه راست بازگردند، ان‌شاءالله.

2025-12-03 - Other

«آنان جوانانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند و ما بر هدایتشان افزودیم» (۱۸:۱۳) الله، آن قدرتمند و بلندمرتبه، از این جوانان در قرآن کریم یاد می‌کند. او داستان آن‌ها را برای ما بازگو می‌کند. آن‌ها بسیار مرفه و ثروتمند بودند، اما مهم‌ترین چیز این بود: آن‌ها انسان‌های عاقلی بودند. الله، آن قدرتمند و بلندمرتبه، آن‌ها را چنان آفریده بود که صاحب همه چیز بودند. هیچ کمبودی نداشتند. اما آن‌ها این چیزهایی را که ارزشمند شمرده می‌شد، برای راه الله رها کردند و رو به سوی آنچه حقیقتاً ارزشمند بود آوردند. این وضعیتی نبود که هر کسی بتواند به سادگی و با غلبه بر نفس خود از آن دست بکشد. آن‌ها نورچشمی‌های پادشاه بودند. پول، ثروت، دارایی، املاک، زنان... هر چه نام ببرید، همه چیز مهیا بود. پس آن‌ها اینجا تقریباً مانند بهشت زندگی می‌کردند. آن‌ها در یک بهشت زمینی می‌زیستند. اما آن‌ها دریافتند که این حقیقت نیست. این بهشت واقعی نبود؛ همه این‌ها در واقع زباله است. اگر انسان در راه الله نباشد و در عوض آن شخص را بپرستد، این چیزها ارزشی ندارند. آن‌ها به سرعت از بین می‌روند. یا او خشمگین می‌شود و ما را بیرون می‌اندازد، یا دستور می‌دهد گردنمان را بزنند؛ و حتی اگر زنده بمانیم، چه فایده‌ای دارد؟ این‌ها فانی هستند. الله هدایت را در قلب‌هایشان قرار داد. با این هدایت، آن‌ها به بزرگترینِ همه نعمت‌ها دست یافتند. آن‌ها همه چیز را پشت سر گذاشتند و در راه الله قدم برداشتند. الله، آن قدرتمند و بلندمرتبه، آن‌ها را در قرآن کریم تا ابد ستوده و از آن‌ها یاد کرده است. شکر خدا، در برخی جاها زیارتگاه‌هایی برای این بزرگواران وجود دارد. اما مکان اصلی اینجاست. زیرا پدر معنوی ما، شیخ ناظم، و مادر حاجیه‌مان نیز این را تأیید کرده‌اند؛ آن‌ها اشاره کردند و گفتند: «اینجاست.» مکان واقعی‌شان اینجاست. در دمشق که ما زندگی می‌کردیم هم یکی هست، اما ربطی به این موضوع ندارد. در اردن هم یکی وجود دارد، آن هم چیز دیگری است، اما اصلِ کاری اینجاست. مکانی که در قرآن کریم توصیف شده و پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) و اولیاءالله به آن اشاره کرده‌اند، شکر خدا اینجاست. زیارت این مکان برکت است. البته شما می‌توانید این برکت را از هر جایی دریافت کنید. یعنی اگر برای همه اولیاءالله، پیامبران و صالحان قرائت می‌کنید، باید آن را به همه آن‌ها هدیه کنید تا پاداش هر یک از آن‌ها به شما هم بازگردد. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فضل، کرم و بخشش الله، آن قدرتمند و بلندمرتبه را توضیح می‌دهد. اگر آن را به هر انسانی هدیه کنی، او به همان اندازه به تو پاداش باز می‌گرداند. این بدین معناست که: شکر خدا راه ما – راه مسلمان، راه ایمان، راه طریقت – راه کسانی که به آن باور دارند، زیباترین راه است. اما شیطان طبیعتاً آن‌ها را نمی‌خواهد. او گروهی را پدید آورده که نه شفاعت را قبول دارند، نه اولیاءالله و نه پیامبران را. آن‌ها می‌گویند: «این‌ها همه انسان‌هایی مثل ما هستند.» به زبان ساده منظورشان این است: «بنشین و خودت بخوان، همین کافیست.» آن هم اگر الله بپذیرد... شکر خدا، ما هر بار که قرائت می‌کنیم و هدیه می‌نماییم، میلیارده‌ها پاداش به دست می‌آوریم. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «یکی به ده.» به تعداد میلیاردها مسلمان و مؤمنی که در دنیا بوده‌اند و هستند، ما پاداش کسب کرده‌ایم. شکر خدا این نعمت بزرگی است. اینکه انسان‌های امروزی به دنبال اوضاع دنیوی می‌دوند، بی‌خردی است. عقل زیادی دارند، اما کاری که می‌کنند غیرعاقلانه است. «من کار ندارم، پول ندارم، کاسبی‌ام نگرفت...» حتی اگر کاسبی‌ات نگرفت، حتی اگر ورشکست شدی: آیا هنوز زنده‌ای؟ زنده‌ای. چرا زنده‌ای؟ چون روزی داری. اگر روزی‌ات قطع می‌شد، زنده نمی‌ماندی. تا زمانی که رزق داری، زندگی می‌کنی. پس باید شاکر بود. مهم‌ترین چیز، بودن در این راه است. تا زمانی که انسان در راه الله، آن قدرتمند و بلندمرتبه باشد، چیزی را از دست نمی‌دهد. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «کار مؤمن عجیب است.» همه چیز برای او خیر است. چه خوب پیش برود چه بد پیش برود – برای مؤمن خیر است. هیچ چیزی از او ضایع نمی‌شود. اگر بد پیش برود، صبر می‌کند و پاداشش را می‌گیرد. اگر فقیر باشد، الله پاداش فقرش را به او می‌دهد. اگر بیمار باشد، برای آن هم پاداش می‌گیرد. خلاصه، اگر هر نوع غمی باشد، قطعاً برای آن اجر و پاداشی هست. اگر خیری باشد، با شکرگزاری‌اش باز هم پاداش و حسنات کسب می‌کند. به همین خاطر این دنیا، نظم کنونی، مردم را فقط به دنبال مادیات می‌دواند. «فلانی با تو این کار را کرد، آن یکی آن کار را کرد...» در واقع مردم هم سزاوار آن هستند. آن‌ها نعمت الله، آن قدرتمند و بلندمرتبه را نادیده می‌گیرند و امید به بخشش دیگران دارند. منتظرند که: «این شخص به من نیکی خواهد کرد، این کار به من خواهد داد، این حقوقم را زیاد خواهد کرد، این از من خرید خواهد کرد...» الله، آن قدرتمند و بلندمرتبه را فراموش می‌کنند و فکر می‌کنند که انسان‌ها روزی‌دهنده هستند. در حالی که الله است که روزی می‌دهد. بنابراین این مسئله مهمی است. همه مردم را فریب داده‌اند. دیگر آدم‌های «قدیمی» باقی نمانده‌اند. مردمِ قدیم توکل بیشتری به الله داشتند. مردها گرسنه می‌ماندند، تشنه می‌ماندند، اما با این حال زندگی می‌کردند. با روزیِ الله زندگی می‌کردند. امروزی‌ها می‌خورند و می‌نوشند و همه چیز دارند، اما باز هم رضایتی نیست. قناعت بزرگترین گنجی است که الله داده است. غیر از آن چیزی نیست. بقیه چیزهای غیرضروری هستند. الله ما را حفظ کند، اوضاع طوری است که... چه کسی چیزی را مجانی می‌دهد؟ آیا وزیر، نخست‌وزیر، رئیس، آمریکا یا آفریقا؟ چه کسی مجانی می‌دهد؟ هیچ‌کس در این دنیا چیزی را بدون عوض نمی‌دهد. هیچ‌کس به تو چیزی را نمی‌بخشد. اگر چیزی بگیری، یقیناً باید بهای آن را بپردازی، چه کم چه زیاد. هر طور که باشد. تنها کسی که بدون چشم‌داشت می‌دهد، الله، آن قدرتمند و بلندمرتبه است. پس به الله توکل کنید. خود را از غمِ این دنیا رها کنید. هر که به الله توکل کند، الله یاور اوست. حسبنا الله و نعم الوکیل. «حسبنا الله» یعنی توکل بر الله؛ یعنی: «الله ما را بس است.» خزانه‌های او تمام‌شدنی نیست. می‌فرماید: «هر چقدر می‌خواهید بخواهید.» الان دیگران طلب می‌کنند؛ برایت تبلیغ می‌کنند: «فلانی اینقدر می‌دهد، اینقدر سود خواهی کرد.» در حالی که هیچ ارزش واقعی وجود ندارد. بعد نگاه می‌کنی چه در دست داری: همه چیز مکیده شده و رفته است. به خاطر یک چیز ناچیز، تو را تا مغز استخوان دوشیدند و چیزی برایت نگذاشتند. بنابراین باید مراقب بود، دقت کنید. مخصوصاً در این روزها طمع به اوج خود رسیده است. همه این موقعیت‌ها را می‌شناسند. چیزی پیدا می‌شود، یکی می‌گوید «من بردم»، هزار نفر رویش می‌ریزند و همه می‌بازند. به هر حال، ما هم این سه روز اینجا در سفر بودیم. این چیزها از خوش‌باوری مردم سوءاستفاده می‌کنند. حتی اگر ساده‌لوح نباشی، آن‌ها حتی باهوش‌ترین افراد را فریب می‌دهند. هیچ چیز مجانی نیست. دقت کنید، چیزی به نام «یک بدهم و هزار بگیرم» وجود ندارد. به‌ویژه این روزها، چنین چیزی اصلاً وجود ندارد. از دارایی و اموال خود محافظت کنید. به‌خصوص در سال‌های اخیر، مردم با این رویا فریب می‌خورند که خانه یا دارایی‌شان را بفروشند: «یک خانه می‌فروشم و سیصد خانه می‌خرم»، و سپس آواره کوچه و خیابان می‌شوند. امروزه بزرگ‌ترین مشکل و بیشترین شکایتی که به ما می‌رسد این است: «صاحب‌خانه ما را از خانه بیرون می‌کند.» چه می‌شود کرد؛ بهانه می‌آورند که قرار است پسر یا دخترش بیاید. در واقع از اجاره راضی نیست و اجاره بیشتری می‌خواهد. عاقل باشید. تا زمانی که مسئله مرگ و زندگی در میان نیست – حتی اگر گنج‌های دنیا را پیش پایتان بگذارند – هرگز خانه‌تان را برای «تجارت کردن» نفروشید. شما باید جایی برای زندگی و سقفی بالای سرتان داشته باشید. مبادا آن را به آسانی از دست بدهید. همان‌طور که گذشتگان ما گفته‌اند: در دنیا خانه، در آخرت ایمان. این دو چیز برای یک مسلمان بسیار مهم است. حدیثی هم از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) وجود دارد؛ سه چیز در دنیا مهم است. پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: یکی خانه‌ای است که انسان در آن زندگی می‌کند، یکی همسری شایسته، و دیگری روزیِ بابرکت. پس این‌ها مسائل مهمی هستند. این نصیحت را در اینجا جدی بگیرید. زیرا افراد زیادی هستند که می‌گویند «من فریب نمی‌خورم»، اما با این حال فریب می‌خورند. الله ما را حفظ کند. الله مؤمنان را از شر بدان محفوظ بدارد و به سوی خیر هدایت کند. آن‌ها باید از یکدیگر حمایت کنند و به هم مشورت دهند. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «دین، خیرخواهی و نصیحت است.» یعنی: اگر می‌خواهید تجارتی انجام دهید، همان‌طور که گفته شد، مبادا خانه و محل سکونت خود را رها کنید یا بفروشید. فریب نخورید که بخواهید صرفاً «تجارت بیشتری کنید و قدرت به دست آورید». ان‌شاءالله این نصیحت برای همه مفید واقع شود. به برکت اولیاءالله، پربرکت باشد.

2025-12-01 - Other

«و در نیکوکاری و پرهیزگاری با یکدیگر همکاری کنید، و در گناه و تعدی دستیار هم نشوید.» (۵:۲) الله متعال و والا می‌فرماید: «یکدیگر را در کارهای نیک یاری دهید.» الله متعال می‌فرماید: «هر جا که کار نیکی برای انجام دادن هست، به یکدیگر یاری رسانید.» زیرا از نیکی، دوباره نیکی برمی‌آید. «و در گناه و تعدی با یکدیگر همکاری نکنید.» (۵:۲) الله والا می‌فرماید: «یکدیگر را در بدی و دشمنی یاری نکنید.» چه کسی به این عمل می‌کند؟ اهل طریقت چنین می‌کنند. ما گرچه در دنیا هستیم، اما آن‌ها برای آخرت و برای رضای الله کار می‌کنند. آن‌ها تا جایی که بتوانند، کمک مادی و معنوی می‌کنند. این راه پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) است؛ راهی که او به همه ما نشان داده است. هر کاری که از دست انسان بربیاید... و اگر کاری از دستش برنیاید، به صورت کسی لبخند می‌زند؛ که این هم کار نیکی است. این هم چیز زیبایی است. به جای اینکه به کسی با خشم یا تندی نگاه کنی، برخورد دوستانه با او خود یک عمل نیک است. این‌ها اصول طریقت هستند. دستور طریقت، همان راه پیامبر ماست. راه... «طریقت» به معنای راه است؛ به معنای پیمودن راهی است که پیامبر ما نشان داده است. نه چیز دیگر. امروزه اغلب طوری وانمود می‌شود که مردم با شنیدن «طریقت» به فکر چیز بدی می‌افتند. در حالی که طریقت به معنای نیکی است، به معنای زیبایی است. به معنای مفید بودن برای مردم و کمک کردن است. و پیش از هر چیز، به معنای ذکر و یاد الله متعال و والا است. در این هیچ بدی‌ای نیست؛ تمام دستورات آن جوهر انسانیت است. اسلام خود سرشت انسان است، و طریقت نیز جوهرِ انسان بودن است. چه چیزی انسان را می‌سازد؟ تفاوت میان انسان و حیوان چیست؟ می‌گویند: «این آدم رفتار انسانی دارد.» انسانیت به معنای بدی کردن نیست، بلکه به معنای انجام کار نیک است. طریقت دقیقاً همین است. به معنای هدایت مردم به راه راست و تربیت آن‌ها برای رسیدن به مقام «انسان کامل» است. انسان کامل، انسانی زیبا و نیکو است. انسانی که الله او را دوست دارد... که مردم نیز او را دوست دارند؛ کسی که به هیچ‌کس آسیب نمی‌رساند، کسی را فریب نمی‌دهد و کار بدی نمی‌کند. طریقت این است. شکر الله، ان‌شاءالله، الله یار و یاور ما باشد. هر چه انسان‌های بیشتری این راه را بیابند، برای همه مفیدتر است؛ و هیچ ضرری نخواهد داشت. کسانی که به بشریت، جامعه و مردم آسیب می‌رسانند، کسانی هستند که از راه منحرف شده‌اند. کسانی که در راه هستند، منفعت می‌رسانند. راه یعنی «طریق»، و «طریقت» از آن گرفته شده است. با اجازه الله، ما برای کسب رضای الله پا در این راه نهاده‌ایم. به اینجا و جاهای دیگر... امروز به اینجا آمده‌ایم؛ ما سالی یک بار می‌آییم، شکرِ الله. الله به ما توفیق دهد تا زمانی که زنده هستیم، در این راه استوار بمانیم و به اینجا بیاییم. ان‌شاءالله که پربرکت باشد. الله از همه شما راضی باشد. شما در این وقت زود آمده‌اید. این هم تنها برای رضای الله بود، نه برای چیز دیگر. شما نه برای خورد و خوراک، و نه برای پول آمده‌اید. خالصانه و صادقانه برای الله... الله از همه شما راضی باشد. الله به شما پاداش فراوان دهد. باشد که برکت ما وسیله‌ای برای هدایت اطرافیان شما گردد. برای خانواده‌تان، همسایگانتان، خویشاوندانتان... ترک، کرد، عرب، انگلیسی... همه مسلمانانی که هستند، همگی بندگان الله‌اند. بنابراین، ان‌شاءالله این مجالس برای آن‌ها مفید باشد. هر کسی می‌خواهد خانواده، فرزندان و اقوام خود را انسان‌های خوبی ببیند. ان‌شاءالله که الله این را نصیب کند. باشد که این مایه هدایت آن‌ها شود، و ان‌شاءالله ما وسیله‌ای برای هدایتشان باشیم. الله ما را نیز هدایت کند و از راه راست منحرف نگرداند. ان‌شاءالله که ما را پیرو شیطان و هوای نفس نگرداند.

2025-12-01 - Other

ما زود آمدیم؛ این سفری است که هر سال انجام می‌دهیم. ما به واسطه حاجیه خاله نسلیهان در اینجا جمع شده‌ایم. ان‌شاءالله هر کسی که باعث و بانی دیدارهای ما بوده، از اجر و پاداش آن بهره‌مند شود. ما برای رضای الله جمع می‌شویم. ما به افتخار الله، آن قدرتمند و بلندمرتبه، و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) جمع می‌شویم. ما نیت دیگری نداریم؛ امروز حتی زودتر هم آمده‌ایم. برادران حاضر هیچ نیت پنهانی ندارند. آن‌ها اینجا هستند تا رضایت الله را کسب کنند. مهم همین است، این چیزی است که واقعاً به انسان نفع می‌رساند. شما باید در هر کاری نیتتان کسب رضایت الله باشد، تا آن کار مفید باشد و پاداشتان محفوظ بماند. وگرنه، اگر انسان فقط برای دنیا جمع شود، در نهایت هر کس به دنبال دنیا می‌دود، اما دنیا از آن‌ها می‌گریزد. معاملاتی که فقط بر پایه سود باشند، به‌ویژه سود دنیوی، عاقبت به خیر نمی‌شوند. زیرا در سرشت انسان خودخواهی و خودمحوری نهفته است. او می‌خواهد که «همه چیز مال من باشد». هر چه به او بدهی سیر نمی‌شود؛ هر کاری هم بکنی راضی نمی‌شود. به همین دلیل، جلساتی که فقط به نام دنیا برگزار می‌شوند، هرگز سودی ندارند. حتی اگر برای امور دنیوی دور هم جمع می‌شوید، باید نیت را بر رضایت الله متمرکز کنید. انسان باید فکر کند: «این اگرچه یک دیدار دنیوی است، اما نتیجه‌اش باید در خدمت رضایت الله باشد. الله کمکم کند تا آنچه را در راه او کسب می‌کنیم، برای رضایت او خرج کنم.» بسیاری از مردم می‌آیند و به خاطر سود دنیوی دیگران را فریب می‌دهند. مردم فریب می‌خورند و در واقع خودشان را فریب می‌دهند. یکی آن دیگری را فریب می‌دهد و بدین ترتیب تمام دنیا یکدیگر را فریب می‌دهند. و هیچ سودی حاصل نمی‌شود. وضعیت جهان، به‌ویژه از اواخر دوره عثمانی تا امروز، از بد به بدتر در حال تغییر است. چرا؟ آیا تقصیر حکومت‌هاست، تقصیر دولت است؟ خیر! تقصیر خود مردم است؛ زیرا انسان هر چه بکارد، همان را درو می‌کند. دولت برای تو چه کار کند، حکومت چه کند؟ شما مثل آن‌ها هستید و آن‌ها مثل شما. این آدم‌ها را که از ماه یا خورشید نیاورده‌اند، همه ما ساکنان همین زمین هستیم. ما در این دنیا زندگی می‌کنیم. بعد از عثمانی‌ها... زیرا عثمانی‌ها در راه الله بودند؛ اما در اواخر کار، کسانی که آن را ویران کردند، همه چیز را تباه ساختند. می‌گویم «بعد از عثمانی‌ها»، اما حتی در پایان دوره آن‌ها نیز رهبری به دست نااهلان افتاد و پس از آن روز به روز بیشتر ویرانش کردند. چرا؟ چون ترس از الله (تقوا) وجود ندارد. نه شرمی هست، نه حیایی، هیچ چیز نیست. خب، این مردم چگونه باید باشند؟ ارزش انسان به انسانیت اوست. و انسانیت چیست؟ داشتن شرم و حیا، بد نکردن، و آزار نرساندن به مردم. این چیزی است که انسان را می‌سازد. کسی که انسان نیست، برعکس عمل می‌کند. او شرم نمی‌کند، حیا ندارد، آماده هر کار زشتی است؛ او مانند یک حیوان وحشی رفتار می‌کند. دقیقاً همین را در سال‌هایی که پشت سر گذاشتیم، دیده‌ایم. پس نگو: «اگر من خوب باشم ولی دیگری نباشد، چه کنم؟» اگر الله را می‌شناسی... الله هست، اللهِ عزیز و جلیل حاضر است؛ هیچ چیز گم نمی‌شود. الله، آن قدرتمند و بلندمرتبه، می‌فرماید که حتی ذره‌ای از نظر او پنهان نمی‌ماند. کار خیری که به اندازه ذره‌ای انجام دهی فراموش نمی‌شود، و کار شر نیز همین‌طور. بدی را الله می‌بخشد، اگر طلب آمرزش کنی، اگر توبه کنی و التماسِ بخشش نمایی. و اما برای خوبی... اللهِ عزیز و جلیل پاداش آن را می‌دهد. هر کس کار نیکی انجام دهد، الله به او ده برابر پاداش می‌دهد. از ده برابر تا هزار برابر، اللهِ عزیز و جلیل پاداش می‌دهد. و اگر کار بدی انجام دادی، او تنها یک گناه می‌نویسد. الله به هیچ کس ظلم نمی‌کند. پس، فقط به این دلیل که ده پاداش نوشته، ده گناه نمی‌نویسد؛ تنها یکی. اگر مرتکب گناهی شدی، به عنوان یک گناه واحد محسوب می‌شود. اگر کار نیکی کردی، او ده برابر، هزار برابر، ده هزار برابر پاداش می‌دهد؛ درگاه اللهِ عزیز و جلیل باز است. پس اگر می‌خواهی کاری کنی و بگویی: «فلانی بدی کرد، آن یکی بدی کرد، ببین، او برنده شد، من هم مثل آن‌ها انجام می‌دهم»... اگر تو هم مثل او عمل کنی، شاید یک بار برنده شوی، دو بار برنده شوی. حتی اگر هزار بار برنده شوی و فکر کنی که گیر نیفتاده‌ای، این نه در دنیا و نه در آخرت به تو سودی نخواهد رساند. گمان نکن که برنده شده‌ای، فقط به این خاطر که خوشحالی از اینکه قسر در رفته‌ای. شومیِ این کار در همین دنیا نیز دامن‌گیر انسان می‌شود. چنین انسانی قطعاً نه آرامش خواهد یافت، نه آسایش و نه صلح را تجربه خواهد کرد. بنابراین، همان‌طور که گفته شد، همه چیز باید برای رضای الله باشد. باید آن‌گونه باشد که الله می‌خواهد؛ ما نباید راه او را ترک کنیم. راه او راه حق است؛ ما جای دیگر و راه دیگری نداریم که به آنجا برویم. راه اللهِ عزیز و جلیل، به معنای امنیت است. هر راه دیگری به تباهی می‌انجامد و انسان هلاک می‌شود. هیچ فایده‌ای ندارد. انسان جایی هم برای فرار ندارد. شاید در دنیا فریب کاری کنی، دزدی کنی و از اینجا به کشوری دیگر، به شهری دیگر، یا به دوردست‌ها فرار کنی. حتی اگر به جاهایی فرار کنی که مردم تو را نبینند و گمان کنی که در دنیا قسر در رفته‌ای... در آخرت چنین چیزی وجود ندارد. تو هیچ راه فراری و هیچ پناهگاهی نداری. تو تنها می‌توانی به بخششِ اللهِ عزیز و جلیل پناه ببری. اگر به رحمت و فضل اللهِ عزیز و جلیل پناه ببری و به آن راه بازگردی، الله تو را می‌بخشد و حفظ می‌کند. مشکلِ دنیا این است: وقتی مردم می‌بینند دیگران بدی می‌کنند، آن را هنر می‌پندارند و سعی می‌کنند همان کار را انجام دهند. بسیاری از انسان‌ها در این راه هلاک و تباه شده‌اند. آن‌ها دیدند که دنیا سودی برایشان ندارد، اما این را دیر فهمیدند و پشیمان شدند. بعداً، وقتی کار از کار گذشت، شروع دوباره سخت است. اللهِ عزیز و جلیل اغلب به انسان فرصتی دنیوی می‌دهد. نباید گذاشت این فرصت از دست برود. الله درهای خیر را به رویت گشوده، درهای رزق و روزی، و زندگی خوبی با خانواده برایت فراهم کرده است. این فرصت اغلب فقط یک بار پیش می‌آید؛ اگر آن را از دست بدهی، دومی را نخواهی یافت. الحمدلله ما داریم به هفتاد سالگی نزدیک می‌شویم. طبق آنچه تا امروز دیده‌ایم، به ندرت به انسان فرصت دومی داده می‌شود. بنابراین باید آگاه بود، قدر آن را دانست و نباید آن را از دست داد. اگر آن را از دست بدهی، همان‌طور که گفته شد، به دست آوردن دوباره آن دشوار است. پس مراقب باشید، فریب شیطان را نخورید، فریب نفس خود را نخورید. قدیمی‌ها می‌گفتند: «غذای کم، سرِ بی‌درد» (قناعت موجب آرامش است). تو با خانواده‌ات زندگی می‌کنی؛ طمع نکن و نگو «می‌خواهم بیشتر درآمد داشته باشم، به این روش و آن روش»، و در راه‌های ناشناخته قدم نگذار. نگو: «او انجام داد و برنده شد، من هم برنده می‌شوم.» شاید او برنده شود؛ اما از هر هزار نفر، اغلب فقط یک نفر برنده می‌شود. پس وارد چنین کارهایی نشوید. قانع باشید، با الله باشید؛ این بزرگترین برد شماست. اینجا برای بار دوم می‌گوییم. حاجیه مادر هم می‌گفت: «شانس (اقبال) موجودی یک چشم است که نگاهش به بالاست.» تو را بالاتر و بالاتر می‌برد... تازه آن بالا که رسید به پایین نگاه می‌کند؛ اگر بخیر بگذرد که چه بهتر. وگرنه، اگر ناگهان تو را پایین بیندازد، دیگر راه نجاتی نیست. پس مراقب باشید، طمع‌کار نباشید. فریب حرف‌های این و آن را نخورید. چرا که انسان‌های امروزی همه چیز را فراموش کرده‌اند. در حالی که می‌گویند «می‌خواهم پول در بیاورم، بیشتر در بیاورم»، اغلب همان چیزی را هم که دارند از دست می‌دهند و در آخر دست خالی می‌مانند. پس مراقب باشید؛ این نعمت‌ها رحمتی است که الله به شما بخشیده است. این نعمت‌ها را از دست ندهید. هوشیار باشید، زیرا بابت این نعمت‌ها بازخواست خواهید شد. «این‌قدر به تو داده شد، با آن چه کردی، چگونه عمل نمودی؟» «آیا در راه حرام صرف شد؟ چطور آن را از دست دادی؟ نفقه خانواده و فرزندانت را خرج چه چیزی کردی؟» از این‌ها سؤال خواهد شد. الله ما را حفظ کند. این برای اینجا، برای همه مهم است. الله را شکر که این دستگاه‌ها وجود دارند، حتی اگر برای کارهای بدِ بسیاری استفاده شوند. هر نوع فساد و فریبی با آن‌ها انجام می‌شود، اما الله را شکر که این پندها، هر چقدر هم که کوچک باشند، وسیله‌ای برای خیر هستند. چه برای مؤمن و چه غیرمؤمن؛ چه نماز بخواند یا نخواند، هر کسی باید این پند را بشنود. زیرا انسان‌ها فاقد قناعت، رضایت و شکرگزاری هستند. انسان قدرِ چیزهایی که به او داده شده، قدرِ نعمت‌ها را نمی‌داند. الله ما را حفظ کند، الله ما را از راه راست منحرف نگرداند، ان‌شاءالله. الله از شما راضی باشد.

2025-11-30 - Dergah, Akbaba, İstanbul

الله متعال و قدرتمند مؤمنان را حفظ فرماید. ان‌شاءالله بیایید دل‌هایمان را محکم کنیم. زیرا ما در آخرالزمان به سر می‌بریم و فتنه‌های این دوران بسیار زیاد است. همه چیز سخت‌تر می‌شود. پیامبر ما (درود و سلام بر او باد) درباره آخرالزمان می‌فرماید: «يَكُونُ الْمَطَرُ قَيْظاً وَ الْوَلَدُ غَيْظاً» (باران موجب عذاب و فرزندان مایه خشم خواهند بود). این بدان معناست که در آخرالزمان، باران تبدیل به بلا می‌شود. مدت طولانی هیچ بارانی نمی‌بارد، و ناگهان سیلی جاری می‌شود و همه چیز را با خود می‌برد. ما این را در سراسر جهان می‌بینیم؛ انسان‌ها بر اثر سیلاب‌ها جان خود را از دست می‌دهند. آن سیل‌ها زمین‌ها، محصولات و خانه‌ها را ویران می‌کنند. از آنجا که ما در آخرالزمان زندگی می‌کنیم، همه این‌ها نشانه‌های آن است. از آن بدتر «وَ الْوَلَدُ غَيْظاً» است؛ به این معنا که فرزندان نافرمان و سرکش می‌شوند. پیامبر ما (درود و سلام الله بر او باد) می‌فرماید که فرزندانی سرکش و تندخو پدید می‌آیند که مایه غم و اندوه والدین خود می‌شوند. این نیز جزو نشانه‌های آخرالزمان است. البته این به تربیت مربوط می‌شود. از آنجا که فرزندان با ارزش‌های اسلامی تربیت نمی‌شوند، ناخودآگاه به بیراهه کشیده می‌شوند؛ خانواده خود را آزار می‌دهند، مشکل ایجاد می‌کنند و در نهایت به خودشان آسیب می‌زنند. از آنجا که در آخرالزمان زندگی می‌کنیم، باید همیشه این‌گونه به درگاه الله دعا کنید: «از الله می‌خواهیم بارانی پربرکت ارزانی دارد و فرزندانمان صالح و نیک‌تربیت باشند.» مردم امروزه تنها زمانی شکایت می‌کنند که دیگر دیر شده است: «پسرمان ما را عذاب می‌دهد، دخترمان حرف‌شنوی ندارد.» شما باید از همان ابتدا چاره‌اندیشی کنید. آن‌ها را با خشونت تربیت نکنید، بلکه با مهربانی راهنمایی‌شان کنید. ادب، اخلاق، آداب اسلامی و شناخت پیامبرمان را به آن‌ها بیاموزید و به درگاه الله زاری کنید تا این راه را بپیمایند. همان‌طور که گفته شد، مهم‌ترین مسئله فرزندان هستند. باران و سیل اگرچه فاجعه‌اند، اما اگر فرزندان صالح بار نیایند، این مصیبت بزرگ‌تری است. این موضوع نه تنها برای خانواده، بلکه برای کل جامعه حائز اهمیت است. فرزندان به والدین خود بی‌احترامی می‌کنند، دنباله‌رو افراد لاابالی می‌شوند، خود را نابود می‌کنند و به دیگران آسیب می‌رسانند. از این رو، الله فرزندان مسلمانان و فرزندان اسلام را حفظ فرماید. و همچنین انسان‌های شیطان‌صفتی هستند که کودکان را به مواد مخدر آلوده می‌کنند. وقتی به آن عادت کردند، دیگر پناه بر الله... به همین دلیل باید در رفتار با فرزندان میانه‌رو بود؛ نباید هر خواسته‌ای که دارند را برآورده کرد. فرزند باید کار کند و زحمت بکشد. حتی اگر ثروتمند هستید، همه چیز را فوراً در اختیارشان نگذارید، اجازه دهید صبر کردن را بیاموزند. فرزند باید خدمتگزار پدر و مادر باشد. امروزه دقیقاً برعکس این اتفاق می‌افتد؛ والدین همه چیز را به پای آن‌ها می‌ریزند و می‌گویند: «بچه مگر چه کار می‌تواند بکند؟ فرزند ما چه می‌خواهد؟» با اینکه در تنگنای مالی هستند، آن‌ها را به دانشگاه‌های خصوصی می‌فرستند. خب، درس نخواند؛ دانشگاه رفتن که واجب نیست. بگذارید کار کند، زحمت بکشد و انسانی شایسته شود. انسانی که به الله ایمان داشته باشد و با احترام به خانواده‌اش خدمت کند. او را به دانشگاه می‌فرستید و اوضاع بدتر می‌شود. فرزند راهش را گم می‌کند، به آنجا می‌رود و کاملاً فاسد باز می‌گردد. بنابراین تنها فرزندی را بفرستید که واقعاً قصد تحصیل دارد. کسی که نمی‌خواهد درس بخواند نباید در خانه بنشیند، بلکه باید کار کند. اگر درس نخواند و در خانه بماند، بعداً در کافه‌ها و این‌طرف و آن‌طرف پرسه می‌زند، با دوستان ناباب و افکار فاسد همنشین می‌شود. و آن‌وقت شما انتظار دارید که او فرزندی صالح شود. الله ما را حفظ فرماید. این موضوع مهم است، زیرا این بزرگ‌ترین بیماری عصر حاضر است. می‌گویند «می‌خواهم فرزندانم تحصیل کنند»، آن‌ها را به جایی می‌فرستند، خبر ندارند چه می‌کنند و بعداً گلایه می‌کنند. الله به همه ما عقل و بصیرت عطا فرماید و ما را از راه راست منحرف نگرداند.