السلام عليكم ورحمة الله وبركاته أعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. والصلاة والسلام على رسولنا محمد سيد الأولين والآخرين. مدد يا رسول الله، مدد يا سادتي أصحاب رسول الله، مدد يا مشايخنا، دستور مولانا الشيخ عبد الله الفايز الداغستاني، الشيخ محمد ناظم الحقاني. مدد. طريقتنا الصحبة والخير في الجمعية.

Mawlana Sheikh Mehmed Adil. Translations.

Translations

2026-03-01 - Dergah, Akbaba, İstanbul

پیامبر ما (درود و سلام الله بر او باد) می‌فرماید: «کسی که ایمان دارد، باید یا سخن نیک بگوید یا سکوت کند.» اگر کسی حرف نیکی برای گفتن ندارد، بهتر است سکوت کند. زیرا اغلب افراد زیادی هستند که بدون آگاهی سخن می‌گویند. وقتی این اتفاق می‌افتد، به جای نیکی، فقط بدی و مصیبت به بار می‌آید. به همین دلیل، در برخی مواقع بهتر است سکوت کرد. انسان باید همواره آگاه باشد که چه می‌گوید. او باید از خود بپرسد: «آیا من سخن نیک می‌گویم یا بد؟ آیا کلمات من خوب هستند یا بد؟» درباره زمانه امروز ما، سرورمان علی احتمالاً زمانی فرمودند: «Hādhā zamānu's-sukūt wa mulāzamati'l-buyūt.» او با این سخن، حتی در ۱۴۰۰ سال پیش فرمود: «این زمانی برای سکوت و در خانه ماندن است.» امروز ما بسیار بیشتر از آن زمان به این امر نیاز داریم. هیچ دلیلی برای زیاد حرف زدن وجود ندارد. انسان باید فقط چیزی را بگوید که خوب و مفید است. زیرا اگر حرف بدی بزنی، در هر صورت فقط به خودت آسیب می‌رسانی. اما اگر سخن نیکی بگویی، برکت و منفعت به همراه دارد. اما همان‌طور که پیش‌تر ذکر شد، راه پیامبر ما (درود و سلام الله بر او باد) راهی بسیار زیباست. آنچه او آموزش داده است، در خدمت خیر و صلاح تمام بشریت است. بنابراین این نه تنها برای مسلمانان، بلکه برای همه انسان‌ها خوب است. مردم باید از پیامبر ما (درود و سلام الله بر او باد) بیاموزند که چه باید بکنند. هر کس در این دنیا به دنبال خوبی و زیبایی است، باید این راه را دنبال کند. همه راه‌های دیگر به ناامیدی ختم می‌شوند؛ آنها هرگز به پایان خوشی منجر نمی‌گردند. باشد که الله ما را در این راه استوار بدارد. باشد که در مصیبت گرفتار نشویم، ان‌شاءالله. هر چه انسان می‌بیند واقعی نیست، و هر چه گفته می‌شود درست نیست. بنابراین بی‌دلیل ذهن خود را درگیر آن نکن. هر کاری که می‌کنی، خود را با سخنان پیامبر ما (درود و سلام الله بر او باد) هماهنگ کن. باشد که الله ما را از این راه منحرف نسازد. باشد که الله از اسلام و مسلمانان محافظت کند. باشد که او محافظی برای ما بفرستد. ما در آخرالزمان زندگی می‌کنیم. قطعاً برای تمام این مشکلات و سختی‌ها تنها یک راه‌حل وجود دارد: همان‌طور که پیامبر ما (درود و سلام الله بر او باد) بشارت دادند، ان‌شاءالله با ظهور مهدی دیگر هیچ مشکلی وجود نخواهد داشت. ان‌شاءالله که الله به ما کمک کند و ظهور او را زودتر محقق سازد.

2026-02-28 - Dergah, Akbaba, İstanbul

پیامبر ما (درود و سلام الله بر او باد) فرمود: «کسی که به یک روزه‌دار افطاری بدهد، پاداشی همانند روزه‌دار دریافت می‌کند.» در این میان، چیزی از پاداش خود روزه‌دار کم نمی‌شود. یکی از صفات مبارک الله، بخشندگی اوست. او از یکی نمی‌گیرد تا به دیگری بدهد؛ الله از فضل و فراوانی خود می‌بخشد. این فرصت‌ها نیز از جمله نعمت‌هایی هستند که الله به مؤمنان عطا می‌کند و در واقع می‌فرماید: «بگیرید» و «از آن بهره‌مند شوید». در مورد افطاری دادن نیز چنین است؛ هر کار نیکی با پاداشی چند برابری جبران می‌شود. امروز دهمین روز ماه رمضان است. تمام ستایش‌ها سزاوار الله است. روزه گرفتن سخت نیست، حتی اگر مردم گاهی چنین فکر کنند. این زیبایی در هیچ چیز دیگری یافت نمی‌شود. زیبایی روزه را کسانی که روزه نمی‌گیرند، نه می‌توانند درک کنند و نه بچشند. همان‌طور که پیامبر ما (درود و سلام الله بر او باد) فرمود، روزه‌دار نزد الله دو شادی دارد. در هنگام افطار، هر کسی که روزه است، شادی، آرامش درونی و زیبایی بزرگی را احساس می‌کند. شادی دیگر، پاداشی است که در آخرت برای آن عطا می‌شود - و این شادی اصلی است. اما حداقل بخش کوچکی از این شادی، در هنگام افطار نصیب مسلمانان روزه‌دار می‌شود. به همین دلیل، انسان روزه‌دار واقعاً سعادت‌مند است. او فریب شیطان را نخورده و از نفس خود پیروی نکرده است. هرچه انسان بیشتر در برابر شیطان و نفس خود بایستد، برای او بهتر است. اگر تسلیم آن‌ها شود، برده آن‌ها شده و بی‌هدف سرگردان می‌شود. در آن صورت فقط دائماً در تلاش است تا خواسته‌های آن‌ها را برآورده کند. در حالی که آن‌ها باید تابع تو باشند؛ نفس تو باید در برابر تو سر خم کند و شیطان باید از تو دور بماند. دقیقاً باید همین‌طور باشد. اگر این کار را انجام دهی، هم در این دنیا و هم در آخرت به خوشبختی و آرامش دست می‌یابی. عبادات و کارهای نیکی که در این دنیا انجام می‌شوند، فواید بزرگ، قدرت و هر خیری را برای انسان به ارمغان می‌آورند. بنابراین بیایید نعمت‌هایی را که الله به ما عطا کرده است، با شکرگزاری بپذیریم. بیایید عبادات خود را با شادی انجام دهیم، ان‌شاءالله. الله ما را در این راه موفق بگرداند. الله به کسانی که عبادات خود را انجام نمی‌دهند نیز هدایت عنایت فرماید تا این زیبایی‌ها نصیب آن‌ها هم بشود، ان‌شاءالله.

2026-02-27 - Dergah, Akbaba, İstanbul

شیطان ملعون هرگز آرام نمی‌گیرد، او بی‌وقفه تلاش می‌کند. او هر چه در توان دارد انجام می‌دهد تا بشریت را به جهنم بکشاند؛ خستگی‌ناپذیر و بدون تردید، پیوسته به انسان‌ها حمله می‌کند. بیشتر انسان‌ها به هر حال از او پیروی می‌کنند و با او هستند. برای کسانی که با او نیستند، او مطلقاً هیچ تحملی ندارد؛ او می‌خواهد همه آن‌ها را به جهنم ببرد. الله ما را از این امر حفظ کند. بنابراین، این همراه بودن با الله است که ما را نجات می‌دهد. هیچ چیز دیگری برای بشریت مفید نخواهد بود. زیرا این فرمانروایی الله است، این اراده الله است؛ مخالفت با او احمقانه است. وقتی الله آن را عطا کرده است، باید از او پیروی کرد. باید از راه زیبایی که او به ما داده است پیروی کرد. با دشمن همراه نباشید. «إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا» الله می‌فرماید. (35:6) بزرگترین دشمن، شیطان است. الله می‌فرماید: «او را به عنوان دوست نگیرید، او را به عنوان همراه نپذیرید، او را دشمن بدانید.» یک دشمن، یعنی شیطان، هرگز دوست نخواهد شد. چگونه می‌تواند دوست شود؟ تنها در صورتی که به راه الله بیاید، دوست خواهد شد. با کسی که در راه الله نیست و مخالف الله است، نباید دوستی کرد. با شیطان نمی‌توان دوست بود. او خیر شما را نمی‌خواهد. او پیوسته بدی می‌خواهد. او پیوسته هر گونه غم و عذاب را می‌خواهد؛ هر شری که وجود داشته باشد، آن را برای شما آرزو می‌کند. اگر در روز یا شب حتی کوچکترین خوبی در انسان‌ها ببیند، تلاش می‌کند آن را از بین ببرد. بنابراین مراقب باشید. با شیطان دوستی نکنید. از راه او پیروی نکنید. از او دور بمانید. از سربازان او نیز دور بمانید. یعنی، او پیوسته فکر می‌کند: «چگونه می‌توانم این جوامع را فاسد کنم، چقدر می‌توانم تباهی به بار بیاورم؟» او هیچ دغدغه دیگری ندارد. او هیچ چیزی به نفع انسان‌ها نمی‌خواهد... چه رسد به مسلمانان، او دشمن تمام بشریت است. مهم نیست انسان‌ها چقدر بدی می‌کنند، او می‌خواهد که آن‌ها حتی بیشتر انجام دهند. الله ما را از شر آن‌ها حفظ کند. با کسانی همراه باشید که در راه الله هستند. با کسانی همراه باشید که در راه پیامبر ما (درود و سلام الله بر او باد) هستند. تنها به یکی از این دو تمسک نجویید، بلکه همزمان به هر دو پایبند باشید. زیرا اگر این کار را نکنید، شیطان شما را به چنگ خواهد آورد. کسانی که می‌پرسند: «طریقت چیست؟»، همچنین می‌گویند: «طریقت ضروری نیست.» دانش کسانی که چنین چیزی می‌گویند، به هر حال هیچ سودی ندارد. حتی اگر هزاران کتاب بنویسند، حتی اگر هر چقدر که می‌خواهند شاگرد تربیت کنند؛ بدون ایمان، همه آن‌ها در دستان شیطان هستند. الله ما را از شر آن‌ها حفظ کند. ان‌شاءالله که او ما را از راه راست منحرف نسازد.

2026-02-26 - Dergah, Akbaba, İstanbul

مَن يُضۡلِلِ ٱللَّهُ فَلَا هَادِيَ لَهُ (7:186) خوشبخت واقعی کیست؟ او انسانی است که الله به او هدایت عطا کرده است. زیرا این امر به اراده الله صورت می‌گیرد. انسانی که به هدایت دست یافته، نجات یافته است. اما اگر از هدایت بی‌بهره باشد، و اگر الله آن را به او عطا نکند، در این صورت او انسانی قابل ترحم است. ممکن است تمام دنیا متعلق به او باشد. او ممکن است صاحب همه‌چیز باشد، اما هیچ بهره‌ای از آخرت ندارد. از دست دادن آخرت، بدترین اتفاقی است که می‌تواند برای یک انسان رخ دهد. در این دنیا، او خود را غرق در هر نوع لذت و گناهی می‌کند... او از هیچ لذتی چشم‌پوشی نمی‌کند. او به‌سادگی همه‌چیز را امتحان می‌کند. اما در نهایت هیچ‌چیز برای او باقی نمی‌ماند. یعنی برای آخرت، تنها گناهانش برای او باقی می‌مانند. او مسلماً تیره‌بخت‌ترین انسان است. در مقابل، فرد خوشبخت کسی است که در راه الله قرار دارد، از او اطاعت می‌کند، نماز می‌خواند، روزه می‌گیرد، زکات می‌دهد و به تمام وظایفش عمل می‌کند. زیرا شیطان در کمین اوست و می‌خواهد او را از این راه بازدارد. هر کاری هم که بکنی، شیطان تو را به حال خود رها نخواهد کرد. بنابراین انسان‌ها در این مسیر باید شکرگزار الله باشند و او را ستایش کنند. ما در این مسیر قرار داریم، اما در بیرون می‌بینیم: در وسط ماه رمضان، عده‌ای در روز روشن غذا می‌خورند. هیچ دلیلی وجود ندارد که به خاطر این موضوع از دست آن‌ها عصبانی شویم. بلکه باید به حال آن‌ها دلسوزی کرد. آن‌ها انسان‌های قابل ترحمی هستند. آن‌ها هیچ بهره‌ای از آخرت ندارند، الله ما را از آن محفوظ بدارد. بنابراین ما باید از الله سپاسگزار باشیم. همچنین نیازی نیست بگوییم: «من از او بهترم.» در عوض باید گفت: «شکر الله، الله ما را در این راه ثابت‌قدم بدارد.» ما اغلب این را می‌بینیم، گاهی اوقات چنین شکایت‌هایی به گوش ما می‌رسد: «پسر من روزی پنج بار نماز می‌خواند، او بسیار متدین بود؛ نمی‌فهمم چه اتفاقی افتاد. حالا دیگر هیچ کاری نمی‌کند، با دوستان ناباب می‌گردد، نماز را ترک کرده و درگیر کارهای بد شده است.» بنابراین انسان در راه الله باید همیشه شکرگزار باشد و از الله یاری بجوید تا بتوانیم استوار بمانیم. باشد که او ما را از این راه منحرف نسازد. این راه، راهی بسیار زیباست. الله به دیگران نیز هدایت عطا کند تا آن‌ها هم بتوانند این زیبایی را بچشند. زیرا زیبایی ایمان با هیچ چیز دیگری قابل‌مقایسه نیست. ما می‌بینیم که دنیا در چه وضعیتی قرار دارد. لذت‌های دنیوی نیز حد و مرزی دارند. خواسته‌های نفس بی‌پایان به نظر می‌رسند، اما آن‌ها نیز روزی به یک مرز برخورد می‌کنند. یعنی از یک نقطه به بعد دیگر ادامه‌ای در کار نیست؛ انسان دیگر هیچ لذتی احساس نمی‌کند. به همین دلیل آن‌ها مدام به دنبال چیزهای جدیدی هستند تا امتحانشان کنند. فرقی نمی‌کند چه باشد، خوب یا بد، نفس حتی در پی بدترین چیزها نیز می‌رود. اما همان‌طور که گفته شد، مرزی وجود دارد که نمی‌توان از آن عبور کرد. انسان می‌تواند این زیبایی کامل را تنها در بهشت برای ابدیت تجربه کند. برای رسیدن به این زیبایی، باید در این دنیا از راه الله پیروی کرد. الله به انسان‌ها هدایت عطا فرماید. الله ما را حفظ کند.

2026-02-25 - Dergah, Akbaba, İstanbul

وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ ۖ فَمَن شَاءَ فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاءَ فَلْيَكْفُرْ (18:29) الله متعال می‌فرماید: «حقیقت را بگو.» الله متعال می‌فرماید: «هر کس می‌خواهد ایمان بیاورد و هر کس می‌خواهد کفر بورزد.» چیزهای بسیاری وجود دارد که در نگاه اول شبیه حقیقت به نظر می‌رسند. از آنجایی که مسلمانان به این افراد احترام می‌گذارند، حرف‌هایشان را باور می‌کنند. اما بیشتر اوقات، آنچه شبیه حقیقت به نظر می‌رسد، اصلاً حقیقت نیست. مسلمانان اغلب خوش‌باور هستند و خیلی زود فریب می‌خورند. خوش‌قلبی بزرگی در میان مسلمانان وجود دارد، به همین دلیل به این راحتی فریب می‌خورند. از همان زمان پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) افراد بسیاری بوده‌اند که سعی داشتند اسلام را نابود کنند. هیچ‌گاه کمبودی در انواع توطئه‌ها وجود نداشته است. در دویست سال گذشته، آن‌ها امپراتوری عثمانی و خلافت را سرنگون کردند. اما چگونه توانستند این کار را بکنند؟ از طریق هر نوع تفرقه و فساد – و در نهایت آن را از درون نابود کردند. دقیقاً چگونه امپراتوری عثمانی را سرنگون کردند؟ عالم‌نمایانی پیدا شدند، مردم را با تهمت‌ها و دروغ‌هایی علیه سلاطین فریب دادند و در نهایت دولت را به سقوط کشاندند. آن‌ها خلافت و اسلام را به انحطاط کشاندند. این انحطاط چگونه رخ داد؟ زمانی رخ داد که دیگر خلیفه‌ای وجود نداشت. ما خود می‌بینیم، وضعیت امروز چنین است. بنابراین در اینجا معیاری وجود دارد که باید به آن توجه کنیم. این معیار چیست؟ آخرین خلیفه حاکم، اعلی‌حضرت سلطان عبدالحمید خان بود. هر کس که با او مخالفت کرد، گفتار و کردارش قابل قبول نیست. مهم نیست چقدر خوب به نظر می‌رسیدند – چه به عنوان مسلمان، چه میهن‌پرست یا هر چیز دیگر – هیچ‌یک از آن‌ها هیچ ارزشی ندارند. پس از اینکه آن‌ها در برابر خلیفه ایستادند و اسلام را به سقوط کشاندند، هر چقدر هم که کتاب بنویسی یا عناوینی را به خود نسبت دهی؛ همه این‌ها فقط حرف‌های توخالی است. نزد آن‌ها حرف بسیار است، اما عمل اندک. در مقابل، سلطان عبدالحمید زیاد حرف نمی‌زد، اما کارهای بسیار عظیمی انجام داد. و دقیقاً به همین دلیل ارزش واقعی او شناخته نشد. مردم ترجیح دادند پیرو کسانی شوند که فقط سخنان پرطمطراق می‌گفتند. آن‌ها بهانه‌ای یافتند و او را از تخت سلطنت به زیر کشیدند. در قرآن مجید نیز در این باره چنین آمده است: وَالشُّعَرَاءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ (26:224) و شاعران و خوش‌بیان‌ها را تنها فریب‌خوردگانی پیروی می‌کنند که همچون گوسفند به این سو و آن سو کشانده می‌شوند. اصل مطلب دقیقاً همین است. ما باید به این موضوع بسیار دقت کنیم. الله ما را حفظ کند؛ بسیاری از افرادی که خوب می‌شناختیم و فکر می‌کردیم خوب هستند، در واقعیت اصلاً خوب نبودند. الله همه ما را ببخشد. الله به ما هوشیاری و بصیرت عطا فرماید. ان‌شاءالله که او به ما توفیق دهد تا خیر و شر را به روشنی تشخیص دهیم.

2026-02-24 - Dergah, Akbaba, İstanbul

سپاس الله را که ما را مسلمان آفرید. به واسطه این نعمتی که او به ما عطا کرده است، ما به تمام خوبی‌ها دست یافته‌ایم. سخاوت الله متعال بی‌کران است. به عنوان نعمتی دیگر، او عباداتی را بر ما مقرر کرده است که زمان‌های مشخصی دارند. عبادت در این ماه رمضان، البته شامل روزه و نماز تراویح است. ختم کامل قرآن و پرداخت زکات همیشه خوب است، اما در این ماه پاداش آن بسیار بیشتر است. گفته می‌شود پاداش آن هفتصد برابر، و بلکه بسیار بیشتر از آن است. الله متعال می‌فرماید: «این ماه متعلق به من است و هیچ‌کس نمی‌تواند کاری را که من انجام می‌دهم زیر سؤال ببرد.» به حکمت الله، این رمضان ماهی مبارک است. «پاداش هر کار نیک و هر عبادتی تنها نزد من است.» الله متعال می‌فرماید: «آن حتی بسیار بیشتر از هفتصد برابر است.» سخاوت او بی‌کران است و ما نیازمندیم. ما محتاج سخاوت او هستیم. هر چقدر هم که او به ما عطا کند، ما ان‌شاءالله همیشه برای بیشتر از آن دعا می‌کنیم. ان‌شاءالله که او آن را کم نکند، بلکه افزون گرداند؛ باشد که او اعمال نیک و ایمان ما را تقویت کند. این الله است که عطا می‌کند. بنابراین دلیلی برای خودداری وجود ندارد. برخی افراد تردید می‌کنند، اما شما تردید نکنید. از الله متعال بخواهید. بگویید: «یا الله، به من عطا کن.» بیایید در این ماه تلاش کنیم تا حد امکان کارهای نیک انجام دهیم و کمک کنیم. این ماهی مبارک است. الله از همه شما راضی باشد. روزه در روز، نماز در شب، تراویح – حتی افطار نیز نزد الله پاداش عظیمی به همراه دارد. سحری نیز پاداش به همراه دارد. بنابراین، الله هر فرصت ممکنی را به ما می‌دهد و می‌فرماید: «پاداش‌ها را جمع کنید، سهم خود را بردارید.» «من عطا می‌کنم، پس آن را بگیرید.» الله می‌فرماید: «شما نیازمندید؛ پس از من بخواهید و بگیرید.» الله ما را ثابت‌قدم بدارد و ایمانمان را تقویت کند. ان‌شاءالله این ماه مبارک سرشار از خیر و برکت باشد. باشد که برای همنوعان ما نیز سودمند واقع شود. باشد که او به کسانی که از راه منحرف شده‌اند، بازگشت به راه راست را عطا فرماید. ان‌شاءالله که آنها نیز این زیبایی را بچشند.

2026-02-24 - Bedevi Tekkesi, Beylerbeyi, İstanbul

قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: في خمس من الإبل شاة، وفي عشر شاتان، وفي خمس عشرة ثلاث شياه، وفي عشرين أربع شياه، وفي خمس وعشرين ابنة مخاض إلى خمس وثلاثين۔ فإن زادت واحدة ففيها ابنة لبون إلى خمس وأربعين۔ فإذا زادت واحدة ففيها حقة إلى ستين۔ فإذا زادت واحدة ففيها جذعة إلى خمس وسبعين۔ فإن زادت واحدة ففيها ابنتا لبون إلى تسعين۔ فإذا زادت واحدة ففيهما حقتان إلى عشرين ومائة۔ فإذا كانت الإبل أكثر من ذلك ففي كل خمسين حقة، وفي كل أربعين بنت لبون۔ فإذا كانت إحدى وعشرين ومائة ففيها ثلاث بنات لبون حتى تبلغ تسعا وعشرين ومائة۔ فإذا كانت ثلاثين ومائة ففيها بنتا لبون وحقة حتى تبلغ تسعا وثلاثين ومائة۔ فإذا كانت أربعين ومائة ففيها حقتان وبنت لبون حتى تبلغ تسعا وأربعين ومائة۔ فإذا كانت خمسين ومائة ففيها ثلاث حقاق حتى تبلغ تسعا وخمسين ومائة۔ فإذا كانت ستين ومائة ففيها أربع بنات لبون حتى تبلغ تسعا وستين ومائة۔ فإذا كانت سبعين ومائة ففيها ثلاث بنات لبون وحقة حتى تبلغ تسعا وسبعين ومائة۔ فإذا كانت ثمانين ومائة ففيها حقتان وابنتا لبون حتى تبلغ تسعا وثمانين ومائة۔ فإذا كانت تسعين ومائة ففيها ثلاث حقاق وبنت لبون حتى تبلغ تسعا وتسعين ومائة۔ فإذا كانت مائتين ففيها أربع حقاق أو خمس بنات لبون، أي السنين وجدت أخذت۔ وفي سائمة الغنم في كل أربعين شاة شاة إلى عشرين ومائة۔ فإن زادت واحدة ففيها شاتان إلى مائتين۔ فإذا زادت على المائتين ففيها ثلاث إلى ثلاثمائة۔ فإن كانت الغنم أكثر من ذلك ففي كل مائة شاة شاة، ليس فيها شيء حتى تبلغ المائة۔ ولا يفرق بين مجتمع ولا يجمع بين متفرق مخافة الصدقة۔ وما كان من خليطين فإنهما يتراجعان بالسوية۔ ولا يؤخذ في الصدقة هرمة ولا ذات عوار من الغنم ولا تيس الغنم إلا أن يشاء المصدق۔ اکنون به فصل زکات می‌رسیم. پیامبر، که درود و سلام الله بر او باد، می‌فرماید: در مورد شترها، زکات از پنج شتر آغاز می‌شود. در مورد گوسفندان، از چهل رأس شروع می‌شود. این بدان معنا نیست که برای پنج شتر، یک شتر داده می‌شود. امروز جزئیات آن را توضیح خواهیم داد. پیامبر، که درود و سلام الله بر او باد، می‌فرماید: برای پنج شتر یک گوسفند، برای ده شتر دو گوسفند، برای پانزده شتر سه گوسفند و برای بیست شتر چهار گوسفند داده می‌شود. بنابراین شتری داده نمی‌شود؛ همیشه گوسفند داده می‌شود، یکی برای پنج شتر، دو تا برای ده تا. تا این تعداد، گوسفند داده می‌شود. از ۲۵ تا ۳۵ شتر، یک شتر ماده در سال دوم زندگی‌اش داده می‌شود. یعنی اگر تعداد بیشتر شود، پس از آن شتر داده می‌شود. کسی که ۲۵ تا ۳۵ شتر دارد، به عنوان زکات یک شتر ماده در سال دوم زندگی‌اش می‌دهد. اگر یکی بیشتر از ۳۵ باشد، تا رسیدن به ۴۵، یک شتر ماده در سال سوم زندگی‌اش داده می‌شود. بنابراین از شتر کوچک‌تر به شتر بزرگ‌تر می‌رسیم، و این روال تا ۴۵ شتر ادامه می‌یابد. تا ۴۵، یک شتر ماده داده می‌شود. اگر یکی بیشتر از ۴۵ باشد، تا ۶۰ یک شتر ماده در سال چهارم زندگی‌اش داده می‌شود. شترها هر چه سنشان بیشتر می‌شود، ارزشمندتر می‌شوند. به همین دلیل زکات آن‌ها این‌گونه تنظیم شده است. این تا ۶۰ صدق می‌کند، یعنی یک شتر ماده در سال چهارم زندگی‌اش. اگر یکی بیشتر از ۶۰ باشد، تا ۷۵ به همین ترتیب است؛ یک شتر ماده در سال پنجم زندگی‌اش داده می‌شود. اگر یکی بیشتر از ۷۵ باشد، تا ۹۰ دو شتر ماده در سال سوم زندگی‌شان داده می‌شوند. این مقدار تا ۹۰ است. اگر یکی بیشتر از ۹۰ باشد، تا ۱۲۰ دو شتر ماده در سال چهارم زندگی‌شان داده می‌شوند. اگر شترها باز هم بیشتر باشند، برای هر ۵۰ شتر یک شتر ماده در سال چهارم زندگی‌اش و برای هر ۴۰ شتر یک شتر ماده در سال سوم زندگی‌اش داده می‌شود. برای ۱۲۱ تا ۱۲۹ شتر، سه شتر ماده در سال سوم زندگی‌شان داده می‌شود. برای ۱۳۰ تا ۱۳۹ شتر، دو شتر ماده در سال سوم زندگی‌شان و یک شتر ماده در سال چهارم زندگی‌اش داده می‌شود؛ بنابراین دوباره سه تا هستند، اما با سنین متفاوت. برای ۱۴۰ تا ۱۴۹ شتر، دو شتر ماده در سال چهارم زندگی‌شان و یک شتر ماده در سال سوم زندگی‌اش داده می‌شود. برای ۱۵۰ تا ۱۵۹ شتر، سه شتر ماده در سال چهارم زندگی‌شان داده می‌شود. برای ۱۶۰ تا ۱۶۹ شتر، چهار شتر ماده در سال سوم زندگی‌شان داده می‌شود. برای ۱۷۰ تا ۱۷۹ شتر، سه شتر ماده در سال سوم زندگی‌شان و یک شتر ماده در سال چهارم زندگی‌اش داده می‌شود. برای ۱۸۰ تا ۱۸۹ شتر، دو شتر ماده در سال چهارم زندگی‌شان و دو شتر ماده در سال سوم زندگی‌شان داده می‌شود. برای ۱۹۰ تا ۱۹۹ شتر، سه شتر ماده در سال چهارم زندگی‌شان و یک شتر ماده در سال سوم زندگی‌اش داده می‌شود. برای ۲۰۰ شتر، چهار شتر ماده در سال چهارم زندگی‌شان یا پنج شتر ماده در سال سوم زندگی‌شان داده می‌شود. پیامبر، که درود و سلام الله بر او باد، می‌فرماید: بسته به اینکه کدام‌یک از این دو موجود باشد، همان را می‌گیری. این‌ها ظرافت‌های اسلام است. ما البته در اینجا نه شتری داریم و نه چنین دارایی‌ای. نه سه‌ساله و نه پنج‌ساله. اما این سخنان مبارک پیامبر، که درود و سلام الله بر او باد، نشان می‌دهند که اسلام چقدر دقیق است؛ در دو سالگی این، در سه سالگی آن... بنابراین این‌ها مسائل بسیار مهمی هستند. باشد که الله به ما توفیق دهد تا زکات خود را به طور کامل پرداخت کنیم. در مورد گوسفندانی که در چراگاه می‌چرند، از ۴۰ تا ۱۲۰ یک گوسفند، اگر یکی بیشتر از ۱۲۰ باشد تا ۲۰۰، دو گوسفند داده می‌شود، و اگر یکی بیشتر از ۲۰۰ باشد تا ۳۰۰، سه گوسفند داده می‌شود. اگر تعداد گوسفندان بیشتر باشد، برای هر صد گوسفند اضافی یک گوسفند به عنوان زکات واجب می‌شود؛ تا زمانی که به صد نرسند، زکاتی برای آن‌ها وجود ندارد. این‌ها مسائل مربوط به زکات است، البته باید از کسی پرسید که به این امور آگاه باشد. این دستور پیامبر، که درود و سلام الله بر او باد، در مورد حیوانات چراگاهی صدق می‌کند، یعنی حیواناتی که در طویله تغذیه نمی‌شوند. زکات آن‌ها به شکل متفاوتی محاسبه می‌شود، الله بهتر می‌داند. معمولاً یک چهلم است، زیرا بیشتر مردم حیوانات خود را در خانه تغذیه می‌کنند. پیامبر، که درود و سلام الله بر او باد، می‌فرماید برای حیواناتی که در چراگاه می‌چرند، تا زمانی که به صد نرسند، زکاتی وجود ندارد. جایز نیست از ترس افزایش یا کاهش زکات، گله‌ی یکپارچه‌ای را جدا کرد یا گله‌های جداگانه را با هم یکی کرد. زکاتی که از دارایی مشترک دو نفر گرفته می‌شود، به طور مساوی (بر اساس سهم‌شان) بین آن‌ها تقسیم می‌شود. در هنگام گرفتن زکات، نباید حیوانات پیر، معیوب یا حیوانات نر مولد گرفته شوند. تنها در صورتی که جمع‌آورنده زکات بخواهد، می‌تواند این را بپذیرد، و صاحبان زکات خود را بر آن اساس می‌دهند. با این حال، در مورد مسائل زکات باید پرس‌وجو کرد. اگرچه امروزه افراد کمی گوسفند یا بز دارند، اما باز هم تصوری از آن وجود دارد. در اینجا نکته‌ای وجود دارد؛ البته در آن زمان فریبی در کار نبود، اما مردم امروز کارهایی شبیه به «ترفندهای شرعی» (حیل) انجام می‌دهند. شخص دارایی خود را با دارایی دیگران مخلوط می‌کند، دارایی دیگران را به دارایی خود می‌افزاید، و دوباره آن را جدا می‌کند. پیامبر، که درود و سلام الله بر او باد، تأکید می‌کند که انجام این کار جایز نیست. قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: قد عفوت عن الخيل والرقيق، فهاتوا صدقة الرقة من كل أربعين درهما درهم، وليس في تسعين ومائة شيء، فإذا بلغت مائتين ففيها خمسة دراهم، فما زاد فعلى حساب ذلك۔ وفي الغنم في كل أربعين شاة شاة، فإن لم تكن إلا تسع وثلاثين فليس عليك فيها شيء۔ وفي البقر في كل ثلاثين تبيع، وفي الأربعين مسنة، وليس في العوامل شيء۔ وفي خمس وعشرين من الإبل خمسة من الإبل، فإذا زادت واحدة ففيها ابنة مخاض، فإن لم تكن ابنة مخاض فابن لبون ذكر إلى خمسين۔ وإلى خمس وثلاثين، فإذا زادت واحدة ففيها بنت لبون إلى خمس وأربعين۔ فإذا زادت واحدة ففيها حقة طروقة الجمل إلى ستين۔ فإذا كانت إحدى وتسعين ففيهما حقتان طروقتا الجمل إلى عشرين ومائة۔ فإن كانت الإبل أكثر من ذلك ففي كل خمسين حقة، ولا يفرق بين مجتمع ولا يجمع بين متفرق خشية الصدقة۔ ولا يؤخذ في الصدقة هرمة ولا ذات عوار ولا تيس إلا أن يشاء المصدق۔ وفي النبات ما سقته الأنهار أو سقت السماء العشر، وما سقي بالغرب ففيه نصف العشر۔ پیامبر، که درود و سلام الله بر او باد، دوباره موضوع زکات را توضیح می‌دهد: من شما را از زکاتِ اسب‌ها و بردگان معاف کرده‌ام. پیامبر، که درود و سلام الله بر او باد، می‌فرماید: یعنی کسی که اسب یا برده دارد، از زکات آن‌ها معاف است و از آن‌ها زکاتی خواسته نمی‌شود. اما زکات نقره را بیاورید، و آن یک درهم برای هر چهل درهم است. برای صد و نود درهم زکاتی نیست. تا زمانی که از صد و نود تجاوز نکند، زکاتی تعلق نمی‌گیرد؛ این همان نصاب (حداقل مقدار) است. اما اگر به دویست درهم برسد، پنج درهم داده می‌شود. برای مقادیر بیشتر از دویست درهم، زکات بر اساس همین نسبت محاسبه می‌شود. بنابراین از دویست درهم به بالا، درصد زکات پول ثابت است، در حالی که در مورد حیوانات تغییراتی وجود دارد. در مورد گوسفندانی که در چراگاه نگهداری می‌شوند، تا صد و بیست گوسفند، یک گوسفند برای هر چهل گوسفند داده می‌شود. اگر سی و نه گوسفند داری، لازم نیست چیزی بدهی؛ اگر تعداد به چهل نرسد، یعنی سی و نه باشد، زکات واجب نیست. در مورد گاوها، برای هر سی گاو یک «تبیع»، یعنی یک گوساله یک ساله، داده می‌شود. برای هر چهل گاو یک «مسنه»، یعنی یک گاو ماده دو ساله، داده می‌شود. در مورد اول یک گوساله یک ساله داده می‌شود، در مورد دوم یک گاو ماده دو ساله. برای شترهای کاری که برای آبیاری یا کشاورزی استفاده می‌شوند، چیزی داده نمی‌شود. پیامبر، که درود و سلام الله بر او باد، می‌فرماید: یعنی برای شترهای غیرتجاری که در آسیاب‌های آبی یا مزارع برای کشاورزی استفاده می‌شوند، زکاتی وجود ندارد. برای ۲۵ شتر، پنج گوسفند داده می‌شود. اگر یکی بیشتر از ۲۵ باشد، تا ۳۵ یک شتر ماده در سال دوم زندگی‌اش داده می‌شود. اگر شتر ماده‌ای در سال دوم زندگی‌اش موجود نباشد، یک شتر نر در سال سوم زندگی‌اش داده می‌شود. اگر یکی بیشتر از ۳۵ باشد، تا ۴۵ یک شتر ماده در سال سوم زندگی‌اش داده می‌شود. اگر یکی بیشتر از ۴۵ باشد، تا ۶۰ یک شتر ماده در سال چهارم زندگی‌اش که قابلیت بارداری دارد، داده می‌شود. از ۹۱ تا ۱۲۰، دو شتر ماده در سال چهارم زندگی‌شان داده می‌شوند که قابلیت بارداری دارند. اگر شترها بیشتر باشند، برای هر پنجاه شتر یک شتر ماده در سال چهارم زندگی‌اش داده می‌شود. بنابراین از این تعداد به بعد، محاسبه از نظم ثابتی پیروی می‌کند. جایز نیست که از ترس افزایش یا کاهش زکات، گله‌های یکپارچه را از هم جدا کرد یا گله‌های جدا از هم را یکپارچه ساخت. پیامبر که درود و سلام الله بر او باد می‌فرماید: «بنابراین جایز نیست با تقلب و با گفتن این که "نیمی مال من است و نیمی مال تو"، از پرداخت زکات فرار کرد.» در زکات، حیوانات پیر، بیمار یا حیواناتی که برای تولید مثل نگهداری می‌شوند، گرفته نمی‌شوند. پیامبر که درود و سلام الله بر او باد می‌فرماید: حیواناتی که برای تولید مثل کنار گذاشته شده‌اند را مأمور جمع‌آوری زکات نباید به عنوان زکات بگیرد. اما اگر صاحب آن بخواهد از روی میل خود آن را بدهد، مأمور جمع‌آوری زکات می‌تواند حیوان مولد را بپذیرد. در مورد زکات گیاهان، یعنی محصولات کشاورزی: برای محصولاتی که با آب رودخانه یا باران آبیاری می‌شوند، «عشر»، یعنی یک دهم، داده می‌شود. فرد بذر می‌کارد؛ جویبار یا رودخانه‌ای در باغ دارد و با آن آبیاری می‌کند، یا باران می‌بارد. بابت آب پولی پرداخت نمی‌شود، نه موتوری وجود دارد و نه چاهی، بلکه خودبه‌خود آبیاری می‌شود. در این حالت، یک دهم محصول زکات است. برای محصولاتی که با سطل (یا ماشین‌آلات) آبیاری می‌شوند، نصف عشر داده می‌شود. بنابراین اگر با موتور، از چاه یا با سطل آبیاری شود، سهم آن نصف یک دهم، یعنی یک بیستم است. قال رسول الله صلى الله عليه وسلم عفوت لكم عن صدقة الجبهة والكسعة والنخة۔ پیامبر که درود و سلام الله بر او باد می‌فرماید: «من شما را از پرداخت زکات برای حیوانات کاری مانند اسب و الاغ معاف کرده‌ام.» به حیواناتی مانند اسب و الاغ زکاتی تعلق نمی‌گیرد. قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: العنبر ليس بركاز بل هو لمن وجده۔ پیامبر که درود و سلام الله بر او باد می‌فرماید: «عنبر به عنوان گنجینه پنهان زمین (رکاز) که یک پنجم آن به عنوان زکات واجب شود، محسوب نمی‌شود؛ بلکه متعلق به کسی است که آن را پیدا می‌کند.» آنچه ما عنبر می‌نامیم از نهنگ به دست می‌آید. هر کس آن را در دریا یا جای دیگری پیدا کند، متعلق به اوست. این به عنوان رکاز، یعنی گنج، در نظر گرفته نمی‌شود؛ بنابراین زکاتی به آن تعلق نمی‌گیرد. بنابراین مالیات یک پنجمی از آن دریافت نمی‌شود؛ اما اگر بعداً آن را بفروشد، برای آن پول زکات می‌پردازد. قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: ليس على المسلم في عبده ولا فرسه صدقة۔ پیامبر که درود و سلام الله بر او باد می‌فرماید: «یک مسلمان نه برای برده‌اش و نه برای اسبش نباید زکات بپردازد.» برای آن‌ها زکاتی پرداخت نمی‌شود. قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: ليس على المؤمن زكاة في كرمه ولا في زرعه إذا كان أقل من خمسة أوسق۔ پیامبر که درود و سلام الله بر او باد می‌فرماید: «اگر یک مسلمان کمتر از پنج وسق، یعنی کمتر از پنج بار شتر، محصول داشته باشد، نه برای تاکستان و نه برای محصولش نیازی به پرداخت زکات ندارد.» این نیز حد و مرزی دارد؛ مشخص شده است که از هر چیزی چقدر باید داده شود. قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: ليس على مستفاد مال زكاة حتى يحول عليه الحول۔ پیامبر که درود و سلام الله بر او باد می‌فرماید: «بر مال زکاتی واجب نمی‌شود تا زمانی که یک سال بر آن نگذرد.» قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: ليس في الإبل العوامل صدقة۔ پیامبر که درود و سلام الله بر او باد می‌فرماید: «برای شتران کاری زکاتی وجود ندارد.» به این معنی که برای شترانی که با آن‌ها بار می‌برید یا برای کارهای روزمره استفاده می‌کنید، زکاتی وجود ندارد. اما اگر آن‌ها برای تجارت یا پرورش (چرا در مراتع) نگهداری شوند، به آن‌ها زکات تعلق می‌گیرد. قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: ليس في الأوقاص شيء۔ پیامبر که درود و سلام الله بر او باد می‌فرماید: «برای مقادیر میانی (اوقاص) زکاتی وجود ندارد.» منظور او از مقادیر میانی این است: به مالی که بین دو حد نصاب زکات قرار دارد، یعنی مالی که هنوز یک سال بر آن نگذشته است، زکات اضافی تعلق نمی‌گیرد. قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: ليس في الحلي زكاة۔ پیامبر که درود و سلام الله بر او باد می‌فرماید: «بر زیورآلات زکاتی وجود ندارد.» قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: ليس في الخيل والرقيق زكاة، إلا زكاة الفطر في الرقيق۔ پیامبر که درود و سلام الله بر او باد می‌فرماید: «به استثنای زکات فطر (زکات فطره) برای بردگان، به اسب‌ها و بردگان زکاتی تعلق نمی‌گیرد.» برای یک برده تنها زکات فطر پرداخت می‌شود، زکات دیگری لازم نیست.

2026-02-23 - Dergah, Akbaba, İstanbul

قُلۡ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحۡيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ (6:162) لَا شَرِيكَ لَهُۥۖ وَبِذَٰلِكَ أُمِرۡتُ وَأَنَا۠ أَوَّلُ ٱلۡمُسۡلِمِينَ (6:163) مفهوم کل زندگی ما را دقیقاً همین آیه نشان می‌دهد. در واقع همه آیات آن را نشان می‌دهند: زندگی و مرگ ما برای رضایت الله است. انسان باید زندگی خود را بر این اساس تنظیم کند. زیرا انسان برای این دنیا آفریده نشده است. الله می‌خواهد که انسان‌ها هم در این دنیا و هم در آخرت به خاطر رضایت او، بندگی‌اش کنند. بیشتر انسان‌ها سردرگم هستند و با این فکر تقلا می‌کنند: «چرا آفریده شده‌ام، چرا در این دنیا هستم؟ من باید به چیزی برسم تا زندگی‌ام را نجات دهم.» در حالی که تنها چیزی که واقعاً انسان را نجات خواهد داد، قرار داشتن در راه الله است. یعنی به گونه‌ای زندگی کند که الله می‌خواهد. و آن چیست که الله می‌خواهد؟ انجام عبادات واجب – نماز، روزه، زکات و حج. چگونه این کار را انجام خواهی داد؟ تو هر روز آن را انجام خواهی داد. تا کی؟ تا زمان مرگت. پس از مرگ، در آخرت، دیگر به هیچ وجه نماز، روزه، زکات یا عبادت دیگری وجود نخواهد داشت. تو این عبادات را تا زمانی که در این دنیا هستی انجام خواهی داد. اما این عبادات چگونه باید انجام شوند؟ تو باید آن‌ها را به یک عادت ثابت تبدیل کنی. تو نمازت را پنج بار در روز ادا خواهی کرد. امروزه برخی افراد با این تصور که مردم را به دین نزدیک‌تر می‌کنند، توصیه‌هایی می‌کنند که در واقع آن‌ها را از دین دور می‌سازد. آن‌ها می‌گویند: «تو باید نمازت را در خشوع کامل بخوانی، نباید آن را فقط به یک عادت تبدیل کنی.» اما چگونه چنین چیزی ممکن است بدون اینکه آن را به یک عادت همیشگی تبدیل کرد؟ طبیعتاً این به یک واکنش خودکار تبدیل خواهد شد. تو پنج بار در روز نماز می‌خوانی؛ بدیهی است که آن را به یک روال تبدیل می‌کنی تا نماز را ترک نکنی. تا وقتی آن را از دست می‌دهی، تو را غمگین و بی‌قرار کند و تنها زمانی دوباره آرامش بیابی که آن نماز را ادا کنی. یعنی تو نباید از راه راست منحرف شوی. به این نظم عادت کن و نمازهای پنجگانه را هر روز ادا کن. در تمام طول زندگی‌ات به نماز خواندن ادامه بده. در مورد روزه نیز وضعیت به همین شکل است. سخن بسیار زیبایی از سیدنا علی (کرم الله وجهه) وجود دارد: „Kalimatu haqqin urida bihal-batil.“ یعنی این سخن در ذات خود حق است، اما با آن هدف باطلی دنبال می‌شود. اصلاً اجازه نده این حرف‌ها تو را گمراه کنند. آن‌ها می‌گویند: «نباید با عجله و بی‌دقت نماز خواند، این‌گونه نماز باطل است.» آن‌ها به مردم فشار می‌آورند و می‌گویند: «اگر نمازهای پنجگانه با خشوع عمیق خوانده نشوند، پذیرفته نخواهند شد.» انگار تو کسی هستی که بابت نماز حسابرسی می‌کنی! الله، بلندمرتبه و توانا، می‌فرماید: «سخت نگیرید، نمازتان را بخوانید.» او می‌فرماید: «نمازهای پنجگانه واجب خود را ادا کنید، زکاتتان را بپردازید و روزه بگیرید.» زمان‌های عبادات مشخص است؛ هیچ دلیلی وجود ندارد که مردم را این‌قدر تحت فشار قرار داد. پیامبر ما، که درود و سلام الله بر او باد، در زمان خود به صحابه فرمودند: «اگر صد درصدِ آنچه را که دستور داده شده انجام ندهید، عبادات شما پذیرفته نمی‌شود.» پیامبر ما (صلی الله علیه و سلم) فرمودند که عبادات باید بدون نقص و صد درصدی انجام شوند. اما ایشان همچنین فرمودند: «اگر مردم آخرالزمان حتی یک درصد از آنچه دستور داده شده را انجام دهند، عباداتشان پذیرفته می‌شود.» امروزه پیش‌نمازها، حاجی‌ها و افراد مشابه بسیاری هستند که تصور می‌کنند کار خوبی انجام می‌دهند، اما نمی‌دانند چه می‌گویند یا چه می‌کنند و به این ترتیب مردم را از دین دور می‌سازند. آن‌ها در مسجد می‌ایستند، نحوه نماز خواندن مردم را تماشا می‌کنند و از آن‌ها انتقاد می‌کنند. در نتیجه، آن شخص یک یا دو بار این موضوع را تحمل می‌کند، اما بعد دیگر به مسجد نمی‌آید، و بار سوم حتی در خانه هم نماز نمی‌خواند. آن‌ها با این نوع دخالت، آسیب بزرگی به بار می‌آورند! تو نمازت را بخوان، الله آن را خواهد پذیرفت. مردم همین‌طور هم به اندازه کافی با وسوسه‌ها و تردیدها درگیر هستند. با چنین انتقاداتی آن‌ها وضعیت مردم را بدتر هم می‌کنند. باشد که الله عبادات همه ما را بپذیرد. نترسید؛ تا زمانی که نماز خود را می‌خوانیم و نیت ما کسب خشنودی الله است، ان‌شاءالله همان‌طور که در آیه ذکر شده است، زندگی ما، مرگ ما و تمام اعمال ما برای رضایت الله خواهد بود.

2026-02-22 - Dergah, Akbaba, İstanbul

پیامبر ما، درود و سلام الله بر او باد، با این مضمون فرمودند: «بهترین کارها در همه امور، میانه‌روی است.» منظور پیامبر ما، که درود و سلام الله بر او باد، این بود که بهتر است در هیچ کاری دچار افراط و تفریط نشویم. پیامبر ما، که درود و سلام الله بر او باد، می‌فرمایند: «انتخاب راه میانه در همه کارها بهترین است.» ایشان فرمودند: «افسار را نه خیلی شل کنید و نه خیلی محکم بکشید.» این امر در تمام جنبه‌های زندگی صدق می‌کند: چه در عبادت، چه در برخورد با دیگران، خانواده یا کودکان - این بهترین طرز رفتار است. امروزه مردم اغلب یا بیش از حد سخت‌گیر هستند یا بیش از حد ملایم و آسان‌گیر. طبیعت انسان این‌گونه است: هر چه به کسی آزادی بیشتری بدهید، بیشتر طلب می‌کند – این موضوع پایانی ندارد. بنابراین، برای اینکه انسان قدر چیزها را بداند، باید حد و مرزی وجود داشته باشد. اما این کار نباید با خشونت، بلکه باید با نرمی و احتیاط انجام شود. این طرز رفتار را باید یاد گرفت. امروزه به این کار «دیپلماسی» می‌گویند. چگونه کار می‌کند؟ شما بدون هیچ اجباری به هدف خود می‌رسید: طرف مقابل کاری را که شما می‌خواهید انجام می‌دهد، اما فکر می‌کند که این کار را با میل خود انجام داده است. در حالی که شما تنها به‌طور نامحسوس به او فهمانده‌اید که چگونه رفتار کند، یا شرایط را به‌طور مناسب برایش فراهم کرده‌اید. در خانواده، میان خواهر و برادرها و در برخورد با دیگران نیز دقیقاً باید همین‌گونه باشد. اگر دائماً با خشونت با دیگران برخورد کنید، هیچ‌کس شما را نمی‌پذیرد. حتی اگر در لحظه اول سکوت کنند، در اولین فرصت در برابر شما خواهند ایستاد و تمام زحماتتان هدر خواهد رفت. به همین دلیل روابط با خانواده و فرزندان بسیار حائز اهمیت است. اغلب برادرانی نزد من می‌آیند و شکایت می‌کنند: «پسر یا دخترم الان ۱۴ یا ۱۵ ساله است و به شدت سرکش و نافرمان شده است.» این حکمت الله است: در این سن آن‌ها به بلوغ می‌رسند و بدنشان تغییر می‌کند. آن‌ها در حال گذر از دوران کودکی به جوانی هستند. در گذشته، آن‌ها در ۱۵ سالگی مردان و زنانی بالغ بودند و خانواده‌ای را تأمین می‌کردند - اما امروزه دیگر این‌طور نیست. اما از نظر جسمی، همچنان همان روند رشد را طی می‌کنند. به حکمت الله، انسان با رسیدن به سن بلوغ تغییرات عظیمی را تجربه می‌کند. به همین دلیل در این مرحله باید با دقت و توجه ویژه‌ای رفتار کرد. برخی از والدین به فرزند خود نگاه می‌کنند و وحشت‌زده می‌شوند: «چه اتفاقی افتاده است؟ آیا تسخیر شده است؟ آیا جنی در او حلول کرده است؟» در حالی که اصلاً هیچ اتفاق غیرعادی نیفتاده است؛ تنها بدن او تغییر می‌کند، دقیقاً همان‌طور که الله در حکمت خود مقدر کرده است. آن‌ها کودکی را پشت سر می‌گذارند و به زنان و مردان جوانی تبدیل می‌شوند. باید این روند را به‌خوبی همراهی کرد و رفتار درستی با آن‌ها داشت. انسان این را کم‌کم یاد می‌گیرد. شما نباید نه خیلی سخت‌گیر باشید و نه آن‌ها را کاملاً به حال خود رها کنید. باید آن‌ها را با درایت و ظرافت هدایت کنید و به آن‌ها کمک کنید تا این مرحله را به‌خوبی پشت سر بگذارند. باشد که الله به آن‌ها عمری طولانی و با برکت عطا فرماید. زیرا فرزندان ما مهم‌ترین چیز هستند؛ آن‌ها باارزش‌ترین گنج برای بشریت و اسلام به شمار می‌روند. ما نباید اجازه دهیم که آن‌ها تباه شوند. الله ما را از آن حفظ کند. پیامبر ما، که درود و سلام الله بر او باد، همواره مهربان بود. و یاران ایشان نیز سرشار از رحمت و مهربانی بودند. ایشان به ما آموختند که مهربان باشیم و چگونه با دیگران رفتار کنیم - ما نیز باید این را به خاطر بسپاریم و به آن عمل کنیم. باشد که الله ما را یاری کند و فرزندانمان را محفوظ بدارد. باشد که او فرزندان همه مسلمانان را حفظ کند و به همه انسان‌های دیگر نیز هدایت بخشد، ان‌شاءالله.

2026-02-21 - Dergah, Akbaba, İstanbul

شَهۡرُ رَمَضَانَ ٱلَّذِيٓ أُنزِلَ فِيهِ ٱلۡقُرۡءَانُ هُدٗى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَٰتٖ مِّنَ ٱلۡهُدَىٰ وَٱلۡفُرۡقَانِۚ (2:185) ماه مبارک رمضان ماهی است که الله آن را دوست دارد. فضیلت آن واقعاً بزرگ است؛ پاداش عبادات انجام شده در نزد الله بی‌اندازه است. واقعاً بی‌اندازه است. بنابراین، انسان باید تا آنجا که می‌تواند کارهای نیک انجام دهد و عبادت کند. و حتی اگر انسان قادر به انجام آن نباشد، حداقل باید این نیت را داشته باشد: «من قصد دارم تمام ماه رمضان را به گونه‌ای سپری کنم که مورد پسند الله عزوجل باشد.» خطاهای ما بی‌شمارند. بیایید آنچه در توان داریم انجام دهیم، و امید است که الله ما را بر اساس نیت‌هایمان پاداش دهد. زیرا این مهم‌ترین چیز است. برخی از مردم عبادات زیادی انجام می‌دهند و برخی دیگر کمتر. مهم‌ترین چیز در این میان، جلب رضایت الله عزوجل است. اگر در هر کاری که انجام می‌دهی، نیتت جلب رضایت الله باشد، به لطف این نیت پاداش کامل از جانب او دریافت خواهی کرد - حتی اگر عمل تو کوچک بوده باشد. الله عزوجل اکرم الاکرمین (بخشنده‌ترینِ بخشندگان) است؛ او از خطاهای کوچک چشم‌پوشی می‌کند. با این حال، نکاتی وجود دارد که حتماً باید به آن‌ها توجه کرد. افرادی هستند که دیگران را با سؤالاتی مانند: «روزه چه زمانی باید شروع شود، چه زمانی باید افطار کرد؟» گیج می‌کنند. حتی شنیده‌ایم افرادی ادعا می‌کنند: «انسان می‌تواند تا زمان طلوع خورشید غذا بخورد.» آن‌ها با گفتن جملاتی مانند: «زمان امساک فلان وقت است.» باعث سردرگمی می‌شوند. به همین دلیل در این موضوع باید احتیاط کرد. پس از فرا رسیدن زمان امساک، مطلقاً نباید چیزی خورد. آن‌ها ادعا می‌کنند که می‌توان تا طلوع آفتاب غذا خورد و در این میان خود را به‌عنوان عالم نیز نشان می‌دهند. اما این‌طور نیست؛ آن‌ها جاهل هستند. هیچ دلیلی وجود ندارد که روزه یک ماه کامل رمضان را به‌خاطر پنج یا ده دقیقه به خطر انداخت یا باطل کرد. فرمان الله عزوجل روشن است: ما باید به راه و حدودی که او تعیین کرده است پایبند باشیم. این نکته کلیدی است. کاستی‌ها در سایر عبادات می‌تواند با نیت درست جبران شود، اما در مورد این زمان‌ها باید بسیار دقیق بود. زمان سحر، یعنی امساک، معمولاً تا هنگام اذان ادامه دارد. پس از آن دیگر نباید چیزی خورد. با این حال، برای اطمینان بیشتر، بهتر است ۵ تا ۱۵ دقیقه قبل از اذان از خوردن و آشامیدن دست کشید. این‌گونه انسان از روزه خود محافظت می‌کند و محتاطانه عمل می‌نماید. در گذشته افرادی به نام «موقت» وجود داشتند که زمان‌ها را تعیین می‌کردند. موقت کسی است که اوقات شرعی را دقیقاً تنظیم و محاسبه می‌کند. آن‌ها محاسبه می‌کردند که سحر چه زمانی پایان می‌یابد و امساک چه زمانی آغاز می‌شود. امساک به این معناست که از آن لحظه به بعد باید خوردن و آشامیدن را متوقف کرد. تمامی اوقات نماز - چه برای صبح، ظهر یا عصر - توسط موقت‌ها محاسبه می‌شد. امروزه این شغل تقریباً وجود ندارد، اما در عوض ما اکنون تقویم‌های خود را داریم. زمان‌ها بر اساس آن تنظیم می‌شوند. البته داشتن یک موقت واقعی زیباتر بود، اما از آنجا که این روزها دیگر رایج نیست، ان‌شاءالله ما بر اساس تقویم عمل می‌کنیم. اما همان‌طور که گفته شد: کسی که می‌خواهد وجدانی آسوده داشته باشد، برای اطمینان باید ۵ تا ۱۰ دقیقه قبل نیت روزه کند و دیگر چیزی نخورد. اگر برای رضای الله پنج دقیقه زودتر از خوردن دست بکشی، چیزی را از دست نمی‌دهی. واقعاً باید به این موضوع توجه کرد. در غیر این صورت، همان‌طور که پیش‌تر گفته شد: تا زمانی که انسان به اوقات تعیین‌شده پایبند باشد، عبادات انجام‌شده پذیرفته می‌شوند. آن‌ها به عنوان عبادات صحیح پذیرفته می‌شوند و تو رضایت الله را به دست خواهی آورد. الله برای هر چیزی مهلت و زمان مشخصی تعیین کرده است. زمانی برای رمضان و زمانی برای عید وجود دارد؛ به همین ترتیب زمانی برای نماز صبح و نماز ظهر وجود دارد. به عنوان مثال، نماز صبح را نمی‌توان پیش از فرا رسیدن وقت آن خواند. در مورد نماز ظهر نیز همین‌طور است: نمی‌توان آن را پیش از زمان تعیین‌شده‌اش خواند. در مورد نماز عصر کمی انعطاف‌پذیری بیشتر است. در اینجا زمان‌های عصر اول و عصر ثانی وجود دارد، بنابراین می‌توان آن را کمی زودتر یا دیرتر خواند. اما زمان نماز مغرب به‌شدت تعیین شده است؛ آن را نیز نمی‌توان پیش از موعد خواند. در مورد نماز عشا، بازه زمانی دوباره کمی وسیع‌تر است. می‌توان آن را زودتر یا دیرتر خواند، تا زمانی که در محدوده زمانی تعیین‌شده باقی بماند. اما به‌طور کلی باید اوقات نماز را دقیقاً رعایت کرد و به آن‌ها توجه داشت. با این حال، توجه دقیق به زمان‌های افطار و سحر از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. الله قبول کند. الله عبادات ما را بپذیرد. اگر افرادی هستند که ناآگاهانه فریب چنین اظهارات نادرستی را خورده‌اند، باید طلب آمرزش کنند. ان‌شاءالله الله آن‌ها را ببخشد.