السلام عليكم ورحمة الله وبركاته أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. والصلاة والسلام على رسولنا محمد سيد الأولين والآخرين. مدد يا رسول الله، مدد يا سادتي أصحاب رسول الله، مدد يا مشايخنا، دستور مولانا الشيخ عبد الله الفايز الداغستاني، الشيخ محمد ناظم الحقاني. مدد. طريقتنا الصحبة والخير في الجمعية.

Mawlana Sheikh Mehmed Adil. Translations.

Translations

2026-01-15 - Other

‎سُبۡحٰنَ الَّذِىۡۤ اَسۡرٰى بِعَبۡدِهٖ لَيۡلًا مِّنَ الۡمَسۡجِدِ الۡحَـرَامِ اِلَى الۡمَسۡجِدِ الۡاَقۡصَا الَّذِىۡ بٰرَكۡنَا حَوۡلَهٗ لِنُرِيَهٗ مِنۡ اٰيٰتِنَا​ ؕ اِنَّهٗ هُوَ السَّمِيۡعُ الۡبَصِيۡرُ‏ «منزّه است آن [خدایی] که بنده‌اش را شبانگاه از مسجد الحرام به سوی مسجد الاقصی سیر داد، که پیرامون آن را برکت بخشیده‌ایم، تا از آیات خود به او نشان دهیم. همانا او شنوا و بیناست.» [۱۷:۱] الله، عز و جل، در این شب مقدس فرمان می‌دهد که او و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را ستایش کنیم. این شبی بسیار مهم است؛ رویدادی فوق‌العاده ویژه که برای پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رخ داده است. تمام مخلوقات در آن شب او را گرامی داشته و تکریم کردند. الله متعال محدود به هیچ مکانی نیست؛ عقل انسان قادر به درک این موضوع نیست. ما نباید در این باره که الله چگونه این کار را انجام داده است، کنکاش کنیم. او خالق است. بنابراین، این شبی بسیار پربرکت است. ان‌شاءالله از الله می‌خواهیم که به ما شناختی از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) عطا فرماید: نسبت به آنچه می‌گوید، آنچه فرمان می‌دهد و آنچه را که برای مردم الگو قرار می‌دهد. این بدان معناست که از نفس خود پیروی نکنیم. انسان‌ها اغلب خود را مهم می‌پندارند، اما باید از آنچه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به ما نشان داده است، پیروی کرد. از او پیروی کنید. مغرور نشوید و صرفاً هر کاری که دلتان می‌خواهد انجام ندهید. اگر کاری انجام دهید که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از آن راضی نیست، نه برای شما و نه برای دیگران سودی نخواهد داشت. از الله متعال می‌خواهیم که ما را در راه خود ثابت‌قدم بدارد؛ راه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم). ما در مقایسه با ایشان (صلی الله علیه و آله و سلم) هیچ نیستیم؛ ما باید به ایشان احترام بگذاریم. باید آگاه باشیم که بدون ایشان (صلی الله علیه و آله و سلم) قادر به انجام هیچ کاری نیستیم. آنچه ایشان (صلی الله علیه و آله و سلم) دستور داده و به ما نشان داده‌اند، همان راه راستین است. الله ما را در راه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) حفظ فرماید و عقل، ایمان و جسم ما را تقویت کند. ان‌شاءالله.

2026-01-14 - Dergah, Akbaba, İstanbul

ان‌شاءالله، فردا شب معراج مبارک پیامبرمان (صلی الله علیه و آله و سلم) را گرامی خواهیم داشت. این روزها ویژه هستند؛ این یکی از روزهای گران‌بهایی است که پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) به امت خود هدیه داده‌اند. این رویدادی است که الله به وسیله آن برتری پیامبر ما را بر تمام جهانیان نشان داد، الحمدلله. به مکان، مقام و مرتبه‌ای که هیچ مخلوق دیگری نتوانست به آن دست یابد؛ الله پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) را به آنجا برد و به محضر خود پذیرفت. ماهیت این حالت را تنها الله می‌داند و نه هیچ‌کس دیگر. آنچه ما می‌دانیم این است - الحمدلله - که این‌ها معجزات بزرگی هستند؛ این‌ها هدایای رحمانی برای پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) هستند. الله ما را نیز همواره از این مواهب بهره‌مند گرداند. این نصیب کسانی می‌شود که به او ایمان و توکل دارند؛ برکت پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) به آن‌ها می‌رسد. کسی که ایمان ندارد، در هر حال بازیچه شیطان شده است؛ آن‌ها مدام می‌گویند: «نه، این‌طور بود، نه، آن‌طور بود.» بسیار خوب، کافر ممکن است این را بگوید، اما تو نباید شبیه کافر باشی. کافران آن زمان می‌گفتند: «این غیرممکن است»؛ اما مؤمنان امروز به برکت ایمانشان می‌گویند: «این ممکن است.» اما کسانی که می‌گویند «من مسلمان هستم» و ادعا می‌کنند «نه، این فقط یک خواب بود، یا فلان چیز» - این‌ها کسانی هستند که ایمانشان ضعیف است. انسان مؤمن با یقین کامل (حق‌الیقین) مقام پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) را می‌شناسد، به او ایمان دارد و از راه او پیروی می‌کند. ان‌شاءالله، الله ما را از این راه دور نکند و ما را ثابت‌قدم بدارد. امروز ان‌شاءالله سفری در پیش داریم. ما از مکان‌هایی بازدید می‌کنیم که مولانا شیخ ناظم ما تأسیس کرده‌اند، جایی که برادران ایمانی ما حضور دارند و به تمام جهان خدمت می‌کنند. برادران ما آنجا هستند؛ برادران قدیمی، جدید و درگذشتگان... انسان باید همواره با آن‌ها در ارتباط باشد. با نیت اینکه هم در دنیا و هم در آخرت تا ابد در کنار هم باشیم، ان‌شاءالله راهی این سفر می‌شویم. ان‌شاءالله این سفر به خیر منتهی شود؛ به خیر برویم و به خیر بازگردیم. ان‌شاءالله برای همه ما پربرکت باشد.

2026-01-13 - Dergah, Akbaba, İstanbul

پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «در آخرالزمان، فتنه مانند شب‌های تاریک و ظلمانی خواهد بود.» این بدان معناست که حتی در روز روشن، تاریکی‌ای مانند شب حکم‌فرماست. پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) این‌گونه توصیف می‌کند. او می‌پرسد: «شما در این زمان چه خواهید کرد؟» در آن زمان باید در خانه ماند و بی‌دلیل بیرون نرفت. انسان باید عبادت‌هایش را در خانه انجام دهد، در کنار خانواده‌اش باشد و به آن‌ها رسیدگی کند. امروزه مردم فقط به خودشان نگاه می‌کنند، کمتر کسی به فکر دیگران است. آن‌ها می‌گویند: «اول من، بعد دیگران، و تازه بعد از آن خانواده.» به همین دلیل آن‌ها نمی‌خواهند مسئولیت خانواده را بر عهده بگیرند؛ هر کسی فقط می‌خواهد آزاد باشد. اما آزادی این‌گونه کار نمی‌کند؛ هر چیزی نظم و آداب خودش را دارد. دنیا انسان‌ها را به خود جذب می‌کند، آن‌ها را به تباهی می‌کشاند و از الله، آن قدرتمند و بلندمرتبه، دور می‌سازد. به همین خاطر مردم می‌پرسند: «وظیفه ما چیست؟ چه توصیه‌ای به ما داری؟» مراقب خانواده‌تان باشید. در این زمان، این بسیار مهم است؛ حفاظت از خانواده امری حیاتی است. زیرا - پناه بر الله - بسیاری نزد ما می‌آیند؛ فرزندان وابسته شده‌اند، می‌خواهند رهایی یابند، اما نمی‌توانند. و برای این موضوع درخواست دعا می‌کنند. بنابراین باید از هر جهت بسیار محتاط بود. از طریق دستگاه‌هایی که در دست دارند، از طریق تلفن و چیزهای دیگر، به آن‌ها سم تزریق می‌کنند. این یعنی شیطان و سربازانش تله‌هایی می‌گذارند و از سمومی استفاده می‌کنند که به سختی می‌توان تصور کرد؛ آن‌ها از همه طرف حمله می‌کنند. قمار بلای دیگری است. چند روزی است می‌بینم که چنین پیام‌هایی حتی به دست ما هم می‌رسد. الله ما را حفظ کند! به همین دلیل ما در مورد آن هشدار می‌دهیم؛ باید به این موضوع بسیار توجه کرد. آن‌ها می‌گویند: «ما ۵۰۰۰ لیر به حساب تو واریز کردیم، با آن شروع به بازی کن.» یا الله، این از کجا می‌آید؟ چه کسی همین‌طوری ۵۰۰۰ لیر می‌بخشد؟ سربازان شیطان تو را با ۵۰۰۰ لیر فریب می‌دهند، سپس تو را به ۵۰۰ میلیون بدهی می‌اندازند و هر چه داری را از تو می‌گیرند. این چیزها چگونه کار می‌کنند؟ دقیقاً این‌ها انواع مختلف فتنه آخرالزمان هستند، سم‌های آخرالزمان. انسان باید مراقب خود، فرزندان و خانواده‌اش باشد. باید هوشیار بود تا الله ما را حفظ کند، تا الله به ما کمک کند. زمانه ما، زمانه آخرالزمان است. هرگز پیش از این در دنیا این‌قدر شر و بدی دیده نشده که در این زمان دیده می‌شود. بدترینِ همه زمان‌ها، زمانه ماست، آخرالزمان. اما در مقابل، در این زمان بزرگترین برکت، بزرگترین پاداش و نعمت‌های الله نیز وجود دارد. کسی که از خود محافظت کند و در راه راست بماند، کسی که به خود، خانواده، خویشاوندان و جامعه‌اش کمک کند، برای او پاداش عظیمی است. به عنوان جبرانِ این سختی‌ها و این بدی‌ها، الله پاداش‌های بزرگی وعده داده است. دقیقاً به این می‌گویند جهاد؛ این جهاد واقعی است. محافظت از خود در برابر نفس خویش و در برابر بدی‌ها، و همچنین حفظ کردن دیگران. الله یار و یاور همه ما باشد. الله ما را از این وضعیت و از شر و بدی حفظ کند. الله ما را از شر شیطان و پیروانش محفوظ بدارد.

2026-01-13 - Bedevi Tekkesi, Beylerbeyi, İstanbul

قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ: شَهَادَةِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللهِ، وَإِقَامِ الصَّلَاةِ، وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ، وَحَجِّ الْبَيْتِ، وَصَوْمِ رَمَضَانَ. پیامبر ما – که درود و سلام الله بر او باد – فرمود: اسلام بر پنج ستون بنا شده است. این بدان معناست که این‌ها شرایط اساسی اسلام هستند. این‌ها عبارتند از: شهادت دادن به اینکه هیچ معبودی جز الله نیست و محمد فرستاده الله است – یعنی بر زبان آوردن کلمه شهادت. دوم: برپا داشتن نماز. سوم: پرداخت زکات. چهارم: انجام حج (زیارت خانه الله). و روزه گرفتن در ماه رمضان. این‌ها ارکان اسلام هستند؛ هیچ‌یک از آن‌ها نباید ترک شود. اگرچه زکات و حج برای کسانی است که توانایی مالی دارند، اما آن‌ها نیز اعمال واجبی هستند و جزو ارکان اسلام به شمار می‌روند. قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: إِنَّ لِلْإِسْلَامِ صُوًى وَمَنَارًا كَمَنَارِ الطَّرِيقِ، رَأْسُهُ وَجِمَاعُهُ شَهَادَةُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، وَإِقَامُ الصَّلَاةِ، وَإِيتَاءُ الزَّكَاةِ، وَتَمَامُ الْوُضُوءِ. پیامبر ما – که درود و سلام الله بر او باد – فرمود: اسلام دارای نشانه‌ها و مناره‌هایی است، مانند علامت‌های راهنما در جاده. همان‌طور که یک فانوس دریایی راه را به انسان در دریا یا خشکی نشان می‌دهد، اسلام نیز نشانه‌هایی دارد که آن را قابل شناسایی می‌کند. سرآمد و اصل آن عبارت است از: گواهی دادن به اینکه هیچ معبودی جز الله نیست و محمد بنده و فرستاده اوست. این، ورود به اسلام است. پس از آن، نماز را به درستی برپا داشتن، پرداخت کردن زکات، و کامل انجام دادن وضو. قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: أَيُّمَا مَالٍ أَدَّيْتَ زَكَاتَهُ فَلَيْسَ بِكَنْزٍ. پیامبر ما – که درود و سلام الله بر او باد – فرمود: مالی که زکات آن پرداخت شده باشد، «کنز» نیست، یعنی گنجی که صرفاً اندوخته شده باشد نیست. این مال حلال و پاک است. «کنز» به مالی گفته می‌شود که حق (دیگران) با آن آمیخته شده باشد؛ به محض اینکه زکات پرداخت شود، آن مال پاک و حلال می‌گردد. قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: بَرِئَ مِنَ الشُّحِّ مَنْ أَدَّى الزَّكَاةَ، وَقَرَى الضَّيْفَ، وَأَعْطَى فِي النَّائِبَةِ. پیامبر ما – که درود و سلام الله بر او باد – فرمود: هر کس زکات مال خود را بپردازد، از مهمان پذیرایی کند و به کسی که در سختی است کمک کند، خود را از بخل رهانیده است. یعنی چنین فردی بخیل نیست، زیرا زکاتش را داده، مهمان را اکرام کرده و به نیازمند کمک رسانده است. هر کس این کارها را ترک کند، بخیل است؛ و هر کس انجام دهد، بخیل محسوب نمی‌شود. قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: ثَلَاثٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ وُقِيَ شُحَّ نَفْسِهِ: مَنْ أَدَّى الزَّكَاةَ، وَقَرَى الضَّيْفَ، وَأَعْطَى فِي النَّائِبَةِ. پیامبر ما – که درود و سلام الله بر او باد – فرمود: هر کس سه ویژگی را در خود جمع کند، نفس خود را از بخل حفظ کرده است. بخل صفتی ناپسند است؛ الله – عز و جل – آن را دوست ندارد و پیامبر (که درود و سلام الله بر او باد) نیز آن را دوست ندارد. همچنین مردم نیز فرد بخیل را دوست ندارند. هر کس این شرایط را به جا آورد، از بخل در امان است. این‌ها عبارتند از: اول، پرداخت زکات. ثروتمندان بسیاری هستند که به دلیل بخلشان زکات خود را نمی‌پردازند؛ برای این موضوع مثال‌های بی‌شماری وجود دارد. اکثریت در این وضعیت قرار دارند: ثروتمندان مال دارند، اما دلشان نمی‌آید آن را ببخشند – این دقیقاً همان بخل است. دوم: پذیرایی از مهمان. باید آنچه را که می‌توانی به مهمان تعارف کنی. اما لازم نیست انسان خود را به زحمت زیاد بیندازد (تکلف کند). آنچه در خانه هست را پیشکش کن. باری بر دوش خود نگذار؛ لازم نیست از این و آن پول قرض بگیری و خود را به دردسر بیندازی فقط برای اینکه مردم نگویند: «او بخیل است». مهمان هر چه را که موجود باشد می‌خورد. این هم نوعی پذیرایی است. و سوم: کمک به کسی که دچار سختی شده است. انسان در حد توان خود به فرد نیازمند کمک می‌کند. الله – عز و جل – باری را که بنده توان تحملش را ندارد بر دوش او نمی‌گذارد و او را به مشقت نمی‌اندازد. یکی از اصحاب تکه طلایی نزد پیامبر – که درود و سلام الله بر او باد – آورد. پیامبر ما روی خود را برگرداند. آن مرد از طرف دیگر آمد و گفت: «من این طلا را پیدا کرده‌ام. این تمام دارایی من است، آن را به تو می‌دهم.» سرانجام پیامبر – که درود و سلام الله بر او باد – طلا را گرفت و به سمت آن مرد انداخت. به او اصابت نکرد. سپس پیامبر (که درود و سلام الله بر او باد) فرمود: «آیا تمام دارایی‌ات را به من می‌دهی و بعد می‌روی گدایی می‌کنی؟ این‌طور نمی‌شود.» «به اندازه‌ای که توانت اجازه می‌دهد ببخش.» «بقیه‌اش را برای خودت خرج کن و به فکر رفاه خودت باش.» بنابراین، هر چیزی ادب و روش خود را دارد. بدون اینکه خودت را به سختی بیندازی، تا جایی که می‌توانی کمک کن. در حدیث آمده است: «به نیازمند کمک کن»، اما درست نیست که خانه و زندگی‌ات را بفروشی تا قرض کسی را بدهی و بعد خودت بی‌خانمان شوی. همه چیز نظمی دارد. در حد توانایی‌ات به نیازمند کمک کن، آنگاه بخیل محسوب نمی‌شوی. پس از اینکه بخیل پنداشته شوی نترس. قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: أَخْلِصُوا عِبَادَةَ اللهِ تَعَالَى، وَأَقِيمُوا خَمْسَكُمْ، وَأَدُّوا زَكَاةَ أَمْوَالِكُمْ طَيِّبَةً بِهَا أَنْفُسُكُمْ، وَصُومُوا شَهْرَكُمْ، وَحُجُّوا بَيْتَ رَبِّكُمْ، تَدْخُلُوا جَنَّةَ رَبِّكُمْ. پیامبر ما – که درود و سلام الله بر او باد – فرمود... در اینجا پیامبر همه چیز را به زیباترین شکل بیان می‌کند. متن عربی حدیث دارای سبکی مسجع و شاعرانه است. حتی اگر در ترجمه این‌گونه مسجع نباشد، معنی آن به شرح زیر است: در عبادت خود برای الله خالص باشید و پنج نماز خود را برپا دارید. اول اخلاص: با اخلاص الله را بپرستید و نمازهای پنج‌گانه خود را بخوانید. ماه رمضان خود را روزه بگیرید. سپس زکات اموال خود را با طیب خاطر بپردازید. یعنی به خاطر از دست رفتن پول ناراحت نباشید. اگر زیاد می‌بخشی، به این معناست که الله به تو زیاد داده است. اگر صد سکه طلا زکات می‌دهی، پس الله به تو پنج هزار داده است تا بتوانی این صد سکه را بدهی. تو باید خوشحال باشی و بگویی: «من این‌قدر می‌بخشم، این یعنی الله نعمت زیادی به من عطا کرده است.» پس زکاتت را با وجدانی آسوده بپرداز. و به خانه پروردگارتان (بیت‌الله) حج کنید تا وارد بهشت پروردگارتان شوید. قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: حَصِّنُوا أَمْوَالَكُمْ بِالزَّكَاةِ، وَدَاوُوا مَرْضَاكُمْ بِالصَّدَقَةِ، وَأَعِدُّوا لِلْبَلَاءِ الدُّعَاءَ. پیامبر ما – که درود و سلام الله بر او باد – فرمود: اموال خود را با زکات حفظ کنید. اگر زکات مال پرداخت نشود، بعداً – پناه بر الله – تمام مال از بین می‌رود. حتماً زکات بدهید تا دارایی خود را ایمن کنید. بیماران خود را با صدقه درمان کنید. درمان بیماری، صدقه است. این درمانی قوی‌تر از پزشک یا دارو است. و با دعا برای بلاها (آزمایش‌ها) آماده شوید. دعا کنید تا بلا از شما دور بماند. قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: حَصِّنُوا أَمْوَالَكُمْ بِالزَّكَاةِ، وَدَاوُوا مَرْضَاكُمْ بِالصَّدَقَةِ، وَاسْتَعِينُوا عَلَى حَمْلِ الْبَلَاءِ بِالدُّعَاءِ وَالتَّضَرُّعِ. پیامبر ما – که درود و سلام الله بر او باد – فرمود: اموال خود را با زکات حفظ کنید. برای حفظ دارایی، زکات یک شرط است. با این کار هم وظیفه دینی (فرض) را انجام می‌دهی، هم مالت را حفظ می‌کنی و هم پاداش کسب می‌کنی. علاوه بر این، دعای خیر دریافت می‌کنی. بیماران خود را با صدقه درمان کنید؛ انسان باید حتماً هر روز صدقه‌ای بدهد تا از حوادث و بلاها در امان بماند و شفا یابد. برای دفع بلا، از دعا و تضرع کمک بگیرید. یعنی به درگاه الله زاری کنید و دعا کنید که بلا به شما نرسد. قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: الدِّينَارُ كَنْزٌ، وَالدِّرْهَمُ كَنْزٌ، وَالْقِيرَاطُ كَنْزٌ. پیامبر ما – که درود و سلام الله بر او باد – فرمود: تا زمانی که زکات آن پرداخت نشود، دینار (طلا) «کنز» است، یعنی گنجی که انباشته شده است. درهم (نقره) و قیراط نیز «کنز» هستند. این بدان معناست که آن‌ها کالاهایی هستند که زکاتشان پرداخت نشده است. قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: الزَّكَاةُ قَنْطَرَةُ الْإِسْلَامِ. پیامبر ما – که درود و سلام الله بر او باد – فرمود: زکات پل اسلام است. پس از رحلت پیامبر ما (که درود و سلام الله بر او باد)، اکثر آن اعراب مسلمان بودند، اما مرتد شدند. چرا؟ برای اینکه زکات نپردازند. این بدان معناست که زکات حقیقتاً پل اسلام است؛ کسی که آن را نپردازد، گویی به طور کامل وارد اسلام نشده است. قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: كُلُّ مَالٍ أُدِّيَتْ زَكَاتُهُ فَلَيْسَ بِكَنْزٍ وَإِنْ كَانَ مَدْفُونًا تَحْتَ الْأَرْضِ، وَكُلُّ مَالٍ لَا تُؤَدَّى زَكَاتُهُ فَهُوَ كَنْزٌ وَإِنْ كَانَ ظَاهِرًا. پیامبر ما – که درود و سلام الله بر او باد – فرمود: مالی که زکات آن پرداخت شده باشد، «کنز» (مال انباشته شده) نیست، حتی اگر در هفت طبقه زیر زمین دفن شده باشد. اما مالی که زکات آن پرداخت نشده باشد، «کنز» محسوب می‌شود، حتی اگر آشکارا روی زمین باشد؛ یعنی مالی است که حق آن دریغ شده است. قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: لَمْ يَمْنَعْ قَوْمٌ زَكَاةَ أَمْوَالِهِمْ إِلَّا مُنِعُوا الْقَطْرَ مِنَ السَّمَاءِ، وَلَوْلَا الْبَهَائِمُ لَمْ يُمْطَرُوا. پیامبر ما – که درود و سلام الله بر او باد – فرمود: اگر قومی زکات اموال خود را دریغ کند، قطعاً باران آسمان از آن‌ها دریغ خواهد شد. امروزه در همه جای دنیا کمبود آب حکم‌فرماست. ما شکایت داریم که باران نمی‌بارد، و آب نیست... اگر حیوانات نبودند، حتی یک قطره باران هم نمی‌بارید. این بدان معناست که الله بر حیوانات و حشرات ترحم می‌کند و این باران را می‌بخشد؛ وگرنه حقیقتاً قطره‌ای نصیب ما نمی‌شد. قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: عُرِضَ عَلَيَّ أَوَّلُ ثَلَاثَةٍ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ، وَأَوَّلُ ثَلَاثَةٍ يَدْخُلُونَ النَّارَ. فَأَمَّا أَوَّلُ ثَلَاثَةٍ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ: فَشَهِيدٌ، وَمَمْلُوكٌ أَحْسَنَ عِبَادَةَ رَبِّهِ وَنَصَحَ لِسَيِّدِهِ، وَعَفِيفٌ مُتَعَفِّفٌ. وَأَمَّا أَوَّلُ ثَلَاثَةٍ يَدْخُلُونَ النَّارَ: فَأَمِيرٌ مُسَلَّطٌ، وَذُو ثَرْوَةٍ مِنْ مَالٍ لَا يُؤَدِّي حَقَّ اللهِ فِي مَالِهِ، وَفَقِيرٌ فَخُورٌ. پیامبر ما – که درود و سلام الله بر او باد – فرمود: سه نفر اولی که وارد بهشت می‌شوند و سه نفر اولی که وارد دوزخ می‌شوند، بر من عرضه شدند. یعنی این موضوع به پیامبر ما (که درود و سلام الله بر او باد) وحی شده است. سه نفری که پیش از همه وارد بهشت می‌شوند عبارتند از: اولی شهید است. دومی برده‌ای (بنده‌ای) است که هم عبادتش نسبت به الله و هم خدمتش نسبت به اربابش را به نیکی انجام داده است. به پاداش رنجی که در دنیا متحمل شده، او جزو گروه دومی است که وارد بهشت می‌شود. سومی انسان عفیف و آبرومندی است که عیال‌وار است و از گدایی کردن شرم دارد. این شخص که از کسی درخواست کمک نمی‌کند و برای تأمین معاش خانواده‌اش صبر پیشه می‌کند، در گروه سوم بهشتیان جای دارد. سه نفر اولی که وارد دوزخ می‌شوند عبارتند از: اولی حاکم ستمگر است. دومی ثروتمندی است که زکات نمی‌پردازد و بدین‌سان از ادای حق الله در مالش امتناع می‌ورزد. او مال و ثروت دارد اما زکات نمی‌دهد؛ و چون در این ثروت حق الله قرار دارد، این شخص جزو گروه دوم دوزخیان است. و سومی فقیر متکبر است. کسی که فقیر است اما تکبر می‌ورزد، متعلق به گروه سوم است.

2026-01-12 - Dergah, Akbaba, İstanbul

قُلِ ٱللَّهُمَّ مَٰلِكَ ٱلۡمُلۡكِ تُؤۡتِي ٱلۡمُلۡكَ مَن تَشَآءُ وَتَنزِعُ ٱلۡمُلۡكَ مِمَّن تَشَآءُ وَتُعِزُّ مَن تَشَآءُ وَتُذِلُّ مَن تَشَآءُۖ بِيَدِكَ ٱلۡخَيۡرُۖ إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ (3:26) الله، آن قدرتمند و بلندمرتبه، می‌فرماید: پادشاهی از آن اوست. همه چیز از آن اوست. الله، آن عزیز و جلیل، می‌فرماید: «هر که را بخواهد عزت می‌دهد و هر که را بخواهد خوار می‌گرداند.» چرا این را ذکر می‌کنیم؟ الحمدلله، دیروز... سال‌ها پیش، همان‌طور که شیخ بابا توصیه کرده بودند، نیت کردیم که همسایه ایوب سلطان شویم. نیت بر این شد که آنجا همسایه باشیم و در آنجا خدمت کنیم. چند بار تغییر مکان صورت گرفت. ده سال پیش، افرادی بودند که می‌خواستند معامله‌ای انجام دهند. در ازای این معامله، قرار بود ما یک ساختمان آماده تحویل بگیریم؛ دست‌کم پیشنهادشان این بود. آن‌ها بدون اینکه نیاز به سرمایه‌گذاری پول خودشان باشد، کار را گرفتند؛ قرار این‌گونه بود. ما باید به یک ساختمان تکمیل‌شده نقل مکان می‌کردیم. اما با وعده‌های «امروز» و «فردا»، در نهایت هرگز این اتفاق نیفتاد. چون آن‌ها به قولشان عمل نکردند، ما به دنبال مکان‌های دیگری گشتیم. سرانجام، الحمدلله، موضوع ساختمان و زمین دیروز حل شد. قدم به قدم پیش می‌رود، شکر الله را. چرا این را می‌گویم؟ اگر این ملک مال آن افراد بود... خب، گویا الله آن را برایشان مقدر نکرده بود. در ابتدا از این موضوع عصبانی و ناراحت بودیم. آن‌ها به قولشان عمل نکردند. ما را معطل کردند. گاهی کار پیش می‌رفت، گاهی نه، و بدین‌سان سال‌ها گذشت. اما دیروز دیدیم، الحمدلله، که بخش اعظم ساختمان تقریباً تکمیل شده است، ماشاءالله. آنگاه برایمان روشن شد: گویا الله متعال نمی‌خواست که این خیر به دست آن‌ها انجام شود. او نمی‌خواست؛ برای آن‌ها نصیبی از این ملک مقدر نشده بود. ملک از آنِ الله است. قسمت آن‌ها نبود. اما با کمک‌های کوچک برادران، شاگردان و محبان، این خدمت به انجام خواهد رسید بدون اینکه به آن‌ها محتاج باشیم، ان‌شاءالله. به اذن الله، تا روز قیامت باقی خواهد ماند. این یک وقف است. وقفی است برای رضای الله، تا روز قیامت. این کارِ وقف است؛ هر کس در آن مشارکت کند، برنده است. این شخص عزت می‌یابد (عزیز می‌شود). اما هر کس کوتاهی کند – یعنی کسی که وعده‌ای بدهد و به آن عمل نکند – خود را خوار می‌کند (ذلیل می‌شود). هر کاری هم که بکند، حتی اگر تمام دنیا مال او باشد: او خوار و ذلیل باقی می‌ماند. «ذلیل» یعنی بی‌ارزش بودن، هیچ اهمیتی نداشتن. به همین خاطر نباید خشمگین شد. خواست الله چنین است. هر که را بخواهد عزت می‌دهد و به خود نزدیک می‌گرداند. او نزد الله متعال مقامی والا دارد. «عزیز» یعنی: کسی که دارای مقام والا، باوقار، شرافتمند و بلندمرتبه است. اما «ذلیل» به معنای پستی، خواری و وضعیت بی‌فایده است. پس دلیلی برای خشم یا اندوه وجود ندارد. الله چنین خواسته است. الله چنین مقدر کرده است؛ برخی را عزت بخشید (عزیز) و برخی دیگر را خوار کرد (ذلیل). از این رو نیازی نیست ناراحت یا غمگین باشیم. باید همه چیز را به تقدیر الله سپرد. الله ما را از عزتمندان و از کسانی قرار دهد که بر سر حرفشان می‌مانند. او ما را مالکان حقیقی قرار دهد. زیرا این دارایی برای آخرت است. این مال دنیوی نیست؛ متعلق به الله است و برای رضای او وقف شده است. اینکه او این مال را قسمت چه کسی کند، اصل مطلب است. ان‌شاءالله، نصیبی از این مال که برایمان عزت می‌آورد، به ما عطا فرماید. الله راضی باشد. ان‌شاءالله الله به همه شما توفیق دهد که چنین موقوفات و کارهای خیری را بسیار انجام دهید. الله راضی باشد. الله همه ما را از بندگان مقبول قرار دهد. ان‌شاءالله ما را از کسانی قرار دهد که بدون ترس از فقر انفاق می‌کنند.

2026-01-11 - Dergah, Akbaba, İstanbul

لَّقَدۡ كَانَ لَكُمۡ فِي رَسُولِ ٱللَّهِ أُسۡوَةٌ حَسَنَةٞ (33:21) الله قدرتمند و متعال چنین می‌فرماید. پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) راهنمای شماست. از او پیروی کنید، از کارهای او الگو بگیرید و طبق آنچه او در عمل نشان داده است، رفتار کنید. از او اطاعت کنید و تمام تلاش خود را به کار گیرید تا سنت او را زنده نگه دارید. پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) نه تنها برای مسلمانان، بلکه برای تمام بشریت مایه خیر و برکت و الگویی نمونه است. حتی اگر کسانی که راه او را دنبال می‌کنند مسلمان نباشند، باز هم اعمال او به نفع بشریت است. هر یک از کارهای او، هر آنچه انجام داد، در خدمت منفعت انسان‌هاست. گاهی گفته می‌شود که در میان غیرمسلمانان جاهایی وجود دارد که مردم به نام صداقت و درستی هر کاری می‌کنند. تنها چیزی که نزد آنان کم است، شهادتین (ایمان) است. اما برخی مسلمانان دقیقاً برعکس هستند؛ هر گونه کار ناشایستی انجام می‌دهند و سپس می‌گویند: «ما مسلمان هستیم.» این‌طور نمی‌شود. به همین دلیل، نحوه زندگی پیامبر ما بسیار تعیین‌کننده است. مهم است که او چگونه می‌خورد و چگونه می‌نوشید. کارهایی که انجام می‌داد، چگونگی تقسیم‌بندی روزش... همه این‌ها اموری هستند که مردم باید از آن‌ها الگو بگیرند. روزی پادشاه مصر هدایایی برای پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) فرستاد. همراه با هدایا، پزشکی نیز فرستاد تا مسلمانان را معاینه و درمان کند. پزشک متوجه شد که هیچ‌کس نزد او نمی‌آید؛ هیچ بیماری وجود نداشت. او پرسید: «چگونه این کار را می‌کنید؟» پاسخ دادند: «ما بر اساس سنت پیامبرمان زندگی می‌کنیم؛ خوردن، نوشیدن و رفتار ما بر آن اساس است.» به همین دلیل هیچ‌کس بیمار نمی‌شود. اما امروزه دنیا کاملاً برعکس شده است. مردم همه جور چیزهای غیرضروری می‌خورند و می‌نوشند. علاوه بر آن، داروهای مختلف و مکمل‌های غذایی مصرف می‌کنند. گاهی می‌خواهند لاغر شوند، گاهی چاق شوند، گاهی قوی‌تر شوند... می‌خواهند عضلاتشان بیرون بزند، اینجا چیزی رشد کند، آنجا چیزی بزرگ شود... آن‌ها خود را نابود می‌کنند. طوری رفتار می‌کنند که گویی ما فقط برای تغذیه این بدن خلق شده‌ایم. در حالی که بدن تو برای بندگی الله است. برای آن هم اندازه‌ای وجود دارد. در غذا خوردن باید آن‌گونه عمل کنی که پیامبر ما دستور داده است. نباید معده را بیش از حد پر کرد. در خوردن و نوشیدن همه چیز باید در حد اعتدال باشد تا احساس خوبی داشته باشی. تا بتوانی عبادت‌هایت را نیز انجام دهی. دنیا فقط فکر کردن به بدن نیست؛ حق بدن را به آن بده. الله همه چیز را کامل آفریده است. گمان نکن که: «من خودم باید کار بیشتری انجام دهم تا فرد خاصی شوم.» برای مثال فیل را در نظر بگیر، بزرگترین حیوان؛ از نظر جثه تقریباً چیزی بزرگتر از آن نیست، اما فیل شدن چه فایده‌ای برای تو دارد؟ پس فیل بودن هیچ مزیتی ندارد. الله حیوانات را به گونه‌ای و انسان‌ها را به گونه‌ای دیگر آفریده است. بنابراین باید از سنت پیامبرمان پیروی کرد. برای اینکه یک انسان واقعی باشی و به آرامش برسی، باید همان کاری را انجام دهی که او انجام داده است. آنگاه هم در دنیا و هم در آخرت آرامش خواهی یافت. وگرنه مدام به تو القا می‌کنند: «این را بگیر، خوب است؛ آن را بخور، فایده دارد.» مردم را عادت داده‌اند که ایستاده غذا بخورند، مانند حیوانات. به آن «فست فود» می‌گویند، این خوراکی‌های سرپایی... ایستاده غذا خوردن ناپسند و مکروه است. همچنین ایستاده نوشیدن. برخی مسلمانان که خود را خیلی باهوش می‌دانند، می‌گویند: «ببین، پزشک ثابت کرده است که خوردن و نوشیدن در حالت ایستاده مضر است.» ای انسان، پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) که خیلی وقت پیش این را گفته بود، اما تو به حرف او گوش نمی‌دهی. ۱۴۰۰، ۱۵۰۰ سال پیش پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) این را در عمل نشان داد و بیان کرد. اما تازه الان که یک پزشک یا هر کس دیگری آن را تأیید می‌کند، باورش می‌کنی و می‌گویی: «این درست است.» آیا حرف پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) را باور نداری، ولی حرف پزشک را باور می‌کنی؟ البته که باید به هر آنچه پیامبر ما فرموده است، ایمان داشت. وقتی ایمانت کامل نباشد، دنبال دلیل و مدرک از دیگران می‌گردی تا بتوانی بگویی: «این حقیقت دارد.» در حالی که باید بی‌درنگ حرف پیامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) را باور کنی. خوب است که تمام آنچه را که فرموده انجام دهید؛ البته تا جایی که می‌توانید. الله از قصور ما در آنچه نمی‌توانیم انجام دهیم، بگذرد. الله به ما هوشیاری عطا فرماید. الله به ما زندگی پربرکتی عنایت کند. انسان باید مراقب خانواده‌اش هم باشد و به همین شیوه به فرزندان آموزش دهد. چگونه غذا بخورند، چگونه رفتار کنند، چگونه سلوک داشته باشند... آنگاه فرزندان خوبی پرورش می‌یابند و ان‌شاءالله نسل‌های پربرکتی پدید می‌آیند. الله راضی و خشنود باشد.

2026-01-10 - Dergah, Akbaba, İstanbul

وَفَوۡقَ كُلِّ ذِي عِلۡمٍ عَلِيمٞ (12:76) بالاتر از هر دانایی، کسی هست که بیشتر می‌داند. و البته که برتر از همه آن‌ها الله عزوجل قرار دارد. علم الله متعال بی‌پایان است. امروزه انسان ادعا می‌کند: «ما به دستاوردی رسیده‌ایم.» آن‌ها خیال می‌کنند که بزرگ‌ترین دانش این دوران – و حتی کل تاریخ – را در اختیار دارند. اما این یک اشتباه است. دانش حد و مرزی ندارد. دانشی که آن‌ها کسب کرده‌اند، حتی به اندازه یک نقطه هم نیست. در مقایسه با علم الله، این اصلاً هیچ است. چه هوش مصنوعی باشد یا هر چیز دیگر... آن‌ها حتی به ماشین‌ها هوش داده‌اند. مردم از آن شگفت‌زده می‌شوند و می‌گویند: «چطور ممکن است؟ چقدر عالی!» در حالی که این موضوع ناچیز است. در کنار علم الله عزوجل، این کمتر از یک ذره غبار است. اگر حتی یک ذره غبار هم بود، باز هم زیاد بود. اما در مقایسه با علم الله، هر آنچه که آن‌ها تولید می‌کنند، حتی یک نقطه هم نیست. عظمت الله هیچ حد و مرزی نمی‌شناسد. انسان‌ها گمان می‌کنند با اختراعات دنیوی خود کار بزرگی انجام داده‌اند. آن‌ها آن را مهم می‌پندارند. اما در حقیقت هیچ ارزشی ندارد. به هر حال نمی‌توان هیچ مقایسه‌ای با الله انجام داد. غیرممکن است بگوییم: «الله این‌قدر بزرگ‌تر است و ما این‌قدر کوچک‌تریم.» چنین مقایسه‌ای وجود ندارد. زیرا وجود او تنها وجود حقیقی است. وجود ما برابر با صفر است؛ در واقع اصلاً وجود ندارد. تنها کسی که حقیقتاً وجود دارد، الله عزوجل است. باید در برابر عظمت و قدرت او سر تعظیم فرود آورد. باید با تواضع تسلیم شد. گفته می‌شود «اسلم تسلم»: «تسلیم شو تا رستگار شوی.» وگرنه بی‌فایده است که انسان با تکبر فخرفروشی کند: «من دانشمند بزرگی هستم، من دانش دارم، ما خیلی پیشرفته‌ایم.» همه این‌ها تنها زمانی فایده دارد که انسان تسلیم علم، قدرت و عظمت الله شود. وگرنه همه این‌ها هیچ ارزشی ندارد. نباید گذاشت که این علوم دنیوی انسان را فریب دهند. دانش حقیقی یعنی شناخت الله. اگر انسان او را نشناسد، همه چیزهای دیگر بی‌معنی هستند. هر کس در آخرین نفس رحمت الله را به دست آورد، او برنده شده است. اما این به اصطلاح فوق‌هوشمندها، این دانشمندان... در پایان اغلب نه عقلی برایشان می‌ماند و نه چیز دیگری؛ الله ما را محفوظ بدارد. این هوش چه سودی برایشان داشت؟ هیچ. آنچه واقعاً سودمند است، تسلیم شدن در برابر عظمت الله و ورود به اسلام است، ان‌شاءالله. ان‌شاءالله که الله این زیبایی را نصیب انسان‌ها بگرداند.

2026-01-09 - Dergah, Akbaba, İstanbul

وَلَقَدۡ أَضَلَّ مِنكُمۡ جِبِلّٗا كَثِيرً (36:62) الله در این آیه به ما خبر می‌دهد که شیطان انسان‌ها را به راه غلط کشانده است. «ضلالت» به معنی گمراهی و اعمال بد است. شیطان به بدی امر می‌کند و راه رسیدن به آن را نشان می‌دهد. او با حیله‌ها و انواع بازی‌ها انسان‌ها را فریب می‌دهد و آن‌ها را از راه راست منحرف می‌کند. و آن‌ها راهی را که در پیش گرفته‌اند، راه درست می‌پندارند. آن‌ها حتی دیگران را مجبور می‌کنند که مانند آنان عمل کنند. با اینکه عملشان بد است، آن را کاری خوب می‌دانند. قضیه از چه قرار است؟ این همان فریب شیطان و نیرنگ او با انسان است. او آن‌ها را از راه به در می‌کند، در حالی که آن‌ها گمان می‌کنند کار مهمی انجام می‌دهند. در حالی که سرانجامی شوم در انتظار کسانی است که این راه را می‌روند: زندگی بد، مرگی بد و آخرتی بد. البته این گمراهی – یا همان ضلالت – درجات مختلفی دارد. برخی کاملاً گمراه شده‌اند؛ آن‌ها کافر (بی‌ایمان) هستند. کافر به کسانی گفته می‌شود که به الله ایمان ندارند و او را به رسمیت نمی‌شناسند. یا کسانی غیر از «اهل کتاب» که بت‌ها یا موجودات دیگر را می‌پرستند؛ آن‌ها نیز جزو کافران محسوب می‌شوند. سپس در میان «اهل کتاب» کسانی هستند که از راه پیامبران راستین پیروی نمی‌کنند. شیطان آن‌ها را نیز فریب داده و به آن‌ها القا می‌کند که: «شما در راه درست هستید»، و آن‌ها را به انجام کارهای مختلف وا می‌دارد. و سپس کسانی هستند که با اینکه مسلمانند و دین را ترک نکرده‌اند، اما در میان مسلمانان فتنه و فساد برپا می‌کنند. این‌ها کسانی هستند که مسلمانان را می‌کشند، قتل‌عام می‌کنند یا شکنجه می‌دهند. این افراد نیز ادعا می‌کنند: «ما مسلمان هستیم»، اما به مسلمانان آسیب می‌رسانند. آن‌ها نیز در مسیر گمراهی هستند. در آخرت نیز عذابی در انتظار آن‌هاست. تمام اعمال آن‌ها نزد الله محفوظ و ثبت شده است. هیچ چیز پنهان نمی‌ماند؛ در آخرت آن‌ها نیز باید تاوان اعمال خود را پس بدهند. الله به انسان‌ها عقل و خرد داده است تا فریب شیطان را نخورند. اگر اجازه دهید فریب بخورید، قطعاً مجازات خود را دریافت خواهید کرد. راه روشن است؛ راه الله آشکار است. دو راه وجود دارد: راه شیطان یا راه الله. انسان‌ها باید راه الله را انتخاب کنند، زیرا او به آن‌ها عقل داده است. برخی از مسلمانانی که در این گمراهی هستند، حتی مفهوم «عقل» را به غلط تفسیر می‌کنند. پایه و اساس ایمان چیست؟ آن‌ها می‌گویند: «قرآن و عقل». قرآن صحیح است؛ اما منظور از «عقل» در اینجا، معیار‌هایی است که پیامبر ما (درود و سلام الله بر او باد) نشان داده و تبیین کرده است. قرآن به تنهایی کافی نیست... قرآن هست، اما عقل حقیقی همان سنت است، یعنی عقل پیامبر ما. آن عقل خود ما نیست. عقل ما برای آن کافی نیست. اگر هر کس تنها به میل خود عمل کند، هرج‌ومرج محض به وجود می‌آید. کلمه «أَضَلَّ» که در آیه ذکر شده، از «ضلالت» می‌آید؛ به این معنی که شیطان آن‌ها را گمراه کرده است. و با اینکه فریب خورده‌اند، خود را عالم جا می‌زنند. شیطان با آن‌ها مانند یک اسباب‌بازی بازی می‌کند. الله ما را از شر شیطان و از قدم گذاشتن در این راه گمراهی حفظ فرماید. ان‌شاءالله که او نگذارد ما از راه راست منحرف شویم.

2026-01-08 - Dergah, Akbaba, İstanbul

وَقُلِ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكُمۡۖ فَمَن شَآءَ فَلۡيُؤۡمِن وَمَن شَآءَ فَلۡيَكۡفُرۡۚ (18:29) الله عزوجل به ما فرمان می‌دهد که حقیقت را بیان کنیم. او می‌فرماید: «هر که می‌خواهد، ایمان بیاورد و هر که می‌خواهد، کفر ورزد.» این حکمتی از جانب الله عزوجل برای مردم است. حکمت او نباید زیر سوال برود. دانش ما با دانش او قابل مقایسه نیست. حد و مرز دانش ما مشخص است، اما ما به دانش الله نمی‌رسیم. حتی پیامبر ما – که درود و سلام بر او باد – که دارای بالاترین مقام است: برای ما غیرممکن است که به حکمت و دانش او دست یابیم. از این رو الله عزوجل به پیامبر ما – که درود و سلام بر او باد – فرمود: «این را ابلاغ کن؛ حقیقت را بگو.» «هر که می‌خواهد ایمان بیاورد، بیاورد؛ و هر که نمی‌خواهد، خودش تصمیم می‌گیرد.» اما حسابرسیِ کسانی که ایمان نمی‌آورند، بسیار سنگین خواهد بود. ایمان نعمتی بزرگ است؛ همان‌طور که همیشه می‌گوییم، افتخاری بزرگ است. این یک برد است؛ بله، بزرگترین برد. زیرا در این دنیا انسان یا می‌برد یا می‌بازد و به هر طریقی روزگار می‌گذراند. تا زمانی که بمیرد... اما وقتی مرد، دیگر بازگشتی وجود ندارد. بازگشت محال است. به محض اینکه روح بدن را ترک کند، جایگاهش تغییر می‌کند و جایگاه بدن نیز چیز دیگری می‌شود. این دو دیگر با هم متحد نیستند. و هنگامی که چنین شود، دیگر هیچ چیزی سود نمی‌بخشد. بنابراین باید حقیقت را بگویی، اما نباید کسی را مجبور کنی. هر که می‌خواهد، ایمان بیاورد. به هر حال تو حق اعمال زور را نداری. ما در دورانی زندگی می‌کنیم که ایمان بسیار ضعیف است. پس نگو: «من باید این کار یا آن کار را به زور انجام دهم»، بلکه به سادگی حقیقت را بگو. کسی که حقیقت را می‌گوید، نیاز نیست از کسی واهمه داشته باشد. این کلام حقیقت است. چون اجباری در کار نیست، می‌گویم: هر که آن را می‌پذیرد، بپذیرد؛ و هر که نه، خودش تصمیم می‌گیرد. با خشونت یا کتک نمی‌توان ایمان را تحمیل کرد، این روش کارساز نیست. این کار تنها به خودت آسیب می‌رساند. از این رو، این کلام الله عزوجل بسیار شگفت‌انگیز است؛ درست همین است. حقیقت را بگو: هر که می‌خواهد آن را بپذیرد؛ و هر که نمی‌خواهد، رهایش کند. چه بگویی «ایمان دارم» یا «ایمان ندارم»: اگر ایمان داشته باشی، برنده تویی. اگر ایمان نیاوری، زیانی عظیم برای تو خواهد بود. زیانی که جبران‌ناپذیر است. وقتی انسان آخرین نفس را می‌کشد و بدون ایمان می‌رود – پناه بر الله – دیگر راه نجاتی نیست. در این دنیا بازگشت هنوز ممکن است؛ می‌توانی توبه کنی و آمرزش بخواهی و الله می‌بخشد. اما همین که آخرین نفس برآید، دیگر دیر شده است. بنابراین انسان باید پای حقیقت بایستد، آن را بیان کند و بپذیرد، ان‌شاءالله. امید که الله ما را در زمره کسانی قرار دهد که حقیقت را می‌پذیرند.

2026-01-07 - Dergah, Akbaba, İstanbul

مِّنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ رِجَالٞ صَدَقُواْ مَا عَٰهَدُواْ ٱللَّهَ عَلَيۡهِۖ فَمِنۡهُم مَّن قَضَىٰ نَحۡبَهُۥ وَمِنۡهُم مَّن يَنتَظِرُۖ (33:23) الله، قدرتمند و بلندمرتبه، می‌فرماید: «اینان انسان‌هایی هستند که به عهد خود با الله وفادار ماندند و از قول خود برنگشتند.» الله آن‌ها را «مردان» (رجال) خطاب می‌کند. «مرد» بودن تنها به معنای مذکر بودن نیست؛ اگر زنی هم این ویژگی را داشته باشد، او نیز به مقام مردانگی می‌رسد. اما کسی که خود را مرد می‌پندارد ولی سر حرفش نمی‌ماند، نه مرد است و نه زن؛ این‌گونه باید آن را فهمید. اینجا بحث تفاوت میان زن و مرد نیست؛ الله کسانی را که بر سر پیمان خود می‌مانند، به خاطر این صفت می‌ستاید. او چه می‌فرماید؟ کسانی که در راه الله هستند و استقامت می‌ورزند، انسان‌های ارزشمندی هستند؛ آنان رستگارانند. آنان کسانی هستند که از قول خود برنمی‌گردند و نزد الله مقبول‌اند. هنگامی که اجلشان فرا رسد، در همین راه جان می‌سپارند. و تا زمانی که زنده‌اند، بر همان راه و وفادار به عهدی که بسته‌اند، ادامه می‌دهند. دقیقاً با همین ویژگی... برادری آلمانی‌تبار که در زمان مولانا شیخ ناظم به اسلام مشرف شده بود – الله او را رحمت کند – دیروز وفات یافت. او بیش از چهل سال پیش در حضور مولانا شیخ ناظم مسلمان شد. او استاد فلسفه بود. فلسفه چیزی است که بر شک و تردید بنا شده است. با این حال، به لطف کرامت مولانا شیخ ناظم، الحمدلله، او مسلمان شد. بیش از چهل سال در این راه، هم به خود و هم به اطرافیانش خدمت کرد. افراد بسیاری به وسیله او هدایت یافتند. نه تنها غیرمسلمانان... گاهی مسلمانان نیز ممکن است از راه منحرف شوند. او آنان را نیز به این راه راست بازمی‌گرداند. سرانجام، او به عنوان بنده محبوب الله از این دنیا رفت. مهم همین است: ما برای چه در این دنیا خلق شدیم و چه کردیم؟ الله به تو می‌گوید چرا خلق شده‌ای؛ اما تو مانند مرغ سرکنده به هر سو می‌دوی و آن را درک نمی‌کنی. کسانی که می‌فهمند، می‌دانند: وقتی انسان حقیقت را یافت، باید به آن چنگ بزند. با همین حقیقت به جهان دیگر خواهی رفت و با همین حقیقت، به اذن الله، در پیشگاهِ حق، یعنی الله، حاضر خواهی شد. الله همه ما را در این راه ثابت‌قدم بگرداند. کسانی هستند که در میانه راه می‌لغزند. در حالی که از این سو به آن سو می‌دوند و می‌گویند: «از این خوشم می‌آید، از آن خوشم نمی‌آید»، ناگهان می‌بینند که از دنیا رفته‌اند بدون اینکه چیزی یافته باشند. الله ما را از آنان قرار ندهد و ثابت‌قدممان دارد. تا زمانی که پروردگارمان را بیابیم؛ تا وقتی که در آنجا پیامبرمان و مشایخمان را ملاقات کنیم، الله همه ما را ثابت‌قدم بدارد، ان‌شاءالله.