السلام عليكم ورحمة الله وبركاته أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. والصلاة والسلام على رسولنا محمد سيد الأولين والآخرين. مدد يا رسول الله، مدد يا سادتي أصحاب رسول الله، مدد يا مشايخنا، دستور مولانا الشيخ عبد الله الفايز الداغستاني، الشيخ محمد ناظم الحقاني. مدد. طريقتنا الصحبة والخير في الجمعية.

Mawlana Sheikh Mehmed Adil. Translations.

Translations

2025-09-14 - Dergah, Akbaba, İstanbul

حکما می‌گویند: «لکل مقام مقال». برای هر موقعیتی، سخنان مناسب، موضوعی که در مورد آن صحبت می‌شود، وجود دارد. این به چه معناست؟ یعنی آنچه در یک مکان گفته می‌شود، برای مکان دیگر نامناسب است. این خوب نیست. این غیرضروری است. شاید کسی با بهترین نیت صحبت کند، اما اگر سخنانش با موقعیت مناسب نباشد، بیشتر ضرر می‌رساند تا فایده. بنابراین، باید بدانیم که چه چیزی را کجا بگوییم، زیرا این مسئله ادب است. اکثر مردم امروزه دیگر ادب ندارند. آنها نمی‌دانند چه بگویند. و وقتی صحبت می‌کنند، حرف‌های بیهوده می‌زنند. سکوت بهتر از حرف بیهوده زدن است. همانطور که قدیمی‌ها می‌گفتند: «سخن گفتن نقره است، سکوت طلاست.» اما مردم امروزه اصرار دارند صحبت کنند؛ مهم این است که چیزی گفته باشند. در حالی که در بعضی جاها بهتر است سکوت کرد. برای این موارد عبارات رکیکی هم وجود دارد، اما ذکر آنها در اینجا مناسب نیست. هر چیزی جایگاه خود را دارد. در حضور خانم‌ها، آقایان باید مراقب کلمات خود باشند. در حضور کودکان باید طور دیگری صحبت کرد. در مقابل علما، طور دیگری صحبت می‌شود. در حضور معلمان، اساتید... یعنی برای هر کلمه، مکان و زمان مناسب وجود دارد. اگر این را می‌دانی، پس صحبت کن؛ اگر نه، بهتر است سکوت کنی. این موضوع مهمی است، اما مردم امروز فکر می‌کنند بی‌ادبی است که چیزی نگویند. در حالی که با حرف زدنشان فقط جهل خود را آشکار می‌کنند. در عوض، سکوت کردن بسیار مناسب‌تر و به مراتب بهتر است. زیرا فرشتگان هر آنچه را که می‌گویید، می‌نویسند. حالا که صحبت از این شد: برای یاوه‌هایی که در طول روز از دهانمان خارج می‌شود، باید توبه کنیم و صبح و شب از الله طلب بخشش نماییم. برای همه غیبت‌ها، تهمت‌ها و دروغ‌ها باید طلب بخشش کنیم تا ان‌شاءالله الله ما را ببخشد. مردم امروز، همانطور که گفته شد، قدیمی‌ها را نادان می‌دانند، در حالی که آنها تربیت و ادب داشتند. اما در مردم امروز، اغلب اثری از این ادب دیده نمی‌شود. ان‌شاءالله خداوند همه ما را اصلاح کند.

2025-09-13 - Dergah, Akbaba, İstanbul

ٱلَّذِينَ يَسۡتَمِعُونَ ٱلۡقَوۡلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحۡسَنَهُ (۳۹:۱۸) در این آیه آمده است: «کسانی که به سخن گوش فرا می‌دهند و از بهترین آن پیروی می‌کنند، آنان حقیقتاً رستگارانند.» کلمهٔ «قول» که در این آیه ذکر شده، به معنای «سخن» یا «گفتار» است. منظور از آن، البته در وهلهٔ اول قرآن کریم و پس از آن احادیث پیامبرمان، درود و رحمت خدا بر او باد، است. زیرا آنها حقیقتاً بهترین سخنان هستند. باید از آنها پیروی کرد و دستوراتشان را رعایت نمود. علاوه بر این، اگر کسی به شما نصیحتی می‌کند یا چیزی می‌گوید، باید آن را بررسی کنید. الله، قادر متعال، در قرآن کریم دستور می‌دهد که به خوبی‌های گفته‌شده توجه کنیم و از آن بهره ببریم. یعنی اگر کسی حقیقتی را به شما می‌گوید، باید آن را بپذیرید، حتی اگر خوشایندتان نباشد. در عین حال، نمی‌توان هر سخنی را بدون بررسی پذیرفت. زیرا اگر گفته‌شده با کلام الله متعال یا کلام پیامبرمان مغایرت داشته باشد، نمی‌توان آن را پذیرفت. اما در امور روزمره، سخنان زیادی می‌شنویم که فردی از نفس خود یا دربارهٔ دیگران می‌گوید. باید در مورد آن فکر و آن را سنجید و از خود پرسید: «آیا این سخن درست است یا خیر؟» اگر مطابق با حقیقت باشد، باید آن را پذیرفت. یعنی حتی اگر با نفس خودمان مخالف باشد یا خوشایندمان نباشد، تا زمانی که حقیقت است، پیروی از آن سخن مفید است. نپذیرفتن آن، اشتباه است. یعنی هیچ سودی ندارد. حتی اگر ضرری هم نداشته باشد، کمکی به ما نمی‌کند. بنابراین، باید حقیقت را پذیرفت، فرقی نمی‌کند از چه کسی باشد: از کودک یا بزرگسال، پیر یا جوان، زن یا مرد. پیامبر ما، صلی الله علیه و آله و سلم، می‌فرماید: «دانش و سخن نیک، گمشدهٔ مؤمن است.» یعنی یک فرد مؤمن باید سخن حق را بپذیرد و از آن خوشحال شود، مهم نیست از چه کسی آن را می‌شنود. هیچ دلیلی برای رنجش یا آزردگی وجود ندارد. رنجیدن یا آزرده شدن، بیماری نفس است. حقیقت مفید و برای انسان ضروری است. باشد که خداوند ما را از کسانی قرار دهد که حقیقت را می‌شنوند و آن را می‌پذیرند.

2025-09-12 - Dergah, Akbaba, İstanbul

وَمَآ أُبَرِّئُ نَفۡسِيٓۚ إِنَّ ٱلنَّفۡسَ لَأَمَّارَةُۢ بِٱلسُّوٓءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّيٓۚ الله، قدرتمند و متعال، در این آیه شریف قرآن می‌فرماید: به نفس خود اعتماد نکنید. نفس چیز خوبی نیست. در این آیه شریف، الله، قدرتمند و متعال، می‌فرماید: «به راستی که نفس قطعاً انسان را به بدی امر می‌کند.» مگر کسانی که الله به آنها رحم کند. حتی اگر استثناهای بسیار نادری هم وجود داشته باشد، نفس هر انسانی او را به بدی سوق می‌دهد. نفس، آزمایشی در این دنیا است؛ این آزمایش برای انسان است. هر کس تسلیم آن شود و مرتکب بدی شود، بازنده است. اما هر کس در مقابل آن مقاومت کند و کاری را که می‌خواهد انجام ندهد، برنده است. این برای همه صدق می‌کند. برخی می‌پرسند: «چگونه می‌توانیم بر نفس خود غلبه کنیم؟» شما می‌توانید بر آن غلبه کنید، اما حتی پس از آن نیز باید به مبارزه ادامه دهید. نباید سستی کنید و با غرور اعلام کنید: «من آن را شکست داده‌ام.» در غیر این صورت، بلافاصله شما را زمین خواهد زد. رحم نمی‌کند، قابل اعتماد نیست. نفس، خیانتکار است. به نفس نمی‌توان اعتماد کرد. به همین دلیل بسیاری، به ویژه برادران ما که به یک طریقت می‌پیوندند، فکر می‌کنند که نفس خود را شکست داده‌اند و اکنون همه چیز درست است. نه، اینطور نیست. نفس تا آخرین نفس با شما همراه است. فقط منتظر فرصتی است تا شما را از راه بدر کند. بنابراین، باید همیشه هوشیار باشید. باشد که الله ما را از شر نفسمان حفظ کند. شر نفس حتی از شر شیطان هم بزرگتر است. به هر حال، آنها همیشه با هم کار می‌کنند: نفس، هوی و هوس‌های پست و وسوسه‌های دنیوی. همه آنها یک واحد هستند. آنها از یکدیگر حمایت می‌کنند تا شما را از راه بدر کنند. با مقاومت در برابر آنها، آنها را شکست می‌دهید، اما هرگز نباید غفلت کنید و بگویید: «من پیروز شده‌ام.» زیرا اگر غفلت کنید، رحمی نمی‌کنند. بنابراین، باشد که الله ما را از شر نفسمان حفظ کند.

2025-09-11 - Dergah, Akbaba, İstanbul

ما در یک ماه مبارک هستیم. این ماه ربیع الاول است، ماه مبارکی که پیامبر ما، درود و رحمت خدا بر او باد، در آن متولد شد. «ربیع» به معنی بهار است. زمان واقعاً زیبایی از سال. الله، قدرتمند و متعال، تمام زیبایی و والاترین فضیلت را به پیامبرمان عطا فرمود. هر کس از راه او پیروی کند، به همه چیزهای زیبا و خوب دست می‌یابد. هر کس او را دوست داشته باشد، به عشق الله دست می‌یابد. اما هر کس او را دوست نداشته باشد، از عشق الله محروم می‌ماند. بزرگترین دشمن پیامبر ما شیطان است. او با تمام قدرت سعی می‌کند مردم را فریب دهد و آنها را از راه او منحرف کند. پیامبر ما، درود و رحمت خدا بر او باد، از همان لحظه تولدش گفت «امت من» و هرگونه فداکاری را برای نجات آنها انجام داد. و به لطف الله، کسانی که به امت او تعلق دارند و او را دوست دارند، به رحمت و لطف الله دست می‌یابند. اما کسانی که با او مخالفت می‌کنند، افرادی هستند که الله آنها را دوست ندارد و برای آنها خیر و خوبی نمی‌خواهد. بنابراین، از این فضیلت محروم می‌مانند. این فضیلت فقط به کسانی می‌رسد که از راه پیامبر ما، درود و رحمت خدا بر او باد، پیروی می‌کنند و او را دوست دارند. البته شیطان سعی می‌کند کسانی را که از اسلام پیروی می‌کنند نیز فریب دهد. آنها به پیامبر ما، درود و رحمت خدا بر او باد، احترام شایسته را نمی‌گذارند. آنها به او احترام نمی‌گذارند، بلکه حتی به او حسادت می‌کنند. باشد که الله ما را از شر شیطان و دام‌هایش حفظ کند. زیرا بسیاری در دام شیطان می‌افتند و می‌گویند: «من قرآن می‌خوانم، نماز می‌خوانم.» اما در عین حال مهمترین چیز را نادیده می‌گیرند یا انکار می‌کنند. آنها شفاعت و عشق پیامبر ما، درود و رحمت خدا بر او باد، را تصدیق نمی‌کنند. اما هر کس آن را بپذیرد، از این لطف برخوردار می‌شود. باشد که الله ما را از جمله کسانی قرار دهد که این را می‌پذیرند و ما را در این راه ثابت قدم بدارد، ان‌شاءالله.

2025-09-09 - Lefke

وَقُلِ ٱلْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ ۖ فَمَن شَآءَ فَلْيُؤْمِن وَمَن شَآءَ فَلْيَكْفُرْ ۚ إِنَّآ أَعْتَدْنَا لِلظَّـٰلِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا (18:29) الله، قادر و متعال، در قرآن کریم می‌فرماید: این آیه دقیقاً در وسط قرآن قرار دارد. او می‌فرماید: «حقیقت را اعلام کن.» «حقیقتی را که از جانب پروردگارت به تو رسیده است، بیان کن.» حقیقت، حقیقت می‌ماند، هر کجا که باشد. هیچ چیز نمی‌تواند با آن مخالفت کند، هر کجا که خود را نشان دهد. الله می‌فرماید: «پس هر کس بخواهد، ایمان بیاورد و هر کس بخواهد، کافر شود.» هر کس بخواهد، حقیقت را بپذیرد و راه ایمان را انتخاب کند و هر کس نخواهد، آن را انکار کند و در کفر بماند. «اما تو، در اعلام حقیقت تردید نکن.» وظیفه تو رساندن پیام است. هر کس بخواهد، حقیقت را می‌پذیرد و راه الله را در پیش می‌گیرد. اما هر کس نخواهد، در کفر می‌ماند. سرانجام او آتشی است که دیواره‌هایش او را احاطه خواهند کرد. وقتی در آنجا طلب آب کنند، آبی مانند فلز گداخته به آنها داده می‌شود. امروز همه از دموکراسی صحبت می‌کنند. خب، این دموکراسی واقعی است. الله، قادر و متعال، به انسان اختیار داده است. اما او همچنین حقیقت را اعلام می‌کند و راه درست را نشان می‌دهد. «به آن ایمان بیاورید و آن را بپذیرید تا شما و دیگران به آرامش برسید.» «اما اگر آن را نپذیرید، عواقب آن را خواهید دید.» این در مورد کسانی است که ظلم می‌کنند و کافران. زیرا کافران کسانی هستند که واقعاً ظلم می‌کنند. هر کس حقیقت را رد کند، ظلم می‌کند. به چه کسی ظلم می‌کند؟ ابتدا به خودش، سپس به همنوعانش و سرانجام به الله، قادر متعال. زیرا بزرگترین ظلم، انکار الله است. این بزرگترین ظلم است. بنابراین، این امر بار سنگینی و قطعاً عذابی را به دنبال دارد. به همین دلیل، بیان حقیقت در این دنیا دشوار است. اغلب دشوار است، گاهی اوقات حتی می‌تواند خطرناک باشد. در بهترین حالت، آنها رنجیده می‌شوند، عصبانی می‌شوند، متکبر می‌شوند و مقاومت می‌کنند. این خفیف‌ترین واکنش از سوی کسانی است که نمی‌خواهند حقیقت را بپذیرند. امروزه اکثر مردم فقط آنچه را که خودشان فکر می‌کنند درست می‌دانند و حقیقت را رد می‌کنند. آنها از آنچه نفسشان به آنها می‌گوید پیروی می‌کنند و آن را حقیقت می‌نامند. اما الله، قادر و متعال، می‌فرماید: «تو باید حقیقت را اعلام کنی.» از کسی خجالت نکش، از کسی نترس و تردید نکن. حقیقت همیشه حقیقت می‌ماند. آن را بیان کن و به وظیفه‌ات عمل کن. این سخنان شاید شما را متأثر کند، اما من به طور کلی صحبت می‌کنم. این خطاب به شخص خاصی نیست. الله، قادر و متعال، این را به همه امر کرده است. هر کس حقیقت را جستجو کند، از گمراهی خود برمی‌گردد و آن را می‌پذیرد. سپس الله گناهانش را به اعمال نیک تبدیل می‌کند و این شخص رستگار می‌شود. باشد که الله به مردم عقل و بصیرت عطا کند تا حقیقت را بپذیرند. در غیر این صورت، راه آنها به پایان شومی منتهی می‌شود که سودی برایشان ندارد. باشد که الله همه ما را از آن حفظ کند.

2025-09-08 - Lefke

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به ما می‌آموزد که چقدر ارزشمند است که خود را با افراد خوب و دوستان خوب احاطه کنیم. به همین ترتیب، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ما را از همنشینی با دوستان بد برحذر می‌دارد. برای روشن شدن این موضوع، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مثالی زدند: یک دوست خوب مانند یک عطر فروش است. حتی اگر به مغازه‌اش بروی و چیزی نخری، مقداری از بوی خوش را با خود می‌بری. حداقل بوی خوش به تو می‌چسبد و با طراوت از آنجا خارج می‌شوی. یک دوست خوب نیز چنین است. چون او شخصیت خوبی دارد، تو را سنگین نمی‌کند، تو را آزار نمی‌دهد و برای تو بدی نمی‌خواهد. به دلیل ذات خوبش، درک او برای تو آسان است. شما با هم خوب کنار می‌آیید. به همین دلیل پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) دوست خوب را به عطر فروش تشبیه کرده‌اند. در همنشینی با یک دوست خوب، فقط خوبی‌ها را تجربه می‌کنی. او تو را به سوی خوبی هدایت می‌کند، تو را به زیبایی الهام می‌بخشد و راه خدا را به تو نشان می‌دهد. معاشرت و صحبت با او، تو را در همین دنیا به انسان بهتری تبدیل می‌کند. او برای تو غمی ایجاد نمی‌کند و سخنان آزاردهنده‌ای نمی‌گوید. دوستی با چنین شخصی نعمتی است. پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) به ما توصیه می‌کند: «با آنها همنشین شوید.» در مقابل، او ما را از دوری از افراد بد برحذر می‌دارد و دوست بد را به کارگاه آهنگر تشبیه می‌کند. اگرچه امروزه آهنگری به اندازه گذشته رایج نیست، اما زمانی منظره‌ای روزمره بود. در آنجا آتشی در کوره می‌سوزد که دائماً با دم آهنگری باد زده می‌شود. در این حالت، دود غلیظ تمام کارگاه را پر می‌کند. علاوه بر دود، بوهای نامطبوعی که هنگام کار با آهن ایجاد می‌شود، هوا را آلوده می‌کند. بنابراین، ماندن در آهنگری برای یک فرد غریبه به هیچ وجه خوشایند نیست. یا بوی دود و دوده تو را آزار می‌دهد، یا جرقه‌ای که از سندان می‌پرد، لباس‌هایت را می‌سوزاند. یک دوست بد نیز چنین است. اگر در نزدیکی او باشی، اخلاق بدش ناگزیر به تو سرایت می‌کند. به همین دلیل پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) به ما توصیه می‌کند که از همنشینی با افراد بد دوری کنیم و به افراد خوب بچسبیم. زیرا یک انسان بد، چه با سخنان آزاردهنده و چه با سایر رفتارهای زشتش، ناگزیر به تو آسیب می‌رساند. به همین دلیل، دستور پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) روشن است: «از آنها دوری کنید.» بنابراین، اگر با وجود تمام تلاش‌ها، نمی‌توانی در کسی خوبی پیدا کنی و او به جای آن، مرتباً با تو بدرفتاری می‌کند، بهترین کار این است که از او فاصله بگیری. این یکی از آموزه‌های پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است. و انسان باید خودش تلاش کند که مانند عطر فروش باشد تا ان‌شاءالله خوبی را در اطرافش پخش کند. این یکی از مهمترین پایه‌های یک زندگی خوب است. برای اینکه انسان بتواند زندگی آرام و پرباری داشته باشد، باید خود را با دوستان خوب احاطه کند - با افرادی که کارهای خوب انجام می‌دهند و نیت خوبی دارند. در غیر این صورت، به یکی از کسانی تبدیل می‌شویم که مردم به محض دیدنشان از آنها فرار می‌کنند. ان‌شاءالله خداوند ما را از این امر حفظ کند و ما را به چنین افرادی تبدیل نکند. ان‌شاءالله خداوند به همه ما خوبی عطا کند.

2025-09-07 - Lefke

حضرت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «مَنْ غَشَّنَا فَلَیْسَ مِنَّا» «هر کس ما را فریب دهد، هر کس به ما خیانت کند، از ما نیست.» البته، در زمانه‌ی امروز مردم به هر طریق ممکن یکدیگر را فریب می‌دهند. آنها فریب می‌دهند. چه در مسائل بزرگ و چه در مسائل کوچک، به ندرت کسی پیدا می‌شود که فریب ندهد. آنها مردم را فریب می‌دهند، به آنها خیانت می‌کنند. اعمالشان با حرف‌هایشان مطابقت ندارد. آنها فکر می‌کنند که با فریب دادن، سودی می‌برند. اما این یک فریب ظاهری و دنیوی است. این مهمترین چیز نیست. فرض کنید کسی پول شما را دزدیده، ماشین یا خانه‌ی شما را تصاحب کرده است. اینها دارایی‌های دنیوی هستند. آنها چیز تعیین‌کننده‌ای نیستند. آنچه مهم است، آخرت است. کسی که شما را در مورد آخرت‌تان فریب می‌دهد، واقعاً خطرناک است. این بدترین خطر است. کسی که مردم را با ظاهر خود به عنوان فردی محترم و متبرک فریب می‌دهد، اما سپس آنها را در امور دین و طریقت فریب می‌دهد - دقیقاً چنین کسی است که پیامبر در موردش فرمود: «او از ما نیست». زیرا راه پیامبر روشن است. این راه عبارت است از نشان دادن خوبی و هشدار دادن در مورد بدی. به این معنی است که ظاهر با باطن مطابقت داشته باشد، که انسان از درون و بیرون یکی باشد. راه دیگری وجود ندارد. خود را به عنوان کسی از طریقت جا زدن، ماشاءالله، با لباسی، عمامه‌ای به بزرگی سینی و ریشی به طول دو وجب... ... و سپس ادعا کردن «من از شیخ پیروی می‌کنم»، اما دستورات و سخنان شیخ خود را نادیده گرفتن، حتی آنچه خود موعظه می‌کنند را اجرا نکردن... این فریب است. چنین کسی مردم را فریب می‌دهد. کسی که دیگران را فریب می‌دهد، در واقع اول از همه خودش را فریب می‌دهد و به خودش خیانت می‌کند. به همین دلیل پیامبر در مورد چنین افرادی می‌فرماید: «آنها از ما نیستند». این ویژگی یک منافق است. چنین افرادی اصلاً ایمان ندارند. اگر ایمان داشت، مردم را فریب نمی‌داد. او مردم را در امور دینی فریب می‌دهد تا برای خود منفعتی کسب کند. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: کسانی که فریب می‌دهند، کسانی که «غش» (فریب) را انجام می‌دهند، از ما نیستند. راه شیخ افندی روشن است. بعد از شیخ افندی، فریبکاران زیادی ظهور کرده‌اند. به همین دلیل می‌خواهیم نه یک بار، نه دو بار، بلکه بارها و بارها برادران خود را به این موضوع یادآوری کنیم. هر کسی را که عمامه دارد، شیخ یا ولی ندانید. درست است که گفته می‌شود: «هر کسی را که می‌بینی، خضر بدان»، اما نباید هر کسی را که عمامه دارد، ولی دانست. زیرا اغلب او فقط با این عمامه مردم را فریب می‌دهد. با ریش خود کاری می‌کند که مردم فکر کنند «چه انسان متبرکی» و فریب او را می‌خورند. و در نهایت با اعمال خود مردم را از اسلام دور می‌کنند. سپس مردم می‌گویند: «پس مسلمان اینگونه است؟ به او نگاه کن، با عمامه و لباس، و در آخر ما را فریب داد». این بدترین چیز است. فریب دادن مردم در امور دینی. و همانطور که گفته شد، افرادی هستند که در میان مریدان ادعا می‌کنند: «من این و آن هستم»، در حالی که در حقیقت هیچ نیستند. در همان لحظه‌ای که کسی «من» می‌گوید، بی‌ارزش است. به این نکته نیز باید توجه کرد. مریدان غالباً خوش‌باور هستند و به راحتی می‌توانند فریب کسی را بخورند. بنابراین باید مراقب باشند و از چنین افرادی پیروی نکنند. آنها در همه جا، در سراسر جهان وجود دارند. از همه جا ظاهر می‌شوند. «ما خلفای شیخ افندی هستیم.» یا به شیخ بزرگ عبدالله استناد می‌کنند... افرادی هستند که شیخ بابا و شیخ ناظم را به راحتی نادیده می‌گیرند و ادعا می‌کنند: «ما مرید شیخ بزرگ عبدالله داغستانی هستیم». تو اصلاً شیخ بزرگ عبدالله را نمی‌شناختی. تو کی هستی که بتوانی او را درک کنی؟ جز حرف‌های پوچ چیزی نیست... این بزرگترین فریب است. افراد زیادی از این قبیل وجود دارند. خداوند ما را حفظ کند. خداوند ما را از شر آنها در امان نگه دارد. زیرا آنها هدایت نخواهند یافت. شیطان چنان بر آنها مسلط شده است که هدایت دیگر به آنها نمی‌رسد. بنابراین دوری کردن از آنها برای انسان نجات‌بخش است. اگر به آنها نزدیک شوید، فقط باعث سردرگمی می‌شوند و در دل شک و تردید می‌کارند. خداوند ما را از این امر حفظ کند. برخی از افراد خوش‌باور این افراد را خاص می‌دانند، از آنها پیروی می‌کنند و زندگی خود را با دنبال کردن بیهوده‌ی آنها هدر می‌دهند. خداوند ما را از شر آنها و شیطان حفظ کند.

2025-09-06 - Lefke

يَـٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَـٰكُم مِّن ذَكَرٍۢ وَأُنثَىٰ وَجَعَلْنَـٰكُمْ شُعُوبًۭا وَقَبَآئِلَ لِتَعَارَفُوٓا۟ ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ ٱللَّهِ أَتْقَىٰكُمْ (49:13) الله، قادر و متعال، ما را آفریده است. الله، قادر و متعال، انسان‌ها را در اقوام، قبایل و جوامع مختلف و با رنگ‌های پوست متفاوت آفریده است. و او جهان را با آنها آباد کرده است. همه اینها به فرمان و اراده الله، قادر و متعال، اتفاق افتاده است. اما آنچه انسان‌ها در اینجا باید بفهمند این است که باید از عقل خود استفاده کنند. آنها باید از عقل خود استفاده کنند تا بفهمند برای چه آفریده شده‌اند. آنها باید تشخیص دهند که چه چیزی برای خودشان بهترین است. زیرا بهترینِ همه این انسان‌ها، پرهیزگارترین آنهاست. یعنی کسی که از الله می‌ترسد و از دستورات او پیروی می‌کند، با فضیلت‌ترین و شریف‌ترین انسان است. هیچ کس دیگر. گفتن اینکه: «تو سفیدی، من زردم، یکی قرمز است و دیگری سیاه» - نمی‌توان به این افتخار کرد. با این نمی‌توان فخر فروشی کرد. هیچ فایده‌ای هم ندارد. زیرا رنگ پوست، جایگاه اجتماعی یا تعلق به یک قوم، هیچ سودی برای انسان ندارد. لحظه‌ای که چشمانت را می‌بندی، شاید یک ماه بعد خودت هم به خاک تبدیل شوی. سیاه، سفید، قرمز و زرد، همه در زیر خاک یکسان خواهند بود. بنابراین، همه اینها در نهایت هیچ ارزشی ندارد. اینها چیزهای فانی هستند. مهم تقوا (پرهیزگاری) است. بزرگترین سود برای انسان در پیروی از دستورات الله، قادر و متعال، و جلب رضایت اوست. این سود واقعی است. هیچ چیز دیگری ارزشمند نیست. به همین دلیل است که الله، قادر و متعال، به انسان عقل داده است. و به آنها اختیار داده است تا از این عقل استفاده کنند. علما در مورد این موضوعات توضیحات مختلفی می‌دهند، مانند اراده الهی در پس همه چیز یا اختیار شخصی. اما نکته مهم این است که الله، قادر و متعال، به انسان عقل داده است. اگر انسان از این عقل استفاده کند، برایش خوب است. کسی که از عقل خود استفاده نمی‌کند، سودی از آن نمی‌برد. گفتن اینکه: «من از عقلم استفاده کرده‌ام و پزشک، مهندس یا مدیر بانک شده‌ام، من به این و آن رسیده‌ام» - همه اینها چیزهایی هستند که فایده‌ای ندارند. اگر از این موقعیت‌ها برای جلب رضایت الله استفاده شود، ارزشمند هستند. اما اگر فقط برای منافع شخصی خود از آنها استفاده کنی، هیچ فایده‌ای برایت نخواهند داشت. بنابراین، عقل واقعی در این است که انسان خود را تسلیم الله، قادر و متعال، کند و از دستورات او اطاعت کند. چیز بیشتری نیست. عقل، انسان را به راه درست هدایت می‌کند. کسی که عقل خود را در این جهت هدایت نمی‌کند، عقلش ناقص است. زیرا عقل همیشه بهترین و درست‌ترین راه را نشان می‌دهد. تا زمانی که این حقیقت را نشان ندهد، عقل واقعی نیست. هیچ کس نباید خود را خیلی باهوش بداند. انسانی که در راه الله است، باید برای این نعمت سپاسگزار باشد. اینکه در نظر مردم باهوش به نظر برسد یا نه، مهم نیست - او واقعاً باهوش است. یعنی: کسی که از دستورات الله پیروی می‌کند، در راه درست - راه عقل واقعی - است، حتی اگر دیگران او را رد کنند و «دیوانه» یا «احمق» بنامند. اما به دیگران نگاه کنید: حتی اگر تمام دنیا از آنها اطاعت کند، آیا واقعاً عقل دارند؟ خودتان قضاوت کنید. آنها فاقد عقل واقعی هستند. تا زمانی که تقوا نداشته باشند، تمام دارایی‌هایشان سودی برایشان نخواهد داشت. عاقبت آنها بد خواهد بود - الله ما را از آن حفظ کند. باشد که الله این عقل واقعی را هرگز از شما نگیرد. عقل یک موهبت، یک جواهر است که انسان را زینت می‌دهد. اگر انسانی از این جواهر به درستی استفاده نکند، نشان می‌دهد که قدر آن را نمی‌داند. باشد که الله ما را از آن حفظ کند.

2025-09-05 - Lefke

الله متعال و باشکوه می‌فرماید که او پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را از میان خودتان فرستاده است. لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ (9:128) الله می‌فرماید: «من پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را از میان شما فرستاده‌ام.» نه از نوع دیگری، بلکه از جنس بشر. او را به عنوان انسانی مانند شما فرستاده است. اما پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) متفاوت است. بسیاری از جاهلان می‌گویند: «او هم فقط یک انسان است و ما هم انسان هستیم.» کسی که چنین چیزی می‌گوید، انسان شریفی نیست. زیرا انسانی که ارزش دیگران را نمی‌داند، خودش بی‌ارزش است. انسانی که قدر می‌داند، خودش با ارزش می‌شود. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ارزش بی‌حد و حصری دارد. او آن پیامبر ارزشمند (صلی الله علیه و آله و سلم) است که رحمتی برای امتش است، راه را به آنها نشان می‌دهد و آنها را از آتش جهنم حفظ می‌کند. پیامبری (صلی الله علیه و آله و سلم) که به درگاه الله دعا می‌کند تا امتش گمراه نشود. او که همیشه آنها را به راه راست، به سوی بهشت دعوت می‌کند... این بزرگترین آرزوی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بود. هنگامی که به دنیا آمد، بلافاصله پس از تولدش سجده کرد و گفت: «امت من، امت من.» معمولاً کودکان وقتی به دنیا می‌آیند، گریه می‌کنند. اما پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) وقتی به دنیا آمد، با اولین نفسش به امتش فکر کرد و گفت: «امت من!» تا آخرین نفسش، راه را به امتش نشان داد، برای آنها دعا کرد و همچنان برای آنها شفاعت خواهد کرد. در روز قیامت نیز به درگاه الله دعا خواهد کرد تا برای امتش شفاعت کند. البته پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آرزو دارد که امتش از این شفاعت بهره‌مند شود و جزو بندگان موردعشق الله باشد. این آرزو و هدف اوست. او می‌خواهد بشریت را به راه راست هدایت کند و الله از فضل و پاداش خود به آنها عطا فرماید. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) یک نبی، یک پیامبر است. نبوت به شخصی اطلاق می‌شود که از آینده خبر می‌دهد. همه پیامبران بنا به تعریف، انسان‌هایی هستند که از وقایع آینده خبر می‌دهند. در یک حدیث شریف می‌فرماید: «امت من دچار انحطاط خواهد شد.» «امت من از راه منحرف خواهد شد.» برای اینکه از راه منحرف نشوند، مردم باید به سنت او (صلی الله علیه و آله و سلم) پایبند باشند. هر چه بیشتر به سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پایبند باشند، ایمانشان قوی‌تر می‌شود. برعکس، هر کس سنت را نادیده بگیرد، ایمانش ممکن است ضعیف شود. همانطور که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود، اسلام فقط بر زبان آنها باقی می‌ماند، از گلوهایشان پایین‌تر نمی‌رود. فقط بر زبان باقی می‌ماند. به همین دلیل پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در یک حدیث شریف می‌فرماید: «در زمان انحطاط امتم، کسی که یکی از سنت‌های مرا احیا کند، پاداش صد شهید را خواهد داشت.» شهید شدن آسان نیست و به دست آوردن پاداش آن نیز آسان نیست. اما ما دقیقاً اکنون در زمانی زندگی می‌کنیم که امت بیشترین انحراف را از راه و حقیقت دارد. بنابراین، برای هر سنتی که انجام می‌دهیم، الله به ما پاداش صد شهید می‌دهد. و این سنت‌ها چه هستند؟ سنت‌های وضو، سنت‌های لباس پوشیدن... نحوه رفتار پیامبرمان (صلی الله علیه و آله و سلم)، کارهایی که انجام می‌داد - همه اینها سنت است. هزاران سنت وجود دارد. هر چقدر می‌توانید، هر چقدر که به ذهنتان می‌رسد، انجام دهید... بیشتر آنها کارهای سختی نیستند. انجام سنت‌ها بسیار آسان است. برای هر سنتی که انجام می‌دهی، الله به تو پاداش ۱۰۰ شهید می‌دهد. اگر هزار تا از آنها را انجام دهی، برای هر کدام از آنها این پاداش را دریافت می‌کنی. گنجینه‌های الله بی‌پایان و تمام‌نشدنی است. الله کریم است. او می‌دهد و از وعده‌اش تخطی نمی‌کند. الله مانند انسان‌های امروزی نیست که می‌گویند: «من آن را به تو می‌دهم» و وقتی می‌روی، آن را انکار می‌کنند و می‌گویند: «من هرگز چنین چیزی نگفته‌ام.» الله نمی‌ترسد که گنجینه‌هایش تمام شود. تمام کیهان در دست اوست. او بدون هیچ تردیدی به شما می‌دهد. به همین دلیل سنت بسیار مهم است. همانطور که گفتیم، شفاعت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بسیار مهم است. ایمان کسی که سنت را انجام می‌دهد، تقویت می‌شود. اما جایی که ایمان ضعیف است - الله ما را از آن حفظ کند - خطر گمراه شدن و عاقبت به خیری نداشتن افزایش می‌یابد. دقیقاً به همین دلیل شیطان تمام تلاش خود را می‌کند تا مردم را از انجام سنت بازدارد. با انواع وسوسه‌ها. الله ما را از شر آنها حفظ کند. ان‌شاءالله الله شفاعت پیامبرمان (صلی الله علیه و آله و سلم) را نصیب ما کند. دعای باران که در این روزهای مبارک انجام دادیم، نیز یکی از سنت‌های اوست. این یک سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است. ما این کار را انجام دادیم، ان‌شاءالله الله آن را بپذیرد. ان‌شاءالله باران پربرکتی هم به ما عطا کند.

2025-09-04 - Lefke

وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ فِيكُمۡ رَسُولَ ٱللَّهِۚ (۴۹:۷) «و بدانید که در میان شما فرستاده خداست.» این فرموده خداوند متعال است. پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، در میان امت خود است. امت او نمی‌تواند بدون او باشد. او همیشه با ماست. خدا را شکر، این روزها به خاطر او روزهای مبارکی هستند. او، پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، برای همیشه با ما، با مسلمانان، با مؤمنان و با کسانی که او را دوست دارند، خواهد بود. در واقع، پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، خود می‌فرماید: الْمَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ انسان با کسی است که او را دوست دارد. میلیون‌ها نفر پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، را دوست دارند و پیوسته به یاد او هستند. وقتی کسی به یاد او باشد، او حاضر است. در واقع، به لطف خدا، ما همیشه در حضور او هستیم. اهل طریقت به این موضوع اهمیت ویژه‌ای می‌دهند و به آن اعتقاد راسخ دارند. یکی از روش‌های طریقت ما انجام رابطه‌ است. بیشتر مردم می‌پرسند: «رابطه چیست؟» رابطه یعنی اتصال قلب خود با شیخ و از طریق شیخ با پیامبر. آنها می‌پرسند: «چگونه این کار را انجام دهیم؟» البته روش‌های مختلفی، برخی پیچیده، برای این کار وجود دارد. بعضی از آنها ساده‌تر هستند. روش ما ساده‌ترین است: شیخ خود را در ذهن مجسم می‌کنیم، از او طلب توجه و عنایت (همت) می‌کنیم و از طریق او همت پیامبر را درخواست می‌کنیم. این رابطه است. مهم نیست که در طریقت‌های دیگر چگونه انجام می‌شود، شما در این طریقت هستید. شما در راه حقانی هستید که از شاخه خالدی نشأت می‌گیرد. این مسیر ساده است؛ طوری طراحی شده که برای مردم آسان باشد. عزیمت (پیروی سختگیرانه) و رخصت (تسهیل) وجود دارد. از آنجا که راه ما در آخرالزمان قرار دارد، از رخصت‌ها (تسهیلات) پیروی می‌کند. شیخ افندی، یعنی شیخ ناظم، بارها می‌گفت: «ما بر اساس رخصت‌ها عمل می‌کنیم.» زیرا اگر بر اساس عزیمت (پیروی سختگیرانه) عمل می‌کردیم، هیچ کس نمی‌توانست در این راه دوام بیاورد. بنابراین، رابطه در طریقت ما، به لطف خدا، این شکل ساده ارتباط با پیامبر، درود خدا بر او، است. در اصطلاح رابطه، شیخ واسطه است. یعنی از طریق واسطه او به پیامبر، درود خدا بر او، رسیدن. بیشتر مردم مدام درباره رابطه سؤال می‌کنند، چون هر کسی چیز متفاوتی درباره آن می‌گوید. «چگونه این کار را انجام دهیم؟ دقیقاً چگونه؟» برای ما حتی یک دقیقه هم طول نمی‌کشد. شیخ خود را در ذهن مجسم کنید، با او ارتباط برقرار کنید، از او طلب همت کنید. همین کافی است. این رابطه است. بقیه در دستان آنهاست، نه در دستان ما. شما می‌توانید هر چقدر که می‌خواهید تلاش کنید؛ تا زمانی که آنها در را باز نکنند، هیچ اتفاقی نمی‌افتد. اما وقتی در را باز می‌کنند، وضعیت شما را می‌بینند و بسته به نیت و اخلاص شما، خداوند آن را می‌پذیرد. خدا را شکر که این راه را به ما عطا کرده است. اما البته: وَقَلِيلٞ مِّنۡ عِبَادِيَ ٱلشَّكُورُ (۳۴:۱۳) «و تعداد کمی از بندگان من شکرگزارند.» این فرموده خداوند متعال است. اگر توفیق پیمودن این راه را دارید، باید شکرگزار خداوند باشید. بنابراین، این موضوع امروز، در این روز مبارک پیامبرمان، درود خدا بر او، توضیح داده شد. به هر حال، امروز در سراسر جهان جشن‌ها و مراسم مختلفی به افتخار پیامبرمان برگزار می‌شود. در گذشته مردم بیشتر تلاش می‌کردند و با شور و شوق بیشتری جشن می‌گرفتند. مردم امروز به وضعیتی دچار شده‌اند که مثل ماشین شده‌اند. دیگر هیچ چیز برایشان مهم نیست، به نظر نمی‌رسد هیچ چیز آنها را تحت تأثیر قرار دهد. تمام چیزی که برایشان مهم است، تلفن همراه یا رایانه در دستشان است؛ به آن خیره می‌شوند و به هیچ چیز دیگری اهمیت نمی‌دهند. در حالی که خداوند متعال شما را برای خیره شدن به آن نیافریده است. او شما را آفریده است تا در راه خدا باشید، با خدا باشید و به امت پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، تعلق داشته باشید. پس امروز این روز مبارک، روز پیامبر ماست. شیاطین و انسان‌های فریب خورده توسط شیطان نیز وجود دارند که می‌گویند: «نباید این روز را جشن گرفت.» قرآن کریم آنها را به الاغ تشبیه می‌کند. در قبرس نیز مردم در گذشته می‌گفتند «مرکب». «مرکب» به معنی الاغ است. همانطور که در قرآن کریم آمده است: الاغی که بار کتاب‌های ارزشمند دارد، از محتوای آنها بی‌خبر است. کسانی که به پیامبر احترام نمی‌گذارند و قدر او را، درود خدا بر او، نمی‌دانند، نیز همینطور هستند. زیرا پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلم، هر دوشنبه روزه می‌گرفت. وقتی از او درباره حکمت آن پرسیدند، فرمود: «در این روز به دنیا آمدم، من در روز دوشنبه متولد شدم.» هر دوشنبه او این روز را به یاد می‌آورد و امت خود را نیز به آن متذکر می‌شود. پس چرا جشن گرفتن این روز، روز تولد واقعی او، اشتباه باشد؟ چرا نباید مجاز باشد؟ باید از آن الاغ‌های چهارپا پرسید. خداوند به آنها عقل و شعور بدهد. زیرا آنها دیگران را نیز گمراه می‌کنند. مردم آنها را عالم می‌دانند، از آنها پیروی می‌کنند و با خود فکر می‌کنند: «آنها اینطور گفته‌اند، آنها بهتر از ما می‌دانند، پس ما نباید این کار را انجام دهیم» و از آن دست می‌کشند. اما کسی که عاقل است، به حق باز می‌گردد. باشد که خداوند در این روز مبارک ما را از کسانی قرار دهد که به حق باز می‌گردند. بیایید قدر او را بدانیم و به او احترام بگذاریم، ان‌شاءالله.