السلام عليكم ورحمة الله وبركاته أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. والصلاة والسلام على رسولنا محمد سيد الأولين والآخرين. مدد يا رسول الله، مدد يا سادتي أصحاب رسول الله، مدد يا مشايخنا، دستور مولانا الشيخ عبد الله الفايز الداغستاني، الشيخ محمد ناظم الحقاني. مدد. طريقتنا الصحبة والخير في الجمعية.

Mawlana Sheikh Mehmed Adil. Translations.

Translations

2025-10-15 - Other

به درخواست مولانا شیخ ناظم، ان‌شاءالله، می‌خواهیم به مناسبت دیدار مجددمان یک صحبت کوتاه داشته باشیم. الحمدلله. نیت ما این است که همه کارها را برای رضایت الله انجام دهیم. برای رضایت الله این راه طولانی را پیمودیم تا دوستان و عزیزانمان را دوباره ببینیم. ان‌شاءالله، الله این دیدار را برای ما و شما مبارک گرداند. الحمدلله، پس از سال‌ها دوباره اینجا هستیم. نه سال پیش با شیخ بهاءالدین افندی اینجا بودیم. فکر می‌کردیم شاید نتوانیم دوباره برگردیم، زیرا سن ما بالاتر می‌رود و راه بسیار دور است. اما وقتی الله چیزی را اراده کند، الحمدلله، او دوباره آن را ممکن می‌سازد. به همین دلیل، الحمدلله، بسیار خوشحالیم که تمام برادرانمان، تمام اخوانمان را که از برزیل و آرژانتین آمده‌اند، می‌بینیم. ان‌شاءالله، این دورهمی و محبت ما پایدار باشد. همانطور که گفته شد، ما مانند گردشگران به اینجا نیامده‌ایم که فقط منطقه را تماشا کنیم. آنچه برای ما واقعاً اهمیت دارد، دیدن محبت الله در قلب مؤمنان و محبت آن‌ها به کسانی است که الله را دوست دارند. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «بهترین شما کسی است که با دیدنش به یاد الله بیفتید.» و دقیقاً به همین دلیل است که وقتی شما را می‌بینیم، خوشحال می‌شویم. وقتی مؤمنی را می‌بینیم که الله، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و اولیاءالله را دوست دارد، لبخند روی صورتش ما را خوشحال می‌کند. مردم همیشه از «عشق، عشق، عشق» حرف می‌زنند، اما این عشق غالباً زودگذر است. عشق حقیقی، عشق به الله است. اما عشق کسانی که حقیقتاً الله را دوست دارند، هرگز از بین نخواهد رفت. برعکس، لحظه به لحظه رشد می‌کند و عمیق‌تر می‌شود. برای همیشه، تا ابد... ان‌شاءالله. در سایر اَشکال عشق که صرفاً انسانی هستند، ممکن است افراد در ابتدا یکدیگر را بسیار دوست داشته باشند، اما پس از یک ماه، پنج ماه، یک یا پنج سال، این آتش خاموش می‌شود. این عشق ماندگار نیست. و چرا اینطور است؟ زیرا انسان ناکامل است. هر کسی خطاها و نواقص خود را دارد. هیچ‌کس بی‌نقص نیست، هیچ‌کس کامل نیست. به همین دلیل پس از مدتی شروع به دیدن خطاهای یکدیگر می‌کنند: «آه، پس او اینطور است»، «و او آنطور». و با گذشت زمان، این خطاها به چشم می‌آیند و انسان را ناراحت می‌کنند. اما الله از هرگونه نقصی مبراست. هیچ چیز و هیچ‌کس را نمی‌توان با او برابر دانست یا مقایسه کرد. به همین دلیل عشق به الله کاهش نمی‌یابد، بلکه پیوسته رشد می‌کند. به همین ترتیب، عشق به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز هر روز بیشتر می‌شود. عشق به مشایخ ما، صحابه گرامی و اهل بیت نیز همین‌طور است؛ با گذشت زمان افزایش می‌یابد، زیرا آنان انسان‌های کاملی هستند. این تفاوت بزرگ میان عشق انسانی و عشق الهی است: یکی فانی است، اما دیگری ابدی است. ان‌شاءالله، عشق ما از نوع ابدی باشد. و ان‌شاءالله، افراد بیشتری این زیبایی، این لذت معنوی و این برکت را تجربه کنند. زیرا آغاز و پایان این راه، تنها رضایت الله است. و تا زمانی که نیت ما خالص باشد، الله با ماست، ان‌شاءالله.

2025-10-13 - Dergah, Akbaba, İstanbul

بگو: «در زمین بگردید و بنگرید که چگونه آفرینش را آغاز کرد». (۲۹:۲۰) الله، عز و جل، می‌فرماید: «در زمین بگردید.» به مخلوقات الله، به آفرینش او بنگرید. تفکر در ذات الله، عز و جل، تأمل در آن – این برای ما ممکن نیست. شما باید به آفرینش او بنگرید. ذات او فراتر از هر عقل و تصوری است. امروزه گروهی از مردم هستند که درباره الله، عز و جل، می‌گویند: «او در آسمان است، او در زمین است»... اما الله به هیچ مکانی محدود نیست. الله خالق همه چیز است. این موضوع مسئله‌ای حساس است. هر جا که می‌روید – هدف این است که به آفرینش الله بنگرید و از آن درس بگیرید. الحمدلله، ما هم امروز به مکانی دوردست سفر خواهیم کرد. به برکت شیخ محمد ناظم الحقانی، شیخ و پدر ما، و با حمایت معنوی ایشان، در سراسر جهان مریدان و دوستداران طریقت وجود دارند. برای دیدار با آنها، هر از گاهی به اینجا و آنجا سفر می‌کنیم. هر مکانی که الله آفریده، زیباست. الله همه چیز را به کامل‌ترین شکل برای منفعت انسان‌ها آفریده است. اما مهم‌ترین چیز این است: هر جا که می‌رویم – هدف ما خودِ سفر کردن نیست، بلکه رضایت الله است. وگرنه دیگر همه جای دنیا مثل هم شده است. خیابان‌های بزرگ، ساختمان‌ها و غیره... این روزها دیگر تقریباً هیچ جای دنیا لذتی ندارد. اما چیزی که واقعاً ما را خوشحال می‌کند، شادی مردم آنجاست – برادران و خواهرانمان یا کسانی که ایمان می‌آورند یا هدایت می‌شوند. اصل، آنها هستند. وگرنه برای ما دنیا، سفر کردن، جاهای دیدنی – همه این‌ها بی‌اهمیت است. مریدان ما، ما را به اینجا و آنجا می‌برند، الله از آنها راضی باشد، و خوشحال می‌شوند و می‌گویند: «ما خدمت می‌کنیم.» چیزی که واقعاً ما را خوشحال می‌کند این است که مردم شاد می‌شوند، که خوشحال هستند. این خوشحالی از عشق به الله سرچشمه می‌گیرد. اینکه دور هم جمع می‌شویم، چون آنها به سوی الله روی آورده‌اند و در این راه هستند – این به آنها شادی بزرگی می‌بخشد. و این شادی ما نیز هست. کوه‌ها، سنگ‌ها، ساختمان‌ها، این و آن – همه اینها بی‌معنی است. چه مجلل‌ترین و ثروتمندترین جای دنیا باشد یا فقیرترین – هیچ فرقی نمی‌کند. اینکه این مردم برای رضای الله خوشحال هستند، شاد هستند... این عشق به ایمان که الله عطا می‌کند، این شادی اسلامی – این چیزی است که برای ما مهم است. ان‌شاءالله الله تعدادشان را زیاد کند و مؤمنان را پرشمارتر گرداند. مکانی که به آن سفر خواهیم کرد، بسیار دور است. ما قبلاً یک بار آنجا بوده‌ایم. از خود می‌پرسیدیم که آیا بار دومی برای ما مقدر خواهد شد. الحمدلله، قسمت امروز بود. ان‌شاءالله به سلامتی برویم و برگردیم. ان‌شاءالله برادران و خواهران آنجا هم خوشحال شوند. زیرا ما از راهی دور نزد آنها خواهیم آمد. همچنین امکانات مادی مردم آنجا محدود است. به همین دلیل، وقتی ما به آنجا می‌رویم، آنها برای رضای الله بسیار خوشحال می‌شوند. ان‌شاءالله تعدادشان باز هم بیشتر شود. الله حافظشان باشد. ان‌شاءالله وسیله‌ای برای هدایت دیگران شوند. ان‌شاءالله اول از همه خانواده‌هایشان، بستگانشان، همگی به ایمان، به اسلام، روی بیاورند. ان‌شاءالله این برای همه ما مایه سعادت در این دنیا و آخرت باشد.

2025-10-12 - Dergah, Akbaba, İstanbul

إِن يَنصُرۡكُمُ ٱللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَكُمۡۖ (۳:۱۶۰) هر کس که از فرمان‌های الله پیروی کند، در جانب اوست و هیچ‌کس نمی‌تواند او را شکست دهد؛ پیروزی همیشه از آن اوست. هیچ گزندی به او نخواهد رسید. به راستی که وعده الله، آن قادر متعال و شکوهمند، حق است. این وعده قطعا محقق خواهد شد. یعنی هیچ شکی در آن نیست. بنابراین، به الله تمسک جویید. انسان باید در راه الله همواره ثابت‌قدم بماند، تا الله، آن قادر متعال و شکوهمند، به او پیروزی عطا کند و یاری‌اش نماید، ان‌شاءالله. انسان‌ها اغلب بی‌صبر هستند. آن‌ها صبر ندارند و می‌خواهند همه چیز فورا اتفاق بیفتد. اما همه چیز آن‌گونه که الله مقدر می‌کند، رخ می‌دهد. پیروزی حقیقی در حفظ کردن ایمان خویش است. این مهم‌ترین چیز است. تسلیم شیطان و نفس خود نشدن. اگر مغلوب آن‌ها شوی، باخته‌ای. اما اگر بر آن‌ها پیروز شوی، به پیروزی حقیقی دست یافته‌ای. در این میان، پیروزی دنیوی تعیین‌کننده نیست. مهم این است که، همان‌طور که پیامبر ما (درود و رحمت خدا بر او باد) آموختند، از جهاد کوچک، یعنی جهاد اصغر، به جهاد بزرگ برویم. پیامبر ما (درود و رحمت خدا بر او باد) توضیح می‌دهند که جهاد کوچک، همان جنگ است. اما جهاد بزرگ، مبارزه با نفس است. زیرا این مبارزه‌ای است که تمام عمر ادامه دارد. انسان جهادی دائمی علیه نفس خود، شیطان و پیروانش دارد. این همان جهاد بزرگ است. بنابراین نمی‌توان به سادگی گفت: «من پیروز شدم» و سپس دست کشید. منظور از این حرف چیست؟ وقتی راه الله را ترک کنی و فکر کنی: «خب، من پیروز شدم، من نفس و شیطان را شکست دادم»، درست در همان لحظه، همه چیز را باخته‌ای. دقیقاً به این دلیل که این مبارزه تمام عمر ادامه دارد، پیامبر ما (درود و رحمت خدا بر او باد) آن را «جهاد اکبر» نامیدند. این است جهاد بزرگ، مبارزه بزرگ. امید که الله ما را در این مبارزه تا آخرین نفس یاری کند. این‌گونه در راه او هستیم، ان‌شاءالله. امید که الله همیشه یاور ما باشد.

2025-10-11 - Dergah, Akbaba, İstanbul

سپس از کسانی باشد که ایمان آورده و یکدیگر را به صبر و یکدیگر را به مهربانی سفارش کرده‌اند. (۹۰:۱۷) اینان اصحاب یمین (سعادت) هستند. (۹۰:۱۸) صبر و رحمت، ویژگی مسلمان و مؤمن است. الله، قدرتمند و بلندمرتبه، این صفات را دوست دارد. هر کس رحم داشته باشد، الله نیز به او رحم می‌کند. اما هر کس بی‌رحم باشد، قطعاً مجازاتش به او خواهد رسید. در زمانه امروز ما، البته ظلم و ستم بسیاری وجود داشته و دارد. از زمان سقوط خلافت عثمانی، ظلم و ستم در سراسر جهان به اوج خود رسیده است. آنها مردم را با این وعده فریب دادند: «ما شما را از ظلم عثمانیان آزاد خواهیم کرد.» نه تنها اینجا، بلکه تمام دنیا گرفتار ظلم و ستم شد. میلیون‌ها انسان قتل عام شدند، به قتل رسیدند و مورد ظلم قرار گرفتند. برای چه؟ مسلمان مهربان است؛ او سرشار از رحمت است. آنها یکدیگر را به صبر و رحمت سفارش می‌کنند. با گفتن اینکه: «ظلم نکنید.» اما کافر برعکس است؛ او رحم نمی‌شناسد، بلکه فقط ظلم را می‌شناسد. به همین دلیل، مسلمان آن بنده‌ای است که الله، قدرتمند و بلندمرتبه، دوستش دارد. الله به او عزت می‌بخشد و پاداشش می‌دهد. الله از ظالم و کافر حساب خواهد کشید. آنها نباید خوشحال باشند که حسابشان در این دنیا رسیدگی نمی‌شود. در آخرت، ظالم قطعاً مورد بازخواست قرار خواهد گرفت. حتی در همین دنیا نیز الله آتشی در دل او می‌اندازد که آرامش نیابد. مهم نیست برای خاموش کردن این آتش چه می‌کند – چه الکل بنوشد، چه مواد مخدر مصرف کند یا هر عمل ننگین قابل تصوری را مرتکب شود – هیچ فایده‌ای برایش نخواهد داشت. زیرا این آتش دیگر او را رها نخواهد کرد. این دلیل وضعیت امروزی جهان است. هر آنچه اتفاق می‌افتد، به نفع مسلمان است. هیچ چیز به ضرر او نیست. هر چقدر هم ظلم و رنج وجود داشته باشد، همه اینها در آخرت نزد الله به عنوان پاداش برای مؤمن، برای مسلمان، محاسبه خواهد شد. الله، قدرتمند و بلندمرتبه، در آخرت به عنوان جبران سختی‌هایی که او در اینجا متحمل شده است، چنان پاداش بزرگی به او خواهد داد که دیگران خواهند گفت: «ای کاش ما نیز همین سختی‌ها را کشیده بودیم.» ان‌شاءالله خداوند ما را از ستمکاران قرار ندهد. ان‌شاءالله به هیچ کس ظلم نکنیم.

2025-10-10 - Dergah, Akbaba, İstanbul

الله عزوجل، انسان را بر سایر مخلوقات برتری داده است. او هر نوع صفت نیکویی را به او عطا کرده است. اما نفس نیز وجود دارد. او نفس را نیز در وجود او قرار داده است. نفس، همانطور که همیشه می‌گوییم، انسان را همیشه به سوی بدی می‌کشاند. اما الله چیزی نیز در وجود ما قرار داده است که به بدی تمایل ندارد. به آن وجدان می‌گویند. هر انسانی وجدان دارد. چه مسلمان و چه غیرمسلمان، هر کسی وجدان دارد. الله عزوجل، وجدان را در وجود بشریت نهادینه کرده است. او وجدان را عطا کرده است تا انسان خود را بازخواست کند و ظلمی مرتکب نشود. او همچنین به او رحم و شفقت عطا کرده است. اما برای اینکه انسان بتواند بر اساس آن عمل کند، باید بر نفس خود غلبه کند. زیرا کسی که وجدان دارد، به کسی ظلم نمی‌کند، کسی را آزار نمی‌دهد، مال دیگران را نمی‌دزدد و کسی را فریب نمی‌دهد. در نتیجه، ایمانش نیز به تدریج رشد می‌کند. و در نهایت اغلب هدایت می‌شود و راه راست را پیدا می‌کند. اما اگر این وجدان وجود نداشته باشد، حتی اگر مسلمان هم باشد، نفسش به او اجازه انجام کار خوب را نمی‌دهد. انسان بی‌وجدان، حتی اگر مسلمان باشد، بین حق و باطل، و حلال و حرام فرقی قائل نیست. او خود را «مسلمان» می‌نامد، نمازهای پنج‌گانه‌اش را می‌خواند و شاید حتی به حج هم رفته باشد. اما بدون وجدان، از نفس خود و وسوسه‌های آن پیروی می‌کند. در این، حکمتی از جانب الله نهفته است که ما قادر به درک آن نیستیم. عقل بشر نمی‌تواند این را درک کند. الله می‌فرماید: «من انسان را در بهترین شکل آفریدم.» وَلَقَدۡ كَرَّمۡنَا بَنِيٓ ءَادَمَ (۱۷:۷۰) الله عزوجل می‌فرماید: «من بشریت را در بالاترین مرتبه آفریدم و به بهترین صفات آراستم؛ ما آنها را در خشکی و دریا، و در همه جا، گرامی داشتیم.» خب، این انسانیت چگونه به وجود می‌آید؟ انسانیت از طریق وجدان به وجود می‌آید. بدون وجدان، این انسانیت نیز از بین می‌رود. انسان هر کاری که می‌کند، در نهایت به خودش می‌کند. به همین دلیل، گاهی یک غیرمسلمان را می‌بینی که چنان وجدانی دارد که کارهای نیکی انجام می‌دهد که برخی از مسلمانان انجام نمی‌دهند. مردم از خود می‌پرسند: «دلیل این امر چیست؟» دلیلش وجدان است. این ناشی از همان وجدانی است که الله عزوجل در وجود انسان قرار داده است. از طرف دیگر، مسلمانی را می‌بینی که مرتکب هر نوع ظلم، فریبکاری و شرارت می‌شود. و چرا اینطور است؟ زیرا او دیگر وجدان ندارد. او وجدان خود را ساکت کرده است. زیرا وقتی کسی وجدان خود را ساکت کند، بیدار کردن دوبارهٔ آن بسیار دشوار است. اما اگر آن را حفظ کنی، به نفع خودت است. آنگاه اعمالت نیز صالح خواهند بود. زیباترین چیز، به دست آوردن رضایت الله و پیامبرمان (صلی الله علیه و سلم) است. انسان باوجدان و مهربان، مورد محبت الله عزوجل، پیامبر، اولیای خدا و مؤمنان قرار می‌گیرد. این همان چیزی است که واقعاً اهمیت دارد. در غیر این صورت، مالی که از راه فریب، نیرنگ و استثمار دیگران به دست می‌آوری، هیچ سودی ندارد. الله عزوجل به این چیزها نیازی ندارد. این تو هستی که نیازمندی. انسان‌ها برای رسیدن به آرامش، باید به وجدان خود بازگردند. می‌گویند: «وجدانم آسوده است، دلم آرام است.» وقتی وجدان انسان آسوده باشد، قلبش نیز آرامش می‌یابد. ان شاء الله، الله ما را در زمره بی‌وجدان‌ها قرار ندهد. ان شاء الله، الله همه انسان‌ها را هدایت کند تا این صفت زیبا را در وجود خود از بین نبرند.

2025-10-09 - Dergah, Akbaba, İstanbul

شیخ بزرگ عبدالله الداغستانی همیشه به مولانا شیخ ناظم دستور می‌دادند که صحبت‌هایشان را بنویسند. ایشان به عنوان اولین درس می‌فرمودند: «طریقت کلها ادب.» طریقت تماماً بر ادب، یعنی رفتار نیکو، استوار است. کسی که ادب ندارد، نباید ادعا کند: «من اهل طریقت هستم.» فرد بی‌ادب فرقی با یک آدم معمولی در خیابان ندارد. کسی که به مردم حرمت نمی‌نهد، به بزرگترها احترام نمی‌گذارد و به خویشاوندان و همسایگانش نیکی نمی‌کند، از اهل طریقت به شمار نمی‌آید. طریقت ادب است. و این ادب همان رفتار نیکوی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است. کامل‌ترین رفتار در میان انسان‌ها، رفتار نیکوی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است. اهل طریقت باید در راه او از او پیروی کنند. بنابراین، انجام کار بد یا پرداختن به نادرستی و دروغ، با قوانین ادب طریقت در تضاد است. ادب یعنی اطاعت از دستورات الله متعال و پیروی از راه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم). نه هیچ چیز دیگر. مردم امروز انگار دنبال فرصت می‌گردند تا بی‌ادبی کنند. این روش عوام است، نه روش اهل طریقت. طریقت یعنی به اخلاق کریمانه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) متخلق شدن و تلاش برای شبیه شدن به ایشان. الله به ما یاری رساند. زیرا امروزه حتی اهل طریقت هم به سختی می‌توانند نفس خود را مهار کنند. آنها می‌خواهند هر کاری را که نفسشان دستور می‌دهد انجام دهند. آنها تسلیم امیال نفس خود هستند. پس طریقت چیست؟ طریقت، تربیت است. شما باید نفس خود را تربیت کنید. نفس تربیت‌شده به بالاترین درجات صعود می‌کند. با فریاد و بدرفتاری کسی به جایی نمی‌رسد. به جای پیشرفت، حتی پسرفت هم می‌کند. الله ما را از شر نفس‌هایمان حفظ کند. بعضی می‌پرسند: «در طریقت چه باید بکنیم؟» وظیفه در طریقت، حفظ ادب است. این مهم‌ترین چیز است. حفظ ادب یعنی مراقب اعمال و گفتار خود بودن. الله به همه ما یاری رساند. الله بر ما آسان گرداند که از نفس خود پیروی نکنیم.

2025-10-08 - Dergah, Akbaba, İstanbul

پیامبر، صلی الله علیه و سلم، به این مضمون می‌فرمایند: مَنْ تَوَاضَعَ لِلَّهِ رَفَعَهُ، وَمَنْ تَكَبَّرَ وَضَعَهُ پیامبر، صلی الله علیه و سلم، می‌فرمایند: هر کس برای الله فروتنی کند، الله او را رفعت می‌بخشد. کسی که الله او را رفعت بخشد، به راستی بلندمرتبه است. اما شخص متکبر را الله پیوسته خوار و ذلیل می‌گرداند. به طوری که هرگز نمی‌تواند سر بلند کند. انسانی که با گفتن «من چنینم، من چنانم» از خود تعریف می‌کند، از همان ابتدا نزد اطرافیانش نامحبوب است. زیرا الله متعال انسان متکبر را دوست ندارد. تکبر یکی از بزرگترین رذایل انسان است. آن گناهی بزرگ است، نه یک فضیلت. متأسفانه، بیشتر مردم به تکبر گرایش دارند. کسی که متکبر است، نزد الله جایگاهی ندارد. نزد پیامبر هم جایگاهی ندارد. تکبر فقط در برابر کافران جایز است. اما تکبر ورزیدن در میان مسلمانان و فخرفروشی کردن که: «من عالمم، من شیخم، من چنینم، من چنانم»، رفتاری ناشایست و بیهوده است. چنین رفتاری گناهان انسان را می‌افزاید و همزمان اعمال نیک او را از بین می‌برد. به همین دلیل، فروتنی مهم‌ترین ویژگی برای اهل طریقت است. انسان بدون فروتنی اصلاً نیازی نیست که وارد طریقت شود. اگر در میان عالمان باشد و در تکبر خود به خود بگوید: «علم من چنین و چنان است»، نه به خود او سودی می‌رساند و نه به دیگری. الله ما را از این شر نفس‌مان حفظ کند. الله به ما کمک کند. ان‌شاءالله، الله ما را از تکبر حفظ کند.

2025-10-07 - Dergah, Akbaba, İstanbul

وَإِذَا خَاطَبَهُمُ ٱلۡجَٰهِلُونَ قَالُواْ سَلَٰمٗا (25:63) الله تعالی درباره مؤمنان می‌فرماید: هرگاه جاهلان آنها را با سخنان ناشایست خطاب کنند، به آن اعتنایی نمی‌کنند. با آنها درگیر نمی‌شوند. هیچ اعتنایی به آنها نمی‌کنند، این همان چیزی است که الله تعالی به ما می‌آموزد. این نگرش، این روش، راه و روش پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است. این یک ویژگی اخلاقی است که الله تعالی آن را دوست دارد. وقتی یک شخص نادان با سخنانش به تو حمله می‌کند و تو به او پاسخ می‌دهی، به او بها می‌دهی. او با این کار احساس مهم بودن خواهد کرد. آنگاه با شدت بیشتری به تو حمله خواهد کرد. تا زمانی که تو پاسخ می‌دهی، او به این کار ادامه خواهد داد. او تو را تحریک خواهد کرد. از این کار هیچ خیری حاصل نمی‌شود. امروزه برای این کار یک اصطلاح مدرن وجود دارد: «جدل». می‌گویند: «بیایید وارد جدل نشویم.» و این مهم‌ترین چیز است. زیرا امروزه جاهلان در همه جا این روش را برای خود کشف کرده‌اند. آنها به همه حمله می‌کنند، فقط برای اینکه خود را مطرح کنند. آنها با همه در می‌افتند - چه بزرگ و چه کوچک، چه عالم و چه جاهل - فقط برای اینکه مشهور شوند و مردم آنها را فردی خاص بپندارند. و اینگونه است که جاهلان دیگر، شخصی را که تا آن زمان کاملاً ناشناس بوده، ناگهان مهم می‌پندارند و از او پیروی می‌کنند. بنابراین بهترین کار این است که، همانطور که الله تعالی به ما دستور داده است، با جاهلان درگیر نشویم. تو حقیقت را ابلاغ کن. هر کس آن را پذیرفت، که پذیرفته است، و هر کس نپذیرفت، خودش داند. این بدان معناست که الله برای او چنین مقدر نکرده است. بنابراین، این نکته بسیار مهمی است. اما مردم امروزه با کوچکترین حرفی فوراً از جا می‌پرند و می‌گویند: «جوابش را خواهم داد!» اما این کار اشتباه است. این روش پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نیست. کافی است فقط آن واقعه معروف از زمان پیامبرمان را به یاد بیاوریم. شخصی به حضرت ابوبکر دشنام داد. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) کنار ایشان ایستاده بودند و لبخند می‌زدند. یک بار، دو بار، اما بار سوم حضرت ابوبکر (رضی الله عنه) به آن مرد پاسخی داد. پس از آن، چهره پیامبر در هم رفت، لبخندشان محو شد و از آنجا رفتند. البته حضرت ابوبکر و دیگر صحابه فوراً متوجه می‌شدند که پیامبر چه زمانی ناراحت و چه زمانی خوشحال هستند. ایشان فوراً به دنبال پیامبر رفتند و پرسیدند: «ای رسول خدا، وقتی آن مرد به من دشنام می‌داد، شما لبخند می‌زدید.» «اما وقتی من جوابش را دادم، شما روی برگرداندید و رفتید.» پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پاسخ دادند: «وقتی او به تو دشنام می‌داد، الله فرشته‌ای را فرستاده بود تا از تو دفاع کند.» «اما وقتی تو شروع به پاسخ دادن کردی، فرشته رفت و شیطان آمد.» ایشان فرمودند: «و من در مکانی که شیطان حضور دارد، نمی‌مانم.» پس قضیه از این قرار است. این را باید فهمید. تا زمانی که به جاهل پاسخ می‌دهی، شیطان نیز در میان است. وقتی سکوت می‌کنی، فرشتگان از تو دفاع می‌کنند. به همین دلیل انسان باید نفس خود را کنترل کند. این را هرگز نباید فراموش کرد. هر بار که انسان با یک جاهل وارد بحث و جدل می‌شود و کار بالا می‌گیرد، شیطان در آن میان حضور دارد. الله ما را از شرشان در امان بدارد.

2025-10-07 - Bedevi Tekkesi, Beylerbeyi, İstanbul

پیامبر ما (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: «خانه‌های خود را قبرستان نکنید.» در آن نمازهای مستحبی بخوانید. یعنی: خانه‌هایتان را بدون نماز نگذارید، در خانه نماز بخوانید. خانه‌ای که در آن نماز خوانده نشود، مانند قبرستان است. به مکانی بی‌روح و بی‌محبت تبدیل می‌شود. پیامبر ما (صلی الله علیه و آله) نقل می‌کند که جبرئیل امین (علیه السلام) نزد او آمد. «ای محمد (صلی الله علیه و آله).» «هر چقدر می‌خواهی زندگی کن، سرانجام خواهی مرد.» یعنی: انسان هر چقدر هم زندگی کند، هیچکس نمی‌تواند از مرگ بگریزد – سرانجام همه خواهند مرد. از آنجا که پیامبر ما (صلی الله علیه و آله) نیز انسان بود، مرگ برای همه حتمی است. او ادامه می‌دهد: «هر که را می‌خواهی دوست بدار، سرانجام از او جدا خواهی شد.» یعنی: هر کسی را که دوست داشته باشی، با مرگ از او جدا خواهی شد. گاهی انسان‌ها در زمان حیات نیز از هم جدا می‌شوند. «هر کاری می‌خواهی بکن، سرانجام نتیجه‌ی آن را خواهی دید.» یعنی: چه کار خوب کنی و چه کار بد، قطعاً عواقبی در پی خواهد داشت. تو عواقب آن را تجربه خواهی کرد. «بدان که شرافت واقعی مؤمن در برخاستن برای نماز شب است.» یعنی: شب برای نماز تهجد برخاستن و در حالی که مردم خوابند نماز خواندن – این شرافت واقعی مؤمن و بالاترین مرتبه است. عزت او در این است که به کسی وابسته نباشد، تسلیم کسی نشود، به آنچه الله به او داده راضی باشد و از مردم انتظاری نداشته باشد. این را عزت نفس می‌نامند – یعنی به آنچه الله داده راضی بودن، از دیگران انتظاری نداشتن، و فقط از الله امید داشتن – این عزت واقعی مؤمن است. پیامبر ما (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: «هر کس شب بیدار شود و همسرش را نیز بیدار کند، و با هم دو رکعت نماز بخوانند، در زمره‌ی مردان و زنانی که الله را بسیار یاد می‌کنند، به شمار می‌آیند.» یعنی: آنها به گروه «الذَّاکِرِینَ اللَّهَ کَثِیرًا وَالذَّاکِرَاتِ» تعلق دارند – آن مردان و زنانی که در قرآن کریم ذکر شده‌اند و الله را بسیار یاد می‌کنند. پیامبر ما (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: «هرگاه یکی از شما برای نماز شب برخاست، باید از مسواک استفاده کند.» مسواک زدن از سنت است. زیرا هنگامی که یکی از شما در نماز قرآن تلاوت می‌کند، فرشته‌ای دهان خود را بر دهان او می‌گذارد و هر آنچه از دهانش خارج می‌شود، وارد دهان فرشته می‌گردد. یعنی: با مسواک زدن، بوی بدی در دهان باقی نمی‌ماند. فرشتگان آن تلاوت را دریافت می‌کنند و در نامه‌ی اعمال نیک آن شخص ثبت می‌کنند. پیامبر ما (صلی الله علیه و آله) همچنین می‌فرماید: «هرگاه یکی از شما برای نماز شب برخاست و از فرط خستگی، قرآن بر زبانش در هم پیچید و دیگر ندانست چه می‌گوید، باید نماز را قطع کرده و برود بخوابد.» یعنی: گاهی اوقات وقتی انسان خیلی زود بیدار می‌شود، واقعاً اینطور است – کمی گیج است و خوابش کامل نشده. اگر کمی بیشتر بخوابد، مثلاً یک ساعت، بعد از آن سرحال‌تر خواهد بود. به همین دلیل، پیامبر ما (صلی الله علیه و آله) این اجازه را داده است تا قرآن به هم ریخته نشود. پیامبر ما (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: «هرگاه یکی از شما برای نماز شب برخاست، نمازش را با دو رکعت سبک و کوتاه آغاز کند.» با این دو رکعت، انسان حواسش جمع می‌شود، خواب‌آلودگی از بین می‌رود و بهتر متوجه می‌شود که چه می‌کند. در ابتدا، پیامبر ما (صلی الله علیه و آله) توصیه می‌کند که آن دو رکعت را زیاد طولانی نکنند. پیامبر ما (صلی الله علیه و آله) این حدیث زیبا را به صورت مسجع بیان فرمودند: «سخن نیکو بگویید، سلام را رواج دهید، صله رحم به جا آورید، و شب هنگام که مردم در خوابند نماز بخوانید – آنگاه به سلامت وارد بهشت خواهید شد»، این را پیامبر ما (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید. هر کس اینها را رعایت کند، ان‌شاءالله – کسی که سخن نیکو بگوید، به همه سلام کند، با خویشاوندانش نیک رفتار باشد و شب‌ها نماز بخواند – او نیز به آسانی و با سلامت وارد بهشت خواهد شد. پیامبر ما (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: «برترین زمان برای خواندن نماز تهجد و دعا کردن، نیمه‌ی یک سوم پایانی شب است.» یعنی: حدود یک ساعت قبل از نماز صبح بیدار شدن، بهترین زمان است. پس از آن، نماز صبح را می‌خواند و سپس یا به سر کار می‌رود یا استراحت می‌کند. پیامبر ما (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید که برترین نماز پس از نمازهای واجب... البته هیچ نمازی با نماز واجب برابر نیست – نماز واجب مهم‌ترین است. بعضی‌ها می‌گویند: «من نماز واجب نمی‌خوانم، اما فلان نماز مستحبی را می‌خوانم.» حتی اگر تمام عمرت را نماز مستحبی بخوانی، نمی‌توانی ثواب یک نماز واجب را به دست آوری. اما بعد از نماز واجب، برترین نماز، آن است که در یک سوم پایانی شب خوانده می‌شود – یعنی در وقت تهجد. برترین روزه پس از ماه رمضان، روزه‌ی ماه محرم، ماه الله است، این را پیامبر ما (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید. پیامبر ما (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: «نزدیک‌ترین لحظه‌ای که پروردگارت به بنده‌اش نزدیک است، نیمه‌ی یک سوم پایانی شب است.» «اگر می‌توانی در این زمان از کسانی باشی که الله را یاد می‌کنند، پس از آنان باش.» یعنی: لحظه‌ای که انسان به پروردگارش نزدیک‌تر است، در سجده و در این نمازهاست – به خصوص وقت تهجد در یک سوم پایانی شب، برترین زمان است. پیامبر ما (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: «به راستی، الله به هر پیامبری چیزی عطا کرده که آن را دوست می‌داشت و آرزو می‌کرد. آنچه من دوست دارم، زنده نگه داشتن شب است.» هر پیامبری چیزهای مختلفی داشت که دوستشان داشت و مشتاقانه آرزویشان را می‌کرد. آنچه پیامبر ما (صلی الله علیه و آله) آرزو داشت و دوست می‌داشت، زنده نگه داشتن شب است. «وقتی برای نماز شب می‌ایستم، کسی پشت سر من به نماز نایستد.» زیرا پیامبر ما (صلی الله علیه و آله) این را تذکر می‌دهد تا مجبور نباشد به دیگران فکر کند و نگران خسته شدن آنها باشد. زیرا گاهی اوقات پیش می‌آمد که پیامبر ما چنان نماز می‌خواند که سوره‌های بقره، آل‌عمران، نساء و مائده را تلاوت می‌کرد و جماعت فکر می‌کردند: «آیا او تمام قرآن را تلاوت خواهد کرد؟» یعنی: اشتیاق پیامبر ما به نماز است، به این نماز شب. به همین دلیل می‌فرماید: «شب‌ها پشت سر من نماز نخوانند تا من احساس راحتی کنم.» «چون من برای نماز طولانی می‌ایستم، کسی پشت سر من نایستد.» «به راستی، الله به هر پیامبری رزق و روزی‌ای داده است.» روزی من خمس است – یعنی یک پنجم غنائم جنگی. «پس از مرگ من، این سهم به حاکمان پس از من، یعنی خلفا، تعلق دارد.» یعنی: یک پنجم اموال به غنیمت گرفته شده در جنگ، پس از پیامبر ما، به خلفا و حاکمان بعدی تعلق می‌گیرد. به سلاطین و خلفا. پیامبر ما (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: «هر کس با امام نماز بخواند تا زمانی که او نماز را تمام کند، برایش ثوابی نوشته می‌شود که گویی تمام شب را به نماز ایستاده است.» یعنی: کسی که با امام نماز می‌خواند و تا پایان در جماعت می‌ماند، مانند کسی است که شب را زنده نگه داشته است. پیامبر ما (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: «در شب ساعتی است که اگر بنده مسلمانی از الله خیری برای دنیا و آخرت خود بخواهد و دعایش با آن ساعت مصادف شود، الله حتماً آنچه را خواسته به او عطا می‌کند.» «این ساعت در هر شبی وجود دارد.» یعنی: اگر در این شب برخاستید و نماز خواندید، دعا کنید و آنچه را می‌خواهید، طلب کنید. اگر دعای شما با آن ساعت مصادف شود، به اذن الله آنچه را خواسته‌اید به دست خواهید آورد. حتی اگر فوراً آن را دریافت نکنید، دعا از بین نمی‌رود – در آخرت پاداش آن را خواهید گرفت.

2025-10-06 - Dergah, Akbaba, İstanbul

وَكَذَٰلِكَ جَعَلۡنَٰكُمۡ أُمَّةٗ وَسَطٗا (بقره: ۱۴۳) الله می‌فرماید: «و این چنین شما را امتی میانه قرار دادیم.» این به معنای آن است که به افراط و تفریط کشیده نشوید، و نه به این سو و نه به آن سو متمایل گردید. در راه میانه بمانید. زیاد سخت‌گیر نباشید. نه بیش از حد نرم باشید و نه بیش از حد سخت. او می‌فرماید: «در همه چیز میانه‌رو باشید.» اهل سنت و جماعت - یعنی اهل طریقت و مذاهب فقهی که از راه پیامبر ما پیروی می‌کنند - دقیقاً همین‌ها در این راه میانه قرار دارند. کسانی که خارج از این گروه هستند، از راه راست منحرف شده‌اند. آنها از فرمان پیامبر ما (درود و رحمت خدا بر او باد) رویگردان شده‌اند. از یک سو، کسانی را می‌بینید که جز خودشان کسی را مسلمان نمی‌دانند. از سوی دیگر، دقیقاً عکس آن را می‌بینید که آن هم به همان اندازه افراطی است. به همین دلیل، جماعت حقیقی همان اهل سنت و جماعت است. این‌ها کسانی هستند که از راه پیامبر ما (درود و رحمت خدا بر او باد) پیروی می‌کنند. اما امروزه از هر طرف صداها بلند می‌شود. در گذشته به حرف یک نفر گوش می‌دادند و سردرگم نمی‌شدند. اما امروز از هر سو افرادی پیدا می‌شوند که می‌خواهند مردم را تعلیم دهند. از طریق رسانه‌های جدید، از درون این دستگاه‌ها، هر گونه مطلبی را منتشر می‌کنند. کاملاً به میل خود مردم را علیه یکدیگر تحریک می‌کنند و ادعا می‌کنند: «این درست است، آن غلط؛ این یکی چنین کرد، دیگری چنان.» مردمی که در راه میانه بمانند، رستگار خواهند شد. در غیر این صورت، کسانی که به حرف آنها گوش می‌دهند، متأسفانه از راه منحرف خواهند شد. زیرا فتنه همه جا هست. و فتنه کار شیطان است. او بی‌وقفه در تلاش است تا اسلام و مسلمانان را به فساد بکشاند. به همین دلیل نباید به افراط و تفریط کشیده شد. افراط و تفریط فقط آسیب می‌رساند. افراط‌گرایی هرگز خوب نیست. اگر در راه میانه بمانی، هم به خودت و هم به دیگران سود می‌رسانی و علاوه بر آن به آرامش می‌رسی. این‌گونه دین خود را حفظ می‌کنی. زیرا اهل سنت و جماعت هم اهل بیت را دوست دارند، و هم صحابه را. کسی که به صحابه توهین کند، به افراط کشیده می‌شود. و کسی هم که اهل بیت را دوست نداشته باشد، به افراط کشیده می‌شود. برای فریب دادن مردم، هر گونه دروغ و ادعای بی‌اساسی را به عنوان حقیقت منتشر می‌کنند. حتی بسیاری هستند که حدیث جعل می‌کنند. به همان ترتیب، بسیاری هم هستند که احادیث را به کلی رد می‌کنند. حتی گروه‌هایی هستند که قرآن را هم قبول ندارند. آنها می‌گویند: «قرآن واقعی هنوز پنهان است، بعداً آشکار خواهد شد.» به همین دلیل، راه طریقت، راه میانه است. پیروی از این راه برای هر مسلمانی سودمند است. زیرا بی‌جهت نگفته‌اند: «هر که مرشدی ندارد، مرشدش شیطان است.» و این وضعیت به مردم آسیب می‌رساند. همیشه بهترین کار، هم برای این دنیا و هم برای آخرت، ماندن در راه میانه است. الله ما را حفظ کند. الله ما را به نفس خودمان وامگذارد. ان‌شاءالله به افراط و تفریط کشیده نشویم.